---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مدير خبرگزاري مهر در گفت وگو با قدس : ما مثل چراغ خطريم گاهي سبز مي شويم گاهي قرمز
٭ مسعود بصيري ما مثل چراغ خطريم، گاهي زرد مي شويم گاهي سبز و گاهي قرمز. پرويز اسماعيلي، مدير خبرگزاري مهر، اين جمله را در مصاحبه خود با قدس بيان كرد، شايد اين يكي از بهترين جمله هايي باشد كه مي توان درباره رسانه و رابطه آن با دولت به كار برد. مصاحبه با اسماعيلي، مصاحبه يك خبرنگار با خبرنگار ديگر است؛ اگرچه او از حد يك خبرنگار عام گذشته و سالهاست مديريت اخبار را بر عهده دارد، ولي در هر صورت باز هم بايد به او به عنوان يك خبرنگار حرفه اي نگاه كرد. حرفهايي كه او درباره رسانه و خبر گفت، نگاه عميق و روشني به اين حرفه است؛ حرفه اي كه با همه شيرينيها و جذابيتهايش، سختيها و مشقتها و رنجهاي زيادي براي اصحاب آن در پي دارد.
آنچه در ادامه اين مقدمه كوتاه مي خوانيد، حرفهايي است كه بايد با ديد عميقتري به آن نگريست و مسؤولان فرهنگي كشور بهتر است اين دغدغه ها و نگرانيها را كه نگراني همه اصحاب رسانه و از آن مهمتر مخاطبان رسانه است، مورد توجه بيشتري قرار دهند. مصاحبه ما با پرويز اسماعيلي پيش روي شماست.
آقاي اسماعيلي، اين مصاحبه براي من ويژگي خاصي دارد و اين ويژگي به اين دليل است كه يك خبرنگار مي خواهد با خبرنگار ديگر مصاحبه كند. در واقع اين نوع مصاحبه ها يكي از مشكل ترين وجوه حرفه اي رسانه است. چون دو طرف در اكثر مواقع علاوه بر پاسخگويي، از يكديگر سؤال نيز مي كنند و اساساً ذات حرفه آنها اجازه نمي دهد به جز اين رفتار كنند. البته، نگاه من به شما بيش از يك خبرنگار به مفهوم عام است، هميشه مديران رسانه ها هم در نگاه عمومي يك تهيه كننده خبر محسوب شده اند. اما مصاحبه هميشه مصاحبه است و در نهايت خواننده از درون آن به دنبال پاسخ سؤالها و ابهامهاي خود مي گردد و صراحت در سؤال و پاسخ، مهمترين اصل يك مصاحبه را تشكيل مي دهد.
به هر صورت، بگذاريد اولين سؤال را به خودتان واگذار كنم و جواب اولين سؤال ذهني تان را از خود شما بخواهم. در بعد رسانه يا مسايل جاري روز؟
بگذاريد از رسانه شروع كنيم. در مورد وضعيت رسانه ها ما در 8 سال گذشته فراز و نشيبهايي را پشت سر گذاشتيم. دولت شعارهاي اصلي خود را در همين وادي مستقر كرده بود و از طرف ديگر عمده چالشهايي كه در عرصه سياست داشتيم، به نوعي با مقوله خبر، مطبوعات و رسانه ها پيوند زده شد. البته من در جايگاه قضاوت درباره خوب و بد بودن اين روند نيستم، ولي به هر حال در طول هشت سال گذشته حداقل شعار گسترش كمي و كيفي مطبوعات رشد داشت. ولي به نظرم از نظر كمي بيشتر تعداد نشريات منظور بود. در تعداد مخاطب حتي با افت نيز مواجه بوده ايم، به طوري كه فكر نمي كنم مجموع تيراژ همه روزنامه هاي ما به 3 ميليون برسد. اما از جهت كيفي در ابعادي هم مثل عكاسي خبري رشد خوبي داشتيم و به نوعي عكس خبري در ايران جايگاه بهتري يافت گرچه در همين قسمت هم باز تهديدي براي مطبوعات وجود دارد؛ بدين معنا كه چون اساساً خبر در كشور ما يك كالاي مجاني محسوب مي شود و خبرگزاريها هم به خاطر رقابتي كه با هم دارند عكسهاي خوبي را منتشر مي كنند، لذا روزنامه ها هم آرام آرام به اين سمت رفته اند كه عكاسان خود را مرخص كنند و به صورت رايگان از تصاوير خبرگزاريها استفاده كنند، لذا به نظر من، عكاسي خبري رشد كرده اما عكاسي مطبوعاتي افت داشته است؛ البته اگر در هر كدام از بخشهاي رسانه اي بخواهيم به صورت حرفه اي تحليل داشته باشيم، ما با يك سري رشد روبرو بوده ايم و با يك سري افول.
اخلاق رسانه را طي سالهاي اخير چگونه مي بينيد؟ در زمينه مسايل حرفه اي با ورود يك سري نيروهاي جوان و با انگيزه مواجه شديم كه اتفاقاً بسياري از آنها توانمندند، اما متأسفانه با زياد شدن افراد فعال خبري در حوزه هاي مختلف و ثابت ماندن حوزه هاي خبري، رقابت باعث شد كه اخلاق خبري و حرفه اي افت كند. بنابراين، من 8سال گذشته را 8 سال كاملاً منفي يا مثبت در فضاي رسانه اي كشور نمي دانم.
آيا فكر نمي كنيد بخش عمده اي از عدم افزايش اقبال مردم به رسانه هاي مكتوب، به دلايل سرعت انتشار اخبار و ظهور روز به روز رسانه هاي سايبر باشد؟ ظهور فضاي اطلاع رساني مجازي فاصله زماني انتقال خبر را به حداقل رسانده و با توجه به سايتهاي خبري زيادي كه روز به روز بر تعداد آنها افزوده مي شود، فاصله مخاطب با رويداد خيلي كم شده در حالي كه قبلاً بايد منتظر مي ماند تا مثلاً از اخبار فلان ساعت تلويزيون يا روزنامه اي كه يك روز بعد منتشر مي شود، خبر خود را پيگيري كند. اين يك حركت مثبت است، اما نكته اي كه مي خواهم به آن اشاره كنم فضاي جديدي است كه رسانه هاي مجازي ايجاد كرده اند كه مخالف خيلي از موازين حقوقي و قانوني است و ما را نيازمند تغييرات گسترده كرده است. ما اكنون با خبرگزاريها براساس قانون مطبوعات و مثل رسانه هاي مكتوب برخورد مي كنيم، در حالي كه در كشورهاي ديگر معمولاً قانون جامع رسانه ها را دارند كه در آن سطح برخورد و نوع برخورد و رويارويي هر رسانه با دولت، تعريف خاص خود را دارد. به نظر من، قانون مطبوعات بايد كاملتر شود و جايگاه رسانه ها، مدرن را در نظر بگيرد.
البته، رسانه هايي مثل وبلاگها و سايتهاي اينترنتي شخصي را هم نمي توان از نظر دور داشت. بله، ما الان علاوه بر اينكه ساختارهاي حقوقي به نام خبرگزاري يا سايتهاي اطلاع رساني داريم، سايتهايي نيز هستند كه با چند نفر و يك تفكر خاص كار مي كنند. در واقع، با ظهور رسانه هاي شخصي روبرو هستيم كه هرم و هندسه اطلاع رساني در كشور ما را مرتب از خود متأثر مي كنند و با توجه به اين كه در كشورما تحزب به شكل كامل برقرار نيست و رسانه ها به عنوان بخشي از نهادهاي مدني تفكرات سياسي خاص را تبعيت مي كنند كه تأثير زيادي بر فضاي سياسي نيز خواهد داشت.
به نظر شما اين براي جامعه اطلاع رساني ما يك تهديد است؟ ما نمي توانيم اين تحولات را تهديد بشماريم. به نظر من، نمي توان وجود اين سايتهاي شخصي را نفي كرد و جلوي موج آن را گرفت، راه درست اين است كه از اين امكانات و ابزاري كه هست به عنوان يك فرصت استفاده كنيم. به طور مثال، با توجه به رشدي كه وبلاگها طي چند سال اخير در كشور داشته اند و الان ما به رتبه سوم يا چهارم وبلاگ نويسي در سطح جهان رسيده ايم، در آينده با روند انتقال اطلاعات به صورت شخصي و دو به دو مواجهيم، لذا اين سيستم موجود مي تواند به افكار سنجي و كشف استعدادهاي جدي در جامعه كمك كند. امروز اگر يك دانشجوي نخبه در زمينه علمي واجد شرايط لازم باشد، نهادهايي وجود ندارند كه اين استعداد را پرورش دهند؛ اما اين دانشجو با وبلاگ نويسي و عرضه داشته هاي خود بر روي اينترنت، مي تواند دانش خود را عرضه كند و تفكرش را در معرض ديد عموم قرار دهد.
بگذاريد رويكرد دولت جديد و انتظارهاي رسانه ها از آن را مورد بررسي قرار دهيم. آيا شما قضاوتي نسبت به طرز حركت دولت در آينده داريد؟ دولت جديد تازه كار خود را آغاز كرده است و نمي توان قضاوت زودهنگام داشت، چون هنوز سياستهاي وزارت ارشاد و حتي مسؤولان جديد نيز به طور كامل مشخص نشده است، اما به هر حال در يك قضاوت عمومي و حرفه اي مي توان پيش بيني كرد راهي كه تاكنون مطبوعات طي كرده اند بسته نخواهد شد و دولت كنوني سعي خواهد كرد رويكرد هدايتي دولت و نظام را در عرصه رسانه فعالتر كند، نه اين كه از لحاظ كمي مانع انتشار مطبوعات با رويكردهاي مختلف شود. ضمن اين كه بايد توجه داشت ما نمي توانيم نگاه دولت به رسانه ها و مطبوعات را نگاه كل نظام بدانيم، چون مي دانيد كه در قوه قضائيه هم تغييرات اساسي نسبت به نوع مواجهه با جرايم مطبوعاتي در حال شكل گيري است و اين قوه نيز به عنوان بخشي از نظام مي تواند بر جريان مطبوعات تأثير داشته باشد. بنابراين، فكر مي كنم مسير رشد براي رسانه ها باز است، اما ضرورتي كه سر راه دولت است و بايد به آن توجه كند، قانونمند كردن اين فعاليتهاست. اكنون با سايتهاي زيادي مواجه ايم كه عملاً از لحاظ ساختاري شكل خبرگزاري ندارند، اما اين نام را براي خود برگزيده اند. به عبارتي، به نظر من توجه نكردن دولت طي 7-8 سال گذشته به ساختارهاي رسانه اي، اوج خسارتي بوده كه ساختارهاي رسانه اي ما با آن مواجه شده اند به عنوان مثال، وزير ارشاد گذشته خبرگزاري اي را افتتاح مي كرد كه هنوز مجوز فعاليت خود را از ارشاد نگرفته بود، بعد هم كه به وزير مي گفتيم پاسخ مي داد كه نمي دانستم مجوز ندارد. يعني به خاطر شعار حمايت از رسانه هاي غيردولتي و تخصصي اين قدر شتاب زده عمل مي كرديم كه اوضاع به اين شكل حركت مي كرد. يعني يك خبرگزاري با سرمايه هنگفت، 150 كارمند و سيستمهاي رايانه اي خاص شكل مي گرفت و در كنار آن هم يك خبرگزاري با دو سه نفر بدون مركزيت، باز هم اسم خبرگزاري داشت. در حالي كه ما اگر بخواهيم فني نگاه كنيم، حتي خبرگزاري اي مثل "مهر" را هم نمي توانيم خبرگزاري به معناي مصطلح در دنيا بدانيم. من قبول دارم كه ما خبرگزاري اينترنتي هستيم، به جهت اين كه در تعريف خبرگزاري معنا ندارد كه يك خبرگزاري فاقد تلكس باشد. اما در ايران فقط خبرگزاري جمهوري اسلامي و واحد مركزي خبر تلكس دارند،هر چند ممكن است به لحاظ حجم خبر هم از ديگران جلوتر باشيم.
در مورد خبرگزاريهاي تخصصي كه اين روزها تعداد آنها كم نيست هم همين نظر را داريد. من اصلاً اين را قبول ندارم. اگر به خبرگزاريهاي مطرح دنيا نگاه كنيد، آنها به هيچ وجه خبرها را تقسيم بندي نمي كنند. خبر، خبر است و بايد منتشر شود. ولي حتي خبرگزاري دولتي ما هم به خاطر اين كه دولت مي خواست درآمدزايي يا سوداگري هم از عرصه اطلاع رساني داشته باشد، خبرهاي خود را قسمت بندي كرد و خروجي علمي، ورزشي، فرهنگي و... درست كرد و براي هر كدام تعرفه گذاشت و فروخت؛ كاري كه در هيچ جاي دنيا سابقه ندارد. اكنون "بلومبرگ" با اين كه خبرهاي بسيار زيادي درحوزه اقتصاد دارد، باز هم اسم خود را آژانس خبري نگذاشته؛ بلكه خود را يك شبكه خبري مي داند. اما ما خبرگزاري اي داريم كه در روز 30 خبر در يك حوزه خاص مي دهد و اسم خود را هم گذاشته خبرگزاري. من خارج از ايران ابداً چنين چيزي را نديده ام. ما بايد تعريف داشته باشيم. خبرگزاري بايد استانداردهاي خاص و مجموعه يك شرايط معين را داشته باشد تا مجوز خبرگزاري بگيرد. امروز در غرب به كسي مجوز تأسيس خبرگزاري نمي دهند تا بعداً آن فرد شرايط خود را فراهم كند و مثلاً در يك زيرزمين با چند نفر فعاليت كند. بله، آنها دوره هاي آزمايشي خاصي دارند كه در چند مرحله كار مي كنند. وقتي مؤسسان به سطح استاندارد نسبي مشخصي رسيدند، مجوز فعاليت خود را دريافت مي كنند. ولي در كشور ما با توجه به سطح روابط افراد مختلف با وزارت ارشاد، اول مجوز مي دهيم بعد به آنها مهلت مي دهيم كه طي مدت خاصي رسانه خود را راه بيندازند. يعني از لحاظ ساختار حقوقي رسانه وجود دارد، ولي به لحاظ ساختار حقيقي وجود خارجي ندارد. اما از آن طرف با رسانه هايي مواجه هستيم كه ساختار حقيقي دارند و روزانه اخبار را منتشر مي كنند، اما هيچ ساختار قانوني و حقوقي ندارند، در حالي كه حتي اسم مدير مسؤول را نيز ذكر مي كنند و اتفاقاً مراجعه كننده زيادي نيز دارند. اين گرفتاري را متأسفانه در حوزه سياست هم شاهديم. بعضي ها به دليل رابطه و شهرتي كه دارند ظرف چند روز حزب تشكيل مي دهند، اساسنامه هيأت مديره و ... هم دارند ولي در مقابل، بعضي سالهاست در انتظار مجوز هستند. ما بايد اين گونه كارها را از سياست جدا كنيم و در كانالهاي حرفه اي و قانوني قرار دهيم. مثلاً به وضعيت تحصيل كرده هاي رشته هاي خبري نگاه كنيد. فردي مدرك اين رشته را هم دارد، اما من خودم ديده ام وقتي مي گويي يك خبر تنظيم كن، نمي تواند و حتي فرق تيتر، روتيتر و سوتيتر را هم نمي داند؛ اما از طرف ديگر كسي وجود دارد كه مدرك اين رشته را هم ندارد، ولي با 6 ماه كار در روزنامه و رسانه ها چنان خبر تهيه و تنظيم مي كند كه فردي با تحصيلات دانشگاهي به گرد او هم نمي رسد. البته اين عموميت ندارد، اما متأسفانه وجود دارد و اين به دليل تربيت نكردن نيروهاي متخصص است. در حوزه اخلاق حرفه اي هم بايد گفت اوضاع بهتر از اين نيست. در حال حاضر با كثرت رسانه ها و نظارتي كه در اين زمينه وجود ندارد، سرقت خبري در ايران بسيار زياد شده است و در حقيقت بحث مالكيت معنوي خبر كه يك مقوله معنوي و انديشه اي هست، كاملاً به هم ريخته است. اين كار باعث تزريق بي انگيزگي شديد در فضاي خبري كشور مي شود كه يك خبرنگار ديگر، به دنبال تهيه يا كشف يك خبر و گزارش خوب نرود، چون خبرنگار اين كار را انجام مي دهد و بلافاصله و بدون زحمت، خبر را به نام خودش منتشر مي كند. وقتي هم تذكر مي دهي جواب نمي دهند. چند وقت پيش سندي را در خصوص انرژي هسته اي از منبع خبر گرفتم و ترجمه كردم ومطمئن بودم كه اين خبر را به جز من كس ديگري ندارد. اما فردا يك رسانه خبر آن را از اول تا آخر با ادبياتي كه من ترجمه كرده بودم، به نام خبرنگار خود منتشر كرد. شما فكر مي كنيد چه احساسي به انسان دست مي دهد.
قانون مطبوعات ملزم كرده است كه انتشار خبر با ذكر منبع باشد. آيا واقعاً به اين قانون عمل مي شود؟ اگر ما از سرقت خبري شكايت كنيم، پيگيري خواهند كرد؟ ما به يك حوزه در قانون خيلي دقت مي كنيم و در همان قانون به حوزه ديگر كم توجهيم. خود قانونگذار وقتي به بندهاي مختلف قانون گزينشي نگاه مي كند، يك پارادوكس بزرگ را به وجود آورده است. بالاتر از اين، اگر مي خواهيد با رشد آگاهي مردم مواجه شويد، بايد اهرمهاي تشويقي و تنبيهي را هم لحاظ كنيد. تاكنون حمايتهاي دولت از رسانه ها كمي بوده است. شما چقدر تيراژ داريد؟ مثلاً فلان تعداد. خب، به همين ميزان هم به شما كمك مي كنيم. همين بوده كه امروز سوداگران بخش مسكن به بخش خبر، مطبوعات و نشر كتاب وارد شده اند. مجوز انتشار كتاب مي گيرند و سهميه كاغذ را در بازار آزاد مي فروشند. فلان فرد، روزنامه را با تيراژ 5 هزار در روز منتشر مي كند، ولي به ارشاد 150 هزار نسخه اعلام مي كند. كاغذ مي گيرد، چون مي خواهد سوداگري اقتصادي بكند؛ اصلاً هدفش اطلاع رساني نيست. به روزنامه اش هم نگاه مي كني، هيچ توليد حرفه اي و ژورناليستي ندارد. من حتي شنيدم روزنامه اي كلاً هشت نفر كارمند دارد. بعد هم حمايتي كه دولت از اين روزنامه مي كند، از روزنامه اي با تيراژ 50 هزار نسخه كمتر است. ما بايد هندسه رسانه اي خودمان را شخم بزنيم و آن را اصلاح كنيم. وزارت ارشاد مدتي آمايشي را تحت عنوان "نگرشها و رفتار ايرانيان" (نقل به مضمون) انجام داد و در آن نشان داده بود كه در زمينه هاي مختلف بين باور و رفتار ايرانيان تفاوت زيادي وجود دارد؛ مثلاً از جوانان در سن ازدواج سؤال شده بود مسأله مادي چند درصد از تفكرات شما را براي ازدواج تشكيل مي دهد؛ آنها هم گفته بودند 5/1 درصد، اما وقتي در رفتار هم تحقيق شده بود مشخص گرديد اين آمار 80 درصد است و بعد در دادگاهها هم مشخص شده بود 60 درصد از اختلافها در مسائل اقتصادي ريشه دارد. باورهاي جامعه ما به فضيلتها اهميت زيادي مي دهد، اما آيا در رفتار هم اين گونه است؟ نه! ما در بحث مطبوعات و اطلاع رساني هم با اين موضوع مواجه هستيم كه بايد مورد توجه و اصلاح قرار گيرد.
آقاي اسماعيلي، شخصاً فكر مي كنم دوره رسانه هاي مكتوب در حال پايان است، چون در دنياي امروز همه چيز به وسيله ارتباطات الكترونيكي، اينترنت،SMS و... منتشر مي شود. آيا اين صحبت را شما قبول داريد كه بايد نگاه تازه اي به مقوله خبر در كشورمان داشته باشيم؟ بله كاملاً قسمت آخر سؤال شما را قبول دارم؛ اما اين كه دوره رسانه هاي مكتوب در حال سپري شدن است را قبول ندارم. من در ديداري كه از روزنامه يوميوري ژاپن با تيراژ 13 ميليون نسخه داشتم، گزارشي را كه توسط مسؤولان آن ارايه شد، با دقت مطالعه كردم. مثلاً يادم هست تيراژ اين روزنامه در سال 1995، هفت ميليون بود ولي ظرف ده سال به 13 ميليون رسيده بود. در حالي كه طي اين 10 سال، قطعاً رسانه هاي الكترونيك بخصوص در ژاپن خيلي رشد كرده اند. لذا معتقدم روي اين مسأله بايد تحقيق بيشتري كرد كه آيا رسانه هاي نوين باعث كاهش اقبال رسانه هاي مكتوب مي شوند يانه.
به نظر شما چرا يوميوري با اين رشد تيراژ مواجه شده است؟ فكر مي كنم اين روزنامه به مسايل شهروندي توجه بيشتري داشته است و همه مسايل شهروندي هم به خبر برنمي گردد و مثلاً آگهي هم يكي از مقوله هاي مورد نياز قشر مطالعه كننده روزنامه است. مثلاً يوميوري شايد 60 درصد آگهي داشت. يا فايننشنال تايمز هم همين طور. يا حتي روزنامه همشهري هم روزانه بيش از 100 صفحه نيازمنديها چاپ مي كند. اگر واقعاً كار رسانه ها فقط خبر بود، من قبول دارم كه رسانه هاي مكتوب با افت شديدي مواجه مي شدند. ما الان با مخاطبي در كشور مواجهيم كه روزنامه را فقط براي صفحات آگهي آن مي خرد و تمام صفحات خبري را كنار مي گذارد.
بگذاريد كمي هم درباره خبرگزاري "مهر" صحبت كنيم. بايد اذعان كرد كه خبرگزاري شما در اصطلاح روز خيلي چپ و يا خيلي راست نيست؛ يعني اينكه مهر وابستگي خاصي به نيروهاي جبهه دوم خرداد يا راست سنتي ندارد، اما نمي توان گفت كه خط مشي آن خيلي هم ناپيداست. آيا شما فكر نمي كنيد به علت تمايلي كه به دولت جديد داريد، كمي از نگاه انتقادي خود به دولت كاسته ايد؟ به دليل آنكه بعد از روي كار آمدن دولت جديد و با توجه به اين كه خبرهاي آقاي احمدي نژاد خوب پوشش داده مي شود، خيلي ها شايد اين تلقي را داشته باشند كه "مهر" خبرگزاري دولت است؛ مثل زمان دولت آقاي خاتمي كه يك خبرگزاري، پايگاه اختصاصي خبري دولت شده بود و حتي با همه شعارهايي كه درباره رسانه ها داده مي شد، مسؤولان دولتي هم، همه بازديدهاي خود را به اين خبرگزاري منحصر كردند. حالا اگر "مهر" هم بخواهد چنين نقشي را براي دولت ايفا كند، من اين را هم به ضرر دولت مي دانم و هم به ضرر "مهر". ما نبايد به اين سمت برويم كه رانتهاي اطلاعاتي در كشور ظهور پيدا كند. اين، يك پديده خطرناك است. مگر از رانت سياسي كم لطمه ديديم. مگر از رانت اقتصادي كه اين همه فاصله طبقاتي را گسترش داد كم ديديم كه حالا با پديده رانت اطلاعاتي و خبري هم روبرو شويم. اين يك آسيب بزرگ است و خبرگزاري "مهر" اصلاً به دنبال اين نيست. ما حتي يك گفت وگو با دولت جديد در خصوص اين كه به طور ويژه داراي امتياز خاصي از ارتباط با دولت باشد، نداشته ايم. ما به دولت توصيه كرديم به رسانه هايي كه شناسنامه مشخص دارند، به صورت متوازن نگاه كند و اشتباه گذشته را تكرار نكند. اتفاقاً دولت بايد در اطلاع رساني خودش اينها را به رقابت بكشد. اما شايد يك منظور ديگر شما از سؤالتان اين بود كه آيا ما دولت را نقد مي كنيم يا نه؟ قطعاً اعلام مي كنم كه دولت آقاي احمدي نژاد در خبرگزاري "مهر" نقد خواهد شد؛ اما نقد منصفانه و مشفقانه كه رهبر معظم انقلاب هم فرمودند. به هر حال، مجموعه دولت از 20 هزار مدير تشكيل شده كه امور كشور را راهبري مي كنند. نمي توانيم نقش خطاي انساني و مديريتي را ناديده بگيريم. ضمن اينكه اين بسيار اشتباه است كه دولت آقاي احمدي نژاد را يك دولت ايده ال تصور كنيم. اگر كساني اكنون سعي مي كنند چنين مسايلي را در افكارعمومي مطرح كنند، به نظر من جفا مي كنند و ديدگاهي متحجرانه را به دولت تحميل مي كنند. قطعاً دولت جديد با خودش عصاي موسي را نياورده كه به مديران خود بدهد و هر مشكلي را با آن مواجه كنند. نه، دولت با يكسري معضلات و نابهنجاريهاي اقتصادي، اجتماعي، چالشهاي بين المللي و... مواجه است. اكنون بحث اين است كه آيا توان مديريتي دولت جديد مي تواند اين مشكلات را حل كند يا خير. خبرگزاري "مهر" به عنوان يك ناظر اگر احساس كند برنامه اي از دولت جديد نمي تواند مشكلي از جامعه را رفع كند، حتماً نسبت به آن اعلام خطر مي كند. ما مثل چراغ خطريم. در مسير حركت دولت به عنوان رسانه، گاهي چراغ چشمك زن زرد مي زنيم، گاهي چراغ قرمز مي شويم و گاهي هم سبز مي شويم. البته اگر دولت از اين تابلوهاي راهنما خوب استفاده كند.
درباره اخبار ويژه كه خبرگزاري "مهر" براي اولين بار آن را روي خط عمومي خود قرار داد، توضيح بدهيد. چرا اين اخبار را منتشر مي كنيد؟ ببينيد، اساساً من با عبارت خبر ويژه مخالفم. يعني شما در اطلاع رساني عمومي خود خط ويژه اي را قرار دهيد و به مخاطب عام خود بگوييد تو شايسته شنيدن خبر نيستي و آدمهاي بهتري بايد با اسم رمزي كه در اختيارشان قرار مي گيرد، به اين اخبار دسترسي داشته باشند. تقسيم بندي مخاطب زيبنده رسانه نيست؛ اما هر خبر و شايعه اي را هم نبايد منتشر كرد. براي اين كه من خودم اين پديده را بشكنم، اين كار را كردم. اولاً تعريف خبر ويژه را تغيير داده و گفتيم خبري كه داراي ويژگيهاي خاص باشد، آن خبر ويژه است. نه اين كه خبر ويژه خبر محرمانه و سري است، چون خبر سري را كه طبق قانون اصلاً نمي توانيم منتشر كنيم. الان رسانه هاي اينترنتي بدون نام و نشاني مشخص خبري را مي دهند كه اتفاقاً درست است و ما مي بينيم كه رسانه هاي قدرتمند ما به نقل از اين سايتها خبر منتشر مي كنند و اين باعث ناراحتي است، چون مي بينند مبادي كسب خبر آن قدر محدود است كه در اختيار عده اي خاص قرار دارد ولي از رسانه بزرگ دريغ مي شود. ما سعي كرديم تابوي خبر ويژه و انتشار خبر طبقه بندي شده را بشكنيم و مفهوم خبر ويژه را عوض كنيم. مثلاً در بحث انتخابات خبرهايي را كه سينه به سينه نقل مي شد، اين شبه اخبار را جمع آوري كرديم و گفتيم به هر حال اين خبرها در جامعه شايع شده است و از منابع خبري خواستيم نسبت به آنها واكنش نشان دهند و صحت و سقم آنها را مشخص كنند و فكر مي كنم اين كار به شفافيت اخبار و شايعات نقل شده كمك مي كند. در شرايط كنوني 30 تا 40 درصد اخبار از طريق شايعات منتشر مي شود. اگر جلوي اين آفت را نگيريم، ممكن است چند سال بعد اين ميزان به 70 ٪ برسد! بايد ضريب دقت و شفافيت اخبار را افزايش دهيم. اگر فضا غيرشفاف شد، خلأ ها به وجود مي آيند و امكان سوءاستفاده ها فراهم مي شود. در حالي كه كار رسانه اين است كه مسؤولان را در يك اتاق شيشه اي روبروي مردم قرار دهد. بعضي از مسؤولان و منابع خبري ما روي اين شيشه شفاف برچسب كدركننده مي كشند و از يك طرف نمي توانند واقعيتهاي اجتماعي را درست ببينند و از طرف ديگر اجازه نمي دهند رسانه ها و مردم آن را ببينند. وقتي اين گونه شد، فسادها و رانتهاي اقتصادي و سياسي افزايش مي يابد. اين به نفع مسؤولان است كه با شفافيت عمل كنند. خوشبختانه وزير ارشاد هم كه خود در مقوله خبر و رسانه بوده و اميدواريم، به سمت شفاف سازي اطلاع رساني برود.