خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   چهارشنبه 24اسفند ماه 1384
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 حریم ملکوت   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 بادبادك   
 رسانه   
 بانوان   
 مردم   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ رسانه ]


ايران ، انرژي هسته اي ، آمريكا

به انگيزه صدور بيانيه جديد كاخ سفيد ؛ آمريكا، كانون نقض حقوق بشر



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ايران ، انرژي هسته اي ، آمريكا

٭ قاسم بابايي (قسمت اول)
در آستانه افول قدرت انگلستان و ظهور قدرت جديدي به نام ايالات متحده، واشنگتن در چرخش 180درجه اي سياسي، نظامي، تلاش كرد تا در يك تباني و زدوبند محرمانه سياسي- كه در واقع برخاسته از اجلاس سه جانبه چرچيل، روزولت و استالين معروف به "كنفرانس تهران" در سال 1945 بود- به دفاع از حركتهاي استقلال طلبانه اي كه مخالف انگلستان بودند، برخيزد.




آمريكا به حمايت از جمال عبدالناصر، رئيس جمهور وقت مصر در مقابله با انگلستان و رژيم صهيونيستي وارد ميدان جنگ شد و از اقدام ناصر براي ملي نمودن سد آسوان نيز حمايت كرد. اما همين كه به اهداف پشت پرده خود با انگلستان دست يافت، رژيم صهيونيستي را نيز در زيرچتر حمايتي خود گرفت و ناصر را به عنوان عامل دست نشانده خود بر مصر حفظ كرد.
پس از آنكه مبارزات استقلال طلبانه مردم كنگو عليه استعمار بلژيك به اوج خود رسيد، آمريكاييها به نام دفاع از اين حركت و رهبري آن "پاتريس لومومبا" وارد معركه شدند و با سركوب و تباني با بلژيكي ها جاي پاي خود را براي چپاول معادن الماس اين كشور زرخيز آفريقايي باز كردند.




اما پس از آنكه لومومبا به عنوان ميهمان ويژه كاخ سفيد به واشنگتن دعوت شد و به افتخار ورودش فرش قرمز پهن و يكصد گلوله توپ شليك كردند، در ضيافت شامي طي سخناني گفت: ما از برادران آمريكايي خود سپاسگزاريم كه ما را از يوغ استعمار و امپرياليسم بلژيك راهانيدند، اما حاضر نيستيم كه از استعماري به استعمار ديگري پناه ببريم.
اين گفته پاتريس لومومبا، چون بمب برسر ميزبانان آمريكايي اش فرود آمد و كاخ سفيد متوجه شد كه اين سياه پوست آفريقايي نمي تواند منافع سفيدپوستان آمريكايي را تأمين نمايد. اين بود كه تا قبل از آنكه به كنگو برگردد، آن چنان سريع و برق آسا عليه وي شورش و بلواهاي قومي و قبيله اي به راه انداختند كه با ورود وي به برازاويل، پايتخت كنگو موجي از خشونتها از سوي عوامل دست نشانده آمريكا چون موسي چومبه، موبوتوسكو و لوران كابيلا، به راه افتاد تا آنكه در بخشهايي چون كاتانگاي شمالي و جنوبي و نيز پايتخت، شورش و ناامني حكومت يكساله لومومبا را ساقط كرد و او پس از مقاومت دستگير و در ديگي از اسيد جوشان قرار داده شد كه حتي هيچ اثري از وي باقي نماند.
پس از آن آمريكايي ها موبوتوسكو را براي 30سال بر كنگو يا همان زئير حاكم كردند، لوران كابيلا را براي ادامه تحصيل به آمريكا بردند كه در مقطعي از تحصيلات با مادلين آلبرايت وزيرخارجه آمريكا همكلاس بود و پس از 30سال و فرار و كشته شدن سسكو، كابيلا جانشين وي گرديد تا آن كه در جنگهاي داخلي كنگو ترور شد و پسرش از دو سال پيش تاكنون جانشين وي شده است.
در 50 سال پيش زماني كه ملت مسلمان و مبارز ايران براي ملي شدن صنعت نفت خود به مبارزه در برابر انگليس برخاست، آمريكايي ها با همان سناريوهاي قبلي وارد معركه شدند و پس از حمايت از ملي شدن صنعت نفت ايران، خود جايگزين انگليسيها شدند، اما وقتي كه در برابر قيام ضد استعماري و ضد استبدادي ملت ايران عليه شاه به عنوان عامل دست نشانده خود مواجه شدند، با سركوب قيام استقلال طلبانه مردم ايران اقدام به كودتاي ننگين 28مرداد 1332نمودند و شاه فراري را كه به ايتاليا گريخته بود، به ايران برگرداندند و با حمايت از او به غارت و چپاول منابع نفتي و ساير منابع و معادن ايران مبادرت نمودند. تا آنكه در 15خرداد 1342، امام خميني(ره) مسير و جهت تاريخ قيام ملت ايران را مشخص كرد و به پيروزي انقلاب در 22بهمن 57 منجرگرديد.
امروز با گذشت 27سال از انقلاب اسلامي ايران و خصومت پايان ناپذير آمريكا عليه جمهوري اسلامي ايران و تحميل انواع تحريمها و توطئه هاي گوناگون كه تمامي به شكست انجاميده است، اكنون دستيابي به انرژي هسته اي صلح آميز، از بديهي ترين حقوق ملت مسلمان ايران با كارشكني هاي آمريكا و تحريكات جهاني مواجه شده است.





رقابت آمريكا و اروپا براي اتمي نمودن ايران
اولين تلاشهاي ايران براي دستيابي به فناوري هسته اي به دهه 50 ميلادي باز مي گردد. نخستين كشوري كه ايران را به دستيابي به فناوري هسته اي ترغيب و اين فناوري را به ايران منتقل كرد، ايالات متحده آمريكا بوده و اولين مخالف امروزي ايران نيز در دستيابي به انرژي هسته اي هم آمريكاست.
اين پارادوكس هسته اي آمريكا را بايد در دلايل زير جستجو نمود:
آيزنهاور رييس جمهور وقت آمريكا بارها در ديدار سران انگلستان، فرانسه و آلمان غربي وحشت و نگراني خود را از حمله ناگهاني شوروي به مرزهاي شمالي ايران و افتادن ايران به دام كمونيسم و در نتيجه از دست رفتن پايگاه مهم غرب و از هم گسستن كمربند بازدارندگي كمونيسم در جنوب مرزهاي شوروي اعلام كرده بود.
نكته ديگر در اين ميان اين بود كه با توجه به استفاده آمريكا از بمب اتمي در هيروشيما و ناكازاكي و برخورد منفي جامعه جهاني اين كشور براي تلطيف نمودن جو جهاني و فضاي موجود آن زمان با استفاده از طرحي به نام "اتم براي صلح" با انتقال اين فناوري به كشورهايي كه در مدار سياسي آمريكا بودند، سعي بر تغيير جهت گيريها در عرصه بين المللي و تحت تأثير قراردادن فعاليتهاي هسته اي خود داشت، لذا بارها آيزنهاور و ساير رؤساي جمهور آمريكا تصريح كرده بودند كه براي حفظ منافع آمريكا لازم است ايران اتمي شود و نيز شاه بايد مورد حمايت هسته اي آمريكا واقع شود.
در سال 1958 ايران به عضويت آژانس بين المللي انرژي اتمي درآمد و در سال 1965 قراردادي را با آژانس امضا كرد كه كارهاي حقوقي هسته اي ايران را شروع كردند. پس از آن آمريكا در سال 1967، اولين راكتور تحقيقاتي 5 مگاواتي آب سبك را به ايران فروخت و شركت آمريكايي "AMF" اين راكتور را در ايران نصب و راه اندازي كرد.
اين راكتور از اورانيوم غني شده با خلوص 93درصد استفاده مي كرد و آمريكا تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي ايران حدود 5 كيلوگرم سوخت اورانيوم غني شده سطح بالا به ايران داد كه تحت نظارت و تدابير حفاظتي آژانس بين المللي انرژي اتمي در انبار سوخت مصرف شده نگهداري مي شد و تا امروز مرتباً تحت بازرسي رسمي و غير رسمي كارشناسان و بازرسان آژانس مي باشد.
در سال 1968 ايران پيمان منع و عدم گسترش تكثير سلاحهاي هسته اي "ان.پي.تي" را پذيرفت و در سال 1970 آن را در مجلس شوراي ملي به تصويب رساند و اندكي بعد سازمان انرژي اتمي ايران را تأسيس كرد. اين سازمان با گسترش سريع، عهده دار تعهدات سنگين ساخت چهار نيروگاه در شهر بوشهر و دارخوين ايجاد تأسيسات آب شيرين كن در بوشهر، تأمين سوخت و پشتيباني تكنولوژيكي از نيروگاه ها و قرارداد ساخت چهار نيروگاه ديگر در اصفهان و استان مركزي شد و همچنين به تربيت دانشجويان هسته اي اقدام كرد. وابستگي رژيم شاه به آمريكا باعث شد كه به جاي ميدان دادن به نيروهاي ايراني براي تحقيقات در زمينه مسايل هسته اي، با امضاي قراردادي در 1974 با مركز پژوهشي استنفورد آمريكا، اين مركز مجري برنامه ريزيهاي توسعه اي ايران شد.
اين مركز پژوهشي آمريكا در يك مطالعه 20جلدي با عنوان "SRI-Report" پيشرفت صنعتي و اقتصادي ايران را به توليد 20هزار مگاوات برق تا سال 1995 متكي كرد و راه اساسي توليد اين مقدار برق تأسيس نيروگاه هاي هسته اي در ايران بود. در همان زمان ايران كار مذاكره با شركتهاي آمريكايي، فرانسوي و آلماني را از اوايل دهه 1970 براي احداث نيروگاه فوق الذكر و نيز نيروگاههايي در اطراف بوشهر آغاز كرد.
ايران در سال 1974 درست 5 سال قبل از وقوع انقلاب اسلامي قرارداد احداث دو راكتور آب سبك 1300مگاواتي براي نصب در بوشهر را با شركت آلماني زيمنس به امضا رساند و در اين زمينه بيش از دو هزار متخصص آلماني اين طرح را كه در زمان خود از بزرگترين پروژه هاي هسته اي جهان محسوب مي شد آغاز كردند كه پايان آن تا سال 1980 پيش بيني شده بود. علاوه بر آن، ايران يك قرارداد چرخه سوخت هسته اي ده ساله قابل تمديد با آمريكا در سال 1974، آلمان غربي 1976 و فرانسه 1977 منعقد نمود. به طوري كه كشورهاي غربي در اين زمان براي ارايه چرخه سوخت هسته اي از جمله غني سازي براي ايران، با يكديگر رقابت سخت و فشرده اي انجام دادند. در ماه مه 1975، كنگره آمريكا تصويب كرد كه دولت آمريكا اجازه دارد تا با ايران وارد معاملات تجاري در زمينه هسته اي شود و به همين دليل فعاليتهاي هسته اي ايران را طبيعي قلمداد كرد.

يورديف و خيانت فرانسه
در سال 1975، ايران با خريد 10درصد از سهام مجتمع غني سازي اورانيوم فرانسه به نام "يورديف" قرار شد كه اين مجتمع را در منطقه "تريكاستس" فرانسه احداث كند. بالاخره اين مركز چند سال بعد افتتاح گرديد. طبق سرمايه گذاري 2ميليارد دلاري ايران و براساس قرارداد رسمي كه به امضاي سران وقت فرانسه و ايران رسيده بود، ايران مي توانست به فناوري غني سازي "يورديف" دسترسي يابد و نيز موافقت شد كه ايران مقدار مشخصي از اورانيوم غني شده از كارخانه مذكور را كه به شدت براي توليد راديو ايزوتوپهاي راكتورهاي خود براي استفاده هاي پزشكي نياز داشت دريافت كند.
سرمايه گذاري 2ميليارد دلاري ايران شامل، يك ميليارد دلار سهم ايران از شركت طرف قرارداد احداث راكتور هسته اي بود و يك ميليارد دلار هم وام سرمايه گذاري شده بود. لذا در سال 1976 پس از رقابتهاي بسيار و براساس قراردادي مشترك، انگليس و فرانسه مشتركاً تحقيقات براي احداث تأسيسات هسته اي در اصفهان پيرامون چرخه سوخت هسته اي را آغاز كردند. سال 1977، فرانسه براي احداث 2نيروگاه هسته اي به ظرفيت 900مگاواتي در "دارخوين" در نزديكي اهواز با ايران به توافق رسيد كه شركت "فراماتوم" اجراي آن را برعهده گرفت.
با پيروزي انقلاب اسلامي، فرانسه از زير بار تمام تعهداتش شانه خالي كرده به طوري كه با وجود اينكه اين كشور طي دو سال اخير، مدعي اول مذاكره با ايران براي بهره مندي كشورمان از انرژي هسته اي صلح آميز بود، طي 27سال گذشته ايران را از سهم خود در سوخت اورانيوم غني شده كه در كارخانه "يورديف" اين كشور توليد مي شود، محروم كرد. اين كارخانه كه دومين كارخانه غني سازي اورانيوم در جهان است، توليد خود را در سال 1976آغاز كرد، به طوري كه يك سوم سوخت اورانيوم غني شده دنيا را عرضه مي كند. در اين كمپاني يك شركت فرانسوي به نام "كوكما" 60درصد سهام دارد. برخلاف رويه،اين شركت به جاي پرداخت سود به سهامداران، سوخت اتمي به آنها مي دهد. از اين رو اين كارخانه كه سالانه 8/10ميليون واحد اورانيوم غني شده توليد مي كند، بايد 10درصد آن را در اختيار ايران مي گذاشت؛ زيرا در صورت قراردادن اين حجم اورانيوم غني شده سوخت اتمي چهار نيروگاه تأمين مي شد. اما در عين حال فرانسوي ها از ارسال اين سوخت به ايران خودداري كردند. حال آنكه بنا بر اساسنامه اين شركت، سهامداراني كه عضو هيأت مديره شركت هستند در همه تصميم گيري ها و نيز ارسال سوخت به كشورشان نسبت به سهامداران ديگر در اولويت قرار دارند. درپي اقامه دعوي حقوقي ايران عليه فرانسوي ها آنها پذيرفتند كه غرامت ايران را با پرداخت كالا و پول جبران نمايند، اما همچنان از تعهدات اصلي خود تا امروز سرباززده اند.
پس از خيانت فرانسوي ها، آلمان نيز با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، حاضر به تكميل نيروگاه هسته اي بوشهر نشده و به جاي آن، پيشنهاد تكميل اين طرح با راكتورهايي را كه با گاز طبيعي كار مي كردند، داد كه ايران با آن مخالفت كرد و از آنجايي كه ايران پس از انقلاب به دليل جنگ تحميلي و مشكلات ديگر نمي توانست فشار مؤثر بين المللي چنداني بر آلمان غربي وارد كند، مشاجره حقوقي بر سر اين طرح ناتمام ماند و تا سال 1988 ادامه يافت و ايران درخواست غرامت كرد، اما سرانجام شركت زيمنس با حمايت كميسيون بين المللي در پاريس از اين ماجراي حقوقي پيروز بيرون آمد و هيچ غرامتي به ايران پرداخت نكرد.

فعاليتهاي هسته اي ايران پس از پيروزي انقلاب اسلامي و كارشكني هاي آمريكا و اروپا
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران مسؤولان نظام همچنان بر پايبندي و عضويت در "ان.پي.تي" وفادار ماندند.
به دليل سالها جنگ تحميلي و مشكلات همه جانبه كشور، فعاليت هسته اي ايران از دو يا سه سال پيش يعني از سالهاي 1381 شروع گرديد كه در ماه مه 2003 به آژانس بين المللي انرژي اتمي اعلام كرد كه قصد دارد يك راكتور تحقيقاتي متوسط آب سنگين 40مگاواتي "IR40" براي استفاده در زمينه تحقيقات و توسعه و نيز توليد ايزوتوپهاي صنعتي و دارويي بسازد.
اما مشكل از آنجايي آغاز شد كه اين درخواست به حق ايران با پاسخ ناحق آمريكا مبني بر اتهام تلاش براي دستيابي به سلاحهاي هسته اي مواجه شد.
سرانجام پس از كشمكشهاي فراوان اجلاس سعدآباد در تهران با حضور وزراي خارجه كشور هاي فرانسه، انگلستان و آلمان و امضاي پيماني به نام پيمان سعدآباد، تعليق داوطلبانه غني سازي اورانيوم را عليه ايران به تصويب رساندند. پس از آن پيمان پاريس نيز در اين راستا، بر بازرسيهاي آژانس از تأسيسات هسته اي ايران تأكيد كرد.
طي دو سال و نيم پس از اجلاس سعدآباد، تهديدات و كارشكني هاي آمريكا و اروپا ادامه داشت تا سرانجام وزراي خارجه سه كشور اروپايي همراه با وزير خارجه چين، روسيه و آمريكا طي ضيافت شامي در منزل جك استراو، وزير خارجه انگلستان گزارش پرونده ايران به شوراي امنيت را تصويب نمودند.
دكتر احمدي نژاد، رياست جمهوري اسلامي ايران در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل با دعوت از تمامي كشورهاي جهان براي مشاركت و سرمايه گذاري در پروژه انرژي هسته اي ايران بدون محدوديت بر شفافيت تلاشهاي هسته اي ايران صحه گذاشت.
پس از ارسال گزارش پرونده ايران به شوراي امنيت جمهوري اسلامي ايران بر اساس ماده چهارم پيمان منع گسترش تسليحات هسته اي تعليق داوطلبانه برخي از فعاليتهاي خود را از سر گرفت.
در بند چهارم آمده است هيچ چيزي را در اين پيمان نمي توان به گونه اي تعبير كرد كه بر حق لاينفك همه گروههاي امضا كننده پيمان ان.پي.تي در انجام تحقيقات، توليد و استفاده از انرژي هسته اي در جهت مقاصد صلح آميز بدون تبعيض و با هماهنگي ماده دو و سه اين پيمان تأثير بگذارد.
در بند دوم ماده چهارم آمده است: همه گروه هاي امضا كننده اين پيمان بايد حق شركت در تبادل مواد، تجهيزات اطلاعات فني و علمي براي استفاده هاي صلح آميز از انرژي هسته اي را داشته باشند و آن را تسهيل كنند.

فرصت سوزي هاي لندن، پاريس، برلين و فرصت طلبي آمريكا
براي آن كه به مسأله فرصت سوزي هاي اروپا در قبال اعتماد سازي ايران مبني بر تعليق غني سازي اورانيوم پس از اجلاس سعدآباد به مدت دو سال و نيم كه بيش از پيش فرصتهاي مغتنمي را تلف كردند، پي ببريم، كافي است كه به بحران 5 ساله بالكان نگاهي بيندازيم.
اروپايي ها كه با دو طرح "ونس- اشتوتگارت" و "ونس- اوئن" نتوانستند به بحران اين منطقه از اروپا و مقابله با نسل كشي مسلمانان پايان دهند، سرانجام پس از 5 سال جنايات صربها عليه مسلمانان و ساير اقوام ديگر، بيل كلينتون رييس جمهور وقت آمريكا با پيمان دايتون و فرصت طلبي خاص يانكي ها وارد صحنه شد و از شكست و ناكامي طرحهاي اروپايي نهايت بهره برداري را نمود. به طوري كه در پاريس، پيمان دايتون را به امضاي تمام سران وقت اروپا، جان ميچر، نخست وزير انگليس، ژاك شيراك رييس جمهور فرانسه، هلموت كهل صدراعظم آلمان، ميلوشوويچ رييس جمهور صربستان و... رساند و فرصت سوزي اروپايي ها با فرصت طلبي كاخ سفيد مواجه گرديد.
اكنون اروپايي ها با فرصت سوزي مذاكرات سعدآباد تاكنون زمينه هاي ورود آمريكا را به صحنه مناقشات هسته اي با ايران فراهم كردند و اروپايي ها از يك سو به دنبال ارجاع پرونده ايران به شوراي امنيت هستند و از سوي ديگر مذاكرات روسيه و ايران و حمايت آمريكا از طرح روسيه، اروپاييان را در بن بست نگه داشته است. به طوري كه جك استراو وزيرخارجه انگليس، در جلسه اي كه با حضور اشتاين ماير وزيرخارجه آلمان، دوست بلازي وزيرخارجه فرانسه و خاوير سولانا، رئيس سياستگذاري خارجي اتحاديه اروپا همراه با علي لاريجاني دبير شوراي امنيت ملي ايران برگزار شد، به بهانه بيماري حضور نداشت، اما در واقع ماجرا از واقعيات ديگري حكايت دارد.
استراو براي طبيعي جلوه دادن عدم حضور خود حتي سفر به اوكراين را لغو كرد. لذا علت اصلي غيبت استراو آگاهي يافتن انگلستان از انجام موافقتهاي اساسي ميان روسها و ايران در آخرين ساعات بوده است؛ زيرا روسها كه تا چند روز پيش همچون مقامات اروپا بر تعليق هرگونه غني سازي اورانيوم در ايران به عنوان پيش شرط توافق خود با ايران اصرار مي ورزيدند، اكنون به غني سازي درحد تحقيقات و توسعه رضايت داده اند و نيز روسها، برخي تضمين هايي را به طرف ايران در جلوگيري از طرح پرونده ايران در شوراي امنيت ارايه داده اند.
اما از آنجايي كه انگليسي ها تا چندي پيش، كانال مذاكره اي هسته اي آمريكا با ايران به شمار مي رفتند، اكنون بيش از همه از روند به وجود آمده در مذاكرات هسته اي ايران كه تاحدودي پشتيباني آمريكا را بدون حضور اين كشور داراست، خشمگين شده اند لذا غيبت استراو نيز ناشي از بيماري نبوده بلكه به دليل اين مسأله ناشي بوده است.
علاوه بر انگليسي ها، فرانسويها كه در تحولات جديد اروپا بويژه پيروزي دموكرات مسيحي هاي طرفدار آمريكا سياستهاي خود را شكست خورده مي بينند، ابتدا با تهديدات عليه ايران خواستار ملحق شدن ايران به ميز مذاكره شدند، اما كمي بعد وزيرخارجه فرانسه، ايران را متهم به دستيابي به سلاحهاي هسته اي مي كند كه اينها ناشي از شكستها و ناكامي هاي آنها پس از 5/2سال از اجلاس سعدآباد و ابتكار عمل جمهوري اسلامي ايران در استفاده درست و بهينه برگهاي برنده خود مي باشد.
از ديگر اشتباهات اروپا، تحليل نادرست و سطحي آنان از نتايج انتخابات رياست جمهوري ايران بود. آنان تصور مي كردند كه با پيروزي دكتر احمدي نژاد مواضع جمهوري اسلامي ايران به نفع اروپاييان خواهد بود، اما دعوت رياست جمهوري در مجمع عمومي سازمان ملل از تمام كشورها درخصوص انرژي هسته اي ايران همه انديشه هاي آنان را نقش برآب كرد و مذاكرات هسته اي ايران را از محدوده تنها سه كشور اروپايي خارج و پاي ساير كشورها را از جمله روسها و چيني ها به مذاكرات هسته اي ايران بازكرد. به طوري كه دكتر لاريجاني ضمن آن كه آمريكا را عامل شكست طرح روسيه در روز اول در مسكو معرفي نمود، در عين حال اظهار داشت كه ايران آماده مذاكره مستقيم با آمريكاست.
دكتر احمدي نژاد نيز در مالزي بار ديگر بر ورود كشورهاي ديگر از جمله "آمريكا" در مسأله هسته اي ايران اشاره نمود.
حسيني تاش، معاون راهبردي شوراي عالي امنيت ملي درخصوص مذاكره با آمريكا گفت: همان طور كه بارها گفته شده ما با هر كشوري غير از اسراييل در شرايط فعلي مي توانيم مذاكره كنيم، اما علت آنكه تا به حال مذاكره با آمريكا انجام نشده اين است كه هميشه احساس مي شده چنين مذاكره اي عاري از فشار نخواهد بود. اگر شرايط تغيير كند مذاكره هم صورت خواهد گرفت.
دكتر لاريجاني در مصاحبه مطبوعاتي خود، در خصوص اعتماد به روسيه گفت: پوتين به مراتب قابل اعتمادتر از بوش است.
همين كه لاريجاني، پوتين را در مقابل بوش قرار داده است، اين تعبير را مي توان نمود كه، پوتين هم كسي است مثل بوش، فقط قابل اعتمادتر است.

روسيه از دلالي تا نقش مكمل
حادثه 11 سپتامبر، روسها را متقاعد كرده است كه توان رقابت با آمريكا و اروپا و احياي امپراتوري شوروي سابق را ندارند و لاجرم بايد از طريق همگرايي بيشتر با غرب به اهداف خود دست يابند. در حال حاضر حوزه هاي مشترك دغدغه ها و حتي تهديدات ميان آمريكا و روسيه به طور قابل توجهي افزايش يافته است.
روسيه فاقد شرايط عضويت در اردوگاه غرب مي باشد، اما ديري است كه روسها در روابط خود با كشورهاي جهان از جمله ايران، هرگز خود را رقيب آمريكا نمي دانند؛ به طوري كه به جاي خيالپردازي هاي دوران جنگ سرد، به دنبال كنار آمدن با واقعيت نظام تك قطبي، در پي منافع خود از اين رهگذر مي باشند. بويژه كه آمريكا و روسيه به توافق رسيده اند كه واشنگتن يك كمربند امنيتي در مرزهاي افغانستان و كشورهاي آسياي مركزي ايجاد كنند و ورود نيروهاي آمريكايي در گرجستان و آذربايجان نيز حاصل همين توافقات ميان واشنگتن - مسكو مي باشد.
لذا، اين همگرايي با آمريكا لزوماً نه تنها به معناي كنار كشيدن روسها از مسايل هسته اي ايران نيست، بلكه برعكس روسها بر اين باورند كه در فضاي جديد اين همكاري ها مي تواند همگرايي روسيه با غرب را بيشتر تقويت كند؛ زيرا آمريكا و اروپا نگران چيزي هستند كه روسيه طي سالهاي گذشته با آن درگير بوده است و در صورت احساس خطر غرب، خود را با آنها وفق مي دهد، لذا روسها اميدوارند در فضاي جديد، آمريكا، براي اثبات اراده خود مبني بر گسترش همكاري ها با روسيه به اين كشور اجازه دهد در پرونده هسته اي ايران نقش فعالتري ايفا كند. در واقع اين همان نقش دلالي و مكملي است كه روسيه مي تواند در چارچوب آن حركت كند نه بيشتر. لذا موفقيت روسها در توافق هسته اي با ايران را بايد از نگاه مسكو به نوعي خدمت به آمريكا دانست، اما از سوي ديگر، ابتكار عمل، درايت و خلاقيت ايران در استفاده بهينه از تمامي پتانسيلهاي لازم را بايد در اين راستا ارزيابي كرد. در واقع، تيم هسته اي ايران به مسكو اين فرصت را داد تا در قبال آمريكا و اروپا، نقشي را كه به دنبالش است، به درستي ايفا كند و آن نقش واسطه گري و مكمل در ادامه سياستهاي سازمان انرژي اتمي بين المللي است؛ زيرا البرادعي گفته بود كه بايد به ايران امتياز داده شود و سپس انتظار همكاري از ايران را داشت.

ناتواني رژيم صهيونيستي در حمله به ايران
دكتر حسيني تاش، معاون راهبردي شوراي عالي امنيت ملي در خصوص حمله اسراييل به ايران مي گويد: تهديد نظامي عليه ايران موضوعيت ندارد و در شرايط فعلي خيلي بي عقلي است كه اسراييل با ما وارد جنگ شود به خصوص بعد از شكل گيري دولت حماس، با شرايط پيچيده اي مواجه است.
نشريه آمريكايي نيوزويك در اين خصوص مي نويسد: اسراييلي ها قصد دارند به بخشهايي بروند كه شرايط سيستم در نقاط ضعف و نقاط كور راداري واقع شده است كه البته اين نقاط ضعف سيستم زياد نيستند.
شلوما بروم رئيس سابق طرحهاي استراتژيك اسراييل به نيوزويك گفته است: نابودي دو يا سه بخش از تجهيزات كليدي كافي خواهد بود. اما حتي در صورت موفقيت بازگشت، ما به دليل نداشتن سوخت كافي مشكل خواهيم داشت و ما نمي توانيم ريسك كنيم و مانند كاميكازي هاي ژاپني عمل كنيم.
علاوه بر آن، "ادوارد ان لوتواك" نويسنده كتاب "منطق جنگ و صلح" مي نويسد: با توجه به اينكه ايران از تأسيسات به خوبي پنهان شده اي برخوردار است و نيز به شدت از آنها حمايت مي كند نه تنها حملات هوايي با شكست مواجه مي شود، بلكه در مورد ايران به هيچ وجه جواب نمي دهد.
وي به دشواري هاي حمله به ايران در مقايسه با تهاجم به تأسيسات عراق اذعان كرده است و مي نويسد: تأسيسات راكتور عراق در يك ساختمان در مركز يك مجتمع قرار داشت كه با حمله يك اسكادران جنگنده ويران شد، اما براي عمليات مشابهي در ايران كه يكصد تأسيسات پراكنده دارد، به 100 مورد سورتي پرواز نياز است، لذا اين امر حتي از توان نيروي هوايي آمريكا خارج است چه رسد به اسراييل كه هرگز چنين تواني ندارد.
ناوگان ويژه هواپيماهاي اسراييل براي پروازهاي سوخت رساني از مدلهاي هواپيماي تانكر استفاده مي كند كه ظرفيت سوخت دهي به هواپيماهايي را كه در عمليات شركت مي كنند، ندارند و همه هواپيماها نمي توانند سوختگيري كنند و به پايگاه خود برگردند و بنابراين تنها راه باقي مانده اين است كه بتوانند لحظه اي براي توقف در مسير خود پيدا كنند. آنها مي گويند از منهدم كردن پايگاههاي هسته اي ايران عاجزند. لذا در هيچ شرايطي صهيونيستها جرأت حمله به ايران را نخواهند داشت؛ به ويژه كه مرگ مغزي شارون و تشديد اختلافات درون حاكميت صهيونيستها و پيروزي حماس و معادلات و متغيرهاي منطقه اي قدرت هر گونه مانور نظامي را از آنها سلب كرده
است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به انگيزه صدور بيانيه جديد كاخ سفيد ؛ آمريكا، كانون نقض حقوق بشر

٭ حسين رزمنده
در اوايل دوران دوم رياست جمهوري بيل كلينتون، رئيس جمهور وقت آمريكا در 1996، در منطقه اي به نام "ايواكو" واقع در ايالت تگزاس، گروهي از پيروان فرقه اي به نام فرقه (داووديان) به رهبري فردي به نام "ديويد كورش" به فعاليت فرقه اي خود مشغول بودند.
خانم ژانت رنو، فرماندار سابق ايالت تگزاس و دادستان وقت آمريكا كه از دوستان نزديك بيل كلينتون بود، با صدور فرماني مجوز نابودي اين گروه را به بيل كلينتون ارايه كرد.




مجلات آمريكايي، نيوزويك و تايم و ساير نشريات از ماهها قبل با رهبر و برخي از افراد گروه فرقه "داووديان" مصاحبه هايي را در خصوص عقايد و تفكر و انديشه هاي اين گروه انجام داده بودند. آنها نيز به صورتي شفاف و به دور از هرگونه محافظه كاري در خصوص آراء و عقايد خود پاسخ داده بودند.
اما، جمع بندي خانم ژانت رنو، سازمان سيا و اف.بي.آي و شوراي امنيت ملي آمريكا فراتر از توضيحات گروه داووديان بود تا جايي كه به اين مسأله به عنوان يك بحران امنيتي حاد نگريسته شد.
دولت آمريكا سرانجام آب آشاميدني، برق و خطوط تلفن آنها را قطع كرد و زنان و كودكان اين فرقه را در شرايط بسيار سخت و طاقت فرسا، قرار داد و به دور از چشم خبرنگاران، با تمام قوا، از زمين و آسمان، و با آخرين وسايل پيشرفته ضد شورش
قتل عام و سركوب آنان را شروع كردند، به طوري كه پس از چند ساعت و با كمترين مقاومتي از سوي هواداران فرقه داووديه، همه زنان و كودكان و مردان، كشته شدند.
سازمانهاي اطلاعاتي و امنيتي، كليه خبرنگاران رسانه ها را از درج هرگونه خبري به مدت 40 روز منع كردند و پس از 40 روز سانسور شديد خبري، به آنها گفتند كه بنويسيد و گزارش كنيد كه فرقه داووديه ارواح شيطان پرست بودند. آنان، حيوانات را در مراسم خاص خود مي كشتند، و فرقه داووديان، فرقه اي خرافه پرست، شيطان پرست و از پيروان شياطين هستند و چون براي امنيت ملي ما خطرناك بودند و حاضر به تسليم شدن نبودند، بايد كشته مي شدند، اما افكار عمومي آمريكا و جهان، نه تنها اين فرافكني ها را نپذيرفت و باور نكرد، بلكه بار ديگر صحنه هايي آشكار از نقض حقوق بشر را در جامعه آمريكا به وضوح به چشم ديد.
مردم آمريكا و جهان سؤال مي كردند، آيا معناي آزادي بيان و عقيده در كشوري كه ادعاي سردمداري دموكراسي و آزادي در جهان را دارد و نيز مجسمه عريض و طويل آزادي را در اين كشور بر پا داشته، اين است كه نتواند تحمل عقيده مخالف را داشته باشد.
در حال حاضر نيز بوش رئيس جمهور فعلي آمريكا، با شعار مبارزه با تروريسم جناياتي را در افغانستان و عراق مرتكب شد، كه در تاريخ تمام جنگها و جنايات بي سابقه است.




خوان توريس، پدري كه فرزندش در افغانستان كشته شده است، مي گويد: در آمريكا فرزنداني كه به سن قانوني نرسيده اند، حتماً بايد با مجوز پدر و مادرشان به جنگ اعزام شوند، اما پنتاگون بدون كسب مجوز من و همسرم، فرزندمان را به جنگ افغانستان اعزام نمود و او را كشت. من بوش را مسؤول مستقيم مرگ فرزندم
مي دانم، اين سيدني شيهان مادر استيو شيهان نيز در غم فرزندش بي تابي مي كند، امروز هزاران مادر و پدر آمريكايي و غير آمريكايي در تب و تاب از دست دادن فرزندانشان خون مي گريند و به دموكراسي فرمايشي و صوري و تحميلي بوش و هيأت حاكمه آمريكا لعنت مي فرستند.
در ماجراي ميدان تيان ان من در چين كه به دنبال تجمع و كشتار هزاران دانشجوي چيني در دفاع از آزاديهاي مدني به وقوع پيوست، آمريكايي ها با خشم و تهديد فراوان چيني ها را به نقض دموكراسي و آزادي تهديد كردند و نيز تحريمهاي تسليحاتي را بر اين كشور تحميل نمودند.اما با پيروزي دموكراتها به رهبري كلينتون، وي مأموريت يافت تا باب روابط دو جانبه اقتصادي را به طور گسترده و عميق، محقق سازد. او نيز با هواپيمايي مملو از كارتلها و تراستهاي صنعتي، اقتصادي و بانكداران صهيونيستي آمريكايي وارد پكن شد، و نه تنها از تمام شعارهايي كه در دفاع از دانشجويان پس از حادثه ميدان تيان ان من، سر داده بودند، حرفي به ميان نياوردند، بلكه حتي از ورود به ميدان "تيان ان من" امتناع كردند و گويي، هرگز هزاران دانشجوي طرفدار دموكراسي آمريكايي كه در اين ميدان خونشان به زمين ريخته شده بود، وجود خارجي نداشتند.
اگر به تاريخچه عملكرد، دو حزب دموكرات و جمهوريخواه توجه كنيم، قطعاً در لابلاي دوره هاي حضور اين دو حزب، صفحات خونيني از نقض آشكار حقوق بشر به چشم مي خورد كه ادامه هر كدام از آن را حتي مي توان در اروپاي به اصطلاح ليبراليسم مورد مشاهده و مداقه قرار داد.نقض حقوق بشر در گوانتانامو و ابوغريب و نيز موارد مشابه در اروپا به عنوان مهد دموكراسي مورد ادعاي غرب، اصل حقوق بشر غربي را به شدت زير سؤال برده است.




كشورهاي كنگو، شيلي، بوليوي، آفريقاي جنوبي، آرژانتين، كامبوج عصر خمرهاي سرخ، افغانستان، عراق و بسياري از كشورهاي آسيايي و آفريقايي نيز شاهد آشكارترين نقض حقوق بشر در جهان توسط آمريكا و اروپا مي باشد. فرانسه، اسپانيا، ايتاليا، ايرلند، انگلستان، آلمان، دانمارك، نروژ و هلند با داشتن زندان "بالمارش" كه اخيراً سر و صداي نقض حقوق بشر در آن بلند شده است از موارد نقض آشكار حقوق بشر مي باشد.
سكوت اروپا در مقابل كشتار و قتل عام مسلمانان بوسني و هرزگوين و نيز مسلمانان كوزوو در جنگهاي 5 ساله بالكان و حمايت از عوامل صرب و تنها محاكمه آنها در دادگاههاي صوري، نيز صحنه هاي ديگر از نقض و پايمال كردن حقوق بشر را به صورتي فجيع به نمايش گذاشتند.
در تاريخ آمده است كه 33 ميليون لهستاني، صربستان و چك، عملاً با تبعيض هاي آشكار خود حقوق 27 ميليون نفر را در سالهاي پس از جنگ جهاني اول يعني سال 1924 نقض كردند و حتي دوبليني ها در عيد "پاك" سال 1961 ميلادي به آساني از سوي كاخ ناتينگهام در هم كوبيده شد. علاوه بر آن اروپا، صرفنظر از سوابق نقض حقوق بشر در خارج از مرزهاي خود (نمونه برجسته آن الجزاير است كه مفاد گزارش "وويوم" كه در 20 مارس 1955 تهيه شد، نشان داد كه الجزايري ها توسط فرانسويان، به شديدترين صورت تحت شكنجه قرار گرفته اند) در داخل مرزهاي تاريخي خويش، بارها و بارها، ناقض عمده حقوق بشر بوده اند.
ايالات متحده براي سرپوش گذاشتن بر مشكلات داخلي خود و نيز تبديل كردن اين كشور به يك پادگان نظامي به نام مبارزه با تروريسم، ابتدايي ترين اصول اساسي، حقوق بشر، و منشور آن را كه مورد تصويب تمامي كشورهاي جهان رسيده را زير پاي گذاشته است.آمريكايي ها، در حالي در اطلاعيه موهوم خود، ايران و چند كشور جهان را به نقض حقوق بشر متهم مي كنند، كه امروز جهانيان به مردمي بودن تنها انقلاب مذهبي- سياسي جهان كه تنها با تكيه بر مردم، 27 سال از حيات خود را با زرين ترين برگه هاي حماسي به منصه ظهور رساند، همچنان پابرجا ايستاده است.
امروز انقلاب اسلامي ايران مورد بغض و كينه جهان استكبار است، زيرا تمام معادلات آنها را در هم ريخته است.
دنياي استكبار تنها با اين خيال كه مي تواند جمهوري اسلامي را با اعلام نقض حقوق بشر وادار به تسليم كند، طي 27 سال گذشته دست از سياستهاي خصمانه خود برنداشته است و هر روز اتهامي جديد را مطرح مي سازد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


تبليغات
نظرسنجي

نظر شما در مورد نحوه عملكرد گروه ايراني در مسئله پرونده هسته اي ايران چيست؟

عضويت در خبرنامه روزنامه

با عضويت در اين بخش شما آخرين اخبار و تحليل هاي روز را در صندوق پستي خود دريافت خواهيد نمود

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar