---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- گفتگو با "علي اكبر نخعي" جانباز 70 درصد ؛گاهي وقت ها دلم مي گيرد ...
٭ خديجه زمانيان روزي كه براي مصاحبه با آقاي نخعي به منزل ايشان رفتم، باران نم نم مي باريد، هوا گرفته بود ... آفتاب كمرنگي روي زمين پهن شده بود. اول مصاحبه، آقاي نخعي از خودش گفت. گفت متولد 1342 است كه البته دخترش زود گفت نه! 1345 و آقاي نخعي گفت: "ملاك، شناسنامه است." "علي اكبر نخعي" 19 سال است كه جانباز 70 درصد قطع نخاع است. او 19 سال است با مشكلات جانبازي اش دست و پنجه نرم مي كند. البته ديگر مبارزه نمي كند، انگار با دردهايش كنار آمده و با آنها مهربان شده است. آقاي نخعي، بعد از تمام شدن جنگ، تحصيلاتش را ادامه داده است. او تدريس مي كند و مي نويسد. اكثر لحظاتش را پشت ميز رايانه اش مي گذراند و مي نويسد. از دوستانش، يارانش، از روزهايي كه هوا مثل اين روزها گرفته نبود، از دل تنگش و دل تنگي مي نويسد. او تايپ مي كند و مي نويسد، از رشته مورد علاقه اش؛ "زبان انگليسي".
مصاحبه تمام شد، وقتي از منزل آقاي نخعي بيرون آمدم؛ ديگر باران نم نم نمي باريد. باران شدت گرفته بود، آفتاب كم رنگ هم رفته بود، آسمان سياه تر شده بود، تاكسي گرفتم، حوصله لذت بردن از باران و خيس شدن را نداشتم، دوست داشتم دور از گرفتگي هوا كمي فكر كنم. دوست داشتم به اين فكر كنم كه چرا با سؤال آخر، تازه همه چيز شروع شد. ٭٭٭ آقاي نخعي، چند ساله بوديد كه به جبهه رفتيد و در كدام عمليات جانباز شديد؟ 16 ساله بودم كه به جبهه رفتم و در 20 سالگي در عمليات كربلاي پنج در شلمچه جانباز قطع نخاع شدم. مدت 19 سال است كه جانباز هستم. در حال حاضر چه مي كنيد؟ بعد از جانباز شدن، به خاطر شرايط جسمي و روحي ام، تصميم گرفتم ادامه تحصيل بدهم؛ چون تنها راهي بود كه با آن مي توانستم دوباره در جريان زندگي باشم. به همين خاطر، در رشته زبان و ادبيات انگليسي تحصيلاتم را ادامه دادم و الان هم تدريس مي كنم. مدت 6 سال است كه با دفتر تبليغات اسلامي گروه فلسفه و دين پژوهي و 2 سال هم با مركز جهاني علوم اسلامي همكاري مي كنم. كتاب "افلاكيان خاكي" را به سفارش كنگره بزرگداشت شهداي خراسان نوشتم كه به چاپ رسيده و چند جزوه آموزش زبان انگليسي هم آماده چاپ است كه تدريس مي شود.
شما در زمان جنگ كار سركشي به خانواده شهدا را بر عهده داشتيد. در آن زمان فكر مي كرديد كه روزي جانباز شويد و خانواده شما هم يكي از اين خانواده ها باشد؟ دو سال بعد از انقلاب كه وارد سپاه شدم، عضو تعاون سپاه هم بودم. يكي از وظايف ما سركشي از خانواده هاي شهيد بود. البته من مسؤوليت دادن خبر شهادت به خانواده ها را نداشتم. گرچه كساني كه به جبهه مي رفتند، اول شهادت را مي ديدند و بعد به جبهه مي رفتند. شهادت براي كساني كه به جبهه مي رفتند ترسناك نبود، بلكه شيرين بود. عشق وقتي به نهايت مي رسد، شهادت به ثمر مي رسد و چه كسي از اين قسمت قضيه مي ترسد؟ وقتي اين نگاه را بسيجيان داشتند، به بعد از شهادت فكر نمي كردند. به اينكه خانواده چه مي كند يا چه مي شود؟ مهم يك چيز بود؛ شهادت.
آن زمان هم كه 16 سال داشتيد باز هم، همين نگاه را به شهادت داشتيد؟ طي كردن يك مسير، به سن و سال نيست. من قبول ندارم كه به صرف سن و سال نمي توان به اين نگاه رسيد. براي بسيجيان 12 ساله هم شهادت، امري حل شده بود. چون كسي كه به جبهه مي رفت، از سيمهاي خاردار حلقوي دنيا، از خاكريزهايش گذر كرده بود، اگر رد شدن از ميدانهاي مين برايش صعب و سخت بود، نمي توانست پا به جبهه بگذارد. كسي كه به جبهه مي رفت، مي دانست آن جا نقل و نبات پخش نمي كنند، بلكه خونريزي بود و جنگ بود و در نهايت شهادت. رزمندگان به عشق شهادت و امام به جبهه مي رفتند و من مطمئنم يك بسيجي 13، 14 ساله هم كه به آن جا آمده بود، به اين اوج معرفت رسيده بود.
نگاه خانواده ها در آن بحبوحه جنگ به مسأله شهادت فرزندانشان چگونه بود؟ همكاران من تعريف مي كردند كه اكثر خانواده ها حتي قبل از اينكه كسي به آنها خبر بدهد، قلباً در جريان شهادت فرزندانشان و يا افراد خانواده شان قرار مي گرفتند و حتي با رويي باز خبر شهادت را قبول مي كردند. حتي بعضي خانواده ها نياز به مقدمه چيني نداشتند و خودشان مي گفتند: "بر و سر اصل مطلب، ما كه مي دانيم شهيد شده، جنازه را از كجا تحويل بگيريم؟"
برخورد خانواده خودتان وقتي خبر جانبازي تان را شنيدند چه طور بود؟ خانواده من، جزو خانواده هايي بود كه قبل از شنيدن خبر مجروح شدن، خودشان به جانبازي من آگاهي داشتند. آنها حتي حالا هم جانباز شدن من را يك هديه الهي مي دانند. من بعد از مجروح شدنم به همسرم گفتم: "از اين به بعد زندگي با من سخت خواهد بود" و او را در انتخاب اين راه آزاد گذاشتم. حتي به او گفتم تمام آنچه دارم را به او هديه مي كنم و از زندگي اش خارج مي شوم، اما او ناراحت شد، قبول كرد و گفت: "تا آخرش هستم." تا الان هم 19 سال است كه از من پرستاري مي كند. همسران جانبازان. پروانه هايي هستند كه بيشتر از جانبازان پرپر مي زنند. مظلوماني كه ناشناخته زندگي مي كنند و كسي هم آنها را نمي شناسد.
وقتي فهميدند مي خواهيد ادامه تحصيل بدهيد، باز هم موافق بودند؟ بله! حتي در جريان ادامه تحصيل هم مرا حمايت كردند. حتي همين كارهاي تأليفي را هم مديون خانواده ام هستم.
موضوع كتاب "افلاكيان خاكي" چيست و چرا كنگره، پيشنهاد تأليف اين كتاب را به شما داد؟ اين كتاب سرگذشت شش سردار شهيد همرزم من است. شش سرداري كه با آنها در جبهه بودم، اين شش سردار چون از همرزمان و از دوستان من بودند، معاونت كنگره، مسؤوليت گردآوري خاطرات را به من داد؛ اگر چه زحمت اصلي كار بر دوش گروههاي سرگذشت پژوهي بود؛ مصاحبه هاي زيادي انجام داده بودند و كار اصلي بر عهده آنها بود.
براي بازنويسي زندگينامه و نوشتن خاطرات اين شهيدان، چه مسايلي مد نظرتان بود؟ من دوست داشتم با نگاهي ادبي اين اثر را بنويسم. مي خواستم حال و هواي جبهه در متن جريان داشته باشد؛ مي خواستم اثري بنويسم كه پر از شور باشد، پر از هيجان اما متأسفانه انگار اينها در تضاد با خاطره نويسي است. انگار بايد سر را خاضعانه، زير گيوتين نقد قرار داد و گرنه اثر چاپ نخواهد شد.
چرا؟ مگر از نتيجه كار راضي نيستيد؟ نه! من تلاش كردم اما نشد، نوع نگاهها باعث مي شود قلم آزادانه حركت نكند، و دچار سمت و سويي سليقه اي شود. من يك سري از موارد نقد را كه بر غناي ادبي اثر مي افزايد قبول دارم. منظورم نقد پيشرو است، اما وقتي نگاه نقد سليقه اي مي شود، از اين نقد رنج مي برم چون جريان زلال و شفاف طبيعي فكر را بر هم مي زند. وقتي جريان رود زلالي را از ميان سنگلاخهاي متعدد نقد سليقه اي عبور دهند، اين سنگها جريان رود را به تأخير مي اندازد يا مسير آن را منحرف مي كند. در اين صورت، نويسنده نمي تواند از اثرش دفاع كند.
آقاي نخعي از شغلي كه به آن مشغول هستيد راضي هستيد؟ يكي از آرزوهاي من اين بود كه از چند سالي كه تحصيل كرده بودم، به صورت عملي استفاده كنم. من با عشق درس مي خواندم و با عشق رشته زبان انگليسي را انتخاب كردم؛ لذا اين فرصتها را مغتنم مي دانم.
برخورد شاگردان با شما به عنوان يك مدرس جانباز چگونه است؟ من در دفتر تبليغات اسلامي، گروه فلسفه و دين پژوهشي تدريس مي كنم. شاگردان من در سنين مختلف و مقاطع مختلف تحصيلي هستند. من تا به حال چند بار نظرخواهي كرده ام و تعجب كردم كه نوع نگاه آنها نسبت به داشتن معلم جانباز تا چه حد مثبت است، بعضي از آنها در فرمهاي نظرسنجي نوشته بودند كه با وجود يك مدرس جانباز، بوي جبهه را حس مي كنند، با اين كه سن و سال آنها كم است و جبهه را درك نكردند.
آقاي نخعي، آيا اتفاق افتاده بود كه قبول شهادت دوستي براي شما سخت باشد و فراقش را نتوانيد تحمل كنيد؟ در جبهه، همه ما با هم برادر بوديم، انگار همه از يك مرحله گذشته بوديم و حالا همه يك جا ايستاده بوديم. اين همرنگي و همدلي ما را به هم وصل مي كرد. وقتي در عملياتها از خاكريزها مي گذشتيم و جنازه هاي شهدا را مي ديديم، حسي به من دست مي داد كه شديدتر از حس يك برادر نسبت به برادرش بود. اما آنچه ما را در مقابل همه اين چيزها آرام مي كرد، رضايت خدا از اين پذيرفته شدگان بود. وقتي جسدهاي خونين و چهره هايي را مي ديدم كه با لبخند، همه دنيا را رها كرده بودند، به ياد لبخند علي اصغر در دستان امام حسين(ع) مي افتادم ... . و اين تصوير عجيب ما را آرام مي كرد، ما از فقدانشان ناراحت بوديم. هنوز گاهي شبها با ياد تصاوير چهره شهدا مي خوابم. اصلاً در اين مورد نمي توانم حرف بزنم، انگار حرف زدن از شهيد، محدود كردن شهيد است.
فكر مي كنيد رسالت بازماندگان جنگ و بخصوص جانبازان در زمان فعلي چيست؟ شهدا در لحظه جان دادن هر كدام به طريقي پر كشيدند؛ بعضي بي سر، بعضي بي دست و پا اما به اوج رسيدند. جانبازان هم اگر بتوانند در ايمان و عقيده اي كه آنها را به جبهه كشاند ثابت باشند و استقامت كنند، اجر شهيد را خواهند داشت. اما اگر غير از اين باشد، بازنده هاي دو دنيا خواهند بود.
و فكر مي كنيد رسالت مردم و جامعه و مسؤولان در قبال اين بازماندگان جنگ چگونه خواهد بود؟ تاريخ نشان داده است كه قهرمانان و افراد برجسته يك ملت در قرن خودشان مظلوم بوده اند. ما نبايد بگذاريم تاريخ تكرار شود و نسل بعد، افسوس از دست دادن خوبان را بخورند. جانبازان بوي شهادت مي دهند و آنهايي كه عاشق شهادتند، بايد خودشان را به اين قشر نزديك كنند. بخصوص خانواده شهدا بايد بدانند در كوچه پس كوچه هاي شهرشان جانبازان شيميايي هستند كه در حال پر پر شدنند. آنها هم با فرزندانشان، با شهيدانشان فرقي ندارند. همه مثل هم هستند. مثل زمان جنگ. اينها همه با هم احرام عرفان مي بستند. لباسها همه يكدست بود، عاري از خودخواهي ها و سرشار از بي نامي، بي نشاني و بي قوميتي. همه با هم برادر بوديم. من با تواضع از خانواده هاي معظم شهدا مي خواهم كه به جمع جانبازان بيايند و آنها را فرزند خودشان بدانند، اگر چه مردم كار خودشان را خوب انجام داده اند و هميشه از مسؤولان جلوتر بوده اند. اما بعضي وقتها دلم مي گيرد. چرا قدر اينها تا وقتي كه هستند دانسته نمي شود، چرا به اينها نزديك نمي شوند؟ چرا از وجودشان استفاده نمي كنند و آنها را فقط به تاريخ مي سپارند تا بعد افسوس نداشتن آنها را بخورند؟
با توجه به اين كه جانباز 70 درصد قطع نخاع هستيد و با مشكلاتي دست و پنجه نرم مي كنيد، فكر مي كنيد براي حل بعضي مشكلات چه امكاناتي بايد در اختيار شما قرار بگيرد و وظيفه مسؤولان چيست؟ ما تقاضا و خواسته اي نداريم؛ يعني هيچ جانبازي از هيچ كسي هيچ خواسته اي ندارد، اما دولت و مسؤولان و مردم هم وظايف خاص خودشان را نسبت به قشري دارند كه در برهه اي از زمان، تمام هستي خودشان را در اختيار ملت گذاشتند. در اين زمينه، حرف بسيار است، قصورها بسيار است، مسؤولان هر چه فاصله شان از مردم و از جانبازان بيشتر شود، هر چه ملاقاتهايشان، محدودتر شود، اين مشكلات در پستوهاي خانه ها و بر تختهاي بيمارستان مي ماند. شايد همين صفحات روزنامه است كه اين دردها را مي نويسد و گرنه مسؤولان ... اگر رئيس بنياد شهيد و امور ايثارگران در هفته چند جانباز را از نزديك ملاقات كند، درد جانبازي كه 19 سال قطع نخاع است را بهتر خواهد ديد. دردهاي مختلفي بر ما گذشت. جانبازان كه سالهاست تحمل كرده اند، اما اگر خانواده اي از جانبازان و شهدا از مسؤولان راضي نباشد، خداوند از آنها راضي نخواهد بود. چند روزي كه بر مسند مسؤوليت هستند، بايد قدر فرصتها را بدانند و در خدمت مردم باشند. چون اين مسؤوليتها مثل موجي است كه خواهد گذشت. مسؤولان فقط حرف ما را بشنوند. حتي اگر كاري هم نتوانند بكنند، حداقل مي توانند بگويند كاري نمي توانيم بكنيم. اما سكوت نكنند و بي تفاوت نباشند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نهمين يادواره شهداي دانشجو در هويزه برگزار مي شود
گروه هنر- 70 دانشجوي مشهدي براي شركت در برنامه يادواره شهداي دانشجو در 16 دي ماه جاري به هويزه مي روند.
به گزارش روابط عمومي يادواره شهدا و نكوداشت جلوه هاي ايثار دانشجوي خراسان رضوي، اين تعداد دانشجو از دانشگاههاي مختلف مشهد انتخاب شده اند كه در روز 13 دي ماه عازم خوزستان خواهند شد.ويژه برنامه اختتاميه يادواره شهداي دانشجو، 16 دي ماه با حضور سه هزار دانشجو در هويزه برگزار خواهد شد.اين مراسم معنوي به عنوان اختتاميه يادواره، با حضور وزيران فرهنگ و ارشاد اسلامي، بهداشت و علوم در مزار شهيد علم الهدي برگزار خواهد شد.روز جمعه 16 دي ماه همزمان با سالگرد شهادت شهيد علم الهدي، اين مراسم از ساعت 10 صبح با سخنراني برخي از وزيران، رئيس بنياد حفظ آثار و ديگر مسؤولان كشوري و دانشگاهي آغاز و تا ظهر ادامه خواهد داشت.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- معاون مديركل آموزش عمومي بنياد شهيد و امور ايثارگران: جانبازان بالاي 25 درصد با تصويب مجلس تحت پوشش طرح شاهد قرار مي گيرند
معاون مديركل آموزش عمومي بنياد شهيد و امور ايثارگران كشور گفت: در صورت تصويب مجلس شوراي اسلامي با قرار گرفتن فرزندان جانبازان بالاي 25 درصد تحت پوشش طرح شاهد،300 هزار دانش آموزان تحت پوشش اين طرح قرار مي گيرند. عقيل محمودي در گفتگو با ايسنا، افزود: درحال حاضر حدود 20 هزار دانش آموز شاهد و حدود 60 هزار نفر از فرزندان جانبازان و آزادگان 50 تا 69 درصد، تحت پوشش طرح شاهد قرار دارند. معاون مديركل آموزش عمومي بنياد شهيد و امور ايثارگران كشور افزود: درصورت تصويب طرح جامع شاهد و ايثارگران در شور دوم مجلس شوراي اسلامي فرزندان جانبازان بالاي 25 درصد تا 49 درصد نيز تحت پوشش اين طرح قرارمي گيرند. محمودي با اشاره به برنامه ريزي براي اين دانش آموزان از پيش دبستاني تا مرحله ورود به دانشگاه گفت: براساس اين چشم انداز تعداد دانش آموزان و ميزان بودجه مورد نياز در سال مشخص مي شود. وي خاطرنشان كرد: فرزندان شهدا اكنون بزرگ شده و اغلب آنها در مقطع دبيرستان متمركزند، بنابراين پيش بيني مي شود تا سال 1390 آنها فارغ التحصيل شوند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به هفت خانواده شهداي ارامنه تهران هدايايي اهدا شد
به مناسبت سال نو ميلادي به هفت خانواده شهداي ارامنه تهران به نمايندگي از طرف خانواده شهداي فلسطين توسط بنياد شهيد هدايايي اهدا شد.
رئيس سازمان بنياد شهيد و امور ايثارگران تهران بزرگ گفت: تجليل از خانواده هاي محترم شهداي ارمني و برگزاري مراسم يادبود اين شهدا، براي مسلمانان يك وظيفه ملي است.
وي گفت: ارامنه و مسلمانان در سراسر دنيا بابرپايي آيينهاي بزرگداشت ياد و خاطره تمامي شهدا را زنده نگه مي دارند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پيكان تهران صدرنشين مسابقات ليگ فوتبال جانبازان و معلولان كشور شد
در دومين روز از اولين دوره مسابقات ليگ فوتبال جانبازان ومعلولان باشگاههاي كشور تيم پيكان تهران با شكست تيم بوشهر قهرمان چندين دوره مسابقات كشوري، صدرنشين شد. "مهندس كفعمي" مديرعامل مؤسسه فرهنگي ورزشي پيكان با اشاره به حمايت از ورزشكاران بخصوص جانبازان و معلولان و مسابقات فوتبال CP گفت: جامعه مديون فداكاريهاي اين عزيزان است، همه ما بايد تلاش كنيم تا سلامتي و شادابي و نشاط اوليه جانبازان را به آنها بازگردانيم كه يكي از مهمترين راهها، ورزش است. وي درپايان گفت: دوست داريم ازرشته هايي مثل واليبال نشسته و بسكتبال با ويلچر نيز حمايت كنيم و اميدواريم كه بعد از طرح اين موضوع در هيأت مديره باشگاه و موافقت آنها، بتوانيم در اين رشته ها نيز فعاليت كنيم.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- رقابتهاي وزنه برداري جانبازان و معلولان ايران در تهران برگزار مي شود
هفدهمين دوره رقابتهاي وزنه برداري قهرماني جانبازان و معلولان ايران يادواره شهداي دانشجو درتهران برگزار مي شود.
به گزارش روابط عمومي فدراسيون جانبازان و معلولان، اين دوره از رقابتها با حضور 23 تيم از 13 دي ماه به مدت 3 روز در مجتمع تحقيقاتي عصر انقلاب تهران برگزار مي شود.
در رقابتهاي اين دوره، تيمهايي از استانهاي آذربايجان شرقي، ايلام، بوشهر، اردبيل، اصفهان، تهران، چهارمحال و بختياري، خراسان جنوبي، خراسان رضوي، خوزستان، زنجان، سمنان، سيستان و بلوچستان، فارس، قزوين، قم، كرمان، كرمانشاه، گلستان، مازندران، مركزي، يزد و شهرستان كرج حضور خواهند داشت.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نگاهي به عمليات كربلاي 4
٭ قسمت دوم تصرف منطقه استراتژيك "فاو" و جداسازي بخش جنوبي سرزمين عراق از اين كشور اقتضا مي كرد كه مناطق مهمي چون بصره و ام القصر نيز مورد توجه قرار گيرد و به نظر مي رسيد توقف در اين منطقه و عدم توسعه وضعيت، به ضرر و زيان نيروهاي خودي باشد. پس عمليات فاو به لحاظ وسعتي كه داشت از اين قابليت برخوردار بود كه سلسله عمليات بعدي در همين مكان انجام شود. در بخش اول اين مقاله كه هفته گذشته درج شد، دلايل انتخاب منطقه، قدرت تحرك دشمن و حركت نيروهاي خودي از جهتهاي مختلف و پاتك دشمن مورد بررسي قرار گرفت. در بخش دوم و پاياني اين مطلب به علل عدم موفقيت عمليات و... مي پردازيم. علل عدم موفقيت عمليات
عوامل تاكتيكي و استراتژيكي مختلفي در ناكامي كربلاي 4 دخالت داشتند، اما نقش عوامل زير برجسته وتعيين كننده تر بود: 1- آگاهي عراق از مكان و زمان عمليات كه بيشتر مرهون اطلاعاتي بود كه آمريكا به تلافي ماجراي مك فارلين در اختيار اين كشور قرار داده بود. منابع اطلاعاتي و جاسوسي آمريكا دقيق ترين و جزيي ترين خبرها را درباره عمليات كربلاي 4 در اختيار عراقيها قرار دادند. اظهارات مقامهاي عراقي در مورد اهداف عمليات و نتيجه آن حاكي از آن بود كه اطلاعات ارسالي به عراق حاوي نكات قابل ملاحظه اي بوده است. دراين باره وزير دفاع عراق گفت: "هدف ايران شهر بصره بود و هست... ايرانيها اگر موفق مي شدند هدفهاي خود را تحقق بخشند، ارتباط ميان سپاه سوم و هفتم را قطع مي كردند و تمام فاو و خورعبدا... و شمال بصره را به اشغال خود درمي آوردند. علت شكست كنوني اين است كه ما آماده بوديم و نقشه هاي لازم را طرح كرديم... و از درسهاي فاو استفاده كرديم." وزير دفاع عراق ضمن تشكر از آمريكا اظهار داشت: "ما به خاطر اين اطلاعات از آنان تشكر مي كنيم، اما به آنان خاطرنشان مي كنيم كه در مقايسه با برخوردشان با ايران، در اين مورد تعادل برقرار نبوده است." 2- تجربه دشمن از عمليات فاو و عبور غواصها از اروند و نيز مسلح كردن زمين در محورهاي حمله، آن گونه كه امكان مقابله با مهاجمان را براي آنها فراهم مي ساخت. خط حد قرارگاهها نيز به شرح زير مشخص گرديد: 1- قرارگاه نجف، از شمال پنج ضلعي در شلمچه تا جزاير بوارين و ام الطويله؛ 2- قرارگاه قدس، عبور از تنگه و پيشروي در پتروشيمي و ابوالخصيب؛ 3- قرارگاه كربلا، مقابله با پاتك دشمن از مقابل جزيره ام الرصاص و پيشروي تا جاده دوم و سوم. اين قرارگاه تأمين كل منطقه عملياتي را نيز به عهده داشت. 4- قرارگاه نوح، تأمين جناح چپ و پيشروي در مقابل جزيره مينو. نيروي مورد نياز براي عمليات، 352 گردان برآورد شد، اما تنها 250 گردان مهيا شد كه در قالب 13 لشكر و 12 تيپ مستقل وارد عمليات شدند. آمار نيروها عبارت بودند از: 23 هزار و 733 پاسدار رسمي، 66 هزار و 847 سرباز و 113 هزار و 131 نيروي بسيجي، در مجموع، 203 هزار و 811 تن نيروي انساني براي عمليات در اختيار سپاه پاسداران بود. شرح عمليات طي چند روزي كه به زمان عمليات باقي مانده بود بمباران و آتش توپخانه عراق روز به روز افزايش مي يافت. صبح روز سوم نيز اطراف پل فجر، نهر عرايض، سواحل كارون، اوايل جاده خرمشهر، حوالي ايستگاه هفت و برخي نقاط ديگر، بمباران شد و آتش توپخانه دشمن نيز فزوني يافت. پس از تاريك شدن هوا در روز سوم، (زمان آغاز عمليات) عراقيها به ريختن فلر به وسيله هواپيما و شليك منور دست زدند. از ساعت 19 تا 21 بيش از پنج مورد گزارش در مورد اقدامات دشمن به قرارگاه مركزي رسيد. با آن كه اوضاع نگران كننده مي نمود، اما تحليل كلي فرماندهي آن بود كه شرايط عادي است. از ساعت 21 غواصها به درون رودخانه رها شدند. اما پس از حدود نيم ساعت، در ساعت 21 و 35 دقيقه برادر، عزيز جعفري اطلاع داد، دشمن با تيربار، نيروها را زير آتش گرفته است. اين تحرك دشمن نيز مانند شبهاي گذشته عادي فرض شد، لذا دستور داده شد همه در ساعت 22 و 30 دقيقه پاي كار باشند. اما ساعت 21 و 38 دقيقه لشكر 14 امام حسين(ع) خبر داد كه دشمن روي خط، منور زيادي انداخته و داخل رودخانه نيز با تيربار به نيروها حمله كرده است. تمام اين اقدامات دشمن داخل تنگه متمركز شده بود، همان جايي كه مي بايستي تاكتيك ويژه عمليات انجام مي گرفت. در ساعت 22، فرمانده قرارگاه قدس اعلام كرد كه لشكر 31 عاشورا متوقف شده و امكان استفاده از لشكر 41 ثارا... (ع) نيز وجود ندارد، و تيربار دشمن در خط و روي آب نيروها را هدف قرار داده است. در محور قرارگاه قدس لشكرهاي 14 امام حسين(ع)، 21 امام رضا(ع) و 31 عاشورا در ساعات نخست حمله و قبل از درگيري، تلفات زيادي متحمل شدند. با اين همه، فرمانده قرارگاه ابراز مي داشت، شرايط حاد نيست. عدم تحرك خاص دشمن در محورهاي قرارگاههاي نوح، كربلا و نجف و نيز عادي بودن شرايط در آن محورها، موجب تقويت اين برداشت فرماندهي شده بود، اما شرايط در محور قرارگاه قدس به كلي با شرايط محورهاي ديگر متفاوت بود. به هر صورت، حدود ساعت 22 و 8 دقيقه با خبرهاي گوناگوني كه رسيد، فرماندهي پي برد كه دشمن تك را كشف كرده است. اما اوضاع به سختي قابل اداره و بازگشت به شرايط قبل از حمله بود. و از سوي ديگر، هنوز تا اندازه اي اميدواري وجود داشت. از اين رو، در ساعت 22 و 30 دقيقه مزيت ديگر منطقه عملياتي، واگذاري مسؤوليت حفاظت و اداره آن به سپاه هاي سوم و هفتم عراق بود. اين مسأله با توجه به مانور عمليات كه نفوذ از ميان خط حد دو سپاه بود، يكي از ويژگيهاي برجسته منطقه عملياتي به شمار مي رفت. طرح مانور مانور در اين عمليات، نقش اساسي و تعيين كننده اي داشت. زيرا تجربه عبوراز عرض رودخانه اروند،اين بار مي بايست در طول رودخانه انجام مي گرفت، و اين عبور كه خود تاكتيك ويژه و ابتكار عمليات به شمار مي رفت در صورت تحقق، جنبه هاي ديگر آن كه شامل شكستن خط، پاك سازي، نفوذ در عمق و تسلط بر چند راه (ورودي شهر بصره) مي شد، تحول عظيمي در جنگ ايجاد مي كرد. از اين رو، از ارديبهشت تا مهر 1365 و سپس آذرماه همان سال بحثهاي مختلف و طرحهاي گوناگوني ارايه شد ولي به دليل معايب آنها منتفي گرديد. يكي از موضوعات اساسي در طرحهاي ارايه شده، از نظر فرماندهان سپاه، وابستگي ابتكار ويژه به غافل گيري دشمن بود.بدين ترتيب پس از يك دور بحث، طرحي تصويب شد كه مورد توافق تمام فرماندهان بود. در جلسه، (16/7/1365) پس از بحث و گفت و گو، سرانجام فرماندهان يگانها مانور عملياتي از پنج ضلعي در شلمچه تا جزيره سهيل در مقابل جزيره مينو را پذيرفتند. آنها پذيرفتند كه زمين شلمچه بر زمين مقابل جزيره مينو ترجيح دارد. همچنين، اهميت زمين دو طرف اروند و ابوالخصيب و نيز تاكتيك ويژه براي عبور از تنگه مورد قبول واقع شد. در پايان اين جلسه، فرمانده سپاه گفت: "برادران عزيز، همه توجيه هستند و احتياجي به توضيح اهميت عمليات نيست. اين سومين منطقه اي است كه براي رفتن به سمت بصره در آن عمل مي كنيم. منطقه رمضان(شرق بصره) هور (الهويزه) و اينجا، خداي ناكرده اگر از ما كوتاهي سربزند، مسؤوليت ما خيلي سنگين است. ما بايد با تمام قدرت تكليفمان را انجام دهيم آن وقت، هرچه خدا خواست. اينجا يك شجاعت بزرگ و تدبير و دقت بالايي مي طلبد اين تاكتيك و شيوه جنگي كه ما براي اين عمليات مهيا كرده ايم، دشمن آمادگي اش را ندارد و ( از طرف ما) احتياج به توكل و ايثار بالايي دارد. برادرها بايد همه مسايل را با هم حل كنند و تا آخر عمليات، دست اخوت و برادري به هم بدهند، چون اين عمليات با همياري و همكاري پيش مي رود لذا، بايد تقسيم كار كنيد و همديگر را كمك كنيد." ازنيمه دوم مهرماه كار آماده سازي منطقه عمليات با جديت پيگيري شد. در حين اين پيگيري و پيشبرد امور، بحث مانور باز هم مطرح شد و سرانجام، در آذرماه فرمانده سپاه با دريافت نظرات و مسايل جديد، طي جلسه اي با آقاي هاشمي، خط جديد كاري را به نيروي زميني سپاه ابلاغ كرد.مطابق آخرين تصميم گيري و جمع بندي وضع موجود، براي انجام عمليات كربلاي 4، چهار زمين شلمچه، ابوالخصيب، منطقه مقابل جزيره ام الرصاص و جزيره مينو انتخاب شد. اين چهار منطقه از نظر مانور آتش، و عقبه و پشتيباني به يكديگر وابستگي داشتند. از اين رو، هر كدام به يك قرارگاه سپرده شد. تهيه و تدوين: مركز مطالعات جنگ
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- گزارشي از سومين جشنواره سراسري شعر بسيج ـ تبريزرفتن، رسيدن است
٭ محمدرضا شالبافان تبريز شهري است كه مردمش با زبان آذري سخن مي گويند، اما به ادبيات فارسي ارادت قابل توجهي داشته و دارند. اين شهر، موطن شاعران بنامي بوده كه همه آنها را مي شناسيم. تبريز كه اين روزها از سردترين نقاط ميهن عزيزمان نيز مي باشد، از سوم تا پنجم دي ماه جاري، ميزبان سومين جشنواره دو سالانه سراسري شعر بسيج بود. جالب توجه ترين نكات اين جشنواره، قرار نداشتن موضوع شعر دفاع مقدس در موضوعات چهارگانه اين جشنواره بود. اين جشنواره در سه گروه سني زير 19 سال، 19 تا 25 سال و بالاي 25 سال در سه موضوع همبستگي ملي و مشاركت عمومي، ولايت و انتظار و موضوع آزاد و با بخش ويژه شعر كودك و نوجوان برگزار شد و در اختتاميه خود در تالار اجتماعات پتروشيمي، برگزيدگان خود را بدين شرح معرفي كرد: در گروه سني 15 تا 18 سال و در بخش آزاد، نفر اول شبير عبيري از تهران، نفر دوم محدثه خسروي از اصفهان و نفر سوم سارا پورسعيد از خوزستان. در بخش "ولايت و انتظار" نفر اول الناز حقوقي از آذربايجان شرقي، نفر دوم سميه فنايي از خراسان و نفر سوم پريسا جعفري از چهارمحال و بختياري. در گروه سني 19 تا 25 سال و در بخش موضوع آزاد، نفر اول مبين اردستاني از تهران، نفر دوم منصوره دفاعي از تهران و نفر سوم امير اكبرزاده از قم. همچنين در بخش "ولايت و انتظار" نفر اول محمد جواد شاهمرادي از اصفهان، نفر دوم مهدي اشرفي از استان مركزي و نفر سوم سميرا اديبي منش ازاصفهان. در گروه سني بالاي 25 سال و در بخش آزاد، نفر اول سيد مهدي نقبايي از گيلان، نفر دوم بابك اسلامي از آذربايجان غربي و نفر سوم محمد ناظريان از گلستان و در موضوع "ولايت و انتظار" نفر اول عباس محمدي از مركزي، نفر دوم خدابخش صفادل از خراسان رضوي و نفر سوم ليلي حفار از يزد.
هيأت داوران در موضوع "همبستگي ملي و مشاركت عمومي" تنها در گروه سني 19 تا 25 سال، عاليه محرابي را به عنوان نفر اول معرفي كرد. و اما در بخش ويژه شعر كودك و نوجوان اين جشنواره، غلامرضا بكتاش از همدان رتبه اول، زهرا رهنما از گيلان رتبه دوم و مريم تيكني از اصفهان رتبه سوم را كسب كردند. پس از قرائت بيانيه توسط سيروس مرادي روئين تن، سخنگوي هيأت داوران ـ با وجود نه چندان حرفه اي بودن جشنواره ـ صداي اعتراضها برخاست. اما فارغ از اعتراضها و بدون شك و شبهه در حسن نيت "خليل عمراني" دبير جشنواره، بايد از ايشان پرسيد: "شما كه در استفاده از داوران جوان مشهوريد، چرا هميشه ايشان را از جمع جماعت نه چندان تأثيرگذار موسوم به نسل مرواريد بر مي گزينيد؟ آيا به دليل اين نيست كه اين جماعت همه شاگردان خلف شمايند؟" ٭٭٭ حسن ختام اين گزارش يكي دو نمونه از آثار قرائت شده در اين كنگره است كه با هم زمزمه مي كنيم:
پايان بخش پايان ها
ز هر سو گشته ام هفتاد فرسخ در بيابانها نشاني از تو پيدا نيست بر برف زمستانها هواي شهر را پس مي زند بغض نفسهايم كه از عطر تو خالي مانده تقدير خيابانها پدر مي گفت وقتي جاده ها يخ زد تو مي آيي مي آيي كه بكاري حسن يوسف توي گلدانها مي آيي كه زمين را هرم لبخندت بلرزاند كه شرماگين شود رخسار گلها و گلستانها بيا كه تشنه ايم و خشك مي بارند بارانها تهيدستيم و بي فيض تو بركت رفته از نانها بيا كه زندگي يعني تو را در هر نفس ديدن بمان كه مرگ يعني از تو خالي ماندن جانها نشاني از تو پيدا نيست... پيدا نيست؟... آري هست شكرخند تو پنهان است آري در نمكدانها نشاني از تو بر برف زمستان نيست آري نيست كه گل رويانده اي با هر قدم در جان انسانها بيا كه مرگ در تابوت بي رنگش بيارامد كه آغاز بي آغازي و پايان بخش پايانها محمدجواد شاهمرادي
سپيد رود غريب
من يك سپيد رود غريبم، خزر كجاست؟ گم كرده ام بهشت خودم را پدر! كجاست؟ گفتي خودت مسيري و رفتن رسيدن است من سالهاست مي روم، اما سفر كجاست؟ يك چشمه ام محاصره در كوههاي لال پايان قصه هم كه گره خورده، سر كجاست؟ كم كم قطار عمر من و پرتگاه مرگ نزديك مي شوند، چراغ خطر كجاست؟ اي صاعقه، ز جا بكن و شعله كن مرا نگذار برگ برگ بگويم تبر كجاست؟ سيد مهدي نفبايي
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- باشگاههاي بزرگ با سرمايه گذاري در ورزش جانبازان و معلولان به افتخارهاي جهاني مي رسند
رئيس هيأت ورزشهاي جانبازان و معلولان استان تهران اعلام كرد: باشگاههاي بزرگ كشور مي توانند با سرمايه گذاري در ورزش جانبازان و معلولان به افتخارهاي جهاني دست يابند.
"علي لواساني" در حاشيه مراسم افتتاحيه اولين دوره مسابقات ليگ فوتبال جانبازان و معلولان در ورزشگاه شهيد پناهي تهران به ايرنا گفت: اين مسابقات براي اولين بار به صورت رفت و برگشت در تهران و خوزستان برگزار خواهد شد.
لواساني ادامه داد: مسابقات با حمايت مالي باشگاه پيكان برگزار مي شود و جا دارد كه از مسؤولان اين باشگاه قدرداني كنيم.
اين مدير ورزشي گفت: اگر حاميان مالي به ما مدد نرسانند،
نمي توانيم با بودجه ناچيزي كه در اختيار داريم مسابقات را ميزباني كنيم. رئيس هيأت جانبازان و معلولان تهران عنوان كرد: از مسؤولان ورزش كشور و باشگاههاي مختلف كشور مصرانه
مي خواهم كه در ورزشهاي جانبازان سرمايه گذاري كنند و در كسب افتخارات اين عزيزان سهيم باشند. وي افزود: براي مثال دو تيم پگاه و ذوب آهن با سرمايه گذاري در واليبال نشسته به عنوان قهرماني باشگاههاي جهان رسيدند و هم براي باشگاههاي خود و هم براي فدراسيون ورزشهاي جانبازان افتخار آفريدند.