خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   چهارشنبه 24اسفند ماه 1384
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 حریم ملکوت   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 بادبادك   
 رسانه   
 بانوان   
 مردم   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ ورزش ]


سروان ايوانكوويچ در صميمانه ترين گفتگوي سال با قدس : من حافظ صلح هستم!

جنون سرعت (2)

آري هان: مدرسه فوتبال هلند را در پرسپوليس پياده مي كنم

خبر نگار قدس كارش را كرد ؛اكبر پور و ماماني باهم ناهار خوردند

بررسي تطبيقي استقلال، پاس و سايپا در كورس قهرماني ؛آبي ها چاره اي جز قهرماني ندارند!

فيگو:هيچ چيز در مورد ايران نمي دانم

بازگشت ماچالا به تيم ملي عمان

متسو سرمربي الاتحاد شد



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سروان ايوانكوويچ در صميمانه ترين گفتگوي سال با قدس : من حافظ صلح هستم!

٭ احد علوي- جواد رستم زاده
بلوار گلشهر در شمال خيابان جردن و آن هتل آپارتمان سفيدرنگ با آجرهاي كنگره اي طلايي رنگش حالا جزيي از تاريخ فوتبال ما شده اند. اين هتل آپارتمان چهارطبقه در چند سال اخير پذيراي مرداني بوده است كه اشك و لبخند ما با حضورشان پيوند خورده و وراي



هر قوميت و مليتي كه داشتند غم و شادي را به ما هديه كردند در اين ميان اما داستان ما و برانكو داستاني ديگر است. فوتبال ما با او بيش از اينكه طعم تلخي را چشيده باشد شيريني را مزه كرده و روزهايي را تجربه نموده كه ماندگارترينشان روز صعود به جام جهاني 2006 است. قهرماني در بوسان و درخشش در جام ملتها هم هست اما قبول كنيد پيروزي بر ژاپن در اوايل سال گذشته و شكست دادن بحريني هاي كوچولو و راهيابي به جام جهاني چيز ديگري بود.
با "احد علوي" شال و كلاه كرديم تا در واپسين روزهاي سال 84 ميهمان سرمربي تيم ملي باشيم. "برانكو" و "چلنگر" "احد" را به خوبي مي شناختند و مرا نه. با اين حال برانكو طوري با من رفتار كرد كه گويي مدتهاست مرا مي شناسد. آن لبخندش و آن خوش آمد بامزه ايراني اش مطمئنم سالها در خاطرم خواهد ماند. ما توسط برانكو دعوت مي شويم به اتاق 0401 يعني اتاقي كه ابتدا از بلاژويچ بوده و حالا اتاق برانكوست. وارد اتاق كه شديم قبل از اينكه مبلمان ساده اتاق و كتابها و نوارهاي ويديويي پرشمار نظرمان را جلب كند، عكسي بزرگ از برانكو همراه با دكتر ساعدي فر (پزشك تيم ملي) چشممان را به سينه ديوار مي كشاند. "احد" و "چلنگر" با هم توضيح دادند اين عكس در "بوسان" و پس از قهرماني گرفته شده است. برانكو با كت و شلوار سرمه اي و پيراهن صورتي كم رنگ به نظرم خيلي خوشتيپ تر آمد. نظرم را به "برانكو" گفتم و او پس از لبخندي معني دار گفت نظر شما برايم مهم است!
همين كه نشستيم "احد" توضيح داد كه از كجا آمده ايم و دنبال چه مصاحبه اي هستيم. "برانكو" روي مبلمان راحتي اش تكاني خورد و گفت از مصاحبه هاي كليشه اي خسته شده ام به همين دليل وقتي "احد" گفت مي خواهيم در مورد زندگي صحبت كنيم قبول كردم. بعد بلافاصله به "رضا" فهماند كه دستور چاي و شيريني بدهد.
به "چلنگر" گفتيم دوست داريم بدانيم در يك مصاحبه غيرفوتبالي "برانكو" دوست دارد از كجا شروع كند و "برانكو" اينگونه شروع كرد.

پدرم پليس بود
پدرم پليس بود و در شهر "وارژدين" خدمت مي كرد. من در 28 فوريه 1954 به دنيا آمده ام و كوچكترين فرزند خانواده پنج نفري مان هستم. دبستان و دبيرستان را در همان "وارژدين" و در مجتمع آموزشي "دتميرهرسك" به پايان بردم. جزء شاگردان ممتاز بودم و پدرم هميشه از اين بابت به خود مي باليد و مرا به رخ دوستان و آشنايانمان مي كشيد.
"احد" مي پرد وسط حرف برانكو و مي گويد درسهاي "زلاتكو" چطور؟ و برانكو جواب مي دهد او هم درسهايش خوب بود اما من شايد به اين خاطر كه كوچكترين فرزند بودم بيشتر مورد توجه قرار مي گرفتم. چلنگر البته اينگونه برايمان ترجمه مي كند. "ته تاقاري" و همگي مي خنديم.

پروفسور لقب من است
من مي گويم و دانشگاه؟ برانكو ادامه مي دهد براي دانشگاه مجبور شدم به "زاگرب" بروم و در دانشگاه "تيزولوژي" كه در آن تربيت بدني تدريس مي شد ثبت نام كنم. من در چارچوب علاقه ام به ورزش و فوتبال درسم را ادامه دادم و موفق شدم آموزشهاي عالي مربيگري را با بهترين نمرات فرا بگيرم و بالاترين مدرك مربيگري در يوگسلاوي را اخذ كنم. اين مدارك معتبر اما ظاهراً برانكو را راضي نكرده است چون مي گويد قصد دارم براي دكترا ادامه تحصيل دهم. من با تعجب مي پرسم اما به شما مي گويند "پروفسور".
چلنگر پس از شنيدن سؤال من و جواب برانكو ترجمه مي كند: "به محض اينكه فارغ التحصيل شدم اين لقب رسمي براي من درنظر گرفته شد اما فكر كنم در ايران بيشتر پروفسور يك عنوان باشد تا لقب. در ميان مربيان كروات هيچ كدام اين لقب را ندارند. من استاد آكادمي فوتبال كرواسي هستم و عاليترين مجوز مربيگري را از يوفا دريافت كرده ام.

در جنگ بالكان سروان بودم
"احد" مي گويد حالا كه بحث به اينجا رسيد دوست داريم بدانيم "برانكو" به چه معناست؟ "معني خاصي ندارد اما بيشتر مي توان اينگونه معرفي كرد "حافظ صلح". من شيطنت مي كنم و با لبخندي معني دار مي پرسم زمان "جنگ بالكان" شما واقعاً "حافظ صلح" بوديد؟
برانكو قهقهه مي زند و جواب مي دهد نه واقعاً مصاحبه متفاوتي است اين اولين بار است كه در ايران اين سؤال از من پرسيده مي شود. احد هم مي گويد "جواد بي خيال شو" و من مي گويم آقاي برانكو مي توانند به اين سؤال پاسخ دهند و برانكو مي گويد: "چرا جواب ندهم". من زمان جنگ بالكان به عنوان سروان ارتش بايد مي رفتم جنگ اما از آنجايي كه ليگ درحال برگزاري بود نرفتم و در زمين فوتبال ماندم اسلحه ما فوتبال بود و ما مأموريت داشتيم با نتايج خوب استقلال كرواسي را اعلام كنيم. يادم مي آيد ما بعضي وقتها كه بازيهايمان در نزديكيهاي خط مقدم برگزار مي شد در قالب واحدهاي نظامي- ورزشي به جبهه ها هم سر مي زديم و براي سربازان وطنمان هديه مي برديم و به آنها روحيه مي داديم. من زمان جنگ بالكان افسر احتياط در زمان صلح بودم."

من و "وسنا" عاشق هم هستيم
"احد" مي پرسد از آن روزهاي جنگ چه خاطره اي در ذهنتان مانده است؟
"نگراني هاي بي پايان همسرم به هنگام سفر به مناطق مرزي".
من مي گويم احساس مي كنم به همسرتان خيلي علاقه داريد چون در چندين مصاحبه كه از شما خوانده ام از دلتنگي هايتان براي او و دلواپسي هاي او براي شما گفته ايد.
برانكو مكثي مي كند توي چشمهايم نگاه مي كند مي گويد: "من و "وسنا" عاشق هم هستيم" و من مي پرسم اين عشق از كجا شروع شد؟
"در دبيرستان با هم آشنا شديم. "وسنا" چهارسال از من كوچكتر است. يعني آن زمان كه من درسم را تمام كردم او تازه وارد دبيرستان شده بود. با اين حال وقتي من رشته تربيت بدني را انتخاب كردم و او در رشته حقوق مشغول به تحصيل شد هم را فراموش نكرديم تا اينكه با هم ازدواج كرديم."
احد كه گويا يكبار همسر برانكو را از نزديك ديده مي گويد ببخشيد همسرتان آنگونه كه شما مي گويد چهارسال از شما كوچكتر است اما كمي از شما پيرتر ديده مي شود.
من لبم را مي گزم و "برانكو" و "چلنگر" لبخند مي زنند جواب برانكو بسيار عاشقانه است "كسي كه معشوقش را مي پرستد پير مي شود تا او جوان بماند"
ذوق زده شدم از اين جواب. احد هم همينطور. يك خانواده كاملاً عاطفي كه در اروپا معمولاً كمتر يافت مي شود.
برانكو توضيح مي دهد "برخلاف جو حاكم در كرواسي ما خانواده اي عاطفي داريم كه عاشقانه در كنار هم روزگار سر مي كنيم. من حتي با زلاتكو هم رابطه اي فراتر از آن چيزي كه شما فكر مي كنيد دارم. اتفاقاً همين عاطفي بودن ايراني هاست كه باعث شده در اينجا و كيلومترها دورتر از وطنم احساس راحتي بكنم."
برانكو تعارفمان مي كند كه چاي و شيريني مان را صرف كنيم. خودش هم تكه اي از كيك را در دهانش مي گذارد و جرعه اي چاي سر مي كشد.

20سالگي و كاپيتاني تيم ملي جوانان
احد از برانكو مي خواهد كه داستان آمدنش به ايران را برايمان تعريف كند. "من از 17سالگي فوتبال حرفه اي ام را شروع كردم و در 20سالگي كاپيتان تيم ملي جوانان يوگسلاوي سابق بودم. در همان زمان هم خاصيتهاي يك رهبر را نشان دادم تا اينكه سرانجام مربي شدم. وقتي من در "وارتكس" سرمربي بودم بلاژويچ هدايت تيم دينامو زاگرب را به عنوان رقيب برعهده داشت. فدراسيون كرواسي مقرر كرد من به همراه "بلاژويچ" و "ايويچ" به عنوان مربيان تيم ملي فعاليتمان را آغاز كنيم. در حقيقت رفاقت صميمي من و بلاژويچ از همان زمان آغاز شد. وقتي فدراسيون شما به "بلاژويچ" پيشنهاد سرمربيگري تيم ملي را داد او به من زنگ زد كه من به كمك تو در ايران نياز دارم و من هم با اينكه چند پيشنهاد ديگر داشتم فكر كردم ايران ميدان مبارزه خوبي است و چمدانهايم را بستم و به كشور شما آمدم."
من مي خواهم سؤالي بپرسم كه برانكو عذرخواهي مي كند و مي گويد "البته اين را اضافه كنم كه براي بار دوم كه تنها و به عنوان سرمربي به ايران آمدم فرصتي نشد تا با "بلاژ" مشورت كنم چون همه چيز سريع رخ داد."
حرفش كه تمام مي شود مي گويد "ببخشيد منتظر شنيدن سؤالتان هستم" مي گويم: با بلاژويچ اما خاطرات خوبي در ايران نداشتيد. شكست مقابل بحرين و بعد هم حذف از جام جهاني 2002.
"حق با شماست اتفاقات تلخي افتاد نمي دانم واقعاً چه بگويم اما روز خوبي نبود. بازي با بحرين را مي گويم خيلي از نكات منفي دست به دست هم دادند تا ما ببازيم آن هم به رغم شايستگي مان. شايد يكي از مهمترين نكات منفي خوشبيني و غرور زياد بازيكنان قبل از بازي بود. شايد يكي ديگر هم تأخير بازي ما مقابل بحرين بود كه باعث شد ما به جاي يكشنبه روز جمعه با تايلنديها بازي كنيم و تمام برنامه ريزيهايمان به هم بريزد. اجازه بدهيد خاطرات بد را فراموش كنم."

محبت ايراني را هيچ جا نديده ام
احد مي گويد پس برويم سر وقت صعود به جام جهاني با شما. برانكو مي گويد "چه بگويم شما اول گفتيد بحث فوتبالي و فني نمي كنيم" و من مي گويم نه سؤال ما براي بعد از جام جهاني است. در ايران مي مانيد؟ "متأسفانه ما مربيان نمي توانيم نقشه هاي طولاني بكشيم شايد بتوانيم يك قرارداد پنج ساله ببنديم اما اگر نتيجه نباشد اين قراردادها فايده اي ندارد. من 5 سال است كه در ايران هستم و به همراه دكتر دادكان و هيأت رييسه توانسته ايم در كنار روابط خوب كاري و انساني نتايج جالب هم بدست آوريم. باور كنيد من هيچ جاي دنيا محبتي را كه مردم ايران دارند نديده ام. اگر زبان مشترك پيدا شود مطمئن باشيد مي مانم.
احد مي گويد اما شما هنوز بعد از پنج سال نتوانسته ايد فارسي را به خوبي ياد بگيريد؟ همه مي خنديم "ايوانكوويچ" مي گويد "منظورم از زبان مشترك چيزهاي ديگر است" من مي گويم ولي جداً چرا هنوز پس از پنج سال نمي توانيد فارسي را حتي آماتور وار صحبت كنيد. شايد تقصير چلنگر است؟
بازهم همه مي خنديم و برانكو مي گويد: "حتماً! البته خودم هم مقصرم واقعيت اين است كه زبان فارسي سخت نيست بلكه كلماتش سخت است!! از طرف ديگر ما مربيان كارمان ثبات ندارد و نمي دانيم در آينده چه اتفاقي مي افتد براي همين نمي توانيم درخصوص چنين يادگيريهايي تصميم بگيريم."
احد سؤال مي كند آقاي برانكو "رضا" را تعريف كن؟! برانكو كمي مكث مي كند به صورت رضا چلنگر خيره مي شود و بعد در حاليكه مي خندد مي گويد "ستاره اي هم پاي ستاره هاي هاليوود". چلنگر از خنده ريسه مي رود و وقتي جملات برانكو را ترجمه مي كند و ماهم.

شكست كرواسي در فينال
راستي دوست داشتيد در جام جهاني2006 اگر با ايران نبوديد با كدام تيم حاضر مي شديد؟ سؤال من را برانكو اينگونه جواب مي دهد "هر سرمربي دوست دارد سرمربي تيم ملي كشور خودش باشد. من هم همين احساس را دارم. اما دوست دارم حالا كه با ايران به جام جهاني رسيده ام در فينال با كرواسي روبرو شويم و آنها را شكست دهيم!".
احد مي گويد شوخي مي كنيد؟ برانكو مي گويد: "به اين خاطر كه با سرمربي كرواسي خيلي رفيق هستم و با هم خيلي "كري" داريم دوست دارم اين اتفاق بيفتد. ضمن اينكه بدنيست بدانيد ظرف چهارسال گذشته سه بار به من پيشنهاد شد كه سرمربي كرواسي شوم اما به خاطر قراردادي كه با شما داشتم ماندم."
من سؤال مي كنم ظاهراً با دادكان خيلي راحتيد؟
دادكان مديري نوآور است كه فوتبال را مي فهمد. اما زمان فراهاني هم روزهاي خوبي داشتم. فراهاني مرا به ايران آورد و من از اين بابت هميشه از او متشكرم. او كارهاي زيربنايي فوق العاده اي انجام داده كه اثراتش تازه مشخص شده است. به نظر من دادكان و فراهاني هر دو دوران سخت كاري را به خوبي پشت سر گذاشتند. منظورم دوره گذر از آماتوريسم به دوره حرفه اي است كه سخت ترين دوران محسوب مي شوند. در كرواسي 40سال است فوتبال حرفه اي آغاز شده اما هنوز ضعف هايي وجود دارد.
براي اينكه حال و هوا كمي عوض شود من مي پرسم هفت سين را دوست داريد و او مي گويد "خيلي. احساس خوبي به من دست مي دهد وقتي هفت سين مي بينم. رضا هميشه برايم از سنتهاي ايراني مي گويد و من لذت مي برم."

جنگ ستاره ها براي يك ستاره
از برانكو خواهش مي كنيم در آستانه سال نو براي ما و شما چيزي بنويسد و او مي نويسد، "هرگز نخواه از تو خواهش كنند تا به وطنت كمك كني. تيم ملي فوتبال شما ملت بزرگ ايران توانست همراه ستاره هايي در قالب بازيكن به آسمان جام جهاني برسد. همه آن ستاره ها اما براي يك ستاره جنگيدند و آن ستاره نشان پرچم ايران بزرگ بود. بازيكنان من آماده اند تا خود را قرباني پرچم سه رنگ نقش بسته بر سينه شان كنند سال خوبي داشته باشيد."

برانكو عاشق ديزي
تقريباً مصاحبه تمام شده است و ما مي خواهيم خداحافظي كنيم كه برانكو مي گويد شام پيش ما باشيد. مي خواهم آبگوشت سفارش دهم. احد نه، اما من چارشاخ مي شوم. چلنگر كه تعجب من را مي بيند مي گويد يكبار براي برانكو ديزي سفارش دادم و او از همان موقع هرچند وقت يكبار هوس آبگوشت مي كند و ديزي سفارش مي دهد.
دعوت برانكو را به خاطر مشغله كاري و البته كمي رودربايستي رد مي كنيم و از هتل گلشهر خارج مي شويم. قبل از خروج برانكو اين جمله را مي گويد: موقع سال تحويل براي دختر من دعا كنيد. چلنگر توضيح مي دهد كه دختر برانكو بيماري قلبي دارد و ما به برانكو قول مي دهيم كه توي مطلبمان بنويسيم ايراني هاي دوست داشتني براي دختر برانكو ايوانكوويچ دعا كنند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جنون سرعت (2)

٭ گروه ترجمه:سرويس ورزش
همان طور كه در قسمت قبلي وعده كرده بوديم. سعي داريم تا شما را بيشتر با مسابقات فرمول يك آشنا سازيم. در اين قسمت به بررسي وضعيت تيمهاي حاضر در فصل 2006 مي پردازيم و البته به طور اختصار وقايع گذشته آنها را هم مرور خواهيم كرد.





رنو؛ سرمست از قهرماني
كمپاني فرانسوي رنو در زمينه توليد ماشين از سابقه تاريخي نسبتاً زيادي برخوردار است. اما علاقه آنها براي شركت در مسابقات فرمول يك به سال 1977 بر مي گردد. آنها كار خود را در گراندپري بريتانيا با داشتن يك ماشين و سپردن آن به راننده اي فرانسوي به نام "ژان پير ژابلي" آغاز كردند، اما عليرغم حضور در چهار گراندپري ديگر آن فصل به هيچ امتيازي دست نمي يابند. در واقع علت اين امر نوع ماشين آنها بود به طوري كه در آن سالها به آن لقب "قوري زرد" داده بودند. و اين "قوري زرد" فرانسوي بسيار نامطمئن بود. اما مسؤولان كمپاني رنو پس از آن همه مسخره شدن، با اعمال تغييراتي بر روي ماشين فرمولي خود به مسابقات بازگشتند كه البته نتيجه هم گرفتند. "ژابلي" توانست در گراندپري فرانسه به سال 1979، مقام اول را به دست آورد و ديگر هم تيمي او "رنه آرنوكس" توانست مقام سوم همان مسابقه را كسب كند تا رنو به اولين امتياز و افتخارش در سطح فرمول يك دست يابد. در سال 1982 كمپاني رنو با به خدمت گرفتن "آلن پراست" راننده شاخص فرانسوي سعي داشت تا به موفقيتهاي بزرگي دست يابد. نتيجه اين امر در سال 1983 مشخص شد، جايي كه "پراست" و "آرنوكس" با كسب پيروزيهاي زياد توانستند تيم رنو را به نايب قهرماني مسابقات برسانند، اما دو سال بعد مسؤولان رنو تصميم مي گيرند كه ديگر ماشيني را در سطح مسابقات فرمول نداشته باشند و فقط به عنوان تغذيه كننده تيمهاي ديگر مثل "لوتوس" و "ويليامز" به كار خود ادامه دهند.
سالهاي مياني دهه 90 را بايد اوج موفقيت و همين طور حكمراني موتورهاي رنو در فرمول يك دانست، زيرا تيمهاي "ويليامز" و"بنتون" در طي سالهاي 92 تا 97 توانست با موتورهاي رنو كه بر روي ماشينهاي آنها نصب بود، قهرمان فرمول يك شوند، همين مسأله باعث شد كه مسؤولان رنو به فكر بازگشت دوباره به رقابتها بيفتند. به همين خاطر با خريداري امتياز تيم "بنتون" و اعلام اين كه از سال 2002 اين تيم با نام "رنو" وارد مسابقات فرمول مي شود، شروع به آماده سازي خود كردند. البته در 2حضور ابتداييشان به موفقيت خاصي دست نيافتند ولي با كسب مقام چهارم تيمي در فصل 2004، به آينده و كسب پيروزي اميدوار شدند. سال 2005 را بايد سال آرزوهاي رنو ناميد، چراكه آنها با در اختيار داشتن راننده سرشناسي چون "جيانكارلو فسيچلا" و جوان جوياي نام اسپانيايي "فرناندو آلونسو" به بزرگترين افتخار تاريخ خود در عرصه فرمول يك رسيدند. شايد موتورهاي "RS-25" رنو ياراي رقابت با موتورهاي سريع و قدرتمند "مرسدس بنز- مك لارن" را نداشتند، اما نبوغ و مهارت بي نظير "آلونسو" باعث شد تيم رنو به عنوان اولي دست پيدا كند و "آلونسو" تاج زرين جوانترين راننده قهرمان كل تاريخ مسابقات فرمول يك را بر سر بگذارد. حالا براي فصل 2006 تيم رنو از موتور جديدي بهره خواهد برد (RS-26) تا بتواند از عنوان قهرماني خويش دفاع كند.

ويليامز؛ سرباز پرافتخار انگليسي
"سر فرانك ويليامز" مؤسس تيم ويليامز اف يك در سال 1975 به فكر حضور در رقابتهاي فرمول يك افتاد و با تشكيل تيم ويليامز در آكسفورد شاير انگلستان خود را براي حضور در رقابتهاي فرمول يك 1978 آماده كرد. "آلن جونز" اولين راننده تيم ويليامز بود كه در رقابتهاي فرمول يك شركت مي كرد، اما وي نتوانست براي تيمش افتخاري كسب نمايد.
در 1979 "كلي رجاتزوني" توانست در گراندپري بريتانيا به پيروزي دست يابد تا تيم ويليامز طعم پيروزي را بچشد. سال 1980 براي ويليامز خاطره خوبي به همراه داشت، چرا كه "رجاتزوني" با قهرماني در رقابتهاي آن فصل هم خود به عنوان اولين راننده قهرمان ويليامز شناخته شود و هم ويليامز نخستين قهرماني تيمي اش را جشن بگيرد.
در دهه 90 هم پيروزيهاي ويليامز ادامه داشت. آنها با رانندگان قابلي همچون "نايجل منسل" و "آلن پراست" توانستند بار ديگر بر سكوي اول رقابتهاي فرمول يك بايستند، اما طالع نحس هم گريبان تيم ويليامز را گرفت. ابتدا خداحافظي "آلن پراست" در سال 1993 و سپس كشته شدن "آيرتون سنا" برزيلي در هنگام رقابت با "ميشاييل شوماخر" در فصل 1994. فاجعه كشته شدن "سنا" در "ايمولا" باعث شد تا سايه غم و اندوه بر مسابقات آن فصل فرمول يك مستولي شود ولي در پايان فصل قهرماني تيم ويليامز، باعث شد تا مسؤولان اين تيم غم آن حادثه را فراموش كنند.
تيم ويليامز توانست 2بار ديگر در سالهاي 96 و 1997 به عنوان قهرماني دست يابد و آخرين راننده قهرمان آنها "ديمون هيل" نام داشت. پس از آن سال تيم ويليامز شروع به همكاري با كمپاني "بي.ام.و" نمود، ولي هرگز نتوانست افتخارات گذشته را كسب كند. فصل گذشته هم براي ويليامز سال خوبي نبود. كسب مقام پنجم تيمي آن هم - قرارگرفتن پشت سر "تويوتا" تازه وارد- و بعد هم اعلام جدايي كمپاني "بي.ام.و" و راننده آلماني آنها "نيك هايدفيلد". اما ويليامز اميدوار است تا با رانندگاني به نامهاي "مارك وبر" و "نيكو روسبرگ" بتواند افتخارات خوب گذشته را تكرار كند. آنچه كه مسلم است تيم ويليامز يكي از بزرگترين غولهاي رقابتهاي فرمول يك است. آنها با 9قهرماني تيمي، هفت قهرماني انفرادي ـ راننده قهرمان فصل از تيم ويليامز بوده است- و كسب 100پيروزي در مسابقات به اين مهم دست يافتند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آري هان: مدرسه فوتبال هلند را در پرسپوليس پياده مي كنم

سرمربي هلندي تيم فوتبال پرسپوليس گفت: باشگاه پرسپوليس محبوب و بزرگ است و وظيفه من رساندن تيم فوتبال باشگاه به جايگاه اصلي اش است.




"آري هان" در رابطه با برنامه هايش در اين زمينه گفت: مي دانم كه پرسپوليس در چند سال گذشته وضعيت خوبي نداشته است. يكي از دلايل آمدنم به ايران هم همين بوده كه تلاش كنم پرسپوليس را براساس نام و اعتبارش به شرايط خوب و مطلوب گذشته بازگردانم. بر اين مبنا تلاش خواهم كرد مدرسه فوتبال هلند را در پرسپوليس پياده كنم. چون خودم براساس اين مكتب در فوتبال رشد و ارتقا يافتم.
وي اضافه كرد: به طرفداران پرسپوليس حق مي دهم كه از وضعيت موجود ناراضي باشند، اما آنان بايد كمي صبر كنند و اجازه دهند كه كادر فني جديد تفكرات و برنامه هايشان را به اجرا بگذارند. بايد بگويم من به گذشته و مسايل و مشكلات قبلي باشگاه زياد كاري ندارم و آمده ام همه چيز را از صفر شروع كنم و با شيوه ها و متدهاي روز فوتبال، پرسپوليس را به شرايط مطلوب برسانم.
"آري هان" با اشاره به اين كه درپرسپوليس "يونگ" دستيار اولش به حساب مي آيد، گفت: همان كادري كه در تيم ملي چين با من كار مي كردند، در پرسپوليس هم كنار دستم هستند تا همان گونه كه در چين نتيجه گرفتيم، در پرسپوليس هم به نتايج موردنظر دست يابيم.
وي در عين حال از كساني كه حميد استيلي را به عنوان دستيار به او معرفي كرده اند تشكر كرد و گفت: از حضور حميد استيلي در كنارم خوشحالم، زيرا او توانايي بالايي دركار مربيگري دارد و با توجه به اين كه بازيكن بزرگي بوده و سالها نيز در پرسپوليس زحمت كشيده، مي تواند همكار خوبي برايم باشد تا آنجا نيز كه من مي بينم امروز در باشگاه افراد زيادي براي موفقيت تيم زحمت مي كشند و همه نيز در اين راه با يكديگر متحد هستند.
سرمربي هلندي پرسپوليس با اعلام اين كه نمي داند چرا محمود خوردبين از سرپرستي تيم كنار رفته، گفت: به طور مسلم ما در كنارمان نياز به يك سرپرست داريم تا برنامه هاي تيم را هماهنگ كند. با اين حال انتخاب سرپرست جديد به مديرعامل باشگاه برمي گردد.
"آري هان" درباره تيم ملي فوتبال ايران گفت: با شناختي كه از فوتبال ايران و لژيونرهايش دارم معتقدم كه تيم ملي ايران، تيم قدرتمندي است. نكته مهمي كه در رابطه با اين تيم وجود دارد اين است كه بايد همه دست به دست هم بدهند تا ايران از گروهش صعود كند،فكر مي كنم كه ايران مي تواند از اين گروه صعود كند.
وي گفت: متأسفانه در خارج تبليغات روي تيم ملي فوتبال ايران ضعيف است و خيليها نمي دانند كه ايران به جام جهاني آلمان صعود كرده است كه بايد در اين زمينه با تبليغات بيشتري وارد شويد.
آري هان در پاسخ به اين نكته كه رسانه هاي خارجي اعلام كرده اند كه شما براي تصدي سرمربيگري تيم ملي ايران راهي اين كشور شده ايد، گفت: نه اصلاً چنين مسأله اي نيست و من براي آمدن به ايران با آقاي محمد حسن انصاري فرد صحبت كرده ام و حتي وقتي با پيشنهادهاي جديدي مواجه شدم، زير قولم نزدم و ديديد كه طبق توافق انجام شده در زمان مقرر به تهران آمده و كارم را شروع كردم. با اين حال طبيعي است كه اگر در آينده به من پيشنهاد مربيگري تيم ايران شود، به آن نه نمي گويم.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خبر نگار قدس كارش را كرد ؛اكبر پور و ماماني باهم ناهار خوردند

٭ رضا خسروي
جلوي در ورودي هتل المپيك چيزي كه بيش از همه جلب توجه مي كند انواع اتومبيلهاي مدل بالاست كه تمام فضاي مقابل هتل را پركرده است. رفت و آمد آدمهاي معروف هم به جلب توجه بيشتر كمك مي كند. هر چند هتل المپيك در طول روز چهره هاي معتبر و سرشناسي را به خود مي بيند اما مهمانان امروز و ديروز بسيار معروف تر از گذشته بودند. اولين مهمان سرشناس مهدي قدمي،



رئيس مجمع سالانه فدراسيون فوتبال است كه مقابل در ورودي با يكي از مسؤولان هيأتها مشغول صحبت است. حضور قدمي خارج از جلسه مجمع عمومي فدراسيون فوتبال، نشان دهنده تمام شدن آن است. اما ما براي اتفاق ديگري به هتل المپيك رفته ايم. عقربه هاي ساعت چند دقيقه گذشته از ساعت يك بعدازظهر را نشان مي دهد. آفتاب گرم اواخر اسفندماه بهترين شرايط را براي محمد حسين قريب فراهم كرده كه كمي دورتر از محوطه هتل مشغول صحبت با تلفن همراهش باشد.
او منتظر مديرعامل تيم رقيب است. محمد حسن انصاري فرد در تماس خبرنگاري كه واسطه اصلي برگزاري اين جلسه بوده است عنوان مي كند كه ده دقيقه ديگر به هتل المپيك خواهد رسيد. در اين فرصت اتومبيلهاي مدل بالاتري وارد محوطه مي شوند و از قضا چهره هاي شناخته شده اي هم از اين اتومبيل ها پياده مي شوند. پژمان جمشيدي، محمد نصرتي، حسن رودباريان، آرش برهاني و مصطفي دنيزلي به همراه راننده اش وارد هتل مي شوند. بازيكنان پاس قبل از ورود به هتل با قريب خوش و بش مي كنند و در اين بين آرش برهاني و خسرو حيدري كه بعداً به جمع اضافه مي شوند زمان بيشتري را دركنار مديرعامل باشگاه استقلال سپري مي كنند.
با رفتن بازيكنان پاس، سر و كله نظري جويباري، سرپرست استقلال با يك دستگاه زانتياي مشكي پيدا مي شود. بعد از او هم سياوش اكبرپور با بنز سفيد رنگ آخرين مدل وارد محوطه هتل المپيك مي شود. او هنگام رانندگي هم عجول است. سرعت او هنگام پارك كردن توجه همه را به خودش جلب مي كند. استقلالي ها همه آمده اند اما از پرسپوليسيها هنوز خبري نيست. چند دقيقه بعد انصاري فرد با
"وادي خيل" معاون ورزشي باشگاه و راننده اش وارد مي شوند. روبوسي اولين كار انصاري فرد در رويارويي با قريب است. بعد از خوش و بشهاي اوليه قريب رو به انصاري فرد كرد و به شوخي گفت: مگر بازيكنان با هم درگيري پيدا كنند كه ما همديگر را ببينيم.
با حضور انصاري فرد، حاضران به سمت يكي از اتاقهاي كنفرانس هتل المپيك مي روند اما هنوز محمد رضا ماماني خود را به هتل المپيك نرسانده است. همه منتظراو هستند. 10 دقيقه اي از نشستن مديران دو باشگاه و سياوش اكبرپور مي گذرد كه انصاري فرد تلفني پيگير حضور ماماني است. از آن سوي خط يكي مي گويد ماماني نمي آيد و انصاري فرد با فرو خوردن عصبانيتش مي گويد: بگو انصاري فرد گفت بيا. مديرعامل پرسپوليس بلافاصله اتاق را ترك مي كند. او به سمت درخروجي هتل مي رود. ماماني را كه بيرون ايستاده به داخل دعوت مي كند. او نمي خواهد وارد اين جلسه شود اما با اصرار انصاري فرد مي آيد. انصاريفرد وارد مي شود و توضيحات پدرانه را به او مي دهد: "الآن فكر مي كنند مقصري. بيا تو و مثل مرد حرفهايت را بزن. بعضيها مي خواهند از آب گل آلود ماهي بگيرند. بيا تو" و انصاري فرد و ماماني وارد اتاق مي شوند. قريب مي گويد: " برو اكبرپور را ببوس" لحظه حساسي است. فلاش دوربينها يك لحظه قطع نمي شود. دو بازيكن با اكراه يكديگر را مي بوسند و مي نشينند. قريب دوباره مي گويد: "حالا كه نشستيد يك بار ديگر هم همديگر را ببوسيد." عكاسها كم نمي آورند و مي گويند: دوباره.. دوباره. اكبرپور رد مي كند و مي گويد: شيريني اش به همان دو بار است. اما با اصرار عكاسها براي بار سوم همديگر را مي بوسند. قريب شروع مي كند به صحبت كردن:"اميدواريم اين اتفاقها تجربه خوبي براي آينده و بازيكنان جوان ما باشد تا درآينده بيشتر مراقب رفتار و اعمال خود باشند."
مديرعامل باشگاه استقلال ادامه مي دهد: بازيكنان بزرگي در فوتبال ما حضور داشته اند كه باوجود بالا بودن سطح فني شان به دليل وارد شدن به مسايل حاشيه اي عمر ورزشي كوتاهي داشته اند و خيلي زود صحنه ورزش را ترك كرده اند.
قريب ادامه داد: براي اين كه بازيكنان استقلال و پرسپوليس بتوانند انتظارات هواداران خود را برآورده كنند بايد به مسايل اخلاقي توجه بيشتري داشته باشند و در ميادين حساس، مسايل اخلاقي را بيشتر رعايت كنند.
مديرعامل باشگاه استقلال در پايان گفت: از اين كه رسانه ها زمينه ساز برگزاري اين جلسه دوستي شده اند از همه تقدير و تشكر مي كنيم و اميدوارم ديگر شاهد چنين اتفاقهايي نباشيم.
بعد از او نوبت به محمدحسن انصاري فرد، مديرعامل باشگاه پرسپوليس مي رسد. او هم مي گويد: دو باشگاه استقلال و پرسپوليس تأثيرگذارترين باشگاهها بين اهالي فوتبال هستند كه همين امر وظيفه بازيكنان دو تيم را در قبال مسايل اخلاقي و فرهنگي سنگين تر مي كند.
بعد از محمدحسن انصاري فرد، همه منتظرند تا اكبرپور و ماماني براي حاضران صحبت كنند. اما نه آنها چيزي مي گويند و نه كسي مي خواهد كه چيزي بگويند. بلافاصله دوربينها به سراغ انصاري فرد و قريب مي روند. بازهم اول قريب صحبت مي كند. همان صحبتهاي قبلي را با كمي پس و پيش كردن جملات تكرار مي كند. نوبت كه به محمد حسن انصاري فرد مي رسد اول كمي سر به سر گزارشگر تلويزيون مي گذارد: "من كه حرفهايم را زدم" گزارشگر مي گويد: خوب حالا يك بار ديگر بگو. و محمد حسن انصاري فرد دوباره همان حرفهاي قبلي را تكرار مي كند.
نفر سوم سياوش اكبرپور است كه صحبت مي كند: "قبول دارم كه اشتباه كردم. بچگي كردم. وقتي بيرون رفتم تازه فهميدم چيكار كرده ام. چند بار به موبايل كاظميان زنگ زدم و از جواد خواستم تا عذرخواهي مرا به گوش ماماني برساند. الآن هم عذرخواهي مي كنم. اما اكبر پور در ابتداي صحبتهايش به نكته اي اشاره مي كند كه نشان مي دهد درگيري پايان بازي او و ماماني در طول بازي هم ادامه داشته است. او در شروع صحبتهايش گفت: اولين و بزرگترين لطمه اي كه خوردم در همان بازي بود. اصلاً نتوانستم بازي عادي خودم را انجام دهم. دليلش اين بود كه وارد اين مسايل شده بودم. الآن هم پشيمان هستم و اميدوارم بتوانم در بازيهاي آينده جبران كنم."
بعد از او نوبت به ماماني مي رسد. او كه قبل از حضورش در جلسه حسابي براي اظهار نظرهايش توجيه شده بود، كاملاً هول مي شود. دست و پايش را گم مي كند و نمي داند چه مي گويد: من به عشق هواداران استقلال بازي مي كنم!. قول مي دهم جبران كنم. همه تلاشم را مي كنم كه دل هواداران استقلال را به دست بياورم. اميدوارم مردم مرا ببخشند. همين جملات كوتاه نشان مي دهد كه او هنوز در دوران گذر از گمنامي و مظلوميت بسر مي برد و مثل خيلي از بازيكنان استقلال و پرسپوليس گذشته اش را فراموش نكرده است. هنوز راه و چاه اتهام زدن به ديگران و طفره رفتن را ياد نگرفته است. با دستپاچه شدن او اوضاع كمي خرابتر مي شود. به نظر مي رسد كه هواداران پرسپوليس از او به خاطر اين اظهاراتش انتقاد خواهند كرد.
بعد از اظهارات طرفين درگيري، خبرنگاران محل هتل را ترك مي كنند. انصاري فرد، قريب، نظري جويباري، ماماني و اكبرپور به سمت رستوران حركت مي كنند تا در كنار يكديگر ناهار را صرف كنند. قريب شوخ تر از همه است. او مدام مي گويد و مي خندد. ساكت ترين فرد ماماني و اكبرپور هستند كه وارد رستوران مي شوند و اينجا هم ظاهراً كنار هم مي نشينند اما نگاهي به هم نمي اندازند. قريب روي ميز ناهار مشغول صحبت با دوربين خبرساز است. او در ادامه شوخ طبعي هايش چند دقيقه اي هم سر به سر گزارشگر دوربين خبرساز مي گذارد. بعد از صرف ناهار لذيذ، همه چيز ختم به خير مي شود و از همانجايي كه درگيريهاي دربي شصتم شروع شده بود در همانجا هم به پايان رسيد و هركس به سراغ كارش رفت. به اميد تكرار نشدن اين درگيريها در بازيهاي بعدي.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بررسي تطبيقي استقلال، پاس و سايپا در كورس قهرماني ؛آبي ها چاره اي جز قهرماني ندارند!

وحيد ضرابي نسب
پنج هفته ديگر به پايان پنجمين ليگ برتر مانده است. به همين سادگي و به همين خوشمزگي! يك فصل جار و جنجال و برو و بيا و زد و خورد و هيجان و استرس دارد تمام مي شود تا باز دوباره از سر نو همه چيز از سال آينده و در فصل جديد تكرار گردد. نمي خواهيم مثل پدر بزرگها بنشينيم و آموزه هاي ليگ پنجم را بشماريم يا اتفاقهاي آن را وقايع نگاري كنيم، كه اين بماند براي پايان فصل.
اما در اين فرصت، قصدمان اين است كه وضعيت صدرنشيني را بررسي كنيم و سه تيمي را كه هنوز شانس قهرماني دارند، از هر نظر با هم مقايسه نماييم. گر چه در فوتبال عجيب و غريب ما، هيچ چيز قابل پيش بيني نيست و نمي شود روي يك حدس و گمان ماند، اما نماي كلي تيمها و بازيهاي آينده پيش رو، تا حدودي برايمان روشن مي كند پايان داستان چه خواهد شد.





5 بازي آسان آسان آسان!
مي گوييم استقلال چاره اي جز قهرماني ندارد و روي آن هم كلي حرف داريم. حتي اگر به وضعيت فعلي آنها و مهره هاي كارآمدشان كاري نداشته باشيم، وقتي به برنامه بازيهاي آينده آبي ها مي نگريم و آن را با ديدارهاي پاس و سايپا مقايسه مي كنيم، تقريباً مطمئن مي شويم استقلال بايد قهرمان شود. مثل امروز آنها مثل مهاجمي است كه هيچ كس را در دروازه حريف نمي بيند و اتفاقاً در فاصله 5 متري دروازه ايستاده؛ براي چنين بازيكني به مراتب گل نزدن سخت تر از گل زني است.
نگاه كنيد. آبي ها جمعه اين هفته بايد به مصاف شموشك پربحران بروند. نگوييد اتفاقاً بازي مقابل اين تيم ها خطرناك تر است كه بي شك استقلال در خانه از نوشهري ها با چند گل پذيرايي مي كند؛ اين يك بازي آسان ... اتفاقاً هفته بعدش آنها به يزد مي روند تا با يك تيم ته جدولي ديگر مصاف كنند كه مطمئناً نتيجه اي جز پيروزي نصيبشان نمي شود. تا اينجا شد شش امتياز ... بعدش استقلال با فولاد بازي دارد. قبول داريم بازي سختي است، اما اگر در اهواز بود! در استاديوم آزادي معمولاً كار آبي ها راحت است. و هفته بعد هم در اصفهان با ذوب آهن بازي دارند كه شايد سخت ترين نبردشان باشد. اما هفته آخر خيلي راحت در تهران به مصاف برق مي روند. بسيار آسان مي شود حدس زد حداقل امتيازي كه استقلال از اين 5 بازي اش مي گيرد 13 امتياز است و تفاضل گل خوبي هم مي تواند براي خودش جور كند. اين از آبي ها ...

و بازيهاي سخت سبزها و نارنجي ها
اما پاس بايد سخت ترين بازيهايش را انجام دهد. صدرنشين فعلي اين هفته در اصفهان به مصاف ذوب آهن مي رود كه نشان داده اين هفته ها تيم خطرناكي است و در خانه امتياز به حريف نمي دهد. باز هفته بعد سبزه قباها به تور يك اصفهاني ديگر خورده اند. سپاهان و تاوارس حتي در دستگرمي هم مي توانند خطرساز باشند و از حريف امتياز بگيرند. برق شيراز اگر چه تيم پر و پيماني نيست، اما بازي در حافظيه آن هم در هفته هاي پاياني عذاب آور است؛ بخصوص كه هفته آينده اش هم به يك تيم شيرازي بازي داشته باشد! و هفته آخر در حالي كه استقلال در خانه بازي آساني دارد، پاسي ها بايد به مصاف صباباتري صد در صد آماده آن هم در صباشهر بروند. قبول كنيد دنيزلي و شاگردانش كار بسيار سختي دارند. به نظر حداكثر امتيازي كه آنها بتوانند از اين ميادين جمع كنند، 9 امتياز باشد.
از آن طرف، سايپا هم كه هنوز در كورس قهرماني مانده است، كار آساني ندارد. آنها اين هفته با ابومسلم در مشهد بازي دارند كه به نظر نخواهند توانست پيروز باشند چون شگرد بازي هر دو مربي شبيه هم است. بعدش در تهران مقابل استقلال اهواز اوج گرفته به ميدان مي روند و هفته بعد بازي آساني با راه آهن در زمين اين تيم دارند. اما نبردشان با سپاهان و هفته آخر جدال در حافظيه شيراز با غلام پيرواني، حسابي دست و بالشان را مي بندد. خيلي اگر خوش بين باشيم، بيشترين امتيازي كه آنها از 5 بازي باقي مانده بگيرند، 10 امتياز است.

از روي كاغذ تا توي ميدان
اينجوري اگر حساب كنيد، طبق پيش بيني ها استقلال با امتيازي بين 60 تا 62 قهرمان خواهد شد و پاس با رنج 57 تا 59 تا دوم. سايپا هم احتمالاً امتيازهايش بين 54 تا 56 خواهد بود. بنابراين خيلي آسان مي شود حدس زد آبي ها به راحتي مي توانند قهرماني اين فصل را از آن خود كنند.
البته اينها را شرايط جدول و روي كاغذ به من و شما مي گويند. برگرديم به همان مهاجم جلوي دروازه بان بي گلر همه چيز مهياي گل زني اوست، ولي اگر او به تير دروازه زد يا روي زمين لغزيد و توپ را از دست داد، نمي توان گفت فرصت خوبي نداشت ...
بد نيست روي نيمكت اين 3 تيم مدعي هم سري بزنيم. مصطفي دنيزلي يك مربي تمام حرفه اي است. گر چه حدس زده مي شد پاس با او نتايج بهتري كسب كند، اما تمام رفتارها و برنامه هاي او طي اين چند ماهه نشان از حرفه اي گري اش دارد. او مي داند چگونه از بدترين شرايط بهترين نتايج را بگيرد. پاسي ها با حذف از جام حذفي تنها چشم به ليگ دوخته اند و مي دانند بازيهاي سختي پيش رو دارند. تفكرات و انديشه هاي حرفه اي مرد ترك شايد برگ برنده سبزه قباها باشد. به علاوه، جنگ رواني كه هميشه اين تيم نظامي استاد آن بوده است. اصلاً بعيد نيست با يك برنامه طراحي شده روحي رواني ديگر، در اين 5 هفته و البته با نقشه هاي دنيزلي، قهرماني به سمت آنها بيايد.
قلعه نويي مربي جوان و جسوري است. او تيم استقلال را يكي دو فصل است متحول كرده و توانسته به كورس برگرداند. اما بارها گفته ايم او مدل جوان شده و كوچكتر علي پروين است و ديگر در فوتبال مثلاً مدرن، سيستم هاي اين چنيني جواب نمي دهد. اميرخان نتوانسته هيچ تمهيدي براي مهاجمان گل نزن خود بينديشد و يا اشتباهات شخصي خط دفاعي اش هنوز پابرجاست.
استقلال در تاكتيك حريف معمولاً گم مي شود و نمي تواند دست رقيب را بخواند و تعويضهاي قلعه نويي هم خوب نيست. ممكن است تمام اين عوامل باعث شود قهرماني جام كه تقريباً در دستان آبي هاست، به همين راحتي بپرد.
بيژن ذوالفقار نسب هم كه مدتي بود تيمش خوب و جذاب بازي مي كرد، حالا كه به هفته هاي پاياني رسيده به همان بازي مخصوص خودش بازگشته است. خفه كردن حريف، پاتك به حملات آنها و رسيدن به حداقل گل روي ضد حملات و حركات انفجاري. اين تاكتيك اتفاقاً در فوتبال ما خوب جواب مي دهد و دكتر هم مي داند تنها راهي كه او را در بين مدعيان قرار مي دهد، همين بردهاي يك بر صفر است.
روي كاغذ و طبق برنامه آينده تيم ها، استقلال قهرمان است. هيچ شكي نكنيد. اما وقتي روي نيمكت مربيان را نگاه مي كنيم و انديشه هاي تاكتيكي و المانهاي روحي رواني را مي شناسيم، فكر مي كنيم شايد آن مهاجم دروازه خالي را هم از دست بدهد و گل نزند. نظر شما چيست؟
ديدارهاي باقي مانده سه تيم اول جدل.
استقلال
شموشك (تهران)
شهيد قندي (يزد)
فولاد خوزستان (تهران)
ذوب آهن (اصفهان)
برق شيراز (تهران)

پاس
ذوب آهن (اصفهان)
سپاهان( تهران)
برق شيراز (شيراز)
فجر سپاسي (تهران)
صبا باتري (تهران)

سايپا
ابومسلم (مشهد)
استقلال اهواز (تهران)
راه آهن (تهران)
سپاهان (تهران)
فجر سپاسي (شيراز)


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
فيگو:هيچ چيز در مورد ايران نمي دانم

لوييز فيگو، ستاره پرتغالي اينترميلان در مصاحبه اي اختصاصي با سايت رسمي فيفا درباره موضوعات گوناگوني صحبت كرده است.
فيگو پس از حضور نزديك به يك دهه در فوتبال اسپانيا، حالا اولين فصل خود در كالچيو را همراه با اينتر تجربه مي كند. از افتخاراتي كه هافبك تواناي پرتغال تا به حال كسب كرده است، مي توان به قهرماني در جام يوفا، قهرماني جام باشگاههاي اروپا، قهرماني جام باشگاههاي جهان و كسب مقام دوم جام ملتهاي اروپا اشاره كرد.




فيگو حالا مي كوشد تا با كمك هم تيميهايش اينترميلان را تا آخر فصل در جايگاه دوم كالچيو نگهدارد. به نظر مي رسد، اين فصل تيمي نمي تواند جلوي يوونتوس يكه تاز را بگيرد.
هافبك 33 ساله اسبق بارسلونا و رئال كه يك بار هم به عنوان برترين بازيكن فوتبال دنيا انتخاب شده است، در مصاحبه خود از زندگي جديد در ايتاليا گرفته تا مشكلاتش در اينتر، جام جهاني و حريفان پرتغال، رابطه اش با فيليپ اسكولاري و... صحبت كرده است.
فيگو درباره زندگي اش در ايتاليا مي گويد: اينجا همه چيز خوب پيش مي رود. خانواده من هر جا كه من خوشحال باشم، خوشحال هستند و دوست دارند همان جا زندگي كنند.
طبيعتاً وفق يافتن با فرهنگ و سنتي جديد سخت است، ولي از آنجايي كه فرهنگ لاتين كشور من به فرهنگ ايتاليايي بسيار نزديك است، مشكل خاصي در اين زمينه ندارم. من دوستان زيادي در ميلان پيدا كرده ام.
فيگو مي گويد كه غذاهاي ايتاليايي حسابي توجه او را جلب كرده اند. او خيلي آنها را دوست دارد و روزي نيست كه بدون خوردن اين غذاهاي لذيذ بخوابد. همان طور كه مي دانيد، سرمربي پرتغال، فيليپ اسكولاري همواره بازوبند كاپيتاني را بين فيگو، پائولتا و كاشتينيا جابه جا مي كند.
فيگو در پاسخ به اين سؤال كه رابطه او با مربي برزيلي چگونه است، گفت: رابطه ما فقط برپايه دوستي و احترام متقابل است. اسكولاري هميشه دوست دارد با بازيكنانش صحبت كند. واقعاً فوتبال را مي فهمد. همين كه تجربه كسب قهرماني جام جهاني را دارد، بسيار خوب است. واقعاً بايد خوشحال باشيم كه مربي بزرگي مثل او، هدايت ما در جام جهاني را به عهده دارد.
فيگو در ادامه درباره جام جهاني آلمان و حريفان پرتغال گفت: راستش را بخواهيد، هيچ چيز در مورد ايران نمي دانم! چون تا به حال جلوي آنها بازي نكرده ام. ما كلاً علاقه نداريم مقابل تيمهاي جنوب غرب آسيا بازي كنيم. همين مسأله باعث شده است كه تجربه بازي با ايران را نداشته باشم ولي آنچه مهم است، اين است كه زمان كافي براي آناليز و بررسي روش بازي ايران تا قبل از جام جهاني داريم، چون شناختي از ايران نداريم، بايد به بهترين شكل ممكن آنها را زير نظر بگيريم و موشكافي كنيم.
در مورد مكزيك بايد بگويم كه هر كسي از قدرت بالاي مكزيكها آگاه است. بايد خيلي مواظب آنها باشيم. آنگولا را هم تقريباً مي شناسم چون تعداد زيادي از بازيكنان آنها در ليگ پرتغال بازي مي كنند. مثل همه تيمهاي آفريقايي، آنگولا هم از نظر بدني تيم خوبي دارد و از نظر ما قابل احترام است.
فيگو كه هم اكنون خودش الگوي هزاران جوان علاقه مند به فوتبال است، درباره الگوهاي خودش مي گويد: كساني كه من آنها را دوست داشتم، فراتر از الگو بودند. من هميشه مارادونا را دوست داشتم و اعتقاد داشتم او بيشتر از يك ستاره فوتبال اين ورزش را مي فهمد. واقعاً از بازي او لذت مي بردم. فيگو در پايان درباره بهترين بازيكناني كه در كنار آنها و مقابل آنها بازي كرده است، گفت: واقعاً صحبت كردن در اين مورد سخت است چون من آن قدر خوشبخت بوده ام كه در كنار بازيكنان طراز اول فوتبال دنيا بازي كنم. زيدان، رونالدو و ريوالدو ازجمله اين بازيكنان هستند. درباره بهترين بازيكني هم كه تاكنون مقابل آن بازي كرده ام، بايد از لادروپ نام ببرم. ميشائيل فوق العاده است و تقريباً از هر فرصتي حداكثر بهره را مي برد. فيگو پس از پايان مصاحبه اش اظهار كرد كه پرتغال فقط براي كسب قهرماني جام جهاني به آلمان سفر مي كند و موفقيت در اين جام مي تواند به شيرين ترين، بهترين و مهمترين خاطره ورزشي او مبدل شود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بازگشت ماچالا به تيم ملي عمان

منابع خبري عمان اعلام كردند، ماچالاي چك تبار مجدداً سرمربي تيم ملي كشورشان خواهد شد. به نقل از روزنامه هاي عمان، ميلان ماچالا، سرمربي سابق العين امارات از بازي سوم تيم ملي عمان در مرحله مقدماتي جام ملتهاي آسيا هدايت اين تيم را برعهده مي گيرد. روزنامه هاي عمان با انتشار اين خبر افزودند كه فدراسيون فوتبال عمان تمام جزئيات قرارداد ماچالا را تكميل كرده است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
متسو سرمربي الاتحاد شد

سرمربي فرانسوي الغرافه قطر با الاتحاد عربستان به توافق رسيد.
به نقل از سايت رسمي AFC برونو متسو به خبرنگاران گفت: به اين دليل با الاتحاد قرارداد امضا كردم كه پيشنهاد خوبي به من ارايه شد. وي افزود: قبل از آن كه با الاتحاد قرارداد امضا كنم من دو پيشنهاد از امارات و تيم بشيكتاش تركيه داشتم.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


ريز و درشت از فوتبال ايران


*دادكان:
بعد از جام جهاني جايم را به يك جوان مي دهم
مجمع فدراسيون فوتبال صبح ديروز در هتل المپيك برگزار شد كه رئيس فدراسيون فوتبال در اين مجمع به ايراد سخنراني پرداخت.
دادكان در ابتداي سخنراني خود كه حدود سي دقيقه به طول انجاميد، ابتدا به ارايه تقويم سال 85 فدراسيون فوتبال پرداخت و عملكرد يك ساله اين فدراسيون در سال 84 را تشريح كرد.
وي در ادامه تصريح كرد: درحال حاضر عملكرد هيأتهاي فوتبال را بررسي مي كنيم، به همين منظور فرمهايي را بين هيأتهاي فوتبال پخش كرده ايم تا هيأت نمونه را مشخص كنيم.
وي افزود: فدراسيون فوتبال در سال گذشته 2500 مسابقه را در سطوح مختلف برگزار كرد. اين ديدارها نياز به 2500 داور و 5000 كمك داور و چند هزار ناظر فدراسيون داشت.
محمد دادكان رئيس فدراسيون فوتبال در انتهاي اين جلسه مجدداً بحث كناره گيري خود را از سمت فعلي مطرح كرد. او در اين مورد گفت: همه دنبال آن هستند كه سطح صافي را در ورزش به وجود آورند ولي همان طور كه همه مي دانيد در ورزش سربالايي و سرپاييني زيادي وجود دارد.
به همين دليل قبل از آن كه فوتبال در سرپائيني قرار بگيرد، اعلام مي كنم كه بعد از جام جهاني از سمت خود استعفا داده و جاي خود را به يك جوان خواهم داد.
رئيس فدراسيون فوتبال همچنين تأكيد كرد: اداره مجموعه اي مثل فدراسيون فوتبال بسيار سخت است ولي هيچ موقع نگفتم به خاطر فشار كار مي خواهم از فوتبال بروم. اكنون نيز آماده خدمت هستم اما ظرفيتم در فوتبال لبريز شده است.

* يدا... اكبري:
شموشك بايد سقوط كند!
يدا... اكبري، هافبك صباباتري گفت: شموشك براي ماندن در ليگ برتر فقط مي خواهد از شرايط ميزباني و زمين نامساعد ورزشگاه شهداي نوشهر استفاده كند و از لحاظ فني حرفي براي گفتن ندارد.
وي افزود: بي جهت نيست كه شموشك در انتهاي جدول قرار دارد، آنها از لحاظ فني بسيار ضعيف هستند و بايد به ليگ دسته اول سقوط كنند.

*كريم باقري:
برانكو را نديدم
شايعه بازگشت باقري به تيم ملي اين روزها شدت بيشتري گرفته و حتي روزنامه هاي ورزشي خبر ازصحبتهاي پنهاني برانكو و باقري در هتل المپيك دادند. البته كريم اين موضوع را تكذيب كرده و مي گويد: هيچ صحبتي بين ما دو نفر رد و بدل نشده است.

*طلب ابراهيمي و كماسي پرداخت مي شود
مطالبات دو مربي تيم فوتبال پرسپوليس تهران تا پايان هفته جاري پرداخت مي شود.
ناصر ابراهيمي و پرويز كماسي دو مربي پيشين تيم فوتبال پرسپوليس تهران روز گذشته با مدير عامل باشگاه ملاقات كردند.
اين دو در اين نشست از انصاري فرد خواستند هر چه زودتر مطالبات آنها پرداخت شود كه مدير عامل باشگاه پرسپوليس نيز به واحد مالي باشگاه دستور داد، تا پايان هفته جاري با دو مربي پرسپوليس تسويه حساب كامل صورت گيرد.
يادآور مي شود، ابراهيمي و كماسي به ترتيب مبلغ شصت و پنج و پنجاه ميليون تومان از باشگاه طلب دارند.

*محرومان هفته بيست و ششم
مسابقات ليگ برتر فوتبال جمعه هفته جاري با برگزاري 6 ديدار وارد هفته بيست و ششم مي شود.
از بين شانزده تيم ليگ برتري هفت بازيكن به دليل محروميت حق همراهي تيمهايشان را ندارند كه اسامي آنها به شرح زير است:
مهرداد كريميان (برق شيراز)، حسن رودباريان (پاس تهران)، جواد كاظميان (پرسپوليس تهران)، حسين معمار (سايپا تهران)، محمد قريب (شموشك نوشهر)، عبدالحسين ميان دربندي (شهيد قندي يزد) و مصطفي صبري (فجر شهيد سپاسي).

*ايران - غنا 9 فروردين
فدراسيون فوتبال غنا از برگزاري ديداري دوستانه با تيم ملي فوتبال ايران خبر داد.
به نقل از خبرگزاري رويترز براساس وب سايت فدراسيون فوتبال غنا تيم ملي فوتبال اين كشور روز 29 مارس (9فروردين)در ديداري تداركاتي به مصاف تيم ملي فوتبال ايران مي رود.
براساس اين گزارش فدراسيون فوتبال غنا هنوز مكان برگزاري اين ديدار را اعلام نكرده و تنها به اين موضوع اشاره داشته كه ايران ميزبان اين ديدار خواهد بود.


* جلالي: هدف فدراسيون تخريب من است
سرمربي تيم فوتبال شهيد قندي يزد گفت: تازه دريافته ام كه فدراسيون با ضربه زدن به تيم شهيد قندي يزد، قصد تخريب مرا دارد.
مجيد جلالي اظهار داشت: دوشنبه شب به من اثبات شد كه در بي عدالتيهايي كه به تيم شهيد قندي اعمال مي شود، هدف تخريب من است. پيش از اين در نشستي بودم كه احساس كردم چنين نظري نسبت به من وجود دارد؛ اما آن را باور نداشتم.

*كاويانپور جريمه و محروم شد
گزارش داور مسابقه تيمهاي پرسپوليس تهران و كشت و صنعت شوشتر از سري مسابقات جام حذفي كشور كه در تاريخ
4/12/84 در ورزشگاه آزادي تهران برگزار شد، حاكي از بروز تخلفاتي از سوي حامد كاويانپور مبني بر فحاشي نسبت به داور مسابقه است.
با ارجاع گزارش به كميته انضباطي، كميته مذكور به استناد ماده 27 آييننامه انضباطي به تخلف نامبرده غيابي رسيدگي و آن را منطبق با بند(ح) ماده 36 آيين نامه تشخيص و با توجه به فقد سابقه قبلي و به استناد بندهاي (ج) و (د) ماده 33، نامبرده به مدت يك جلسه از همراهي تيم مربوطه و شركت در مسابقات رسمي محروم و به پرداخت ده ميليون ريال جريمه نقدي محكوم مي شود. در صورت عدم پرداخت، مفاد ماده 88 در مورد مشاراليه به اجرا گذارده خواهد شد. رأي صادره در مهلت چهار روز پس از ابلاغ با رعايت مقررات قابل تجديد نظرخواهي در شوراي عالي استيناف است.

*باقري بهترين بازيكن هفته بيست و پنجم
مدافع با تجربه تيم پرسپوليس كه در ديدار هفته پيش ليگ برتر، برابر استقلال نمايش بسيار خوبي داشت، از سوي نويسندگان ورزشي به عنوان بهترين بازيكن هفته انتخاب شد و جايزه ويژه خود را دريافت كرد.

*صفا به جاي رودباريان
حسن رودباريان، دروازه بان و كاپيتان تيم فوتبال پاس تهران با دريافت كارت زرد در ديدار اين تيم مقابل راه آهن تهران سه اخطاره شد و نمي تواند اين تيم را در ديدار مقابل ذوب آهن اصفهان همراهي كند. براساس اين گزارش، مربيان تيم پاس در نظر دارند براي بازي مقابل ذوب آهن در اصفهان از سامان صفا به جاي حسن رودباريان استفاده كنند.

*منصوريان در مجمع عمومي فدراسيون:
به وضعيت ماليات بازيكنان رسيدگي شود
عليرضا منصوريان هافبك تيم استقلال به عنوان نماينده بازيكنان ليگ در مجمع عمومي فدراسيون فوتبال حضور يافت.
وي در مورد بحث ماليات ورزشكاران به مسؤول گسترش ورزش قهرماني گفت: اين مسأله براي فوتباليستها مشكل ساز شده است.
اگر بخواهند 25 درصد از مبلغ قرارداد ما را بابت ماليات بردارند با معضلات زيادي مواجه مي شويم، من به نمايندگي از فوتباليستها از شما مي خواهم كه به اين مسأله رسيدگي كنيد.

*جشن آبي
جشن باشگاه استقلال بعدازظهر امروز در يكي از رستورانهاي تهران برگزار خواهد شد. براساس اين گزارش، در اين مراسم علاوه بر بازيكنان، خانواده هاي آنها نيز حاضر خواهند شد تا از آنها نيز تقدير به عمل آيد.
شايان ذكر است، دراين مراسم علاوه بر حضور بازيكنان و مربيان استقلال، اعضاي هيأت مديره استقلال و نمايندگاني از وزارت رفاه حضور خواهند داشت.

*كمكهاي "هان" قرارداد بستند
قرارداد مربي دروازه بانها و فيزيوتراپ تيم فوتبال پرسپوليس بسته شد. به نقل از سايت باشگاه پرسپوليس؛ با پيشنهاد آري هان و موافقت باشگاه پرسپوليس، ديروز با اشتاين و نيكول قراردادي بسته شد. البته مدت اين قرارداد تا پايان اين فصل است ولي درصورت رضايت بازيكنان و كادر فني از آنها، در ابتداي فصل آينده نيز يك قرارداد يك ساله با آنها منعقد خواهد شد.
لازم به ذكر است به جز اين دو نفر باشگاه پرسپوليس فعلاً قصد به خدمت گرفتن هيچ بازيكني را ندارد.

*برانكو در راه آمريكا
برانكو ايوانكوويچ، سرمربي تيم ملي فوتبال كشورمان 28 مارچ (8 فروردين 85) راهي كشور آمريكا مي شود تا از نزديك ديدار تيمهاي مكزيك و پاراگوئه را كه در خاك اين كشور برگزار خواهد شد، زير نظر بگيرد.
در حالي كه فدراسيون فوتبال طي ماههاي گذشته به اعزام آناليزور و اعضاي كادر فني براي تماشاي بازيهاي حريفان كشورمان مبادرت نمي ورزيد سرانجام با حضور برانكو براي ديدن بازي مكزيك و پاراگوئه موافقت كرد.
براين اساس برانكو ايوانكوويچ روز 28 مارس در ايالت كاليفرنيا حاضر مي شود تا اين ديدار را از نزديك تماشا كند.


فوتبال در جهان


*هوينس: روي بالاك حساب نمي كنيم
اولي هوينس مدير فني بايرن مونيخ اعلام كرد كه اين باشگاه ديگر به روي ميشائيل بالاك براي فصل آتي حساب نمي كند.
اولي هوينس در مصاحبه اي جديد گفت: ديگر از اخبار جدايي بالاك و پيوستن وي به چلسي، رئال و اينتر خسته شده ايم. او هنوز اهداف خود را مشخص نكرده و همگان را در انتظار گذاشته است.

* رئال به دنبال فابرگاس
فرناندو مارتين، رئيس باشگاه رئال مادريد اظهار داشت: كه خواهان بستن قرارداد با فابرگاس، هافبك جوان آرسنال است. فابرگاس، هافبك 18 ساله آرسنال پس از بازي خوبي كه در ليگ قهرمانان برابر رئال مادريد به نمايش گذاشت مورد تمجيد و تحسين مقامات اين تيم قرار گرفت.
مارتين طي مصاحبه اي اظهار داشت: او فوتباليست خوب و جواني است.
پتانسيل زيادي دارد و علاقه زيادي به حرفه خود نشان مي دهد. فكر مي كنم آينده درخشاني در انتظار اوست.
وي در ادامه افزود: ما هميشه خواهان بستن قرارداد با چنين بازيكناني بوده ايم و فابرگاس مي تواند تمام آن چيزهايي را كه رئال مادريد نياز دارد برآورده سازد.

*رونالدو:
در جام جهاني پاسخ منتقدانم را مي دهم
رونالدو مهاجم ملي پوش برزيلي تيم فوتبال رئال مادريد اسپانيا اعلام كرد: مي دانم چگونه منتقدانم را در جام جهاني آلمان خاموش كنم.
رونالدو در مصاحبه با روزنامه برزيلي (اوجلوبو) اظهار داشت: ادسون آرانتس دوناسيمنتو (پله) يكي از اصلي ترين منتقدان من به حساب مي آيد.
مهاجم تيم ملي فوتبال برزيل همچنين گفت: جام جهاني براي هر بازيكني يك انگيزه بزرگ است. و من نيز به دنبال اين انگيزه هستم.
رونالدوي برزيلي در پايان تأكيد كرد: سخنان من به معناي رويارويي با پله نيست بلكه تنها پاسخ اظهارات اخير پله معروف به (پادشاه فوتبال جهان) است.


منهاي فوتبال


*شوماخر دوشادوش رايكونن
ميشاييل شوماخر، قهرمان سي وهفت ساله فرمول يك، سال آينده در كنار كيمي رايكونن فنلاندي خواهد راند. شوماخر و ويلي وبر، مدير برنامه هايش در پايان "هفته فراري"- به سبب موفقيت و پيروزيهاي فراري در مسابقات بحرين- براي مذاكره با فراري توافق كردند. شوماخر كه قراردادش با فراري در پايان اين فصل به پايان مي رسد، تصميم دارد تا يك سال ديگر هم براي ايتالياييها در مسابقات فرمول يك براند. فراري نيز مايل به تداوم اين همكاري است. خبر ديگر آن كه كيمي رايكونن مي خواهد به فراري بپيوندد تا پس از خداحافظي شوماخر از دنياي اتومبيلراني ستاره آينده اين تيم باشد.

*رقابتهاي انتخابي تيم ملي كشتي فرنگي جوانان
كميته فني انتخاب شد
محمد رضا طالقاني، رئيس فدراسيون كشتي طي احكامي جداگانه اعضاي كميته فني رقابتهاي انتخابي تيم ملي كشتي فرنگي جوانان را منصوب كرد. حسن بهشتيان، دبير فدراسيون كشتي به عنوان مسؤول كميته فني و محمد بنا به عنوان سرمربي و رحيم علي آبادي قهرمان جهان و المپيك و خليل رشيد محمدزاده مسؤول فني تيم ملي كشتي فرنگي نوجوانان به عنوان اعضاي كميته فني مسابقات مذكور انتخاب شدند. گفتني است، رقابتهاي انتخابي تيم ملي كشتي فرنگي جوانان طي روزهاي 25 و 26 اسفند ماه در سالن شهداي هفتم تير برگزار خواهد شد.

*شكست صدرنشين ليگ برتر هندبال
هفته هشتم از دور برگشت هجدهمين دوره مسابقات هندبال ليگ برتر باشگاههاي ايران با شكست فولاد مباركه سپاهان، تيم صدرنشين جدول رده بندي همراه شد.
فولاد مباركه سپاهان كه با كسب 26 امتياز قهرماني خود را از پيش مسجل كرده بود، به كرمان رفت و در مصاف با تيم شهرداري كرمان با نتيجه 27 بر 30 تن به شكست داد تا اولين باخت خود را در طول برگزاري ليگ متحمل شود.
در ساير ديدارها نيز نتايج زير به ثبت رسيد:
هپكو اراك 27
دانشگاه آزاد اسلامي 27
شهيد قندي يزد 39
نيروي زميني 24
شهرداري تبريز 33
كابل خودرو سبزوار 27


تبليغات
نظرسنجي

نظر شما در مورد نحوه عملكرد گروه ايراني در مسئله پرونده هسته اي ايران چيست؟

عضويت در خبرنامه روزنامه

با عضويت در اين بخش شما آخرين اخبار و تحليل هاي روز را در صندوق پستي خود دريافت خواهيد نمود

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar