---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- وزير دادگستري: بزودي شاهد كوتاه شدن زمان دادرسي خواهيم بود
گروه حوادث: وزير دادگستري گفت: اقدامات گسترده اي در قوه قضاييه براي جلوگيري از اطاله دادرسي در دستگاه قضايي انجام شده است كه به زودي شاهد ثمرات آن خواهيم بود. جمال كريمي راد در گفتگو با فارس درخصوص رفع اطاله دادرسي گفت: بحث اطاله دادرسي يكي از معضلات دستگاه قضايي است كه همواره گريبان گير مراجعان به اين دستگاه بوده است كه رئيس قوه قضاييه نيز با توجه به اهميت اين موضوع براي رفع اين مشكل اقدامات زيادي را انجام داده است.
وي راه اندازي شوراهاي حل اختلاف در كشور را نمونه اي از اقدامات انجام شده براي كاهش ورودي پرونده ها به دستگاه قضايي ذكر كرد و گفت: راه اندازي شوراهاي حل اختلاف و احياي دادسراها از جمله اقدامات انجام شده قوه قضاييه براي حل مشكل اطاله دادرسي بوده است. وي ادامه داد: هم اكنون در حال انجام اقدامات ديگري براي رفع اين مشكل هستيم تا بتوانيم دغدغه مردم را در جهت رسيدگي سريع به پرونده هاي قضايي خود رفع كنيم كه نتيجه اين اقدامات نيز در آينده نزديك نمايان خواهد شد. وزير دادگستري خاطرنشان كرد: افرادي كه به قوه قضاييه مراجعه مي كنند طرفين دعوا هستند كه هر چقدر دقيق و به سرعت به پرونده آنها رسيدگي شود باز هم يكي از طرفين دعوا ناراضي خواهد بود، ولي در هر حال در تلاش هستيم كه شرايطي فراهم شود تا افرادي كه در دستگاه قضايي طرح دعوا مي كنند بتوانند در فرصت قابل قبولي به نتيجه پرونده خود برسند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- قدس دلايل خشونت را بررسي مي كند ؛مردان خشن در شهر
سعيد كوشافر جون به لب شده بودند وقتي آرتيست فيلم داشت كتك مي خورد، اما يك دفعه ورق برگشت، مرد كه از خاطرات گذشته و ظلم و ستمهاي آدم بدها يادش آمده بود، قدرت مضاعفي گرفت و يك تنه ده، پانزده مرد گردن كلفت را چنان كتك زد كه نصف آنها فرار كردند، آن نصفه ديگر هم كه مانده بودند توان بلند شدن از روي زمين را نداشتند.اما فيلم به همين جا ختم نمي شد، آدم بد اصلي سرانجام و به نامردي تيغه چاقو را تا دسته در پهلوي آرتيست فيلم وارد كرد و اين گونه نشان داد كه بدها هميشه بدند و خوبهايي كه در دفاع از مردم دهها نفر را كتك مي زنند مورد ظلم واقع مي شوند.فيلم با يك پايان خوش كه زنده ماندن نقش مثبت فيلم و البته مرگ آدم بد بود، تمام شد و صدها بيننده در سينما كه اكثر آنها جوانان بودند به خيابانها وارد شدند.
اين حكايت فيلم فارسيها و جواناني بود كه سالها قبل تحت آموزش دستگاه فرهنگي آن زمان به سمت و سوي جاهل بازي، كتك كاري و چاقوكشي سوق داده مي شد.شايد اگر آن زمان اين گونه درگيريها را در هر كوچه و خيابان هم مي ديدي خيلي جاي تعجب نداشت و البته هر دو طرف دعوا هم ادعا داشتند كه نقش مثبت دعوا بودند و براي دفاع از يك مظلوم وارد معركه شده اند و ... . اما اكنون سالها گذشته و از آن فيلم فارسيها خبري نيست، آدمهاي كلاه شاپو سياهپوش كمتر ديده مي شوند و ... ، اما هنوز همان درگيريها و دعواها در خيابانها مشاهده مي شود.بنا بر يك تحقيق آماري وزارت كشور طي سالهاي 75 تا 81 هر سال 7 هزار مورد نزاع دسته جمعي در كشور رخ داده است. اين تحقيق كه از سوي معاونت امور اجتماعي و شوراهاي وزارت كشور طي سالهاي 75 تا 81 صورت گرفته، نشان مي دهد كه به طور ميانگين هر ساله حدود 7 هزار و 100 مورد نزاع دسته جمعي در كشور رخ داده است. اين بررسي نشان مي دهد، استان كرمان با وقوع 44/31 مورد نزاع در هر صد هزار نفر جمعيت خود از بالاترين آمار در اين زمينه برخوردار بوده است كه با احتساب جمعيت كرمان در سال 81 مسؤولان انتظامي اين استان در هر روز به 2 نزاع دسته جمعي رسيدگي كرده اند. براساس تعاريف مورد نظر در اين پژوهش، به درگيريهايي نزاع دسته جمعي اطلاق شده است كه در آن حداقل پنج نفر در جريان نزاع درگير بوده اند. البته آمارها از كاسته شدن آمارهاي سالانه استان كرمان در زمينه نزاعهاي جمعي حكايت مي كند، به طوري كه از ميزان 3/45 درصد هزار نفر در سال 75 به عدد 69/18 درصد هزار نفر در سال 81 كاهش يافته است. همچنين براساس نتايج اين پژوهش استان زنجان كم آمارترين از نظر وقوع نزاعهاي دسته جمعي مشخص شده است. به طور كامل آمارهاي سراسري، حاكي از نوسان شديد آمار كشوري در زمينه وقوع در سال 81 است و ميانگين نزاع كل كشور از 6/10 درصد هزار نفر در سال 75 به 4/17 در صد هزار نفر در سال 81 افزايش يافته است. استان تهران نيز در خلال سالهاي 75 تا 81 از نوسانات بسيار، اما رو به افزايش در وقوع نزاع برخوردار بوده است. اما اكنون كه سياست فرهنگي ما تغيير كرده و قانون پذيري و گردن نهادن بر حكم قانون جايگزين حل مسايل با ابزار شخصي شده، چرا بايد شاهد اين مقدار دعوا و درگيري يا به عبارتي خشونت در جامعه باشيم. شهرهاي ما كه قدر مسلم سهم عمده اين خشونتها متعلق به آنهاست، اكنون از بيشترين امكانات و نيروهاي امنيتي و پليس بهره مي برند، پس چرا بايد هنوز جوانان و حتي ميانسالان و گاه نيز بزرگترها راه حل مشكلات را در مشت و خنجر بجويند.
حتي زن و شوهر يك استاد جرم شناسي دانشگاه تهران مي گويد: جامعه ما به دليل نداشتن آموزشهاي لازم در زمينه روابط اجتماعي سالم، همواره جامعه اي با خشونت و تندي است. وي مي افزايد: به نظر من مشكل اصلي جامعه ما نداشتن آموزشهاي لازم است و همين مسأله باعث مي شود حتي زن و شوهر در يك خانواده نتوانند يك زندگي مسالمت آميز داشته باشند و همين امر زمينه ساز جرايم بزرگ مي شود. وي خاطرنشان مي كند: در كشورهاي پيشرفته دنيا رسم براين است وقتي دو نفر قصد ازدواج دارند، مدتي با هم به كلاسهاي مشاوره و آموزشي مي روند تا راه درست زندگي كردن را بياموزند. اين استاد دانشگاه با اشاره به نقش رسانه ها، به ويژه صداوسيما، تصريح مي كند: متأسفانه صحنه هاي محبت آميز از اين رسانه ها كمتر پخش مي شود و بدين ترتيب يك جوان كه در اين جامعه از تفريح و امكانات مناسب برخوردار نيست، به سمت ناهنجاريها و خشونت كشيده مي شود. وي با تصريح براين نكته كه پليس به عنوان نيروهاي حافظ امنيت شهري بايد آموزشهاي لازم در برخورد با جرايم و نزاعهاي خياباني را ببينند، يادآور مي شود: در اين راستا آموزش و پرورش يك نقش محوري دارد و آموزش صحيح روابط درست اجتماعي و هنجار مداري را بايد از سنين پايين حتي مهد كودكها آغاز كرد. وي مسايلي از جمله ازدياد جمعيت در شهرها و نبود يك مديريت قوي براي ساماندهي اين جمعيت را از دلايل خشونت در جامعه دانست. بيكاري عامل خشونت در همين راستا يك عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي، بيكاري، فقدان آرامش رواني و بي نظمي مديريتي را دليل افزايش خشونتهاي شهري و نزاعهاي خياباني در سالهاي اخير عنوان كرد. حجة الاسلام علي زادسر با بيان اين كه در سالهاي اخير خشونتهاي شهري و نزاعهاي خياباني افزايش يافته است، مي گويد: يكي از عوامل تأثيرگذار بر وقوع جرايم و بزهها به وضع جامعه باز مي گردد، چنانچه فرد بزهكار بر اقتدار جامعه در مقابله با جرايم مطمئن باشد، قطعاً از ارتكاب جرم خودداري خواهد كرد. وي بيكاري را يكي از عوامل و دلايل جدي افزايش خشونت و جرايم خوانده و تصريح مي كند: فقدان آرامش رواني و عدم امنيت اقتصادي فرد، تزلزل جامعه را به دنبال دارد، ضمن آن كه نوع مديريت، بي توجهي و بي نظمي دستگاهها و ادارات مرتبط با مسايل عمومي در تشديد شرايط تزلزل امنيت و پرخاشگري افراد مؤثرند. عضو كميسيون حقوقي مجلس از ديگر عوامل مؤثر در بروز و تشديد پرخاشگري و نزاعهاي خياباني به ترافيك، آلودگهاي صوتي و ترويج فيلمهاي خشن اشاره كرده و يادآور مي شود: افزايش خشونت و نزاع در جامعه، مسأله فرهنگي است كه تحت تأثير جدي بي اطلاعي مردم از نوع برخوردهاي اخلاقي و اجتماعي متناسب قراردارد و در حقيقت فقدان اين آگاهي مي تواند درگيري در سطح خيابان و شهر را افزايش دهد.
يك اتفاق ساده اما يك حقوقدان نظر متفاوتي دارد و مي گويد: بسياري از نزاعهاي خياباني محصول اتفاقات ساده اي چون ترافيك و تصادفات، تغييرات اقتصادي و مناسبات اجتماعي هستند. فرهاد رستم شيرازي حقوقدان و وكيل دادگستري با بيان اين كه آماري درخصوص افزايش يا كاهش خشونت و نزاعهاي خياباني وجود ندارد، خاطرنشان مي كند: احساس مي شود تغييري در رفتار مردم به وجود آمده كه برآيند هنجارهاي اجتماعي، سياسي، شخصي و مسايل روانشناختي است كه سبب شده افراد نتوانند بر رفتار و حركات خود كنترل داشته باشند. وي با اشاره به دلايل اقتصادي تغيير رفتار و هنجارهاي مردم مي گويد: برعكس نگاه عموم بر اهميت دلايل اقتصادي، عامل اصلي تغيير رفتار و نگرشهاي مثبت و يا منفي افراد به "فرهنگ" جامعه و فرهنگ مردم باز مي گردد كه چگونه افراد آمادگي برخورد با مشكلات و ناهنجاريها را دارند؟ اين حقوقدان با بيان اين كه اصل براين است كه در صورت بروز حادثه ريشه يابي و سپس برخورد انجام شود، تصريح مي كند: متأسفانه بسياري از خشونتها نزاعهاي خياباني محصول اتفاقات ساده اي چون ترافيك و تصادفات خياباني اند.رستم شيرازي با اشاره به اين كه مردم به واسطه طولاني بودن زمان دادرسي از ارايه شكايت در مراجع قضايي امتناع مي كنند، خاطرنشان مي كند: اطمينان نداشتن به سيستم قضايي و حقوقي براي احقاق حق و همچنين زمان بر بودن دادرسيها توجيه مناسبي نيست، اما واقعيت امر اين است كه افراد قبل از طرح دعوا احساس مي كنند كه اگر خود مسأله را فيصله بدهند، بهتر و سريعتر به نتيجه مي رسند. اين وكيل دادگستري تغيير هنجارهاي مردم را ناشي از تغييرات فرهنگي، اقتصادي و تغيير مناسبات اجتماعي دانسته و مي گويد: برخورد با معلولها به جاي علتها، تلقين مقاصد گروهي در قالب ايده هاي كاذب به مردم، اجرا نشدن وعده ها و فقدان جرأت در تصميم گيريها عامل اصلي تغيير روحيه عمدي و رواج باورهاي منفي در مردم است. وي با بيان اين كه اعمال مجازات، آخرين راه حل براي رفع معضلات و مشكلات اجتماعي و قضايي است، خاطرنشان مي كند: ناهنجاريهاي رواني- شخصي افراد، نداشتن نيروي كافي و مشخص براي كنترل نامحسوس جرايم، برخورد دستگاههاي قضايي و فقدان ريشه يابي علت، عامل اصلي تغيير رفتارها و نقشهاي اجتماعي شهروندان است.
وارث آسيبهاي اجتماعي در همين حال يك نماينده مجلس به علتها اشاره مي كند و مي گويد: بيكاري و ناهنجاريهاي تابع آن در امنيت اجتماعي اخلال وارد مي كند. فلاحت پيشه عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس مي گويد: هر مانع يا مشكلي كه روابط انسان و اجتماع را دچار اختلال و تشويش كند قابل پيگرد و برخورد است، چرا كه مجموعه روابط انساني- اجتماعي نيازمند آرامش و امنيت است. وي تأكيد مي كند: ثبات و قوام عدالت و امنيت اجتماعي به واسطه قانون و قوانين تاميني است، چنانچه هر كس با هر رده سني و شغلي يا گروه سازماني نظم و قانون را به بهانه خلع قانون مخدوش كند و يا مانع اجراي قانون شود و يا در اجرا و اعمال قانون سهل انگاري كند قابل پيگرد و مجازات است. اين نماينده مجلس با بيان اين كه قانون حافظ حقوق عموم مردم است، تصريح مي كند: افزايش جمعيت، پيچيده شدن روابط اجتماعي و اقتصادي و آزاديهاي مدني داده شده در طول يك دهه اخير سبب شده كه عده اي به بهانه ضعف قانون يا مجريان از هنجارها و آزاديها سوء استفاده كنند كه نشانه آن بروز جرايمي چون زورگيري، ايجاد تشويش، سوء استفاده از قوه قهريه خارج از قانون و فحشا در جامعه است، اگر چه بيكاري و ناهنجاريهاي ناشي از آن به اخلال در امنيت اجتماعي دامن مي زنند. فلاحت پيشه تصريح مي كند: خوب عمل نكردن مجريان در تعيين سياستهاي جامعه شناختي و روابط اجتماعي و اقتصادي، فربه شدن جمعيت جوان، افزايش بيش از حد اصلاحات اجتماعي، بيكاري و آفتهاي اقتصادي ناشي از آن باعث شده كه ما وارث آسيبهاي اجتماعي باشيم.
تبعيد به دور دست ها يك حقوقدان نيز معتقد است كه برخورد قاطع با مجرم و جرم يكي از عوامل مؤثر در كاهش خشونتهاي خياباني است.محمدحسين آقاسي اظهار مي دارد: عوامل ژنتيك، رواني و خانوادگي در افزايش خشونتهاي شهري و نزاعهاي خياباني مؤثرند. چنان كه از گذشته جرم شناسان و پليس با شناخت علايم ژنتيكي مجرمان آنها را دسته بندي كرده و تحت مراقبت قرار مي دادند. وي مي افزايد: اين روشن اكنون كاربرد زيادي ندارد و جرم شناسان از منظر رواني و روانشناختي مجرمان را مورد بررسي قرار مي دهند. تأثير موارد رواني در فرد و نقش مستقيم اين عوامل در رفتارهاي خشونت آميز امروزه مورد توجه است، چرا كه تربيت رواني و خانوادگي يكي از راههاي انتقال رفتار و واكنش هاي مجرمانه و غيرمجرمانه است. اين وكيل دادگستري يادآور مي شود: بعضاً ديده مي شود افرادي ذاتاً شرور نيستند، اما بر اثر تربيتهاي نادرست و قرار گرفتن در محيط هاي اجتماعي- رواني مجرمانه رفتارهاي خشونت آميز از خود بروز مي دهند. وي اضافه مي كند: طلاق، جدايي از والدين يا زندگي با والدين مجرم مي تواند نقش به سزايي در بروز خشونتهاي رفتاري و نزاعها داشته باشد. آقاسي مسايل اقتصادي را در درجه آخر علل بروز رفتار خشونت آميز برشمرده و مي افزايد: گاهي نيز رفتارهاي خشونت آميز و درگيريهاي خياباني زاييده مسايل و مشكلات اقتصادي مي باشند. اين حقوقدان برخورد قاطع با مجرمان و جرم را در پيشگيري از بروز خشونت مؤثر دانسته و مي گويد: يكي از راههايي كه مي توان جلوي بروز درگيري و خشونتهاي شهري را گرفت تبعيد اين دسته از مجرمان به مكانها يا مناطقي است كه قابليت بازگشت كم مي باشد، از طرفي تزريق فرهنگ و تربيت رواني درست نيز مي تواند عاملي براي جلوگيري از اين مسأله باشد.
و اما نتيجه موشكافي مسأله در اين مورد و در اين گزارش اگر چه ناقص بود، اما برخي از بخشهاي آن را هويدا ساخت، سرانجام مسأله اي كه از سالها قبل دامنگير جوامع شهري شده مورد توجه واقع شده و برخي درصدد بوده اند كه دلايل آن را بشناسند.اما خوب اين فقط مقدمه كار است، بايد راه حلهايي پيشنهاد كرد، آموزش برخورد جدي، تبعيد، كار فرهنگي و حل مشكل بيكاري و مسايل اقتصادي و اجتماعي از جمله پيشنهادهايي است كه در اين خصوص ارايه مي شود و از سوي كارشناس طرف مصاحبه در اين گزارش نيز ابراز شد. نه تنها مشكل خشونت شهري، كه بسياري از مسايل و مشكلات اجتماعي جامعه امروز و حتي بسياري از مسايل خانوادگي و جوانان و بروز جرم و بزه به اين موارد مرتبط است و رابطه معكوس دارد. اما چرا تاكنون شاهد كاهش هيچ كدام از شاخصهاي منفي اجتماعي نبوده ايم در حالي كه هميشه در آمارها از افزايش شاخصهاي مثبت سخن به ميان مي آيد.نكته اينجاست كه ما به آنچه انجام مي دهيم اعتقاد جدي نداريم، يا اين كه ميزان امكانات ما در مقابل رشد جمعيت جوان آنقدر كم است كه نمي تواند جوابگوي نياز باشد، بنابراين هنوز هم بايد شاهد رشد شاخصهاي منفي باشيم.در اين گزارش قصد نداريم از عزم ملي حرف بزنيم، چرا كه برخي معتقدند "عزم ملي" يعني انجام نشدن كار، پس بايد يك عزم از كانون خانواده شروع شده و به جامعه تسري يابد تا حداقل مشكل خشونت شهري حل شود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- محاكمه رئيس پاسگاهي كه دزد را كشت
گروه حوادث: يك افسر انتظامي كه متهم است به هنگام دستگيري اعضاي يك باند اخاذي مرتكب قتل عمد شده است، در برابر هيات قضايي دادگاه كيفري استان تهران از خود دفاع كرد. در اين حادثه شريك سارق سابقه دار پس از آنكه تسليم مأموران نيروي انتظامي شد، به هنگام انتقال به پاسگاه اقدام به فرار كرد كه با شليك دو گلوله از پاي درآمد.
به گزارش خبرنگار ما، 8 صبح چهارم خرداد ماه سال جاري شخصي با مراجعه به پاسگاه "صباشهر" "شهرري" در حالي كه از ناحيه سر و صورت به شدت مصدوم شده بود، با ارائه شكايتي گفت: شب گذشته سه جوان 25-20 ساله وارد باغي كه من نگهباني آن را به عهده دارم شدند و پس از آنكه دستها و پاهايم را با سيم برق محكم بستند، اقدام به ضرب و جرح من نمودند. آنان پس از سرقت 80 هزار تومان پول نقد، يك دستگاه CD و يك دستگاه اتوبخار همچنين لباسهايم را از تنم درآورده و فرار كردند. با مشخصات ارائه شده، مأموران پاسگاه صباشهر تلاشهاي خود براي شناسايي و دستگيري متهمان آغاز كردند. ساعاتي بعد مأموران پليس پس از شناسايي سه متهم و دستگيري دو نفر از سارقان به نامهاي "علي" و "مهرداد" به خانه آخرين عضو اين باند اخاذي و سرقت رفتند. "اسماعيل" 25 ساله پس از آنكه خانه خود را در محاصره پليس ديد، بدون هيچ مقاومتي تسليم پليس شد، اما وقتي مقاومت بستگان نزديكش را در مقابل پليس ديد، با مصدوم كردن سرباز مأمور اقدام به فرار كرد كه در نتيجه با بي توجهي به هشدارهاي پليس و شليك چند تير هوايي از سوي "احدي" فرمانده پاسگاه مذكور مورد هدف قرار گرفت و با اصابت دو گلوله از ناحيه پا و قلب از پاي درآمد. بنا به اين گزارش؛ با تكميل تحقيقات، ضارب (فرمانده پاسگاه) از سوي دادسراي امور جنايي گناهكار شناخته شده و پرونده اش به اتهام قتل عمد به دادگاه كيفري استان تهران ارسال شد. محاكمه اين مأمور كلانتري صبح روز سه شنبه هفدهم ماه جاري در شعبه 74 دادگاه كيفري و به رياست قاضي كوه كمره اي و چهار قاضي مستشار اين دادگاه در حالي برگزار شد كه اولياي دم خواستار اشد مجازات (قصاص) براي متهم شدند. در ابتداي اين محاكمه "حيدري" نماينده دادستان با محرز دانستن اتهام وارده مبني بر قتل عمد از قضات اين دادگاه خواستار مجازات قانوني متهم شد. سپس مادر مقتول به عنوان مطلع در جايگاه حاضر شد و گفت: ساعت حدود 14 بود كه دو نفر به همراه يك سرباز به در خانه ما آمدند. آنان از من سراغ "اسماعيل" فرزندم را گرفتند. گفتم خانه نيست. حرفم را باور نكردند و وارد خانه شدند. وقتي پسرم مأموران را ديد، بدون هيچ مقاومتي تسليم شد. هر چه به آقاي "احدي" كه خود را فرمانده پاسگاه صباشهر معرفي مي كرد گفتم كه اتهام پسرم چيست و چرا او را دستگير كرديد، چيزي نمي گفت. تا اينكه او را سوار ماشين كردند. لحظاتي بعد مأموران از ما سراغ وسايل مسروقه را گرفتند. گفتيم نمي دانيم. در همين هنگام كه من دنبال اسماعيل بودم يكي از آنان با قنداق اسلحه به سرم زد. نمي دانم چه شد كه بچه ام از دست آنها فرار كرد. فرمانده پاسگاه چند تير هوايي شليك كرد. تا آن موقع فكر مي كردم گلوله ها مشقي است. تا اينكه جلوي چشمانم گلوله به پاي پسرم اصابت كرد. پسرم به زمين افتاد اما كشان كشان خودش را به پشت ديوار رساند. ديگر چيزي نديدم، ولي صداي شليك دو گلوله ديگر را شنيدم. وقتي رسيدم ديگر دير شده بود. در ادامه اين جلسه پدر مقتول نيز به عنوان مطلع گفت: وقتي متوجه شدم مأموران مي خواهند اسماعيل را به اتهام سرقت به پاسگاه ببرند فوراً به كوچه آمدم. لحظاتي بعد صداي شليك چند گلوله را شنيدم وقتي از كوچه پشتي مقابل پسرم قرار گرفتم، ديدم پايش مصدوم است و به ديوار تكيه داده است. در همين هنگام "احدي" (متهم) فرمانده پاسگاه از پشت آمد. وقتي به 15 متري فرزندم رسيد، در حالي كه اسماعيل به طرف او برگشته بود گلوله ديگري شليك كرد كه به قلب اسماعيل اصابت كرد. در ادامه اين جلسه متهم به دفاع از خود پرداخت و گفت: هر چند ارتكاب قتل را قبول دارم، اما اتهام عمدي بودن آن را رد مي كنم. وي در تشريح ماجرا گفت: به دنبال شناسايي سه سارق و دستگيري دو نفر از آنان، به عنوان انجام وظيفه من به همراه معاونم و يك سرباز به در خانه سومين سارق (اسماعيل) آمديم. متهم به سرقت بدون هيچ مقاومتي تسليم ما شد. تا زمانيكه اشياي مسروقه در پشت بام خانه پدرش كشف نشده بود هيچ مشكلي ايجاد نشد، اما به محض كشف كيف حامل CD، پولها و اتو همه چيز عوض شد. متهم افزود: با تمام وجود تلاش كرديم تا بدون هيچ درگيري متهم به سرقت را سوار خودرو كنيم و به پاسگاه انتقال دهيم، اما وقتي اسماعيل مقاومت بستگان و همسايه ها را ديد، از سوار شدن خودداري مي كرد. از سوي ديگر اطرافيانش هم مانع انجام وظيفه ما مي شدند. در همين لحظات فرد مذكور با مشت ضربه اي به صورت سربازم زد. از ترس اينكه مبادا اسلحه مأمور پاسگاه را بگيرد و با آن به ما حمله كند به او نزديك شدم. فرار كرد. تماس گرفتم تا يگان ويژه وارد عمل شود. سپس دنبالش كردم. يك تير هوايي شليك كردم و دستور ايست دادم. وقتي ديدم بي فايده است پايش را مورد هدف قرار دادم و با شليك يك گلوله مصدومش كردم. مجدداً اقدام به فرار كرد. طي چند دقيقه هفت تير هوايي شليك كردم. نزديك يك سه راهي رسيد، در حالي كه مي دويدم مجدداً پايش را مورد هدف قراردادم، اما گلوله به سينه اش اصابت كرد و جان سپرد. متهم همچنان ادعا كرد: ما قصد كشتن "اسماعيل" را نداشتيم، اما جو به گونه اي بود كه درصد خطا افزايش يافت. وي در پاسخ به سوال قاضي مبني بر اينكه آيا شما حكم قضايي براي دستگيري و ورود به منزل متهم را داشتيد گفت: خير، در جرايم مشهود و سرقت ها معمولاً به صورت شفاهي با مسؤولان هماهنگي مي كنيم. وي با رد اظهارات دو شهود حادثه كه مدعي بودند متهم از فاصله 5 متري اقدام به شليك و قتل نموده گفت: فاصله ام با مقتول بين 25-20 متر بوده است. وي در آخرين دفاع از خود گفت: در راستاي وظيفه ذاتي و قانوني ام و به عنوان مجري قوه قضائيه اقدام به تيراندازي نموده ام. گفتني است، رأي نهايي پرونده تا چند روز آينده به متهم ابلاغ مي شود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- شايعه انفجار بمب در تهران تكذيب شد ؛ ناجا: انفجار اكليل و سرنج علت حادثه بود
در پي انتشار برخي شايعات مبني بر انفجار بمب در يكي از خيابانهاي تهران، رئيس مركز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ اعلام كرد: حادثه انفجار در پي حمل مواد محترقه از جمله اكليل و سرنج توسط يك توزيع كننده و برخورد آن با زمين در خيابان مطهري محدوده سهروردي به وقوع پيوست. سرهنگ محمد تورنگ در گفتگو با ايسنا، در تشريح اين حادثه اظهار كرد: مقارن ساعت 11 و 20 دقيقه روز چهارشنبه 19 بهمن ماه، صداي انفجار مهيبي در خيابان مطهري واقع در منطقه سهروردي كوچه امير شنيده شد كه در پي اين حادثه با حضور مأموران پليس در صحنه مشخص شد فردي به نام "منصور" 53 ساله حين حمل 15 كيلوگرم مواد محترقه اكليل سرنج از منزل به قصد فروش به متقاضيان چهارشنبه سوري ناگهان به زمين برخورد كرد كه بر اثر اين حادثه، انفجار مهيبي رخ داد. وي افزود: مصدوم اين حادثه از ناحيه پا دچار صدمه جدي شده است، به طوري كه پاي چپ وي از ناحيه زانو به پايين قطع شد و اين احتمال وجود دارد كه در اثر شدت صدمات وارده، پاي راست وي نيز قطع شود. اين در حالي است كه فرد ديگري كه همزمان با انفجار در حال عبور از محل بوده نيز از ناحيه صورت مجروح شد. به گفته رئيس مركز اطلاع رساني نيروي انتظامي تهران بزرگ، اين فرد پيش از اين نيز به دليل توزيع و فروش مواد محترقه داراي سوابقي بوده است و اين بار نيز در آستانه فرا رسيدن چهارشنبه آخر سال دچار حادثه شد كه براي مداوا به بيمارستان "فيروزگر" انتقال يافت.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در راهروي دادگاه ؛ فريب پنهان
٭ فرزانه عمادي صورت رنگ پريده اش خبر از آشفتگي درون مي داد. صداي رنجور زن در حالي كه همچنان اشك مي ريخت، فضاي اتاق قاضي را پر كرد. راضيه دختر 18 ساله اي كه آثار پيري زودرس بر چهره اش مشاهده مي شد با چشمان ورم كرده و صداي لرزان، شوهرش را شماتت مي كرد. او شرح زندگي اش را براي قاضي دادگاه اين گونه بيان كرد: تك دختر خانواده بودم و به خاطر رفاه زيادي كه پدر برايم فراهم كرده بود، حس مي كردم تمام دختران فاميل به حال و روز من غبطه مي خورند.
دوران دبيرستانم را به پايان نبرده بودم كه با كيارش آشنا شدم، او ابراز علاقه شديدي به من مي كرد و از آن جا كه در جواني غوطه ور بودم چنان به كيارش علاقه مند شدم كه نمي توانم شرح دلبستگي ام را بيان كنم، كيارش كه برايم از وضع نابسامان زندگي اش صحبت كرد، پي بردم دوران كودكي بسيار سختي را گذرانده است. كيارش ارتباط عاطفي خوبي با خانواده اش نداشت. به تدريج ارتباطمان صميمي و صميمي تر مي شد تا اين كه كيارش، زماني كه يك روز سرد زمستان مشغول قدم زدن در خيابان بوديم از علاقه اش نسبت به من صحبت كرد و در نهايت همان روز از من خواستگاري كرد. زماني كه به خانه بازگشتم موضوع را با مادرم در ميان گذاشتم و از او خواستم در صورت امكان با پدرم نيز صحبت كند تا اجازه دهد كه كيارش به خواستگاري ام بيايد. در مورد زندگي كيارش با مادرم صحبت كردم. از چهره اش پيدا بود رضايتي ندارد، اما به خاطر لجاجت و پافشاري من قبول كرد با پدرم در اين خصوص صحبت كند. پدرم انسان منطقي اي بود و به خاطر اين كه ارتباطمان به سمت لجبازي سوق پيدا نكند سعي داشت آرام آرام مخالفتش را اعلام كند، اما من چنان دلبسته كيارش بودم كه اگر پدر هم با سرسختي مخالفت مي كرد اهميتي نمي دادم. خلاصه با اصرار من پدر اجازه داد يك شب كيارش به منزل بيايد. آن شب كيارش با سر و وضعي مرتب همراه با خواهر بزرگش به منزل ما آمد.با آمدن كيارش من در اتاقم منتظر ماندم تا صحبتهاي آنها به پايان برسد و من نظر پدرم را جويا شوم. زماني كه صحبتها به پايان رسيد و كيارش و خواهرش از منزل ما رفتند، پدرم مرا صدا زد تا در گفتگوي او و مادر شركت كنم. صورت پدرم از شدت عصبانيت سرخ شده بود. او مادرم را شماتت مي كرد و از اين كه از من غافل شده است شكايت كرد و مادر را مسبب آشنايي من با كيارش دانست. كلمات پدر چنان برايم درشت و سنگين بود كه از فهم آن عاجز بودم. او وضع بد مالي كيارش را توضيح داد و از من خواست هر چه سريعتر به اين آشنايي پايان دهم. من صحبتهاي آن شب پدر را پاي حساب سختگيريهايش گذاشتم كه نسبت به تك دختر خود انجام مي داد و همچنان ارتباطم را با كيارش ادامه دادم. موضوع صحبت با پدرم را نيز به كيارش گفتم. آه و ناله هاي او به اوجش رسيد و گفت كه قادر نيست فراموش كند و حاضر است هر سختي را به خاطر من تحمل كند من هم احساس مي كردم بدون كيارش زندگي تمام مي شود.لذا با هر سختي اي كه بود پدرم را متقاعد كردم كيارش بار ديگر به خانه ما بيايد.اين دفعه ورق برگشت، آن پسري كه مدام از وضع بد و نابسامان زندگي و شرايط بد مادي اش صحبت مي كرد به يك باره تبديل به جواني ايده آل شد و افكار پدر را نسبت به خود مثبت كرد. اما مثل اين كه پدر همچنان ته دل به اين وصلت رضايت نداشت. زماني كه پدرم ديد به هيچ عنوان حاضر نيستم از كيارش جدا شوم او نيز به ازدواجمان رضايت داد. بعد از آن من و كيارش با حمايت خانواده من و شركت معدودي از خانواده كيارش، با يكديگر ازدواج كرديم و چون كيارش مكاني براي زندگي كردن نداشت در زير زمين منزل يكي از دوستان كيارش ساكن شديم. چند روزي از آمدن ما به آن مكان نمي گذشت كه رفت و آمدهاي دوستان كيارش كه به سختي مي توان نام آدم را روي آنها گذاشت به خانه ما زياد شد. وقتي به اين وضعيت اعتراض مي كردم كيارش با چرب زباني مرا متقاعد مي كرد و من چون به او بيش از حد علاقه مند بودم هر دروغي از او را باور مي كردم. كم كم اوضاع بد مالي ما پدرم را نگران كرد. به كمك او در يك شركت نيمه خصوصي مشغول كار شدم و همين كار بلاي زندگي ام شد. كيارش هيچ پولي به خانه نمي آورد و تماماً حقوق من و كمكهاي پدر صرف امور خانه مي شد. رفت و آمدهاي بدهكاران كيارش هم شروع شده بود و آسايش را از زندگي ما گرفت. يك روز كه در شركت مشغول كار بودم يكي از دوستان كيارش با من تماس گرفت و گفت كه حال كيارش به شدت بد شده و مجبور شده او را به بيمارستان ببرد، كيارش از ناحيه كليه آسيب ديده و بعد از چند ساعت بستري در بيمارستان الان در خانه آنها مشغول استراحت است. بعد از پايان مكالمه دوست كيارش به سرعت خودم را به خانه آنها رساندم، مقداري قرص و دارو دور و بر كيارش ريخته بود، چهره اش به سفيدي مي زد با ديدن حال و روز او احساس ضعف عجيبي كردم. تحمل ديدن چهره رنجورش را نداشتم، حس مي كردم چقدر دوستش دارم بعد از تشكر فراوان از دوست كيارش به اتفاق شوهرم به خانه رفتيم تا بتواند در منزل به خوبي استراحت كند. كيارش بعد از بهبودي از بيماري قلابي كه با دوستانش ترتيب داده بود، ادعا كرد براي بهبودي اوضاع بد مالي قصد دارد يكي از كليه هايش را بفروشد. اما چون يكي از كليه هايش آسيب ديده دكتر اجازه اين كار را نمي دهد. اما به خاطر علاقه زيادي كه به من دارد حاضر است هر كاري را بكند. احساسات كيارش در من هم نفوذ كرد از اين همه لطف و ايثاري كه نسبت به من داشت، مرا مديون خودش كرد. نقشه هاي كيارش كارساز شد و من هم تصميم به فروش كليه ام گرفتم و با خود گفتم چطور كيارش با وضع بد جسماني در حالي كه تنها يك كليه دارد به خاطر من از زندگي اش مي گذرد و من ... نقش بازيهاي كيارش همچنان ادامه داشت و من بدون اطلاع خانواده ام خودم را براي عمل جراحي كليه آماده كردم. بعد از انجام عمل حالم به شدت بد شد. پدر در جريان كاري كه كرده بودم، افتاد و به شدت با كيارش برخورد كرد و به حال و وضع كيارش مشكوك شد و او را مجبور كرد كه همراه او به نزد پزشك مورد وثوق خانواده بروند و وقتي كه آنجا متوجه شديم نه تنها دو كليه اش سالم است بلكه كليه مرا به قيمت بسيار بالايي به فروش رسانده، دنيا بر سرم خراب شد، بعد از آن از طريق يكي از دوستان پدرم متوجه شدم كيارش سابقه زندان به علت حمل اسلحه غيرمجاز و شركت در چندين درگيري را داشته است و جواز كسبش هم به علت تخلفات اخلاقي اش باطل شده است. نمي توانستم باور كنم اين همه بدي در يك نفر يك جا وجود داشته باشد. حال و وضع روحي ام به كلي به هم ريخت. پدر و مادر بار ديگر به كمكم آمدند. پدر از دست كيارش شكايت كرد و دادگاه دستور دستگيري اش را داد. او در دادگاه ادعا كرد به ميل و اراده خودم كليه ام را فروخته ام و از تمام زندگي گذشته اش اطلاع داشتم و با رضايت كامل به همسري اش در آمدم و با كمال وقاحت از دست من به عنوان عدم تمكين و چند اتهام اخلاقي شكايت كرد.راضيه در حالي كه از شرايط بد جسماني اش به شدت رنج مي برد و اشك مي ريخت از دستگاه عدالت قضايي خواست حقش را از آدمي فريبكار بازپس بگيرد. قاضي بعد از شنيدن سخنان راضيه در حالي كه از سادگي او بسيار متعجب شده بود، رسيدگي به پرونده را به وقت ديگري موكول كرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- يادداشت ؛ آزموده را نيازمودن خطاست!
٭ مسعود كوشش
وقتي صحبت از تحول يا تغيير در يك نهاد اجرايي كه با مردم سر و كار دارد، مي شود منظور هميشه تغيير و تحول در مديران آن سازمان نيست؛ در بسياري مواقع، منظور تغيير و تحول در سياستها و سياستگذاريهايي است كه به نحوي به مردم مربوط مي شود.
طي سال گذشته، با وجود اينكه تغييري در سيستم انتظامي كشور به وقوع نپيوسته بود، تحولي در سيستم پليس راه كشور به وجود آمد كه ملموس ترين و خوشايندترين حالت آن، در نوروز سال 84 خودنمايي كرد.
در طرحي كه به مدت 20 روز اجرا شد و در آن 1600 گشتي پليس راه حضور داشتند، 175 تيم نظارتي در 199 نقطه حادثه خيز مستقر شدند و 15 هزار خودروي انتظامي و 1636 واحد سيار نوروزي در آن دخيل بودند.
اجراي اين طرح بزرگ باعث شد علاوه بر رضايتمندي مردم از خدمات پليس در جاده ها، به اذعان سازمان پزشكي قانوني، تلفات هم 1/12 درصد كاهش يابد، اين در حالي بود كه پليس راه اعلام كرد ميزان مسافرتها در مقايسه با سال قبل، 70 درصد افزايش يافته است.
همين نتيجه مثبت و تعامل سازنده پليس با مردم كه بيشتر به شكل هشدار و هدايت رخ نمايي كرد، باعث شد تا فرمانده جديد نيروي انتظامي در مراسم تحويل اين پست، اولويت كاري خود را كاهش تلفات جاده اي اعلام كند.
اما هميشه نمي توان اميدوار بود كه يك طرح خوب تداوم يابد؛ چنانكه همين طرح كه نتايج آن هم بر همگان روشن شد، در تابستان امسال بسيار رنگ و رو رفته تر اجرا شد.
پليس راه كه از امكانات و تجهيزات كافي برخوردار است، اين بار نبود هماهنگي ساير سازمانها و نبود بودجه و نيرو را بهانه كرد و اينكه تداوم يك طرح 20 روزه در مدت 90 روز سخت و طاقت فرسا خواهد بود، حال آنكه به اظهار فرمانده جديد پليس راه نقاط حادثه خيز در جاده ها كاهش پيدا نكرده و خطرهاي راهها نيز كم نشده است.اما پليس با همين حربه تا حدودي هم توانست به مقصود خود كه دريافت بودجه بود دست يابد كه البته با دريافت اين بودجه، قطعاً بايد نتايج آن در طرح زمستاني كه اولين ثمره اين پولهاست، رؤيت شود.
طرح زمستاني پليس راه - حداقل تا آنجا كه بنده اطلاع دارم و مشاهده كردم - فاقد هر گونه برنامه مدون و مشخصي است كه تركيب و چيدمان نيروها را در جاده ها مشخص كند.
در اين طرح، بسته به زمان - اعم از برفي يا باراني - تعدادي خودرو ( كه البته در روزهاي آفتابي بيشتر آفتابي مي شوند) به محورهاي كشور روانه مي شوند و در مكانهايي كه دسترسي به امكانات وجود داشته باشد، مستقر مي گردند. عملاً هم هيچ كاري جز كنترل برخي خودروهاي عبوري ندارند بلكه بيشتر همان گمانه كمين كردن را تداعي مي كند.
البته، برخي از پليس راهها هم انگار اصلاً خبري از اين طرح ندارند (مثل شمالي ترين شهر خراسان رضوي) و در نهايت نيروهاي آنها چند متر از پليس راه فاصله مي گيرند.
در اين طرح، حتي تركيب چيدمان و زمان حضور هم برنامه مشخصي ندارد مثلاً ممكن است در يك محور در يك ساعت چند خودروي گشتي و كنترلي و در بسياري از ساعات هيچ خودرويي نباشد يا حداقل در نقاط حادثه خيز خودروي گشت حضور نداشته باشد.جميع اين مسايل باعث شده امسال زمستان با وجود تبليغات براي اجراي طرحهاي اين چنيني، تعداد تلفات جاده اي رو به افزايش گذارد و از نرم سال قبل كه هيچ طرحي اجرا نشد، فراتر رود.اكنون كه در آستانه تعطيلات سال جديد قرار داريم، اميد مي رود پليس راه با بهره گيري از تجربه هاي گذشته و آنچه آزمودنش نتيجه مثبت داشته است، طرحي مدون و منظم براي سهولت تردد جاده اي و كاهش تلفات فراهم آورد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كاروان زيارتي غيرمجاز پلمپ شد
اصفهان - خبرنگار قدس: يك كاروان زيارتي كه به صورت غير قانوني اقدام به ثبت نام از زائران شهرهاي زيارتي مي كرد، پلمپ شد.در اجراي طرح كنترل واحدهاي صنفي توسط مأموران انتظامي شهرستان فلاورجان، كاروان زيارتي با مديريت فردي به نام محمد رضا كه به طور غير قانوني از زائران ثبت نام مي كرد، تعطيل شد.
رئيس مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان اصفهان از شهروندان خواست براي ثبت نام به شركتهاي معتبر مراجعه و قبل از واريز هر گونه وجهي به حساب اين گونه شركتها، از قانوني بودن آن اطمينان حاصل كنند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دستگيري دزد قطعات تاريخي در گردنه
شهركرد - خبرنگار قدس: به گزارش خبرنگار ما مأموران نيروي انتظامي استان چهارمحال و بختياري در گلوگاه شهيد مدني فرخشهر حين كنترل خودروهاي عبوري در محور گردنه رخ از فردي تعداد 4 قطعه عتيقه جات شامل 2 عدد سكه 1 عدد انگشتر نگين دار منقوش و يك عدد مهر منقوش كه مربوط به دوران پيش از اسلام بود، كشف و ضبط كردند.
گفتني است، متهم به همراه پرونده به مراجع قضايي تحويل داده شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- بعد از 20 سال ؛سيگار كشيدن در زندان هاي همدان آزاد شد
همدان - خبرنگار قدس: ممنوعيت استعمال سيگار در زندانهاي استان همدان طي بيست سال گذشته اگر چه تصميمي از روي دلسوزي و شايد در شرايط زمان خود توجيه پذير بود؛ ولي در حال حاضر با موازين تعليم و تأدب همخواني ندارد و نوعي تبعيض در مديريت كشور به شمار مي آيد.
محمد علي محمدي مديركل زندانهاي استان همدان در مصاحبه مطبوعاتي با خبرنگاران با اعلام اين مطلب افزود: زندان ضامن امنيت هر شهر و استاني است و در صورت سوء مديريت در اداره آن، جوامع شهري با چالش روبرو مي شوند.
وي گفت: در حال حاضر زندان همدان داراي 600 سارق سابقه دار و 208 قاتل است.
مديركل زندانهاي استان همدان درباره دلايل آزاد شدن مصرف سيگار در زندانهاي همدان، گفت: چون اصل سيگار كشيدن قبيح و ناپسند است، لغو ممنوعيت آن در زندان پس از بيست سال، ممكن است باعث برداشتهاي عاميانه و نادرست در بخشي از جامعه شود، اما شهروندان مطمئن باشند، اين تصميم براساس مطالعه، تحقيق و آمارگيري علمي و كارشناسي دقيق صورت گرفته و براي مصالح عمومي جامعه است.
محمدي با اشاره به اين كه بيش از 80 درصد وروديهاي زندانها سيگاري هستند، افزود: بيش از 50 درصد از اين تعداد معتاد به موادمخدر هستند كه ممنوعيت استعمال سيگار باعث بروز بسياري از مشكلات شده بود.
محمدي با اشاره به ماده 86 آيينامه اجرايي سازمان زندانها مبني بر عدم استعمال دخانيات در مكانهاي سقف دار، افزود: با وجود ممنوعيت استعمال سيگار بندهاي نسوان و كانون، در زندانهاي همدان برنامه هاي فرهنگي و ارشادي به موازات اين امر در خصوص ترك سيگار به عمل خواهد آمد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اعدام 3 تن از اراذل و اوباش سبزوار
گروه حوادث: رئيس سابق دادگستري شهرستان سبزوار گفت: پس از طي مراحل قانوني حكم اعدام 3 تن از اراذل و اوباش كه امنيت عمومي و آسايش مردم را به خطر انداخته بودند، در سبزوار اجرا شد.به گزارش روابط عمومي دادگستري خراسان رضوي، صالحي نيا رئيس سابق دادگستري سبزوار و سرپرست جديد مجتمع قضايي شهيد بهشتي مشهد با اشاره به اين كه قوه قضاييه بازوي توانمند نظام اسلامي است و وظيفه گسترش عدل و انصاف را به عهده دارد، گفت: بايد به دنبال ايجاد يك روند دادرسي آسان باشيم تا به طور سريع و دقيق بتوانيم از حقوق عامه دفاع كنيم.
وي با اشاره به فعاليتهاي دادگستري اين شهر افزود: با توجه به اين كه بيشترين تنشها در جامعه براي قوه قضاييه وجود دارد، اما هميشه از نظر اختصاص امكانات مادي و پشتيباني مورد بي مهري قرار مي گيرد، در حالي كه خود به وجود آورنده بسياري از امكانات براي ساير دستگاههاست.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كوپن، دزدهاي همداني را لو داد
همدان - خبرنگار قدس: با دستگيري يك سارق حرفه اي وي اعتراف كرد كه با همدستي 4 نفر از دوستانش 97 فقره سرقت انجام داده است.به گزارش خبرنگار ما، با دستگيري فردي به نام اسماعيل در حين فروش تعدادي كوپن، نامبرده اظهار كرد: كه كوپن ها را از جيب برادرم ابراهيم برداشته ام كه با تحقيقات صورت گرفته مشخص شد ابراهيم يكي از سارقان حرفه اي است.
پس از شناسايي مخفيگاه ابراهيم، وي نيز دستگير شد و اعتراف كرد كه با همدستي 4 نفر به نامهاي امير، مهرداد، مرتضي و محمد رضا 97 فقره سرقت شامل 67 فقره سرقت منزل، 6 فقره سرقت مغازه، 7 فقره سرقت داخل خودرو، 3 فقره سرقت اماكن، 2 فقره سرقت موتورسيكلت و 12 فقره سرقت متفرقه انجام داده است.با دستگيري همدستان وي تمامي مالباختگان و خريداران اموال مسروقه شناسايي شدند و مقدار قابل توجهي از اموال شامل طلاجات، تلويزيون، دوچرخه و موتورسيكلت كشف و تحويل مالباختگان شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- سكه هاي طلا تقلبي از آب درآمد
اصفهان - خبرنگار قدس: با تلاش مأموران آگاهي نجف آباد، دو كلاهبردار حرفه اي به نامهاي مسعود و بهمن يار دستگير و تعداد دو هزار و 70 عدد سكه تقلبي كشف و ضبط شد.
به گزارش خبرنگار ما، در پي شكايت دو نفر از شهروندان نجف آباد به اداره آگاهي اين شهرستان در رابطه با فروش سكه هاي تقلبي طلا، مأموران آگاهي با استفاده از سرنخهاي موجود، موفق به دستگيري عاملان اين كلاهبرداري شدند.
براساس همين گزارش، كلاهبرداران مسعود و بهمن يار در ازاي بيش از 20 ميليون تومان وجه نقد، تعداد دو هزار و 70 عدد سكه تقلبي در اختيار شاكيان قرار داده بودند.
گفتني است، دستگيرشدگان و سكه هاي تقلبي براي انجام تحقيقات تكميلي به مقر انتظامي انتقال يافتند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- قتل خانوادگي در كرمان
گروه حوادث: پدري به علت اختلافهاي خانوادگي، توسط دو پسرش در كرمان به قتل رسيد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، به علت درگيري خانوادگي فردي به نام عباس 52 ساله با فرزندانش به نامهاي احسان و محسن درگير شده و وي را به قتل رساندند. در اين رابطه، مأموران كلانتري 11 شهر بابك كرمان با اطلاع از اين درگيري، بلافاصله به محل مراجعه كرده و قاتلان را دستگير كردند. گفتني است، متهمان ضمن تشكيل پرونده تحويل مقامهاي ذي صلاح شدند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كشف 2 كيلوگرم طلاي سرقتي پس از 10 سال
ايلام - خبرنگار قدس: برابر اعلام مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان ايلام در پي متلاشي شدن باند سارقان استان ايلام دو نفر از متهمان به نامهاي سعدون و ياسر كه از اعضاي اين باند بودند در تحقيقات انجام شده معترف شدند كه در سال 74 در شهر ايلام از يك باب مغازه طلافروشي مقدار 12 كيلوگرم طلا و مبلغ 12 ميليون و 500 هزار ريال وجه نقد را به سرقت برده اند.
اين گزارش حاكي است با تشكيل تيم ويژه آگاهي انتظامي استان و انجام بررسيهاي لازم، مالباخته شناسايي و صحنه سرقت بازسازي شد.
تلاش براي كشف طلاهاي مسروقه و شناسايي مالخران ادامه داشت و سرانجام تعداد 5 نفر از مالخران در تهران دستگير شدند و مقدار 2 كيلو و 200 گرم طلاهاي مسروقه كشف و ضبط شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در آتش سوزي تعميرگاه، 2 خودرو سوختند
گروه حوادث: با تلاش پليس و نيروهاي امداد آتش نشاني و همكاري كسبه محل، آتش سوزي تعميرگاهي در مشهد مهار شد.
به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي خراسان رضوي، در پي گزارش وقوع آتش سوزي شديد در يكي از تعميرگاههاي بلوار ايرج ميرزا در شهر مشهد، عوامل انتظامي فرماندهي انتظامي مشهد به محل اعزام شدند و با حضور تيم امداد آتش نشاني، حريق مهار شد.
در بررسي حادثه مشخص شد كه در داخل تعميرگاه به دليل نشت بنزين از يك خودرو، آتش سوزي شدت گرفته و در اين حادثه دو خودروي پژو 405 در آتش سوخت و يك كارگر جوان نيز كه در داخل سالن تعميرگاه در دام آتش گرفتار شده بود، مصدوم شد.
گفتني است، اقدام سريع عوامل آتش نشاني و همكاري كسبه در مهار اين حريق از سرايت شعله هاي آتش به مغازه ها و ساختمانهاي اطراف مؤثر بود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پودر طبيب محلي، نوزاد 2 ماهه را كشت
گروه حوادث:يك طبيب محلي به نام "گوهر خاتون" در شهرستان نيك شهر، نوزاد دو ماهه اي را حين مداوا به كام مرگ كشاند. به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، در پي مراجعه فردي به نام "اسلام" به پاسگاه "بنت" شهرستان نيك شهر، مبني بر مرگ نوزاد دو ماهه اش توسط يك طبيب محلي، تيم ويژه اي از مأموران تحقيقات خود را در اين زمينه شروع كردند.
بنابراين گزارش، مأموران با بررسي موضوع، جسد بي جان نوزاد دو ماهه را نيز براي مشخص شدن علت اصلي مرگ به پزشكي قانوني انتقال دادند.نظريه پزشكي قانوني حاكي از آن بود كه اين نوزاد با مصرف داروي طبيعي شبيه پودر كه توسط يك طبيب محلي به نام "گوهر خاتون" به او خورانده شده، فوت كرده است.گفتني است، متهم به قتل براي انجام تحقيقات پليسي و قضايي به اداره آگاهي نيك شهر انتقال داده شد.
گروه حوادث: هويت سارق مسلحي كه در شهرستان سمنان هنگام مشاهده مأموران خودزني كرده بود، شناسايي شد.به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس، هويت سارقي كه جمعه گذشته در جاده روستايي دامغان با تهديد اسلحه، يك دستگاه اتومبيل پرايد را سرقت و پس از مواجهه با مأموران پليس، اقدام به خودزني كرده و فوت كرده بود، شناسايي شد.در بررسيهاي به عمل آمده مشخص شد، متوفي به نام "م- ف" 25 ساله اهل تهران، ساكن كرج بوده و داراي سه مورد سابقه كيفري شامل چاقوكشي، سرقت به عنف و حمل مواد مخدر در شهرستان كرج مي باشد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- بازپرس دادسراي جنايي تهران:كار فرهنگي در مقابل گروه هاي منحرف مؤثرتر از مجازات است
گروه حوادث: بازپرس شعبه هفتم دادسراي امور جنايي گفت: گروه هاي منحرف اخلاقي كه عفت عمومي و امنيت اجتماعي را مخدوش مي كنند، مجازات خواهند شد.
بازپرس شعبه هفتم دادسراي جنايي با اشاره به تأثير برنامه هاي فرهنگي در پيشگيري از رشد گروه هاي منحرف اخلاقي به پايگاه اطلاع رساني پليس گفت: قطعاً در جامعه اي كه روابط افراد بخصوص جوانان و نوجوانان و اقشار تحصيلكرده روز به روز از طريق نرم افزارهاي ارتباطي بيشتر مي شود، وجود گروه هاي مختلف در جامعه بر افكار عمومي بخصوص جوانان و نوجوانان تأثير بسزايي دارد. بازپرس حسيني بيان داشت: ساليان زيادي است كه جرم شناسان متفقاً به تأثير جامعه و اجتماع در وقوع جرم نظر دارند. حتي در برهه اي از تاريخ جرم شناسان كيفري فقط جامعه را در وقوع جرم مقصر مي دانستند و از نظر آنها به غير از جامعه هيچ كس مقصر نبود كه بعدها اين نظريه تعديل شد و نه تنها جامعه بلكه محيط، افراد، گروه ها و... همگي در ايجاد جرايم مؤثر قلمداد شدند.بنابراين اگر هر نوع گروهي(مثبت و منفي) در جامعه تشكيل شود، بر روان عمومي جامعه تأثيرگذار است و اگر اين گروه تشكيل شده داراي انحراف اخلاقي باشد آن رفتار و ناهنجاري طرفداراني پيدا خواهد كرد كه در وقوع بزه و جرم در بين جوانان و نوجوانان مؤثر خواهد بود.بازپرس شعبه هفتم دادسراي جنايي در پاسخ به اين سؤال كه آيا تبليغ كالاها يا خدمات توليدي و توزيعي گروه هاي منحرف تخلف است يا خير؟ گفت: قانونگذار حركتي به سوي جرم زدايي دارد. يعني هدف قانونگذار و سياست اخير قوه قضاييه اين است كه سعي كند اعمال افراد را كه در خيلي موارد جرم است، به تخلف تنزيل دهد و بعضي از اعمال كه تخلف است را حذف نمايد. مثلاً اگر قطع درخت خيابان داراي مجازات حبس است نظريه قوه قضاييه اين است كه مجازات اين جرم تبديل به جريمه شود. بنابراين اگر جامعه احساس كرد تشكيل گروه منحرف اخلاقي با علايم، آرم، پرچم و سمبل آنها به ضرر امنيت عمومي كشور است و اثرات مخرب دارد، بايد به عنوان جرم شناسايي و توسط قانونگذار مجازات آن تعيين شود و قابل مجازات باشد. لذا به صرف تخلف به اين معنا نمي شود با آنها برخورد كرد. ضمناً به نظر مي رسد جرم تشكيل گروه هاي غيراخلاقي و منحرف(مثلاً رپ، هوي متال و...) از جرم آلودگي صوتي كمتر نيست كه نشود براي آن قانون وضع كرد.اين بازپرس دادسراي جنايي اجراي برنامه هاي فرهنگي را مؤثرترين عامل در پيشگيري از تشكيل گروه هاي منحرف اخلاقي دانست و تأكيد كرد: كار فرهنگي بهتر از مجازات كردن است و مجازات موقعي سودمند است كه اصلاح فرهنگي صورت بگيرد. اگر كسي مجازات شود و خود را بيگناه بداند سودمندي آن مجازات حاصل نشده و شايد اثر آن مجازات مخرب تر از خود عمل باشد.بنابراين اولاً قوه قضاييه نمي تواند عملي را كه به عنوان عمل مجرمانه در قانون تعريف نشده مورد برخورد قرار دهد. دوم اين كه در مفاد قانون مي شود تمهيداتي مناسب كه اصلاح مجرمان را هم در بر دارد و فرهنگي نيز باشد، پيش بيني كرد.وي خاطرنشان كرد: اگر تشكيل چنين گروه هايي عفت عمومي را جريحه دار كند، قابل مجازات مي باشد. چرا كه ممكن است خيلي گروه ها تشكيل شوند، ولي ضرري براي جامعه نداشته باشند لذا بايد ديد اين گروه چه مسأله اي را دنبال مي كند كه در صورت جريحه دار كردن عفت عمومي و امنيت عمومي، با آنها برخورد شود.
گروه حوادث: متهمي كه سال 82 يك جوان دوچرخه سوار را با ضربات چاقو از پاي درآورده بود، وقتي در برابر هيأت قضايي ايستاد با قبول اتهام وارده از اولياي دم تقاضاي عفو و بخشش كرد.
اين حادثه عصر روز بيست و هفتم مردادماه سال 82 در خيابان ستارخان رخ داد و در جريان آن يك جوان 18 ساله به نام "ايمان" بر اثر اصابت چهار ضربه چاقو از پاي در آمد.
به گزارش خبرنگار ما؛ با گزارش يك فقره درگيري منجر به ضرب و جرح در خيابان ستارخان به مأموران گشت پليس 110، و تأييد خبر از سوي گشت پليس، دقايقي بعد بازپرس كشيك ويژه قتل دادسراي جنايي تهران به همراه اكيپي از مأموران دايره دهم پليس آگاهي و تيم پزشكي قانوني براي انجام تحقيقات در محل حاضر شدند.آنان پس از حضور در صحنه با جسد جوان 18 ساله اي به نام ايمان مواجه شدند كه در درگيري با يكي از هم محله اي هاي خود به نام "محمد" با ضربات چاقو به قتل رسيده بود.
به دستور بازپرس پرونده، ضارب دستگير و پس از انتقال به اداره آگاهي و دادسراي جنايي تحت بازجويي قرار گرفت.
متهم در همان مراحل اوليه بازجويي به جرم خود اعتراف و انگيزه اش را بد راندن دوچرخه از سوي مقتول عنوان كرد.
با تكميل تحقيقات مقدماتي پرونده متهم براي رسيدگي به دادگاه اطفال انتقال يافت.
"محمد" سال گذشته در دادگاه اطفال محاكمه و به 5 سال حبس و پرداخت ديه محكوم شد. اما رأي صادره از سوي ديوان عالي كشور به علت عدم صلاحيت دادگاه مذكور نقض شده و پرونده اين جوان براي رسيدگي به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد.
دومين جلسه محاكمه متهم صبح روز سه شنبه هجدهم ماه جاري در شعبه 71 و به رياست قاضي عزيزمحمدي و چهار قاضي مستشار اين دادگاه در حالي برگزار شد كه نماينده دادستان اتهام وارده عليه متهم را محرز دانست و براي وي اشد مجازات را خواستار شد.
در ادامه جلسه متهم ضمن قبول اتهام وارده در خصوص چگونگي ارتكاب جنايت و انگيزه خود گفت: بعد از ظهر روز بيست و هفتم مردادماه سال 82 بود كه جهت ملاقات دوستم از منزل خارج شدم. وارد خيابان ستارخان كه شدم ناگهان ديدم شخصي با سرعت تمام با دوچرخه جلويم پيچيد. وقتي اعتراض كردم. ناراحت شد و حرفهاي بي ربط زد.
همين موضوع باعث درگيري بين ما شد. با مشت و لگد چند ضربه به من زد. من نيز به خانه ام كه در همان نزديكي بود رفتم و چاقويي از آشپزخانه برداشتم و برگشتم، اما قبل از خروج از منزل، پدرم متوجه شد، سعي داشت چاقو را از دستم بگيرد. حتي پيراهنم را پاره كرد. اما من موفق به فرار شدم، در حالي كه پدرم دنبالم بود به ايمان رسيدم كه هنوز سر خيابان با دوچرخه اش ايستاده بود. ديگر در حالت عادي قرار نداشتم، با چاقو به او حمله كردم وقتي به خودم آمدم ديدم چاقويم خوني است.
متهم در آخرين دفاع از خود ضمن ابراز پشيماني عاجزانه از اولياي دم و قضات دادگاه خواست تا او را مورد عفو و بخشش قرار دهند.
نخستين جلسه دادگاه متهمان به شهادت رساندن دو مأمور نيروي انتظامي شهرستان بافق در استان يزد، به طور علني برگزار شد.
به گزارش ايسنا، متهمان اين پرونده در دوم مهر ماه امسال قصد حمل حدود 636 كيلوگرم مواد مخدر با استفاده از يك دستگاه خودرو زانتيا در محور بافق را داشتند كه در تعقيب و گريز با مأموران، دو نفر از مأموران را شهيد و دو نفر را نيز مجروح كردند و سپس با خودروي نيروي انتظامي متواري شدند. اين افراد با تلاش مأموران در مخفيگاهي در يكي از شهرستانهاي كشور دستگير شدند و اولين جلسه محاكمه آنها به طور علني برگزار شد. در ابتداي جلسه دادگاه، كيفرخواست توسط نماينده دادستان قرائت شد و پس از آن متهم رديف اول با قرار گرفتن در جايگاه متهمان، قتل مأموران انتظامي را انكار و خود را يك جاده صاف كن معرفي كرد. سپس متهمان رديف دوم و سوم هم به تشريح جزييات اين حادثه پرداختند. ادامه دادگاه رسيدگي به اتهامات متهمان اين پرونده به جلسه بعد موكول شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- سانحه رانندگي در محور اصفهان 10 كشته داشت
برخورد يك دستگاه خودروي "پژو" و يك دستگاه "پرايد" در كيلومتر 50 جاده اصفهان به تهران 10 نفر كشته و يك نفر مصدوم بر جاي گذاشت.به گزارش مركز اطلاع رساني فرماندهي انتظامي استان اصفهان، سانحه ياد شده روز سه شنبه در حوالي روستاي "ونداده" روي داد.دراين حادثه پنج سرنشين سواري پرايد و پنج نفر از سرنشينان پژو در صحنه تصادف جان دادند و يك نفر از سرنشينان پژو مصدوم شد.علت بروز اين حادثه رانندگي از سوي پليس راه در دست بررسي است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- درخواست طلاق به خاطر ازدواج مجدد همسر
زني به دادگاه خانواده مراجعه و به خاطر ازدواج مجدد همسرش تقاضاي طلاق كرد. به گزارش ايسنا، اين زن در دادگاه گفت: يك سال بعد از فوت پدر و مادرم، قرار بود ماه آينده ازدواج كنيم و تمام كارهايمان را انجام داده بوديم كه ناگهان همسرم گم شد. به خانه شان كه رفتم، پدر و مادرش گفتند يك هفته است كه منزل نيامده؛ با تلفن همراهش تماس گرفتم و گفتند واگذار شده؛ از آن كسي كه تلفن را خريده بود آدرس فروشنده را پرسيدم، هنگامي كه به آدرس مراجعه كردم، فهميدم همسرم با زن ديگري ازدواج كرده، در حالي كه من و او به عقد هم در آمده بوديم؛ علاوه بر اين 70 ميليون از ارثيه اي كه به من رسيده بود را به او داده بودم تا با آن كار كند. وي از دادگاه، طلاق و اخذ مهريه و پولي كه به همسرش داده بود را تقاضا كرد. دادگاه در پي اظهارات زن اعلام كرد: با توجه به ازدواج مجدد همسر اين زن، تقاضاي طلاق قبول مي شود و مي تواند مهريه اش را مطالبه كند، اما درخصوص پولي كه به همسرش به صورت امانت داده است، بايد مدركي به دادگاه ارايه شود تا صدق اين مطلب مشخص شود، در غير اين صورت نمي توان زوج را در اين زمينه متهم كرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پزشك كلاهبردار 7 سال زنداني شد
فردي كه با معرفي خود به عنوان پزشك از مردم كلاهبرداري
مي كرد به هفت سال حبس و رد مال و جزاي نقدي محكوم شد.
به گزارش ايسنا،"اصغر" كه در تاريخ 16/8/80 به اتهام چندين فقره كلاهبرداري، اقدام به ربودن افراد و داشتن روابط نامشروع بازداشت شده بود، از سوي شعبه 1029 دادگاه عمومي- جزايي تهران محكوم به هفت سال حبس، رد مال و جزاي نقدي شد.
حكم صادره بعد از تجديدنظرخواهي به علت عدم وجود نقض دادنامه مورد تأييد قرار گرفت. براساس اين گزارش ، متهم اين پرونده با اسامي مستعار در چند بيمارستان تهران و رشت اقدام به كلاهبرداري از افراد كرده است. "اصغر" كه بر حسب اظهاراتش در دادگاه، دانشجوي اخراجي است ، متهم است با تشكيل باند كلاهبرداري و رهبري تعدادي از افراد با عناوين مختلف در بيمارستانهاي تهران و رشت با پوشيدن لباس سفيد و همدستي برخي از متهمان اقدام به كلاهبرداري از افراد مي كرد. بر مبناي محتويات پرونده، براي متهم پرونده در مورد اتهام آدم ربايي با توجه به اينكه عمل انتسابي محقق نشده و طبق قانون اقدام به ربودن قبل از تحقق جرم تلقي نمي شود، حكم برائت صادر شده و علاوه بر اين در مورد اتهام داشتن روابط نامشروع نيز با توجه به انكار متهم و عدم اثبات اتهام انتسابي ، قرار منع تعقيب صادر شد. اين پرونده در شعبه 1029 دادگاه عمومي- جزايي تهران مورد بررسي قرار گرفته و هفته گذشته متهم اين پرونده در مورد اتهام كلاهبرداري به هفت سال حبس، رد مال و پرداخت جزاي نقدي محكوم و پرونده براي اجراي حكم به دادسراي خارك منتقل شد. رأي صادره به متهم در زندان اوين ابلاغ شده است. همچنين بر اساس حكم صادره، متهم موظف است مبلغ 9 ميليارد و 600 ميليون ريال را بابت رد مال و معادل همين مبلغ را به عنوان جزاي نقدي پرداخت كند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تولد بزغاله بدون سر در قشم
در يك پديده نادر، بزغاله اي بدون سر در يك واحد دامداري در جزيره قشم متولد شد.يكي از دامداران جزيره قشم به ايرنا، گفت: اين بزغاله كه 20 روز قبل از موعد متولد شد، تا 10 دقيقه پس از تولد زنده بود.بزغاله كه به طور طبيعي متولد شـده از نظـر جسمي داراي دست و پاي كامل و گوشهاي آن نيز تكميل بود.
"امين درا" سرپرست شبكه دامپزشكي شهرستان قشم، علت تولد اين بزغاله بدون سر را ناشي از عوامل ژنتيكي عنوان كرد.