خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   پنج شنبه 8دی ماه 1384
منوي اصلي
 صفحه اول   
 سر مقاله   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 سوسه   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 ورود آزاد   
 ديدگاه   
 كفشدوزك   
 رسانه   
 عشقستان   
 مردم   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ رسانه ]


انديشمندان جهان: هولوكاست واقعي امروز در سرزمينهاي اشغالي است

به انگيزه پيروزي چپها در آمريكاي لاتين ؛ يك سرخپوست خوب ديگر يك سرخپوست مرده نيست

كسينجر در دايره ترديد ؛خروج از عراق، آبروريزي يا استراتژي



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
انديشمندان جهان: هولوكاست واقعي امروز در سرزمينهاي اشغالي است

٭ قاسم بابايي
٭احمدي نژاد تنها شخصيت حكومتي ضد هولوكاست در جهان است

برخلاف واكنشهاي منفي دولتهاي اروپايي و حكومتهاي وابسته به غرب درخصوص مواضع ضد صهيونيستي دكتر احمدي نژاد، رييس جمهور ايران، چهره ها و شخصيتهاي علمي و معروف ضدهولوكاست به همفكري و حمايت از مواضع رئيس جمهورمان پرداختند.
محمد مهدي عاكف، رهبر اخوان المسلمين در مصر، هولوكاست را افسانه معرفي كرد و آن را بلاي جان ملتهاي جهان و عامل تحقير و تضعيف دولتها دانست.




"هنريك.ام. برودر" نويسنده يهودي لهستاني الاصل آلماني تبار، در مقاله اي با عنوان "اشلسويك هولشتاين را به يهوديان بدهيد" در مجله اشپيگل آلمان، درپي پيشنهاد رييس جمهور ايران مبني بر اسكان دادن يهوديان در يكي از كشورهاي اروپايي با اعلام حمايت از پيشنهاد دكتر احمدي نژاد اظهار داشت كه با وجود اينكه برخي رسانه ها، مقاله من درخصوص تأييد مواضع رييس جمهوري اسلامي ايران، طنز و شوخي ارزيابي كردند اما من در مصاحبه با بي.بي.سي انتقاد شديد خودم را از تلقي سطحي آنها نسبت به مقاله ام ابراز كردم. مارك وبر، تجديد نظر طلب ضد هولوكاست نيز با ارايه ديدگاه هاي افشاگرانه ضدهولوكاست خود پرده از اتاقهاي گاز خيالي و ساختگي صهيونيستها برداشت. او سالها از تدريس و بحث و مصاحبه از سوي امپراتور رسانه اي اروپا محروم شده است.
مارك وبر مي گويد: سخنان دكتر احمدي نژاد، پرده از پارادوكس موجود ميان جامعه اروپا برداشت. موضعگيري هاي خصمانه آنها عليه دكتر احمدي نژاد ثابت كرد كه اهانت به اديان الهي همچون كتاب آيات شيطاني، برايشان مهم نيست، اما آنها اهانت به صهيونيست و زير سؤال بردن كوره هاي آدم سوزي ساختگي را برنمي تابند.
پل فرام، مدير بنياد كانادايي "آزادي بيان" موضعگيري هاي غرب در قبال گفته هاي دكتر احمدي نژاد را عين نقض آشكار آزادي بيان دانست و گفت: وقتي غربي ها آزادي بيان را اينگونه در ميان خود محصور مي كنند، چگونه مي توانند ادعاي مدافع بودن دموكراسي را بنمايند.
اسراييل شامير، روزنامه نگار و نويسنده داستانهاي معروف "مردي دريافا" مي گويد، هولوكاست در اصل امروز در سرزمينهاي اشغالي است نه آنچه كه صهيونيستها به نام دفاع از يهوديان با تحريف تاريخ دم مي زنند.
روبر فوريسون، استاد سابق دانشگاه ليون، فرانسه از منتقدان ضدهولوكاست و از بنيانگذاران مكتب تجديد نظر طلبي درخصوص صهيونيسم و يهوديت بارها از سوي صهيونيستها مورد ضرب و شتم واقع شده است.
او مي گويد: هولوكاست خيمه شب بازي سياسي است كه دولتهاي غربي، عروسكهاي آن هستند.
عبدا... محمد سنيدي، استاد دانشگاه و دكتراي روابط بين الملل در نيويورك از انكاركنندگان هولوكاست و منتقدان نفوذ لابي هاي صهيونيستي در شريانهاي تصميم گيري ايالات متحده آمريكا مي باشد. او بارها از حضور در كلاس درس محروم و از هرگونه ارتباط با رسانه ها منع شده است. او نيز هولوكاست را جهنمي خودساخته توسط صهيونيستها براي مردم و هيأت حاكمه آمريكا مي داند و مي گويد: آن كه در اين جهنم مي سوزد، آمريكايي ها هستند كه بايد با پرداخت مالياتهاي سنگين، هزينه رژيم صهيونيستي را بپردازند.
آرتور باتز، استاديار مهندسي برق و كامپيوتر در دانشگاه نورتوسترن در اولستون ايلينويز از ايالت شيكاگوي آمريكا و نويسنده كتاب معروف ضدهولوكاست با نام "شيادي قرن بيست و يكم" مي گويد: سرمايه داران يهود براي بلعيدن منابع غني و ثروتهاي عظيم ملتهاي خاورميانه، با برپاكردن هولوكاست، به شيادي جديدي در قرن 21مبادرت كرده اند. او سران آمريكا را ابزار و عامل و دست نشاندگان اين شيادي مي داند.
فردريك توپن، كارشناس استراليايي، دكتراي فلسفه و مدير مؤسسه آدلايد در استراليا كه در 5 سال پيش در سفري به ايران در مشهد طي مصاحبه اي با روزنامه قدس ديدگاههاي ضدهولوكاستي خود را ارايه كرد. اكنون پس از اعلام مواضع دكتر احمدي نژاد عليه هولوكاست، اظهار داشت كه هيچ واژه اي براي جعلي بودن هولوكاست، بهتر از "افسانه" نيست. زيرا افسانه سرايي خاص صهيونيستها و سوء استفاده از يهوديت است. لذا، اينكه دكتر احمدي نژاد گفته است هولوكاست افسانه اي بيش نيست، دقيقاً نشان از واقعيت انكار ناپذيري دارد. فردريك توپن كه خود به اتهام زيرسؤال بردن هولوكاست زنداني شده است درباره مواضع ضد صهيونيستي دكتر احمدي نژاد مي گويد: هولوكاست بر سه ادعاي واهي كه شامل ادعاي كشتار سيستماتيك يهوديان از سوي آلمان هيتلري، اتاقهاي گاز و قتل عام جعلي 6ميليون يهودي استوار است كه هيچ كدام از آنها تأييد و اثبات نشده است.
اين كارشناس استراليايي كه خود از نزديك اردوگاه آشوويتس را بازبيني كرده است، مي گويد: آشوويتس اردوگاهي انتقالي بود، نه اردوگاهي براي كشتار؛ به ويژه كه كشتارها در اتاقهاي گاز در اين اردوگاه هم به لحاظ تكنيكي و هم به لحاظ فني غيرممكن است. لذا كشتن 6 ميليون يهودي مورد ادعاي صهيونيستها نه در چهارسال جنگ جهاني دوم، بلكه به چند دهه وقت نياز دارد. پروفسور فردريك توپن، با افسانه اي خواندن رقم 6 ميليون نفر گفت: مورخان يهودي زماني ادعاي كشته شدن 4ميليون و سپس 5/1ميليون نفر را اعلام مي كردند. اكنون اين رقم به 500 هزار نفر رسيده است و همين خود اصل 6ميليون نفر را جعلي نشان مي دهد.
وي در ادامه مي گويد: هولوكاست يك دروغ است و واكنش هيستريك برخي مقامات سياسي جهان در حمايت از هولوكاست نشان مي دهد كه صهيونيستها بر دولتهاي غربي و عوامل آنها نفوذ دارند.
احمد رامي از مورخان نامي مراكش اظهارات ضد صهيونيستي دكتر احمدي نژاد را مايه افتخار و بيداري ملتهاي مسلمان جهان و نيز سرافكندگي دولتهاي دست نشانده دانست.
هورست ماهر، وكيل آلماني و حقوقدان معروف هولوكاست را فريبكاري و هدف از آن را ضربه زدن به مردم آلمان و جهان معرفي كرد.
او مي گويد: حتي به لحاظ حقوقي طرح هولوكاست، با ابتدايي ترين مباني حقوق بين الملل مغايرت دارد زيرا صهيونيستها و دولت نامشروع و اشغالگر اسراييل با تحريف تاريخ جنگ جهاني دوم، درپي امتيازگيري از جامعه بين المللي است، همان گونه كه عدم مشروعيت اين رژيم به لحاظ حقوقي با سؤالات بسياري مواجه شده است.
مايكل هافمن، فعال ضد صهيونيست آمريكايي، در نشريه خود به نام "منظم" آورده است كه احمدي نژاد، بت هولوكاست را شكست.
مايكل هافمن كه نويسنده كتاب "جوامع محرمانه" جنگهاي رواني و دادگاه بزرگ هولوكاست است، مي گويد: اگر گفته شود كه احمدي نژاد، رييس جمهور ايران تنها شخصيت رسمي يك حكومت است كه در سطح جهان و خاورميانه به اسرار ضعف آمريكا پي برده و عليه هولوكاست افشاگري كرده، سخني به گزاف نگفته ايم.
زين العابدين الركابي استاد دانشگاه و مقاله نويس الشرق الاوسط چاپ لندن، مي نويسد: با توجه به اينكه مبالغه هاي زيادي درباره هولوكاست شده و از آن سوء استفاده نژادپرستانه شده است، لذا كساني كه جهان را از تبليغات بر ضد نازيسم ظالم پركرده اند، همان كساني اند كه به فلسطينيان ظلم مي كنند. طرفداران و مبلغان هولوكاست اين مسأله را به يك نژادپرستي جديد در پوشش يهودي ستيزي تبديل نموده و با جهاني كردن صهيونيسم، ملتها و دنيا را به سوي نگاه به مشكلات جهان از زاويه صهيونيسم رواج مي دهند.
علاوه بر آنها اشتباه بزرگتر و فاحش تر اين است كه صهيونيستها در راه صهيونيستي كردن جهان، تحقيق علمي درباره هولوكاست را ممنوع كرده اند. آيا اين ديوانگي نيست كه سازمان ملل اعلام كند، انكار كلي يا جزيي هولوكاست را نمي پذيرد. آيا اين امر به معناي صهيونيستي شدن جهان نيست؟
زين العابدين الركابي در ادامه مي گويد صهيونيستهاي مظلوم نما، خود به ظالمان بزرگ تاريخ درحق ملت مظلوم فلسطين تبديل شده اند كه ظلمها و ستمهاي بسياري را بر مسلمانان بي دفاع فلسطين طي 50 سال گذشته روا داشته اند. لذا درباره هولوكاست خيال پردازي ها، توطئه ها، نيرنگها و مبالغه هاي زيادي شده است كه مورد سوء استفاده نژادپرستانه صهيونيستها واقع شده است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به انگيزه پيروزي چپها در آمريكاي لاتين ؛ يك سرخپوست خوب ديگر يك سرخپوست مرده نيست

٭ حسين رزمنده
زماني كه كريستف كلمب دريانورد اسپانيايي پاي در قاره آمريكا گذاشت، قلع و قمع صاحبان اصلي اين قاره، يعني سرخپوستان بدون كمترين فوت وقت و در نهايت بربريت و توحش توسط اقوام متمدن!! سفيدپوست آغاز گرديد.




نسل كشي و پاكسازي قومي، قرنها ادامه يافت تا آن كه سروكله، گاوچرانهاي يانكي به سركردگي ژنرال كاستر، قلع و قمع سرخپوستان را با شعار معروف يك سرخپوست خوب يك سرخپوست مرده است وارد مرحله تازه اي گرديد.
جويندگان طلا، سفيدپوستان تگزاسي و مهاجران رانده شده از قاره اروپا در سرزمين مادري سرخپوستان، نه تنها منابع و ذخاير عظيم طلاي آنها را بيرحمانه چپاول، غارت و در اولويت نخست لشكركشي خود قراردادند، بلكه براي جلوگيري از ورود ميهمانان ناخوانده و يا حتي غارتگران اوليه اين قاره، يعني اسپانياييها، جنگهاي بسياري را پشت سرگذاشتند، تا آن كه سرانجام، آمريكا را به دو قسمت آمريكاي شمالي و جنوبي تقسيم كردند. حتي سيمون بوليوار مبارز آزاديخواه ضد امپرياليسم را كشتند تا به مقصود خود برسند.



تقسيم آمريكا به جنوبي و شمالي، ژنرال جيمز مونروئه رييس جمهور وقت ايالات متحده را بر آن داشت تا آمريكاي جنوبي كه همان آمريكاي لاتين سنتي و پايبند به آداب و سنن اقوام اينكاها كه از كوههاي آند در بوليوي تا عميق ترين نقاط جنگلي آمازون، امتداد يافته، را به عنوان حيات خلوت ايالات متحده آمريكا اعلام كند.
دوران هتك حرمت و استثمار سرخپوستان آمريكاي لاتين همچنان پس از پايان دوران حاكميت امپرياليسم اسپانيا با حاكميت ديكتاتورهاي دست نشانده توسط امپرياليسم آمريكا ادامه يافت تا آن كه اين ديكتاتورهاي دست نشانده چون "باتيسته" دركوبا، "آلبرتو فوجيموري" در پرو، "آناستازيا سوموزا" در نيكاراگوئه "آگوستو پينوشه" در شيلي، "ماريا پرون" در آرژانتين، "خوزه ناپلئون دو آرته" در السالوادور، و نيز ساير كشورهاي آمريكاي لاتين حتي منافع اربابان آمريكايي خود در كاخ سفيد را به خطر انداختند تا جايي كه جان اف. كندي معروف به جي. اف. كي، رييس جمهور وقت آمريكا در كنگره فرياد كشيد، كه استثمار بي رويه ما، با گماردن ديكتاتورهايي بدتر از ديكتاتورهاي دوران حاكميت اسپانيا، راههاي انقلابهاي ضدآمريكايي را براي آنها فراهم كرده است.
وي در توجيه اين استدلال خود گفت: پس از حذف ديكتاتوري فرانكو از منطقه، ما فردي دايم الخمر و دزد را به نام باتيسته بر مردم كوبا تحميل كرديم و چون مردم كوبا از انقلاب اوليه ضد اسپانيايي خود طرفي نبستند و با ديكتاتوري دست نشانده ما يعني باتيسته روزگار سخت تري را در پيش روي خود ديدند، براي مقابله با ما به دامن سوسيال امپرياليسم شرق يعني اتحاد جماهير شوروي پناه بردند و رهبري "فيدل كاسترو" و "ارنستو چه گوارا" ما را در چالشي بزرگ در آمريكاي لاتين قرار داده است.
اكنون كاسترو و انقلاب كمونيستي آن الگويي براي ساير كشورهاي آمريكاي لاتين به شمار مي رود. لذا من پيشنهاد مي كنم تا دير نشده در برنامه هاي غارتگرانه خود، از حكومتهاي دست نشانده ديكتاتوري با چاشنيهاي اصلاحات ارضي صوري و انقلاب سفيد اقتصادي بهره بگيريم تا دوباره شاهد تكرار انقلاب ضد آمريكايي كوبا در ساير مناطق اين قاره نباشيم.
اين گفته هاي كندي كه به ذائقه چكمه پوشهاي جنگ سالار و غارتگر كاخ سفيد خوش نيامد، نه تنها ترور وي را در برداشت، بلكه ديكتاتورهاي اين قاره با تمام قوا به سركوب و قتل عام مردم پرداختند.
ساقط نمودن حكومت مردمي "سالواتور آلنده" در شيلي و كودتاي نظامي ديكتاتور "آگوستو پينوشه" با شعار "پنجه هاي آهنين" در تمام آمريكاي لاتين يكي پس از ديگري دستخوش حكومتهاي نظامي و غارت منابع آنها را به همراه داشت.
آمريكاي لاتين شامل 19كشور مركب از آرژانتين، برزيل، بوليوي، شيلي، كلمبيا، كاستاريكا، جمهوري دومنيكن، اكوادور، السالوادور، گواتمالا، كوبا، هندوراس، مكزيك، نيكاراگوئه، پاناما، پاراگوئه، پرو، اروگوئه و ونزوئلا مي باشد كه در ميان آنها بعد از كوبا كشوري كه شديداً ضد امپرياليستي است، دولت ونزوئلا مي باشد كه هوگو چاوز، رييس جمهور اين كشور تاكنون هشت بار در انتخابات دموكراتيك، به پيروزي قاطع با تأييد مردم دست يافته است و همراه با مردم كوبا و شخص كاسترو در مقابله با آمريكا ايستاده اند. آمريكايي ها كه چاوز را مانعي بر سر راه منافع خود در منطقه مي بينند، بارها براي سرنگوني حكومت وي تلاش كردند، اما در كودتا و ترور او ناكام ماندند.
چاوز كه براساس آرمانهاي "سيمون بوليوار" مبارز راه آزادي اين كشور و سياست هاي ضدآمريكايي خود را در پيش گرفته است با استفاده از اهرم اقتصادي عليه واشنگتن، توطئه هاي آنها را خنثي نموده است. طوري كه با اجراي طرح "پترو كارائيب" كه براساس آن نفت خود را با قيمت ارزان و با وامهاي بلند مدت كم بهره در اختيار كشورهاي حوزه درياي كارائيب قرار مي دهد، تقويت و توسعه مركوسو "بازار مشترك كشورهاي آمريكاي لاتين" و تشكيل اتحاديه قدرتمند آمريكاي لاتين، واشنگتن را به چالش كشيد و آن را در اجراي طرح تجارت آزاد قاره آمريكا ناكام ساخته است، زيرا ونزوئلا هشتمين كشور توليد كننده نفت جهان است كه روزانه 5/1ميليون بشكه نفت به آمريكا صادر مي كند.
رييس جمهور ونزوئلا با درپيش گرفتن سياست نفتي "پتروكارائيب" در منطقه كارائيب و لاتين كه درآمد سرانه شان گاهي بيش از يك دلار در روز نمي باشد موفق شده است توجه اين كشورهاي فقير را به خود جلب كند.
چاوز همچنين با اجراي اصلاحات اقتصادي و اجتماعي دست آمريكا را از منابع طبيعي اين كشور كوتاه كرده و مردم فقير و متوسط جامعه را از فقر مطلق نجات داده است. مخالفتهاي بوش با سياستهاي وي نه تنها منجر به نزديكي استراتژيكي هرچه بيشتر چاوز، فيدل كاسترو و ساير رهبران گروههاي سياسي مخالف آمريكا در آمريكاي مركزي از جمله گروه با نفوذ "دانيل اورتگا" در نيكاراگوئه، "شافيك هاندل" در السالوادور، و "اوو مورالس" در بوليوي شده بلكه خيزشهاي بيشتري را در اين منطقه به همراه داشته است. به طوري كه همراهي ملتهاي آمريكاي لاتين با دولتهاي خود به آنها قدرتي مضاعف بخشيده است در همين راستا مردم آمريكاي لاتين نيز به مقابله با سياستهاي توسعه طلبانه واشنگتن برخواسته اند.
در سفر ماه گذشته بوش به منطقه آمريكاي لاتين جهانيان شاهد، برپايي تظاهرات مردمي و خودجوش در كشورهايي چون برزيل، كوبا، ونزوئلا، اروگوئه و پاناما بودند. چاوز براي مقابله با نفوذ آمريكا، طرح جديد ديگري را به نام طرح اقتصادي "آلبا" به معناي گزينه بوليواري با هدف همگرايي كشورهاي درحال توسعه آمريكاي لاتين در برابر طرح "آلكاي" ايالات متحده آمريكا ارايه كرد. در اين رابطه، چاوز، بر همكاري بيشتر با كشورهاي عضو مركوسور، شامل برزيل، آرژانتين، پاراگوئه و اروگوئه براي مقابله با طرح آمريكايي "آلكا" تأكيد كرده است.
سياستهاي ضد آمريكايي چاوز، باعث شده است تا حتي كشورهاي متحد قوي آمريكا نيز به مقابله با سياستهاي واشنگتن برخيزند به طوري كه كلمبيا، در سيزدهمين دور مذاكرات تجاري با آمريكا در خصوص "الكا" به خاطر وجود شرايط نابرابر و ظالمانه در طرح مذكور، بدون امضاي موافقتنامه اي، ميز گفتگوها را ترك كرد. زيرا مقامهاي كلمبيايي دليل نافرجام بودن مذاكرات و ناكامي آن را دفاع نژادپرستانه و سلطه جويانه بوش درخصوص بخشهاي بسيار مهمي چون كشاورزي اعلام كردند.
وارونگي عقربه هاي ساعت در جهت كاهش سريع و شديد نفوذ آمريكا در منطقه آمريكاي لاتين و افزايش خيزشهاي ضد امپرياليستي آمريكا، كار را به جايي رسانده كه ايالات متحده در اواخر نوامبر سال جاري، پرو و هفت كشور ديگر اين منطقه شامل پاراگوئه، اروگوئه، برزيل، اكوادور، ونزوئلا، كاستاريكا و مكزيك را به اعمال مجازاتهاي اقتصادي در صورت عدم اعطاي مصونيت قضايي يا همان "كاپيتولاسيون" به اتباع آمريكايي تهديد نمود.
پيروزي "اوو مورالس" رهبر چپگراي سرخپوست بوميان بوليوي در انتخابات رياست جمهوري با كسب بيش از 51درصد آرا در 27 آذرماه سال جاري بر تعداد دولتهاي مخالف آمريكا در منطقه لاتين افزود زيرا او با شعار "مرگ بر آمريكا" در انتخابات شركت كرد و همين امر از مورالس چهره اي سرسخت در مقابل امپرياليسم آمريكا ارايه كرده است. مورالس رييس جمهور منتخب بوليوي مي گويد: امروزه در بوليوي و آمريكاي لاتين، ديگر اين ملتها نيستند كه عليه امپرياليسم سلاح به دست گرفته اند، بلكه اين امپرياليسم است كه با مداخله نظامي و ايجاد پايگاههاي نظامي، همچون گذشته به رويارويي مسلحانه با ملتها برخاسته است. در شيلي نيز روند انتخابات به سود نامزد سوسياليستها به رهبري ميشل پاچلت بود. او در 11دسامبر سال جاري در دور اول انتخابات رياست جمهوري با 45درصد آرا بالاترين آرا را به خود اختصاص داد. اما به دليل آن كه نتوانست آراي 50 به اضافه يك را به دست آورد، انتخابات به دور دوم كشيده شد كه قرار است در اواسط ژانويه برابر با 25دي ماه جاري برگزار شود. پاچلت نه تنها بزرگترين مخالف آمريكاست، بلكه خود را ادامه دهنده راه "سالواتور آلنده" رهبر فقيد شيلي مي داند.
اكنون تحولات آمريكاي لاتين به سمت و سويي در حركت است كه به نفع ايالات متحده نيست و حركتهاي ضد امپرياليستي در اين منطقه اين شعار را تداعي مي كند كه ديگر يك سرخپوست خوب، يك سرخپوست مرده نيست، بلكه يك سرخپوست خوب يك سرخپوست زنده و با شعارهاي ضد امپرياليستي است كه استقلال كشورش را فرياد مي كشد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
كسينجر در دايره ترديد ؛خروج از عراق، آبروريزي يا استراتژي

منبع: واشنگتن پست ٭سرويس ترجمه
هنري كسينجر وزير خارجه اسبق آمريكا در دوران نيكسون، چندي پيش در اجلاس ناتو واقع در بروكسل، نسبت به عواقب و پيامدهاي خروج نيروهاي آمريكايي هشدارهاي تكاندهنده اي داد.
او خطاب به بوش و دولتمردان آمريكا گفته بود كه چنانچه نيروهاي آمريكايي از عراق خارج شوند، نه تنها شكستي بزرگ بر سر راه سياستهاي اقتدارگرايانه ايالات متحده به دليل مشكلات امنيتي و ساختاري در عراق به وجود خواهد آمد، بلكه ابعاد وسيع و فاجعه آميزتر آن يعني يورش و شورش ملتهاي منطقه خاورميانه عليه حضور نيروهاي آمريكايي و در نهايت عليه منافع آمريكا و گسترش آن به ساير نقاط جهان نمايان خواهد شد.




اكنون با گذشت كمتر از دو ماه از آن موضع گيريها، هنري كسينجر، با اندكي چرخش و با ترديدهاي وسوسه انگيز خود، سخن از چگونگي خروج از عراق گفته است.
او مي گويد: اين گونه كه به نظر مي رسد نه تنها دولت آمريكا بلكه، مخالفان و منتقدان حضور نيروهاي آمريكا در عراق، در اين خصوص كه اين اقدام مي تواند نقطه عطفي باشد، توافق دارند. در عين حال، اختلاف و مشكل اساسي در اين ميان سرعت و دامنه كاهش نيروها و نيز جدول زمان بندي مشخص مبتني بر استراتژي تحول ساز مي باشد.
با وجود آن كه از نگاه فني، موضوع ابزارهاي تخليه عراق مطرح نيست، اما بحث محوري اين است كه خروج نيروها به عنوان عقب نشيني اجباري تلقي شود يا از آن به عنوان يك استراتژي دقيق و برنامه ريزي شده كه به خاطر حفظ امنيت جهاني تدوين شده است، نام ببرند.
صرف نظر از تصميم آغاز جنگ در عراق و شيوه ورود به آن و يا استراتژي هاي اجراي حمله به عراق كه من با اصل آن موافق بودم، اما اكنون معتقدم كه بايد نسبت به پيامدهاي شكست و آبروريزي خروج از عراق توجه عميق شود.
لذا، در زمان خروج از عراق، چنانچه خرابه اي چون سومالي، پر هرج و مرج و ناآرام در پشت سرمان باقي بماند، عواقب و پيامدهاي فاجعه آميزي در انتظار منطقه و موقعيت و شرايط آمريكا در جهان خواهد بود، زيرا پديده تندروي اسلامي چيزي بيش از عمليات چند تروريست است كه در شهرهايي چون بالي در اندونزي، دهلي نو، تونس، رياض، استانبول، دارالبيضاء، مادريد و لندن صورت مي گيرد.
اين موضوع كه تندروهاي اسلامي به دنبال گريز از سكولاريسم، ارزشهاي مثبت! و نهادهاي غربي را در هر جايي كه مسلمانان زندگي مي كنند، هدف قرار دهند، يك واكنش ايدئولوژيكي است و پويايي و نيروي انگيزشي آن برآيند اعتقادي قوي مي باشد كه قدرت هرگونه عكس العمل و مقاومتي را از طرفهاي مقابل آنها سلب كرده است.




حال هر دگرگوني كه در اين راستا مؤثر واقع شود با تحول و نيروي انقلابي همراه مي گردد. و در صورت تحقق يك نظام بنيادگرا در بغداد يا هر يك از شهرهاي اصلي چون موصل و بصره و نيز به قدرت رسيدن تروريستها در آن مناطق چنانچه به هرج و مرج و جنگهاي داخلي و خروج و عقب نشيني آمريكا از عراق منجر شود، آن جاست كه شبه نظاميان اسلامي فرصتي استثنايي را در هر جايي كه انبوه جمعيت مسلمانان و يا دولتهاي غير بنيادگرايي اسلامي در آن مناطق باشند عمليات تروريستي سرعت بيشتري خواهند يافت.
لذا، هرگونه خروجي كه به شكست و آبروريزي آمريكا منجر شود، در واقع نه تنها اعتبار جهاني ايالات متحده را نابود خواهد ساخت بلكه رهبري ما و همراهي با ديدگاههاي آمريكا در ديگر مسايل چون فلسطين و ايران نيز كاملاً منهدم خواهند گرديد و اعتماد ديگر كشورهاي مهمي چون چين، روسيه، اروپا و ژاپن در مشاركت با ايالات متحده نه تنها كاملاً سلب مي شود بلكه حتي در شرايط بحراني نيز فرصت استراحت براي نظاميان ما بسيار كم خواهد بود. به طوري كه حتي وقت و فرصت باز كردن دكمه لباسهاي نظامي و يا شل كردن بند پوتينهاي خود را براي استراحت چند ثانيه اي و نوشيدن جرعه اي آب از قمقمه ها نخواهند داشت.
نتايج فاجعه بار اين مسأله در پيامدهاي جهاني تعريف مي شود نه خرافي ها و فرافكني ها و لفاظي هايي كه در كاخ سفيد پيچيده است و فقط خودشان مي شنوند نه دنيا. زيرا با وجود اين گفته بوش كه تجربه عصاره سياستگذاريها محسوب مي شود، اما تعيين جدول زماني خروج آمريكا از عراق، مانع از اجراي اين توصيه تاريخي كه "عامل زمان، تعيين كننده پيروزي مي باشد" گرديده است.
نگاه مخالفان و منتقدان و سخنگويان دولت آمريكا بر اين فرضيه مبتني است كه نيروهاي عراقي در حال گذراندن دوره هاي آموزشي مي باشند و جاي نيروهاي آمريكايي را پر خواهند كرد. اما در اين خصوص كه اين نيروها و يگانهاي عراقي در كدام استانها به آمادگي لازم رسيده اند، تضاد و تناقض وجود دارد. زيرا، جانشين و جايگزين كردن نيروهاي عراقي به جاي آمريكاييها، استراتژي گمراه كننده اي است كه به بن بست منتهي خواهد شد. حتي در صورت خوش بيني نسبت به اين كه آموزش نيروهاي عراقي طبق برنامه پيش برود و واحدها و يگانهايي تربيت شوند كه توان و قدرت عملياتي، مقابله با تروريستها و نيز توان برابري با نيروهاي آمريكايي را داشته باشند، من شك و ترديد دارم كه كاهش نيروهاي آمريكايي بايد هم سطح با نيروهاي آموزش ديده عراقي باشند.
از سوي ديگر، اين استراتژي و نگاه سطحي، مبني بر اينكه حفظ شرايط امنيتي كنوني، درست مانند آن است كه اگر شبه نظاميان در عراق پيروز نشده اند، نمي توان گفت كه شكست خورده اند. لذا، ديدگاه بهتر اين است كه نيروهاي كاملاً آموزش ديده عراقي بايد به منزله توسعه نيروهاي ائتلاف باشند نه جانشين آنها تا از اين طريق امكان اعزام نيروها به مرزها براي جلوگيري از نفوذ افراد مسلح وجود داشته باشد.
در اين راستا، استراتژي عملكرد رزمي يگانهاي جديد را نيز نبايد فقط با معيارهاي آموزشي سنجيد، بلكه بايد به انگيزه هاي آنها درباره اهداف سياسي توجه كرد، اينكه براي چه مي جنگند، در بهتر جنگيدن آن نقش بسزايي دارد. اينجاست كه يك استراتژي موفق خروج بايد از ادغام پيوسته و منظم عوامل و عناصر سياسي و امنيتي و فراتر از همه توافق بر سر دولت ملي تدوين و اجرا شود.
ترقي و پيشرفت اصلي در شرايطي به وجود خواهد آمد كه نيروهاي مسلح عراقي از نگاه افكار عمومي عراق و حتي بر اساس ديدگاههاي خود آنها، به منزله مدافعان منافع ملي عراق شناخته و مطرح بشوند نه مدافعان منافع قومي يا قبيله اي خاص در چشم مردم نمايان شوند، زيرا آنها در شرايطي به عنوان يك نيروي ملي مطرح خواهند شد كه بتوانند علاوه بر نبرد در مناطق سني نشين، تمايل داشته باشند كه افراد مسلح در مناطق شيعه نشين را نيز خلع سلاح كنند.
علاوه بر آن ، اگر ارزيابي درباره جدول زمان بندي خروج نيروها از عراق به فرماندهي آمريكا واگذار شود، فشار كاري مضاعفي بر آنها تحميل مي شود. لذا، نظرات آنها درباره امنيت بايد با تبعات و پيامدهاي سياسي يك ابتكار عمل بزرگ ارتباط و پيوند داشته باشد. اين توازن به تمام محافل داخلي اين امكان و فرصت را مي دهد كه با آگاهي كامل از پيامدهاي شكست به ايجاد مانع و بهانه هاي جديد بپردازند.
با توجه به درسها و تجربه هايي كه از سومالي و ويتنام گرفته شد، تعداد نيروهايي كه در چنين شرايطي به وطن باز مي گردند، به عنوان محوري براي سياستهاي موفق آمريكا خواهند بود. در اينجاست كه فشارها براي ادامه و تسريع خروج، چنان افزايش مي يابد كه ارتباط با معيارهاي سياسي از ميان خواهد رفت. سياستي كه از معيارهاي فني و داخلي حاصل شده باشد ممكن است به رقابت ميان جناحهاي سياسي براي دستيابي به اعتبار ملي و خروج آمريكا تبديل شود كه اين امر هم از طريق سياسي و شايد از طريق شبه نظاميان وابسته به اين جناحها صورت پذيرد. درست است كه ايالات متحده براي مراقبت و دفاع از امنيت خود و منطقه! به عراق حمله كرده ولي نمي توان بدون اجماع بين المللي چنين نتيجه گيري كرد كه اين اهداف محقق شده و يا عملي گرديده است. زيرا واقعيتهاي ژئوپلتيكي از منطقه محو نخواهد شد و كشورهايي كه به امنيت و ثبات عراق مرتبط هستند و يا امنيت و ثبات خود را متأثر از آن مي بينند، مي بايست در مراحل بعدي سياستگذاري عراق مشاركت فعال داشته باشند و نهادهاي در حال توسعه سياسي در عراق بايد به نظامي بين المللي و منطقه اي تبديل شوند. اين مسأله تنها به خاطر چند جانبه گرايي تئوريك نيست، در غير اين صورت ايالات متحده ناگزير خواهد شد تنها به عنوان پليس دايم منطقه عمل كند و اين عمل از سوي هر دولت عراقي رد خواهد شد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


تبليغات
نظرسنجي

نظرتان در مورد پوشش خبري اين سايت چيست ؟

عضويت در خبرنامه روزنامه

با عضويت در اين بخش شما آخرين اخبار و تحليل هاي روز را در صندوق پستي خود دريافت خواهيد نمود

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar