خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   دوشنبه 15اسفند ماه 1384
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 دوربين   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 ديدگاه   
 ضربان   
 ايرانسرا   
 فرهنگی   
 مردم   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ هنر ]


گفت و گو با هادي كاظمي، بازيگر نقش "دو برره" ؛با گرد نخود زندگي مي كردم!

مصطفي مستور:سينماي ملي، مي تواند به جهاني شدن ادبيات ايران كمك كند

بدترينهاي سينماي هاليوود معرفي شدند ؛ بفرماييد تمشك طلايي!

نمايش مجسمه هاي 30 سانتيمتري در تهران ؛
     نخستين نمايشگاه مجسمه هاي كوچك ايران برپا مي شود

تركيب هيأت مديره مركز ملي تئاتر ايران مشخص شد

كريم رجب زاده: نبود كانال پخش مناسب كتاب شاعران را آسيب پذير مي كند

عصار، سرود ايران در جام جهاني فوتبال را مي خواند

آتيلا پسياني در گفتگو با قدس:"تيغ و ماه" يك كار متفاوت است

روزهاي پايان سال در تئاتر شهر

و در اين نزديكي...



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گفت و گو با هادي كاظمي، بازيگر نقش "دو برره" ؛با گرد نخود زندگي مي كردم!

٭ مليحه پژمان
هادي كاظمي متولد 1355 و دانش آموخته بازيگري از دانشگاه آزاد اسلامي است. صحنه تئاتر، اولين مكاني بود كه او به عنوان يك بازيگر آن را شناخت؛ اما كم كم جلوي دوربين هم ظاهر شد. در مجموعه طنز نوروز 76 اولين تجربه بازيگري اش را پشت سر گذاشت و پس از آن در مجموعه طنز "شبهاي برره" در نقش "نظام دو برره" ظاهر شد. فرصتي دست داد تا در يك گپ خودماني از حال و هواي شبهاي برره بگويد. شايد براي شما هم جالب باشد كه حرفهاي او را بخوانيد.





شما با تئاتر كار بازيگري را شروع كرديد، در اين باره بگوييد.
شروع كارم به سال 71- 70 بر مي گردد و حدود چهار سالي صرفاً تمرين بازيگري مي كردم. اولين تئاتر حرفه اي ام را در سال 74 بازي كردم كه "همراهان" نام داشت و پس از آن پي در پي كار تئاتر را دنبال كردم.

تئاتر حال و هواي خاصي دارد، در اين باره بگوييد.
تئاتر يك هنر پايه محسوب مي شود و به حكم زنده بودن و همنفسي با تماشاگرش، تفاوت زيادي با تلويزيون و سينما دارد. اگر بخواهيم از همه اين تفاوتها صحبت كنيم چندين كتاب خواهد شد. مثلاً در تئاتر عامل اصلي درام با حضور بازيگر است كه شكل مي گيرد، اما در خيلي از فيلمهاي سينمايي و تلويزيوني مي بينيم كه اگر بازيگر نباشد، باز هم درام وجود دارد. ديگر اينكه تماشاگر در تئاتر فرصت دارد كه به همه بازيگران نگاه كند و قدرت انتخاب داشته باشد و در واقع كارگردان تلويزيوني تئاتر خود تماشاگر است. بازيگر تئاتر بايد آن قدر قدرت داشته باشد تا نقطه ديدي ترسيم كند كه به چشم تماشاگر بيايد كه اين در تلويزيون و سينما غيرممكن است.
در سينما و تلويزيون تماشاگر محكوم است آنچه كه كارگردان ساخته و براي قاب بندي كرده، ببيند. به عقيده من درام تئاتر يك حادثه واقعي است، اما در تلويزيون و سينما كادر دوربين بسيار دروغگو است.

چطور درگير كارهاي تلويزيوني شديد؟
با اين كه عقيده دارم تئاتر قداست زيادي دارد، اما هنري ميراست؛ يعني وقتي كه اجرا شد، از بين مي رود، اما اين اتفاق در سينما و تلويزيون نمي افتد. به نظرم تئاتر خيلي مظلوم است و من به همين علت خيلي دوستش دارم. اما اين كه چرا وارد كارهاي تلويزيوني شدم، به اين دليل است كه دوست ندارم فقط در يك زمينه كار كنم و دوست دارم زمينه هاي ديگر را هم تجربه كنم. در ضمن تئاتر در ايران به لحاظ مادي و مالي خيلي حمايت نمي شود. ما هم نياز داريم كه به لحاظ مادي تأمين باشيم كه تئاتر در قبال اين بحث جوابگو نيست. دوست دارم اين مطلب را حتماً بنويسيد كه من در حال حاضر يك سال است كه نقشي در يك تئاتر ايفا كرده ام كه هنوز پولي بابت آن به من نداده اند. بعضي از دوستانم مي گويند من تئاتر را به تلويزيون فروخته ام! اما من مي گويم اگر فروخته ام به اين دليل است كه من از نظر اقتصادي تأمين نيستم. دوست دارم اين مطلب را با تيتر درشت بنويسيد. چون خيلي ها حل شدن اين مشكلات را در تغيير مديريتها مي بينند. نكته ديگر اينكه تئاتر مخاطب زيادي ندارد، اما تلويزيون قدرت ارتباط بيشتري را با بينندگان به بازيگر مي دهد. مثلاً همين كار "شبهاي برره" را حتي مردم در دورترين نقاط ايران هم مي ديدند.

حالا چرا كار تلويزيوني را با طنز شروع كرديد و چطور با آقاي مديري آشنا شديد؟
اولين برنامه را سال 76 با داريوش كاردان كار كردم و آشنايي ام با آقاي مديري بر مي گردد به اين كه من بازيگرم و بازيگر بايد قابليت ايفاي هر نوع نقشي را داشته باشد.
هم كار طنز و هم كار جدي. خودم دوست ندارم محدود باشم. البته بعضي از كارهايم را هم به ناچار قبول كردم. اما "شبهاي برره" را خيلي دوست داشتم. از كار آقاي مديري خيلي راضي ام. گروهي كه همراه آقاي مديري بودند سالهاست كه با هم كار مي كنند و من مثل اين گروه را هرگز نديده ام.

"دو برره" حركات و رفتار خاصي داشت، شما خودتان خالق اين شخصيت بوديد يا اينكه در متن اين ويژگي ها براي شما نوشته شده بود؟
كار روتين يكي از ويژگي هايش اين است كه در لحظه به وجود مي آيد و از اتفاقهاي لحظه اي شكل مي گيرد؛ چون ما آن قدر فرصت تمرين نداريم. مثلاً اگر من كار جدي تري بخواهم انجام بدهم فرصت بيشتري براي تمرين دارم، شايد حداقل يك ماه، اما در اين كار اصلاً فرصت تمرين نداشتيم. خيلي ها مي گويند بازيگران طنز برنامه هاي روتين بازيگري ضعيفي دارند كه من به هيچ وجه اين قضيه را قبول ندارم. چون هر كاري پيش توليد دارد و فرصتي براي تمرين كردن نقشها، اما در كارهاي روتين به اين شكل نيست. ما در اين كار كمتر از يك دقيقه فرصت داشتيم، و آن هم فقط فرصتي براي خواندن متن بود. قدرت بازيگر در اين برنامه ها ديده مي شود. اين كه در لحظه بتواند يك كار خوب خلق و فرصت خنديدن را براي بيننده ايجاد كند. نويسندگي اين كار هم چنان ساده نيست. در مورد نقش، من با آقاي مديري فقط 5 دقيقه صحبت مي كردم و ايشان در همان لحظات كوتاه كليدهاي خوبي به من دادند. در ضمن "دو برره" شخصيت ساده لوحي داشت و بايد آن را به اين شكل كار مي كردم.

"خورزو خان" چطور وارد داستان شد و چرا اين شخصيت مورد توجه شما بود؟
متني را دوستم حميد برزگر نوشته بود، به نام خورزو. در اولين قسمت كه شخصيت خورزو مطرح شد همه به اتفاق تصميم گرفتيم اين شخصيت را هم به نحوي به داستان ارتباط بدهيم كه در يكي از قسمتها، صحبتي بين طغرل و دو برره شد كه طغرل گفت "خورزو كدام كته كله اي است"! كه من گفتم: خورزو با اشرار جنگيده و بواي بواي سردار خان را كشته است كه به تدريج او به داستان وارد شد.

خورزو هم گرد نخود مي كشيده؟
شايد. به هر حال نكاتي كه در شخصيت او بوده مورد توجه دو برره است كه دوست داشت مثل او رفتار كند. به هر حال اين شخصيت خيالي بوده و سالها پيش مرده و دو برره با خيال او زندگي مي كند.

"كته كله" يعني چه؟
نمي دانم، از طغرل بپرسيد، شايد بهتر بداند!

چرا طغرل به شما زور مي گفت؟
ببينيد، دو برره آدم ساده اي است و اين تيپ شخصيت هميشه زور مي شنود، مگر اينكه زرنگي كند و گل بگيرد. دو برره با گرد نخود زندگي مي كند و هيچ وقت اصلاح نمي شود.
طغرل هم كاملاً از دو برره كفري شده و هميشه او را تير باران مي كند كه البته اثري هم ندارد!

طنز آقاي مديري متفاوت از كارگردانان ديگر است. اين جاذبه كاري از كجا نشأت گرفته است؟
ببينيد، هر كارگرداني سليقه خودش را دارد. سليقه آقاي مديري هم توجه به خواست مردم است. همه مردم با طنز او بسيار اخت شده اند و آقاي مديري هم با توجه به واكنش مردم در كارش تصميم بعدي اش را مي گيرد، اما نكته مهم اخلاقي ايشان هماهنگي با گروه است. مديري مغز فعال طنز است. به بازيگران اعتماد مي كند كه اين اعتماد در كارهايش خيلي جواب داده است.

و حرف آخر ...
همه مردم را دوست دارم و اميدوارم كاستي هاي كار ما را ببخشند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مصطفي مستور:سينماي ملي، مي تواند به جهاني شدن ادبيات ايران كمك كند

گروه هنر- سينماي ملي مي تواند ادبيات داستاني ما را به مخاطبان داخلي و حتي مخاطبان جهاني نيز معرفي و عرضه نمايد و به جهاني شدن ادبيات ايران كمك كند.




به گزارش ستاد خبري ششمين جشنواره فيلم و عكس خراسان رضوي، مصطفي مستور عضو هيأت داوري بخش فيلم، با بيان اين مطلب گفت: سينماي ملي مي تواند در يك تعامل مثبت به ادبيات ما كمك كند. به ويژه در سالهاي اخير كه ادبيات ما با مشكلاتي از لحاظ مخاطب و بازار نشر روبرو شده است، سينماي ملي مي تواند ادبيات داستاني ما را به مخاطبان داخلي و حتي مخاطبان جهاني نيز معرفي و عرضه نمايد. سينماي ايران تا حدي جهاني شده و جهانيان با سينماي ما آشنايي لازم را دارند، ولي در مقوله ادبيات و آثار ادبي ما، اين شناخت در نزد افكار عمومي بين المللي به اندازه سينماي ما وجود ندارد. بنابراين سينما و توليد فيلمهاي اقتباسي از آثار ادبي داخلي مي تواند به جهاني شدن ادبيات اين مرز و بوم كمك شاياني نمايد.
نويسنده كتابهايي چون "حكايات عشقي بي قاف، بي شين، بي نقطه"، "روي ماه خداوند را ببوس"، "استخوان خوك و دستهاي جذامي"، "من داناي كل هستم" و "عشق روي پياده رو" در ارتباط با معضل اصلي سينماي ملي ايران، بيان داشت: بسيار گفته مي شود معضل اصلي سينماي ما فيلمنامه است، ولي به اعتقاد من معضل اصلي، تعامل مناسب ميان سينما و ادبيات است. البته نبايد اين نكته را فراموش كرد كه بين سينما و ادبيات، تفاوت بنيادين وجود دارد. به عبارت ديگر مي توان گفت: وضوح شخصيتها، وقايع و فضاي داستان در ادبيات، مطلقاً به سطح وضوح تصاوير در سينما نيست. مخاطبان ادبيات، به واسطه مطالعه يك اثر ادبي خلق شده، مي توانند برداشتهاي متفاوت و متكثري از آن داشته باشند. يعني به تعداد خوانندگان يك داستان مفروض، شخصيتهاي داستان به گونه هاي متفاوتي در ذهن خوانندگان شكل مي گيرد. در صورتي كه در مديوم سينما، تماشاگران با يك تصوير واضح و روشن روبرو هستند. به طور خلاصه مي توان گفت: آثار ادبي كه وجه تصويري آنها بر وجه ادبي و ذهني داستان غالب است، قابليت تبديل شدن به فيلمنامه اقتباسي را دارند. در كشور ما، متأسفانه پيوند ارگانيكي ميان داستان و سينما برقرار نشده است كه بخشي از آن به دليل تفاوت ماهوي ميان تصوير و كلمه است و بخش ديگر به دليل عدم وجود رمانهاي برجسته و خوب جهت اقتباسهاي سينمايي است.
مستور در ادامه با بيان نقش ادبيات داستاني در سينماي پيشروي اروپا و آمريكا متذكر شد: سينماي پيشروي اروپا و آمريكا، به شدت از ادبيات تغذيه مي كند و بخش عمده اي از فيلمهاي برجسته ساخته شده در طول تاريخ سينما، به نوعي اقتباس از آثار ادبي (رمان- نمايشنامه) بوده است. در صورتي كه در ايران، نمونه هاي موفق به واقع انگشت شمارند و جز تعداد محدودي آثار سينمايي چون گاو (داريوش مهرجويي)، شازده احتجاب (بهمن فرمان آرا) و تا حدي داش آكل (مسعود كيميايي)، اغلب كوششهايي كه جهت اقتباس از آثار ادبي در ايران صورت پذيرفته، موفق نبوده است.
نويسنده فيلمنامه "چهار عكس از سوسن" در ادامه با اشاره به پارادوكس عجيبي كه در سينماي ايران وجود دارد، گفت: علي رغم اطلاع و اعلام همه اهالي، دست اندركاران و متوليان سينماي كشور، در زمينه وجود بحران فيلمنامه در سينماي ايران، متأسفانه تلاش بنيادين و اساسي براي رفع اين مشكل و زمينه چيني لازم جهت تبديل داستانهاي خوب به فيلمنامه ديده نمي شود. گويي به لحاظ تاريخي، هنوز ما در دوران ماقبل از تقسيم كار و پروسه كار گروهي و تيمي زندگي مي كنيم. با تأسف در سينماي ما اين گونه مرسوم شده است كه در پروسه توليد يك فيلم سينمايي، كارگردان، هم داستان اوليه را مي نويسد و هم داستان را به فيلمنامه تبديل مي كند و از طرف ديگر در مواردي وظايف طراحي صحنه، تدوين، طراحي لباس و ... را نيز علاوه بر كارگرداني به عهده مي گيرد؟ البته اين مشكل احتمالاً ريشه هاي عميق تري همانند بودجه و محاسبات اقتصادي موجود در پروسه توليد فيلم هم دارد؛ كه اوضاع را پيچيده و مبهم تر مي كند. در صورتي كه در سينماي ساير ملل، كارها به صورت كاملاً تخصصي پيگيري مي شود. در پروسه توليد يك فيلم به صورت اقتباس سينمايي در كشورهاي اروپايي و آمريكا، فردي رماني را نگاشته يا مي نگارد، ديگري به عنوان فيلمنامه نويس از اثر ادبي، يك فيلمنامه سينمايي اقتباس مي كند و معمولاً شخص ثالثي نيز وجود دارد كه به صورت تخصصي ديالوگهاي فيلمنامه را مي نويسد.
مصطفي مستور در پايان در جهت تعامل هر چه بهتر سينما و ادبيات ايران بيان داشت: جهت تعامل هر چه بهتر سينما و ادبيات در ايران، ابتدا بايد در مراحل مختلف تقسيم كار شده و در يك فرآيند تخصصي پروژه هاي توليد فيلم با اقتباس از آثار ادبي كه قابليت بيان به صورت بصري را دارند، انجام پذيرند. در صورتي كه سينماگران ما از داستانهاي متوسطي كه امروزه نوشته مي شوند، بهره برداري لازم و مناسب را انجام مي دهند. در آينده نزديك خواهند توانست تا حد زيادي معضلات كيفي و حتي اقتصادي سينماي كشور را ترميم كنند. زيرا فيلمنامه متوسط در دست يك كارگردان خوب مي تواند به يك اثر سينمايي قابل تأمل تبديل گردد، ولي فيلمنامه بد در دست كارگردان خيلي خوب هم نمي تواند، خود را از ورطه سقوط نجات دهد.
شايان ذكر است، ششمين جشنواره فيلم و عكس خراسان رضوي با نمايش 41 فيلم بخش مسابقه و برپايي نمايشگاه عكس، متشكل از 72 قطعه عكس راه يافته به بخش پاياني در دو قسمت آزاد و آيينها و باورهاي ديني از تاريخ 16 اسفندماه به مدت سه روز در محل تالار فردوسي جهاد دانشگاهي مشهد برگزار مي شود و در حاشيه اين جشنواره نيز جلسات نقد و بررسي و همچنين برگزاري كارگاه هاي آموزشي تخصصي، پذيراي علاقه مندان خواهد بود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بدترينهاي سينماي هاليوود معرفي شدند ؛ بفرماييد تمشك طلايي!

در بيست و ششمين دوره سالانه "جوايز تمشك طلايي" فيلم "عشق كثيف" كه فيلمنامه آن توسط "جني مك كارتي" به نگارش درآمده و خودش در آن بازي كرده است، بدترين فيلم سال 2005 معرفي شد.
خبرگزاري فرانسه گزارش داد كه اين فيلم سه جايزه تمشك طلايي را به عنوان بدترينها، از آن خود كرد.
"مك كارتي" بدترين بازيگر زن و "عشق كثيف" بدترين فيلمنامه و "جان اشر" همسر "مك كارتي" جايزه بدترين كارگردان را به خانه بردند. "هيدن كريستنسن" بازيگر آمريكايي به تمشك طلايي بدترين بازيگر نقش مكمل در "جنگهاي ستارگان: انتقام سيث قسمت سوم" دست يافت. "هيلتون" به تمشك طلايي بدترين بازيگر زن نقش مكمل در"خانه مومي" نايل شد و "فرزند ماسك" دنباله فيلم پرفروش سال 1994 كه "جيم كري" در آن بازي كرده بود، بدترين فيلم بازسازي شده معرفي شد.
"تام كروز" و "كيت هولمز" نامزد وي كسالت آورترين زوجهاي مجلات جنجال برانگيز معرفي شدند.
"نيكول كيدمن" همسر سابق "كروز" و "ويل فرل" تمشك طلايي بدترين زوج هنري سال 2005 را براي فيلم "مسحور" كه از روي يك فيلم تلويزيوني محصول سال 1960 ساخته شد، به دست آوردند. بنابراين گزارش هيچ يك از دريافت كنندگان اين جايزه براي دريافت جايزه خود كه گفته مي شود،چهار دلار و 97 سنت است در مراسم شنبه شب لس آنجلس حاضر نشدند.
بدترينهاي هاليوود را كه "بنياد تمشك طلايي" معرفي مي كند، با رأي 750 دست اندركار حرفه اي سينما، روزنامه نگار سينمايي از 41 ايالت آمريكا و 15 كشور انتخاب مي شوند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نمايش مجسمه هاي 30 سانتيمتري در تهران ؛
نخستين نمايشگاه مجسمه هاي كوچك ايران برپا مي شود


نخستين نمايشگاه مجسمه هاي كوچك ايران، در تهران برگزار مي شود. به گزارش ايسنا، اين نمايشگاه پنج روزه، 17 اسفندماه جاري در



نگارخانه مميز خانه هنرمندان ايران، برپا شده و پيش درآمد نمايشگاه بزرگ مجسمه هاي كوچك به شمار مي رود كه قرار است ازسوي انجمن مجسمه سازان ايران تا پايان بهار سال آينده در تهران برگزار شود.
در اين نمايشگاه 50 اثر با حداكثر اندازه 30 سانتيمتر ارتفاع ارايه مي شود. انجمن مجسمه سازان ايران، متولي برپايي اين نمايشگاه، همچنين براي فعال نگهداشتن اعضا تا دور آينده دوسالانه مجسمه تهران، نمايشگاههايي را تدارك ديده است.
خردادماه سال 85 گالري تهران و شهريورماه نيز، بار ديگر خانه هنرمندان ايران ميزبان آثار هنرمندان مجسمه ساز خواهد بود.
برگزاركنندگان، نمايشگاه بزرگ مجسمه هاي كوچك را نمايشگاه بين بينالي مي دانند كه فراخوان آن بعد از عيد نوروز اعلام خواهد شد. نگارخانه هاي مؤسسه صبا نيز مكان احتمالي برپايي اين نمايشگاه است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
تركيب هيأت مديره مركز ملي تئاتر ايران مشخص شد

تركيب هيأت مديره مركز ملي تئاتر ايران (آي تي آي) در نشست مجمع عمومي اين تشكل مشخص شد.نشست مجمع عمومي آي تي آي با حضور اعضا در سالن اصلي مجموعه تئاترشهر برپا شد.به گزاش ايرنا از خانه تئاتر، "قطب الدين صادقي"، "بهزاد فراهاني"، "فرشيد ابراهيميان"، "ناصح كامكاري"، "ديدار رزاقي"، "كمال الدين شفيعي"، "بيژن نوذري"، "عباس شادروان"، "مسعود موسوي" و "عباس جهانگيريان" به عنوان هيأت مديره مركز ملي تئاتر ايران انتخاب شدند.مجمع عمومي همچنين "فرحناز اصغري" و "بابك والي" را به عنوان بازرس و "عليرضا دريابيگي"، "حميد ليقواني" و "ياسر نيك صفت" را به عنوان اعضاي علي البدل هيأت مديره تعيين كردند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
كريم رجب زاده: نبود كانال پخش مناسب كتاب شاعران را آسيب پذير مي كند

وجود نداشتن كانال پخش مناسب براي كتابهاي شعر، شاعران را آسيب پذير مي كند. كريم رجب زاده در گفتگو با ايسنا با بيان اين كه



مسأله، مسأله ناشر است؛ و گرنه كار هميشه وجود دارد، درباره آثار جديدش گفت: مجموعه شعر "موهايت را كنار بزن" مجموعه اي عاشقانه است. در طول شاعري ام هرگز شعرهاي عاشقانه نسروده بودم، زيرا در مقطعي از تاريخ وقتي چشم باز كرده و خود را شناختم، جرياني در سياهكل رخ داده بود كه باعث شد ذهن ما سياسي زده شود. همچنين در دهه هاي 40 و 50 عاشقانه نويسي جرم محسوب مي شد، براي همين در خطي افتاديم كه سعي كرديم شعر سياسي بنويسيم.
وي افزود: دو سال اخير با خودم گفتم مگر عاشقانه نويسي چه اشكالي دارد؟ براي همين اين دفتر صرفاً شعر عاشقانه در قالب سپيد است كه تجربه اي در عاشقانه نويسي براي من بود كه توسط نشر قو منتشر خواهد شد. رجب زاده درباره مجموعه "چشمان آبي عشق" عنوان كرد: اين مجموعه شعر كه 15 سال روي آن كار كرده ام، مجموعه اي درباره ميرزا كوچك خان جنگلي است كه اخيراً آن را براي چاپ به بنياد نهضت داده ام. او در پايان خاطرنشان كرد: برخي دوستان با هزينه شخصي اثر را چاپ مي كنند، ولي كانال پخش نيست و اين مسأله شاعران را آسيب پذير مي كند، مخصوصاً كه ناشران عنايت چنداني به شعر ندارند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
عصار، سرود ايران در جام جهاني فوتبال را مي خواند

بعد از رايزنيهاي فدراسيون فوتبال در مورد تعيين نوع موسيقي و خواننده سرود ايران (ويژه جام جهاني فوتبال) "عليرضا عصار" به عنوان خواننده اين اثر تعيين شد.به گزارش "مهر"، مدير برنامه گروه موسيقي عصار با اعلام اين مطلب گفت: ما قرارداد تهيه و توليد سرود ايران ويژه جام جهاني فوتبال آلمان را با شركت ايران خودرو به عنوان اسپانسر تيم ملي فوتبال ايران امضا كرديم.
حبيب صبور در ادامه گفت: قرارداد ما فعلاً ارايه اثر موسيقايي با كلام و به صورت سي دي است و هنوز مذاكره اي در مورد اجراي زنده اثر انجام نداده ايم.گفتني است قبلاً مسؤول فرهنگي فدراسيون فوتبال اولويت اين سازمان را براي اجراي سرود، استاد محمد رضا شجريان اعلام كرده بود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آتيلا پسياني در گفتگو با قدس:"تيغ و ماه" يك كار متفاوت است

گروه هنر- نصيري: نمايش بي كلام "تيغ و ماه"، نوشته، طرح و كارگرداني "آتيلا پسياني" با بازي "خسرو پسياني" و "آتيلا پسياني" با



شيوه اي متفاوت از نيمه فروردين در تالار چهار سو مجموعه تئاتر شهر به روي صحنه خواهد رفت. پسياني درباره شيوه اجراي نمايش خود به خبرنگارما گفت: در اين اجرا سعي شده تا جايگاه تماشاگران در طول تالار چهارسو و در دو طرف آن قرار داده شود و اجرا در ميان آنها انجام شود و به صورت ارتباط مستقيم و با مشاركت مخاطب در نمايش است. ضمن اينكه قرار است همزمان با اجراي اين نمايش، نمايشگاه عكسي از آثار عكاسان نمايش (حميد جبلي، حسين محب اهري، غوغا بيات، مونا سرتوه، سيامك زمردي، شكوفه هاشميان) در سالن انتظار چهار سو برپا شود.
روابط عمومي تئاتر شهر، ساير اعضاي گروه(تئاتر بازي) را بدين شرح اعلام كرد: گروه كارگرداني: فاطمه نقوي، سحر دولتشاهي، ستاره پسياني- طراح صدا: نيما بانك- ساخت فيلم: پوريا آذربايجاني. "تيغ و ماه" از نيمه دوم فروردين تا پايان نيمه اول ارديبهشت از ساعت 8 بعدازظهر به مدت 50 دقيقه در تالار چهارسو به روي صحنه مي رود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
روزهاي پايان سال در تئاتر شهر

گروه هنر- نصيري: مجموعه تئاتر شهر فعاليتهاي خود را در اسفند ماه 84 از يكشنبه با اجراي 9 نمايش ادامه مي دهد. به گزارش روابط عمومي مجموعه تئاتر شهر "عادل ها" به كارگرداني "دكتر قطب الدين صادقي" (نويسنده آلبركامو) همچنان با بازي كاظم هژير آزاد،



شمسي صادقي، جاويد صحنه، اميد يل ارجمند و... در تالار اصلي اجرا مي شود."ملكه جنيان" به نويسندگي "هادي حوري" و كارگرداني "امير دژاكام" در تالار چهارسو با بازي حسين محب اهري، اردلان شجاع كاوه، امير ابراهيمي، ناديا فرجي و... در حال اجراست و "در سايه سار سوگ سكوت" نوشته "ميلاد اكبرنژاد" به كارگرداني "سپيده نظري پور" در تالار سايه به روي صحنه مي رود. "خداوند يحيي را در جليل مي خواند" به نويسندگي و كارگرداني "سعيد شاپوري" در نوبت دوم تالار سايه، "كابوس سرخ" نوشته مليحه مرادي جعفري و كارگرداني "مصطفي عبدالهي" در تالار قشقايي، "روزهايي كه به يادت گذشت" نوشته وكار "سعيد شاپوري" و بازي شبنم مقدمي و سپيده پارسايي در تالار كوچك(2) و "محال هم ممكن است" نوشته و كار سيروس همتي در تالار كوچك، اجرا مي شوند. همچنين "حقيقت دارد تو را" نوشته ميلاد اكبرنژاد به كارگرداني مهدي مكاري در تالار نو و "آب مرا قصه كرد" نوشته سيد مهرداد ضيايي به كارگرداني عباس غفاري در كارگاه نمايش، ديگر كارهايي هستند كه به روي صحنه خواهند رفت.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
و در اين نزديكي...

خورشيد
بتاب اي همه خورشيد در شبي كه منم
كه عرضه مي شود از عشق مطلبي كه منم
براي قهر تو رگهاي گردنم كافي است
بيا بزن و بگو "نحن اقربي" كه منم
تو سر به نيزه ترين آفتاب تاريخي
و سربلندترين داغ، زينبي كه منم
به دست علقمه دف را شهيد خواهم كرد
به رسم رقص عطش رسم مذهبي كه منم
بچرخ تا بوزد باغ در مسير جنون




كه آب، تشنه شود در همان لبي كه منم
و آن حديث خداوند عاشقان كه تويي
و اين حكايت يا رب و يا ربي كه منم
به يال اسب تو حبل المتين گره خورده است
به ريسمان تو بسته است مركبي كه منم
الا مسيح من اي شمس كربلاي غزل!
بدم به طور خراساني بتي كه منم
حافظ ايماني

گلوي عشق
در جاري لحظه ها خدا پيچيده است
شمشير، گلوي عشق را بوسيده است
بر سينه زنان فرشته ها مي گويند
امروز سكينه داغ بابا ديده است
ميلاد عرفان پور- دانش آموز

تنها

اي دختر شاه عشق، تنهايي تو!
ديري است اسير دست تن هايي تو
از غربت شاعرانه ات فهميدم
مظلوم ترين شاعر دنيايي تو
محمد پران- 16 ساله

شعر عطشناك
مسلم كه رفت توصيه كردي حميده را
مرهم نهادي آن جگر داغ ديده را
بر زانوان خويش نشاندي و چون پدر
بوسيدي اشكهاي از آتش چكيده را
با واژه هاي سبز تسلا و دست مهر
ساحل شدي نگاه به طوفان رسيده را
اينك تو مي روي و من اما يتيم تر...
بايد ببينم آن سر در خون تپيده را!
فردا كسي به دختر تو رحم مي كند؟
آرام مي كنند مصيبت كشيده را؟
دستي بكش به روي سرم تشنه كام من
تا بو كنم طراوت سيبي نچيده را
بگذار قدري اشك بريزم به دامنت
شايد نشاند بوسه ات آشوب ديده را
ديگر سكينه تو سكوني ندارد، آه
سوزانده نوحه اش دل هر آفريده را
شعر من آتش است، عطشناك و ناتمام...
بايد به انتها ببرم اين قصيده را
پروانه نجاتي

نيمه پنهان
شكوفا شد ببين سرشاخه هاي آرزو در من
روان شد سمت دريا باز رود جستجو در من
دوباره شعله ور شد كوهه خاكستر سردم
شراري ناگهان انداخت شور هاي و هو در من
من اينجا مانده در حيراني و اسبي كه مي تازد
نمي دانم به دنبال كدامين سمت و سو در من
شبي در جنگل خواب من آتش زد كسي دستي
من ابراهيم در آتش، تجلي كرد او در من
صدايي در نهانگاه وجودم اين چنين پيچيد:
بيا گم كرده خود را بجو در من بجو در من
رضا نظري

هارموني
محيط صفحه ساعت، مدار عقربه ها
جهان كوچك حركت، سوار عقربه ها
سه عاشق از پي هم عمري است بي تابند
دقيقه، ثانيه، ساعت، سه تار عقربه ها
چهار قسمت ساعت، چهار فصل زمين
سه ماه قسمت اول بهار عقربه ها
قطار ساعت من، با دوازده واگن
سفر به عمق زمان از ديار عقربه ها
درون كوپه بيست و نهم زني تنهاست
زني چون آينه در استتار عقربه ها
صداي گريه آن زن به گوش مي آيد
صداي هق هق و سوت از قطار عقربه ها
جهان و عقربه با هم شباهتي دارند
شبيه ماه و ستاره است كار عقربه ها
درون واگن هشتم هوا مه آلود است
و مرد خرد شده زير بار عقربه ها
غزل به قسمت آخر رسيد سردم شد
ولي به سر نرسيد انتظار عقربه ها
كسي در آخر اين شعر بي تو مي گريد
درست پشت زمان بر مزار عقربه ها
هادي خوانساري

هق هق
خبر به دورترين نقطه جهان برسد
نخواست او به من خسته - بي گمان- برسد
شكنجه بيشتر از اين كه پيش چشم خودت
كسي كه سهم تو باشد به ديگران برسد
چه مي كني اگر او را كه خواستي يك عمر
به راحتي كسي از راه ناگهان برسد...
رها كني برود از دلت جدا بشود
به آنكه دوست ترش داشته، به آن برسد
رها كني بروند و دو تا پرنده شوند
خبر به دورترين نقطه جهان برسد
گلايه اي نكني بغض خويش را بخوري
كه هق هق تو مبادا به گوششان برسد
خدا كند كه... نه! نفرين نمي كنم... نكند
به او كه عاشق او بوده ام زيان برسد
خدا كند فقط اين عشق از سرم برود
خدا كند كه فقط زود آن زمان برسد
عبدالرضا كوهمال جهرمي


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


تبليغات
نظرسنجي

نظر شما در مورد نحوه عملكرد گروه ايراني در مسئله پرونده هسته اي ايران چيست؟

عضويت در خبرنامه روزنامه

با عضويت در اين بخش شما آخرين اخبار و تحليل هاي روز را در صندوق پستي خود دريافت خواهيد نمود

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar