---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- گفت و گو با صاحبنظران درباره ديدگاههاي هنري زنده ياد دكتر محمد مددپور ؛ حادثه دستبرد زد و فراق ياغي شد...
اشاره: دكتر محمد مددپور، انديشمند و متفكر فرهيخته كشورمان جداي از مباحث صرفاً فلسفي به تأملاتي پيرامون هنر و مباحث آن نيز مي پرداخت و در زمينه مسائل و مباحث هنري صاحب تأليفات ارزشمندي بود. وي در حالي از ميان ما پر كشيد كه در طليعه سال
نو قرار داشتيم و اميدوار روزهاي بهتر... اما باز هم حادثه دستبرد زد و فراق ياغي شد و او رفت. به همين بهانه گفت و گويي با اهالي هنر و ادبيات كشور در خصوص نظريات هنري اين استاد فرزانه ترتيب داده ايم كه از نظرتان مي گذرد.
هر وقت بحث تحليل و بررسي هنر بود، از دكتر مددپور كمك مي گرفتيم فرج ا... سلحشور كارگردان سينما و تلويزيون خاطره خاصي از ايشان به ذهن ندارم، ولي چيزي كه يادم مانده اين است كه هر وقت حرف تحليل و بررسي هنر مي شد، همه از دكتر مددپور كمك مي خواستند و او هم در همايشها و سخنراني هايش، اندوخته ها و انديشه هاي خويش را عرضه مي كرد. متأسفانه فرهنگ و هنر كشورما هنوز به اين نقطه نرسيده كه از اين شخصيتها به موقع بهره برداري كند و فقط به سخنرانيها و همايشها محدود شده است. آنچه مسلم است اين كه، وجود شخصيتهايي مثل زنده ياد مددپور تأثيري انكارناپذير در ارتقاي سطح كيفي و كمي هنر در كشور ما داشته و دارد، و اگر بخواهيم از اين افراد تنها در زمان مرگ ياد كنيم و براي آنها بزرگداشت ترتيب بدهيم، بايد به همين يادمان هاي شتابزده بسنده كنيم. ما بايد اين بزرگان را آن طور كه شايسته است بشناسيم و سعي كنيم تا وقتي گوهر وجودي آنها در ميان ما هست، از وجودشان بهره ببريم. دكتر مددپور در كتابي به نام "سير و سلوك سينمايي" به بررسي و تعمق درباره توانايي هاي گسترده اين رسانه نوين در عرصه ارتباطات و تأثيرات آن در جامعه امروز بشري پرداخته است كه مسلماً مطالعه و استفاده عملي سينماگران ما از اين دست آوردهاي فكري در حيطه نظري سينما، يكي از نيازهاي جدي سينماي امروز ماست.
دكتر مددپور ديدگاههايي بديع درباره هنر داشت سميرا اصلان پور/ داستان نويس در جلساتي كه پژوهشكده فرهنگ و انديشه اسلامي برگزار مي كرد، شركت مي كردم و با ايشان آشنا شدم ايشان انديشه هايي والا در خصوص فرهنگ، ادبيات و هنر داشتند. در اين حوزه صاحب ديدگاههايي تازه و بديع بودند. در اين جلسات، در مورد سبكهاي ادبي غربي و شيوه هاي نفوذ غرب در اين زمينه صحبت مي كردند و ديدگاههاي جالبي داشتند. ايشان شخصيتي متعهد بودند و واقعاً از خبر درگذشت ايشان متأسف شدم.
مشكل سينماي ما فقر بنيان هاي نظري و فلسفي است جمال شورجه/ كارگردان سينما و تلويزيون من پاره اي از مباحث فلسفه هنر ايشان را از طريق تلويزيون دنبال مي كردم؛ مثل ميزگردها و گفت و گوهاي فلسفه هنر. مدرس دانشگاه بودند و واقعاً با توجه به پيشينه اي اعتقادي كه ايشان داشتند، خبر درگذشتشان برايم تأسف بار بود و فقدان ايشان آن هم در ايام سال نو، خسران جبران ناپذيري براي جامعه هنري ماست. تا آنجا كه مي دانم، انديشه ها و ديدگاههاي ايشان در دانشگاه بسيار تأثيرگذار بوده است. مباحث كاملاً روشنگرانه، با ريشه و داراي زيربناي اعتقادي و اصولي در خصوص هنر داشتند. حضور اين شخصيتها در جامعه بخصوص براي نسل جوان بسيار تأثيرگذار است و تأسفم از اين است كه چهره هايي مثل مرحوم مددپور را تا زماني كه در قيد حيات هستند، كمتر مي بينيم و مي شناسيم و به نوعي به اين افراد كم توجهي مي شود. اين شخصيت ها تا زمان حيات، محدود به دانشگاه و دانشجويان مي مانند و چه خوب بود اگر از طريق رسانه هايي مثل تلويزيون، عموم مردم بيشتر از انديشه هاي اين افراد بهره مي بردند، آن هم شخصيتي مثل دكتر مددپور كه مي توانست در جهت سوق دادن نسل جوان به سمت انديشه هاي ديني بسيار تأثيرگذار باشد. يكي از مشكلاتي كه سينماي امروز ما با آن دست به گريبان است فقر بنيان هاي نظري و فلسفي در اين حيطه است كه باعث مي شود اگر شاهد جرقه اي هم در آثار فيلمسازان ايراني هستيم اين درخشش گذرا و مقطعي باشد. يك فيلمساز ايراني با يكي دو فيلم در جشنواره هاي داخلي و خارجي مطرح مي شود و به زودي هم به فراموشي سپرده مي شود. اينجاست كه تفكرات و تأملات افرادي مثل زنده ياد مددپور كه مي تواند به مرور به شكل گيري زير ساخت هاي فكري در سينما بينجامد، مي تواند به كمك اين سينما بيايد. به هر حال در مورد ايشان بايد بگويم كه شخصيتي بسيار صادق و خالص بود كه انديشه هايش مي توانست به هنر و ادب اين سرزمين در جهت مسائل بنيادي كمك كند.
از بسياري شاعران، به شعر مسلط تر بود عليرضا قزوه/ شاعر من دكتر مددپور را از دور مي شناختم و ديدگاههاي ايشان را در خصوص ادبيات و هنر دنبال مي كردم. اما شناخت بيشتر من برمي گردد به يك جلسه نقد شعر. در اين جلسه، مثنوي -اين همه يوسف- من را بررسي كردند. اين مثنوي را در حال و هواي جبهه و جنگ سروده بودم. آنچه برايم خاطره انگيز و به يادماندني شد، اين بود كه ايشان از يك شاعر هم بيشتر به ادبيات واقف بودند. شناخت و آشنايي ايشان با ادبيات و سبكهاي ادبي بسيار وسيع و گسترده بود، و نقدي كه براي مثنوي- اين همه يوسف- من ارائه كردند، هرگز از ذهنم نخواهد رفت. تنها چيزي كه مي توانم بگويم اين است كه فقدان افرادي مثل دكتر مددپور، ضايعه اي است جبران ناپذير براي ادبيات و هنر كشورمان، زيرا سالها وقت مي طلبد كه چهره هاي صاحب نظري مثل ايشان دوباره ظهور و بروز نمايند.
همكاري مجدانه اي با شهيد آويني داشت محمد رضا سرشار- نويسنده دكتر مددپور، دكتراي فلسفه اش را از آلمان گرفت. از همان سنين جواني خيلي جدي و علاقه مند، به تحقيق و پژوهش روي آورد. هم مي آموخت و هم آموزش مي داد. من مدتي را در حوزه هنري با ايشان همكار بودم. حتي چند سالي هم با ايشان در خانه هاي سازماني، همسايه بوديم، و آنچه از ايشان به ذهن دارم، علاقه فوق العاده به كارش بود كه بسيار بارز ديده مي شد. ايشان دوستي هايي هم با شهيد سيد مرتضي آويني داشت كه به لحاظ مشي فلسفي در يك جهت سير مي كردند. از جمله كساني بود كه با شروع كار مجله سوره با تصدي سر دبيري آن، همكاري مجدانه اي با شهيد سيد مرتضي آويني و سيد محمد آويني داشت. زنده ياد مددپور از جمله كساني بود كه در حوزه فلسفه هنر ديدگاههاي قابل طرحي داشتند و خيلي از افراد از نظرات ايشان استفاده مي كردند بايد بگويم كه من به طور مستقيم و غير مستقيم تأثير آثار ايشان را بر روي نويسندگان ديده ام. غير از كتب متعددي كه از ايشان منتشر شده، اخيراً واحد پژوهش حوزه هنري در حدود 16 كتاب از ايشان را در دست آماده سازي و انتشار دارد كه حتي برخي از آنها زير چاپ هستند و همين امر در گذشت ايشان را بسيار تأسف برانگيز تر كرده است. از ايشان چندين عنوان كتاب در حيطه هنر و فلسفه هنر نيز چاپ شده است كه از مهمترين آنها مي شود به "سير فرهنگ و ادب در ادوار تاريخي" و "آراي متفكران درباره هنر" اشاره كرد كه مورد اخير در سه جلد به آراي متفكران شرق، آراي متفكران يونان و آراي متفكران مسلمان و مسيحي درباره هنر پرداخته است. بي ترديد مطالعه اين كتابها براي همه هنرمندان و علاقه مندان به هنر و مباحث هنري، خالي از لطف نخواهد بود. مليحه پژمان
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- حصول نوعي درام شناسي ؛ يادداشتي پيرامون كتاب "نشانه شناسي تئاتر و درام"
"تئاتر يكي از غني ترين و پيچيده ترين شكلهاي ارتباط است. براي نشانه شناسان، تئاتر آزمايشگاهي آرماني است، زيرا در عمل همه حالات دلالت و رمزگان هاي ارتباطي در آن دخيل بوده و عرصه اي است كه بسياري از مسايل بنيادي تحليل نشانه شناختي را مي توان در آن پي گرفت."
كتاب "نشانه شناسي تئاتر و درام" كه در دنياي انگليسي زبان نخستين كتاب جامع نشانه شناسي تئاتر و درام است ، سير رويكردهاي نشانه شناختي اجراي تئاتري را از تحليل ساختگرايان مكتب پراگ از نشانه تئاتري در دهه 1930 تا نظريه هاي جاري در باب رمزگان، متن و گفتمان دنبال مي كند. پس از ارايه الگويي از ارتباط تئاتري و بررسي عرصه هاي مختلف از جمله نشانه شناسي حركات، روابط مكاني، قراردادهاي تئاتري، دريافت مخاطب و ...؛ مؤلف، توجه ما را به ساختار و "منطق" درام و تحليل گفتمان دراماتيك جلب و رويكردي تازه به نشانه شناسي تئاتر را ارايه مي كند. او معتقد است كه متون دراماتيك را بايد به روش ويژه اي تقطيع كرد، بدين ترتيب نوعي "درام شناسي" به دست مي آيد كه صرفاً اقتباس از روايت شناسي يا بوطيقاي ادبي مفهوم عام آن نيست." آنچه ذكر شد، مؤخره كتاب "نشانه شناسي تئاتر و درام" نوشته "كرالام" استاد زبان انگليسي دانشگاه فلورانس است كه توسط "دكتر فرزان سجودي"- زبان شناس- و استاد دانشگاه تهران ترجمه شده و نقش "دكتر قطب الدين صادقي" نيز در شكل گيري مجموعه اين كتاب- به عنوان تئاتر شناس- در كنار مترجم، كاملاً مؤثر بوده است. "نشانه شناسي تئاتر و درام" با شمارگان 2200 نسخه، توسط نشر قطره به چاپ رسيده و مؤلف آن در مجموع با حركت از كل به جزء، پس از ارائه شناخت پيرامون مجموعه تئاتر امروز جهان، به جزييات و عناصر تشكيل دهنده تئاتر از ديد نشانه شناختي مي پردازد. مبناي تدوين كتاب در ابتدا، بررسي نشانه شناسي به عنوان علمي كامل، مهم و قابل توجه است. "كرالام" پس از طبقه بندي نشانه از طريق رابطه نشانه ها- به سان نظامي از رمزگانهاي ارتباطي- بر مبناي نظريات ساختگرايانه با تئاتر، به تفسير علمي تئاتر و درام از ديدگاه نشانه شناسي مي پردازد.
آيا تئاتر ارتباط برقرار مي كند؟ پس از بررسي نشانه شناختي ساختار درام، فرايند ارتباط- و انتقال و دريافت- به صورت يك جريان پويا در ميان تماشاگر و تئاتر، مورد بررسي قرار مي گيرد. "كرالام" با ترسيم نموداري كه از منبع، فرستنده، مجرا، گيرنده، پيام و ... تشكيل شده، فرايند رمزگذاري و رمز گشايي در تئاتر را مورد بررسي قرار مي دهد و الگويي مشخصي از انتقال پيام، دريافت آن و در نتيجه شكل گيري فرايند ارتباطي را از طريق كاركرد نظامهاي نشانه اي تحليل مي كند. پس از پرداختن به اين مباحث، بحثهاي نشانه شناختي تئاتر وارد مرحله جزيي تري شده و مكان و زمان در تئاتر به صورت جزيي از ساختار ارتباطي نمايش بررسي مي گردند و دنياي واقعي با جهان ممكن ساختگي در نمايش كه هر دو مقوله مكان و زمان (به گونه اي ديگر) را در خود دارند، مورد توجه قرار مي گيرند. "اينكه هنر آوانگارد اصول فرهنگي و هستي شناختي دنياي "واقعي" را به حال تعليق درآورده است، شايد باعث شود كه در درك خود از جهان تعمق بيشتري بكنيم، ولي باعث گسست كامل ما از آن نمي شود." در اين بخش، دنياي دراماتيك به صورت جهاني مستقل ارزيابي مي شود كه به دنياي "واقعي" ارجاع نمي دهد. سپس چهار سطح زماني در ساختار نشانه شناختي درام معرفي مي گردد؛ زمان حال، زمان پيرنگ، زمان تقويمي و زمان تاريخي و بر اين اساس، داستان و پيرنگ به سان دو مقوله مهم و مجزا در تئاتر مطرح مي شوند: "در داستان، همه رويدادها در يك سطح اتفاق نمي افتند و يك زنجيره منطقي و زماني (تقويمي) را تشكيل مي دهند. اما در پيرنگ اين رويدادها، به لحاظ روش بازنمايي به شدت از هم متمايزند... بديهي است، داستان از پيرنگ استخراج مي شود." "كرالام" در ادامه عناصر جزيي تر موجود در ساختار درام، چه آنهايي را كه به لحاظ عيني كاركرد پيدا مي كنند و چه آنها را كه به صورت تفسيري مطرح مي شوند ارايه مي كند و مورد تحليل و بررسي قرار مي دهد. ارائه الگوي نشانه اي "سوريو" در حساب دراماتيك و نمايش الگوي كنش، يكي از اين موارد است كه در شناخت عامل كنش، شخصيت و الگوي دراماتيك مؤثر واقع شده و كمك زيادي به شناخت اجزاي دراماتيك و الگوي مناسبي از كنش مي نمايد. مؤلف، سپس به گفتمان دراماتيك مي پردازد و گويندگان و شنوندگان، بافت و شاخص، راهبردهاي اشاره اي، تقطيع متن دراماتيك و عالم گفتمان و متن را در كنار كنشهاي كلامي، كنشهاي گفتاري روي صحنه و موارد استلزام و صناعات، مورد بررسي قرار مي دهد. مؤخره كتاب هم با رويكردي به سوي يك تحليل درام شناختي از طريق يك طرح درام شناسانه خاتمه مي يابد. زبان ساده مؤلف در ارايه مفاهيم و به كار گيري هدفمند نظرهاي صاحبنظران باعث شده نويسنده در تفسير و تحليل موارد مورد نظرش موفق باشد. ضمن اينكه مثالهاي ساده و مؤثري كه از متون شناخته شده نمايشي انتخاب شده و معمولاً خوانندگان كتاب آن آشنايند (مثلاً نمايشنامه مكبث) هم باعث درك ساده تر و بهتر مفاهيم و موضوعات مورد اشاره در متن آن گرديده است. در مجموع، "نشانه شناسي تئاتر و درام" با رويكرد ويژه اي كه به لحاظ نشانه شناختي درام دارد نوعي "درام شناسي" را با زباني ساده و قابل فهم براي علاقه مندان هنر تئاتر تشريح مي كند كه علاقه مندان تئاتر را به كار خواهد آمد. م. ناران
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- فراپست مدرنيسم نسخه پر رنگ شده مدرنيسم
ظاهراً مفهوم "پست- مدرنيسم" را اولين بار نويسنده اسپانيايي، فدريكودي انيس، در سال 1934 در اثرش به نام "گزيده شعر اسپانيولي و هيسپانوي آمريكايي" به كار برد و از آن در تشريح واكنش نسبت به مدرنيسم كه برخاسته از خود مدرنيسم بود، استفاده كرد.
پس از آن، "آرنولد توينبي" در "مطالعه اي در تاريخ" كه در سال 1938 نوشت و پس از جنگ جهاني دوم در سال 1947 منتشر شد، دوباره آن را به كار گرفت و سبب شد تا دوباره به آن توجه شود. اما تا سالهاي 1963 و 1966، هنوز تعريف كامل و جامعي از آن ارايه نشده بود و صرفاً به كل مخالفتهايي كه با مدرنيسم شكل مي گرفت، اطلاق مي شد. اما از سال 1965 كه "لسلي فيدلر" واژه Post را با ديدي مثبت و مكرراً تكرار كرد و با استفاده از آن مفاهيم تندروانه در ساير هنرها را توضيح داد، "پست- مدرنيسم" با تشخيص كامل آغاز شد. فرهنگ "پست- مدرن" در بدو تولدش در دهه شصت، تندروانه و منتقدانه عمل كرد و پست- مدرنيسم واژه اي مشتمل بر روندهاي گوناگون و جنبشهاي مختلف شد. اما تا سالها بعد، هنوز واقعاً پست- مدرنيسم شناخته شده نبود و گرايش به سمت آن و يا پذيرش آن، با ترديد و سختي انجام مي گرفت. اين نگاه مشكوك به پست- مدرنيسم، سرانجام در دهه هشتاد به سمت ثبات و يقيني سوق پيدا كرد كه ناشي از پذيرش و درك و دريافت اصول آن بود. در دهه هشتاد، سرانجام پست- مدرنيسم توسط بيشتر مشاغل، آكادميها و جوامع هنري پذيرفته شد و به اندازه سلف قبلي اش مدرنيسم، براي خودش جا باز كرد. اين مكتب هنري، حالا ديگر آن قدر شناخته شده بود كه در ادبيات و نقد ادبي هم به موازات معماري و مجسمه سازي و عكاسي و ساير هنرها كاربرد يابد. "جان بارت" در 1980 و "امبرتواكو" در سال 1983، در ميان بسياري از نويسندگان سرشناس ديگر، بيشتر به آن پرداختند و نوشته پست مدرن را نوشته اي مي دانستند كه اشكال سنتي را در قالبهاي كنايه اي يا جا به جا شده، براي استفاده در موضوعات نوين و برتر به كار مي گيرد. نام دورگه "پست- مدرن" به معني ادامه مدرنيسم و فراتر رفتن از آن مي باشد. از اين جهت، پست مدرنيسم، ادامه مدرنيسم در شكل مبالغه آميز يا متعالي آن است. پست مدرنيسم، همانند مدرنيسم، در هر هنري داراي انگيزه ها و چارچوب زماني متفاوتي است. در بحث مورد نظر ما يعني معماري، براي اولين بار "جوزف هادنات"، اين واژه را در مقاله اي در 1945 با عنوان "خانه ي پست- مدرن" به كار برد. در اين زمان، معماري مدرن، اعتبارش را تا اندازه اي به خاطر شكست در ايجاد ارتباط مؤثر با مصرف كنندگان از دست داده بود. از سوي ديگر، مدرنيسم نتوانسته بود پيوند مؤثري با شهر سازي و تاريخ برقرار سازد. از اين رو، گرايش به سمت پست مدرنيسم در معماري پديد آمد و آن را معماري بر پايه فنون جديد و قالبهاي قديمي تعريف نمودند. به كار بردن فناوري معاصر با توجه به واقعيتهاي اجتماعي كنوني و سعي در حفظ نمادهاي سنتي، رسالت معماران جديد شد. در جهان معماري، انتخاب سبك چندان مسأله مهمي نيست، اما كثرت گرايي كنوني سبب شده كه معماري نوين با قبل بسيار متفاوت باشد. امروزه ظاهراً مردم صبور نيستند و سليقه هايشان مرتب تغيير مي كند و با سرعتي اين كار صورت مي پذيرد كه تجديد نظرهاي پي در پي شان اين حس را به آدم مي دهد كه در عمل آنها هر روز پوچي بيشتري مشهود مي شود. با فروپاشي توافق عمومي و پايان سبكهاي ملي يا باور مدرنيستي، وضعيتي متناقض نما شكل گرفته است، به گونه اي كه هر سبكي را مي توان و مي شود در معماري احيا كرد. بدگماني خفيف، از جمله ويژگيهاي پست- مدرنيسم است كه به علت انتخابهاي آزاد بسيار و كثرت گرايي اش به وجود آمده است. آدم احساس مي كند كه قرباني فرهنگ و بازاري شده كه گاه و بيگاه به جهات مختلف گريز مي زند. تغيير بنياديني كه بر اثر جهان پست مدرن در خلق و خوي انسان پديد آمده، تمايل جديدي به تنوع و حتي ناسازگاري و مهمل نمايي در نمايه هاي ساختمانها را نشان مي دهد. سياستهاي درهاي باز پست مدرن، باعث مي شود همواره از تحولي فراگير برخوردار باشد. حساسيت پست مدرنيسم اين امكان را مي دهد كه تركيبي از انواع گذشته باشد. اين احساس كه ما در يك دوره تحول تاريخي زندگي مي كنيم، همه گير است. اما اين دوره تحول پيوسته فقط در قرن اخير فراگير بوده است. با اين حال، به نظر مي رسد تغييرات مؤثر در سالهاي اخير با شتاب و تكامل بيشتر و نيز نتايج اجتماعي و سياسي عميق تري همراه بوده اند. تغييرات قديمي تر كه عمده ترين آنها تحولي از قرون وسطي به دوره مدرنيسم بوده، براي هر ملتي زمينه كاري و تخصص نابرابر و متفاوتي داشته و بيش از صد سال زمان برده است. اكنون ممكن است مدت زماني باشد كه در طي آن جهان به سوي فراپست- مدرنيسم متحول مي شود و اين تحول همانند بسياري از تغيير جهتهاي ديگر، براي تكامل به بيست تا سي سال زمان نياز دارد. امروزه با وجود جريانهاي اطلاعاتي، تمامي تغييرات از سرعت بسيار بيشتري برخوردارند. اگر تاريخ جنبشهاي پست مدرن را 1960 بدانيم، مي توان تصور كرد كه از حداكثر 1990 جنبش فراپست مدرن شروع شده و از سال 2000 شروع به غلبه بر سلف خويش پست مدرن نموده است. اين فراپست مدرنيسم، شايد نسخه اي دوباره پر رنگ شده از مدرنيسم باشد. هنر معماري اكنون از تجمل برخوردار شده، تجمل نه در پرداخت كه در تعداد. اكنون به محض خستگي از يك صورت معماري، صورت بعدي آماده است تا اين احساس را عقب براند. شايد اين تناقض نمايي كنايه آميز هنر معماري كنوني، ناشي از اين باشد كه نه ميل و رغبت به شكلهاي پست مدرن وجود دارد، نه موضعي خصمانه در مقابل مدرنيسم و نه ميل به سادگي سنتي از ميان رفته و نه مي توان از كثرت گرايي گريزي داشت. رضا خسروزاد
عطار قصه را دستاويزي ساخته است براي آفرينش مضامين دلنشين و نكات ظريف و شيرين عرفاني. دكتر فاطمه مدرسي، استاد گروه ادبيات فارسي دانشگاه اروميه ـ در گفت وگو با ايسنا با بيان اين مطلب افزود: عطار در چهار مثنوي خود 897 حكايت كوتاه نقل كرده است. برخي از اين قصه ها را از آثار ديگران اخذ كرده و با قدرت خلاقيت خود به آنان طرحي نو بخشيده و رنگ و جلوه دلخواه داده است. او با اشاره به سه منظومه منطق الطير، الهي نامه و مصيبت نامه اظهار داشت: اين سه منظومه داستان هاي بلندي هستند كه انديشه عرفاني شاعر در آنها بيان شده است. مدرسي ادامه داد: اين قصه هاي كوتاه كه به صورت فرعي شاخه و برگ تنه اصيل حكايات اصلي هستند، به مانند حكايات بلند، نمايانگر افكار والا و تجربيات و دريافت هاي روحاني و عاشقانه شاعر و سرشار از نكات كوتاه پندآموز هستند. وي خاطرنشان كرد: اسرارنامه تنها مثنوي عطار است كه تمثيلات آن در طي داستان اصلي و جامع نيامده و حاوي 22 مقاله و 107 داستان كوتاه است، اسرارنامه طرحي چون حديقه الحقيقه سنايي و مخزن الاسرار نظامي دارد. وي با بيان اينكه بسياري از قصه هاي فرعي عطار معناي رمزي و كنايي دارند، افزود: عطار به خواننده هشدار مي دهد كه فريفته اين حكايات نشود و از وراي آن معاني را بجويد. در اين حكايت شباهت فكري و حتي لفظي بين عطار و نظامي را نمي توان ناديده گرفت؛ براي نمونه حكايت سقراط و شاگردش كه در منطق الطير آمده است، با همان معنا مي توان در اسكندرنامه نظامي يافت. وي با اشاره به قهرمانان قصه هاي عطار گفت: اين قهرمانان از همه طبقات هستند؛ عارفان، عاشقان، مجذوبان، ديوانگان، پادشاهان، صوفيان، سقايان، گوركنان و ... .
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- بهروز ثروتيان: ترجمه غزلهاي حافظ كه مي گويند با شمارگان چندميليوني در آمريكا منتشر شده، از همين جعلي هاست
بهروز ثروتيان، پژوهشگر ادبيات و حافظ پژوه در واكنش به بي توجهي مسؤولان وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نسبت به انتشار ديوان حافظ جعلي به زبان انگليسي گفت: متاسفانه در اين دوره آنچه در حوزه فرهنگ ديديم، بي مسؤوليتي فرهنگي بود و من مسؤول فرهنگي نمي شناسم. ثروتيان توضيح داد: ما كه در تمام اين مدت هيچ مسؤولي در حوزه فرهنگ نديديم كه احساس مسؤوليت بكنند. وي اضافه كرد: چند سال پيش در شيراز در مراسم مركز حافظ شناسي نيز استادي درباره ترجمه غزلهاي حافظ در آمريكا سخنراني مي كرد كه با شمارگان چند ميليوني منتشر شده و كتاب را در هندوستان طبع كرده بودند، وقتي كتاب را ديدم، مطلقاً حافظ نبود و تحريف كامل بود. عده زيادي هستند كه مسؤوليت ندارند و دولت بايد مركزي را تشكيل دهد كه كساني كه روي آثار بزرگان ادب شرح و تفسير و تصحيح انجام مي دهند، زير نظر آن مركز و با كنترل باشند. ثروتيان يادآور شد: وزارت ارشاد اگر مي خواهد اين ملت و فرهنگش باقي بماند، بايد بشدت رسيدگي كند. وقتي وزارت ارشاد كاري نمي كند، از دست ما چه كار آيد؟ ما مسؤوليتمان را انجام مي دهيم و با همان احساسات ايراني حافظ را شرح مي كنيم و گاهي براي پيدا كردن معادلي چند روز تحقيق مي كنيم، حتي اگر وزير ارشاد هم از ما سراغي نگيرد، ولي فكر مي كنم مسؤولان ما احساس مسؤوليت نمي كنند.
"يوشيتارو نومورا"، كارگردان فيلم هاي نوآر ژاپن، بر اثر بيماري ذات الريه دريكي از بيمارستانهاي توكيو درگذشت.
به گزارش بي بي سي، "نومورا" هنگام مرگ 85 سال داشت. او فعاليتش را از سن 22 سالگي در سينماي ژاپن آغاز كرد. او را بيش از هر چيز به خاطر فيلم "قلعه شني" كه در 1974 ساخت، مي شناسند.
"نومورا" نخستين فيلمش را در 1953 ساخت و تا سه دهه بعد به اين كار ادامه داد. نخستين فيلمش "كبوتر" نام داشت.
"نومورا" را به عنوان كارگردان فيلم هاي مهيج و پر تعليق و از پيشگامان فيلم نوآر ژاپن مي شناسند. هر چند كه در طي فعاليت سينمايي اش چندين فيلم موزيكال و نيز درام سامورايي ساخته است. او براساس چندين رمان از جمله آثار "آگاتا كريستي" نيز اقتباس هايي سينمايي ساخته است. او آخرين فيلمش را در 1985 ساخت و بعد از آن كارش را با تهيه كنندگي براي تلويزيون و سينما و نيز به عنوان مشاوري براي ديگر كارگردانان ژاپني ادامه داد. در 1995 نيز از سوي دولت ژاپن مورد تقدير قرار گرفت.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تابستان امسالآثار طراحي "ون گوگ" در آمستردام به نمايش گذاشته مي شوند
تابستان امسال (2 جولاي تا 18 سپتامبر) موزه "ون گوگ" آمستردام برخي از ظريف ترين آثار طراحي "وينسنت ون گوگ" (1890-1853) را به نمايش خواهد گذاشت.
اين نمايشگاه كه بيش از صد اثر طراحي شده توسط "ون گوگ" را به نمايش مي گذارد, توانايي قابل توجه "ون گوگ" در طراحي را آشكار مي كند. گفتني است اين آثار از مجموعه هاي عمومي و خصوصي سراسر جهان به امانت گرفته شده اند كه از جمله آنها مي توان موزه "پل گتي"، گالري "هنر ملي واشنگتن"، دو موزه در برلين و زوريخ آلمان و موزه هنرهاي زيباي بوداپست را نام برد. اين طراحيها به دليل حساسيت در برابر نور تا به حال بسيار بندرت به نمايش درآمده اند و بسياري از آنها سالهاست كه نمايش عمومي نداشته اند.
بهترين آثار طراحي "ون گوگ" كه توانايي وي در خلاقيتهاي هنري را نمايش مي دهد از شاهكارهاي اين حوزه هنري به شمار مي روند. خود "ون گوگ" نيز بسياري از آنها را هم رديف آثار نقاشي اش مي دانسته است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مراسم سالگشت درگذشت حسين منزوي برگزار مي شود
مراسم سالگشت درگذشت حسين منزوي ـ شاعر معاصر ـ پنجشنبه اين هفته از ساعت 15 تا 17 در مسجد سيدفتح ا... زنجان برگزار مي شود.
به گزارش ايسنا همچنين روز جمعه از ساعت 10، دوستداران و علاقه مندان وي بر سر مزارش در همين شهر گرد هم آمده، به شعرخواني خواهند پرداخت.
از حسين منزوي ـ متولد اول مهرماه 1325 در زنجان ـ تاكنون آثاري چون: حنجره زخمي غزل، صفرخان، با عشق در حوالي فاجعه، از شوكران و شكر (مجموعه غزل)، ترمه و تغزل، به همين سادگي، با عشق تاب مي آورم (مجموعه شعرهاي نيمايي)، با سياوش از آتش، از كهربا و كافور، از خاموشي و فراموشي، اين ترك پارسي گوي (بررسي شعر شهريار) و حيدربابا (ترجمه منظومه شهريار به شعر فارسي نيمايي) منتشر شده است.
اين غزلسراي نامي بامداد روز 15 ارديبهشت 83 بر اثر بيماري ريوي، در يكي از بيمارستانهاي تهران درگذشت.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- فخرالديني پس از 50 سال پرتره نگاري، طبيعت ايران را منتشر مي كند
فخرالدين فخرالديني پس از انتشار مجموعه تصاوير پرتره هاي مشاهير علم، ادب و هنر، عكسهايي از طبيعت ايران را منتشر مي كند. اين هنرمند عكاس باسابقه قرار است حاصل 15 سال عكاسي خود را از طبيعت ايران در مجموعه اي رنگي تا پايان سال 84 منتشر كند. او كه به تازگي انتشار مجموعه " 50 سال پرتره نگاري از چهرهاي علمي و هنري ايران" را با 80 تصوير عرضه كرده است، مي خواهد در چاپهاي بعدي با كاستن برخي از تصاوير كتاب، حدود 20 پرتره ديگر به مجموعه اش اضافه كند.