خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   یک شنبه 23بهمن ماه 1384
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 حقوقي   
 فرهنگی   
 مردم   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   

[ فرهنگی ]


حجة الاسلام والمسلمين سيد كاظم ارفع در گفت وگو با قدس:
     رويكرد صحيفه سجاديه، مبارزه با عرفان انحرافي است

مدير پژوهشكده تاريخ و سيره اهل بيت(ع) ؛در مقام دنيا از امام حسين(ع) الگو نگرفته ايم

مسابقه آيه هاي زندگي ؛ "قرآن، كتاب انقلاب"

معاونت پژوهشي حوزه علميه قم برگزار مي كند ؛هفتمين همايش كتاب سال حوزه



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
حجة الاسلام والمسلمين سيد كاظم ارفع در گفت وگو با قدس:
رويكرد صحيفه سجاديه، مبارزه با عرفان انحرافي است


٭ حامد گيلاني
مبارزات ائمه معصومين(ع) هر يك به شكل خاصي و براي احقاق حق خود صورت گرفته است.
بررسي سيره امامان شيعه(ع) مبين اين نكته است كه هر يك از ايشان بنا به مقتضيات زمان، شيوه مبارزاتي خويش را در هر يك از ابعاد نظامي، سياسي، فكري و عقيدتي برگزيده اند.
دوران زندگي وامامت امام سجاد(ع) يكي از پرتنش ترين ادوار زندگي ائمه(ع) است. اين امام معصوم در دوره اي به امامت رسيدند كه شهادت امام حسين(ع) موجي از اعتراض و در نهايت خفقان سياسي را به همراه داشت. امام سجاد(ع) براي حفظ جان خود و معدود شيعيان باقي مانده، سكوت كردند اما اين سكوت به منزله تأييد حكومت و عدم فعاليت ايشان نبود. ايشان با بهره گيري از ادعيه پرمحتوا و جهت ساز به ترسيم خطوط فكري و مبارزاتي امامان پس از خود پرداختند.




حجة الاسلام سيد كاظم ارفع در گفت وگو به پرسش هاي خبرنگار قدس در اين زمينه پاسخ گفته است.

امامان معصوم(ع) هر يك به تناسب زمان امامت خود، سختيها و مشكلات خاصي را پشت سر گذاشته اند. در اين ميان دوره امامت امام سجاد(ع) از سخت ترين و پرتنش ترين ادوار است، لطفاً براي شروع بحث از ويژگيهاي امام زين العابدين(ع) كه در راستاي اصل مذكور است، سخن بگوييد...
البته هر امام معصومي، به مناسبت حوادث زمان خود و دوران امامتش، حوادثي را پشت سر نهاده، اما در مورد امام سجاد(ع)، چه در دوران قبل و چه بعد از امامتشان، سلسله مباحثي را شاهديم كه اختصاص به اين دوران دارد. وقتي زندگي آن بزرگوار مورد مطالعه قرار مي گيرد، مي بينيم عصر پرفراز و نشيبي بر ايشان گذشته است. ايشان در عصر امامت پدر بزرگوارشان امام حسين(ع)، پيوسته با پدر ، شاهد اتفاقهايي بودند كه از ناحيه معاويه و بعد، فرزندش يزيد براي پدر رخ داد. آن حضرت، سماجت يزيد را در بيعت گرفتن از امام حسين(ع)، در شهر مدينه و حوادثي را كه در مدينه رخ داد، به چشم ديده بود. زماني هم كه امام(ع) از وطن و شهر هميشگي خود مدينه وداع مي كند و به مكه و بعد از آن به كربلا مي آيند، امام سجاد(ع) هم در تمامي اين مراحل در كنار پدر و در واقع شاهدي بر تاريخ خونبار عاشوراست. از لحظه شهادت امام حسين(ع) در روز عاشورا، بار و مسؤوليت امامت بر دوش امام سجاد(ع) قرار مي گيرد. پيداست تحمل آن اختناق بني اميه كه ساز پيروزي هم مي زدند و خود را عنوان فاتح حادثه كربلا معرفي مي كردند، از نظر روحي براي امام سجاد(ع)، بسيار سخت بود. حضور ايشان دركوفه و مجلس ابن زياد، در بين راه ، ورودشان به دمشق و شهر شام، حضور در مجلس يزيد و خطبه مشهوري كه در مسجد اموي شام خواندند، از جمله مسائلي بود كه بعد از عاشورا براي ايشان رقم خورد. ايشان بايد همه اين مسايل را تحمل مي كردند تا رسالت خود را به خوبي پياده كنند.





سؤالي كه در ذهن انسان پس از مطالعه زندگي امامان بعد از ايشان - چون صادقين(ع) - خطور مي كند، اين است كه چرا ايشان چون فرزند بزرگوارشان به نشر فرهنگ شيعي به شكل گسترده نپرداختند؟
اين موضوع را كه ايشان چرا مثل امام باقر(ع) يا امام صادق(ع) و حتي جد بزرگوارشان آقا اميرالمؤمنين(ع) نمي توانستند فرهنگ اسلامي و تشيع را آن گونه كه مد نظرشان بود بسط دهند، بايد در جوي جستجو كرد كه بني اميه بعد از شهادت امام حسين(ع) به وجود آورده بود. بني اميه در آن زمان، همان طور كه عرض كردم، خود را فاتح مبارزه با بني هاشم مي دانست و مي گفت: نوبت ماست تا انتقام جنگهايي چون بدر و حنين و احزاب و ساير جنگهايي را كه در زمان رسول خدا(ص) رخ داده، از اين خاندان بگيريم. به همين منظور، حتي براي امام سجاد(ع)، اجازه سخنراني و خطبه خواندن هم وجود نداشت كه حضرت بتوانند جلساتي داشته باشند يا مثل امام باقر(ع) و امام صادق(ع)، كرسي درسي داشته و شاگردان ممتازي را تربيت كنند. اين بود كه حضرت به عبادت و دعا پرداختند.
در عرصه دعا مي بينيم كه ايشان در قالب همين دعاها، همان سيره امام حسين(ع) و امام حسن(ع) و اميرالمؤمنين(ع) را در قالب دعا پياده و براي امام باقر(ع) و امام صادق(ع) نيز خطوطي را در اين زمينه ترسيم نمودند؛ يعني يك مبارزه ساكت و تؤام با ايما و اشاره. حضرت سجاد(ع) اگر بصراحت با دنياداران و طاغوتهاي زمان خود برخورد مي كردند، مشكلات ديگري برايشان به وجود مي آمد، بخصوص اينكه با آن اتفاقي كه در كربلا رخ داده بود، برخورد با امام سجاد(ع) و سركوب قيام احتمالي ايشان، براي بني اميه آسان بود. بر همين مبنا بود كه حضرت، مبارزه خود را در قالب دعا و مفاهيمي كه در آن نهفته است، دنبال كردند.

يقيناً "صحيفه سجاديه" را مي توان ترسيم كننده اين خطوط دانست...
تنها اثر باقي مانده از امام سجاد(ع) "صحيفه سجاديه" نيست، بلكه اغلب دعاهاي پرمغز و پرمعنايي كه حتي در مفاتيح الجنان و ساير كتابهاي دعايي داريم، از امام سجاد(ع) است كه در صحيفه وجود ندارد، ولي در جاهاي ديگر و كتابهاي روايي نقل شده است. نظير اين دعاها را مرحوم شيخ طوسي در "مصباح المتهجد"، مرحوم سيدبن طاووس در "اقبال" و مرحوم شيخ بهايي در "مفتاح الفلاح" آورده اند. كتابهاي ديگري هم وجود دارند كه دعاهايي از امام سجاد (ع) در آنها نقل شده است. حال اگر بخواهيم آن دعاها را فعلاً در نظر نگيريم و صحيفه سجاديه را به عنوان يك اثر مستعد و آماده و در دسترس همه مورد مداقه و دقت قرار دهيم، مي بينيم همين صحيفه اتفاقاً از ادعيه برخوردار است كه داراي چند ويژگي است.

قبل از پرداختن به ويژگيهاي صحيفه سجاديه و از آنجا كه ماهيت اين اثر ارزشمند با دعا و نيايش عجين شده است، درباره اهميت دعا و نيايش در زندگي انسان بگوييد.
انسان بر اساس فطرت، علاقه مند به دعا و نيايش است. حتي اگر كسي به معبدي وارد مي شود، مي بيند كه هر كس براي خود يك اذكار و اورادي دارد. مسلمانها هم به طريق اولي، بيشتر به دعا مي پردازند. بخصوص اينكه خداوند مي فرمايد: "اي پيغمبر، به مردم بگو كه اگر دعاهايتان نباشد، پروردگار من به شما اعتنايي نمي كند." اين نشان مي دهد كه اگر انساني بخواهد مشمول لطف و عنايت خاصه حضرت حق قرار بگيرد، بايد اهل دعا باشد. خود دعا هم موضوعيت دارد. امام سجاد(ع) در قالب دعا، به تمام مسايل سياسي واجتماعي، اخلاقي، حكومتي و حتي تعليم و تربيت فرزندان، حقوق والدين و حتي به حقوق مرزداران پرداخته اند. ايشان در قالب دعا، تمام ابعاد جامعه و جناحهاي متفاوت در آن را موردنظر داشته اند.

صحيفه سجاديه، به عنوان سندي پرافتخار براي شيعه، مملو از ادعيه اي است كه محتواي آن فقط در بعد عرفاني خلاصه نمي شود، بلكه ابعاد فرهنگي، تربيتي وسياسي را در بردارد. جرياني كه امام سجاد(ع) در قالب دعا آغازگر آن بودند، چه تأثيري در شكل گيري جريان فكري شيعه بر جاي گذاشت؟
سؤال خوبي است، به اين خاطر كه در زمينه دعا انحرافهايي از صدر اسلام ايجاد شد. ما مي بينيم كه بعضي ها در قالب دعا و ذكر و حتي ذكرهاي مجرب، براي خود بدعتهايي گذاشته اند كه مستند به روايات و وحي نيست و در واقع مرحله اي را طي كرده اند كه در مقابل و ضد سيره ائمه(ع) بوده است. حال اسمش را صوفي گري يا عرفان منحرف و بدعت گذاران در دين بگذاريم و حتي اگر تحت هر عنواني هم آنها را مورد بررسي قرار دهيم، خواهيم ديد انتخاب امام(ع) و حضورشان در اين ميدان، در واقع مبارزه اي با خط انحرافي دعا هم بوده است. زيرا آنها، براي اينكه عده اي مريد را دور خود جمع و مردم را به سوي خود و نه به سوي خدا دعوت كنند، از دعا و اوراد استفاده مي كردند. متأسفانه در دوران طلوع اسلام تا به امروز، افرادي داشته ايم كه حتي بيرون از مسجد و در مراكزي كه تحت عنوان نام اميرالمؤمنين(ع) و امثال آن بنا شده با همين ذكر و دعا، عده اي را به عنوان مريد دور خود جمع كردند، و از مسير اهل بيت(ع) خارج شدند. يكي از تأثيرات و بازدهي هاي حركت امام سجاد(ع) همين بود كه با اين خط انحرافي به مبارزه برخيزند كه اگر كسي مي خواهد اهل دعا باشد، ادب در دعا را ياد بگيرد. آن بزرگوار از اول تا آخر صحيفه، آنچه را كه مي خواهد در قالب دعا تفهيم كند، بندگي و ذلت انسان در پيشگاه خدا و اثبات نيازمندي بشر با تمام وجود، به خداوند است، يعني محورهاي صحيفه سجاديه در دو موضوع خلاصه مي شوند: "توحيد" و "موحدبودن" يعني انسان هم درس توحيد را فرا بگيرد و هم موحد خوبي باشد. متأسفانه آنهايي كه از مسير اهل بيت(ع) جدا شدند و سراغ امثال صحيفه نرفتند و يا دعاهاي ماثور از ائمه را انتخاب نكردند، از بعد دوم كه "موحد بودن" است، خارج شدند. يعني وقتي جلسات آنها را مشاهده مي كنيم، مي بينيم كه رايحه شرك از آنها استشمام مي شود و اين دعوت به خدا نيست. لذا امام سجاد(ع) خط فكري و فرهنگي در قالب دعا را در جامعه اسلامي اين طور ايجاد كرد كه فقط بايد به در خانه خدا رفت. اگر به در خانه اهل بيت(ع) مي رويد، بايد دعاهايي را كه آن بزرگواران به شما آموخته اند، انتخاب كنيد و به وسيله آنها با خدا سخن بگوييد.

امام باقر و امام صادق(ع) به جاي پرداختن به مبارزات نظامي، به مبارزات فكري و عقيدتي و تربيت شاگرد روي آوردند. آيا ادعيه امام سجاد(ع) و مفاهيم موجود در آنها را مي توانيم زمينه شكل گيري دانشگاه آن دو امام بزرگوار قلمداد كنيم؟
قطعاً همين طور است. اگر ما به عباراتي كه از امام سجاد(ع) آمده دقت كنيم و اگر فهرست صحيفه را به درستي نگاه كنيم، خواهيم ديد كه امام سجاد(ع) وقتي كه به ايشان ظلم مي شد، چگونه با خداوند صحبت مي كردند. پناه بردن به خدا از وسوسه هاي شيطان، دعايي است كه در صحيفه به طور مستقل به آن پرداخته شده است. يا مثلاً ايشان دعايي دارند در مكارم اخلاق كه بسيار دعاي معروفي است و بسياري بر آن شرح نوشته اند. اين دعا، مجموعه اي از درس اخلاق است. ايشان در حق پدر و مادر و در حق فرزندان هم دعا دارند. ايشان در قالب دعا، يك دوره درس تربيتي به فرزندان دارند كه چگونه با پدر و مادر رفتار كنند، يك دوره درس تربيتي به پدر و مادرها هم داده اند كه فرزندان خود را چگونه تربيت كنيد. در مورد مرزداران دعا دارند، براي زماني كه وضع اقتصادي ضعيف مي شود، دعا دارند كه بنده براي توسعه روزي چگونه از خدا درخواست كند. رضامندي به داده هاي خدا، خودش به تنهايي يك دعاست كه در صحيفه به چشم مي خورد. در مقام معذرت خواهي از پروردگار هم دعاي مخصوصي در صحيفه هست. دعا درباره ورود و وداع با ماه رمضان، براي عيد فطر، عيد قربان و براي روز عرفه و امثال اين دعاها كه همه مضامين عالي و بلندي را در بر دارند.
پس اگر مجموعه صحيفه مورد مطالعه قرار گيرد، آدمي به اين نتيجه مي رسد كه امام سجاد(ع) در قالب دعا، يك فرهنگي را ايجاد كرده و زمينه را براي امام باقر(ع) مهيا كرده اند تا در مقطعي كه بين بني اميه و بني عباس آن درگيري براي حكومت به وجود آمد، بتوانند به راحتي با آن بحرانها برخورد كنند. فرصت را مغتنم بشمارند كه راه پدر را در كرسي درس و تربيت شاگردان ممتاز پي بگيرند.

فرموديد كه امام سجاد(ع) به غير از صحيفه، ادعيه ديگري هم دارند. چرا آن دعاها در صحيفه نيامده و اصولاً اين سؤال وجود دارد كه خود صحيفه سجاديه چگونه گردآوري شده است؟
در مورد پيدايش صحيفه، همانطور كه در مقدمه اين كتاب ارزشمند آمده و راوياني كه اين كتاب را نقل كرده اند، ظاهر قضيه نشان مي دهد كه اين مجموعه در اختيار شاگردان و ياران حضرت وجود داشته است. دعاهاي متنوع ومتفرقه ايشان در كتابهاي ديگر آمده؛ اما اين مجموعه، با اين شكل تأليف، تقريباً در عصر خود حضرت جمع آوري شده است بنابراين اگر ما بخواهيم كل صحيفه حضرت را به همين 54 دعا منحصر كنيم، اشتباه است. به تازگي بعضي از دوستان، ملحقات صحيفه سجاديه را نيز به مانند ملحقات نهج البلاغه گردآوري كرده اند. همانطور كه ملاحظه مي كنيد، خطبه هاي فراواني از حضرت امير(ع) وجود دارد كه نهج البلاغه نيست. ولي سيد رضي اين مجموعه را جمع آوري كرده است. اين دليل نمي شود كه آن حضرت در جاي ديگري خطبه نداشته اند. لذا ملحقات خطبه نهج البلاغه و كلمات قصار حضرت و حتي نامه هاي ايشان، بيش از مجموعه اي است كه اكنون به عنوان نهج البلاغه مي شناسيم. دعاهاي امام سجاد(ع) هم به همين شكل است. اما چه شد كه اين بخش به عنوان صحيفه سجاديه جمع آوري شد، در مقدمه خود صحيفه مي توان فهميد كه اين مجموعه در عصر خود حضرت جمع آوري و به ايشان استناد داده شده است و تأييد ايشان هم رسيده است. اين مسأله در مورد امام صادق(ع) هم وجود دارد. درباره ايشان اثري داريم، به نام "مصباح الشريعه" كه صد فصل از موضوعات عرفاني و منتسب به آن حضرت، در اين كتاب آورده اند، حال آنكه ما روايات متعددي از امام صادق(ع)، در بعد فقهي و مسايل ديگر داريم، اما اين يك كتاب به طور مستقل از حضرت نقل شده و منتسب به ايشان است. دعاهاي امام سجاد(ع) هم صرفاً در صحيفه سجاديه منحصر نيست. براي مثال همان مناجات خمسه عشر امام سجاد(ع) كه در مفاتيح هست، از جمله دعاهاي ارزشمندي است كه در صحيفه سجاديه نيامده است.

به عنوان كسي كه صحيفه سجاديه را ترجمه كرده و بالطبع به عمق مفاهيم آن وارد شده ايد، زيباترين فراز صحيفه و آنچيزي را كه بيشتر از همه به دلتان نشسته، چگونه به ما معرفي مي كنيد؟
زيبايي دعاي ائمه در اين است كه آن بزرگواران مي دانستند چگونه با خدا حرف بزنند و ادب در دعا را رعايت مي كردند. و اين مهمترين نكته تأثيربخش دعاهاست. با اين مقدمه خواستم بگويم كه صحيفه كتابي است كه امام سجاد(ع) با اين كتاب، محراب عبادتي ساخته اند كه انسان مي تواند در آن محراب، همه نيازهاي دنيا و آخرت خود را به خدايش بگويد. و اينكه كداميك از آن دعاها به دل مي نشيند بايد بگويم كه همه آنها دلنشين هستند و گزينش آنها واقعاً سخت است. همه دعاهاي صحيفه، انسان را به لذت معنوي مي رساند و بستگي به آن دارد كه انسان، زمينه مستعد را براي بهره بردن از مناجات با پروردگار در خود ايجاد كند. وقتي كه به آن مرحله رسيد، ديگر عبادتها برايش فرق نمي كند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مدير پژوهشكده تاريخ و سيره اهل بيت(ع) ؛در مقام دنيا از امام حسين(ع) الگو نگرفته ايم

مدير پژوهشكده تاريخ و سيره اهل بيت(ع) پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، با بيان اينكه براي شناخت مناسب حادثه عاشورا آن را بايد از چهار بعد "علل و چرايي"، "چگونگي پيدايش"، "پيامدها و نقشها" ، "درسها و عبرتها" مورد بررسي قرار داد، گفت: با وجود اهميت اين حادثه در تاريخ اسلام، در ابعاد "علل و چرايي" و "پيامدها و عبرتها"ي عاشورا كار چنداني صورت نگرفته است.
دكتر سيدعليرضا واسعي افزود: تا علل و عوامل و تأثيرهاي اين قيام را به درستي متوجه نشويم، نمي توانيم مدعي باشيم كه عاشورا را شناخته ايم.
وي گفت: عاشورا پديده اي است كه ريشه طولاني در تاريخ اسلام و پيش از آن دارد و طي آن شاهد رقابت جدي و اساسي دو تفكر بنيادين حق و حقيقت و عدالت و كفر و ظلم و بي عدالتي هستيم.
اين استاد دانشگاه تصريح كرد: عاشورا آغاز حركتي بود كه اقتدار امويان را در هم پيچيد و پيامدهاي آن انقلابهاي بزرگي است كه از سوي علويان و غير علويان براي احياي خون امام حسين(ع) صورت گرفت.
واسعي در ادامه گفت: حداقل نتيجه اين حركت آن بود كه نشان داد خليفه اسلامي فراتر از نقد و اعتراض نيست.
و اگر خليفه اسلامي به بيراهه مي رود بايد در مقابل او ايستاد.
دكتر واسعي به بيان آسيبهايي كه متوجه اين حركت است پرداخت و گفت: امروزه بيشتر به گزارش حادثه عاشورا ـ آن هم از صبح تا ظهر حادثه ـ از سوي واعظان، خطبا و مداحان پرداخته مي شود؛ هرچند اين امر در جاي خود پسنديده است، ولي اگر اين گزارش مبتني بر داده هاي تاريخي نباشد شاهد انحراف جدي در بيان حادثه و پيامدهاي آن خواهيم بود.
وي داستان سرايي و خيال پردازي از سوي خطبا و مداحان را يك فاجعه و خطر جدي دانست و اظهار داشت: غلبه نگرش داستاني بر تاريخ و حديث، بي توجهي به علل و انگيزه قيام، آميختگي حادثه با اغراق ها و دروغها و غلبه جنبه هاي عاطفي و احساسي بر جنبه هاي علمي و حديثي، مهمترين آسيبهاي عاشوراست.
وي تصريح كرد: گم شدن هدف قيام امام حسين(ع) يك فاجعه است و در اين صورت ديگر عاشورا معنايي ندارد.
وي گفت: به جرأت مي توان گفت كه امام(ع) براي آبادسازي دنياي مردم حركت نمود زيرا در تفكر اسلامي، دنيا و آخرت لازم و ملزوم يكديگر مي باشند.
دكتر واسعي ادامه داد: متأسفانه حركت و قيام امام(ع) در اذهان شيعيان يك حركت اخروي جلوه كرده است، لذا در مقام دنيا از ايشان الگو نمي گيريم در حالي كه نماد تاريخي عاشورا، تعارض و تقابل حق و باطل است.
وي بر لزوم نگاهي جديد به عاشورا تأكيد كرد و گفت: پيش از هر چيز بايد نگاه ما به واقعه عاشورا تغيير كرده و نگاهي تاريخي و حديثي حاكم شود و نبايد فراموش كرد كه دينداران بايد حقيقت را به مردم نشان دهند.
مدير پژوهشكده تاريخ و سيره اهل بيت(ع)، تأكيد بر عناصر ارزشي و تاريخي عاشورا همچون آزادي و آزادگي، امر به معروف و نهي از منكر، عدالت و ظلم ستيزي و احياي سيره نبوي و علوي را مورد توجه قرار داد و گفت: عاشورا يك حادثه اخروي و دنيايي بود و بايد آن را الگويي براي زندگي خود قرار دهيم. عزاداري هدف عاشورا نبوده بلكه عزاداري بايد وسيله اي براي احيا و پويايي آدمي و ستيزه گري او در مقابل ظلم باشد.
وي در پايان، پيشنهاد ايجاد رشته عاشوراشناسي در دانشگاه را داد و گفت: طراحي واحدهاي درسي براي شناسايي ابعاد مختلف عاشورا، مطمئناً جلوي بسياري از انحرافها را خواهد گرفت.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مسابقه آيه هاي زندگي ؛ "قرآن، كتاب انقلاب"

ايام شكوهمند سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، يادآور مبارزات رهايي بخش ملت ايران براي كسب استقلال و آزادي بر پايه كتاب انسان ساز قرآن است. به همين دليل، شبكه راديويي قرآن با همكاري شبكه قرآن و معارف سيما، شبكه راديويي ورزش و پيام و روزنامه قدس، در فرصت بي نظير دهه فجر، در پي استقبال ميليوني مردم قرآن دوست و عزيز اسلامي در 6 دوره گذشته و در جهت ترويج فرهنگ انس با قرآن و فهم پيامهاي زندگي بخش آن، هفتمين مرحله طرح "آيه هاي زندگي" را با عنوان "قرآن، كتاب انقلاب" برگزار مي كند.
سؤالهاي اين مسابقه كه معاني آيات قرآني مي باشد، با تعيين سوره و ترجمه آيه ذكر شده و عنوانهاي اختصاصي براي هر آيه، در هر روز درج خواهد شد. شايان ذكر است، به شركت كنندگان در اين مسابقه همچون گذشته به قيد قرعه جوايز ارزنده اي تعلق مي گيرد (زمان قرعه كشي متعاقباً اعلام خواهد شد).

11. قيام براي خدا، سيره سياسي و منشور مبارزه امام
بگو من فقط شما را به يك چيز اندرز مي دهم: دو تا دو تا و به تنهايي براي خدا به پا خيزيد. سبأ: 46
12. سياست ما عين ديانت ما و ديانت ما عين سياست ماست
پس چنين نيست، سوگند به پروردگارت كه ايمان نمي آورند مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند؛ و سپس از حكمي كه كرده اي در دلهايشان هيچ احساس ناراحتي نكنند و كاملاً تسليم باشند. نساء: 65
13. اصلاح اجتماعي، وظيفه و روحيه اسلامي و سيره انبياي الهي
من تا آنجا كه بتوانم قصدي جز اصلاح (جامعه)، ندارم و توفيق من جز به (ياري) خدا نيست؛ بر او توكل كرده ام و به سوي او باز مي گردم. هود: 88
14. نهي از منكر نه تنها وظيفه، كه عامل رهايي است
پس چرا در اقوام پيش از شما نيكان و خردمندان قدرتمندي نبودند كه از فساد در روي زمين جلوگيري كنند، جز اندكي از آنها كه نجاتشان داديم؟ و آنان كه ستم كردند در پي تنعم و تلذذ رفتند و گناهكار بودند. هود: 116
15. ارسال رسل الهي و انزال كتب آسماني براي عمل به قسط و عدل بوده است
به يقين، ما پيامبران خود را با دلايل آشكار فرستاديم و با آنها كتاب و وسيله سنجش را فرود آورديم تا مردم به قسط و عدل برخيزند... حديد: 25
16. تشكيل حكومت و اجراي عدالت، هدف اديان توحيدي
و ما هيچ پيامبري را نفرستاديم، مگر براي اينكه به امر الهي او اطاعت شود و اگر آنان هنگامي كه به خويش ستم كردند نزد تو مي آمدند و از خدا آمرزش مي خواستند و پيامبر نيز براي آنان طلب آمرزش مي كرد، بي ترديد خداوند را توبه پذير و مهربان مي يافتند. نساء: 64
17. ولايت، عامل سازماندهي اجتماع و برقراري حكومت ا... بر مردم است
و مردان و زنان با ايمان سرپرست و ياور يكديگرند به هر كار پسنديده فرمان مي دهند و از هر كار ناپسند بازمي دارند و نماز را برپا مي كنند و زكات مي دهند و از خدا و پيامبرش فرمان مي برند آنانند كه خداوند به زودي مشمول رحمتشان قرار خواهد داد، خداوند توانا و حكيم است. توبه: 71
18. تسلط كفار بر مؤمنان هرگز مورد پسند الهي نيست
... و خداوند هرگز براي كافران راه تسلطي بر مؤمنان قرار نداده است. نساء: 141
19. عزتمندي و ذلت ناپذيري، جوهره انقلاب و سياست اصلي آن است
... نه ستم مي كنيد و نه تن به ستم مي دهيد. بقره: 279
20. خروج مردم از تاريكي استبداد به سوي روشنايي آزادي و تذكر ايام ا ...، از مباني مورد توجه امام خميني(ره) در انقلاب
و به يقين، موسي را با آيات خود فرستاديم (و به او فرموديم) كه قوم خود را از تاريكيها به سوي روشنايي بيرون آور و روزهاي خدا را به آنان يادآوري كن كه قطعاً در اين (يادآوري) براي هر شكيباي سپاسگزاري عبرتهاست. ابراهيم: 5
21- صلح و مدارا با دشمنان بي خطر، از اصول انقلاب است
خداوند شما را از كساني كه در كار دين با شما نجنگيده و شما را از ديارتان بيرون نكرده اند، باز نمي دارد كه با آنان نيكي كنيد و با ايشان عدالت ورزيد؛ زيرا خدا عدالت پيشگان را دوست دارد. فقط شما را از دوستي با كساني باز مي دارد كه در كار دين با شما جنگ كرده و شما را از خانه هايتان بيرون رانده و يا در بيرون راندن شما كمك كرده اند؛ و هر كس آنان را به دوستي گيرد آنان همان ستمگرانند. ممتحنه: 8 و 9
22- نگاه اصولي انقلاب به فرمان آسماني جهاد با جنگ افروزان
به كساني كه جنگ بر آنان تحميل مي شود، رخصت (جهاد) داده شده است، زيرا به آنان ستم شده است؛ و البته خداوند بر ياري آنان سخت تواناست. همان كساني كه به ناحق از خانه هايشان بيرون رانده شدند (آنان گناهي نداشتند)؛ جز اينكه مي گفتند: پروردگار ما خداست؛ و اگر خداوند بعضي از مردم را با بعض ديگر دفع نمي كرد، ديرهاي راهبان و كليساهاي ترسايان و كنشتهاي جهودان و مسجدهاي مسلمانان كه نام خدا در آنها بسيار برده مي شود سخت ويران مي شد؛ و قطعاً خداوند به كسي كه دين او را ياري مي كند ياري مي دهد، چرا كه خداوند سخت نيرومند و شكست ناپذير است. حج: 39 و 40
23- دفاع حقيقي از حقوق بشر و مستضعفان جهان از اصول انكارناپذير نهضت اسلامي
و چرا شما در راه خدا (و در راه نجات) مردان و زنان و كودكان مستضعف نمي جنگيد همانان كه مي گويند پروردگارا ما را از اين شهري كه مردمش ستم پيشه اند بيرون ببر و از طرف خود براي ما سرپرستي قرار ده و از جانب خويش ياوري براي ما تعيين فرما. نساء:75
24- روشن بيني و روشنفكري در پرتو ولايت خدا و ارتجاع در سايه ولايت طاغوت است
خداوند سرپرست كساني است كه ايمان آورده اند: آنان را از تاريكيها به سوي روشنايي بيرون مي برد؛ و كساني كه كفر ورزيده اند سرپرستشان همان طغيانگرانند كه آنان را از روشنايي به سوي تاريكيها بيرون مي برند. آنان اهل آتش هستند كه خود در آن جاودانند. بقره:257
25- ياران خدا در تأييد الهي و پيروز بر دشمنان
اي كساني كه ايمان آورده ايد، ياران خدا باشيد. همان گونه كه عيسي بن مريم به حواريون گفت: ياران من در راه خدا چه كساني هستند؟ حواريون گفتند: ما ياران خداييم. پس گروهي از بني اسرائيل ايمان آوردند و گروهي كفر ورزيدند؛ و كساني را كه ايمان آورده بودند بر دشمنانشان ياري كرديم تا پيروز شدند. صف:14


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
معاونت پژوهشي حوزه علميه قم برگزار مي كند ؛هفتمين همايش كتاب سال حوزه

معاونت پژوهشي مركز مديريت حوزه علميه قم به منظور ارج نهادن به صاحبان قلم و انديشه، هفتمين همايش كتاب سال حوزه هاي علميه را با حضور شخصيتهاي علمي و فرهنگي حوزه و دانشگاه، پنج شنبه 27 بهمن ساعت 9 الي 11 در تالار همايشهاي دارالشفا برگزار مي كند.
اين معاونت همه ساله جهت ارزيابي آثار و قدرداني از انديشوران حوزوي پس از فراخوان آثار فرهيختگان، اقدام به برگزاري اين همايش، ارزيابي آثار ارسالي و انتخاب و تقدير از برترينها در اين عرصه مي نمايد. گفتني است، حوزويان براي شركت در اين همايش تاكنون بالغ بر 1500 عنوان كتاب انتشار يافته در سال 83 را به دبيرخانه همايش كتاب سال ارسال نموده اند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


تبليغات
نظرسنجي

نظر شما در مورد نحوه عملكرد گروه ايراني در مسئله پرونده هسته اي ايران چيست؟

عضويت در خبرنامه روزنامه

با عضويت در اين بخش شما آخرين اخبار و تحليل هاي روز را در صندوق پستي خود دريافت خواهيد نمود

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar