خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   چهارشنبه 24اسفند ماه 1384
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 حریم ملکوت   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 بادبادك   
 رسانه   
 بانوان   
 مردم   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ هنر ]


نگاهي به نمايشهاي اجرا شده در سال1384 ؛ بر پرده هاي رنگ رنگ...

نگاهي به فيلم "گلوريا" به بهانه پخش از رسانه هاي تصويري ؛ گلوريا نمي تواند حرفه اي باشد!

گزارشي از نشست بررسي شعر آمريكاي لاتين و اسپانيا ؛هنوز زنده هستيم

خبر كوتاه



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي به نمايشهاي اجرا شده در سال1384 ؛ بر پرده هاي رنگ رنگ...

٭ مهدي نصيري
سال 1384 به لحاظ تعدد اجراهاي نمايش و استقبال تماشاگران از تئاتر سال خوبي بود. سالي كه براي تئاتر، بعد از جشنواره بيست و سوم در 1383 آغاز مي شد، اما آن را براساس تقويم رسمي بررسي مي كنيم.




اما تئاتر، جدا از بحث نمايش و سالن، اتفاقات و وقايع زياد ديگري را هم از سرگذراند. از انتصاب "حسين پارسايي" به عنوان مدير مركز هنرهاي نمايشي گرفته تا كنگره بزرگ تئاتر كشور كه تأسيسش بيشتر از نتايجش سروصدا كرد و بحث بر سر برگزاري سه جشنواره عروسكي، فجر و آييني - سنتي و در پايان هم برگزاري جشنواره فجر و همايش آيينهاي عاشورايي در پايان سال. اما ويژگي ديگر تئاتر 84 تعطيل ناپذيري آن در تئاتر شهر بود كه حتي در ايام محرم و بعد از آن هم براي علاقه مندانش تئاتر داشت.

بهار
چشم اندازي از پل (منيژه محامدي) نوشته "آرتور ميلر" نخستين نمايشي بود كه در تالار اصلي تئاترشهر بر روي صحنه رفت و در واقع آن را افتتاح كرد. اين نمايش دكور عظيمي داشت و بازيگراني چون "حبيب دهقان نسب"، "مهوش افشارپناه" و "محمود اسكندري". كار منيژه محامدي كه مورد توجه منتقدان هم قرار گرفت يك تراژدي شسته رفته بود كه توانست فروش نسبتاً خوبي هم در گيشه داشته باشد.

سانتاكروز (هما روستا) نوشته "ماكس فريش" داستان يك زن و آرزوهاي او بود كه بيشتر قدرت نمايش روستا به ساختار متن آن وابسته بود و اجراي نمايشنامه چيز چندان مهمي به آن اضافه نكرده بود ضمن اين كه كاستي هايي را هم به همراه داشت. "ميكائيل شهرستاني" و "نسيم ادبي" در "سانتاكروز" به ايفاي نقش پرداختند.

شما خانمي با مانتو آبي نديديد؟ (رحيم نوروزي) اواخر فصل بهار با بازي بازيگراني چون فرهاد آئيش، احمد مهران فر و هايده
حسين زاده در تالار سايه به روي صحنه رفت. اين نمايش بعد از كار منيژه محامدي و هما روستا از پرمخاطب ترين نمايشهاي درحال اجرا بود. نمايش نوروزي تجربه جديدي در زمينه كارگرداني و اجرا به شمار مي رفت و طراحي صحنه و فرم اجرايي زيبا و جذابي هم داشت. نمايش درباره بحران گمگشتگي و سرگرداني انسان معاصر بود و داستان مردي را روايت مي كرد كه گمان مي كرد همسرش را گم كرده اما قادر نبود نشانه هايي از او به كسي بدهد. نمايش ساختاري مدور داشت و همچنين به فرد شدن آدمها در جامعه مدرن مي پرداخت.





ژوليوس سزار به روايت كابوس "كيومرث مرادي"
را "نغمه ثميني" نوشته بود و كيومرث مرادي كه يك بار آن را با فضايي كلاسيك در جشنواره اجرا كرده بود، اين بار آن را در خردادماه با شيوه و اجرايي متفاوت به روي صحنه برد. قدرت متن "نغمه ثميني" از مهمترين ويژگيهاي نمايش "ژوليوس سزار..." بود و در ضمن، كار بازيگران هم در اين نمايش از جمله محاسن آن محسوب مي شد. ژوليوس سزار... با روايت درهم تنيده و سيالش و همچنين اجرا نسبتاً موفق مرادي مي توانست به يك نمايش پرمخاطب تبديل شود اما متأسفانه در گيشه چندان موفق نبود و به تجربه اي بي سروصدا و نيمه موفق در كارنامه كارگردانش تبديل شد.

شهرهاي نامرئي (محمد حسن معجوني) با بازي سعيد چنگيزيان، ميترا گرجي، نگار جواهريان و ليلي رشيدي، اواخر بهار در كارگاه نمايش اجرايش را آغاز كرد. اين نمايش را "علي اكبر عليزاد" براساس رمان "شهرهاي نامرئي" اثر "ايتالو كالوينو" نوشته و "معجوني" به صورت تجربي در كارگاه نمايش آن را به صحنه برده بود. "شهرهاي نامرئي" با ساختاري اپيزوديك اجرا شد و به واسطه پراكندگي موضوع و داستان هر اپيزود و وحدت نيافتن پي رنگ و محتواي كلي آنها، كار چندان موفقي از آب در نيامد.

يك شب ديگر هم بمان سيلويا (چيستا يثربي) اين اثر بيش از آنكه يك نمايش ساده زندگي نامه اي درباره "سيلويا پلات" باشد، كاري پيچيده و شاعرانه بود كه آميختگي فرم و محتواي آن به زيبايي، پاياني تراژيك و در عين حال كاملاً شاعرانه را برايش رقم زده بود. هماهنگي فضاي دروني و شاعرانه نهفته در زير متن و آميختگي آن با وحدت عشق و شيفتگي به مرگ در شخصيت محوري "سيلويا پلات" در كنار ساختار روايي روان و در عين حال پيچيده و ملموس و درگير كننده نمايش، مهم ترين ويژگي مثبت كار يثربي در مقام نويسنده و كارگردان بود و پرداخت آن تا رسيدن به مرز شاعرانگي در قالب چارچوبي نمايشي و جذاب و كاملاً منسجم يكي از آثار مهم در كارنامه اين كارگردان جوان محسوب مي شد. "يك شب..." با بازي بسيار خوب "مهسا مهجور" و كارگرداني كم نقص "چيستا يثربي" يكي از بهترين كارهاي سال 1384بود.

فنز (محمد رحمانيان) با حضور بازيگراني چون پرويز پرستويي، ترانه عليدوستي، حبيب رضايي و مهتاب نصيرپور و حدود 50 اجرا تا پايان سال، پر سروصداترين و پرمخاطب ترين نمايش امسال بود كه اجرايش را از تابستان آغاز كرد. نمايش موفق محمد رحمانيان، كه تبليغات زيادي هم پيرامونش صورت گرفته بود، در ساختاري داستاني، ماجراي يك خانواده طرفدار متعصب فوتبال را روايت مي كرد و در محتواي كار به موضوع خشونت و سركوب در خانواده، با محوريت انسان معاصر مي پرداخت. كار رحمانيان تا مدتها در حال اجرا بود و هيچ وقت هم استقبال از آن كاهش پيدا نكرد و حتي آخرين اجرايش در روزهاي پاياني جشنواره فجر هم از شلوغ ترين اجراها بود.

مجلس شبيه، در ذكر استاد نويد ماكان و همسرش مهندس رخشيد فرزين (بهرام بيضايي) هم از جمله نمايشهايي بود كه خيلي ها را از شهرهاي مختلف به سمت تئاتر شهر كشاند و هر روز در تالار اصلي پذيراي تعداد زيادي تماشاگر مشتاق تئاتر بود. نمايش بيضايي از منظر يك موقعيت داستاني به تكرار شعارهاي معمول چند سال اخير- البته از زبان يك روشنفكر! - مي پرداخت. در اين نمايش علي عمراني ، مژده شمسايي و تعداد زيادي از بازيگران همسرا بازي مي كردند، اما در ميان همه بازيگران، عمراني و شمسايي جزو بهترين ها بودند.

دفتر يادداشت (كتايون فيض مرندي) نوشته "ژان كلود كارير" بود كه براساس اتفاقات سال 1968 در طرح درگيري هاي نسل نوخاسته فرانسه با دولت و انقلاب ناكام اين سال نوشته شده بود."سوزان" وارد خانه "ژان ژاك" مي شود و با اصرار مي خواهد در آنجا بماند. سكونت موقت او وقتي كه چند روز به طول مي انجامد، علاقه مرد نسبت به زن را درپي مي آورد و... نمايش مرندي هم از جمله كارهاي خوب تابستان در تئاتر شهر بود.

پنجره ها (فرهاد آئيش) با تعداد بسيار زياد بازيگران شناخته شده اش؛ علي نصيريان، مريم بوباني، سروش صحت، ليلي رشيدي، بهاره رهنما، فرهاد آئيش، مائده طهماسبي، و... به علاوه لحن كميك و شوخي هايش، توانست تعداد زيادي از تماشاگران را بعد از نمايش بيضايي به سالن اصلي بكشاند. پنجره ها با دكور عظيمش نمايشي خنده دار بود كه سعي داشت در همان سطح و روي كار حرفش را هم بزند.

خواتين پنج قلعه (مريم كاظمي) را آتيلا پسياني نوشته و مريم كاظمي به روي صحنه برده بود. كاظمي در اجراي نمايش بر روي صحنه تالار سايه از شيوه هاي ايراني استفاده كرده و در ارتباط داستان و مضمون نمايش كه برگرفته از داستان تروا بود هم موفق مي نمود.

دوشيزه و مرگ "بهنام حقيقي" نوشته "آريل دورضمان" است و يكي از شاهكارهاي معاصر نمايشنامه نويسي محسوب مي شود، اما حقيقي و بازيگرانش مينا يثربي راد، پيام بخت و فرزين محدث موفق نشدند اجراي خوبي از آن داشته باشند.

زني براي هميشه (چيستا يثربي) دومين كار اين كارگردان در سال 84، موضوعي مذهبي داشت. شاعرانگي كه ويژگي مهم همه كارهاي يثربي است، با لطافتي خاص در اين نمايش نيز با همراهي موضوع، زبان، نشانه ها و ابزارهايي چون موسيقي، نور و... قابل بررسي است. در "زني براي هميشه" مهسا مهجور و حميدرضا عسگري بازي كردند.
تابستان
الوتريا (وحيد رهباني) هم در آخرين روزهاي تابستان با بازي محمدرضا جوزي، شبنم فرشادجو و نادر فلاح مبرهن و... در كارگاه نمايش به روي صحنه رفت و توانست در جلب نظر مخاطبانش موفق هم باشد. "الوتريا" اولين نمايشنامه "ساموئل بكت" است كه چند سالي است مورد توجه كارگردانان جوان قرار گرفته و "وحيد رهباني" خودش آن را ترجمه كرده بود.

"آرش"، "اژدهاك" و "كارنامه بندار بيدخش" (ميكائيل شهرستاني) سه نمايشنامه از بهرام بيضايي بودند كه در طول مدت تابستان در تالار فرهنگسراي نياوران به اجرا در آمدند.

مده آ (گلچهره سجاديه) ترجمه رضا قيصريه از نمايشنامه "مده آ" آئوره ليئوپس بود كه گلچهره سجاديه با بازي خودش در تالار كوچك آن را به روي صحنه برد. سجاديه در اين نمايش كوتاه سي دقيقه اي، روايتي ايجازگونه و متفاوت را از بانوي باغ ئئا ارايه داد.

شهرزاد و هفت قصه اش (محسن حسيني) با استفاده مناسب از عناصر نمايشي، نور، رنگ، تصوير، حركت، موسيقي و به كارگيري شيوه هاي نمايشي فاصله گذاري، نقالي، داستان سرايي و ابزاري چون مجسمه و ماسك و تصوير روي پرده و... يكي از كارهاي موفق بود كه با بازي الهه مؤمني، ماه گل مهر، وحيد جباري، سارا عباسپور، اركيده غفارپور و... در تالار چهارسو
به روي صحنه رفت.

هديه جشن سالگرد (روشنك روشن) با بازي تكنفره افشين هاشمي با اشياء از نمايشهاي زيبا و خوش پرداخت عروسكي بود كه در تالار نو اجرا شد و مهارت كارگردان در استفاده از قراردادهاي نمايشي را به عنوان مهمترين ويژگي در خود داشت.
تنها راه ممكن (محمد يعقوبي) هم جزو آخرين اجراهاي تابستان 84 در تالار سايه بود. كار يعقوبي يك نمايش تحليلي زندگي نامه اي با ساختاري نامتعارف بود و كولاژي از نه نمايشنامه "مهران صوفي" (نمايشنامه نويس) كه يعقوبي براي شكل دادن به همه اين
نمايش نامه ها دست به كارگزينش صحنه هايي از آنها زده بود فضاي نمايش و شيوه اجرايي آن هم براساس سبك كارهاي صوفي، رئاليستي، با رگه هايي از ناتوراليسم است كه فرهاد مهرانفر و بهروز بقايي از بازيگران اين نمايش بودند.

پاييز
ملودي شهر باراني (هادي مرزبان) يكي از نوشته هاي اخير "اكبر رادي" بود كه به صورت نمادين، سه طبقه مختلف اجتماعي از مردم ايران را در لايه هاي بيروني نمايش در زمان بعد از قاجار مورد پرداخت قرار مي داد و به صورت غيرمستقيم از جامعه امروز مي گفت. اجراي هادي مرزبان از متن رادي هم كاري وفادار به متن بود كه صبا كمالي، دانيال حكيمي، ناديا فرجي، اصغر همت و فرزانه كابلي در آن بازي مي كردند. ملودي شهر باراني، فروش خوبي هم داشت.

ايكارو (بهروز غريب پور) داستان تراژيك مرگ "واسوالد ميرهولد" و شكنجه هايي است كه حكومت كمونيستي پيش از مرگ به او تحميل كرده بودند. در واقع فضاي كلي اين نمايش، جهان ذهن قهرمان داستانش (ميرهولد) است و اجرا، حالتي در ميان ذهنيت و واقعيت. سياوش طهمورث، محمد حاتمي، نسيم ادبي، محمد ساربان
و ... بازيگران "ايكارو" بودند.

مكبث (آرش دادگر) اجرايي متفاوت و تجربي از متن كلاسيك نمايشنامه "مكبث" ويليام شكسپير كه در كارگاه نمايش به روي صحنه رفت و مورد توجه تماشاگران و منتقدان قرار گرفت و موفق به دريافت چند جايزه مهم از جشنواره بيست و چهارم تئاتر فجر هم شد.

حكايت ناتمام آن خوشبخت (فرهاد شريفي) يك كار تك پرده اي كه در تالار نو اجرا شد و در آن يك زن سالخورده دنياي ذهنيات و رؤياهاي شخصي اش را در مقابل همسرش روايت مي كرد و مهارت بازيگر زن نمايش در روايت اين داستان از محاسن كار شريفي محسوب مي شد.

تئاتر بي حيوان (محمود عزيزي) كه بازيگراني چون "داوود رشيدي"، "رضا بابك" و "لادن مستوفي" را هم در خود داشت. يك نمايش سه اپيزودي بود كه مفاهيمي چون زندگي، هنر و سياست را به سخره مي گرفت و سعي داشت از پس اجرا و داستاني ساده و كوتاه، تماشاگرش را به عمق بكشاند. كار دكتر عزيزي يكي از آثاري بود كه در تمام دقايقش با استقبال تماشاگر مواجه شد و بازي خوب بابك، رشيدي و مستوفي هم در اين ميان تأثير زيادي داشت.

يك زن، يك مرد (آزيتا حاجيان) توسط حاجيان و مينو فرشچي و براساس نمايشنامه "زن نيك ايالت سچوان" نوشته شده و با بازي بازيگراني چون مريلا زارعي، امين زندگاني، كامبيز ديرباز، ارژنگ اميرفضلي، فرهاد مهرانفر، نادر سليماني، رضا فياضي، افسر اسدي و تعداد زيادي از همسرايان بيش از يك ماه در تالار اصلي اجرا شد. نمايش حاجيان به واسطه داستان و موضوع و لحن موزيكالش به شدت مورد توجه قرار گرفت و تا دو روز نخست جشنواره همچنان صحنه تالار اصلي را در تسخير خود داشت.

حسين بن منصور حلاج (سياوش طهمورث) يك نمايش ساده براساس داستان قيام و شهادت منصور حلاج كه با بازيگري حسين محب اهري و امير دژاكام در تالار قشقايي به روي صحنه رفت و در جشنواره تئاتر فجر هم اجرا شد.

رؤياي يك عكس (مسعود رايگان) يك تراژدي مدرن كه به پديده مهاجرت و اضمحلال فردي آدمها در جامعه اي ناآشنا مي پرداخت و ساختاري اپيزوديك داشت كه خط اصلي آن را انسانهاي تنهاي در غربت به هم متصل مي كردند. در نمايش مسعود رايگان علاوه بر خود و همسرش رؤيا تيموريان، فرهاد شريفي و ... هم بازي داشتند و كارشان توانست در تالار كوچك با استقبال چشمگيري مواجه گردد.

در دوردست (عبدالخالق مصدق) نمايشي درباره تراژدي خشونت و جنگ ميان انسانهاست كه "كريل چرچيل" آن را با ساختاري اپيك و در قالب اپيزودهاي سه گانه ارائه مي دهد و قرار گرفتن يك دختربچه را در سيستم حزبي تا سقوط او به نمايش مي گذارد.
"در دور دست" چندان موفق نبود و استقبالي هم از آن نشد.

آواژيك (پانته آ بهرام) به بهانه و محوريت فرش باعث شد كه پانته آ بهرام كه سال قبل تجربه "منطقه اشغال شده" را با هلنا والدمن داشت، تصميم بگيرد تار و پود را در تئاتر شهر در قالب حركت و آواز و نمايش ارائه دهد. آواژيك كه خود بهرام در آن بازي داشت از نمايشهاي لطيف و زيبايي بود كه توجه تماشاگران را نيز به خود معطوف كرد.

خرده جنايتهاي زن و شوهري (سهراب سليمي) نوشته "اريك امانوئل اشميت" داستان مردي به نام "ژيل" را روايت مي كند كه به نظر مي رسد دچار فراموشي شده و همسرش ليزا سعي دارد زندگي او را به گونه اي ديگر به يادش بياورد. اجراي سليمي يك اجراي روان و ساده بود كه در عين حال ظرافتها و پيچيدگي هاي متن را در درونش حفظ كرده و علاوه بر روايت يك داستان در سطح اين پيچيدگي ها را در عمق هم داشت. بازي افسانه ماهيان و ميكائيل شهرستاني هم جزو محاسن كار سليمي محسوب مي شد.

دن كاميلو (كوروش نريماني) اجرايي روان و كميك از داستانهاي "دنياي كوچك دن كاميلو" نوشته "جيوواني گوارسكي" است كه چالشي را در سطح حوادث بيروني در ميان دو شخصيت په پونه (شهردار) و دن كاميلو (كشيش) و در زير متن اثر تقابل سياست و مذهب را مطرح مي كند. بازي سيامك صفري، مهدي بجستاني، محمدرضا جوزي و ... (بجز شهرام حقيقت دوست) جزو ديگر محاسن كار كوروش نريماني در "دن كاميلو" است.

زمستان
زمستان 84 حوزه تئاتر نسبت به سالهاي ديگر متفاوت بود و همچون سينما با جشنواره بيست و چهارم تئاتر فجر آغاز شد، اما بعد از جشنواره مثل سينما فراموش نشد و تجربه دومين همايش سراسري آيين هاي عاشورايي را هم پشت سر گذاشت و بعد از همايش بود كه يك بار ديگر نمايشها در جدول نمايش تئاتر شهر قرار گرفتند:

عادل ها (قطب الدين صادقي) نوشته آلبركامو نمايشي درباره يك گروه تروريست است كه براساس فكر و هدفي كه سيستم و حزب برايشان تعيين كرده به جنايت و ترور دست مي زنند. كار صادقي يك اجراي نمادگرايانه و در عين حال رئاليستي بود و در مدت اجرايش در تالار اصلي تئاتر شهر توانست مورد توجه تماشاگران نيز قرار گيرد. در جديدترين نمايش صادقي اميريل ارجمند، شمسي صادقي، جاويد صحنه، محبوبه بيات، كاظم هژيرآزاد و ... بازي مي كردند.

ملكه جنيان (امير دژاكام) نوشته هادي حوري، در تالار چهار سو به روي صحنه رفته، اين نمايش كاري متفاوت در حوزه مذهب است و با نگاهي نو و با طرح يك داستان ساده با پرهيز از تكرار شيوه اي جذاب و تأثيرگذار را براي ارتباط با مخاطب پيدا كرده است. كار دژاكام از طرفي به اسطوره هاي ايراني و از طرف ديگر به شخصيت هاي حماسي و مذهبي مربوط مي شود و تم اصلي وفاي به عهد را در محور داستانش مطرح مي كند. ابراهيمي، شجاع كاوه، محب اهري و ناديا فرجي، بازي خوبي در اين نمايش داشته و در ضمن هماهنگي ساير عناصر نمايشي توجه به زيباشناسي كار كردشان در كل كار نيز از ويژگي هاي مهم كار امير دژاكام محسوب مي شد.

در سايه سار سوگ سكوت (سپيده نظري پور) نوشته ميلاد اكبرنژاد، نمايشي با شيوه تعزيه است كه نظري پور به خوبي توانسته آن را براساس قواعد و قراردادهاي ميداني در صحنه اجرا كند. او صحنه اش را به دو قسمت قرمز و سبز تقسيم كرده و اين دو رنگ را با رنگ سياه در ساير ابزارها و لباس بازيگرانش به كار گرفته و داستان حضرت زينب(س) و دفاعيه اش از حادثه عاشورا را از زبان يك كنيز ايراني براي هند (همسر معاويه) روايت مي كند.

اسب هاي آسمان خاكستر مي بارند (علي راضي) كار مشتركي ميان ايران و فرانسه كه نغمه ثميني، آن را نوشته بود و "ورونيك سكري" و "سيدحسين معجوني" در آن بازي داشتند. نمايش راضي درباره سياوش و آزمون آتش است و به خواب ها و رؤياهاي او پيش از گذر از آتش مي پردازد. علاوه بر نمايشنامه و اجراي موفق علي راضي، طراحي صحنه اين نمايش هم ويژگي هاي مهمي دارد كه در انطباق با موضوع و مضمون آن نوعي زيباشناسي را نتيجه مي دهد.

محال هم ممكن است (سيروس همتي) هم كه جوايز زيادي را از دومين همايش آيين هاي عاشورايي دريافت كرد، اگر چه فضايي تكراري و خاص دارد، اما سعي داشته با نگاهي متفاوت و لحني ديگر به موضوع مذهب بپردازد كه كارگردانش در اين زمينه موفق بوده است.

روزهايي كه به يادت گذشت (سعيد شاپوري) هم روايتي ديگر را از واقعه عاشورا و از نگاه و زبان مادر حضرت ابوالفضل (ام البنين) تعريف مي كند. اين نمايش كه در زماني كوتاه اجرا مي شود را تنها شبنم مقدمي و سپيده پارسايي روايت مي كنند و از ميان اين دو شبنم مقدمي بهتر به ايفاي نقش اش پرداخته است.

خداوند يحيي را در جليل مي خواند (سعيد شاپوري) هم از اوايل اسفندماه در تالار سايه به روي صحنه رفته و نسبتاً هم موفق بوده است. در اين نمايش بازيگران زيادي از جمله شبنم مقدمي، علاء محسني، سپيده پارسايي، عباس قليچ لو، نازگل نادريان و ... بازي دارند و خيلي خوب هم از عهده ايفاي نقش شان برآمده اند. "خداوند يحيي..." تمي مذهبي دارد و به تلاش پيامبري (يحيي) براي هدايت قوم يهود به ايمان و پاكي از گناه مي پردازد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نگاهي به فيلم "گلوريا" به بهانه پخش از رسانه هاي تصويري ؛ گلوريا نمي تواند حرفه اي باشد!

٭ اميراطهر سهيلي
گلوريا
كارگردان: سيدني لومت
فيلمنامه: استيو آنتين براساس داستان "گلوريا" نوشته جان كاساوتيس
فيلمبردار: ديويد واتكين
موسيقي: هاوارد شور
بازيگران: شارون استون (گلوريا) جين لوك فيگوئرا (نيكي) جرمي نورتام (كوين)، كتي موريارتي(ديان) جورج سي اسكات (رابي) مايك استار (شون)
محصول 1999




"گلوريا" نه فيلم بدعت گرايي است و نه يك حركت رو به جلو در سينماي جهان. يك فيلم ضد مافيايي ساده است كه در پرونده درخشان لومت گامي به عقب محسوب مي شود. "سيدني لومت" كارگردان صاحب نام آمريكايي كه با فيلمهايي نظير "بعداز ظهر نحس"، "سرپيكو" و "شاهزاده شهر" بارها قهرمانهاي منحصر به فرد خود را در برابر اجتماع فاسد قرارداد، با فيلم "گلوريا" سعي دارد قدرت خود را در برابر نيروي مافيا نيز بيازمايد. اين كارگردان را مي توان از زمره كارگردانهايي دانست كه سبك خاص خود را از ابتدا تاكنون حفظ كرده و در يك حد نگاه داشته است. تركيب بندي، دكوپاژ و طراحي صحنه "گلوريا" با فيلمهاي پيشين لومت به ويژه "بعدازظهر نحس" هيچ تفاوتي ندارد. از طرفي "گلوريا" بيشتر اعتبار فيلمنامه خود را به دليل شباهتش با فيلمنامه "لئون (حرفه اي)" دارد. "لئون" مردي است كه براي حفظ جان يك دختر دست به مبارزه اي بزرگ مي زند و "گلوريا" زني است كه براي حفظ جان يك پسربچه گام در مسيري بدون بازگشت مي گذارد.
تبديل شخصيت "لئون" به كاراكتر "گلوريا" را تنها براي ايجاد يك سير رمانتيك در داستان بايد دانست كه همين تبديل كاراكتر، كمرنگ شدن صحنه هاي پرتحرك فيلم و تبديل شدن يك اثر اكشن و خشن به ملودرامي خانوادگي را باعث شده است. حركت موفقي كه كاپولا با پدرخوانده در سينماي مافيايي آغازگر آن شد. يعني تلفيق سينماي لطيف رمانتيك و خانوادگي با سينماي خشن مافيايي. اما استفاده از يك قهرمان زن در فيلم "گلوريا" محدوديتهايي را ايجاد مي نمايد كه اين محدوديتها در ژانري كه نخستين پايه هاي آن براساس خشونت و كشتار استوار شده، لومت را مجبور به نوآوري مي كند. لومت متخصص فيلمهاي قهرمان محور است. او در شخصيت پردازي هاي آثارش هيچ توجهي به كاراكترهاي جانبي ندارد. يك شخصيت را مي گيرد، او را محدود مي كند و حول و حوش او مانور مي دهد. كاراكتر "گلوريا" را نيز اين گونه شخصيت پردازي نجات مي دهد. لومت همچنين رخنه هايي را كه از حذف خشونت و كشتار در فيلمهايش ايجاد شده است، با پايين آوردن قدرت مافيايي و به مضحكه كشيدن و مسخره كردن آنان جبران مي كند.
در كل اگر تعاريف مربوط به سينماي مافيايي و ضد مافيايي را قبول كنيم گلوريا يك فيلم ضد مافيايي متوسط به شمار مي آيد كه مشكل عمده آن در مقايسه با سينماي ضد مافيايي موفق قبل و بخصوص فيلم "لئون" دو تكه شدن فيلم و تبديل شدن اثر به يك فيلم كاملاً احساسي در نيمه دوم است كه ردپاي گروه هاي مافيايي در آن كاملاً از بين رفته است.
در انتها بايد اشاره كرد كه "گلوريا" يكي از آخرين فيلمهاي ضدمافيايي مطرح تاكنون است كه چندان هم موفق به نظر نمي رسد، ولي اين اخطار را مي دهد كه ممكن است اشتباه "پدرخوانده" تكرار شود و همان گونه كه سينماي مافيايي تنها محدود شد به فيلم "پدرخوانده" سينماي ضدمافيايي هم پانوشته هايي شود بر "لئون".


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گزارشي از نشست بررسي شعر آمريكاي لاتين و اسپانيا ؛هنوز زنده هستيم

گروه هنر- شالبافان: آخرين نشست كانون ادبيات ايران در سال 84 به بررسي تطبيقي شعر آمريكاي لاتين و اسپانيا با نگاهي به آثار و انديشه هاي "ادواردو گاله آنو" اختصاص داشت.




در اين برنامه خوزه لوئيس رمري- سفير اروگوئه- به عنوان سخنران نخست جلسه گفت: "ادبيات، زندگي مشوش امروز ما را زيبا مي سازد. بسياري براين عقيده اند كه شعر، غذاي روح است اما من اضافه مي كنم كه شعر غذاي جسم نيز هست. وقتي شعري را مي خوانيم و لبخند مي زنيم نشانه اين است كه به طور خارق العاده اي زنده هستيم."
وي افزود: ما در ادبيات با كلماتي سروكار داريم كه گاهي سرسخت و گاهي نوازشگر و برخي مواقع همانند عسل شيرينند."
در ادامه اين نشست "نازنين نوذري" گفت: "گاله آنو" بدون هيچ عذاب وجداني، مرزهايي كه ژانرهاي ادبي را از هم جدا مي كنند مورد تجاوز قرار مي دهد و در يك اثر، روايت، مقاله، شعر و گزارش را به هم مي آميزد و تركيبي از واقعيت و ذهن خود ارايه مي دهد."
مترجم كتاب "دلبستگي ها"، اثر "ادواردو گاله آنو" افزود: "از ويژگيهاي كتاب "دلبستگي ها" كوتاهي، پرمحتوا بودن و همراهي آن با تصويرهاي جالب و حائز اهميت است. به عقيده من هر يك از اين نوشته هاي كوتاه آن قدر پربارند كه مي توانند موضوع يك رمان باشند. "گاله آنو" موضوعات مختلفي چون مسايل اجتماعي، سياسي، عشق، دوستي، تبعيد، ظلم و ستم و خواب و رؤيا را در كنار هم در اين اثر به كاربرده است."
وي ادامه داد: "اهل قلم آمريكاي لاتين مي گويند اين يك كتاب پاتختي است يعني بايد كنار تخت باشد و مرتب به آن رجوع شود و اين كتابي نيست كه يك بار بخواني و آن را كنار بگذاري"
در ادامه نشست، دكتر "نجمه شبيري" گفت: "غالباً شعر به دليل حساسيتهاي روحي و تأثيرپذيري از محيط، خارج از محدوده خاص هر جغرافيا قرار مي گيرد. شاعر به جهان، مليت، جامعه، افراد و احساسات دروني خويش و آنچه در اطرافش در نوع خلاقيتش تأثير مستقيم دارد، معتقد است."
اين استاد زبان و ادبيات اسپانيايي گفت: "مسأله شعر اسپانيا و آمريكاي لاتين نيز در همين گذر تعريف مي شود. چه بسيار شاعران آمريكاي لاتين كه به اسپانيا سفر كرده و ماندگار شده اند و يا برعكس، اما سرآغاز تقابل و تداخل و شايد مقايسه ميان اين دو شعر را بهتر است از جهان مدرن آغاز كنيم."
وي ادامه داد: "شعر كلاسيك اسپانيا از شعر حماسي، مذهبي و سنتي گذركرده و به مدرنيسم رسيده است اما شاعران آمريكاي لاتين در دوران كلاسيك خود تأكيد خاصي بر سروده هاي بومي دارند كه هدف اصلي اش جداسازي فرهنگ و هويت خود از فرهنگ اسپانياست.
وي درباره آغاز مدرنيسم در اسپانيا گفت: "خوان راموس خيمنس" مدرنيسم را از نيكاراگوئه به اسپانيا آورد. او هرچند تأثير بسياري بر شاعران نسل ادبي 27 اسپانيا دارد اما به ايشان ملحق نمي شود و شاعري مستقل مي ماند.
شاعران نسل ادبي 27 اسپانيا را شاعران متعهد و سياسي مي نامند. آنها اغلب يا از اسپانيا گريخته اند يا با تبعيد مجبور به ترك وطن شده اند. اين شاعران اكثراً به كشورهاي آمريكاي لاتين مهاجرت كرده اند، از محيط بسيار تأثير پذيرفته و برخي حتي تا آخر عمر خويش به اسپانيا بازنگشته اند.
وي اضافه كرد: "زماني كه شعر اسپانيا به دليل مسايل سياسي و ميهني و گاه جنگ داخلي رنگ آزادي خواهي به خود گرفته، شعر مدرنيستي آمريكاي لاتين را خوانش مي كند. اين دوراني است كه شاعران خواستار بازنگري دوباره به مسايل طبيعي خود مي شوند و حتي در مقابل مدرنيسم و عناصر آن عكس العمل نشان مي دهند. در دوران جنگ داخلي اسپانيا غالباً شاعران به دليل مسايل سياسي و حكومتي پراكنده مي شوند و ادبيات مهاجرت را در خاك آمريكاي لاتين پديد مي آورند."


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خبر كوتاه

"فيلمسازان جوان ايران" و "مركز گسترش سينماي مستند و تجربي" با 66 حضور دربخش رقابتي جشنواره هاي معتبر جهاني و كسب 11 جايزه بين المللي موفقيت چشمگيري در سال 84 داشتند.
فيلم "هوو" ساخته عليرضا داودنژاد در اكران نوروزي سينماها جاي گرفت.
"رضا عطاران"، "محمد رضا داودنژاد"، "رضا داودنژاد"، "علي صادقي"، "سپيده علايي" و "مريم كاويان" در فيلم داودنژاد به ايفاي نقش پرداختند.
فيلم سينمايي"كوهستان سرد" ساخته آنتوني مينگلا از آثار برجسته سينماي جهان، ششم فروردين ماه از شبكه دوم سيما پخش مي شود.
"نيكول كيدمن"، "جودلاو" و "رنه زولگر" از بازيگران مطرح كوهستان سرد هستند.
فيلم سينمايي "شانگهاي جو" ساخته ماريو كايانو محصول مشترك سينماي آمريكا و هنگ كنگ در جدول پخش نوروزي شبكه سوم سيما جاي گرفت.
اين فيلم داستان شانگهاي جو است كه از هنگ كنگ براي كار به آمريكا آمده اما همواره به خاطر زردپوست بودنش با تبعيض روبه رو مي شود.
"عزت ا... انتظامي" در نخستين نشست هيأت مديره جديد خانه تئاتربراي دومين بار رئيس خانه تئاتر كشور شد. ايرج راد هم نايب رئيس شد.
در نخستين نشست شوراي مركزي جديد انجمن منتقدان و نويسندگان "جواد طوسي" به اتفاق آرا به عنوان رئيس، "مصطفي محمودي" به عنوان نايب رئيس و "صادق خاموشي" به عنوان خزانه دار برگزيده شدند.
"مورين استاپلتون"، بازيگر آمريكايي برنده اسكار روز گذشته در سن 80 سالگي درگذشت.
بعد از ماه صفر اكبر عبدي و گروه تئاتري اش در تالار سنگلج يك كمدي مفهومي را به صحنه مي برند.
يازدهمين جشنواره بين المللي تئاتر عروسكي تهران
(مبارك - يونيما) شهريور ماه سال 1385 در تهران و با حضور گروههاي خارجي و داخلي برگزار خواهد شد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


تبليغات
نظرسنجي

نظر شما در مورد نحوه عملكرد گروه ايراني در مسئله پرونده هسته اي ايران چيست؟

عضويت در خبرنامه روزنامه

با عضويت در اين بخش شما آخرين اخبار و تحليل هاي روز را در صندوق پستي خود دريافت خواهيد نمود

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar