| [ جنبش نرم افزاري ]|
آسیب شناسی تولید علم در ایران
|
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آسیب شناسی تولید علم در ایران
l دكتر همایون همتی
موضوع محوری نوشتار حاضر، مسأله مهم، خطیر و سرنوشت ساز "تولید علم" و ضرورت نظریه
پردازی و چگونگی رشد علم و معرفت در دیار ماست. پیداست كه این مسأله ابعاد بسیار گس
ترده و پیچیده ای دارد كه طرح و بررسی تمامی آنها در یك یا چند مقاله نیز ناممكن است
. اما اكنون به یمن ارشاد و عنایت رهبر فرهنگ پرور و دلسوزی برخی اندیشمندان فضای طر
ح این گونه مباحث فراهم آمده است، بایسته است تا اهالی اندیشه قلم نیز هر یك به فراخ
ور بضاعت علمی، درك و دریافت و نیز تجارب خویش، حاصل تأملات خود را صادقانه عرضه كن
ند و در دسترس متولیان این حركت فرخنده و نوید بخش و علاقمندان قرار دهند، بلكه چراغ
راهی باشد یا مدد و كمكی به تسریع، تصحیح و بهبود وضعیت فرهنگی ما و شتاب بخشی به این
حركت تازه آغاز شده.
صاحب این قلم نیز به قدر وسع می كوشد تا در نوشتاری كوتاه و موجز، به اهم مشكلات و م
وانع تولید علم در ایران بپردازد و در ضمن بحث روشن سازد كه زمینه ها و شرایط رشد و
تولید علم كدا مند و مسؤولان و مجریان جامعه اگر عزمی جدی در این مسیر دارند، باید ب
ه چه نكات و محورهایی توجه كنند و حمایتها و برنامه ریزی هایشان كجا را نشانه بگیرد و
از چه امور و آفاتی باید پرهیز كنند تا این شمع نو افروخته فروزان بماند و نورش قوت
گیرد و به خاموشی نگراید. لذا در این مقاله كه موضوع اصلی آن طرح موانع تولید علم و
شكوفایی نظریه پردازی در كشور ماست، ناگزیر باید به طرح مقدماتی مثل بحث از تعریف و
نقش نظریه، مدیریت علمی، مبادله علمی، روش شناسی علمی و ویژگیهای روحیه علمی نیز ب
پردازیم كه هم برای فهم و تبیین اصل بحث ضرورت دارند و هم خود از اركان و مقدمات رشد
علمی در هر كشورند و فقدان آنها موجب ركود و انحطاط علمی خواهد شد. امید است با طرح
دقیق و عالمانه مسأله و حمایت و پیگیری مجدانه و دلسوزانه متصدیان امور و متولیان فرهن
گی جامعه، نهال رشد علمی در این دیار به كشت برسد و درختی تناور و پرثمر گردد و سایه ب
گستراند و پیوسته در ثمربخشی و سایه گستری و بالندگی باشد، بلكه در یلدای طاقت سوز و ظل
مت زای ركود فرهنگی و عقب ماندگی علمی؛ به یمن همت فرزانگان و عالمان شمعی افروخته گرد
د و كشورهای مسلمان از این تأخر فرهنگی و انحطاط علمی، رهایی یافته و مجد و عظمت دیری
نه را دیگر بار احیا نموده و باز یابند و در تولید علمی جهان نقشی شایسته و در خور ا
یفا نمایند؛ نقش شایسته ای كه مناسب با فرهنگ و تمدن دیرپا، ریشه دار و كهنسال آنان ا
ست. موضوع این مقاله، چنان كه توضیح دادیم، "بررسی موانع نظریه پردازی و تولید علم در ا
یران" است؛ یعنی با نگاهی آسیب شناسانه و بدون ادعای استقرای تام، برخی از مهمترین مو
انع رشد علمی را در كشور مورد بحث قرار می دهد. بدین سبب، لازم است در آغاز درباره تع
ریف نظریه و اهمیت و نقش آن در معرفت بشری توضیحات مختصری بدهیم و سپس، پیش شرطها و ز
مینه های لازم برای نظریه پردازی را به اجمال مطرح كنیم. همچنین باید تلقی خود را از
علم، رشد علمی و نیز شرایط و عوامل آن به كوتاهی توضیح دهیم تا با رعایت توالی منطقی
بحث، به موانع تولید علم نیز اشاراتی داشته باشیم. روش ما در این مقاله، توصیفی، تحل
یلی، مفهومی، اسنادی و منطقی و فلسفی است. با تكیه بر تجارب، تحصیل و سوابق تدریس و ف
عالیتهای آموزشی و پژوهش خود در دراز نای بیش از یك ربع قرن در دانشگاههای كشور و خ
ارج از كشور نیز با رجوع به آرای جامعه شناسان، معرفت شناسان و فیلسوفان علم، می كو
شیم تا در نوشتاری كوتاه عمده مباحث را به سامان رسانده و دست كم طرح موضوع كنیم تا
سرآغازی باشد بر فصل جدیدی از بررسیهای آسیب شناسانه درباره وضعیت علمی كشور و عالم
ان و محققان بیدار و دلسوز این كار را پی گیرند و به تكمیل رسانند. ما امروز بیش از هر زمان دیگری، به استمداد از دانشهایی همچون جامعه شناسی علم( و مع
رفت)، معرفت شناسی، تاریخ علم و فلسفه علم نیاز داریم تا توأمان با نگاهی آسیب شنا
سانه و به دور از تعصب در كمال واقع بینی به شناخت كاستیهای خود و رمز عقب ماندگی عل
می كشورمان بپردازیم و از این رهگذر بتوانیم به جبران كاستیها برخیزیم و حركت علمی خ
ود را شتاب و عمق بخشیم، و گرنه همچنان گرفتار غفلت و غرور خواهیم ماند. برای تولید علم، باید ابتدا آن را شناخت. برای شكوفا ساختن جنبش نظریه پردازی در كشو
ر، باید نخست ماهیت و اركان نظریه و بایسته های نظریه پردازی و سازوكار و مراحل این
فرایند را نیك دریافت و شناسایی كرد؛ یعنی تولید هم محتاج تولید علم است. علمی كه آگا
هی بخش ما در مورد ماهیت، چگونگی رشد و تكوین (formation) و تكامل خود علم باشد. برا
ی راه اندازی جنبش نظریه پردازان هم باید نظریه پردازی كرد و تئوری و مدل و سرمشق د
اشت و گرنه ناشناخته پا در برهوتی بی پایان، تیره و تار، خوفناك و پر از بیم خواهیم
نهاد. پس نكته نخست اینكه برای تولید علم و نظریه پردازی نیز محتاج علم و نظریه پردازی
هستیم. این سخن نه پارادوكسیكال است و نه توتولوژیك؛ یعنی نه متناقض نماست و نه همان
گویانه، بلكه از سر شناخت و تأمل كافی ابراز می شود و متأسفانه بسیاری از آن غافلند
و در ادبیات مربوط به "جنبش تولید علم و نظریه پردازی" یا اصلاً مشاهده نمی شود یا بسی
ار كم بر آن تأكید و تصریح شده است. بی مدد علم و نظریه نمی توان به تولید علم و نظری
ه پردازی پرداخت، چنین چیزی محال است. به همین سبب، گام نخست را در بحث این مقاله، همین
موضوع قرار می دهیم كه نظریه چیست و چرا به آن نیازمندیم و شرایط یك نظریه پرداز به
لحاظ علمی، جهان بینی، تربیت، شخصیت، منش و رفتار و نیازهای او برای نظریه پردازی كد
امند؟ ابزارهای مورد نیاز، امنیت شغلی، تأمین معیشت، جایگاه و منزلت اجتماعی، عوامل
و موانع مهم این فرایند و شرایط شخصی محقق نظریه پرداز، به اختصار چیست؟ تا این امو
ر به وضوح تعریف و شناخته نگردد، بحث از تولید، شكوفایی، راه اندازی جنبش تولید علم
و نظریه پردازی عبث و بی فایده است و چه بسا دوركننده یا گمراه كننده باشد و ما را ب
ه مقصود نرساند. نظریه چیست؟
معرفت شناسان، فیلسوفان علم و پژوهندگانی كه با روش شناسی علمی و علم شناسی فلسفی، ج
امعه شناسی علم و جامعه شناسی معرفت سر و كار دارند، تعریفهای مختلفی برای نظریه ارا
یه كرده اند. تعریف نظریه، تفاوت قانون و نظریه، تمایز نظریه و فرضیه (hypothesis) ،
انواع نظریه، رابطه نظریه و مشاهده، رابطه نظریه و تبیین، صدق و كذب نظریه ها، ساخ
تار نظریه ها، تمثیل و مدل نظری در علم، منزلت شناسی نظریه، كارآیی نظریه ها، فرآیند
نظریه سازی، تقدم نظریه بر مشاهده یا برعكس و گرانبار بودن از نظریه؛ بخشی از مباحث
مهم كنونی دانش فلسفه علم و معرفت شناسی اند كه از كانت تا كواین، ذهن صدها فیلسوف
علم و معرفت شناس را به خود مشغول داشته اند.
این نوشتار گنجایش در برگیری چنین مباحث گسترده و پیچیده ای را ندارد. اما به اجمال د
رباره نظریه و چگونگی نظریه پردازی توضیح می دهیم تا توالی منطقی مباحث حفظ شود و مق
دمات لازم برای بحثهای بعدی در دسترس قرار گیرد. زیرا نظریه پردازی، به اعتقاد ما، یكی
از ابزارها و نیز مراحل مهم تولید علم است. بلكه شاید به یك لحاظ، خود عین تولید عل
م است و پیداست كه وجود نظریه های كارآمد و توانا برای رشد علمی و تكامل معرفت، تا
چه اندازه ضرورت دارد. به اختصار می توان گفت كه نظریه همواره تبیین چیزی است. تبیین دسته ای و مجموعه ای از
پدیده هاست، به جای آنكه تبیین یك حادثه واحد باشد. نظریه ها معمولاً زنجیره ای از حل
قه های علی و علیتی هستند و توضیح می دهند كه هنگام رخ دادن حادثه ای، چه چیزهای دیگ
ری روی می دهد و برعكس، چه چیزهایی پیامد یك رویداد است. امروز در دانش "فلسفه علم"
معمولاً بین نظریه و فرضیه فرق می گذارند و نظریه را دارای مضمون تبیینی بیشتری می دان
ند كه حاوی مفاهیم تبیین گر بیشتری است. نظریه ها از فرضیه ها عامترند، و توضیح چرایی
(رابطه علی) پدیده های مرتبط را ارایه می دهند، در حالی كه فرضیه ها اغلب فاقد این
جنبه بوده و فقط ارتباط پدیده هایی را با یكدیگر بیان می نمایند، ولی آن را تعلیل و ت
بیین نمی كنند. به اعتقاد فیلسوفان علم معاصر، نظریه ها موجب تولید فرضیه ها می شوند
و فرضیه ها به گونه ای ضمنی و تلویحی در نظریه ها مندرجند. بنابراین، یك نظریه در ت
عریف، گزاره ایی است كه یك متغیر را به دیگر متغیرها مرتبط ساخته است. همواره یك فرآیند، تدریجی و تغییر یابنده است؛ یعنی نظریه پردازی یك امر دفعی و واقعه
ناگهانی كه یك بار و برای همیشه واقع شود نیست، بلكه یك فراگیر تدریجی، آرام، آزمون
پذیر، در معرض خطا، قابل رد و ابطال یا تثبیت موقتی و البته مسبوق به مشاهدت است. نظ
ریه معمولاً مكانیزم ارتباط اشیا با یكدیگر را بیان می كند. تعیین صدق و كذب نهایی یك
نظریه بسیار دشوار است، بلكه به اعتقاد محققان و علم شناسان، یك نظریه هیچ گاه نمی تو
اند اثبات نهایی بیابد. اما البته می توان خطا بودن آن را نشان داد و این نكته بسیار
مهمی است. نظریه اساساً توضیح دهنده است و كارش توضیح امور و تعیین داده ها و ربط م
یان یافته هاست. هر نظریه كه بتواند پدیده های بیشتری را تبیین كند، مقبولیت بیشتری خ
واهد داشت. نظریه همواره در معرض زوال و بر افتادن توسط نظریه كارآمدتر و قویتر است و
همیشه ممكن است یك نظریه جایگزین از راه برسد و نظریه قبلی و قدیمی را از صحنه بیرون
كند. مثالی كه محققان فلسفه علم اغلب به آن استناد می كنند، فیزیك نیوتنی در مقابل فی
زیك انیشتنی است. هرچند نظریه نیوتن قدرت توضیح مواردی را داشت و هنوز مهندسان برای
ساختن بعضی چیزها از آن استفاده می كنند، اما نظریه انیشتن در عمل نشان داد كه كارآیی
و توان تبیین پدیده های بیشتری را درباره جرم، نور، سرعت، زمان و نسبیت داراست. روی
كرد تازه ای در عرصه دانش فیزیك پدید آمد كه جای رویكرد پیشین را گرفت. لذا ماهیت ت
دریجی، تغییر پذیر، موقتی و عنصر پویایی و دگرگونی نظریه ها را باید فرا دید داشته با
شیم و نمی توان از آن گریخت. در فلسفه علم، برای نظریه های خوب و نظریه های بد ویژگیهایی برشمرده اند و از جمله:
عمومیت و شمول، صدق، بساطت، ابطال پذیری، زایندگی، جذابیت و زیبایی هنری كه اكنون مجا
ل طرح این همه نیست. فرایند نظریه پردازی از دیدگاه معرفت شناسان و فیلسوفان علم از "مشاهده" آغاز می گر
دد و سپس مراحلی مثل گمانه زنی و حدس، تبیین اولیه، تكمیل و بهبود آن، عامتر ساختن نظری
ه و گسترش آن طی می شود كه خود نشانگر ماهیت تدریجی، متغیر، رشد یابنده و فرایند و ا
ز عمل نظریه پردازی است. و همین جا باید به تصریح و تأكید بگوییم كه فرایند نظریه پر
دازی علاوه بر دانش بسیار، حمایت مالی، پشتیبانی اداری و اجرایی، وجود منابع و ابزارهای
لازم، روحیه علمی و نبوغ و خلاقیت شخص دانشمند به صبوری و بردباری بسیار زیاد نیاز د
ارد. عجولانه نمی توان پیش رفت نظریه پردازی اولاً یك فرایند است و ثانیاً تدریجی، زمان
گیر و حوصله بر كه با كمال بردباری و شكیبایی و صرف وقت و تلاش و پیگیری باید به آن
پرداخت. انتظار نتایج سریع، زودیاب و در دسترس حكایت از نشناختن فرایند نظریه پردازی
و تولید علم است. متأسفانه برخی از متصدیان اجرایی كشور كه چنین نگرش خام، سطحی و ش
تاب آلوده ای به این مسأله دارند كه خود یكی از مهمترین آفات و آسیبها و موانع جدی ر
شد علم و شكوفایی جنبش نظریه پردازی در این كشور است. لزوم نگرش فرایندی به تولید ع
لم، در واقع سنگ بنا و پیش شرط لازم آغاز این حركت است و گرنه به دام روزمرگی و امور
مقطعی و فعالیتهای مناسبتی بدون استمرار در می غلتیم و این آرمان فرخنده كه منادی آن
رهبر هوشمند این امت است، از همان آغاز ناكام می ماند و در نطفه می میرد و حتی به مرحل
ه جنینی هم نخواهد رسید. این هشداری جدی به متولیان دلسوز این حركت نوپای نویدبخش است
كه اگر از آن غفلت كنند، راه به جایی نخواهند برد و همچون گذشته، این دیار فرهنگ پرور
و تمدن ساز، دچار ركود و انحطاط خواهد شد. پس نظریه، بیان اولیه مشاهده است. و نظریه پردازی یك فرایند مبتنی بر تعامل و همكنشی
است كه آفریدن، نقد و بازآفرینی در طی زمان تكمیل و بهبود می یابد و پایان نمی پذیرد. پاره ای از محققان معاصر درباره نظریه و اهمیت و نقش نظریه پردازی عقیده دارند كه نظر
یه پردازی را می توان وسیله ای دانست كه به وسیله آن فعالیت روشنفكرانه ای كه به "ع
لم" معروف است، به سه هدف اصلی خود می رسد:1،طبقه بندی و سازماندهی وقایع در جهان
به نحوی كه در یك دیدگاه قرار گیرند. 2،تببین علل وقایع گذشته و پیش بینی اینكه چه و
قت، كجا و چگونه وقایع در آینده اتفاق می افتند. 3،عرضه یك احساس از فهم اینكه چرا
و چگونه وقایع باید اتفاق بیفتند.
به اعتقاد این محقق، برای دستیابی به این اهداف، به كارگیری چند عنصر اصلی لازم است كه
عبارتند از:
1،مفاهیم
2،متغیرها
3،بیانات (نظری)
4،اشكال(نظریه ها)
در حالی كه در مورد تعریف نظریه، دعاوی متضادی میان محققان هست، اما تقریباً اكثر آنان
در مورد این عناصر اصلی و مقومات نظریه اشتراك نظر دارند، در مورد هر یك توضیح كوتا
هی می آوریم. نظریه ها از مفاهیمی ساخته شده اند. به بیان كلی تر، مفاهیم به پدیده ها دلالت یا اش
اره دارند. در این رابطه، اشكالی از جهان را كه در حال حاضر مهم هستند، تجربه می نماین
د. برای مثال، مقوله های اتم، پروتون، نوترون و نظایر آنها مفاهیمی هستند كه بر پدیده
هایی كه برای دسته ای مقاصد تحلیلی به كار می آیند، دلالت دارند. مفاهیم آشنای جامعه
شناختی مثل:گروه، سازمان رسمی، قدرت، قشربندی، كنش متقابل، هنجار، نقش، پایگاه و اج
تماعی شدن، می باشند. هركدام از این اصطلاحات مفهومی است كه جنبه های دنیای اجتماعی ر
ا كه برای قصد تحلیلی ویژه ای مهم است، در بر می گیرد.
مفاهیمی كه در نظریه سازی مفید هستند، دارای یك خصیصه ویژه می باشند. این مفاهیم می
كوشند تا معنای واحدی را به تمام افرادی كه از آنها استفاده می كنند، منتقل نمایند. ب
ا این وصف، چون مفاهیم به وسیله واژه های روزمره نشان داده می شوند، مشكل بتوان از
مزاحمت واژه ها با معانی مختلف برای دانشمندان، متفاوت نجات یافت. به همین دلیل است كه ب
سیاری از مفاهیم (مانند نمادها در ریاضیات) در علم بیشتر به زبان تكنیكی یا خنثی و غی
ر ارزشی نمایش داده می شوند. دانشمند نظریه پرداز نیز باید حداكثر كوشش را به كار بن
دد تا از تشبیه، مجازگویی، ایهام، ابهام، واژگان دوپهلو یا چند پهلو (به اصطلاح منطق دان
ان از مشترك لفظی) تعبیرات ارزشی، هنجاری و تجویزی جانبدارانه احتراز نماید و بكوشد واژ
گانی را كه دلالت صریح بر مقصود دارند و حامل هیچ گونه معنای خلاف مقصود یا دور سازنده
نیستند، به كار برد. و البته این بحث بیشتر جنبه زبان شناختی، معنا شناختی، نشانه شناخ
تی وهرمنوتیكی دارد و به مباحث فلسفه زبان و نیز زبان علم مربوط می شود. قصد ما، اش
اره به این نكته بود كه دانشمندان باید بكوشند تا به زبان علمی مشتركی دست یابند كه
به نحو كامل افاده معنا كند و نوعی "اجماع" و بین محققان هر رشته در مورد زبان ویژه آن
رشته و تخصص فراهم آید. پس مفاهیم در واقع، عناصر و اجزای اصلی نظریه هستند. متغیرها به عنوان نوع مهمی از مفاهیم كه تمایزهای مربوط به اندازه، وزن، غلظت، سرعت،
اتحاد و هر تغییر وضعیت و شرایط دیگری را نشان می دهند، از اهمیت ویژه ای در تكوین ن
ظریه برخوردارند. برای فهم و درك صحیح وقایع، توضیح درست آنها و پیش بینی در خصوص آنها، باید تصور علمی
از چگونگی تغییرات قابل اندازه گیری و میزان افزایش و كاهش آنها و نیز ربط آن تغییرا
ت با تغییر دیگر وجود داشته باشد. لذا فهم متغیرهای اصلی و فرعی، دسته بندی آنها و م
یزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری آنها، از دیگر عوامل و به طور كلی از اوضاع و شرایط مت
فاوت برای تكوین نظریه، امری مهم و تعیین كننده است. بیانات نظریه (theoretical
terms ) نیز مفاهیمی سازمان یافته، واضح و منسجم هستند كه برای توضیح دنیای واقعی و
یا ربط حوادث با یكدیگر، به كار می روند. لذا آنها را به انواعی تقسیم كرده اند. دس
ته ای از آنها "بیانات رابطه ای" هستند كه نشانگر یك شكل حساس نظری بوده و از طریق ب
یان رابطه بین مفاهیم، موجب حصول فهم، تبیین و پیش بینی وقایع در جهان می شوند. بیان
ات رابطه ای، با گردآوری مفاهیم، بر خصایص متغیر پدیده ها دلالت داشته و راه را برای
مشاهده اینكه چگونه یك متغیر ممكن است "علت" متغیر دیگری باشد، هموار می سازند. بیان
ات رابطه ای معمولاً با یكدیگر همبسته بوده و نوعی پیوستگی علی و معلولی با هم دارند. د
ر نظریه سازی، از بیانات نظری انتزاعی نیز استفاده می شود.
این بیانات، بر خلاف بیانات وجودی كه بر پدیده های واقعی در زمان و مكان دلالت دارند،
عمومی و كلی بوده و آنها را در بر می گیرند یا با آنها ادغام می شوند. بیانات وجودی
(ناظر به واقعیتهای خارجی) و بیانات نظری انتزاعی و رابطه ای، هر دو برای نظریه سا
زی اهمیت دارند. البته، در نظریه سازی، چنانكه قبلاً هم گفتیم، بیانات حاكی از روابط ع
لی، از اهمیت ویژه ای برخوردارند، زیرا بر پایه آنها می توان میزان دخالت یا تغییر تأث
یرهای متغیرها را محاسبه كرد. مشكل نظریه ها نیز یكی از اركان مهم ماهیت و نظریه است. ساخت نظریه ها باید بر پایه
قواعد منطقی باشد؛ یعنی در قالب گزاره هایی و در عین حال مشروط با بیانی واضح به دور
از پیش داوری، ارزشگذاری یا تجویز بوده و روابط علی، و تأثیر متغیرها را به خوبی نشا
ن دهد، ابهام آلود و ابهام انگیز نباشد، همه موارد شبیه را تبیین كند یعنی شمولیت داشته
باشد و مصادیق مورد بحث را فرو نگذارد. شكل نظریه علمی و نحوه تدوین و صورت بندی باید
به گونه ای باشد كه مانع آزمون پذیری، تحقیق پذیری یا ابطال پذیری آن نشود. متأسفانه، حجم عظیمی از بحثهای فیلسوفان علم و معرفت شناسان معاصر درباره نظریه و نظ
ریه پردازی، محدود به علوم طبیعی یا حداكثر علوم اجتماعی و اقتصادی می شود و علوم ا
نسانی كمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ هر چند اخیراً شاهد توجه شایسته ای از سوی هرمنو
تیك دانان، روان شناسان و نیز معرفت شناسان به علوم در مورد علوم انسانی و نقش نظریه
در آنها هستیم كه امیدبخش است. یكی از محققان معاصر چنین می نگارد:واژه نظریه در میا
ن نویسندگان انگلیسی زبان به معنایی بسیار وسیع و غیردقیق و نامشخص به كار رفته است
به طوری كه نزد آنان اغلب مترادف با فرضیه، گمانه و حدس بوده است. و در گذشته های د
ور، نظریه و نظریه پردازی به معنای نظرورزی (فلسفی و علوم انسانی محض) در مقابل عمل و
عملی بودن و عمل ورزی به كار می رفته است و ارتباطی با علوم طبیعی و تجربی و دانشهای
ی كه با واقعیتها و امور عینی جهان سر و كار داشتند، نمی یافت. امروز هم نزد "فیلسوفا
ن قاره ای" نظریه منحصراً به همین معناست و در مورد علوم تفهمی، تأملی و نظری و انتزا
عی كه به تجربه و آزمایش نیاز ندارند و محتاج تأمل فیلسوفان و نظرورزی متأملانه اند، ب
ه كار می رود. این تحقق سپس چهار معنا یا كاربرد برای واژه نظریه ذكر می كند، بدین ق
رار:
1،آموزه، یا طرحی و تعبیری درباره هر چیزی كه منتهی به تأمل و نظرورزی یا مراقبه و
تفكر بدون عمل و اقدام و آزمایش می شود كه مترادف آن دو واژه فرضیه، گمانه زنی و تأم
ل می باشند.
2،عرضه و تفسیر اصول عام یا انتزاعی هر یك از دانشها مثل تئوری موسیقی، هنر، تئوری
اتمی و... . 3،علم در مقابل هنر و متمایز با آن، چنانكه گفته می شود نظریه و عمل پزشكی. 4،تبیین فلسفی پدیده ها، خواه مادی باشند یا اخلاقی، مثل نظریه لاوازیه در شیمی و نظ
ریه آدام اسمیت در مورد احساسات اخلاقی؛ نظریه كپلر، گالیله و نیوتن در فیزیك و اخترشن
اسی. در پایان، همین محقق با جمع بندی سخنانش، نظریه را این گونه تعریف می كند:
یك نظریه عبارت است از:طرح و تعبیری درباره روابط پایدار موجود بین اجزای یك كل من
سجم. و فرق آن را با فرضیه چنین توضیح می دهد:یك فرضیه عبارت است از:یك حدس و تخمی
ن آزمایشی و احتمالی در مورد علت پدیده ها.
در روزگار ما، علاوه بر فیزیكدانان، شیمیدانان، زیست شناسان، جامعه شناسان، روانشناس
ان و صاحب نظران دیگر علوم؛ متخصصان ارتباطات، اطلاع رسانی و علوم رایانه ای نیز دربا
ره نظریه و نقش و كاركرد آن در جامعه و در علوم، به ارایه تعاریف و دیدگاههایی پردا
خته اند كه حتی برشمردن سطحی این حجم عظیم نظریات و نظریه پردازی(درباره نظریه و نظری
ه پردازی.) در چنین مقاله موجزی امكان پذیر نیست. اما یادآوری این نكته حایز اهمیت ا
ست كه بدانیم هر نظریه ای بر مقدمات و پیش فرض هایی مبتنی بر رویكرد خاصی به موضوع هم
راه است، با روش خاصی حاصل آمده است، از اجزای مفهومی و مفاهیم خاصی تركیب یافته و
حاوی نوعی استدلال تأیید شده و یا هنوز تأیید نشده است و هدف و غایت خاصی را دنبال م
ی كند؛ یعنی مورد خاصی را تبیین می كند و بر اساس درجه ای از احتمال خاص به نوعی پیش
بینی مشروط یا راهیابی و جهت گیری منتهی است كه بر پایه آن می توان توصیه ها یا هشدا
رهایی را ابراز كرد. این به طور فشرده و خلاصه، تلقی نگارنده از نظریه است و تفاصیل
بحث را باید در مقاله های دیگر یا نوشتارهای تخصصی و مبسوط، پی گرفت. تا اینجا، توضیحات فشرده ای در باب تعریف نظریه و ماهیت آن و نیز فرایند نظریه پردا
زی آوردیم تا پایه بحثهای بعدی ما قرار گیرد. اكنون لازم است در مورد علم، تلقی معاصر
ان از آن و نیز رشد و تولید علم سخن بگوییم كه پایه و ركن دوم بحث ما در مقاله حاضر
است و سپس با توجه به تلقی خود از نظریه پردازی و رشد و تولید علم، به آسیب شناسی آ
ن یعنی بیان مختصر موانع آن بپردازیم. علم چیست؟
در اینجا بنا نداریم تا از دیدگاهی ارسطو مآبانه به بیان حد و رسم علم بپردازیم، یا
اینكه نظرات پاره ای حكیمان گذشته را تكرار كنیم كه آیا علم اساساً دارای ماهیت و ح
د است یا اینكه داخل هیچ یك از مقولات عشر نیست، نه فعل است و نه انفعال، نه اضافه و
مانند آن؛ بلكه خارج از مقوله و فوق مقوله و نحوه وجود است. یا به تعبیر برخی حكیما
ن معاصر "حضور" است (حضور شیئی عند شیئی) كه نیازی به ذكر قید "مجرد" هم ندارد، زیرا
حضور شأن تجرد و لازمه آن است و با مادیت نمی سازد، زیرا شأن ماده و مادیات "غیبت" اس
ت نه حضور. این گونه بحثهای سخت برای ذهن خو گرفته با حكمت مابعدالطبیعی و فلسفه اولی
نغز و دلكش است و یقین آمد و آرامش بخش. ولی در بحث كنونی ما چندان كارساز نیست. همین طور، مباحث علمای اخلاق در فضیلت علم، تقسیم بندی های عارفان ما از علم، نقش علم
در بیداری و سلوك الی ا...، حجاب شدن علم، علم دنیوی و علم اخروی، علم حال و علم قا
ل و بحثهای زیبا و جذاب و روح بخشی كه مربیان اخلاق و عالمان پارسا و عارفان وارسته درب
اره ارزش علم و نورانیت آن و نیز ارج گذاری عالمان و عظمت منزلت و مكانت آن در این ج
هان و در دیگر سرا بیان داشته اند، در این نوشتار منظور ما و مورد بحث ما نیست. (كار
ی كه غزالی در احیاء علوم الدین و كیمیای سعادت و ملامحسن فیض كاشانی در المحجه البیضاء ك
رده اند و مولوی نیز در كتاب گرانقدر مثنوی در مواضع مختلف بدان پرداخته است.)
اینكه آیا علم از مقوله كیف است و كیف نفسانی است، آیا "وجود ذهنی" همان علم است یا غی
ر آن؟ آیا علم صورت حاصله شیئی است عندالعقل یا نه علم صورت نیست، كیف و اضافه و فع
ل و انفعال نیست و به گفته ملاصدرا وجود است. آنگاه مفیض این "صور علمیه" كیست؟ فرق
علم با معرفت چیست؟ چرا خدا را عالم و علم می گوییم اما عارف نمی گوییم و این گونه مب
احث حكمی، كلامی، عرفانی و اخلاقی كه سرشار از نكته های لطیف و سخت دل انگیزند، هیچ یك
در اینجا مقصود ما نیست. علم در اینجا به عنوان یك فعالیت مورد نظر ماست نه یك فضیلت اخلاق،نفسانی شخصی و نه
به عنوان یك فعالیت، كاری كه عالمان می كنند، یعنی عمل جمعی دانشمندان ماهیت و هویت فل
سفی و مقوله وجودی هستی شناختی. علم به این معنای جدید و تلقی جدید، موضوع بحث جامعه ش
ناسان علم و فیلسوفان علم است نه عارفان، عالمان و مربیان اخلاق و یا حكیمان مابعدالط
بیعی. متأسفانه باید اذعان كرد كه این دو رشته یعنی "جامعه شناسی علم" و "فلسفه علم"
هر دو سخت در جامعه ما مهجور مانده اند و تنها در این دو دهه پس از پیروزی انقلاب ا
سلامی است كه شاهد رونق گرفتن و شكوفای آنها هستیم. اما باید اعتراف كرد كه هنوز حجم اد
بیات و آثار مربوط به این دو رشته اندك و غیر قابل قبول است و تا وضعیت مطلوب حداقل
ی نیز فاصله زیادی داریم. معمولاً بنیانگذار فلسفه علم را فرانسیس بیكن می دانند و مؤ
سس "جامعه شناسی علم" را رابرت مرتون معرفی می كنند. مرتون با نگارش اثری تحت عنوان
"هنجارهای علم، اصول یك جهان آرمانی" به شهرت رسید و نام خود را در عرصه جامعه شناسی
علم جاودان ساخت. بعدها كسان دیگری در رشته جامعه شناسی نیز همین راه را ادامه دادن
د. با شكوفایی دانش " جامعه شناسی علم" علم به مثابه فرهنگ، علم به عنوان فعالیت دانشم
ندان و نیز علم به عنوان نهاد متكی بر توافق جمعی، مورد مطالعه و بررسی صاحبنظران قرا
ر گرفت. نقش علم در حل مشكلات زندگی بشر و نیز در تصمیم گیری ها،از مسأله انفجار جمع
یت گرفته، تا آلودگی محیط زیست، كاربرد سلاحهای هسته ای، اطلاع رسانی، بهداشت، فقر و دهه
ا مشكل دیگر،موجب شد تا كانون توجه دانشمندان و محور مطالعات اجتماعی قرار گیرد. به
گفته برخی محققان، در سراسر تاریخ این اولین بار است كه دنیای جدید عصر ما بسیاری ا
ز تصمیم گیری های اجتماعی خویش را بر پایه تحقیق علمی بنیاد نهاده است. همچنین در عصر
ما، علم در پیكره یكی از نهادهای اصلی اجتماعی كشورهای صنعتی و حتی در مواردی كشورهای
در حال رشد درآمده است. علم از یك فعالیت تفننی بیرون آمده و به صورت یك "حرفه" تخصصی
رسمی و شناخته شده درآمده است كه توجه و انرژی میلیونها فرد هوشمند و كنجكاو را در سر
اسر جهان به خود جلب نموده تا عمر بر سر تحصیل آن نهند و به عنوان حرفه بارز و اصلی تما
م عمر خویش، برگزینند. بودجه های تحقیقاتی امروز در دنیا و بویژه در كشورهای صنعتی و
پیشرفته، بخش قابل توجهی از سرمایه و بودجه ملی را به خود اختصاص داده است و هزاران
و دهها هزار مركز و پژوهشگاه و آكادمی و آزمایشگاه به وجود آمد كه دانشمندان و شاغلا
ن حرفه علمی شبانه روز در آنها سرگرم تحقیق و كار مداومند. " اخلاق و ایدئولوژی علمی" حتی در مدارس كشورهای توسعه یافته، به كودكان نوآموز آموخ
ته می شود تا از كودكی با "اخلاق اهل علم" و "روحیه علمی" آشنا شوند و خو بگیرند. هر
ساله، صدها و هزاران جایزه برای تقدیر از كارهای علمی به دانشمندان اهدا می شود و
برای تشویق مبتدیان و افراد غیر متخصص نیز فرصتهای مطالعاتی رایگان و تشویقهای مادی
و معنوی در اختیار آنها قرار می گیرد. در تمامی برنامه ریزیها و سیاستگذاریهای آموزش
ی، اقتصادی، رفاهی، بهداشتی، سیاسی، راهبردی، كاربردی، روابط بین الملل، مدیریت جامعه،
حل معضلات ترافیكی، بیماریها، كنترل جمعیت، اطلاع رسانی و ارتباطات، علم، محور و كانون همه
تصمیم گیریها و راهنمای مجریان و مدیران جامعه است. دانشمندان از انزوا خارج شده ان
د و علم هویتی اجتماعی یافته و ظهور رایانه و اینترنت و بزرگراههای اطلاعاتی و آموزش ا
ز راه دور رشدی پر شتاب یافته است. جامعه اطلاعاتی (انفورماتیك) ، انقلاب ارتباطات و
اطلاعات می رود تا چهره جهان را به كلی دگرگون سازد و تغییرات و تأثیرات مهمی در شیو
ه زندگی و روابط اجتماعی و حتی خانوادگی نیز پدید آورده است. ما از چنین علمی سخن می
گوییم كه در واقع با فناوری آمیخته و درهم تنیده است، یا به گفته برخی متفكران دنب
اله و ادامه او و یا حتی عین آن است. این علم است كه به منزله یك نهاد، یك فرهنگ و عم
ل جمعی دانشمندان، به عنوان حرفه، با اخلاق و آداب خاص، ضابطه ها و الگوهای خاص مورد
مطالعه جامعه شناسان قرار می گیرد زیرا ماهیتی جمعی، اجتماعی و جامعه شناسانه دارد. اكنون وقت آن است كه به اجمال درباره برخی موانع تولید علم در كشورمان و آسیب شناسی
عقب ماندگی علمی آن بپردازیم. رویكرد ما به این مسأله بر تحقیق میدانی، انجام پروژه تحق
یقاتی خاص یا استفاده از روش مصاحبه، پرسشنامه، روشهای آماری، تحلیل داده ها، روشهای
كمی و كیفی، ژرفانگر و پهنانگر مبتنی نیست، بلكه چنانچه در آغاز این مقاله توضیح داد
ه ایم، بر تأملات و تجارب شخصی، سوابق تدریس، تماسهای علمی با محیطهای دانشگاهی، مراكز
پژوهشی، ارتباط مستمر با دانشجویان، استادان دانشگاه، همكاران، عالم و اندیشمند، دانش
مندان و پژوهشگران و مذاكره با آنها و ارزیابی كلی و ضعیف علمی كشور متكی است. از مطا
لعات شخصی خود و ادبیات موجود درباره چگونگی رشد علم و علل ركود علمی كشورشان نیز س
ود جسته ایم. در مجموع، با تحلیلی فلسفی و نگاهی معرفت شناختی،جامعه شناختی و فلسفی و
با اتكا به آموخته ها، مطالعات و تجارب حرفه ای خود، به ارزیابی وضع موجود و تنگناها،
كاستیها و موانع موجود بر سر راه تولید علم می پردازیم و امیدواریم مطالب به قدر ك
افی روشنگر و راهگشا باشد. البته، اعتقاد راسخ داریم كه ابعاد مسأله باید با نگاههای
مختلف و از رویكردهای گوناگون مورد مطالعه و بررسی قرار گیرد و اهمیت و ضرورت مطالعا
ت میدانی، انجام طرحهای تحقیقی، بررسیهای گوناگون از دیدگاه علوم اجتماعی را به هیچ وج
ه نفی نمی كنیم، بلكه بر ضرورت انجام آنها به شدت تأكید داریم و معتقدیم باید در نخستین
گام به مطالعات وسیعی درباره وضع موجود و ارزیابی دقیق آن پرداخت تا پس از شناخت د
قیق و كافی از وضعی كه در آن قرارداریم، بتوان برای بهبود بخشیدن به آن، برنامه ریزی و
سیاستگذاری كرد و اقدامهای مؤثر و جدی صورت داد. موانع رشد و تولید علم در ایران
شاید بتوان یكی از عوامل مهم ركود علمی كشور و عقب ماندگی ما را "فقدان استراتژی كلان
علمی" یا "فقدان سیاست علمی" مشخص دانست؛ یعنی كه نمی دانیم چه می خواهیم و به كجا ق
رار است برسیم.
برنامه ریزی دقیق وعلمی كوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت، یكی از شرایط توفیق در رشد
و شكوفایی علم است كه باید مبتنی بر تدریس سیاستگذاری واقع بینانه علمی باشد؛ چیزی
كه امروز فاقد آن هستیم. سیاست علمی باید به وضوح، اهداف فعالیتهای علمی را تعیین كند و با بسیج امكانات، به
سوی تحقق آن پیش برود. اهداف باید متناسب با نیازهای جامعه و نظام و محیط آن بوده و
بر تعامل علم و جامعه مبتنی باشند.
تعیین زمان بندی دقیق و تخصیص بودجه و امكانات كافی برای اجرای برنامه ها نیز امری ب
دیهی است. ایجاد "مدیریت پژوهش" نیز برای جذب نیروهای علمی و به كارگیری بهینه از قا
بلیتهای آنان، نقش مؤثر و انكارناپذیری دارد؛ زیرا نیروهای علمی دارای روحیات خاص خ
ود، حساسیتها، انتظار، و توقعات خاصی هستند كه مدیران اجرایی معمولی و اغلب با سطح ن
ازل تحصیلات یا روحیه های خشن اداری و اجرایی را نمی توانند تحمل كنند و دیری نمی پاید ك
ه از آنان بیزار و گریزان شده یا دلسرد و بی انگیزه و نومید می شوند به سرعت از كشور
خارج شده و در دیگر دیارها كه زمینه ها و ابزارهای مورد نیاز برای تحقیقات و فعالیت
های علمی شان را در اختیار آنان قرار می دهند، مشغول به كار می شوند؛ پدیده هشدار د
هنده ای كه اكنون مدتی است زنگ آن بیخ گوش مسؤولان كشور ما به صدا در آمده و گاهی تحت
عنوان "فرار مغزها" و یا به تعبیر ملایمتر و قابل تحمل تر (و غفلت آورتر.) "مهاجرت د
انشمندان" یا مهاجرت نخبگان از آن یاد می شود. لزوم تدوین سیاستهای علمی امری واضع و تردید ناپذیر است وگرنه در برهوت سیاستهای عل
می، از یك سو مأموریتها و اهداف فعالیتهای علمی،پژوهشی و از سوی دیگر راهبردها، سیا
ستها و برنامه های تحقق این اهداف و رسالتها را در پیوند با كاربرد متناسب منابع، ام
كانات و تسهیلات مورد نیاز تدوین و صورت بندی می كنند. "سیاست علمی" رابطه نهاد علم و
محیط اجتماعی آن را تعیین و تنظیم می كند. "سیاست علمی" با تنظیم درجه همزمانی بین عل
م و جامعه و بسیج منابع و امكانات، به افزایش پویایی و قدرت حیاتی علم در جامعه یار
ی می رساند.
ارزش فردی و اجتماعی. پیداست كه علم سازمان و تشكیلات، روابط، شبكه ارتباطی، تعاملات
و رفتارهای خاصی را طلب می كند. از نظر جامعه شناسی، نهادهای اجتماعی تمایز یافته به
طور عادی دارای ارتباطات محیطی و هویت اجتماعی و فرهنگی مستقل می باشند، اما علم جدی
د در ایران با تفكیك نهاد علم از دیگر نهادهای فرهنگی رشد نیافته است و گسترش آن حاصل
فرایند انتقال و برخی سیاستها و برنامه های خام و سطحی تعمدی بوده است و همین امر فق
دان ارتباطات محیطی و هویت مستقل نهاد علم را در كشور ما تبیین می كند.
همچنین، چرایی گسستگی آن از واقعیتهای جامعه ما را توضیح می دهد. علم جدید محصول جامع
ه ما نیست. رشد طبیعی در این جامعه نداشته است. بذرهای آن در جاهای دیگری كاشته شده
و درختی (آفت زده) را به شكلی ناقص آورده ایم و در اینجا غرس كرده ایم كه با این آب
و خاك بیگانه است، یا دست كم در چنین فضایی رشد نمی كند و به بار نمی نشیند. (البته
بخشی از علم به ویژه علوم طبیعی یا علوم محض دارای خصلت بی وطنی هستند یعنی صبغه محیط و ج
غرافیا و فرهنگ و تاریخ یا قومیت و تمدن خاصی را ندارند اما در مورد علوم انسانی، علو
م اجتماعی مسأله فرق می كند). باید برای نهادینه ساختن فرهنگ علمی در كشور و نیز بومی كردن آن و بویژه فناوری حاصل
از آن، به جد بكوشیم. مسأله فرار مغزها یا به تعبیر كم هزینه تر. مهاجرت نخبگان علمی
به عنوان یكی از "عوارض نهادینه نشدن علم" قابل توجه و معنا دار می شود.
به گفته محققان، وجود یك نظام ارزشی نهادین، اولین شرط "نهادینه شدن" جامعه است. این ن
ظام ارزشی، كل جریانهای علمی اعم از تولید دانش، جذب علم در تسهیلات و منابع برای فعا
لیتهای علمی،پژوهشی، شیوه یكپارچگی افراد و سازمانهای علمی و رفتارهای دانشمندان و
پژوهشگران در زندگی علمی خود را تحت تأثیر قرار می دهد. به دیگر سخن، "نظام ارزشی نها
دین علم" در یك جامعه، از یك سو نزد اهالی دانش و پژوهش، تعهد و انگیزش لازم برای فعا
لیتهای علمی،پژوهشی را ایجاد می كند و از سوی دیگر جامعه بزرگتر را به پشتیبانی از ا
ین فعالیتها متعهد می سازد. در ایران "نظام ارزشی نهادینه شده علم"، تكوین نیافته و
لذا علم در جامعه ما نهادینه نشده است و در جامعه علمی با معنای دقیق و فنی این واژه
سازگاری نداریم. یكی از شرایط "نهادینه شدن فرهنگی علم" و فرهنگ علمی در جامعه، وجود
همگرایی بین عناصر مختلف فرهنگی در جامعه است. در جامعه ما كه در هر گوشه ای كسی علم
ی برداشته و كوس استقلال مینوازد و هر مدیری در هر اداره، پژوهشگاه، دانشكده یا مؤسس
ه ای طبق رأی و سلیقه خود برنامه ریزی می كند و با توجه به مشكل ثبات نداشتن مدیریته
ا در كشور با تغییر هر فرد یك سلیقه جدید بر آن دستگاه، اداره، مركز یا مؤسسه پژوهش
ی حاكم می شود؛ كجا می توان به نهادینه شدن فرهنگ علمی در جامعه امید بست؟ ما هنوز "
مدیریت پژوهش" نداریم. بر مراكز علمی ما سلیقه حاكم است نه قانون. باید از سلیقه محو
ری به قانونمندی برسیم آن هم قانونی كه خود دانشمندان برای فعالیتهای علمی شان تدوین
كنند.
برای تثبیت فرهنگ علمی و نهادینه شدن علم باید "تولید نظریه و فكر" به یك ارزش عمومی
در حوزه دانشگاه تبدیل شود و در قلمروهای گوناگون عقل نظری و علمی، از نظریه سازان
، تقدیر به عمل آید و به نوآوران، جایزه داده شود و سخنانشان شنیده شود تا دیگران ن
یز به خلاقیت و اجتهاد، تشویق شوند. اگر قرار است علم در جامعه ما نهادینه شود و تولید علم و نظریه به یك "ارزش رایج" مب
دل گردد كه كاملاً سخن حق و صوابی است، باید به احیا و ترویج و تقویت خصلتهای دانشمندا
نه، روحیه علمی و اخلاق اهل علم بپردازد. معرفی دانشمندان سرآمد و پرآوازه جهان و قله
های رفیع علم در جهان معاصر، در تمامی رشته ها، به نسل جوان و حتی استادان تازه كار
بسیار مفید و عبرت آموز است و این كاری است كه باید با جدیت و حساسیت و به گستردگی پی
گیری شود و تحقق پذیرد. دانشجویان ما و دانشمندان جوان ما كه در آغاز راهند، باید با
مطالعه زندگی دانشمندان آگاه شوند كه چگونه صدها و هزاران فیزیكدان، شیمیدان، فیلس
وف و متخصصان برجسته دیگر رشته ها با تلاش و شكیبایی و پیگیری شبانه روزی توانسته ان
د كاروان علم بشری را پیش ببرند و خدمتی هر چند ناچیز به رشد علم و معارف بشری نمایند
و آنان را نمونه و سرمشق خود قراردهند. خدا را سپاس كه مسلمانان و ایرانیان در گذشته
درخشان تمدن خود از این اسوه های فضیلت و معرفت كم نداشته اند، هم در عرصه علوم دینی
، فقاهت، فلسفه، عرفان و كلام؛ و هم در عرصه پزشكی، نجوم، ریاضیات و علوم محض. نكته مهم دیگری كه باید به آن اشاره و تأكید كرد، حفظ استقلال علمی، تأمین معیشت، رف
اه زندگی و امنیت شغلی دانشمندان است. دانشمند به لحاظ نوع روحیه اش مافوق پذیر نیست
و مافوق اداری نباید داشته باشد. اگر استقلال و آزادی دانشمند را در قالب تنگ و خشك
ضوابط اداری از او گرفتید، در واقع دست و پایش را بسته و روح و فكرش را به بند كشی
ده اید. دیگر چه جای انتظار خلاقیت و ابتكار و نوآوری می ماند؟
ایجاد هسته های علمی و قطبهای علمی در كشور، شهركهای دانشگاهی و تسهیل ارتباط و تماس
دانشمندان با همكاران و همتایان داخلی و خارجی خود، برقراری امكان مسافرتهای علمی و ش
ركت در سمینارها و كنفرانسهای علمی خارج از كشور و استفاده از فرصتهای مطالعاتی به ش
كل منظم و مستمر و در فواصل زمانی كوتاه می تواند به رونق وضعیت علمی كشور بیفزایند
و فقدان آنها قطعاً از موانع آسیب رسان به رشد علم در كشورمان خواهد بود. اعتماد كردن
به محققان و دانشمندان و نیز حفظ جایگاه و منزلت اجتماعی آنها موجب ایجاد انگیزه قوی
برای تلاش در عرصه تولید علم است و فقدان آن، دانشمندان را منزوی و دل خسته و رنجیده
خاطر می سازد و مانع فعالیت وسیع علمی او می شود. رشد علم كاری سخت سترگ است و پرهز
ینه، جامعه ای كه مصمم شده تا به این گوهر گرانقدر دست یابد، باید آماده مهیا ساختن
بستر مناسب برای رشد علم و پرداختن هزینه های چنین هدف بزرگی باشد. هیچ عذری در این م
ورد پذیرفته نیست. با تأیید كامل و تصریح و ترغیب رهبر محترم نظام، برای هیچ كس جای شا
ید و اگر و اما باقی نمی ماند. باید اسباب و شرایط نهادینه ساختن علم و فرهنگ علمی را
سریعاً فراهم آوریم. كرسیهای جدید تأسیس كنیم. نشریات متنوع و با عمق و محتوا تكثیر و
تقویت شوند و شرایط به سرعت بهبود یابد. باید پژوهشگاهها را برای اعضای هیأت علمی و دارندگان درجه دكترا با خدمات رسانی و ایج
اد بانكهای اطلاعاتی، مراكز رایانه ای و بخصوص كتابخانه های دانشگاهها به سرعت تقویت ك
رد. فرصتهای مطالعات سالانه، ترمی، كوتاه مدت و... برای استادان و اعضای رسمی هیأت عل
می دانشگاهها با حفظ احترام و شأن آنان با تخصیص ارز و بودجه كافی باید هر چه سریعتر به
جریان افتد. lباسپاس فراوان از همكاری های بی دریغ دبیر خانه نهضت نرم افزاری
منابع:
٭ موانع رشد علمی ایران و راه حل های آن، فرامرز رفیع پور، شركت سهامی انتشار،
1381. ٭ مبانی جامعه شناسی علم، منوچهر محسنی، انتشارات طهوری، 1372. ٭ آرمانها و واقعیتها، پروفسور محمد عبدالسلام، ترجمه ناصر نفری و مرتضی اسعدی، انتشارا
ت انجمن فیزیك ایران، 1369. ٭ فلسفه علم، نیكلاس كاپالدی، ترجمه علی حقی، انتشارات سروش، 1377. ٭ علم و جامعه شناسی معرفت، مایكل مولكی، ترجمه حسین كچوئیان، نشر نی، 1376. ٭ چیستی علم، درآمدی بر مكاتب علم شناسی فلسفی، آلن ف، چالمرز، ترجمه سعید زیبا كلام، ش
ركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1374. ٭ ساخت نظریه جامعه شناختی، جاناتان اچ ترمز، ترجمه دكتر عبدالعلی لهسائی زاده، انتشارا
ت نوید شیراز، 1373. ٭ وضع و شرایط روح علمی:ژان فوراستیه، ترجمه دكتر علی محمد كاردان، انتشارات دانشگاه
تهران، 1371. ٭ میشل فوكو:دانش و قدرت، محمد ضیمران، نشر هرمس، 1378. ٭ ساختار انقلابهای علمی، تامس كوهن، ترجمه احمد آرام، انتشارات سروش، 1369. ٭ رهیافت، فصلنامه سیاست علمی و پژوهشی، شماره28، زمستان 1381. ٭ حدسها و ابطالها، كارل پوپر، ترجمه احمد آرام، شركت انتشار، 1363.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
| ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
| | | | | | نظرسنجي | نظر شما در مورد نحوه عملكرد گروه ايراني در مسئله پرونده هسته اي ايران چيست؟ | | | عضويت در خبرنامه روزنامه | با عضويت در اين بخش شما آخرين اخبار و تحليل هاي روز را در صندوق پستي خود دريافت خواهيد نمود | | |