---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در گفتگو با حجةالاسلام والمسلمین علم الهدی ؛ شبیخون فرهنگی و شیوه مقابله ثامن
الحجج(ع)
اشاره:سیاست تابع فرهنگ، و جامعه تابع هر دوست؛ اما اینكه سیاست از فرهنگ سوء
استفاده كند یا حسن استفاده، نتیجه متفاوت است.
در صورت دوم، اصلاح فرهنگی در جامعه صورت می گیرد ولی در صورت نخست، تهاجم فرهنگی
جامعه را به فساد می كشاند و یك هادی بلكه منجی فرهنگی لازم است تا فرهنگ جامعه را
در برابر سیاست فاسد موجود حفظ كند و به سوی صلاح سوق دهد. شرایط فرهنگی عصر امام
رضا(ع) از نوع اول است و امام رضا(ع) همان منجی فرهنگی جامعه است. عملكرد مأمون در
مبارزه فرهنگی با امام رضا(ع)، در مقایسه با دیگر خلفای عباسی و حتی اموی پیش از
وی، بی سابقه است؛ تا آنجا كه فرهنگ جامعه را قربانی هدفهای فاسد سیاسی خود كرده،
راه را برای جریان امواج تهاجم فرهنگی دشمن به سوی كشور اسلامی باز می كند. در اینكه
سیاست او همان سیاست پیروانش یعنی نابودی مقام امامت و ولایت بوده، شكی نیست؛ اما چرا
مانند آنها به جای زندانی كردن، تبعید یا تهدید امام رضا(ع) و به عبارتی سركوبی آن
حضرت، به ظاهر از در مصالحه و دوستی وارد می شود، تا آنجا كه به آن بزرگوار پیشنهاد
قبول خلافت و ولایت عهدی می كند؟ در همین رابطه، و به منظور بررسی این مقوله گفت و
گویی انجام داده ایم با حجةالاسلام والمسلمین علم الهدی، امام جمعه محترم مشهد مقدس كه
تقدیم شما می گردد.
در آغاز، لطفاً مختصری درباره وضعیت فرهنگی عصر امام رضا(ع) توضیح دهید:
دوران زندگانی امام رضا(ع) از پیچیده ترین و سخت ترین زمانهای زندگی
معصومین(علیهم الاسلام) بوده است، زیرا در آن عصر، جریان حاكم به این نتیجه رسیده بود
كه سركوبی مقام امامت و ولایت در جهت براندازی نتیجه بخش نیست، بلكه برعكس این سركوب
گری ها باعث توسعه جریان امامت و ولایت در عرصه اجتماعی،سیاسی شده است. به عنوان
مثال، امام موسی بن جعفر(ع) را چهارده سال در عمق زندانها نگه داشتند تا مردم وجود
امام و امامت را به عنوان یك جبهه مخالف در برابر خلافت از یاد ببرند؛ اما وقتی پس از
چهارده سال، جریان حاكم ملزم شد تشییع جنازه آن حضرت را آزاد كند، به نوشته برخی از
مورخان، جمعیت بسیار عظیمی در تشییع جنازه امام موسی بن جعفر(ع) شركت كردند كه این
مسأله در آن روز كه تمام شهر بغداد به اندازه یك محله كوچك مشهد امروز بود، خیلی
خارق العاده است و نشانگر این امر كه با وجود سیاست سركوب گری نظام حاكم، گرایش
مردم به سمت جریان امامت، زیاد شده است. لذا مأمون پس از روی كار آمدن، در صدد برآمد
امامت را با تزویر براندازی كند نه با سركوب گری.
آیا شركت كنندگان در مراسم تشییع جنازه امام هفتم(ع) همگی از شیعیان بودند؟
یا شیعه بودند و یا غیر شیعیانی كه به مقام ولایت وابستگی داشتند و از نظر تقسیم
بندی اجتماعی، در مذهب شیعه داخل می شدند. اما در اینجا دو نكته برای ما حایز اهمیت
است؛ نخست آنكه شیعیان با وجود همه سركوب گری هایی كه نسبت به امام زمانشان شده، خسته
و سرخورده نشدند و هنوز در صحنه حاضر بودند. و دوم، مردم شركت كننده در این مراسم،
بدین وسیله نیازمندی به امامت و محبت خود را به امام(ع) ابراز كردند.
مأمون چگونه سیاست تزویر را در مقابله با امامت اجرا كرد؟
با پیاده كردن دو نقشه، نخست، جریان امامت را به حوزه خلافت كشاند و از تشكیل یك
جبهه استثنایی معترض به نام امامت در مقابل خلافت جلوگیری كرد كه در این جهت شكست
خورد، زیرا امام رضا(ع) با صراحت و به طور علنی این مسأله را مطرح كردند و دومین
نقشه، نیازمندی مردم به مقام امامت بود. با توجه به اینكه امام(ع) پاسخگوی نیازها و
مسائل فكری جامعه بودند و برای این كار لازم بود یك جریان و مرجع پاسخگو كه بتواند
از نظر فكری مردم را وابسته كند در برابر مقام امامت به وجود آورد؛ طرح این توطئه،
عاملی بود كه فضای فكری و فرهنگی جامعه آن روز را در برابر امام هشتم(ع) ایجاد كرد.
دستگاه خلافت برای اجرای این نقشه چه كارهایی انجام داد؟
اقدام به دو كار كرد:نخست، رشد و تقویت جریانهای اهل كتاب و ادیان غیراسلامی در بستر
اجتماعی مردم با یك ژست آكادمیك و آزادی سخن و فكر؛ به طوری كه زمینه فعالیت گسترده
برای افرادی چون جاثلیق نصرانی، رأس الجالوت یهودی و حتی رهبر ستاره پرستان و صائبین
و همه جریانهای الحادی آن روز فراهم شد تا با تبلیغات خود، از یك سو سبب گرایش مردم به
سوی خود شدند و از سوی دیگر فعالیتهای فكری، فرهنگی و علمی امت اسلام از انحصار مقام
امامت و ولایت خارج شود.
بدین ترتیب، جامعه فرهنگی امت اسلام در آن روز، یك مرتبه با سیل عظیمی از شبهات و
انتقاد و اشكال نسبت به مبانی اعتقادی اسلامی روبرو شد و كشور اسلامی، پایگاه
تبلیغاتی جریانهای لائیك و یا التقاطی اهل كتاب گردید. دومین كار مأمون، گشودن دروازه
های فرهنگی غرب به روی امت اسلام بود. در این رابطه، دستور داد كتابهای فلسفه یونان
از خارج وارد سرزمینهای اسلامی به زبان عربی ترجمه شود. او برای ترویج و تشویق به
انجام این كار، هم وزن هر كتاب ترجمه شده به مترجم و نویسنده آن طلا و دینار می داد. بر
این اساس، عده ای از عناصر دنیاپرست و مزدور آن روز برای ترجمه این كتابها از پوستهای
ضخیم و قلمهای درشت استفاده می كردند تا وزن كتاب بیشتر شود و طلای بیشتری از مأمون
بگیرند. توسعه این كتابها و این گونه نوشتارها به عنوان یك حرف و اندیشه نو، در بستر فكری و
فرهنگی دنیای آن روز، بسیاری از افراد را به سوی خود جذب كرد. بنابراین، با توجه به
این تهاجم و شبیخون فرهنگی، موفقیت امام رضا(ع) در مقابله با آن، اگر نگوییم بیشتر،
كمتر از موفقیت آن حضرت در از بین بردن توطئه سیاسی مأمون نبود كه می خواست امامت را
در كنار خلافت و وابسته به آن قرار دهد.
حركت امام(ع) از مدینه به خراسان و قبول ولایت عهدی، چه تأثیری در موفقیت ایشان در
مبارزه با تهاجم فرهنگی داشت؟
مأمون با هدف اجرای توطئه سیاسی خود، یعنی قرار دادن امامت در كنار خلافت و مهر
تأیید زدن بر جریان خلافت از امام(ع) خواست از مدینه به خراسان بیایند و به امام(ع)
پیشنهاد ولایت عهدی داد. البته، بحث ولایت عهدی را هم وقتی دقیق بررسی كنیم، می بینیم
در واقع امام نپذیرفتند؛ اگر چه به مانند خلافت، آن را مستقیم و به طور علنی رد
نكردند؛ ولی دستگاه حاكم به نفع خود این مسأله را امری قطعی و حتمی جلوه می داد.
امام در مسیر حركت از مدینه به خراسان، چون از متن كشور اسلامی می گذشت، این فرصت
استثنایی برای ایشان فراهم شد كه توانستند با وسعت بیشتر و دسترسی كاملتر به مردم، بر
سیل تهاجمهایی كه در آن روز متوجه افكار مسلمانان بود، فایق آیند و شبیخونهای فكری و
فرهنگی را براندازی كنند.
آنچه در این مسأله برای ما دارای اهمیت است، غلبه امام(ع) بر اندیشه ها و جریانهای
فرهنگی بود كه از بیرون به جامعه تزریق شده بود.
امام رضا(ع) در جذب گرایشهای مردمی به مقام علمی و فكری ولایت، چنان قوی و موفق عمل
می كردند كه هیچ جریان دیگری نمی توانست در این عرصه حتی با آن برابری كند. امام
رضا(ع) ابتدا از نظرعاطفی و اخلاقی مردم را جذب می كردند و سپس به پاكسازی فكری آنان
از عقاید خرافی و شبهه های كفرآمیز می پرداختند و بدین ترتیب توطئه های فرهنگی دشمن
را خنثی می كردند. به طور كلی، می توان گفت مسیر حركت امام رضا(ع) از مدینه تا
خراسان، فرهنگ سازی ایشان بود و بیشتر فعالیتهای فرهنگی ایشان در طول این سفر، انجام
شد.
نقش فرقه های مختلف در ایجاد هرج و مرج فكری و اعتقادی عصر امام رضا(ع) تا چه
اندازه بود و نحوه برخورد آن حضرت با جریان فرقه گرایی چگونه بود؟
یهودی ها بیشتر با نقل داستانها و افسانه های تورات، و مسیحیان از طریق آموزه های
اخلاقی، افراد را به خود جذب می كردند. فرقه واقفیه هم كه از سوی شخصی به نام علی بن
حمزه بطائنی در این زمان پایه گذاری شد در گرایش مردم نقش مؤثری داشت، زیرا بخش زیادی
از اموال و امانات امام موسی كاظم(ع) نزد او بود كه پس از شهادت آن حضرت با انگیزه
تصاحب آنها، اموال را به امام هشتم(ع) مسترد نكرد و این عقیده را ترویج نمود كه امامت
به امام هفتم(ع) منتهی شده و او همان مهدی موعود پیغمبر است كه در پرده غیبت قرار
گرفته است.
امام رضا(ع) این عقیده را رد كردند و تقابل زیادی هم با این گروه نداشتند، زیرا
جنبه شخصی داشت. اما "غلات" كه بعد از امام صادق(ع) به وجود آمده بودند، با مقابله
شدیدی از سوی آن حضرت، همچنین امام كاظم و امام رضا(ع) روبرو شدند، زیرا این گروه در
زمان امام رضا(ع) در شرایطی قرار گرفته بودند كه می توانستند جریانی شبیه جریان
خوارج به وجود آورند. لذا مقابله شدید با آنان به ویژه توسط امام رضا(ع)، موجب محو و
نابودی توطئه آنها شد؛ هر چند بسیاری از صوفیه فرقه خودشان را به امام رضا(ع) نسبت
می دهند، چون مسأله غلات و تصرف بویژه در زمان آن حضرت، بسیار رایج بوده است. در برابر رواج كتابهای یونانی و افكار غربی و به عبارت بهتر، مادی گری و الحاد هم
برخورد امام(ع)، برخورد علمی بود؛ یعنی در پاسخ به شبهه های به وجود آمده از این
ناحیه، آن حضرت با بیان قوی علمی و متقن، مسائل را به صورت ساده و قابل فهم و در
عین حال جامع و كامل برای عموم مطرح می كردند. در تاریخ نقل شده است كه حضرت در
جواب سؤالی كوچك، خطبه ای بلند ایراد می فرمودند. همچنین، ایشان با تربیت شاگردان
برجسته، از فعالیت در این افكار جلوگیری كردند.
به طور كلی نقش علم امام(ع) در تطبیق اندیشه مردم با دین و تغییر وضعیت فرهنگی
زمان خود چه بوده است؟
امام رضا(ع) یك نجات بخش فرهنگی برای امت اسلام بوده اند؛ در زمانی كه جامعه اسلامی در
منجلاب انحراف فرهنگی می رفت حتی از اساس دین فاصله بگیرد، ایشان توانستند مردم را در
كنار دین حفظ كنند.
یعنی همان طور كه امام علی(ع) با فداكاری در میدانهای جنگ و صحنه های مختلف موفق شدند
اسلام را تثبیت كنند، وجود اقدس امام هشتم(ع) در میدان نبرد با توطئه شبیخون فرهنگی
دشمن كه می خواست مبانی اعتقادی اسلام را براندازی كند، موفق شدند و با این حركت،
شخصیت امامت و ولایت ایشان و طنطنه علم و فكر امام هشتم(ع) بیشتر در جامعه توسعه پیدا
كرد و عناصر بیشتری را به مقام امامت و ولایت جذب نمود.
درباره عقیده شیعه بودن مأمون توضیحی ارایه دهید.
ابراز این عقیده از سوی مأمون شیطنتی بیش نبوده چرا كه او در عمل تابع و تحت تأثیر
هیچ جریان دینی نبود. او در بحثی كه با علمای معاصر اهل سنت در اثبات خلافت بلافصل
امام علی(ع) داشت، در جواب این سؤال كه چگونه چنین عقیده ای دارد، گفته بود:"علمت
التشیع من أی"؛ "من شیعه بودن را از پدرم هارون یاد گرفتم." و بعد با اشاره به
برخورد احترام آمیز پدرش هارون با امام كاظم(ع) در كاخش در مدینه كه در جواب اعتراض
او به این رفتار دوگانه گفته بود "این آقا حجت خداست.".
لذا می گوید من موسی بن جعفر و بالتبع پسرش علی بن موسی الرضا را قبول دارم كه آنها
حجت خدایند، اما حكومت در دست ماست.
از نظر فرهنگی، مهمترین نقطه اشتراك عصر امام رضا(ع) با زمان ما چیست؟
نقطه مشترك فرهنگی جامعه ما با عصر امام رضا(ع) كاملاً برجسته و شفاف است كه همان
شبیخون فرهنگی می باشد، با این تفاوت كه در آن زمان، عامل تهاجم جریان حاكم بود،
امروز عامل تهاجم جریان استكباری است؛ یعنی دقیقاً همان طور كه در آن زمان یك جریان
حاكم داخلی برای بایكوت كردن و منزوی كردن خط امامت، اندیشه های برون مرزی را وارد
جامعه می كرد و از راه تبلیغ و ترویج كار را پیش می برد، در حال حاضر استكبار جهانی
همان اقدامها را انجام می دهد. بنابراین، همانگونه كه امام رضا(ع) با تكیه بر ولایت مطلقه الهی و قدرت مبارزاتی خویش
در مقابل این توطئه ایستادند و آن را خنثی كردند، امروز هم ما می توانیم با تكیه بر
علوم و معارفی كه از آن بزرگوار به ما رسیده است و ذخایر و امكانات عظیم و گسترده
علمی دنیای اسلام و نیز با تثبیت و نهادینه كردن افكار و اندیشه های انقلابی در مردم
كه از زمان امام رضا(ع) در این حد نبوده ست، به خوبی با تهاجم و شبیخون فرهنگی
استكبار جهانی مبارزه كنیم.
در حال حاضر، مهمترین بحث در عرصه فرهنگی كشور، بحث تولید علم است كه توسط مقام معظم
رهبری مطرح شده است. آیا می توان گفت مهمترین اقدام فرهنگی امام هشتم(ع) نیز در عصر
خودشان تولید علم بوده است؟
تا حدودی بله، البته تولید علم در بیان مقام معظم رهبری بدین معناست كه تا حد
امكان از علم مونتاژ شده و وارداتی فاصله بگیریم و روحیه خودباوری، استعداد و
توانمندی علمی نسل جوان كشور را تقویت كنیم تا در آینده نزدیك صادر كننده علم به
دنیا باشیم.
اما در عصر امام هشتم(ع) از یك سو پاسخگوییهای علمی حضرت در برابر دانشمندان سراسر
جهان و از سوی دیگر اصلاح عقاید و شبهه زدایی از افكار جامعه و نیز تربیت شاگردان
برجسته، موجب گسترش دامنه علم امامت و ولایت به خارج از مرزهای كشور اسلامی و تقویت
روحیه علم آموزی در جامعه آن روز شد.
و اما سخن پایانی؟
ان شاءا... روزنامه قدس كه وابسته به آستان ملكوتی امام هشتم علیه السلام است، در
جهت ترویج علوم و معارف رضوی بیش از پیش تلاش كند و موفق باشد.
با تشكر از حضرتعالی به خاطر وقتی كه در اختیار ما گذاشتید.
زهرا پاینده
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كتابشناسی امام رضا(ع) ؛
"روضة الواعظین" و شرح حال امام رضا(ع)
"محمد بن حسن بن علی بن احمد فتال" از نویسندگان بنام شیعی در قرن پنجم و ششم هـ.ق
همزمان با دوران حكومت سلاطین تركان سلجوقی است.
تاریخ ولادت وی معلوم نیست. گفته شده قریب به هشتاد سال زیسته و سرانجام به دست "شهاب
الاسلام" برادرزاده "نظام الملك" به قتل رسیده است.1 مؤلف از آن جا كه به "ابن فارسی"
معروف است، معلوم می شود ایرانی الاصل بوده و لقب "فتال"2 را نیز به دلیل خوش صحبتی
و خوش صدایی، به او نسبت داده اند.
از آثار "فتال" دو كتاب به نامهای "التنویر فی معانی التفسیر" (از تفاسیر شیعی
معروف قرن ششم) و كتاب "روضة الواعظین و بصیرة المتعظین" یاد كرده اند. كتاب
"التنویر" وی از بین رفته ولیكن كتاب "روضة الواعظین" او باقی است.3
اصل كتاب به عربی است و لیكن به فارسی روان ترجمه شده است. آنچه به نظر می رسد، از
بین ترجمه های حاضر، ترجمه "دكتر محمود مهدوی دامغانی" معروف است كه به سال 1365هـ.ش به
دست این مترجم زبردست ترجمه شده و از امتیازهای خاصی نظیر بیان اعلام تاریخی،
سرایندگان اشعار، راویان حدیث، اعلام تاریخی و شرح لغات و... در پاورقی ها برخوردار
است.
امتیاز دیگر آن ترجمه روان آن است كه خواننده با مشكل كمتری مواجه می شود.
كتاب "روضة الواعظین" حاوی مقدمه ای است كه مؤلف در آن بعد از حمد و سپاس خداوند و
ستایش پیامبر(ص) و ائمه معصومین(علیهم السلام) به هدف خود از این تألیف اشاره می كند
و می نویسد:
"در آغاز جوانی برای من مجالس و محافلی بود كه مردم از اصول دین و بیان احكام فروع
دین می پرسیدند... از من خواستند تا در مورد زهد و پند و اندرز بازدارنده از گناه و
حكمت و ... برای آنان سخن بگویم، به كتابهای اصحاب خود مراجعه نمودم و میان آثار
ایشان، كتابی ندیدم كه شامل همه این موارد باشد.
... این امور را در كتابهای مختلف ایشان پراكنده یافتم؛ بدین سبب همت كردم تا كتابی
فراهم آورم كه برخی از گفتارهای الهی را شامل و بخشی از اخبار گزینه پیامبر(ص) و جواهر
كلام ائمه معصومین(ع) را دربرداشته باشد..."
مؤلف در این اثر، موضوعات را به ابواب و مجالس مختلف تقسیم نموده است. كتاب حاضر شامل
96مجلس است و سه مجلس اول درباره ماهیت عقل و فضل آن و معرفت خداوند و شگفتی هایی است
كه بر بزرگی خداوند دلالت دارد.
مجالس چهارم تا ششم درباره نبوت است و از مجلس هفتم تا یازدهم، مباحث مربوط به حضرت
امیرالمؤمنین(ع) است؛ مجلس دوازدهم درباره ایمان "ابوطالب" و شرح حال "فاطمه بنت اسد"
است؛ مجالس سیزدهم تا شانزدهم مناقب حضرت "زهرا(س)" است و از مجلس هفدهم تا سی و یكم،
شرح حال ائمه معصومین(ع) را تشكیل می دهد.
هرچند مؤلف، منابع و مأخذی را كه از آنان بهره برده است ذكر نكرده است، اما با
مطابقت مطالب با كتب پیشین، روشن می شود كه "فتال" مطالب خود را از آثار علمای بزرگ
شیعه همچون اصول كافی، "امالی"، و "خصال"، "عیون اخبارالرضا(ع)"، "معانی الاخبار"،
"كمال الدین" شیخ صدوق، "اثبات الوصیه مسعودی"؛ كتاب "الاقتصاد" شیخ طوسی، "امالی" و
"الارشاد" شیخ مفید، اخذ كرده است.4
مجلس بیست و پنجم این اثر، در مورد امامت و مناقب امام ابوالحسن علی بن موسی الرضا(ع)
می باشد.
مؤلف چنین بیان می دارد:"پس از عبد صالح، ابوالحسن علی بن موسی(ع) به نص صریح پدرش و
اجماع بزرگان اصحاب امام كاظم(ع) و اعتبار شرایط عقلی، امام است. و سپس، روایات "علی
بن یقطین"، "زیاد بن مروان قندی" و "داوود رقی" را در این زمینه می آورد.
شایان ذكر است، نویسنده سلسله راویان را به دلیل ساده كردن مطالب برای خوانندگان
حذف می كند؛ مثلاً می نگارد:"داوود رقی" می گوید:به موسی بن جعفر(ع) گفتم:
فدایت شوم، پیر شده ام، كمك كن و مرا از آتش برهان. بگو. كه پس از شما امام ما
كیست؟ حضرت به پسرش "ابوالحسن" اشاره كرد و فرمود"پس از من این امام شماست."
پس از مسأله امامت، مؤلف به دو معجزه امام(ع) به صورت بیان حكایتهایی اشاره می كند
كه راوی آن دو حكایت "ابراهیم بن موسی" و "احمد بن عبدا..." می باشند.
بعد از این دو حكایت، مسأله ولایت عهدی امام رضا(ع) و روایات مربوط به این مسأله را
بیان می كند كه ابتدا روایت "ابوالصلت هروی" را در این زمینه می نویسد و سپس به
روایات دیگری كه در این موضوع، پرداخته است؛ كه به طور مفصل همراه با جزئیات آن بیان
شده است.
در این روایات، شخصیت منفور مأمون و دشمنی های فضل بن سهل، كاملاً مشهود است.
مؤلف سپس اقدامهای مأمون بعد از واگذاری ولایت عهدی به امام رضا(ع) را مورد توجه
قرار می دهد:سكه زدن به نام حضرت(ع)، همسردادن اسحاق بن موسی بن جعفر(ع) و امیر الحاج
نمودن وی، و خطبه خواندن برای ولایت عهدی امام(ع) در شهرها.
مؤلف نقل می كند كه در این سال (ولایت عهدی امام رضا(ع))، "عبدالجبار بن سعید" در منبر
مسجد مدینه در دعای امام رضا(ع) چنین گفت:
"ولی عهد مسلمانان علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابیطالب(ع)
كه این شش نیاكانش، بهترین و شایسته ترین كسانند، كه آب باران و ابر نوشیده اند."
مؤلف بعد از این مطالب، به شاعران حاضر در جلسه، مثل دعبل خزاعی، اشاره كرده و به
اشعار وی و به خصوص قصیده "مدارس آیات" و صله بخشیدن امام(ع) به ایشان را بیان نموده
است؛ هر چند تمام ابیات این شعر را نیاورده است.
فتال نیشابوری در این اثرش، روایتهای "یاسر خادم" و "ریان بن صلت" را در مورد روز
عید و خواندن نماز عید حضرت(ع) بیان كرده و به شرح مفصل و جزئیات آن پرداخته است.
خلاصه آن كه، مؤلف در ادامه مطالبش، به موضوعاتی نظیر شهادت آن حضرت(ع) و چگونگی
مسموم كردن ایشان به دست مأمون و روایات متعدد در این زمینه، تدفین و تكفین نمودن
ایشان توسط حضرت جواد(ع) و معجزات عجیب در این زمینه و عاقبت اباصلت، یار وفادار
امام رضا(ع) و سخنان پیامبر(ص)، امام رضا(ع)، امام جواد(ع)، امام علی(ع)، حضرت موسی
بن جعفر و حضرت صادق(ع) درباره فضیلت زیارت امام رضا(ع) پرداخته است.و در پایان این
مجلس، به شرح حال مادر حضرت(ع)، تولد ایشان و شعر "حسن بن هانی"5 در مدح امام رضا(ع)
و خلاصه شعر "امام علی بن احمد فنجكردی"6 در مورد زیارت مرقد مطهر حضرت(ع) آمده است.
آمنه حاجتی
پی نوشت ها:
1،فتال نیشابوری، ابوجعفر محمد بن حسن، "روضة الواعظین و بصیرة المتعظین"، ترجمه دكتر
محمود مهدوی دامغانی، نشر نی، چاپ اول 1366.
2،این لقبی بود كه در این دوران برای اهل منبر و مداحان اهل بیت(ع) به كار می بردند. ر.ك:همان، ص12.
3،همان. ص14
4،همان، مقدمه ترجمه، ص15.
5،منظور شاعر معروف قرن دوم و سوم هـ.ق، ابونواس است.
6،از علمای شیعی معاصر با نویسنده و صاحب "تاج الاشعار" و "سلوة الشیعه".