---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به ياد وزير نفت شهيد ، مهندس محمد جواد تندگويان ؛ گل سر سبد كابينه
٭ آسيه اكبري در تابستان سال 64 بنا به دعوت يكي از منسوبين مقيم تركيه ، با خانواده ام به آن كشور مسافرت كردم . بر حسب اتفاق برادر خانمم هم به اتفاق خانواده اش در راه بازگشت از آلمان آن جا بودند . چند روز قبل از بازگشت به ايران به اصرار ميزبان ، سه خانواده عازم كنار درياي سياه شديم . اواسط راه كنار رودخانه اي براي صرف ناهار و استراحت اطراق كرديم . در آن جا مردي آذري كه گاهي هم فارسي صحبت مي كرد ، توجه ما را به خود جلب كرد . حدس زديم بايد ايراني باشد ، به درخواست ميزبان ما آنها به جمع ما پيوستند با اولين نگاه يك نفر را در ميان آن جمع شناختم ، چرا كه علامت مشخصه اي داشت و او فرزند يكي از خانهاي منطقه "سولدوز" به مركزيت نقده بود . اين خان در شاه پرستي و تعدي نسبت به رعايا شهره عام و خاص بود و در دبيرستان پهلوي سابق اروميه چند كلاس پايين تراز من بود .
بعد از سلام و تعارف دورهم نشستيم ، در ميان جمع آنان مردي با قد و قامت بلند و تنومند ، حدود دو متر حضور داشت ، مسلح هم بود . اول فكر كردم از ماموران امنيتي تركيه است ، ولي پسر خان ما را از اشتباه در آورد و گفت : او پسر خاله من است و يكي از محافظين مخصوص صدام و عنصر فعال سازمان امنيت عراق است . براي مرخصي آمده من و خواهرم را ببيند ، مادرم هم قرار است از اروميه بيايد تا براي ديدن خاله ام به عراق برود . و بعد اضافه كرد كه اين محافظ، مورد علاقه خاص صدام است . ضمن صحبت كه ما از وضع داخلي عراق از اومي پرسيديم ، ناگهان برادر خانمم از سلامتي و وضع مزاجي مهندس تندگويان پرسيد . او در پاسخ گفت : او يك تكه سنگ است . همه اش ورد مي خواند و هيچ وعده و وعيد و شكنجه اي هم در او اثر ندارد . گفتم : شكنجه اسرا بر خلاف كنوانسيون هاي بين المللي است ، بخصوص كه او از مقامات دولتي بوده و بايد به او احترام گذاشت . گفت : مي خواهيم از راديو و تلويزيون بر ضد ايران صحبت كند ، اما او مقاومت مي كند . از سقف آويزانش مي كنيم ، كابل مي زنيم ، ولي فايده اي ندارد . تا حالا استخوان چند جاي بدنش شكسته، گاهي زير شكنجه بيهوش مي شود. اشاره مي كند او را پايين آورده به او غذا و نوشيدني مي دهيم ، وقتي مي خورد و مي نوشد و جان مي گيرد ، زير قولش مي زند و با انگشت اشاره مي كند كه كور خوانديد ! وقتي هم من عازم تركيه بودم ،چند جاي بدنش عفونت كرده بود ، اما انگار آن بدن مال او نبود ، فكر نمي كنم تا به حال زنده مانده باشد. به هر حال ما با كسي شوخي نداريم . يا بايد حرف بزند يا كشته شود! رنگ از روي همه ما پريد . برادر خانمم با آن جثه ريز به طرف او خيز برداشت و بدترين فحشها را به او و صدام داد. اگر ميزبان ما و پسرخان پادرمياني نمي كردند، احتمال استفاده از اسلحه هم بعيد نبود. همه چيز به هم ريخت و به جاي كنار دريا به استانبول برگشتيم، در تمام طول راه خانم ها اشك مي ريختند، ما هم ناراحت بوديم. نزديكي هاي شهر، ميزبان ما گفت: جاي ناراحتي ندارد، اين مرد مايه افتخاري است براي خانواده تندگويان و ملت ايران و نظام. بايد كاري كرد. بنا به صلاحديد او، روز بعد به كنسولگري رفتيم و ماجرا را اطلاع داديم تا شايد از طريق صليب سرخ بشود حيات اين قهرمان ملي را نجات داد. گفتند كه كنسول در خارج شهر يادر آنكارا است و چون ما درحال بازگشت بوديم قرار شد نوه دايي ما طي نامه اي آقاي كنسول را در جريان امر قرار دهد و من ديگر از بقيه ماجرا اطلاعي ندارم. ٭٭٭ داخل حياط يكي از خانه هاي قديمي خيابان خاني آباد تهران پدر زير باران قدم مي زد. قطره هاي باران چهره خسته اش را شستشو مي داد. ساعتي گذشت، پدر هنوز داخل حياط و دور حوض و ماهي ها مي چرخيد. در اين هنگام با صداي گريه بچه از داخل اتاق نفس راحتي كشيد و روبه آسمان بلند گفت: خدايا شكرت. كفاش زحمتكش اسم پسرش را محمد جواد گذاشت. محمدجواد از همان بدو تولد با آواي دل انگيز قرآن پدر و عشق به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) رشد كرد و شوريدگي، اخلاق، شجاعت و فداكاري و سخا و كرم را لحظه به لحظه با تمام وجود دريافت. ٭٭٭ مدرسه قديمي "شريعت" در كوچه پس كوچه هاي فرسوده و باريك خاني آباد هر روز شاهد شكوفايي جواد بود. جواد، با هوش و ذكاوتش معلمان و دانش آموزان را به وجد مي آورد. دوران تحصيل، جواد رنگي از رفاه نداشت و او مخارج تحصيل خود را از راه تدريس رياضي و عربي و زبان انگليسي تأمين مي كرد. به اين ترتيب جواد از سد كنكور گذشت و در دانشگاههاي شيراز و تهران و صنعت نفت آبادان قبول شد و او به دليل علاقه به رشته مهندسي پالايش راهي آبادان شد. ٭٭٭ سال 1349 سال اوج خفقان در كشور بود. جواد از همان ابتداي ورود به دانشكده نفت توانسته بود با جوانان مسلمان و مذهبي مرتبط گردد. در اين سال دامنه اعتراضات در تمام اقشار بالا گرفته بود. جواد به بهانه فروش نفت به اسراييل و ورود دختر "عباس شهرياري" ساواكي معروف به فرمان شاه به دانشگاه، آن هم بدون كنكور دانشجويان را به شورش واداشت. دانشجويان كلاس را تعطيل كردند و تعدادي هم دستگير شدند، اما از محمد جواد مدرك معتبري به دست نياوردند. پس از آن، محمد جواد هميشه تحت نظر ساواك بود و سرانجام در سال 52 او را دستگير كرده و تحت سخت ترين شكنجه هاي ساواك قراردادند. جواد حتي در زندان هم دست از مبارزه و فعاليت برنداشت. ٭٭٭ محمدجواد در 15آبان 53 آزاد شد و پس از پايان دوران سربازي از كار دولتي محروم شد. او براي امرار معاش خانواده اش به مسافركشي مي پرداخت و بعد از چندي مجبور شد با همسرش به رشت هجرت كرده و به نحوي در كارخانه پارس توشيبا مشغول به كار شود. محمد جواد تا پيروزي انقلاب در آن كارخانه كار مي كرد و پس از پيروزي انقلاب به مديريت كارخانه پارس توشيبا و 11ماه بعد از آن به وزارت نفت بازگشت و سرانجام اراده خداوند بر آن قرار گرفت كه او از طرف رييس جمهور وقت، شهيد محمدعلي رجايي به عنوان وزيرنفت معرفي شد و با اكثريت آراي نمايندگان رسماً كارش را آغاز كند. محمدجواد تندگويان گرچه وزيرنفت بود، ولي در نهايت سادگي و ظرافت زندگي مي كرد و در زندگي او خبري از تجملات نبود. چنان كه هر وقت به منزل مي آمد، غذاي خود را با محافظين و راننده خود مي خورد و گاهي اوقات زنبيل به دست مي گرفت و از اين مغازه به آن مغازه مي رفت و خريد مي كرد و در پاسخ اعتراض مردم كه مي گفتند: "شما ديگر وزير هستيد، مواظب خودتان باشيد" مي خنديد و مي گفت: "مگر وزير نبايد خريد كند!" مرحوم شهيد رجايي چنان تحت تأثير روحيه محمدجواد قرار گرفته بود كه هميشه مي گفت: "جواد گل سرسبد كابينه من بود" ٭٭٭ برادر يحيوي مي گويد: وقتي كه جواد به سمت وزارت نفت منصوب شد، مرتب به مناطق نفت خيز سفر مي كرد، حتي شرايط فوق العاده جنگي هم نمي توانست مانع حضورش در منطقه شود. در آخرين سفري كه به اطراف آبادان داشتيم، از سوي عراقي ها غافلگير شديم و به اسارتشان درآمديم. آنها ما را به گودالي بردند كه حدود 40نفر هم در آنجا بودند. چشمهايمان را بستند و صداي رگبار بلند شد، ما شهادتين را گفتيم كه ناگهان رگبار قطع شد و صدايي بار ديگر بلند شد: "من محمدجواد تندگويان وزيرنفت ايران هستم!" اين بار او بود كه رنج سالها مظلوميت و گمنامي را به جان خريد تا مانع كشته شدن عده اي بي گناه شود. ٭٭٭ دكتر محمدمهدي اعتمادي از ياران صميمي محمدجواد تندگويان در جريان شناسايي جسد او مي نويسد: در 14 آذرماه 1370 در خدمت گروهي از كارشناسان وزارت امورخارجه و سازمان پزشكي قانوني براي روشن كردن وضعيت وزيرنفت اسبق جمهوري اسلامي ايران به كشور عراق رفتيم. نظر هيأت ايراني براين بود كه مهندس تندگويان هنوز زنده است و مذاكرات هم براين مبنا شروع شد. هيأت عراقي اين مسأله را رد كردند و مداركي شامل عكس و گزارش پزشكي قانوني ارايه كردند و حتي حاضر به تحويل جسد شدند، اما وقتي نبش قبر شد، جسد به هيچ وجه با شهيد تطبيق نداشت. مراتب را اعلام كرديم، اما با انكار شديد مقامات عراقي مواجه شديم و پس از مذاكره با هيأت رده بالاي عراقي مأموران به اشتباه خود اقرار كرده و قول همكاري دادند. با بازگشت ناظر صليب سرخ در نوبت دوم، به هرحال نبش قبر انجام شد و جسد به بيمارستان منتقل شد و در همان نگاه اول تعلق آن به شهيد تندگويان محرز شد. جسد شهيد تندگويان حاكي از انجام "اتوپسي" بود. جمجمه كاملآً مايع بود. سينه و شكم شكافته شده و تكه هايي از قلب و ريه در آن موجود بود. در راديوگرافي سرتاسري از جمجمه تا پاها، شكستگي ديده مي شد. جسد به حالت موميايي بود و در برش هايي كه در ناحيه ران انجام شد، عضلات تازه، حاكي از فوت و موميايي در زمان نزديك داشت. در مداركي كه از طرف هيأت عراقي ارايه شد، عكسهايي وجود داشت كه حاكي از حلق آويز كردن بود، اما محل گره دور گردن با مشاهدات روي جسد به هيچ وجه تطبيق نمي كرد. با شناختي كه ما از شهيد داشتيم و نقص مدارك ارايه شده، اثبات خودكشي صد در صد منتفي شد و تقاضاي كارشناسي با پزشك صادر كننده گواهي فوت انجام شد. اول گفتند در بغداد نيست، بعد پزشكي را معرفي كردند كه طي مذاكرات او مرتب عنوان مي كرد كه هيچ چيز در خاطرش نيست و حداكثر اطلاعات هماني است كه در پرونده موجود است. آنها در مقابل سؤالات متعدد تيم پزشكي ايران، هيچ جواب قابل قبولي نداشتند. تاريخ شهادت وزير نفت نامعلوم بود و به هرحال سردار سالهاي غربت در آذرماه سال 70 به ميهن اسلامي منتقل شد. ٭٭٭ 29آذر سال 1370 بود و دانشگاه مملو از جمعيت. مهدي و مادرش و هداي كوچكشان كه هر لحظه در آرزوي ديدار پدر روزها را مي گذرانيدند در ميان جمعيت ديده مي شدند. خبر شهادت، باور نكردني بود، هيچكس باور نمي كرد يك وزير اسير را برخلاف قوانين بين المللي از بين ببرند. حتي پدر جواد هم كه همراه هيأت پزشكي بود، شهادت پسرش را ناباورانه مي نگريست. تابوت وزير نفت روي دوش مردم به قطعه 72 تن شهيد دولت منتقل شد و در بين اعضاي كابينه شهيد رجايي جاي گرفت. ٭٭٭ درود بر همه آنان و درود به مادران و پدراني كه چنين فرزنداني را پرورش دادند و به وطن خود هديه كردند و درود بر همسران و فرزندان آزادگان كه سالها رنج دوري را بر دوش كشيدند و امروز باعث سربلندي و افتخار ميهن اسلامي مان هستند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- يك جانباز شيميايي در همايش تاوان عشق:من مجروح جنگي هستم، نه جانباز
مسؤول بسيج دانشجويي دانشگاه شهيد عباسپور گفت: هر چه بيشتر به جانبازان شيميايي نزديك تر مي شويم، به مظلوميت و غربت آنان بيشتر پي مي بريم و لحظه به لحظه افسوسمان نسبت به مسؤولاني كه وظيفه شان رسيدگي به حال اين عزيزان است، بيشتر مي شود. به گزارش خبرگزاري مهر، بسيج دانشگاه صنعت آب و برق شهيد عباسپور همايش "تاوان عشق" را با هدف تجليل از شهدا و جانبازان شيميايي برگزار كرد.
اين همايش با حضور جمعي از رزمندگان دوران دفاع مقدس، خانواده شهدا و جانبازان شيميايي، مقامات كشوري و لشكري و نويسندگان و شاعران دفاع مقدس از جمله سردار سعيد قاسمي و عليرضا قزوه برگزار شد. در اين مراسم كه مورد استقبال دانشجويان اين دانشگاه قرار گرفت، يكي از جانبازان شيميايي با بيان مطالبي از وضعيت نابسامان معيشتي و جايگاه اجتماعي جانبازان، اظهار تأسف كرد و گفت: جانباز يك هويت است و ما رفتيم تاوان عشق آن را پس بدهيم و تا الان هم داده ايم و تا آخر نيز مي ايستيم. مرتضي اسدي با انتقاد از نوع تعيين درصد و تبليغات خدمات رساني به جانبازان، تصريح كرد: بدبختي ما از آنجا شروع شد كه جانبازان را درصدبندي كردند. وقتي بچه ها شيميايي شدند، بر اساس توانايي هر كدام عوارض شيميايي بروز كرد، به آن كسي كه عوارض مجروحيت شيميايي زودتر در او مشهود شد، گفتند تو 70 درصدي، بيا پژو، خانه و... به تو بدهيم - كه نمي دهند، دروغ مي گويند و به تعدادي دادند- اما به فلان جانباز چيزي تعلق نمي گيرد. وي كه به سختي تنفس مي كرد، با بيان اين كه هميشه با افتخار مي گويم كه مجروح جنگي هستم و نمي گويم جانبازم، دليل آن را نوع برخوردهاي بنياد شهيد و امور ايثارگران عنوان كرد و افزود: بچه ها با وجود مجروحيت، براي رفتن به جبهه ها از هم سبقت مي گرفتند، اما الان مي گويند تو بيخود كردي كه رفتي! وي كه خود را از قهرمانان بوكس آسيا معرفي كرد، عوارض شيميايي را يكي از دلايل ناتواني جسمي و قطع فعاليتهاي ورزشي اش عنوان و تصريح كرد: سال 81 - 80 بيماري من عود كرد و تمام زندگي ام را براي درمانم هزينه كردم و بعد از يك سال و نيم بستري شدن در بيمارستان، بنياد مجروحيت شيميايي مرا تأييد كرد. اما به دليل اين كه به صدا و سيما براي تهيه گزارش از جانبازي كه خانواده اش سه سال او را با وضعيت سختي از اليگودرز به تهران مي آوردند و بعد از پيگيري دفتر مقام معظم رهبري در بيمارستان او را بستري كردند، خبر دادم، بنياد كارت جانبازي مرا باطل كرد. به من گفتند كه تو هنوز مهر جانبازيت خشك نشده، زبان در آوردي. چرا اين كار را كردي و...! وي در حالي كه به همسرش اشاره مي كرد، وضعيت خود را نمونه اي از شرايط زندگي جانبازان دانست و گفت: تمام زندگي ام را فروختم و هزينه درمانم كردم. الان چهار سال است كه به دليل مسأله شيميايي به انواع بيماريها دچار شده ام. همسرم صبح زود تا شب كار مي كند تا بتواند دو قلم دارو را براي من تهيه كند. اين جانباز شيميايي اظهار كرد: درد آنجاست كه برخي از مسؤولين هويت جانباز را از بين برده يا مخدوش مي كنند. با جانبازاني كه هنوز كارتشان را نگرفته اند نيز اين برخوردها را مي كنند. مگر آن زمان كه مي جنگيديم، فكر امروز را مي كرديم؟ ما براي شهادت و براي گرفتن خاكمان رفتيم. وي با اشاره به برخورد و عملكرد بنياد شهيد و امور ايثارگران نسبت به جانبازان شيميايي گفت: به شيميايي مي گويند تو به خودت نفت تزريق كردي تا بگويي شيميايي هستم! اما هيچ اشكالي ندارد. بگذار اينها فكر كنند كه برده اند، فكر كنند كه به هدفشان رسيده اند. مظالمي كه بنياد در حق بچه هاي جانباز مي كند، فكرش را نمي كرديم، احتمالش را مي داديم، اما نه به اين شدت و حدت كه جانباز براي پول دارو سرگردان باشد. مرتضي اسدي در پايان به آمارهاي متناقض بنياد در خصوص جانبازان شيميايي اشاره كرد و افزود: چرا رئيس مركز تحقيقات آسيبهاي شيميايي اعلام مي كند كه 40 هزار جانباز شيميايي وخيم داريم، در حالي كه 20 هزار پرونده جانباز شيميايي در بنياد موجود است؟ در پايان اين مراسم، بسيج دانشگاه شهيد عباسپور با انتشار بيانيه اي، خواستار پيگيري مسايل درماني، معيشتي و بازگرداندن جايگاه والاي اجتماعي جانبازان دوران دفاع مقدس شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نگاهي به عمليات كربلاي 4 ؛ چند قدم تا پيروزي
٭ قسمت اول مقدمه تحولات صحنه نبرد پس از پيروزي فاو و اقدامات نظامي دشمن كه به طور گسترده وهمه جانبه صورت گرفت، فرماندهان سپاه را با وضعيت جديدي مواجه كرد. جنگ شهرها در سطح گسترده، حمله به مراكز اقتصادي، صنعتي و نفتي فشار فوق العاده اي را بر كشور وارد كرد. به ويژه، كاهش بسيار زياد قيمت نفت تا مرز 5/5 دلار در هر بشكه موجب تشديد اين فشارها شد. همراه با اين فشارها، تحرك جديد دشمن در عرصه زميني كه پس از اشغال اراضي كشور در آغاز جنگ، براي اولين بار صورت مي گرفت، جبهه خودي را تحت فشار قرارداده بود. در چنين شرايطي علاوه بر مقابله با حملات عراق به خطهاي پدافندي در طول مرز، آماده شدن براي حمله بزرگ بعدي، مسؤوليت ديگري بود كه بايد به آن عمل مي شد.
تصرف منطقه استراتژيك فاو و جدا سازي بخش جنوبي سرزمين عراق از اين كشور اقتضا مي كرد كه مناطق مهمي چون بصره و ام القصر نيز مورد توجه قرار گيرد و به نظر مي رسيد، توقف در اين منطقه و عدم توسعه وضعيت، به زيان نيروهاي خودي باشد؛ زيرا منطقه عملياتي فاو به لحاظ وسعتي كه داشت از اين قابليت برخوردار بود كه سلسله عمليات بعدي در همين مكان انجام شود.
دلايل انتخاب منطقه پس از پيروزي فاو كه باعث به هم خوردن موازنه نظامي به نفع ايران شد، لازم بود در اقدامي ديگر كه از اهميت ويژه و هدف استراتژيك برخوردار بود، سرنوشت جنگ به نقطه نهايي رهنمون شود. براي اين منظور، منطقه جديد بايد از شرايطي برخوردار مي بود كه هدفهاي مورد نظر تحقق مي يافت. منطقه عمومي بصره در جنوب از مهم ترين مناطقي بودند كه از تابستان سال 1361همواره براي عمليات هاي بزرگ و سرنوشت ساز مورد توجه فرماندهان بودند و عملياتهاي متعددي در اين جبهه ها انجام شده بود: شرق بصره (عمليات رمضان)، هورالهويزه (عمليات خيبر و بدر) و فاو (عمليات والفجر8) مناطقي بودند كه طي سالهاي 1361 تا 1364عرصه نبرد ميان رزمندگان اسلام و دشمن بودند. تنها منطقه اي كه در آن عملياتي صورت نگرفت، منطقه ابوالخصيب، جزيره مينو و بخشي از زمين شلمچه بود كه در ميان هدفهاي مطرح در اطراف بصره به دليل نزديكي به شهر، مهمتر از بقيه بودند. به همين دليل، استحكامات، آرايش سلاح و يگانهاي دشمن نيز دراين منطقه (با تأكيد بر شلمچه) بيشتر از ساير مناطق عملياتي بود و همين موضوع باعث شد كه طي چهار سال پس از عمليات رمضان، فرماندهان نظامي توجه جدي به اين منطقه كنند. افزون بر اين اهميت شهر بصره كه هدف اصلي استراتژي نظامي جمهوري اسلامي ايران پس از فتح خرمشهر به شمار مي رفت، مهمترين عامل در انتخاب اين زمين براي عمليات كربلاي 4بود. از ديگر ويژگيهايي كه باعث انتخاب اين منطقه براي عمليات شد، عوارض موجود در زمين غرب اروند در منطقه ابوالخصيب بود، زيرا وجود نهرها، نخلستانها و كانالهاي كشاورزي و نيز عدم وجود استحكامات در منطقه پتروشيمي تا بصره، اين منطقه را قابل تصرف و پدافند مي نمود. همچنين به دليل آن كه دو جناح منطقه عملياتي، از شمال به آب گرفتگي شلمچه و كانال ماهيگيري و از جنوب به خور زبير و زمين هاي باتلاقي اطراف آن محدود شده بود، قدرت تحرك دشمن ضعيف برآورد مي شد. سوم دي ماه 1365 رمز عمليات قرائت شد و يگانها در تمام محورها عمليات را آغاز كردند و اين در شرايطي بود كه اين بار، دشمن عمليات را آغاز كرده بود. با آغاز حمله سراسري در منطقه عملياتي، در محور قرارگاه هاي نجف، قدس، نوح و كربلا نيروها دست به پيشروي زدند و هدفهايي نيز تصرف شد. اين وضعيت موجب آرامش در قرارگاه شد، اما در ساعت 24 و10 دقيقه لشكر 14امام حسين(ع) خبر داد، اين يگان نتوانسته است در جزيره بلجانيه، قايقهاي حامل نيرو را پياده كند و دشمن از سمت جزاير بوارين و ماهي مانع عبور اين قايقها شده و تعدادي از آنها نيز منهدم شده اند. قرارگاه قدس نيز اطلاع داد، نوك جزيره ماهي پاكسازي نشده است و دشمن روي تنگه به شدت تيراندازي مي كند. در جزيره ام الرصاص، لشكرهاي 8 نجف، 14امام حسين(ع)، 25كربلا و 41ثارا... وارد عمل شده و با شكستن خط هاي اول دشمن، پيشروي در عمق را آغاز كردند. لشكر 25كه وارد جزيره ام الرصاص شده بود، نتوانست تا صبح سرپل به دست آمده را توسعه دهد. در محور قرارگاه نجف، لشكر 19فجر توانست وارد پنج ضلعي شود و در محور ديگر نيز، لشكر 57 حضرت ابوالفضل(ع) پيشروي كرد. وضعيت در منطقه شلمچه از شرايط بهتري نسبت به ساير محورها برخوردار بود. در منطقه جزيره مينو، قرارگاه نوح، تيپ 33المهدي توانست خط را بشكند، اما با نيروهاي دشمن مواجه شد كه با سختي توانست پس از پاكسازي، با تيپ 32 انصارالحسين در خط اول الحاق كند. اما وجود آتش در جناح راست، اين محور را تهديد مي كرد. در اين حال، لشكر 7ولي عصر(عج) نيز توانست وارد جزيره سهيل شود. برپايه خبرهاي رسيده از اطلاعات قرارگاه خاتم (سپاه) دشمن دو اقدام اساسي را در دستور كار خود قرارداد: اول اجراي آتش روي دهانه كارون و تنگه، دوم جلوگيري از پيشروي لشكر 19فجر و تيپ 57 ابوالفضل(ع) در داخل پنج ضلعي در محور شلمچه. علاوه بر اين، در ساعت يك بامداد، راديو عراق خبر حمله ايران را همراه با نقطه و محورهاي آن اعلام كرد، موضوعي كه در گذشته سابقه نداشت. به ويژه در اين خبر اعلام شد كه اين حمله بين سپاه هاي هفتم و سوم انجام گرفته است و لشكرهاي 11 و 15درگير هستند. اين خبر، احتمال هوشياري و آگاهي دشمن را از حمله، در ذهن فرماندهي بيشتر تقويت كرد. پس از آن كه عبور از تنگه (محور اصلي عمليات) ناممكن شد، عبور از جزاير ام الرصاص و ام البابي، محور تلاش جبهه خودي قرار گرفت. اما در ساعت 2و10دقيقه بامداد قرارگاه كربلا اطلاع داد كه دهانه كارون از ناحيه پشت ام الرصاص، زير آتش دشمن قرار دارد و همه قايقهاي حامل نيروهاي تيپ انصارالحسين آسيب ديده اند. فرمانده قرارگاه نوح نيز وضع تيپ 33المهدي را نامناسب گزارش كرد. علاوه براين در ساعت 2و20دقيقه فرمانده لشكر 8 نجف شرايط يگان خود را در جزيره ام الرصاص سخت توصيف نمود و اين درحالي بود كه انهدام وسيع قايقها به دست دشمن، امكان انتقال نيرو را به جلو با مشكل مواجه كرده بود. ضمن آن كه تردد نيروها به دليل آتش دشمن به سختي امكان پذير بود. در ساعت 3و17 دقيقه بامداد لشكر 7 ولي عصر(عج) اعلام كرد، قايقي در اختيار ندارد و بخشي از جزيره سهيل را نيز پاكسازي نكرده است. در شلمچه نيز، لشكر 19فجر و تيپ 57 ابوالفضل(ع) توان حفظ پنج ضلعي را نداشتند و در محور بوارين نيز مشكل به وجود آمده بود. از اين رو، در ساعت 6 و 10دقيقه صبح به قرارگاه نجف اجازه داده شد، عقب نشيني كند. اوضاع در قرارگاه هاي ديگر نيز مساعد نبود؛ داخل جزيره ام الرصاص الحاق صورت نگرفته بود، لشكر 25كربلا نتوانست سرپل خود را در جزيره ام البابي توسعه دهد، لشكر 8 موفق به پاكسازي هدفهاي خود در جزيره ام الرصاص نشد و تيپ انصارالحسين نيز نتيجه روشني به دست نياورد. يگانهاي ديگر نيز شرايط مشابهي داشتند. از اين رو، فرماندهي با تشكيل جلسه اي دستور داد جزيره ام الرصاص حفظ شود و در محورهاي ديگر يگان ها عقب نشيني كنند. اما درپي اظهار خوش بيني چند تن از فرماندهان و دريافت برخي خبرها، بار ديگر براي ادامه عمليات اميدواري ايجاد شد و برخي تلاشها نيز صورت گرفت، اما از حدود ساعت 11صبح، عراق عليه مواضع رزمندگان دست به پاتك زد و سرانجام در ساعت 23 و 45دقيقه شب (چهارم) توقف عمليات اعلام شد. بدين ترتيب، به منظور حفظ قوا و طراحي دوباره عمليات آينده از ادامه نبرد اجتناب شد. در اين عمليات 985 تن از نيروهاي خودي شهيد و 8071 تن مجروح شدند. ادامه دارد... تهيه و تدوين: مركز مطالعات و تحقيقات جنگ
برگزيدگان برتر جشنواره و تجليل از جلوه هاي ايثار دانشجويي يادواره نهمين شهداي دانشجويي كشور همزمان با روز وحدت حوزه و دانشگاه در دانشگاه شيراز معرفي شدند.
در اين مراسم، در رشته هاي عكس، فاطمه جلاليان،حميد رضا حميدي، نقاشي محمد نيك پي،خوشنويسي رضا بيات، آثار حجمي ياسر ميامي، نقاشي تصويري حميدرضا باده پيما معرفي شدند.
همچنين دررشته خط و نقاشي بهزاد جماعتي، فاطمه صادقي، مقالات پژوهشي مرتضي شيرودي، مجتبي نوروزي، خاطره عمار احمدي و داستان حسن معمار لوح برتر دريافت كردند.
در حوزه ايثار و مقاومت نيز از بابك ابوالپور پدر سه شهيد دانشجو،حجة الاسلام حسين ايزدپناه، حسين اصلاحي و حسن ابراهيمي از جانبازان دفاع مقدس تقدير شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نخستين جلسه نمايشنامه خواني جانبازان اعصاب و روان برگزار مي شود
نخستين نشست نمايشنامه خواني جانبازان اعصاب و روان، 27 دي ماه در سالن كار درماني بيمارستان روان پزشكي سعادت آباد تهران برگزار مي شود.
به گزارش روابط عمومي انجمن نمايش درماني ايران، اين براي نخستين بار است كه گروهي از جانبازان با عارضه روحي و رواني در نشست نمايشنامه خواني شركت مي كنند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- توزيع تسهيلات ويژه مسكن جانبازان و ايثارگران خراسان شمالي آغاز شد
رئيس سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران خراسان شمالي از توزيع 590 فقره تسهيلات بانكي قرض الحسنه تهيه مسكن در بين خانواده هاي شهدا، جانبازان، آزادگان و ايثارگران اين استان خبر داد.
"عابدين عابدي مقدم" در گفتگو با خبرگزاري جمهوري اسلامي افزود: اين تسهيلات به آزادگان، خانواده هاي شهدا و جانبازان بالاي 25 درصد واگذار مي شود.
او گفت: اين تسهيلات براي مناطق شهري تا يكصد ميليون ريال و براي مناطق روستايي فاقد سند مالكيت تا 50 ميليون ريال با مدت بازپرداخت 20 ساله و كارمزد چهاردرصد پرداخت مي شود.
وي افزود: 180 واحد مسكوني اجاره به شرط تمليك نيز براي جانبازان و ايثارگران استان خراسان شمالي در دست ساخت است و قرارداد واگذاري 400 قطعه زمين به آنها نيز با وزارت مسكن و شهرسازي بسته شده است.
اين مسؤول از افزايش چشمگير پوشش خدمات رفاهي و ضروري براي خانواده هاي شهدا، جانبازان و ايثارگران خراسان شمالي پس از تشكيل اين استان خبر داد و گفت: تمامي جانبازان دچار ضايعات نخاعي از دستگاه فيزيوتراپي در خانه برخوردار شده اند و 80 دستگاه ويلچر برقي در اختيار جانبازان قرار گرفته است.
او افزود: دستگاه تهويه خانگي ويژه جانبازان شيميايي استان به آنان تحويل شده و عصاي هوشمند براي جانبازان نابيناي استان در دست تهيه است.
وي تأكيد كرد: اين سازمان بر آن است كه 100 درصد جانبازان و ايثارگران استان را در بخش كمكهاي درماني پوشش دهد و از مردم تقاضا مي شود در صورت مشاهده و شناسايي حتي يك مورد از اين افراد كه به كمك نياز داشته باشد با اين سازمان تماس بگيرند.
استان خراسان شمالي دو هزار و 630 شهيد تقديم انقلاب اسلامي كرده و اكنون پنج هزار و 606 جانباز و 420 آزاده در اين استان وجود دارد.
اين استان 840 هزار نفر جمعيت دارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كلنگ احداث سالن ورزشي ويژه جانبازان و معلولان درسمنان به زمين زده شد
كلنگ احداث دو سالن ورزشي ويژه معلولان و جانبازان توسط معاون رئيس جمهوري و رئيس سازمان تربيت بدني در استان سمنان به زمين زده شد.
مديركل تربيت بدني استان سمنان به ايرنا گفت: اين سالنها در شهرهاي سمنان و گرمسار ساخته مي شوند.
"ايرج رحماني" افزود: براي احداث اين سالنها كه به صورت سالن تمريني ساخته مي شوند، جمعاً سه ميليارد ريال اعتبار اختصاص يافته است.
وي گفت: علاوه بر اين، دو سالن ديگر ويژه جانبازان و معلولان نيز در شهرهاي دامغان و شاهرود در دست ساخت است.
معاون رئيس جمهوري و رئيس سازمان تربيت بدني در اين سفر همچنين كلنگ احداث سالن ژيمناستيك در سمنان را به زمين زد.
محمد علي آبادي در اين سفر از سالن شش هزار نفري سمنان ديدن كرد و در جريان پيشرفت و مشكلات آن قرار گرفت.
اين سالن ورزشي قرار است در ايام دهه مباركه فجر به بهره برداري برسد.
رئيس سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران استان بوشهر گفت: 600 نفر از فرزندان شهدا، جانبازان، آزادگان و خانواده هاي آنان در مراكز آموزش عالي در حال تحصيل هستند.
"سيد مصطفي مهدي" افزود:اين افراد در دوره هاي تحصيلي دكتري، كارشناسي ارشد، كارشناسي و كارداني تحصيل مي كنند.
وي اظهارداشت: در راستاي حمايت از خانواده هاي اين عزيزان بخشي از هزينه هاي تحصيلي آنان از سوي معاونت فرهنگي اين سازمان پرداخت مي شود.
مهدي يادآورشد: استان بوشهر دو هزار و 66 پرستوي عاشق را در دفاع از ميهن تقديم انقلاب اسلامي كرد كه رسالت ما مسؤولان در قبال اين عزيزان تلاش براي تحقق آرمانها و پاسداشت خون آنها است.
اين مقام مسؤول تصريح كرد:همچنين دردوران دفاع مقدس 469 نفر از ايثارگران استان بوشهر دوران مخوف زندانهاي رژيم بعث سابق عراق را تجربه كردند و هم اينك به عنوان آزادگان سرافراز در خدمت سازندگي كشور هستند.
وي گفت: سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران استان بوشهر، شش هزار و 826 نفر از جانبازان را تحت پوشش دارد كه از اين شمار دوهزار و 290 نفر مجروحيت آنها بالاي 25 درصد است.
مهدي افزود: اين سازمان براساس رسالت خود خدمات لازم را در بخشهاي بهداشت و درمان، رفاه و معيشت، اشتغال، فرهنگي، پژوهشي و مسكن به افراد واجد شرايط ارايه مي دهد.
رئيس سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران استان بوشهر يادآورشد: اهداف شهدا، پايداري نظام بود در شرايط فعلي نبايد غفلت ما مسؤولان اين هدف مقدس را تحت شعاع قرار دهد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كلاسهاي "آموزش مهارتهاي زندگي" ويژه معلولان در قزوين برگزار شد
معاون امور توانبخشي اداره كل بهزيستي استان قزوين گفت: كلاسهاي "آموزش مهارتهاي زندگي" ويژه معلولان و خانواده هاي آنان در قزوين برگزار شد.
"عليرضا وارثي" در گفتگو با ايرنا افزود: اين كلاسها درخصوص مهارتهاي زندگي شامل سازگاري بامحيط، برقراري روابط اجتماعي و كاهش مشكلات اجتماعي، رواني، اقتصادي و ارتباطي برگزار شد.
وي هدف از برگزاري اين آموزشها را حفظ قداست و انسجام خانواده ها، روابط اجتماعي مطلوب، تمرين زندگي مشترك، يادگيري و تفاهم متقابل برشمرد.