خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   سه شنبه 6دی ماه 1384
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 پنجره   
 ايرانسرا   
 فرهنگی   
 مردم   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ هنر ]


گفتگو با هاشم كروني- شاعر ؛كنگره ها و جشنواره ها بلاي امروز شعر جوانند

همايش بين المللي زيبايي شناسي دين امشب پايان مي يابد ؛تا رسيدن به بي نهايت

نگاهي ديگر به مجموعه طنز شبانه "شبهاي برره" ؛ گر تو بهتر مي زني، بستان بزن!

اكران روز ؛ به اعتبار رمان

تنهايي بزرگ نويسندگان ؛سفر به انتهاي شب

خبر كوتاه



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گفتگو با هاشم كروني- شاعر ؛كنگره ها و جشنواره ها بلاي امروز شعر جوانند

اشاره: هاشم كروني (1358/ شيراز) از نام آشناترين شاعران و منتقدان جوان حال حاضر كشور است. وي با وجود اين كه سالهاست سپيد مي سرايد، اما به واسطه تلاشهايش، بيشتر با غزلهايش شناخته شده است.
او پس از مجموعه هاي مختلفي كه از شاعران هم نسل خود جمع آوري كرد، سال گذشته "كلوزآپ از باب اول كتاب مقدس" مجموعه شعر خود را به دست چاپ سپرد.



٭٭٭
آقاي كروني، جريان شعر در سالهاي اخير درگير دگرگوني هايي شد كه يكي از آنها، اتفاقهايي بود كه در غزل رخ داد. در اين باره بگوييد...
جريان غزل امروز در واقع جدا از گذشته غزل نيست. اين اتفاقها ادامه منطقي اتفاقهاي هشتاد سال اخير شعر و ادبيات است. نيما در مباحث و يادداشتهايي كه درباره شعر دارد، راههاي مختلفي را پيش پاي ما باز مي كند و نظرياتي راجع به شعر گذشته ما و غزل دارد كه به نظر من امروزه و با وجود همه نوآوريها در غزل پياده نشده مانده. بعد از نيما، دستاوردهاي شاگردان او در جريانهاي رسمي و تريبون دار و غيررسمي و در حاشيه، علاوه بر تأثير بر شعر آزاد، بر غزل نيز تأثير گذاشت.
پس از انقلاب اسلامي، اين تجربه ها علاوه بر حوزه زبان، در حوزه معنا و محتوا نيز خود را نشان داد. اينها سبب شد شعر امروز كه تنها هشتاد سال از آن مي گذرد، با انبوهي از تجربه ها در حوزه هاي فرم و محتوا روبرو باشد. مجموع اين قضايا بر غزل تأثير گذاشته و غزل ديگرگونه را به وجود آورده است.

اين ديگرگونگي در چه حوزه اي بيشتر خود را نشان مي دهد؟
از مهمترين اين حوزه ها، حوزه محتواست. در گذشته، غزل به عاشقانه سرايي بسيار نزديك بوده است. البته، ما در غزل مشروطه با مضامين سياسي/ اجتماعي نيز روبرو بوده ايم كه بر غزل هم نسلان ما نيز تأثير گذاشته است. ما در غزل هم نسلان خود، علاوه بر بن مايه عاشقانه، شاهد مضامين، مفاهيم و محتواهاي ديگرگونه و مختلفي هستيم كه فكر مي كنم اين از فصل مميزهاي مهم باشد. علاوه بر آن، در فرم و ساختار غزل نيز اتفاقهايي افتاد.
در گذشته، ما غزل را اسير يك فرم و قالب محدود و مشخص مي ديديم. هرگز غزل را از قالب خارج شده و به عنوان يك شكل و فرم نمي ديديم. فكر مي كنم مهمترين اتفاق نيز همين است كه غزل را به عنوان يك فرم ببينيم و نه يك قالب.
اين جاست كه ما شاهد كمتر شدن بعضي از محدوديتها مي شويم. البته، در هر صورت ما در غزل با يكسري محدوديتها مواجه ايم.
اما اين اتفاق با دو فصل مميز بر حوزه هاي فرم و محتوا، غزل امروز را از ديروز مجزا مي كند.

در سالهاي پس از انقلاب در فرم غزل- به گفته شما- شاهد محتواهاي مختلفي بوديم. اين در حالي بود كه بين همين اشعار تنها عده اي علاقه شان را براي آوانگارد نشان دادن خود به رخ مي كشيدند. اين مسأله را در تقابل با صحبتتان چگونه مي بينيد؟
راجع به سؤال شما مي توانم دو نكته را بگويم؛ نخست اينكه جريانهاي مدعي آوانگارديسم در دو دهه اخير اتفاقاً فصل مميز خود را محتوا نمي دانستند، بلكه بيشتر مباحث خود را بر فرم و زبان متمركز مي كردند. البته، عده اي از آنها با پيش كشيدن بحث معناگريزي از سويي ديگر به معنا نگاه مي كردند. دوم اين كه من با اين منظور اين بحث را پيش نكشيدم. تفاوت، در تغيير نگرش به مضامين است. ولي از آن مهمتر، تغيير نگرش ما به غزل به عنوان يك شكل بود نه به عنوان يك قالب محدود و بسته. اگر بخواهيم بسيار ساده بگوييم، غزل امروز شكل را از سنت مي گيرد، تكنيكها را از شعر سپيد و طرز تقطيع شدن خود را از شعر نيمايي.

به نكته خوبي اشاره كرديد. مثلاً همين "معناگريزي" پيش از اين كه هدف باشد، علت ثانويه اي است براي تغيير نگرش به جهان. فرم و محتوا و نوآوري در آنها در بسياري از غزلها به هم آميخته مي شوند. شما اين مسأله را چگونه مي بينيد؟
اين از نقاط قوت شعر امروز است. غزل امروز نه شكل محور است و نه محتوا محور. من فكر مي كنم در هر جا كه در غزل امروز به دقيقه اي برسيم كه نتوانيم فرم و محتوا را از هم جدا كنيم، با يك غزل محكم، خوب و منسجم روبرو شده ايم.

اما به عنوان آخرين بحث، شما به عنوان كسي كه مدتهاست از غزل فاصله گرفته ايد و به نظر مي رسد دغدغه شما نيز شعر سپيد است، علت ترس و وسواس نوقلمان در نزديك شدن به جريانهاي نوي غزل را چه مي بينيد؟
اجازه بدهيد بي پروا بگويم. من فكر مي كنم متأسفانه نسل جوان غزلسراي ما، نسل تنبل و تن پروري است. در عرصه شعر كه از دانستن واهمه دارد و حاضر نيست در اين عرصه طلبه باشد و چون اهل دانستن نيست، بيشتر به راحت الحلقوم ها روي خوش نشان
مي دهد. اين جاست كه مباحث سطحي و سانتيمانتال اين شاعران را بيشتر جذب مي كند. اصلاً نمي خواهم وارد بحث قديمي زني كنار قطار، زني كنار خيابان. دو نيمكت، دو صندلي، يك چاي و... بشوم، زيرا تمام دوستاني كه به طور جدي مشغول كار كردن هستند با اين مقوله ها و سطحي بودنشان آشنا هستند، اما متأسفانه جوانان، بيشتر خود را سرگرم اين مسايل مي كنند. علت اين مسأله هم آن است كه بسياري از اين دوستان، شعر، دغدغه اصلي شان نيست. مسأله ديگر، جشنواره ها و كنگره ها هستند.
شعرهاي كنگره اي و جشنواره اي دارد بد بلايي بر سر شعر معاصر و جوان ما مي آورد. داوران اين كنگره ها در كشور بسيار محدودند. يعني در جناح شعر متعهد، ما شاهد كمتر از ده نفر با حدود سه يا دو نگاه در داوري هستيم و در آن سو تعداد، باز هم محدودتر است و عده اي شخصاً به داوري به عنوان يك فعاليت مي نگرند و نگاه ايشان نيز كاملاً مشخص است. شاعران جوان ما نيز به علت مشكلات مالي، با شناخت دقيق ذهنيت داوران چنان شعر مي گويند كه ايشان بپسندند. اين هم يك واقعيت است كه داوران هرگز آثاري را حايز مقام نمي دانند كه از اشعار خودشان فرا روي كرده باشد. چون انتخاب آنها به معناي قبول كردن پايان خودشان است. اما درباره قسمت دوم سؤالتان بايد بگويم، اين گونه نيست كه دغدغه من از غزل منفك شده باشد. بله! دغدغه سرايش من شعر سپيد است، ولي جريانهاي غزل را پيگيري مي كنم و دوست دارم، چون چند سال از عمرم را در شعر كلاسيك و غزل سپري و تلاش كرده ام هميشه سهمي در مباحث تئوريك غزل داشته باشم.
محمدرضا شالبافان


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
همايش بين المللي زيبايي شناسي دين امشب پايان مي يابد ؛تا رسيدن به بي نهايت

گروه هنر- همايش بين المللي زيبايي شناسي دين، صبح روز گذشته طي مراسمي با پيام دكتر احمدي نژاد، رئيس جمهور در موزه هنرهاي معاصر گشايش يافت. پس از سخنان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي و گزارش دكتر ايماني خوشخو، معاون وزير در امور هنري، آيةا... محي الدين حائري شيرازي، به عنوان نخستين سخنران، برنامه هاي همايش را آغاز كرد.
به گزارش ستاد خبري همايش، استاد وينچنزو روجري از واتيكان، دكتر غلامحسين ابراهيمي ديناني از ايران و دكتر رولاندپيچ از آلمان انديشمندان ديگري بودند كه در برنامه صبح نخستين روز همايش درباره زيبايي شناسي دين سخن گفتند.




استاد حبيب ا... شهبازي شيران، استاد سيدمهدي جعفري و دكتر اصغر فهيمي فر، دكتر غلامرضا جلالي، استاد احمد تميم داري، استاد مريم دانشگر و استاد احمد اكوچكيان از ايران، استاد وسام الخطاوي از عراق و دكتر محمد والدمن از اتريش صاحب نظراتي بودند كه بعد ازظهر نخستين روز همايش درباره زيبايي شناسي نگارگري در دوره اسلامي، زيبايي شناسي نيايش، سرچشمه هاي زيبايي شناسي، هنر ديني، هنر معناگرا، جلوه هاي زيبايي شناسي در قصص قرآن كريم و... سخن گفتند.
همايش زيبايي شناسي دين كه به همت مركز مطالعات و تحقيقات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي برگزار مي شود ساعت 18 امروز با سخنان آيةا... معرفت و اهداي لوح و يادمان همايش به سخنرانان پايان خواهد يافت.

قرآن، پرچم زيبايي است
دكتر طاهره صفارزاده، مترجم قرآن كريم و شاعر نام آشنا، به مناسبت برگزاري همايش بين المللي زيبايي شناسي دين به طرح مباحثي در حوزه اين همايش پرداخت.
وي در پاسخ به اين سؤال كه "در بررسي زيبايي شناسانه دين، اولويت با قرآن است يا سيره نبوي و يا مباحث اخلاقي" گفت: قرآن كلام حق است از سوي حق مطلق كه حق تعالي است. حق هم جميل است و هم جمال، حق در قرآن، پرچم زيبايي است كه ضد باطل، ضد زشت و زشتي و نادرستي قيام جاودانه دارد. در قرآن حدود 240 آيه با مباني بنيادي عدل و درستي و معروف، جايگاه اصلي حق را معطوف به اراده خالق حق معرفي مي كنند. بنابراين سيره نبوي و اخلاق ديني، وابستگان به زيبايي حق و تعليمات قرآن مجيدند. اگر قرار باشد مرتبه اي با اولويتي قايل شويم، ترتيب همان جدايي ناپذيربودن اين مقامها از حق مطلق است.
صفارزاده در پاسخ به اين سؤال كه آيا داستان نويسهاي مسلمان از لحاظ ساختار مي توانند از داستانهاي قرآن الگو بگيرند گفت: در داستان نويسي و پردازش طرح ساختار، قوه تخيل داستان نويس به شدت عمل مي كند. حتي ممكن است نويسنده در اثر توجه تكنيكي به ظاهر اثر و قالب بيان از مقصد اوليه قصه قدري دور شود، در كم و زياد كردن مطلب هم بدهكاري چنداني به خواننده احساس نمي كند. در داستانهاي قرآن، حقايق الهي سيال و تحت امر وحي نازل مي شوند و به عبارت ديگر نزد صاحب كلام حق، پيام و محتوا مقام اول را دارند.

هدف ادبيات، كمال جويي و زيبايي دوستي است
جلوه هاي زيبايي، محبت، صلح و آرامش، به نوعي بار معنوي و متعالي دارند و در واقع، كمال و جمال، در نگاه زيبايي شناسي از هم جدا نيست. هدف ادبيات هم كمال جويي و زيبايي دوستي است.
شهرام اقبال زاده، منتقد و پژوهشگر كودك و نوجوان، با بيان اين مطلب افزود: كودك هم زيبايي را در تمام جلوه هايش، از موسيقي تا شعر و ترانه هاي ريتميك، دوست دارد، بنابراين، اگر از اين منظر به دين و زيباييهاي آن نگاه كنيم، ادبيات كودك و نوجوان نمي تواند فارغ از جلوه هاي زيبايي شناسانه دين باشد.
وي در مورد وضعيت ادبيات ديني كودك و نوجوان عنوان كرد: ما در اين عرصه دچار افراط و تفريط شده ايم. يعني گاه براي نشان دادن زيباييهاي دين، به ادبياتي تبليغي و آمرانه روي آورده ايم. در حالي كه اين مفاهيم بايد به گونه اي بيان شود كه كودك، محبت و آرامش را احساس كند.
اقبال زاده در ادامه گفت: گاهي هم از آن سوي بام افتاده ايم. يعني براي گريز از مفاهيم مستقيم ايدئولوژيك به يك ادبيات بي محتوا رسيده ايم كه صرفاً تفنني است.
وي تأكيد كرد: بايد با نگاه زيبايي شناسي نوين و درك ذهن و زبان كودك و نوجوان امروز، به اين مقوله نزديك شد. در غير اين صورت، نه مي توان ادبيات آفريد و نه كمال جويي و زيبايي دوستي.

زيبايي به بي نهايت، يعني خداوند مي رسد
زيبايي متعلق به خداست و مرزي ندارد و به بي نهايت مي پيوندد.
پرويز بيگي حبيب آبادي، شاعر و نويسنده ضمن بيان اين مطلب گفت: زيبايي در اطراف و اكناف ما وجود دارد و ما بايد بتوانيم اين زيباييها را در لايه هاي مختلف زندگي بفهميم و درك كنيم و از آنها لذت ببريم. گاه زيبايي در طبيعت وجود دارد و گاه در يك اثر ادبي و يا در يك حركت عاطفي و مردمي. در واقع زيبايي از هر گونه اي كه باشد به بي نهايت مي پيوندد و بي نهايت هم خداوند است.
وي افزود: يكي از مظاهر بزرگ زيبايي كه در تاريخ اتفاق افتاده، حماسه عاشورا بود كه حضرت زينب(س) هم در اين مورد اشاره اي دارد كه از واقعه عاشورا چيزي جز زيبايي نديدم. در طول دوران انقلاب هم حضور مردم در دفاع مقدس جلوه اي از اوج زيبايي بود.
بيگي تصريح كرد: ادبياتي كه در كشور ما هست پا به پاي هنر ديني پيش رفته و از يكديگر تأثير فراواني گرفته اند. اينها قابل تفكيك از يكديگر نيست. تمام ادبيات ما لبريز از تلميحات ديني و مذهبي است و به همان نسبت دين و مذهب توانسته از ادبيات بهره مند شود و از خاصيت نفوذپذيري ادبيات در ذهن مردم استفاده كند. ما نويسندگاني داريم كه داراي باورهاي عميق و ريشه اي مذهبي هستند و اين باورها در آثارشان مشهود است.

زيبايي بايد از ظاهر بگذرد و به محتوا برسد
بيان يا احساس خوشايند در يك اثر هنري به طوري كه آن اثر داراي تعادل، تعامل، تناسب و تقارن باشد رسيدن به معنايي از زيبايي است.
حسين ياوري، عضو شوراي عالي ارزشيابي هنرمندان هنرهاي سنتي در گفت و گو با ستاد خبري همايش زيبايي شناسي دين افزود: اگر زيبايي از واقعيت بگذرد و ما را به حقيقت برساند، همان ذات خيال انگيزي است كه ما را به حقيقت هنر، حقيقت زيبايي و ذات حق خواهد رساند. ولي اگر اين زيبايي در ظاهر بماند، اسير قالب شود و نتواند به محتوا برسد و رابطه محكمي بين اثر، مخاطب و هنرمند برقرار كند و در واقع مؤيد احساس مسؤوليت هنرمند در برابر افراد، جامعه و تاريخ نباشد، زيبايي ماندگاري نخواهد بود و به فراموشي سپرده خواهد شد.
وي افزود: ممكن است شاخه هايي از هنر در دوره هاي مختلف به وجود بيايد و مخاطب را نيز براي يك دوره كوتاه تحت تأثير قرار دهد اما چون نشانگر حقيقت هنر، حقيقت زيبايي و بيان كننده عبوديت انسان نسبت به خدا نيست و نسبت به جامعه و تاريخ احساس مسؤوليت نمي كند در طول تاريخ فاقد ارزش خواهد بود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي ديگر به مجموعه طنز شبانه "شبهاي برره" ؛ گر تو بهتر مي زني، بستان بزن!

سريال تلويزيوني "شبهاي برره" كه "مهران مديري" آن را كارگرداني كرده، درست چند روز پس از عدم استقبال تماشاگران تلويزيون از طنز "شبكه سه و نيم" به روي آنتن رفت و در مدتي كوتاه مخاطبان بسياري پيدا كرد و بر خلاف پيش بيني هايي كه تصور عدم موفقيت و تعطيلي آن از ميانه راه را مطرح كردند، روز به روز بيشتر مورد توجه مخاطبانش قرار گرفت.
اما آنچه در اين مدت اهميت بيشتري از خود اين مجموعه و سازندگانش پيدا كرده است، انتقادها و طرفداريهايي است كه بر اساس آن شكل گرفت.




"شبهاي برره" از همان قسمتهاي اول، مورد انتقاد شديد منتقدان و مطبوعات قرار گرفت و روزي نبود كه كسي نسبت به آن انتقاد و اعتراضي نداشته باشد. در اين ميان، البته تلويزيون در مقام يك پشتيبان و حامي قوي ظاهر شد و به سراغ مردم و سازندگان مجموعه رفت و برخي از مشكلاتي را كه قرار بود مهران مديري و گروهش با آن مواجه شوند، از سر راه برداشت.
مهران مديري هم در يكي از مصاحبه هاي تلويزيوني اش صحبتهاي منتقدان را بي اهميت خواند و به زباني ساده و عاميانه گفت كه كارش را به همين شكل انجام مي دهد. اما گذشته از آنچه منتقدان مي گويند و آنچه حاميان و سازندگان اين مجموعه مطرح مي كنند، "شبهاي برره" حتي اگر يك طنز كم ارزش هم باشد، به هيچ وجه بي ارزش نيست!
كار جديد مهران مديري با همه كاستيها و نقايص اش يك ويژگي بسيار مهم دارد و اين ويژگي هم آن است كه گستره وسيعي از مردم
(تقريباً همه آنها) را وادار به تماشاي خود كرده است. اين ويژگي براي يك سريال تلويزيوني يك حسن بزرگ به شمار مي آيد.
اي كاش منتقدان و معترضان "شبهاي برره" دست كم به لحاظ شكل عرضه هنر، حتي در شكل نازل آن، توجهي به اين مجموعه مي كردند و به جاي اينكه مدام از تأثيرپذيري منفي فرهنگي و زباني و اجتماعي و... صحبت به ميان آورند، تلاش مي كردند تا فرمول مهران مديري در جذب مخاطب را كشف كنند و دست كم صحبتي هم از اين ويژگي به ميان مي آوردند.اين واقعيت گريزناپذير را بايد مورد تأكيد قرار داد كه "شبهاي برره" با همه عاميانه بودن و با وجود تمام لودگي ها و مسخره بازي هايي كه دارد، به يكي از برنامه هاي ثابت در جدول برنامه ريزي تلويزيوني تماشاگران سيما مبدل شده است.
حالا اگر به اين نتيجه برسيم كه مديري و برنامه اش از ابزارهاي ايجاد جذابيت با روش خوبي استفاده كرده اند، بهتر است روش آنها را ياد بگيريم و از اين روش براي انتقال مفاهيم باارزش تر و جدي تر استفاده كنيم. اگر چه در اين طنز تلويزيوني بسياري از عادتهاي بد و ضد ارزشهاي اجتماعي و اخلاقي به چالش تيغ تيز طنز كشيده شده و تا حدي تأثير خود را بر مخاطب هم گذاشته است. "شبهاي برره" مي تواند يك برنامه سرگرم كننده باشد و مسلماً بي ارزش نيست. اگر چه اين طنز 90 قسمتي نتوانسته مفاهيمي را كه مي شود آنها را آگاهي بخش و مفيد دانست، از سطح به عمق بكشاند، اما اگر منصفانه به قضاوت بنشينيم، اين مجموعه به لحاظ كيفيت، تفاوت چشمگيري با ساير طنزهاي ايراني تلويزيوني دارد و اين ويژگي مثبت را دارد كه اكثريت جامعه و مخاطبان تلويزيون را با خود همراه كرده
است.
مهدي نصيري


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اكران روز ؛ به اعتبار رمان

٭وحيد ضرابي نسب
غرور و تعصب
كارگردان: جورايت
فيلمنامه: دبوراموگاك ( بر اساس رمان جين آستين)
بازيگران: كايرا نايتلي، ماتيومك فيدن، جودي دنچ
اين روزها و در برهوت ناجور سوژه و فيلمنامه در سينماي دنيا، اولين گزينه اي كه به ذهن تهيه كنندگان مي رسد يا بازسازي فيلم هاي قديمي و كلاسيك است و يا هجوم بردن به رمانهاي معروف و يا حتي كمتر شناخته شده دنياي ادبيات. اين وسط هم مي توان حقوق سينمايي "كدداوينچي" را قبل از انتشار خريد، يا با كلي التماس و البته پول "جن كي رولينگ" را راضي كرد،




" هري پاترش" را سينمايي كند و هم مي توان دست به دامان نويسنده هاي سرشناس قرنهاي هجدهم و نوزدهم شد. آخرين برداشت سينمايي از ادبيات داستاني را شما مي توانيد در فيلم "غرور و تعصب" ببينيد. فيلمي كه از رمان نخستين برانگيز "جين آستين" با همين نام اقتباس شده است.
تجربه هاي قبلي اين گونه فيلمها به ما ثابت كرده در اين دسته فيلمها خيلي نبايد به دنبال تطابق با داستان اصلي باشيم و بدتر از آن، خيلي هم دل به قوت و جذابيت اين دسته آثارنبنديم. اما فيلم "جورايت"، هم توانسته به شاكله رمان وفادار باشد و هم صحنه هاي جالب و موفقي را خلق كند. بد نيست يك نكته را يادآوري كنيم و آن اينكه نشان دادن رمانهاي پرسوز و گداز و عشقهاي واقعي در فضاي امروز كشورهاي غربي آنقدر سخت و براي تماشاگر غيرقابل باور است كه معمولاً تهيه كننده ها براي رفتن به سراغ اين دست سوژه ها مجبورند زمان را به عقب برگردانند و در سالهايي دورتر داستانهاي رمانتيك خلق كنند! بشخصه يادم نمي آيد فيلمي با حال و هواي صرف عاشقانه در سالهاي ابتدايي هزاره سوم از سوي تماشاگر با استقبال روبه رو شود (مگر اينكه با كمدي يا اكشن همراه بوده باشد.)
"غرور و تعصب" علاوه بر روايت يك رمان باورپذير، ما را به دنياي آشناي بريتانيا در اواخر قرن هجدهم مي برد، با همان فضا سازي ها و شخصيتها و جشنها و زندگي اشرافي و خانواده هاي سنتي و...
"غرور و تعصب"، داستان پنج خواهر است كه مادرشان آرزو دارد، شوهراني مناسب برايشان بيابد.از شانس روزگار! مرد جوان و ثروتمندي به نام "بينگلي" در همسايگي آنها سكني مي گزيند و پاي رفقاي متمول و سرشناس او نيز به آن محله باز مي شود. اين تازه شروع حوادثي است كه قرار است حقيقت شخصيتها را رو كند.اگر رمان "زنان كوچك" را خوانده و يا فيلم آن را ديده باشيد به شباهتهاي فراوان اين دو اثر پي خواهيد برد.در اين دست داستانها هدف اصلي نمايش پوست كنده و صادق روابط آدمهاست و معني كردن واژه هايي از جمله عشق، نفرت، غرور، تعصب، ثروت، سوءظن و... كه به نظر بسياري از منتقدان سينمايي "جورايت" در برگردان تصويري و پرخرج اين رمان كلاسيك به فيلم موفق عمل كرده است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تنهايي بزرگ نويسندگان ؛سفر به انتهاي شب

٭ رضا خسروزاد
نويسنده اي معاصر در مقاله "نوشتن كارخطرناكي است" مي نويسد: "نويسندگان ما نه به صرف نوشتن، بلكه به دليل علقه هاي فكري خاص و به علت ماهيت زمينه هايي كه در آن زندگي را تجربه مي كنند، سرانجام به نوعي ستوه آمدگي، به نوعي بيگانگي، بيگانگي كافكاوار با جهان اطراف خود مي رسند..."




اگرنوشته اين نويسنده را مبدأيي براي ورود به بحث قرار داديم، از آن روست كه در همين قدم اول، اعتراف به وجود و حضورتنهايي نويسنده ايراني بگيريم و همچنين طرز تلقي يك نويسنده ايراني را از عنصر تنهايي و ماهيت آن دريابيم. اگر چه شايد اين طرز تلقي خاص نويسنده خوانده شود، اما بي گمان افراد بسياري يا بهتر بگوييم نويسندگان بسياري با اين طرز تلقي و برداشت هم رأي و نظر هستند و دليل آن اينكه از زمان انتشار اين مقاله در سال 78، نظري در رد يا تأييد آن نوشته نشده است. البته، در اين اشاره نيز قصد پاسخ به نوشته نويسنده محترم نيست، بلكه همان طور كه بيان شد، صرفاً اين مطلب نشانه اي است بر وجود تنهايي نزد نويسنده ايراني.
تنهايي جزو ذات انساني هر آدمي است. خواه اين آدمي در شرق زندگي كند خواه در غرب خواه در شمال يا جنوب. هر انساني در مقاطعي، به ملموس ترين شكل ممكن درگير اين تنهايي مي شود و آن را كاملاً لمس مي كند. اما بسته به حساسيت، نگرش، ديدگاه، عقيده و نحوه مبارزه اش، اين تنهايي عمق و وسعت متفاوتي مي يابد.
قطعاً شما نيز حضور اين تنهايي و هجوم سخت و طاقت فرساي گاه به گاه آن را در زندگي خويش حس كرده ايد و متوجه جنسيت آن شده ايد. اين تنهايي، نه تنها ماندن عادي و بي كس و كاري است، نه انتظار غريبانه داشتن چون تنهايي سالمندانه و نه تنهايي درديار بيگانه و غربت. اين تنهايي، به دروني ترين شكل ممكن، در عين حضور در جمع، در عين بي انتظاري و حضور در كشور و خانه خويش حادث مي شود و از اين رو به نوعي ناب ترين تنهايي هاست.
اغلب هنرمندان ونويسندگان و دانشمندان، به واسطه حساسيت ويژه شان دچار اين گونه تنهايي مي شوند كه اگر به شناخت درستي از آن نرسند، گرفتار رنج و عذابي تحمل ناپذير مي شوند كه گهگاه سبب مي شود نهايت خود را خود رقم زنند. و از آن بدتر البته كلام مفسران و منتقداني است كه اين پريشاني و به پايان رسيدن را توجيه مي كنند و اين گونه توجيهات، آفت بزرگ عالم تنهايي هنرمندان و روشنفكران است، كساني كه در حال و آينده با تنهايي خود در چالش اند. اوج اين توجيهات روشنفكرانه بي شك به غلتيدن درگرداب فلسفه رمانتيك شوپنهاور مي انجامد كه خودكشي را راه نجات مي دانست.تنهايي در ذات خود عذاب آور است و رنج انگيز، و از اين جهت هر انساني در صدد حذف، خرد كردن آن و يا فراموشي اين هجوم حسي غيرمطلوب و ناخواسته است. اما يك نويسنده
( گرچه اين تنهايي شامل حال ساير خواص نيز مي گردد، اما بحث ما پيرامون نوشتن و نويسندگي است) خود خواسته و با ميل و رغبت، به سوي اين تنهايي گام برمي دارد. گاه حتي زماني كه اين تنهايي حادث نمي گردد، با مقدمه چيني هاي فراوان، زمينه حضور تنهايي فيزيكي و آنگاه اين تنهايي ناب را در خود مي پروراند. نويسنده تا اين تنهايي را درك نكند، تا آن را لمس نكند و در آن غرق نگردد، هيچ گاه از سر منشاء اضطراب بشري آگاه نمي گردد. اگر چه كه در پي اين درك و شهود، رنج و عذابي اليم نهان باشد. اما اگر پس اين تنهايي و رنج، وابستگي، نااميدي، اضطراب، ترس، بي ايماني و در نهايت پوچي سر برآورد؛ اين تنهايي نيست كه مقصد است، بلكه ضعف و فتور و بيراهه رفتن منبعث از ادراك ناقص و ذهن ناكامل است. اين بيراهه رفتن البته دوسويه است؛ گاه از سوي نويسنده حادث مي شود و گاه از سوي مفسران و منتقداني كه آثار نويسنده را حلاجي و به زعم خويش شخصيت واقعي آنان را از لابلاي سطور نوشته هايشان بيرون مي كشند. در اين ميان، از غزاله عليزاده گرفته تا هدايت و كامو و كافكا تفاوتي در ميان نيست. هر يك از آنان با بينش اجتماعي- مذهبي خاص خود مي نوشتند و در آثارشان به از خود بيگانگي انسان معاصر، بي هدفي، اضطراب و ترس او اشاره داشتند و به بهترين شكل ممكن پوچي او را برملا ساخته اند. اما در وراي اين پوچي كه آنها اشاره گر هستند، اهميت بسيار به مسأله وجود نهفته است. اگرچه اشاره به لحظه هاي پوچ زندگي انساني درآثار آنها فراوان است، اما هيچ گاه نسبت به اين لحظات سرد و بي اعتنا نيستند. آنها قوياً داراي موضع هستند، از جهل و فقر بشري رنج مي برند و همواره تمايل شديدي به مبارزه دارند. كسي كه به پوچي معتقد باشد، ميلي براي مبارزه با آن در خود نمي بيند. از بي عاطفگي رنج نمي برد، اعلام نياز براي زندگي ديگري نمي كند، بلكه تسليم جريان خيس وبي حس كننده و سرد آن پوچي مي شود.
شوق زندگي، زمينه هاي فلسفي تناقض در هستي بشر، اصالت ترس و وابستگي، و پوچي قانون و قواعد اجتماعي، همه با ساختارهايي قوي در آثار اين نويسندگان مطرح شده و با اثرگذاري دراماتيك فوق ادراكي، درك و پذيرش كامل زندگي را درآثارشان نمود مي بخشد. زندگي اي كه مرگ جزو جدايي ناپذير آن و درهمان حال و عين زندگي است. بي شك، اگر آنان به بن بست پيچيده و شگرف انتخار رسيده اند، نه از اين روست كه پوچ گرا بوده اند، بلكه از اين جهت است كه به درك كامل عظمت روح، عالم شگرف تنهايي خويش و لذت كامل كردن زندگي پي برده و اين همه را برنتابيده اند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خبر كوتاه

تركيب آثار بخشهاي مختلف رقابتي جشنواره بين المللي فيلم فجر، ديروز مشخص شد.كار انتخاب آثار متقاضي بخشهاي مختلف جشنواره فجر از اواسط آبان ماه گذشته آغاز شد ، نتايج آن تا دهم دي ماه اعلام مي شود.سينماگران 42 كشور جهان متقاضي بخشهاي مختلف جشنواره بين المللي فيلم فجر هستند. 101 اثر بلند به همراه 154 فيلم كوتاه و 24 اثر مستند ايراني متقاضي جشنواره هستند كه حدود 22 اثر بلند توسط هيأت انتخاب براي بخش رقابتي و 13 اثر براي ساير بخشهاي انتخاب مي شوند. بيش از 265 فيلم بلند و 84 فيلم كوتاه از كشورهاي مختلف اروپا، آسيا، آمريكا، آفريقا و اقيانوسيه متقاضي بخش مسابقه بين الملل جشنواره فيلم فجر هستند كه 20 اثر براي بخش رقابتي سينماي كوتاه انتخاب مي شوند.

نمايشگاه آثار خوشنويسان قرن معاصر و مدرسان بزرگ خوشنويسي، مرحوم سيد حسن ميرخاني، مرحوم علي اكبر كاوه، مرحوم رضا مافي، كيخسرو خروش، جهانگير نظام العلما، رضا مشعشعي، اكبر ساعتچي، محمد گرجستاني، سيد حسن نجفي، غلامرضا طلوعي، فردين تبريزي، بيژن بيژني، عباس عارف و عليرضا كرمي از 2 دي ماه لغايت 7 دي ماه از ساعت 17 تا 21 در نگارخانه پاسارگاد داير است. طي دو روز برگزاري بيش از دويست ميليون ريال آثار خوشنويسان به فروش رسيده است.

130 گروه موسيقي براي حضور در بيست و يكمين جشنواره بين المللي موسيقي فجر اعلام آمادگي كردند.

احمد دهقان: دفاع مقدس پتانسيل آن را دارد كه ادبيات ما را پيش كشد نه اين كه سربار ادبيات شود، ما چه بخواهيم و چه نخواهيم، تنوع دراين ژانر ادبي به وجود مي آيد.

رقابت بيش از 30 قصه گوي برتر كشور در نهمين جشنواره قصه گويي مراكز فرهنگي، هنري كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان در شهر اصفهان آغاز شد.

معاون سينمايي وزير ارشاد: فرآيندهاي حمايتي و نظارتي در حوزه سينما نبايد به يك مقطع خاص معطوف شود. بايد زمينه رصد كردن مخاطبان منطقه اي و جهاني را فراهم كنيم.

محمود حكيمي: در آثار تأليف و ترجمه شده براي نوجوانان، رد پاي مباحث ايدئولوژيك كمتر ديده مي شود؛ درصورتي كه زيبايي بيشتر كار را سبب مي شود.

مرحله اوليه داوري در تمامي رشته هاي بيست وسومين دوره كتاب سال جمهوري اسلامي ايران، به پايان رسيده است و هم اينك، آثاري كه به مرحله دوم رسيده اند، در حال ارزيابي هستند. نتايج اين مرحله، يعني آثاري كه به مرحله نهايي خواهند رسيد، حداكثر تا 20 روز آينده مشخص خواهد شد.

فريدون آو، شيرين اتحاديه، نيما پتگر، شهلا حسيني، رضا درخشاني و كوروش شيشه گران هنر مدرن را در تهران به نمايش گذاشته اند. اين نقاشان مدرنيست آثار بي موضوعشان را براي اين نمايشگاه خلق و آماده كرده و از 25 آذر به گالري خاك برده اند و قرار است نمايشگاه ياد شده تا 20 دي برپا باشد.

"آرژنتينا برونتي"، بازيگر فيلم كلاسيك "زندگي شگفت انگيز"، در سن 98 سالگي درگذشت.

علي باباچاهي در مراسم بزرگداشت منوچهر آتشي: تجليلهاي ادبي بايد با تحليل همراه شود.

مجموعه اي از نقاشيهاي هنرمندان اندونزي كه از حادثه تسونامي نجات يافته اند از ديروز به صورت اينترنتي به حراج گذاشته شد.

جشنواره ي فيلمهاي " بسيار معمولي" EXTRA-ORDINARY اما مستقل كه از 10 ماه پيش در شهر "تمپ" ايالت آريزونا آغاز به فعاليت كرده بود 10 دي ماه با معرفي برگزيدگان به كار خود پايان مي دهد.

"كيوان فرزين": جشنواره موسيقي فجر براي رفع تكليف برگزار مي شود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


تبليغات
نظرسنجي

نظرتان در مورد پوشش خبري اين سايت چيست ؟

عضويت در خبرنامه روزنامه

با عضويت در اين بخش شما آخرين اخبار و تحليل هاي روز را در صندوق پستي خود دريافت خواهيد نمود

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar