---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نگاهي به فيلمهاي اكران شده در سال 84 ؛ آنچه گذشت ...
٭ مهدي نصيري فيلمهاي اكران شده در سال 84 آخرين روزهاي اكرانشان بر روي پرده سينماها را مي گذرانند و بزودي اكران ويژه نوروزي با چند فيلم آغاز خواهد شد و سينماي سال 1385 اولين آثارش را بر روي پرده سينما خواهد فرستاد. اما سينماي 84 چطور بود؟ چه فيلمهايي در اين سال به نمايش در آمدند؟ چگونه بودند؟ آيا سينماي 84 كه علاوه بر شنبه ها، سكانس صبحش را هم به مخاطبانش تخفيف داده بود توانست فروش خوبي داشته باشد؟ آيا مخاطبان اين فيلمها از آثار به نمايش در آمده راضي بودند؟ امسال چه تحول يا تغييري در آثار سينمايي كشورمان ديده مي شد؟ و ... به هر حال بايد سينماي 84 را فراموش كرد و به استقبال سينماي 1385 رفت. اما مرور كوتاه فيلمهاي به نمايش در آمده در سالي كه گذشت، دست كم خاطرات يك ساله سينماييمان را زنده مي كند:
بهار سال 1384 با دو فيلم "گل يخ" (كيومرث پوراحمد) كه يك ملودرام ضعيف داستاني است و كمدي داستاني "مجردها" (اصغر هاشمي) كه از چند روز آخر سال قبل بر روي پرده رفته بودند شروع شد و اگر "مجردها" با مدت طولاني اكرانش توانست فروش نسبتاً خوبي داشته باشد، "گل يخ" اما موفق به اين كار نشد. اما پس از مدتها سكوت و ركود در سينما "زن زيادي"، "جايي براي زندگي"، "شارلاتان" و "ازدواج صورتي" جزء اولين گروه از فيلمهايي بودند كه در سال 84 موفق شدند تماشاگران را به سينما بكشانند.
ازدواج صورتي، (منوچهر مصيري) حضور بازيگراني چون "خسرو شكيبايي"، "بهرام رادان"، "فاطمه گودرزي" و "چكامه چمن ماه" در اين فيلم كه سوژه جالبي هم داشت، توانست خيلي ها را براي رفتن به سينما وسوسه كند، اما فيلم در مجموع به فروش بالايي دست پيدا نكرد. "ازدواج صورتي" موضوعات نخ نما و دستمالي شده اي چون عشق، پول، فقر و ثروت و ... را محور كار قرار داده بود و به جز چند بخش كوتاه كميك و جذابيت سوژه اش، چيز ديگري براي جلب نظر مخاطب نداشت و به همين خاطر نتوانست موفقيت "دنيا" را براي كارگردانش تكرار كند.
زن زيادي (تهمينه ميلاني) اين فيلم مثل ديگر آثار ميلاني گرايش شديدي به دفاع يك طرفه از حقوق زنان دارد و باز هم يك ملودرام كاملاً زنانه/ خانوادگي است. زنانه، از آن جهت كه اين فيلم و آثار ديگر ميلاني، همواره درباره تأييد همه رفتارهاي قهرمانان و حتي شخصيتهاي فرعي زن فيلم هستند و هر مردي، چه قهرمان و چه ضد قهرمان، سرانجام در برابر زنها قرار مي گيرد و اين طبقه بندي جنسي به شكلي كاملاً برجسته در شخصيت پردازي و در نتيجه ساختار فيلمنامه هاي ميلاني هميشه ديده مي شود. "زن زيادي" مدت زيادي بر روي پرده بود و در ميان فيلمهاي بهار 84 خيلي خوب فروخت.
٭ جايي براي زندگي (محمد بزرگ نيا) يك ملودرام عاشقانه كه در جنوب كشور و در حاشيه جنگ عراق اتفاق مي افتد. اين فيلم اگر چه در تماميت اش تا اندازه اي به سمت ملودرام هاي عاشقانه گرايش پيدا مي كند، اما پايان باز آن پرسشهاي زيادي را درباره سبك و گونه اش مطرح مي سازد و حتي در حاشيه قرار گرفتن جنگ، آن را از بسياري از آثار مشابهش جدا مي كند.
شارلاتان (آرش معيريان) و سيماي زني در دور دست (علي مصفا) اين دو فيلم كه از لحاظ ساختار و محتوا با يكديگر متفاوتند، از ديگر آثار اكران بهار بودند كه اولي تا اواخر تابستان هم بر روي پرده ماند و به فروش نسبتاً خوبي دست پيدا كرد، اما دومي مدت كوتاهي بر روي پرده رفت و نتوانست بفروشد و همان طور كه بي سر و صدا اكرانش را آغاز كرده بود، بي سر و صدا هم به آن پايان داد. "شارلاتان" هم اگر نتوانست موفقيت تجاري فيلم "كما" را براي معيريان تكرار كند، اما يك بار ديگر در گيشه موفق شد و خوب هم نتيجه گرفت.
تابستان تابستان 84 براي فيلم و سينما فصل خوب و گرمي بود و علاوه بر اكران چند فيلم خوب سينماي ايران، در زمينه استقبال مخاطب و گيشه هم موفق بود و طبق معمول يكي دو سال اخير، شنبه ها اين فصل شلوغ ترين روز هر هفته آن بود.
ماهي ها عاشق مي شوند (علي رفيعي) اولين ساخته سينمايي رفيعي، كارگردان مطرح تئاتر كشور يكي از دلنشين ترين فيلمهاي سال هم بود. "ماهي ها عاشق مي شوند" يك ملودرام عاشقانه يا شايد شاعرانه است، با داستاني ساده و قديمي كه پرداختي متفاوت در فيلمنامه پيدا كرده است. ماجراي يك ارباب زاده از خارج برگشته كه به سراغ گذشته اش مي آيد و مي خواهد با بخشي از آن دوباره زندگي كند و اين گرايش شديد به دنياي آرزوها، موضوع شاعرانه اولين فيلم "علي رفيعي" است. يكي از ويژگيهاي مهم اين فيلم علاوه بر لحن دلنشين و جذابش، بازي "رضا كيانيان" "گلشيفته فراهاني" و "رؤيا نونهالي" در كنار يكديگر است.
رستگاري در هشت و بيست دقيقه (سيروس الوند) اين فيلم كه با تبليغات فراوان روانه اكران شده بود بيش از هر چيز به موضوع تقريباً جنجالي خود دلبسته بود كه فيلمنامه شانزدهمين ساخته سيروس الوند، فيلم را به شدت تحت تأثير ضعفهايش قرار داده است. ساختار ملودرام اجتماعي سيروس الوند از همان آغاز روايت داستان بر محور عناصر ضعيف داستاني چيده شده، عناصر ضعيفي كه بيشتر آنها براساس سطحي ترين ابزارهاي داستاني پرداخت شده يا اين كه در روايتشان اسير كليشه هاي كم ارزش سينمايي شده اند. "رستگاري در 20/8" فروش متوسط و خوبي داشت.
نوك برج (كيومرث پوراحمد) اين فيلم با فاصله كمي از فيلم "گل يخ" اين كارگردان اكران شد. يك ملودرام متوسط و ساده است كه تنها حضور همزمان "محمدرضا فروتن" و "نيكي كريمي" و همچنين نام پوراحمد توانست باعث فروش نسبي و متوسط آن شود.
خيلي دور، خيلي نزديك (رضا ميركريمي) از بهترين و پرفروش ترين فيلمهاي امسال بود كه مسيري از خودشناسي تا خداشناسي را براي قهرمانش پيش رو قرار مي داد و داستانش را در بستر آن روايت مي كرد. در واقع ميركريمي كه تا پيش از اين، فيلم "زير نور ماه" اش را براساس مفاهيم پيدا و پنهان مذهبي و اجتماعي ساخته بود، اين بار به صورت دروني و نمادين مذهب را در "خيلي دور، خيلي نزديك" كه "الهام حميدي" و "مسعود رايگان" در آن بازي خوبي ارائه دادند، مورد پرداخت قرار داده بود.
سالاد فصل (فريدون جيراني) اين فيلم هم همچون ديگر آثار جيراني داستاني حادثه محور را در قالب ساختاري منسجم و خوش پرداخت مطرح مي كرد. اين فيلم علاوه بر اينكه يك فيلم خوش ساخت تجاري بود مجموعه اي از بهترين بازيگران سينماي ايران را هم در كنار هم قرار داده بود. اما "خسرو شكيبايي"، "ليلا حاتمي"، "مهناز افشار" و "محمدرضا شريفي نيا" با همكاري جيراني نتوانستند فيلم كاملاً موفقي در گيشه داشته باشند.
به من نگاه كن (شهرام اسدي) اين فيلم كه بعد از مدتها اجازه اكران پيدا كرده بود، در ميان فيلمهاي اين فصل، اصلاً به چشم نيامد و البته زياد چنگي هم به دل نمي زد. در اين فيلم مرحوم مهدي فتحي، لادن مستوفي و فاطمه معتمدآريا بازي داشتند.
اسپاگتي در 8 دقيقه (رامبد جوان) اين فيلم با اسم عجيب و غريبش هر چند كه با آمدنش سر و صداي زيادي را به همراه نياورد اما به واسطه لحن ساده و ساختار موزيكال و كودكانه اش توانست به فروش خوبي دست پيدا كند.
بيد مجنون (مجيد مجيدي) آخرين فيلم مجيدي وقتي كه با بريز و بپاشهاي تبليغاتي و سر و صداهاي فراوان، اكرانش را شروع كرد به مركز توجه همه علاقه مندان سينما مبدل گرديد، اما آنقدر ضعف داشت و با ديگر آثار مجيدي متفاوت بود كه رفته رفته با سردي استقبال تماشاگران روبرو شد و منتقدان هم چندان توجهي به آن نكردند و شايد همين مسأله هم بود كه باعث شد مجيدي تصميم بگيرد به بيراهه بزند و در يك واكنش آثار داوودنژاد و پوراحمد را نقد كند! "بيد مجنون" با تمام تبليغاتي كه داشت و حتي با حضور "پرويز پرستويي" براي مجيدي فيلم موفقي از آب در نيامد.
گيلانه (رخشان بني اعتماد) "گيلانه" با حواشي و پيش زمينه هايي وارد عرصه اكران شد كه اگر چه كمرنگ بود، اما موفقيتي نسبي را در استقبال تماشاگر از فيلم خود به همراه آورد. بني اعتماد فيلمنامه "گيلانه" را به طور مشترك با "محسن عبدالوهاب" و "فريد مصطفوي" نوشته بود. اكران اين فيلم كه "فاطمه معتمد آريا" و "باران كوثري" (دختر كارگردان) در آن بازي مي كردند را در دوراني كه سينماي ايران سالهاست از فيلمهاي تأثيرگذار و با كيفيت ژانر جنگي خالي شده، بايد غنيمتي ارزشمند دانست كه به واسطه نگاه نسبتاً واقعگرايانه اش به جنگ اهميت دارد.
پاييز پاييز 84 هم براي سينماي ايران فصل خوبي بود. هر چند كه هر چه جلوتر مي رفتيم سال سينمايي 84 به واسطه نزديكتر شدن به جشنواره فجر به پايانش نزديكتر مي شد.
آكواريوم (ايرج قادري) و شكلات (افشين شركت) اين دو فيلم اگر چه همزمان با هم اكران نشدند، اما دو فيلم با ساختار و شكلي تقريباً مشابه بودند كه اولي با بازي "مهناز افشار"، "ايرج قادري" و "امين حيايي" خيلي خوب فروخت و دومي با بازي "امين حيايي"، "رحيم نوروزي" و "چكامه چمن ماه" مورد استقبال قرار نگرفت.
ديشب باباتو ديدم آيدا (رسول صدرعاملي) اين فيلم كه سومين بخش از سه گانه اجتماعي اين كارگردان درباره دخترهاست، جزء سه فيلم خوب پاييز 84 بود. "ديشب باباتو ... " هر چند به اندازه دو فيلم قبلي صدر عاملي اجتماعي نبود و تنها در نتيجه قرار گرفتن داستان اصلي در كنار داستان فرعي (ماجراي دو دختر نوجوان كه با طلاق پدر و مادرشان مواجهند) جنبه اجتماعي پيدا مي كرد، اما در برقراري ارتباط با مخاطب به دليل اينكه در درون قهرمان (آيدا) و تماشاگرش رسوخ مي كرد موفق بود. "صوفي كياني" سومين دختر نوجوان فيلمهاي صدر عاملي بود، كه به اندازه "پگاه آهنگراني" و "ترانه عليدوستي" مورد توجه قرار نگرفت.
كافه ترانزيت (كامبوزيا پرتوي) به نظر من تا به اين جاي كار، "كافه ترانزيت" بهترين فيلم سال 84 بود. اين فيلم كه با حضور موفق "فرشته صدر عرفايي" و "پرويز پرستويي" همراه بود در پس داستاني جذاب و زيبا و در عين حال داراي ساختار محكم و منسجم، جدال هميشگي ميان سنت و عناصر مدرنيته را مطرح مي كرد و با پايان متفاوتي كه براي سرنوشت قهرمانش رقم زده بود تحليلي جديد از تقابل سنتهاي كهنه و نو ارايه كرد.
حكم (مسعود كيميايي) آخرين فيلم كيميايي يكي از شگفت انگيزترين فيلمهاي امسال بود كه كولاژي از فيلمهاي نوآر، ملودرام، كمدي و سينماي هند و آمريكا و ... را در قالب داستاني آشفته و در هم ريخته روايت مي كرد. "حكم" اگر چه در ميان بيشتر منتقدان بيشتر با سكوت مواجه شد اما در كمال تعجب در خيلي از جاها مورد تعريف و تمجيد هم قرار گرفت! در جديدترين فيلم كيميايي، عزت ا... انتظامي، ليلا حاتمي، خسرو شكيبايي، پولاد كيميايي و بهرام رادان و "مريلا زارعي" بازي مي كردند و همين بازيگرها بودند كه تحت هر شرايطي تماشاگران را به سالنهاي نمايش دهنده فيلم "حكم" كشاندند، هر چند كه دو تاي آخر بيشتر دكور پوسترهاي فيلم بودند تا بازيگران.
يك بوس كوچولو (بهمن فرمان آرا) اين فيلم اگر چه در ادامه دو فيلم گذشته اين كارگردان ("بوي كافور، عطر ياس" و "خانه اي روي آب") ساخته شده بود، اما به مانند دو فيلم قبلي فرمان آرا مطلوب نبود. فيلم جديد فرمان آرا باز هم فضايي شاعرانه داشت و به دو مفهوم ازلي مرگ و زندگي مي پرداخت. در "يك بوس كوچولو"، "هديه تهراني" و "جمشيد مشايخي" و "جشميد هاشم پور" و "رضا كيانيان" ايفاي نقش مي كردند.
مكس (سامان مقدم)، "سرت رو بدزد رفيق"، (علي عبدالعلي زاده) و "من بن لادن نيستم"، (احمد طالبي نژاد) هم در اين فصل اكران شدند كه "مكس" از اين ميان توانست به عنوان درام موزيكال و شاد فروش خوبي داشته باشد، اما دو فيلم ديگر كه در حوزه سينماي كودك توليد شده بودند نتوانستند به فروش قابل توجهي دست پيدا كنند.
پيشنهاد پنجاه ميليوني (مهدي صباغزاده) پيش از آنكه كسي به ديدن پرده اين فيلم بر سر در سينماها عادت كند، از اكران پايين آمد و فرصت پيدا نكرد خودش را در مواجهه با مخاطبانش بيازمايد و اين درحالي بود كه از مدتها قبل تبليغات محدودي را در سينماها آغاز كرده بود. صباغزاده پيش از اين، فيلم "صبحانه براي دو نفر" را هم با بازي "خسرو شكيبايي" بر روي پرده داشت.
زمستان اكران فيلمهاي سال 84 به دليل تغيير در برنامه برگزاري جشنواره فيلم فجر، با جشن سال جديد سينماي ايران آغاز شد و اين در حالي بود كه سينماهاي ديگر تا اواخر فيلمهاي فصل پاييز را بر روي پرده داشتند. يكي از اين فيلمها "هشت پا" بود.
هشت پا (عليرضا داوودنژاد) يك فيلم كاملاً تجاري كه صرفاً براي جلب مخاطب و فروش فيلم توليد و اكران شده و براي همين هم از همه عناصري كه مي توانسته به جذابيت فيلم كمك كند، بي هيچ شرطي استفاده شده است. "هشت پا" در ادامه جرياني توليد شده كه داوودنژاد پس از "بچه هاي بد" به آن علاقه مند شد و با "ملاقات با طوطي" دلبستگي اش را اعلام كرد. اين فيلم كاملاً منطبق بر معيارهاي فيلمهاي تجاري است.
چپ دست (آرش معيريان) اين فيلم در كنار "شارلاتان" كارگردانش را به سومين كارگردان دو فيلمه سال 84 تبديل كرد. "چپ دست" ملودرامي تجاري است كه قصد دارد با برانگيختن شادي و غم در تماشاگر، او را جذب كند و در اين راه موفق هم هست و تا به حال بد هم نفروخته است.
مرثيه برف (جميل رستمي)، بر باد رفته (صدرا عبدالهي) و "كودكانه" (مسعود كرامتي) بعد از جشنواره فيلم فجر روانه بازار اكران شدند و هيچ كدام هم نتوانستند براي خود مخاطبي داشته باشند. فيلم "جميل رستمي" مدت كوتاهي به روي پرده رفت و در همين مدت هم نتوانست در جلب مخاطب موفق باشد. "بر باد رفته" هم كه يك كار ضعيف شعارزده از "صدرا عبدالهي" است حتي با ظاهر متفاوت و پوسترهاي متفاوتي كه عكس "نيكي كريمي" و "محمدرضا فروتن" بر روي آنها خودنمايي مي كند، هنوز نتوانسته موفق باشد.
غروب شد بيا (انسيه شاه حسيني) سومين فيلم شاه حسيني يك فيلم خوش ساخت و روان است كه داستان جذاب و روشني هم دارد. در اين فيلم كه "بيژن امكانيان"، "لادن مستوفي" و "فرهاد اصلاني" بازي مي كنند، باز هم جدال عناصر مدرن در برابر قراردادها و محدوديتهاي كهنه به چشم مي آيند.اما فيلم شاه حسيني گذشته از اشكالهاي كوچكي كه دارد در بيان آنچه مي خواهد بگويد در قالب ساختاري داستاني و فراتر از آن سينمايي موفق است. "غروب شد بيا" شايد اگر به جاي امكانيان بازيگر ديگري مي داشت و در زمان "عروس آتش" توليد و اكران مي شد، به يكي از بهترينهاي سينماي اجتماعي مبدل مي شد اما شاه حسيني خيلي دير دست به كار توليد آن شده است.
چهارشنبه سوري (اصغر فرهادي) اين فيلم چهار سيمرغ جشنواره بيست و چهارم را مال خود كرد و با فاصله كوتاهي نسبت به اكرانش در جشنواره، و همزمان با چهارشنبه سوري پايان سال بر روي پرده رفت تا آخرين فيلم اكران 84، بهترين فيلم اين سال لقب بگيرد.در اين فيلم كه با بازي فوق العاده هديه تهراني، ترانه عليدوستي و حميد فرخ نژاد همراه است يك موضوع و سوژه جذاب و قوي دستمايه فيلمنامه اي محكم و منسجم و ظريف قرار گرفته و "اصغر فرهادي" اين فيلمنامه را به فيلمي دقيق و خوش ساخت و موفق تبديل كرده كه هم از منظر تماشاگر و هم از ديد منتقدان، اثر كامل و كم نقصي است. "چهارشنبه سوري" در كنار "كافه ترانزيت"، "خيلي دور، خيلي نزديك" و "ماهي ها عاشق مي شوند." بي شك بهترين فيلم سال 84 بود و همراه با اين سه فيلم فروش خوبي هم داشته است. به هر حال وقتي كه در يك فيلم خوش ساخت اجتماعي بازيگران خوبي هم حاضر باشند فروش آن تضمين خواهد شد، حتي اگر زمان نمايش فيلم در بدترين فصل سال و در روزهاي پاياني آن بوده باشد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تازه چه خوانده ايد؟ ؛ خاطرات يك امدادگر
٭ خديجه زمانيان احمد دهقان در سال 1345 در كرج متولد شد. در سال 68 با ورود به دانشگاه مدرك خود را ابتدا در رشته مهندسي برق و پس از آن در رشته علوم ارتباطات اجتماعي گرفت. اولين رمانش را در سال 75 منتشر كرد. كتاب "سفر به گراي 270 درجه" او، دو سال بعد به عنوان يكي از آثار برگزيده 20 سال داستان نويسي معرفي شد. از آثار ديگر احمد دهقان مي توان به "گردان چهارنفره"، "پرنده و تانك"،"روزهاي آخر" و "من قاتل پسرتان هستم" اشاره كرد.
آقاي دهقان آخرين كتابي كه خوانده ايد چه بوده؟ آخرين كتابي كه خوانده ام كتاب خاطره اي بود به نام "زندگي يك سرباز" از كمال شكوفه .
كتاب چه جذابيتي براي شما داشت كه تصميم به خواندن آن گرفتيد؟ شايد مهمترين چيزي كه مرا وادار به خواندن كتاب كرد، اين بود كه كتاب درباره زندگي و خاطرات يك سرباز جنگ است. بعد از جنگ، خاطرات زيادي منتشر شده كه عمده آنها خاطرات بسيجيان و فرماندهان جنگ بوده اما در مورد خاطرات سربازان تا به حال تنها دو كتاب"دشت شقايقها" و "هفت روز آخر" منتشر شده بود در حالي كه 50 درصد كساني كه در جنگ شركت كردند، سربازاني بودند كه زندگي اين گروه با داوطلبان كاملاً متفاوت بوده است.
درباره محتواي كتاب توضيح مي دهيد؟ اين كتاب يك خاطره است كه به فرهنگ سربازي پرداخته، چون خود نويسنده دو سال ابتدايي جنگ را در جبهه ها بوده و با موقعيت خاصي كه داشته؛ يعني امدادگري توانسته لحظات بديع جنگ را ببيند و يك اثر خوب بيافريند.
اين كتاب در كنار ديگر خاطره هاي جنگ چه جايگاهي دارد؟ اين كتاب در ميان كتابهايي كه با موضوع خاطرات جنگ منتشر شده توانسته جايگاه منحصر به فردي را در زمينه مردم شناسي و جامعه شناسي جنگ به دست بياورد؛ چون نويسنده با يك زاويه ديد خاص صحنه هاي بكري را به خواننده ارايه مي دهد.
عناصر داستاني در اين كتاب چه طور پرداخت شده است؟ اين كتاب خاطره است، اما حتماً مي تواند دستمايه خوبي براي نويسندگان باشد؛ چون نويسنده صحنه ها را زنده و داستاني بيان كرده، به طوري كه خواننده تا آخر داستان همراه نويسنده پيش مي رود. به طور كلي دوره هاي ابتدايي و مياني جنگ دستمايه هاي خوبي براي خلق داستان و رمان هستند. در اين كتاب وقتي خاطراتي از عمليات بيت المقدس بيان مي شوند به نوعي به تحول فكري سربازان مي پردازد. به همين خاطر وقايع كتاب لحظه به لحظه جالب تر مي شود و چون نويسنده به عنوان امدادگر همه جا حضور داشته، مثل راوي "وداع با اسلحه" جزييات صحنه ها را براي مخاطب بازگو مي كند كه بيان همين جزييات، كتاب را منحصر به فرد كرده است.
اين كتاب مي تواند به عنوان يك اثر ماندگار در ادبيات جنگ باقي بماند؟ اين كتاب جزو كتابهاي خوب خاطره نويسي است، اما چون بتازگي منتشر شده، هنوز وارد گردونه جايزه هاي ادبي نشده و فعلاً فقط در بين كتابهاي تخصصي مطرح است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- هيأت مديره خانه تئاتر انتخاب شدند
اعضاي هيأت مديره مركزي خانه تئاتر انتخاب شدند. طي انتخاباتي كه عصرشنبه در تالار اصلي تئاتر شهر برگزار شد،
عزت ا... انتظامي با 362 رأي، ايرج راد با 335 رأي، كاظم هژيرآزاد با 209 رأي، بهزاد فراهاني با 208 رأي، اصغر همت با 201 رأي، حميد مظفري با 178 رأي، قطب الدين صادقي با 158 رأي به عنوان اعضاي اصلي هيأت مديره، كيومرث مرادي با 104 رأي، محمد ساربان با 98 رأي و الهام پاوه نژاد با 90 رأي به عنوان اعضاي علي البدل انتخاب شدند. همچنين در اين انتخابات علي بي غم با 265 رأي به عنوان بازرس اصلي و جواد اعرابي با 74 رأي به عنوان بازرس علي البدل انتخاب شدند. به گزارش ايسنا، در اين مجمع گزارش عملكرد دوسالانه خانه تئاتر توسط ايرج راد، ارائه شد. براين اساس، تصويب بودجه يك ميلياردي براي خانه تئاتر، تنظيم تفاهمنامه ميان خانه تئاتر با فرهنگستان هنر، ارايه طرح قراردادهاي تيپ، پيوستن به صندوق كمك به هنرمندان با حضور نمايندگان خانه تئاتر در كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي براي بررسي مسايل و معضلات تئاتر، ارائه نامه درخواست پرداخت مطالبات هنرمندان به معاونت هنري، تشكيل تعاوني مسكن خانه تئاتر و... از جمله مهمترين عملكردهاي خانه تئاتر در طول دو سال گذشته است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- برنده اسكار2006 نوروز 85 در تلويزيون
فيلم "رژه پنگوئنها" كه امسال اسكار بهترين فيلم مستند را از آن خود كرد، نوروز امسال از شبكه چهار پخش خواهد شد. به گزارش فارس، فيلم مستند "رژه پنگوئنها" كه در مراسم اسكار 2006 جايزه بهترين فيلم مستند را از آن خود كرد، سيزدهم فروردين ماه سال جديد از شبكه 4 سيما پخش خواهد شد. "رژه پنگوئنها" رژه سالانه اين پرندگان در قطب جنوب را به تصوير كشيده است. پنگوئنها هر سال در ماه مارس و با نزديك شدن زمستان در نيمكره جنوبي 70 مايل را بر روي يخها طي مي كنند تا به منطقه جفت گيري برسند. اين فيلم محصول سال 2005 فرانسه است كه به كارگرداني "لوك ژاكه" ساخته شده است. نريشن نسخه انگليسي اين فيلم را "مورگان فريمن" و نسخه فرانسوي را "چارلز برلينگ" و "رومان بورينگر" گفته اند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- شعرهاي "سهراب سپهري" در آمريكا
ترجمه گزيده اي از شعرهاي سهراب سپهري در آمريكا توزيع مي شود. به گزارش ايسنا، اين گزيده با ترجمه علي سيد جوادي - مترجم و پژوهشگر ايراني مقيم آمريكا -، توسط انتشارات ويدا در اين كشور توزيع خواهد شد.
سيدجوادي كه گزيده اي از شعرهاي فروغ فرخزاد را با عنوان تولدي ديگر (Another Birth) در دهه 90 ميلادي در آمريكا ترجمه و توسط يك ناشر آمريكايي منتشر كرده بود، متن دوزبانه فارسي - انگليسي كتاب را نيز در ايران منتشر مي كند.
همچنين ترجمه و انتشار مجموعه آثار استيون كينگ - نويسنده معاصر آمريكايي - با همكاري يك گروه ترجمه و انتشار داستان كوتاه "برف" با ترجمه محمد قاسم زاده كه براساس يك افسانه ژاپني نوشته شده، از ديگر كتابهاي مؤسسه انتشاراتي يادشده هستند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نگاهي به كتاب "مدايح رضوي" سروده مرحوم يوسف ازغدي ؛ دلم از عشق او اتيشدونه
٭ قاسم رفيعا اخيراً كتابي توسط انتشارات به نشر و به كوشش استاد محمد قهرمان از اشعار شاعر زلال انديش مشهدي "مرحوم يوسف ازغدي" به چاپ رسيده است.
اين كتاب كه با عنوان "مدايح رضوي" به بازار نشر قدم گذارده تنها بخشي اندك از اشعار ناب و بي پيرايه آن شاعر درد آشناست. به راستي اگر اين كتاب چاپ نشده بود تا كي بايد از درياي بي كران سادگي و صداقت شعر آن عزيز، محروم مي مانديم؟ مردم مشهد تا كي بايد از ترنم دل انگيز شعر آن شاعر از خاطر رفته به دور باشند و آيا بانيان فرهنگ و هنر خراسان هنوز هم رغبت نكرده اند تا بازخواني مختصري از اشعار اين پير ساده دل و ژرف انديش داشته باشند؟ آنچه راقم اين سطور بيان مي كند به معناي ناديده گرفتن كار بزرگ استاد مسلم شعر خراسان "شيخ اجل تربتيا" استاد محمد قهرمان نيست و هر آنچه بيان مي شود ذكر دوباره سخنان حضرت ايشان است كه در مقدمه كتاب آورده است: "اگر روزي سروده هاي اين شاعر آزاده و افتاده، به تمامي به چاپ برسد، گنجينه اي از لغات اصيل و به اصطلاح "زق" خراساني را باز خواهيم يافت كه اكثر آنها در حال فراموش شدن هستند." حقيقت اين است كه مرحوم يوسف ازغدي نه در دوران زندگي فقيرانه اش و نه در دوران رحلت غريبانه اش هرگز از خاطر اهل ادب نرفته است و همواره دوستداران، لهجه دل انگيزش را به انديشه وادار كرده كه چرا هيچ كس به فكر احيا و بازخواني شعرهاي اين مرد دوست داشتني نيفتاده است. نگارنده به خاطر پرداختن به شعر محلي، خود را بشدت مديون مرحوم ازغدي مي داند و افتخار مي كند كه يوسف مهربان شعر مشهد، زاده روستاي دل انگيز سامان من است. به عنوان يك مشهدي سرا، از بانيان فرهنگ و هنر مي خواهم نگذارند اين لهجه لطيف و صميمي به فراموشي سپرده شود و يا با بدعت گذاري هاي ناصحيح، ساختاري تمسخر انگيز پيدا كند و مشتاقان ادبيات فولكلوريك را دعوت مي كنم تا مطالعه اين كتاب كوچك اما عميق را از دست ندهند. اين كتاب با پيشگفتاري مفيد و مختصر از استاد محمد قهرمان آغاز مي شود و در ادامه ذكر چند نكته ساختاري توسط گردآورنده كه سلاح نقاد را از دستش مي گيرد و با بيان نكاتي در مورد شعر مرحوم ازغدي به نقاد و خواننده يادآور مي شود كه ما بيشتر از شما به ضعف بعضي از كارها حداقل در چارچوب زباني آگاهي داريم. به عبارتي با نقد خويش، راه را بر نقد ديگران مي بندد، ولي آنچه مهم است، اين كتاب بايد با همين ايرادات اندك چاپ مي شد و استاد قهرمان در هيچ جاي كتاب دخل و تصرفي نكرده، اگر چه كسب فيض از كلاس نقد ايشان در روزهاي سه شنبه به ما ثابت كرده كه قهرمان در حوزه نقد، تعارف ندارد و شمشير نقدش اگر چه با نوشداروي پيشنهادهايي مؤثر همراه است، اما هميشه بر سر اثر به صداقت فرود مي آيد و اگر قرار بود آن طور كه استاد مي خواهد اين كتاب چاپ شود، حتماً بيش از اين به طول مي انجاميد و حاصل غير از اين بود. در صفحه 15 كتاب شرح حالي مختصر و زيبا به قلم شاعر آمده كه آن را به سفارش يار قديمي خود، محمد قهرمان نوشته و به او هم تقديم كرده است. كسي كه اين شرح حال را مي خواند به صداقت و صميميت ازغدي بيشتر پي مي برد. در فرازهايي از اين شرح حال كه لبريز از اشارات حكيمانه است، ذكر ملاقات مرحوم ازغدي و ملك الشعراء بهار آمده كه به شدت خواندني و زيباست. نثر مرحوم ازغدي كه استاد قهرمان بنا به اعتراف خويش دستي بر آن نبرده، بشدت ساده، سهل و ممتنع و خاص است، ولي بي شباهت به نثر جمال زاده، مرحوم قوچاني در سياحت شرق و مرحوم جلال آل احمد نيست و اگر روزي بتوان نثرهاي مرحوم ازغدي (اگر داشته باشد) را جمع آوري كرد، خود مجموعه اي دلنشين از ذكر فضا و حال سالهاي دور اين شهر عزيز است. و سپس اشعار اين مجموعه متشكل از حدود ده قطعه شعر مرتبط با حضرت امام رضا(ع) و بقيه در مورد مسايل مختلف شهر مشهد، از طنزهاي لطيف زندگي شهري تا مسايل خانوادگي و انساني و حتي بدون ذكر تاريخ مشخص (قبل يا بعد از انقلاب) است؛ چرا كه شعرها، متأثر از حوادث روزمره زندگي آدمهاست. مثلاً در آنجايي كه شعر "گسبندگه خفه رفت" سروده شده، تصويري به شما مي دهد كه بي اراده به ياد صفهاي طولاني نفت در اول انقلاب مي افتي و يا "مرغ يك پا دره" به دوران گراني مرغ و مشكلات تهيه اين كالا اشاره مي كند كه تاكنون كماكان ادامه دارد. حتي بعد از آنفلوانزاي مرغي! و نهايت، شعري زيبا در پايان كتاب كه گويا شاعر براي پس از مرگش سروده و در آن با شكسته نفسي تمام در مقابل استاد فرخ، خود را كوچك مي شمارد كه حقيقت جز اين است و يوسف ازغدي در ذهن و خاطره همه اهل ادب اگر از استاد فرخ برتر نباشد، كمتر نيست كه هر گلي بويي دارد و: بوي پيراهن "يوسف" كه كند روشن چشم... و در پايان كتاب فهرست لغات، اصطلاحات، تركيبات و تعبيرات كه خود نشاندهنده تلاش استاد محمد قهرمان است و همت ايشان در اعتلاي شعر خراسان. نمرفوشم ما اي فقيري ره به تنعم نمرفوشم كله شخير به منت مردم نمرفوشم باغ بهشت و ساقي كوثر شه دوس درم مثل ادم به يگ دنه گندم نمرفوشم اي آبرو مگر او جوب خيابونه؟ يگ چيكله شه به ظلم و تحكم نمرفوشم اهل رياضتم، او دو تا چشم بادمير هرگيز به يگ دالستون بادم نمرفوشم لب لوچه ي نگار كه هس باقلواي يزد اجاش به يك پتيل سوهن قم نمرفوشم باد و بروت و فيس و افاده، به يگ ادم در وخت اختلاط و تكلم نمرفوشم جونماره عارفي به غلامي خريد، مدم اما به غول بي شاخ و بي دم نمرفوشم