خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   دوشنبه 26دی ماه 1384
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 ضربان   
 ايرانسرا   
 فرهنگی   
 مردم   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ فرهنگی ]


واكاوي سيره سياسي- فرهنگي پيشواي دهم ؛
     اصلاحات فرهنگي امام هادي (ع) و تحولات فكري شيعه

كارشناسان از پديده رواج اصطلاحات عاميانه سخن مي گويند ؛واژه هايي با تاريخ مصرف



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
واكاوي سيره سياسي- فرهنگي پيشواي دهم ؛
اصلاحات فرهنگي امام هادي (ع) و تحولات فكري شيعه


٭ عبد ا... امامي
نگاهي گذرا به زندگي امام هادي(ع)
حضرت علي بن محمد(ع) ملقب به هادي، دهمين امام شيعيان است كه تولد آن حضرت بنا به روايت كليني، شيخ مفيد، شيخ طوسي و نيز ابن اثير، در نيمه ذي الحجه سال 212 هجري بوده است. (1)
امام هادي(ع) به لقبهاي ديگر مانند "نقي"، "فقيه"، "امين" و "طيب" شهرت داشته و كنيه مباركش ابوالحسن است. از آنجا كه كنيه امام موسي كاظم(ع) و امام رضا(ع) نيز ابوالحسن بود، لذا براي اجتناب از اشتباه، ابوالحسن اول به امام كاظم(ع)، ابوالحسن ثاني به امام رضا(ع) وابوالحسن ثالث به حضرت هادي(ع ) اختصاص يافته است.(2)




امام هادي(ع) در سن شش سالگي به امامت رسيد و از آنجا كه شيعيان به استثناي معدودي، مشكل بلوغ علمي و سياسي امام(ع) را پشت سر گذاشته بودند، در زمينه امامت حضرت هادي(ع) ترديد خاصي براي بزرگان آنها به وجود نيامد. به نوشته شيخ مفيد(ره) همه پيروان امام جواد(ع) به استثناي افراد معدودي به امامت امام هادي(ع) گردن نهادند. آن عده معدود كه از قبول امامت حضرت هادي(ع) سر باز زدند، تنها براي مدت كوتاهي به امامت موسي بن محمد(م296) معروف به "موسي مبرقع" مدفون در قم، معتقد گرديدند. ليكن پس از مدتي از امامت وي روي برتافتند و امامت امام هادي(ع) را پذيرفتند.(3)
سعدبن عبدا... بازگشت اين افراد به امام هادي(ع) را از آن روي مي داند كه خود موسي بن مبرقع، از آنان بيزاري جست و آنها را از خود راند.(4)
از نظر طبرسي و ابن شهرآشوب، همين اجماع شيعيان به امامت امام هادي(ع)، دليل محكم و غيرقابل ترديدي بر صحت امامت آن حضرت در سنين كودكي است. (5) با اين حال، مرحوم كليني وديگران نصوص مربوط به امامت حضرتش را برشمرده اند واز پاره اي روايات چنين برمي آيد كه امام جواد(ع) هنگامي كه از طرف معتصم عباسي به بغداد فراخوانده شد، به دليل آنكه حضرت اين احضار را تهديدي براي خود تلقي نموده و احساس خطر كرده بود، امام هادي(ع) را به جانشيني خود برگزيد.(6) حتي نص مكتوبي درباره امامت ايشان به جا گذاشت تا پس از وي هيچ گونه ترديدي در اين خصوص باقي نماند.(7)

اوضاع سياسي عصر امام هادي(ع)
امام هادي(ع) در دوران امامت خود با يكي از منفورترين چهره هاي بني عباس- متوكل- مي زيستند. سياست سختگيري عليه شيعيان در اين دوران به اوج خود رسيد. قبل از به خلافت رسيدن متوكل، سياست خلفا، همان سياست مأمون بود. اما با روي كار آمدن متوكل، سركوبي عليه شيعه و امام هادي(ع) بيش از گذشته رواج يافت. متوكل در بحبوحه اين سختگيريها دستور داد امام هادي(ع) را در مدينه بازداشت و او را به سامرا منتقل كنند. بدين ترتيب، مي توانست رفت و آمدهاي مردم با امام(ع) را از نزديك تحت كنترل خود درآورد و اين همان سياست مأمون بود كه بيشتر درباره امام رضا(ع) اما در قالبي ديگر اعمال شد.
عبدا... محمد هاشمي، ضمن نامه اي به متوكل نوشت: اگر نيازي به حرمين (مكه،مدينه) داري، علي بن محمد(ع) را از آن طرد كن، زيرا او مردم را به سوي خود مي خواند و جمعيت زيادي به دعوت وي پاسخ مثبت داده اند. همسر متوكل نيز نامه اي تحريك آميز در همين موضوع به او نوشت. به دنبال همين گزارشها بود كه متوكل امام را به سامرا احضار كرد.(8)

سفر اجباري
شيخ مفيد(ره) در كتاب "الارشاد" خود مي نويسد: امام هادي(ع)، طي نامه اي به متوكل، اين گزارشها را تكذيب نمود و متوكل در جواب نامه حضرت، او را به سامرا دعوت كرد.
روشن بود كه امام(ع)، به ميل خود قصد سفر به سامرا را نداشتند و فرستاده متوكل مأموريت داشت تا حضرت را به اجبار به آن ديار بياورد. به همين جهت، به تفتيش منزل امام پرداخت و جز كتابهايي درباره ادعيه و علم، چيزي نيافت. همچنين، در روايتي از امام هادي(ع) آمده است كه حضرت فرمودند: او را به اجبار به سامرا بياوريد.(9)
هر چند در دوران 60 ماهه حكومت منتصر كه خود درقتل پدرش (متوكل) شركت داشت، آزاديهايي به علويان داده شد؛ ولي پس از او "مستعين" فرزند "معتصم" به خلافت رسيد و در حكومت 4 ساله اش به ستمگري، ميگساري و اسراف بيت المال پرداخت. مستعين كه در جنگ با روميان شكست خورد، به بغداد گريخت و "معتز" به حكومت رسيد.
مهمترين ويژگيهاي عصر امام هادي(ع) را مي توان چنين برشمرد: رو به ضعف نهادن دستگاه خلافت كه حاصل بي كفايتي حكام بود، گسترش فساد و خوشگذراني در دستگاه خلافت، بروز آشوبها و فتنه هايي از سوي غير علويان، گسترش نهضت علويان.
در اين برهه حساس زماني، فعاليتهاي امام هادي(ع) با نهايت دقت و احتياط انجام مي گرفت. حضرت مهمترين محور فعاليتهاي سياسي خويش را به طرح مسأله امامت و بحث درباره آن به عنوان رهبري فكري، فرهنگي و سياسي متمركز كردند. حضرت با نامشروع شمردن حكومت عباسيان، ضمن رهبري فكري شيعيان با بهره گيري از شبكه ارتباطي وكالت، به تقويت بنيه مالي شيعيان پرداخته و به ايجاد يك همبستگي اجتماعي در ميان شيعيان مبادرت ورزيد.

اصلاحات فكري، فرهنگي پيشواي يازدهم
جهان اسلام در آن دوره از زمان، از نظر فرهنگي وگرايشهاي فكري و اعتقادي در موقعيتي ويژه به سر مي برد كه درميان مسايل اعتقادي، فتنه خلق قرآن و تبليغات زهرآگين گروههايي منحرف مانند غلات، واقفيه وصوفيه جايگاهي ويژه داشت.
امام هادي(ع) به مقتضاي امامت خويش در برابر اين گروهها موضع گرفته و ضمن رد استدلالهاي آنان، با محوريت مكتب اهل بيت(ع) به تبيين معارف الهي و حقايق دين پرداختند. تمام تلاش سياسي، فرهنگي امام(ع) اين بود كه با بررسي ديدگاه اهل بيت(ع) رويكرد مكتب امامان شيعه(ع) به اصلاح بنيانهاي فكري جامعه پرداخته تا از نفوذ مسلكها و فرقه هاي مختلف جلوگيري شود. يكي از اقدامهاي مهم و قابل توجه حضرت(ع) در اين زمينه، بهره گيري از محافل مناظره و پاسخ به پرسشهاي مطرح شده از سوي خليفه و عمال وي بوده است. امام(ع) با سخنان و نوشته هايي در مسير اثبات حق اهل بيت(ع) و پاسخ به شبهه هاي موجود در جامعه، با نگرش امامت خويش، به حل مشكلات علمي و فقهي مردم پرداخته و در اين راستا بزرگاني چون عبدالعظيم حسني، ايوب بن نوح و عثمان بن سعيد را براي ادامه حركت فرهنگي خود در ساير مناطق تربيت كردند.دليل عمده اي كه امام هادي(ع) با تأكيد بر مكتب اهل بيت(ع) به طرح مسأله امامت پرداختند، بدان جهت بود كه در فرهنگ شيعه امامت علاوه بر رهبري سياسي و فكري، تهذيب روحي را نيز در برمي گيرد. آميختگي اين سه مفهوم در امامت ناشي از آن است كه اسلام نه تنها اين سه جنبه را از يكديگر تفكيك نكرده، بلكه كمال انسان را درپرتوي اين سه جهت ممكن مي داند.

تبليغ امامت، محور فعاليتهاي امام هادي(ع)
گفتگوهاي گوناگون علمي امام هادي (ع)، آشكارا نشان مي دهد كه هدف ايشان از تبليغ امامت، اثبات حق حكومت براي امامان معصوم(ع) و دعوت به مكتب اهل بيت(ع) براي باز پس گرفتن اين حق و بيرون آوردن قدرت سياسي از دست نااهلان است كه طرح مسايلي چون غيبت حضرت مهدي(عج) توسط امام هادي(ع) و به عبارت ديگر فرهنگ سازي وآماده سازي افكار براي پذيرش حكمتهاي الهي در مكتب اهل بيت(ع) بوده است.
امام(ع) با شناخت عصر خود مي دانستند كه فشار، اختناق و حساسيت دستگاه خلافت به امامان شيعه روز به روز فزوني مي يابد و اين امر در آينده نزديك، تاريخ امامت را در آستانه تحولي جديد قرار مي دهد. بدين سبب كوشيدند اذهان شيعيان را براي غيبت آن حضرت (عج) آماده سازند.فعاليتهاي امام(ع) در اين راستا، در شعاعي محدود ولي با نهايت دقت و احتياط انجام مي شد. حضرت(ع) مي كوشيد هيچ مشخصه اي از حضرت مهدي(عج) براي مردم به ويژه نامحرمان بازگو نشود تا به گوش حكمرانان عباسي نرسد.
لذا وقتي عبدالعظيم حسني، عقايد خود را براي امام هادي(ع) عرضه كرد، يكايك امامان را نام برد و چون به امام هادي(ع) رسيد، درنگ كرد. امام(ع) سخن او را پي گرفته و فرمودند: پس از من حسن(ع) است، پس مردم با جانشين حسن چگونه خواهند بود. عبدالعظيم پرسيد: چگونه سرورم؟ امام(ع) فرمودند: زيرا او ديده نمي شود و بازگويي نامش نيز جايز نيست تا زماني كه قيام كند و زمين را از عدل و داد آكنده سازد، همان سان كه از ستم پرشده است.(10)

شبكه ارتباطي وكالت
آنچه از اين مقطع تاريخي به بعد اهميت دارد اين است كه به دليل محدوديتهاي فراوان، موانع و مشكلات سياسي و اجتماعي، حساسيتهاي حكومت به اطرافيان ائمه(ع)، حفظ هويت تشيع و زنده نگه داشتن هسته هاي مركزي مقاومت، انسجام و گسترش شبكه وكالت ضروري مي نمود. امام هادي(ع) با ايجاد شكل جديدي از برنامه حفاظتي، وكلايي به سراسر قلمرو حكومت عباسي گسيل داشته و به آنان سفارش كردند تا با فعاليتهاي حساب شده، از تجزيه نيروهاي شيعه جلوگيري كنند. سياست تعيين وكيل به منظور اداره امور نواحي مختلف و ايجاد رابطه ميان شيعيان و امامان از زمان امام كاظم(ع) و حتي پيش از آن معمول بود، اما در زمان امام جواد(ع)، امام هادي(ع) و امام حسن عسگري(ع)، تنها راه ارتباطي تشيع با امامان همين وكلا بودند.

امام هادي(ع) و فرهنگ دعا و زيارت
غناي فرهنگ شيعي در بعد ادعيه و زيارات بر كسي پوشيده نيست. اين امر نشان از چهره معنوي تشيع و عرفان شيعي دارد. دعا و زيارت در جهت تربيت شيعيان و آشنا ساختن آنها با معارف شيعي، از جمله اقدامهاي ارزنده امامان شيعه(ع) بوده است. هر يك از آن بزرگواران به تناسب وضعيت سياسي و فرهنگي عصر خويش، به اين مهم اقدام كرده اند.
اين ادعيه علاوه بر راز و نياز با پروردگار، به شكلهاي مختلف به پاره اي مسايل سياسي و اجتماعي نيز اشاراتي دارد. اشاراتي كه در حيات سياسي شيعه بسيار مؤثر بوده و به طور منظم، مفاهيم خاصي را به جامعه تشيع القا مي كرده است.

جامعه كبيره؛ ميراث گرانبهاي امام هادي(ع)
زيارت جامعه كبيره كه ميراث گرانبهاي امام هادي(ع) به شيعيان است، از جمله زيارات كم نظيري است كه با تأكيد بر مقام والا و رهبري اهل بيت(ع)، به ارتباط محكم و ناگسستني ميان امت و ائمه(ع) تأكيد خاصي دارد.
امام(ع) در زيارت جامعه كبيره، علاوه بر آنكه خصايص ائمه معصومين(ع) را بيان مي كنند، شيعيان را با تعريف دقيق از امامان(ع) و جايگاه آنان آشنا مي سازند و اهل بيت(ع) و پيامبر(ص) با تعابيري چون معدن الرحمه، خزائن العلم، قادة الامم، ساسة العباد، امناء الرحمن، ائمة الهدي، ورثة الانبياء و حجج ا... علي اهل الدنيا و الاخرة و... وصف شده اند.
امام(ع) ، در بخشي ديگر به شيعيان مي آموزند كه امامان خود را در جايگاهي بدانند كه خداوند آنان را در آن جايگاه قرار داده است: "شهادت مي دهم كه شما آن گونه كه سزاوار بود جهاد كرديد، تا آنجا كه دعوت خداوند را آشكار نموديد، احكام الهي را روشن ساخته، حدود الهي را اقامه كرديد، شريعت الهي را نشر داديد وسنتهاي خداوند را استوار نموديد. فصل الخطاب و آيات الهي نزد شماست و امر خداوند به شما واگذار شده است.(11)
بدين ترتيب، از ديدگاه امام هادي(ع)، معارف حق الهي را تنها در مكتب اهل بيت(ع)، مي توان آموخت.

امام هادي(ع) و شيعيان افراطي
مشكلات دروني شيعه در دوران امام هادي(ع) كمتر از مشكلاتي نبود كه از خارج و توسط دشمنان بر آنان وارد مي شد. يكي از مشكلاتي كه در درون مكتب تشيع آن را تهديد مي كرد، مسأله "غاليان" و گسترش تفكرات آنان بود.
امام هادي(ع) براي حذف آنان از متن تفكر شيعي، به اقدامهاي گسترده اي دست زدند و آنان را به عنوان جرياني كه در بدنام ساختن شيعه نقش زيادي دارند، معرفي نمودند. اين اقدامهاي امام(ع) باعث شد تا جريان غاليگري رو به زوال و انحطاط نهاده و مهمترين سلاحشان را كه انتصاب و تمسك واهي به ائمه معصومين(ع) بود، از دست بدهند.
به هر صورت، تمام فعاليتهاي سياسي، فكري و فرهنگي امام(ع) در راستاي تقويت بنيانهاي فكري تشيع و حذف جريانهاي انحرافي از دامان آن بوده است.
پي نوشتها:
1- الكافي/ج1/ ص 497- الارشاد/ ص 327
2- حيات فكري- سياسي امامان شيعه/ رسول جعفريان/ ص 500
3- فرق الشيعه/ص 91
4- المقالات و الفرق/ ص 99
5- اعلام الوري/ص 333- مناقب ابن شهرآشوب/ ج 2/ ص 443
6- الكافي/ ج 6/ ص 323
7- مسند الامام الهادي(ع)/ ص 18
8- بحارالانوار/ ج 5/ ص 213
9- مسندالامام الهادي(ع)/ ص 44
10- تاريخ تحليلي اسلام/ محمد نصيري/ ص 184
11- زيارت جامعه كبيره


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
كارشناسان از پديده رواج اصطلاحات عاميانه سخن مي گويند ؛واژه هايي با تاريخ مصرف

٭ شبنم كرمي
زبان فارسي با تمام فراز و نشيبها و تغييراتي كه در طول تاريخ به خود ديده، يكي از نمادهاي پر افتخار ايرانيان است و پس از گذشت قرنها سخن شاعران و صاحبان قلم ايران، همچنان پويا و زنده است.
ايران در تمام مقاطع مختلف در معرض تاخت و تاز اقوام بيگانه بوده، اما به دليل ژرفا و گستره فرهنگ غني، بي فرهنگ ترين مهاجمان را در خود حل و به مسير انسانيت و پذيرش فرهنگ ايراني هدايت كرده است. اهميت اين مسأله آنجا روشن مي شود كه زبان و فرهنگ بسياري از كشورهاي بزرگ با تاريخ و پيشينه فرهنگي عظيم، در موج هجوم كشورهاي بيگانه دستخوش تغيير بنيادي شده



اما در ايران، جريان معكوس بوده و زبان و فرهنگ مهاجمان بيگانه پس از مدتي در فرهنگ غني اين سرزمين استحاله شده است. از وجاهت و فرهنگ زبان فارسي كه بگذريم، آنچه واقعيت دارد اين است كه در هر زباني تعدادي واژه توسط خرده فرهنگ ها در ميان عامه مردم بر مبناي شرايط حاكم بر جامعه و مردم آن رواج مي يابد. اين واژه ها و اصطلاحات عموماً مي تواند بيانگر روحيات و سطح فرهنگ كاربران آن باشد و در هر دوراني اشكال خاصي از اين اصطلاحات از سوي اقشار و اصناف مختلف در جامعه رواج مي يابد كه برخي از اين واژه ها در زبان به فراموشي سپرده مي شود و برخي مي مانند.
گذشته از اصطلاحات محاوره اي اصناف، واژه سازي در اقشار متوسط به پايين و حتي كم سواد و بي سواد جامعه ايراني در 50 سال گذشته بسيار رواج داشته است. در جامعه فعلي ايران، اين حركت به شكلي بسيار گسترده در ميان نسل جوان و تحصيل كرده رواج يافته كه اين امر از نظر صاحب نظران و استفاده كنندگان اين اصطلاحات داراي ابعاد مثبت و منفي است.

زبان پديده اي اجتماعي است و به سوي سادگي مي رود
دكتر "محمدتقي وحيديان كاميار" استاد زبان شناسي همگاني، گفت: زبان پديده اي اجتماعي است و تا جايي كه اخلال كننده در فهم نباشد، به سوي سادگي مي رود. "بسياري از واژه ها در گذشته اين گونه كه ما مي بينيم نبوده و مشكل تر بوده است. مانند "بهمن" كه "وهومن"تلفظ مي شد." وي افزود: در زبان تحولي متناسب نيازهاي روز بايد رخ دهد و اين تحول ضروري است. وي اظهار داشت: رسوخ زبانهاي خارجي در همه زبانها خطر محسوب مي شود كه با توجه به ساختار صنعتي جديد در زندگي، تا حدي اجتناب ناپذير است. وي، با بيان اين كه خطر از بين رفتن همه زبانها و تبديل آنها به يك زبان در آينده دور وجود دارد، گفت: در زمان حاضر در ايران لهجه ها دارد جاي خود را به فارسي معيار مي دهد. " برخي واژه ها را زبان خودش ايجاد مي كند كه غير قابل اجتناب است و واژه سازي در خود زبان جاي نگراني ندارد؛ زيرا اين واژه سازي نياز زمان است و بهتر است واژه فارسي ساخته شود تا اين كه معادل انگليسي آن وارد زبان ما شود." وي، درباره نامگذاري اختراعات و وسايل جديد وارداتي گفت: "ما بايد قبل از اين كه واژه اي در ذهن مردم جا بيفتد، معادل صحيح آن را بسازيم. "اگر واژه اي خوش ساخت و تلفظ آن نيز آسان باشد، مانند كلمه "همايش" جاي خود را باز خواهد كرد؛ اما برخي كلمات ساخته شده كه در بين مردم هم جا افتاده ولي به لحاظ معنايي غلط است، مانند" دوربين" كه بايد "عكس گير" مي بود." وي، گفت: با هجوم واژه هاي جديد، توليد كلمات جايگزين مناسب هم از فرهنگستان زبان ساخته نيست. بنابراين، بهتر است در مدارس كتابي تدريس شود كه بر مبناي آن افراد علم نحوه ساخت واژه هاي جديد را بياموزند.
وحيديان خاطرنشان كرد: واژه ها يا از طريق فرهنگستان و يا از طريق مردم ساخته مي شوند .
اين واژه ها مي آيند و مي روند، اما قواعد زبان كمتر تغيير مي كند. مردم عادي نيز با جايگاه و منزلت اجتماعي مختلف نسبت به واژه سازيها ديدگاههاي متفاوتي دارند.
برخي اين مسأله را منفي توصيف مي كنند و برخي نيز آن را جدي ندانسته و معتقدند اين واژه هاي محاوره اي شكسته كه گاهي آن را "لهجه تهراني" مي نامند، تاريخ مصرف داشته و از بين مي روند."

استفاده از واژه ها و پايگاه اجتماعي فرد
در بررسي دلايل گسترش واژه هاي تازه بين اقشار مختلف مردم، "علي صميمي" كارشناس ارشد روان شناسي، معتقد است: در دوره قاجار، يك سري عبارات از محاوره مردم عادي كه عموماً كوچه و بازاري بودند، وارد متون فارسي شد. وي معتقد است خالقان عبارات محاوره اي ذهنيتي ساده از پديده ها، وقايع و واقعيات داشته و محاوره و گفت وگوي ساده را دوست دارند و از صحبت كردن متكلف و فخيم گريزان هستند. اين كارشناس با اشاره به كاربرد برخي واژه ها در محاورات روزانه مردم، افزود: خالقان و استفاده كنندگان اين واژه ها، مفاهيم را تنها با بيان عباراتي كوتاه به مخاطب كه عموماً از صنف خودشان است، منتقل مي كنند. كسي كه از اين واژه ها استفاده مي كند، قصد دارد به مخاطبش مراتب ارادت و اخلاص خود را ابراز كند؛ در حالي كه طرف مقابل اگر كسي در طيفي از جايگاه و پايگاه اجتماعي و شخصيتي فراتر باشد، براي رساندن چنين مفهومي، از عباراتي فخيم استفاده خواهد كرد. اين روان شناس افزود: عموم افرادي كه از اين عبارات استفاده مي كنند به دليل جايگاه اجتماعي خود اغلب از طرف افراد تحصيل كرده با نگاهي تحقيرآميز روبه رو بوده اند كه در شخصيت آنها همواره تأثير داشته است. وي با اشاره به وجود اين پديده در ديگر زبانها، اظهار كرد: فرآيند زمان در همه چيز و در همه زبانها تأثيرگذار بوده است. زبان انگليسي كه ويليام شكسپير، شاخص ترين تجلي آن را در آثارش آورده، جاي خود را بتدريج به لهجه ساده آمريكايي داده است.
"صميمي" انتخاب واژگان ساده در گفت و گو، در جهت رساندن سريع و بي واسطه منظور را، ويژگي عصر جديد دانست. "با شروع عصر نو و رواج پسامدرن، بشر سعي مي كند همه چيز را با معيار عقل سنجيده و ساده كند و ميل به ساده كردن در همه ابعاد زندگي بشر تأثير گذاشته است." اين روان شناس ادامه داد: انسان امروز به دليل اين كه با خود و اطرافيانش صميمي نيست، مجبور است از ابزاري استفاده كند كه وجهه از دست داده اش را از نظر رواني براي خودش بازسازي كند.

عبارات سخيف و تأثير نامطلوب بر زبان فارسي
"علي صادقي" كارشناس ارشد ادبيات فارسي نيز در اين رابطه، گفت: آشنايي عامه مردم با زبان فارسي در حد مطالب درسي هم نيست و درصد كمي از جامعه سعي در درست سخن گفتن دارند.
وي بيشترين استفاده از عبارات ساختني رايج را در ميان دانش آموزان دبيرستاني و دانشجويان دانست. "اصطلاحات مذكور مانند مد مي آيند و مي روند، ولي بر زبان فارسي تأثيرهاي نامطلوب خود را بر جاي مي گذارند." وي با اشاره به تأثير كتاب گفت: رواج كتابهاي سطحي و عاميانه كه مؤلفان و ناشران به منظور كسب درآمد اقدام به چاپ آنها مي كنند نيز تأثير نامطلوبي بر زبان فارسي داشته و اين عبارات سخيف، از اين طريق وارد ادبيات نوشتاري ما هم خواهد شد.
"فريد محمدي" كارشناس علوم سياسي، گسترش واژه هاي خاص در فرهنگ محاوره جوانان را وسيله اي تازه در جهت ابراز مقصود دانست و گفت: اين واژه ها از شهرهاي بزرگ بخصوص تهران به شهرستانها سرازير شده است. وي، دلايل گسترش اين نوع محاوره را، امكان دسترسي جوانان به شبكه هاي فارسي زبان برون مرزي و نيز حس خود مطرحي جوانان در ميان هم سن و سالانشان دانست. "استفاده از اين عبارات در جمع دوستان مي تواند موجب محبوبيت شود، در حالي كه در جمع بزرگترها ايجاد كدورت مي كند." محمدي، افزود: نبود مطالعه و در نتيجه نداشتن آشنايي كامل با زبان فارسي موجب شده است قشر جوان با وجود تحصيلات بالا، كلمات فارسي را به ميزان محدود بدانند و براي بيان مقصود خود، دست به توليد بزنند كه البته علمي نبودن اين توليد موجب شده تركيب به دست آمده در نظر افراد مختلف معني و تأثير متفاوت داشته باشد.
"حسين بهروان" جامعه شناس، زبان و لهجه ها را يكي از ويژگيهاي گروه ها و خرده فرهنگها دانست و گفت: اين خرده فرهنگها مي تواند شامل تمامي اقشار جامعه شود. وي، با بيان اين كه عموم مردم ما به تفريح نياز دارند، گفت: فيلمها و سريالها جنبه سرگرمي دارند و با در نظر گرفتن محدوديتهاي موجود در نحوه ساخت آنها، معمولاً سازنده اين برنامه ها، براي جذب و جلب نظر بيننده از روشهاي خاصي بهره مي برد كه از واژه سازي به سبك جديد استفاده مي كند. "به كار بردن اين واژه ها به منظور تمسخر ارزشها نيست، چرا كه مردم بيشتر به دنبال شكستن برخي از محدوديتها هستند و اين بي قيدي در گفتار به نوعي بستر اين شرايط را فراهم مي آورد، وي، تأكيد كرد: رواج دو نوع گفتار رسمي و غير رسمي، نماد اين است كه گفتار رسمي موجود، خستگي روحي مردم را فراهم ساخته به طوري كه جامعه هر اندازه سطح سواد، آزادي و رفاهش بيشتر شده، تكلف زدايي در آن بيشتر نمود يافته است.
وي، اين واكنشها را يك تخليه رواني اجتناب ناپذير دانست و خاطرنشان كرد: اين واژه سازيها در واقع مي تواند يك نوع تحرك در قالب مطرح كردن خود و مبارزه با بي توجهي جامعه نسبت به نسل جوان باشد. بهروان، رواج اين عبارات را چندان جدي و نگران كننده ندانست و گفت: اين مسأله موقتي و در ساختار گروه هاي مرجع قابل حل است و همان گونه كه فرهنگ سالم از سوي جامعه پذيرفته مي شود، فرهنگ ناسالم هم توسط خود جامعه از بين مي رود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


تبليغات
نظرسنجي

نظر شما در مورد نحوه عملكرد گروه ايراني در مسئله پرونده هسته اي ايران چيست؟

عضويت در خبرنامه روزنامه

با عضويت در اين بخش شما آخرين اخبار و تحليل هاي روز را در صندوق پستي خود دريافت خواهيد نمود

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar