---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اندر ذكر طلا فروش
٭ ميرزا رسول آن خزانه پول و سرمايه، آن يگانه شغل پر مايه، آن فروشنده هميشه در سايه، آن شرف پر مشغله، آن ملجأ مقروضان پر مسأله، آن آرزوي مستمندان، آن قبله گاه درد مندان و آن تخم چشم مالمندان!، طلا فروش عصر بود و در توزين دقيق دهر بود و در سلامت حساب بانكي وحيد بحربود. دقت او در توزين و كشاكش! زبانزد اكابر كسبه بود، چندان كه همگان ترازوي خويش با شاهين او راست كردندي. همو را در آداب شغل و تمشيت امر طلا، رياضات و آداب عديده است و نخرد و نفروشد مگر به اميد نفعي كثير. وگفته اند: اول فلزي كه با ديد آمد طلا بود! ولي آهن فروشان خلاف اين گفته ها دارند و اول نياز بشر را آهن دانسته اند و چند گويند كه ما عصر آهن داريم ولي عصر طلا نداريم! نقل است كه دوستي قديمي به زيارت طلا فروشي معمر آمد. چون باز مي گشت از وي توصيه اي به يادگار خواست. فرمود:همانا من خير دنيا و آخرت را در خريد نقد جستم و يافتم و تمامي اشرار در صندوقي جمع است كه نام آن نسيه بود!، بر تو باد كه بپرهيزي از نسيه فروشي و نقل است كه حتي نبيره ها و نتيجه هاي او اين را آويزه گوش كردند. در فصل يكصدو پنجاهم از كتاب مستطاب "اصابه التعب في كسب الشعب" آمده است: بدان و آگاه باش كه خلايق بر سه گونه اند: يكي نقد خر، دويم نسيه خر و سيم چك خر! بر تو باد كه به نصايح ما گوش كني. و اما اول: قدر نقد خران را هميشه بدان و بر فرق سر بنشان، چرا كه دربيع و شري با اين گروه هميشه سود و منفعت عالي از آن تست بي هيچ قيدي. و اما دويم: از نسيه خران بپرهيز و با آنها روي ترش كن چرا كه، به تفاريق مال تو بخورند و دفعتاً آبرويت برند! و اما سيم: با آنها كه دسته چك دارند و چك خري مي كنند معامله بكن ولي سخت، آن هم با چك معتبر. خلاصه آنكه با دسته اول بياميز، از گروه دوم بپرهيزو با دسته سوم بين الامرين باش. باز بدان و آگاه باش كه به نسيه بر روي خوش نشان مده، اگر ميخواهي كه ديوار محبس و چكهاي وا خورده زمين خوردگان اين عصر را نبيني. او را پرسيدند: از معاملت با كيان شاد و خرسند مي گردي؟ گفت: از معاملت با تازه دامادان چرا كه هر چه گويم از بهر عروس خريده و مشاوره هاي به غلط مرا صحيح پندارند و ثمن معامله را بي هيچ حرفي براي رو كم كني طايفه عروس بپردازند. و باز گفت: طلا بر سه حرف استوار است: طا و لام و الف. طا را از برنج طارم گرفته اند كه ما داريم و لام را از لوبيا و الف را از الگوي اقتصاد و كس را بر رمز و راز نهفته در اين كلام وقوفي حاصل نيامد! از او پرسيدند: اين شغل بدين راحتي از چه يافتي؟ فرمود من اين شغل را به عرق جبين و كد يمين و جهد بازو تحصيل كرده ام هنوز مانده است تا شما را بر اسرار طلا فروشان مطلع نمايم. نقل است كه از او دعايي خواستند پر اثر. فرمود: خدايا زيادتي در عقل ده به اكثر مراتب! اصحاب در عجب شده و به اصرار تفسير از او خواستند. پس اندكي صبر كرد و چون دور و بر خويش خالي از مشتري ديد، گفت: من هماره از خداي خويش آنچه را خواسته ام كه اصلاً نداشته ام! و با اين كلام تعجب اصحاب زيادت فرمود: نقل است كه از مشتري قديمي ترك ادبي ناخودآگاه سر زده و چك وعده دار او را، وا خورده! بود. بسيار سفر كرد تا به درب سراي مشتري رسيد. سراغ صاحب چك را گرفت. او را گفتند: شما سيصد و سي امين نفري هستي كه سراغ او را از فجر كاذب تا حال كه فجر صادق است، مي گيري و همو در جا نعره اي بزد كه آه از نهاد آسفالت كف خيابان بر آمد و در جا از هوش بشد. نقل است كه پيري طلا فروش را گفتند: يك سال ناشده تا فلان طلا فروش را خانه اي در فلان كوي دارد و مغازه اي در بهمان و ويلايي در كجا و مركبي در ناكجا! پير خنديد و گفت: من همكار او باشم و محكم من همي دانم كه اين مرتبت دنيا وي از كجا يافته است! كسي او را به خواب ديد. گفت: كار خود را با خداي چون ديدي و نكير و منكر با تو چه كردند؟ گفت: به صعوبت، كار غير از آن بود كه ما دانسته بوديم، در هر موقفي، به هر مأموري سكه اي از بهار آزادي عرضه داشتم، بر خلاف امر دنيا، از من روي بگردانيد و عذاب من زيادتر فرمود. في الحال كه هنوز در پاي ميز محاسبه ام به همراه سكه هاي زر كه بي فايده مي نمايد. اگر شود كسي چاره اي راست فرمايد تا من از اين مخمصه برهم قول مي دهم سينه ريزي پر بها از بهر همسر او به شكرانه! وا گزارم.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- فرهنگ لغت ؛ اين هفته: فوتبال
٭ ارژنگ حاتمي
1- سرمربيSarmorabi : فردي كه مسؤوليت باخت تيم را برعهده دارد، فردي كه در صورت باخت تيم، مسؤوليت توجيه باخت را هم برعهده دارد. برخي توجيهات سر مربيها: زمين كج بود، تماشاگرها بي ادب بودند،داور بي انصاف بود، بازيكنانم بي معرفت بودند، دستهاي پنهاني در كاراست و.....
2- مدير فني :modir fani فردي كه در صورت پيروزي تيم گفته مي شود تيم را او ارنج كرده است و در صورت باخت هيچ گونه تقصيري ندارد ، همه كاره هيچكاره، هيچ كاره همه كاره!
3- داورdavar: فردي كه تماشاگرها خيلي دوستش دارند و به جاي تشويق تيمهاي مورد علاقه شان او را مورد عنايت و توجه قرار
مي دهند، اگر تيمي بازنده شود او را مسبب باخت خود مي داند و اگر بازي مساوي شود هر دو تيم او را سبب نبردن خود مي دانند!
4- تماشاگر:tamashagar زماني بهترينش را داشتيم، افرادي كه نسلشان به سوي انقراض پيش مي رود، در سالهايي دور، به ورزشگاه مي آمدند و تنها تيم مورد علاقه شان را تشويق مي كردند، امروزه برخي از آنها قبل از آمدن به ورزشگاه در گوش خود پنبه قرار مي دهند و برخي ديگر ترجيح مي دهند صداي تلويزيون را بسته و از منزل تماشا كنند.
5- تماشاگر نما:tamashagar nama تعداد بسيار اندكي از تماشاگرها كه بيشتر از نصف تماشاگران را شامل مي شوند! افرادي كه تمام عمرخود را صرف ساختن شعارهاي نا زيبا عليه مربي تيم حريف و داور مي كنند، اين افراد دلسوز، برخي مواقع فكر مي كنند داور و بازيكنان حريف تشنه و دچار كمبود ويتامين هستند و به همين علت ميوه و بطري آب برايشان پرتاب مي كنند، اين افراد مسبب اصلي باخت تيمشان را شيشه هاي اتوبوس مي دانند، برخي از اين افراد براي رهايي از فشارهاي عصبي ناشي از باخت تيمشان اقدام به خوردن صندليهاي اتوبوس مي كنند!
6- دروازه بانdarvazeban: نمونه بارز ناعدالتي در زمين فوتبال. زيرا وي تنها بازيكني است كه حق گرفتن توپ با دست را در زمين فوتبال دارد، عنصري ضد حال كه مانع زدن گل تيم حريف و خوشحالي تماشاگران مي شود.
7- توپtoop :به نوعي جسم كروي از جنس پلاستيك و يا چرم گفته مي شود، برخي از افراد نيز با كشيدن مواد مخدر(ترجيحاًَ گرد نخود) توپ مي شوند، لازم به توضيح است در تمام توپها "باد وجود داشته" و روزي پنچر مي شوند!
8- گل :gool اين عنصر در زمين فوتبال مورد بي مهريها و ستم فراواني قرار گرفته است، به طوريكه در حين بازي فوتبال برخي
بي رحمانه اقدام به زدن آن مي كنند و برخي ديگر مثل (دروازه بانان) حتي آن را مي خورند! متاسفانه تا به امروز هيچ حمايتي از مظلوميت گل در سطح بين الملل انجام گرفته نشده است !
9- آفسايدafsayd: يك نوع تله كه اكثراً افراد چاق و كم تحرك در آن گرفتار مي شوند، اين تله در جهت اشتغالزايي بوجود آمده است، بدين طريق كه دو نفر در كنار خط طولي مي ايستند و هر وقت يك نفر در تله(آفسايد) افتاد علامت مي دهند!
10- بازي جوانمردانه:bazh javan mardane زدن توپ به اوت در هنگامي كه يك بازيكن در روي زمين افتاده ....
11- وقت كشي:vaght kushi بازي ايران ـ بحرين در مسابقات مقدماتي جام جهاني 2002، عملي كه در آن بازيكنان فوتبال نشان مي دهند از هنر پيشه هاي سينمايي هيچي كم و كسر ندارند.
12- برنامه نود:barname 90 عادل فردوسي پور، مسابقهsms، گفته مي شود برخي داوران شبها با ديدن كابوس اين برنامه از خواب مي پرند، محلي براي كشيدن مو از ماست، ضرب المثل مربوطه: توپ به دست يا دست به توپ مسأله اين است!
1- چرا هواپيماي سي-130 با ساختمان برخورد كرد؟ الف) هوا دودآلود بود، جايي ديده نمي شد ب) ترمز هواپيما در زمان روبروشدن با ساختمان عمل نكرد. ج) خواب سنگين سرنشينان باعث افزايش وزن و لذا عدم كنترل آن شده بود د) هواپيما اينقدر پيرسال بود كه دچار پيرچشمي شده بود و ساختمانها را رؤيت نمي كرد 2- براي جلوگيري از سقوط هواپيماهاي سي-130 چه بايد كرد؟ الف) هزار تا بادكنك بخريم و به مسافران بدهيم تا در مواقع لزوم مسافران با بادكرن آنها از سقوط هواپيما جلوگيري كنند. ب) به خلبان بگوييم اگر سقوط كني حقوق اين ماهت را نمي دهيم. ج) ساختمانهايي را كه از 10طبقه بيشتر دارند به اندزه طبقات اضافي جريمه كرده و با آن پول به جاي (سي-130) هواپيماي (چهل- 130) بخريم. د) نام آن را به تورم يا نرخ بيكاري تغير دهيم، تا سقوط آن باعث خوشحالي شود. 3- تمهيدات ايمني قبل از پرواز كدامند؟ الف) ازهمه حلاليت طلبيده شود. ب) عكس 4x3 خود را بايد بزرگ كرد و به اقوام و آشنايان داد. ج) تمامي مسافران مجرد ازدواج كنند، تا به خاطر نوشتن عبارت (جوان ناكام) پول بيشتري هزينه سنگ قبر نشود. د) در موقع صدور بليت هواپيما، صادركننده آن، قبل از نوشتن نام مسافر از تركيب روانشاد استفاده كند چرا كه كار از محكم كاري عيب نمي كند. 4- تا چه زماني مي توان از هواپيماي سي-130 استفاده كرد؟ الف) تا زماني كه سقوط كند ب) تا زماني كه هواپيماي نو نخريده باشيم ج) تا زماني كه حداقل يك نفر خلبان حاضر باشد سوار آن شود د) تا هر وقت هزينه استهلاك هواپيما از هزينه بليت مسافران بيشتر شود 5- خلبان قبل از پرواز چه اعمالي را بايد انجام دهد؟ الف) جعبه سياه هواپيما را تحويل فرودگاه دهد تا در صورت سقوط همه دربه در دنبال آن نگردند. ب) يك كپسول آتش نشاني با خودش ببرد تا اگر موتور هواپيما آتش گرفت آن را خاموش كند. ج) گواهينامه، كارت ماشين و بيمه شخص ثالث همراه داشته باشد تا پليس او را جريمه نكند. د) آينه بغل هواپيما را تنظيم كند. 6- رئيس كميته دفاعي مجلس گفت: "70درصد ابهامات در مورد حادثه سقوط هواپيما رفع شده است" (نقل از قدس 15/10/84) به نظر شما منظور از اين ابهامات كدام موارد است؟ الف) نام هواپيمايي كه سقوط كرده، چه بوده است. ب) نام شهري كه هواپيما در آن سقوط كرده، چه بوده است. ج) خلبان هواپيما مرد بوده يا زن د) اين پرواز داخلي بوده يا خارجي.
٭ مهدي محمدي
1- همين كه گفت(با هواپيماي سي-130 رفتم، با همون هواپيما هم برگشتم) معلوم شد با آدم دروغگويي هم صحبت شده ام.
2- تا 5 سال ديگر تمام هواپيماهاي سي-130 از ناوگان هوايي خارج خواهند شد، مي دانيد چرا؟ چون تا آن زمان همه آنها سقوط مي كنند.
3- نسبت بخش برره با ديگر بخشها در تقسيمات كشوري، مثل نسبت هواپيماي سي-130 است با ديگر هواپيماها.
4- در نامگذاري هواپيماي سي-130، يك "صفر" اضافه به كار رفته است.
5- به جاي نشان خطر مرگ كه اسكلت سر و دو استخوان پا بود، يك هواپيماي سي-130 كشيد.
6- پرسيدند: چرا خوشحالي؟
گفت: معلومه، دو تا از طلبكارهايم با هواپيماي سي-130 پرواز دارند.
7- پرسيدند: اگر اين پرواز سقوط كند، چه مي كني؟
گفت: با پرواز بعدي مي روم.
8- از دو حالت خارج نيست. پرواز با سي-130 يا شما را به آسمان خواهد برد يا روح شما را.
9- ننه گفت: زمستونه، واستا برات پتوهم بذارم.
پسر گفت: نمي خواد ننه، احتمالاً موتور هواپيما آتيش مي گيره گرم ميشم.
٭ اژدر.ح
1-چندي پيش وزير محترم كار و امور اجتماعي فرمودند: "بايد خبرنگاران را به يكي از معادن برد تا بدانند كه چه شغلي سخت و زيان آور است"، چند روز بعد ايشان اعلام كردند كه: "شوخي كرده ام!"، "سوسه" ضمن استقبال از شوخ طبعي اين وزير "محترم"، مطلب زير را به جهت مزاح با ايشان به چاپ مي رساند.
يك نتيجه گيري (كه نمي دانيم برچه اساسي شكل گرفته است): تنها شغلهايي سخت و زيان آور است كه با بيل و كلنگ سروكار داشته و با عرق ريختن همراه باشد.
يك نتيجه گيري ديگر براساس نتيجه گيري بالايي: براساس
نتيجه گيري فوق، كار دكترهاي جراح مغز و قلب، كار خبرنگاران و حتي كار وزير كار و امور اجتماعي سخت و زيان آور محسوب نمي شود!
يك سؤال دو گزينه اي: كدام يك از كارهاي زير سخت تر است؟
الف- گرفتن مدرك كارشناسي ارشد با معدل 18
ب- كندن يك چاه به عمق 2متر
يك توضيح غيرضروري: آخه كجاي شغل خبرنگاري سخت و زيان آور محسوب مي شود؟ گرفتن يك واكمن و خودكار در دست و سرهم كردن چند سؤال از مسؤولان كه هميشه در دسترس هستند، سخت است؟! هميشه هم با هواپيماهاي آخرين سيستم و مجهز اينور و اونور مي برنشون...!
يادآوري: آقاي وزير! يادتان نرود خودتان اول شوخي را شروع كرديد!
2- "بازنشستگان كشوري 150هزار تومان عيدي مي گيرند". (روزنامه قدس 21/9/84)
يك سؤال پنج گزينه اي: اگر شما به جاي يك بازنشسته بوديد با اين 150هزارتومان چه كار مي كرديد؟
گزينه اول: به 150نفر از اقوام نفري هزار تومان عيدي مي دادم.
گزينه دوم: 250هزار تومان هم رويش مي گذاشتم و شهريه دانشگاه فرزندم را مي دادم.
گزينه سوم: 150هزار تومان را جلوي آينه مي گذاشتم تا تبديل به 300هزار تومان شود.
گزينه چهارم: در طول تعطيلات عيد به يك سفر تفريحي (ترجيحاً برره) مي رفتم!
گزينه پنجم: در ميان اعضاي خانواده قرعه كشي مي كردم و براي فرد برنده لباس "نو" مي خريدم.
3- معاون راهنمايي و رانندگي نيروي انتظامي: "با اجراي طرح زوج و فرد خودروها آلودگي هواي تهران كاهش يافته است." (روزنامه قدس 3/10/84)
يك پيام تبريك: اين موفقيت بزرگ را به مسؤولان محترم تبريك عرض مي كنيم كه سرانجام توانستند يك راه حل ريشه اي براي حل مشكل آلودگي هواي تهران اختراع كنند!
يك پيشنهاد: "سوسه" پيشنهاد مي كند براي كاهش بيشتر آلودگي هواي تهران در هفت روز هفته، هم از تردد خودروهايي كه پلاكهايشان زوج است و هم از تردد خودروهايي كه پلاكهايشان فرد است جلوگيري شود، درپي اين اقدام شهروندان محترم نيز از سلامتي بيشتري برخوردار خواهند شد، زيرا مجبورند بيشتر پياده روي كنند و بدوند.
4- معاون آموزشي وزارت علوم: "با توجه به اين كه شهريه دانشجويان سالهاي قبل دانشگاه آزاد مبلغ بالايي نيست، بنابراين تخفيف تنها براي وروديهاي سال 84 در نظر گرفته شده است." (روزنامه قدس 7/10/84)
يك توضيح بي ربط با جمله فوق: بالا و پايين، معيارهايي نسبي هستند، به عنوان مثال اگر فردي در بالاي يك ساختمان 18طبقه باشد، برايش پشت بام يك ساختمان 17طبقه مكان بالايي نيست، اما بيچاره كسي كه در طبقه همكف ساختماني زندگي مي كند!
يك درخواست از طرف دانشجوي سالهاي قبل كه شهريه اش بالا نيست: من از مسؤولان محترم شديداً درخواست دارم كه شهريه من را افزايش دهند، آخه براي من افت دارد كه اينقدر كم شهريه بدهم و دختر عمويم كه ورودي 84است اينقدر زياد شهريه بدهد! (لازم به توضيح است اين دانشجو احتمالاً فرزند "گونش" است كه شنيده پدرش قرار است 2ميليارد تومان از باشگاه پرسپوليس بگيرد!)
يك درخواست جدي از رييس جمهور: لطفاً فكري هم به حال پذيرش بالا و شهريه زياد دانشجويان شبانه (نوبت دوم) دانشگاههاي دولتي بكنيد.