خانه   |   صفحات   |   آرشیو   |   جستجو   |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   چهارشنبه 21اردیبهشت ماه 1384
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 حریم ملکوت   
 بین الملل   
 سی نما   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 پنجره   
 جنبش نرم افزاري   
 بادبادك   
 بانوان   
 مردم   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 سر مقاله   
 نگاهي به مطبوعات   
 تا انتخابات   

[ پنجره ]


"پنجره" ای تازه در قدس  
جدیدترین محصول صنعت سرگرمی سازی ؛ وقتی كار دایناسورها به امضا دادن می كشد ! 
قابل توجه برخی از پدران بازنشسته بی حوصله ؛ كشتی كاپیتان راب و دوستان  
فهرست سیاه ناقضان كپی رایت، منتشر شد ؛ آقای گیتس دوست داشتنی  
داستان تلخ مهاجرت  
چهار پا، دوبال و یك شاخ ؛ افسانه سپید  
مژده به رانندگان خودروهای تك سرنشین از عذاب وجدان خود بكاهید ! 
دیدار از پیشرفته ترین آزمایشگاه ناسا ؛ گاهی به آسمان نگاه كن  
گفتگو با یك آدمخوار محترم ! 
یك جوالدوز به مردم بزن 2005 تا سوزن به خودت ! 
آغاز زندگی  
یك عكس كاملاً عادی ! 


---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- "پنجره" ای تازه در قدس

زیاد تعجب نكنید. حتی رسانه ای كاغذی همچون روزنامه هم می تواند صفحه ای برای كلیك كردن داشته باشد. كلیك بر روی "پنجره" ای كه سرآغاز ورود به دنیای پنجره هاست... از امروز، یك روز از هر هفت روز عمر را به سیاحتی فارغ از دغدغه های سیاه یا حتی خاكستری موجودی به اسم "انسان" در دو سوی اقیانوس بزرگ خواهیم پرداخت. پس آماده باشید. كیف دستی مورد علاقه تان را بردارید و با حداقل هزینه،چیزی كمتر از بلیت هواپیما، قطار یا حتی اتوبوسهای بین شهری،طعم سفری انباشته از رنگ و تصویر و تیتر و واژگان را بر روی سپیدی كاغذ بزرگ درون دستانتان تجربه نمائید. پرونده "پنجره"، امروز در صفحه 9 روزنامه قدس گشوده شد ...


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جدیدترین محصول صنعت سرگرمی سازی ؛ وقتی كار دایناسورها به امضا دادن می كشد !

شاید اگر چرخ روزگار طوری به گردش درمی آمد كه آخرین دایناسور زنده تاریخ، عمرش به زندگی در دنیای معاصر قد می داد، افتتاح نمایشگاه بزرگ پنجاهمین سال تأسیس "دیزنی لند" و مشاهده روباتی به اسم "لاكی" باعث می شد كه بلافاصله سكته كند و به انتظار حوادث و رخدادهای طبیعی كه منجر به انقراض نسلش شدند نایستد. "لاكی"، دایناسور خوش تیپ و بامزه ای است كه به عنوان جدیدترین محصول مكانیكی صنعت

سرگرمی سازی، این روزها در پارك موضوعی دیزنی لند به گردش می پردازد و گهگاه، اگر كسی از او تقاضای امضا كند، خودكار مأمور محافظ همراهش را به دهان می گیرد و برای بازدید كننده محترم، صفحه اول كتابش را با امضا شبیه گل شبدرش تزئین می كند. این موجود 200 كیلویی كه هنگام بلندشدن روی دوپا، قدش به 3 متر می رسد، برای سرگرم كردن اطرافیان خود از پیشرفته ترین تكنولوژی های صوتی و مكانیكی بهره برده است. اگر به او لبخند بزنید یا در كنارش با صدای بلند بخندید، او هم شما را همراهی می كند و اگر حوصله اش را سرببرید، ممكن است خمیازه بكشد و برای لحظاتی خودش را به خواب بزند. با این توصیفات، اگر شما هم سالها پیش، نسلتان منقرض می شد و بعد به لطف یك معجزه علمی، به سالها بعد از خود سفر می كردید و چنین كارهای جلفی را از همنوعتان می دیدید، سكته قلبی كه چه عرض كنم، احتمالاً یك بلایی هم سر او می آوردید....



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
قابل توجه برخی از پدران بازنشسته بی حوصله ؛ كشتی كاپیتان راب و دوستان

"راب مك دونالد" 53 ساله، انسان فوق العاده با حوصله ای است و برای اثبات این ویژگی اش می تواند یكی از قدیمی ترین نمادهای مربوط به دوره "وایكینگ ها" را كه یك كشتی نسبتاً بزرگ دریایی متعلق به هزار سال پیش است، دوباره بازسازی كند. نكته قابل تأمل اینجاست كه پیش از این، افراد دیگری هم این كار او را تكرار كرده

اند اما دردنیای رسانه ها، به هیچ كدام از آنها لقب " با حوصله" اطلاق نشده بود. اما چرا؟ آقای مك دونالد این كشتی را از كنار هم قراردادن و چسباندن بیش از 15 میلیون چوب آب نبات یخی برپا كرده است. این بدلكار سابق هالیوود كه چند سال آغازین دوره بازنشستگی اش را به استراحت در كشور هلند گذرانده است، ساختن كشتی مورد علاقه اش را در كنار نوجوانان علاقه مندی انجام می دهد كه هرروز، بعد از مدرسه بخشی از ساعات فراغتشان را به كار با چوب و میخ و چسب می گذرانند. انگیزه مشترك این جمع پرتلاش، به آب انداختن این كشتی " آب نباتی" و طی كردن دریای مدیترانه با آن است؛ كاری كه با توجه به برنامه ریزی های راب مكدونالد و پیشرفت فعلی طرحش، امید می رود تابستان آینده به سرانجام برسد و این وایكینگ های جوان همراه با كاپیتان راب، طعم یك سفر دریایی خاطره انگیز را با كشتی دست ساز خود تجربه كنند.



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
فهرست سیاه ناقضان كپی رایت، منتشر شد ؛ آقای گیتس دوست داشتنی

نقل مشهوری است كه در آن سوی اقیانوس، هر گاه اسم پدیده ای همچون "بیل گیتس" به میان می آید، ملت اخم هایشان توی هم می رود و رویشان را بر می گردانند. شاید بخشی از این واكنش، به ثروت هنگفت مرد اول مایكروسافت مربوط باشد و قدرت فراگیر او در چنگ انداختن بر رایانه های بزرگ و كوچك. اما چرا در خیابانهای شلوغ پایتخت كشورهایی همچون پاكستان یا هند، كسی از شنیدن نام آقای گیتس ناراحت نمی شود؟.

شاید بتوان بخش قابل توجهی از این اقبال را مدیون عرضه كیلویی نرم افزارهای مختلفی دانست كه بسته كامل آن محصولات را می توان در كنار چند هدیه تبلیغاتی ارزان دیگردر بازارهای مركزی شهرهای این سوی اقیانوس، به راحتی پیدا كرد.چنین فرایندی كه اكنون به یكی از پر رونق ترین تجارتها برای قاچاقچیان كشورهای آسیایی مبدل شده، هر سال میلیونها دلار به جیب شركتهای بزرگ ضرر وارد می كند. در واكنش به این موضوع، دستگاه قضایی و پلیس آمریكا، با وارد كردن نام پنج كشور پاكستان، چین، هند، اندونزی و فیلیپین به فهرست سیاه نقض كنندگان كپی رایت آسیا، فشارهای جدی را به دستگاه های مرتبط در این كشورها وارد آورده است. عكس خبرگزاری آسوشیتدپرس از كراچی، بخشی از یكصد هزار سی دی توقیفی را نشان می دهد كه پلیس پاكستان در یورش هفته قبل خود به یكی از مراكز تكثیر و توزیع، محصولات غیرمجاز از قاچاقچیان كشف و ضبط كرد.



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
داستان تلخ مهاجرت

پیرمرد، تنها و غمگین، بر روی نیمكتی نشسته بود و به آینده، سرنوشت و خانواده اش می اندیشید. او زندگی پرفراز و نشیبی داشته، اما شاید اصلی ترین داستانی كه زندگی اش را متحول ساخته، داستان مهاجرت فرزندانش باشد. زمانی با 17 فرزند. خود زندگی ساده و آرامی را در دهكده ای واقع در منطقه كراسنایای آذربایجان می گذرانده، اما اینك با 5 فرزند باقی مانده اش، زندگی را می گذراند. 12 فرزند دیگر او برای یافتن كار و شاید زندگی بهتر، به كشورهای دیگر رفته اند تا آینده دیگری را برای خود رقم بزنند. پیرمرد كه روین "آشالومف" نام دارد، با آه سردی بیان می كند كه دهكده آنها دیگر خالی از سكنه شده است. مهاجران تنها در تابستان و آن هم برای تعمیر خانه و یا تبدیل آن به عمارتی بزرگتر به منظور اجاره و كسب درآمد، به دهكده باز می گردند.


اكثر اوقات خیابانها و خانه ها خالی از سكنه اند. پیرمرد 75 ساله، با حسرت از دهكده "گوبا" واقع در آن طرف رودخانه یاد می كند؛ جایی كه هر چند خانه هایی قدیمی و گاه فرسوده دارد، اما كوچه های شلوغش پر از شور و نشاط زندگی است. درست است كه از سَردَرهای آنچنانی و ساختمانهای نوساز و پیشرفته در آن جا خبری نیست، اما شور زندگی در آن موج می زند. آشالومف مهاجرت را مقصر اصلی می داند. قطرات اشك، نگاه پیرمرد را از آن سوی رودخانه به دهكده خودشان می كشاند و لبهای لرزانش بار دیگر باز می شود:تنها وقتی شاهد حضور تعداد زیادی از مردم در اینجا هستیم كه كسی از اقوام آنها مرده باشد.
آخرین باری كه خویشان و نزدیكان او در یك جا جمع شده بودند، برای مراسم تدفین همسرش بوده است. آیا او بار دیگر شور و نشاط بازیهای كودكانه و طنین قدمهای رهگذران را بر سنگ فرش دهكده اش خواهد شنید؟ داستان غمناك این دهكده كوچك در آذربایجان، تنها بخشی از داستان مهاجرت است. كوچه ها و خیابانهای خلوت، خانه های خالی از سكنه، سكوت همیشگی روزها و شبهای دهكده، تنها چیزهایی نیستند كه نصیب این دهكده شده اند. به راستی، چه در انتظار مهاجران است؟ آیا آینده به آنان لبخند می زند و یا آنها روبه سوی افقی تیره تر می روند. همه روزه در خبرها با رویدادها و مسائل خاص مهاجران روبرو هستیم.
بسیاری از مهاجران در همان ابتدای مهاجرت با جنبه های تلخ و دردناك آن روبرو می شوند. در بسیاری از مهاجرتهای غیر قانونی، سوء استفاده قاچاقچیان انسان، سرگردانی و گاه بازداشت آنان از سوی پلیس كشورهای مربوطه، حباب رؤیاهای آنها را نقش برآب ساخته است. شاید سختی ها و مشكلات زندگی، یكی از اصلی ترین عوامل مهاجرت باشد. وقتی این مسأله در مورد قاره پهناور اما فقیری چون آفریقا مطرح می شود، جنبه ملموس تری به خود می گیرد. پلیس ساحلی كشورهایی چون ایتالیا، اسپانیا و یا فرانسه، بارها با هجوم مخفیانه مهاجران آفریقایی روبرو بوده اند كه آینده بهتر خود را در زندگی اروپایی می دیده اند. سؤال مهم و اساسی این است كه آیا این كشورها هم خواستار آنها هستند یا خیر؟ بازداشت و بازگرداندن بسیاری از این مهاجران، پاسخ روشنی به این سؤال است. نگاه غم بار سیاهانی كه به امید آینده ای روشن تر پا به این سواحل گذاشته اند، اینك باید با تحمل سختی و رنج مضاعف، بازگشتی دوباره را نظاره گر باشند.
پرسش دیگر آنكه حتی با مهاجرت آنان به این كشورها موافقت شود، آیا خوشبختی به آنان روی خوش نشان خواهد داد؟ تجربه و گذشت زمان، نشان داده است كه رفتار دیگران با مهاجران همیشه با نوعی تبعیض همراه بوده است. پیدا نمودن شغل مناسب، محلی برای زندگی، تحصیل كودكان، انجام مراسم مذهبی و ... نیز از دیگر مسائلی هستند كه مهاجران باید در كشوری بیگانه برای آنها راه كارهای مناسبی پیدا كنند. چنانكه مسأله حجاب بانوان مسلمان در كشورهای اروپایی، به یكی از مشكلات مهاجران برای ادامه تحصیل و یا كار در این گونه جوامع تبدیل شده است. در آمریكا هم وضع بهتر از این نیست.
شبهای زمستان، پایتخت یعنی واشنگتن و هجوم بی خانمانها به ایستگاه های مترو برای درامان ماندن از سرما و تلاش برای زنده ماندن، می تواند زنگ خطر و یا حداقل آئینه كوچكی از آینده ای مبهم برای مهاجران باشد. به راستی، اگر آینده روشن تری در انتظار مهاجران است، این آینده نمی توانست برای مردی كه در راهروی ایستگاه متروی منتهی به كاخ سفید به خواب رفته است، رقم بخورد؟ این سؤالی است كه باید از او و امثال او پرسید. سعید عرفانی



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
چهار پا، دوبال و یك شاخ ؛ افسانه سپید

"تمام حیوانات و چهارپایان، هنگامی كه نوح آنها را به كشتی هدایت می كرد؛ فرمانش را اطاعت كردند، مگر تك شاخ كه مغرور ومطمئن از نیروی خویش بود. او با خودستایی گفت:من شنا خواهم كرد.
چهل روز و چهل شب باران بارید و اقیانوس جوشید و تمام بلندیها را آب فرا گرفت. پرنده های آسمان خودشان را به نوك بالایی كشتی می رساندند، اما با آمدن موجی بلند، در آب فرو می غلتیدند. تك شاخ اما هنوز شنا می كرد. پرنده ها دوباره پدیدار شدند، فرود آمدند و بر روی شاخ او جای گرفتند... تك شاخ آرام آرام به زیر آب فرو رفت و از آن زمان، دیگر هیچ تك شاخی وجود ندارد... "

شاید كمتر كسی پیدا شود كه با او آشنایی نداشته باشد؛ اسب سفید و زیبایی كه در دل رؤیاهای سرشار از گلهای رنگارنگ، درختان سبز بلند و پرندگان آسمانی جای گرفته و نامش را به مدد افسانه های ملل مختلف، جاودان كرده است. همین، حضور مداوم و خاطره انگیز او در داستانهای ساده ای كه والدین، سینه به سینه آنها را به نسلهای بعد از خودشان منتقل می كنند، باعث شده تا بحث نقطه آغاز پیدایش موجوداتی به اسم "تك شاخ" و احتمال وجود حقیقی شان، به یكی از دل پذیرترین موضوعات مورد بررسی مورخان رؤیا دوست آنسوی اقیانوس تبدیل شود.
بسیاری ازمردم، زندگی"تك شاخ" ها را باوردارند و عده ای نیز وجود آنها را انكار می كنند. در كتاب مقدس مسیحیان، به حیوانی با نام تك شاخ اشاره شده؛ اما خیلی ها معتقدند كه آنچه در این كتاب از آن نام برده شده، حیوان دیگری مثل كرگدن است. ازسوی دیگر محققان دین مسیحیت بر این باورند كه چون در بین اسامی حیواناتی كه حضرت نوح بر كشتی خود سوار كرد، نام تك شاخ وجود نداشته است، پس چنین حیوانی نمی تواند وجود خارجی داشته باشد. تك شاخ امروزی، نتیجه تصورات مختلف مردم است؛ تصوراتی كه زبان به زبان، نسل به نسل و قوم به قوم چرخیده و گاه تغییر كرده است. تك شاخ ازموجودی به شكل بز به شمایل اسب مانند و زیبا تبدیل شده؛ موجودی رشك برانگیز كه دوشیزه ای برآن سوار بود و تك شاخ می توانست به او اعتماد كند، زیرا دوشیزه هیچ گاه او را به سمت شكارچی هدایت نمی كرد.
او به هر رنگ و اندازه ای در می آید. گاه به سپیدی عاج است و گاه به تیرگی آبنوس.
او حتی می تواند به سایه ای میان دو رنگ رنگین كمان نیز در بیاید و در برخی افسانه ها بالهای بزرگ اسب بالدار را نیز به همراه خود دارند. این داستانهای با شكوه در مورد اسب شاخدار، از قرون وسطی میان اروپاییان گسترش یافت و به نظر می رسد می توان برای نقاط سرچشمه آنها، از سه منبع زیر نام برد:نخست، شرحهای مكتوب ازمنابع یونانی و رومی در مورد تك شاخ و اعتقاد به وجود آن. دوم ، پذیرش و باور عمومی در مورد وجود این گونه خاص و در نهایت افسانه هایی كه كاشفان و جستجو گران از سرزمینهای دیگر در رابطه با این موجود نقل كرده اند:شمایلی از یك اسب سپید بزرگ با یالی بلند و امواج و طره ای از موی سپید بر زیر چانه و شاخی سپید و مارپیچ كه از قسمت بالایی پیشانی، به سمت جلو قرار می گیرد. اودل شپارد، مورخ معاصر، در كتاب مشهورش كه به تك شاخها اختصاص دارد، می نویسد:مردم قرون گذشته به تك شاخ اعتقاد كاملی داشتند، اما این بدان معنا نیست كه آنها فهم و بینش ضعیفتری نسبت به ما داشته اند؛ بلكه آنها هوشیاری و فهم خود را در جهت دیگری هدایت می كردند. شپارد تاریخ را مملو از مخلوقات افسانه ای می داند كه نمایانگر خصلتهای بد بشریت هستند؛ موجوداتی كه معمولاً از انسانها و حیوانات شریرترند، برای لذت بردن می كشند و در بی رحمی و قساوت توصیف ناپذیرند. اما در این میان، تك شاخ یك استثنا، به شمار می رود و از این قانون پیروی نمی كند.
او همواره نماد اصالت، خلوص، امید، عشق و برتری بوده است؛ چیزهایی كه در بسیاری از جوامع امروزین، ارزشهایی از دست رفته قلمداد می شوند. پس شاید بهتر باشد برای یافتن و دیدن دوباره تك شاخها، آنچه تیرگی ها ی زندگی امروز به ما آموخته است را از یاد ببریم و همانند پیشینیان، نگاه تازه ای به دنیا داشته باشیم... شهرزاد همت پور



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مژده به رانندگان خودروهای تك سرنشین از عذاب وجدان خود بكاهید !

بررسی های كارشناسان حوزه ترافیك نشان می دهد كه به طور میانگین هر خودروی در حال تردد در شهرهای بزرگ، فقط 4/1سرنشین را حمل می كند و تعداد زیادی از این خودروها تك سرنشین هستند.این موضوع كه علاوه بر تحمیل كردن بار ترافیكی سنگین به خیابانها، آلودگی فراتر از حد تصوری را نیز برای شهروندان به دنبال داشته، از مدتها پیش به دغدغه اصلی جمعی از مخترعان دنیای اتومبیل مبدل شده است. جدیدترین ابتكار شكل گرفته در این عرصه، طراحی خودرویی با سه صندلی بزرگ و یك صندوق با نام "زویه" است.به گفته طراحان این اتومبیل جدید، وقتی گفته می شود كه خودرویی تنها برای 2نفر ظرفیت دارد، احساسی از محدودیت به صاحب خودرو دست می دهد، اما "زویه" با مهیا كردن ظرفیت كامل برای سه نفر، این معادله را شكسته و علاوه بر آن یك صندوق عقب قابل ملاحظه برای حمل اثاثیه هم دارد. به گزارش ایسنا، یكی از نوآوری های "زویه" سیستم باز و بسته شدن درهای آن است كه دسترسی و بارگیری آن را تسهیل می كند. به جای در كشویی، قسمت پهن تر در بر روی یك بازوی مفصل دار به سمت خارج می چرخد. همچنین، شیشه عقب سمت چپ پایین می آید تا بتوان وسایل كوچك را بر روی تاقچه عقب خودرو قرار داد. اتاق داخل ماشین برای خودرویی به این اندازه بسیار جادار است و علاوه بر آن می توان این فضا را به كمك یك سوییچ الكتریكی كه در كنار صندلی راننده نصب شده، به سه طرح مختلف درآورد.آنچه زیر كاپوت زویه نهفته است، یك موتور بنزینی جدید و كوچك(با حجم 1200سی سی) به قدرت 100اسب بخار است كه حداكثر گشتاور آن به Nm145 می رسد. مصرف پایین این خودرو، باعث می شود میزان Co2 دفع شده از آن، فقط 140 گرم به ازای هر كیلومتر باشد. این موتور با یك گیربكس پنج دنده اتوماتیك همراه است كه كنترل دستی آن از طریق شاسی هایی كه بر روی فرمان نصب شده اند، امكان پذیر است.رنگ قرمز بدنه و كاپوت خمیده و شیب دار این خودرو، قدرت و انرژی زیادی به آن می دهد. این انرژی با افزایش فاصله بین محورهای جلو وعقب خودرو و چرخهای پهن آن بیشتر می شود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
دیدار از پیشرفته ترین آزمایشگاه ناسا ؛ گاهی به آسمان نگاه كن

آزمایشگاه پیشرانش جت(JPL) كه پیشرفته ترین آزمایشگاه تحقیقات فضایی ناسا به شمار می رود، از عموم مردم برای شركت در برنامه "روح اكتشافات" در روزهای 14 و 15 می دعوت كرد.به گزارش ایسنا، در این برنامه، بازدیدكنندگان وارد صحنه هایی خواهند شد كه درباره مأموریت های هیجان انگیز برای مطالعه منظومه شمسی كائنات و زمین آموزش ببینند. میهمانان همچنین می توانند با دانشمندان و مهندسان این آزمایشگاه صحبت كنند و دریابند كه چطور فضاپیماها به سایر سیارات فرستاده می شوند.بازدیدكنندگان همچنین می توانند در هنگام راه رفتن میان مدل منظومه شمسی، سیارات را شناسایی كنند و برای خود فضاپیما بسازند و با نور مادون قرمزازآنها عكس بگیرند.بازدیدكنندگان در خلال نمایشگاه ها، سخنرانی ها و برنامه های مربوط به فناوری های جدید، با روند كشف منظومه شمسی و ارتباطات فضاپیماها، از نزدیك آشنا می شوند. در این برنامه، همچنین فیملهایی از مأموریت "كاسینی،هویگنس" و فضاپیمای "برخورد عمیق" به نمایش درمی آید.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
گفتگو با یك آدمخوار محترم !

گفتیم بیاییم و خبر ورودمان را به این صفحه تازه تأسیس در بوق وكرنا كنیم و ضمن لبخند در مقابل فلاش های پی درپی دوربین نمایندگان رسانه های خبری جهان، به "روزنامه نگاری سفید" و كار در حوزه موضوعاتی كه فارغ از هرگونه دغدغه ای، تنها خواندنی اند و بس بپردازیم، دیدیم به لحاظ قد و وزن و سابقه و قس علیهذا، امكان دارد زیر پای رفقا به كمترین میزان ضخامتمان در طول تاریخ در بیاییم. پس ترجیح دادیم كه بی هیچ توضیحی و به شیوه رفقای "اسپم" خود در دنیای صفرویك، بصورت خیلی اتفاقی روی سر مبارك مخاطبان خراب شویم.
با این توضیح مختصر كه آن را به عنوان نقل و نبات مراسم تولد صفحه حاضر خواهید پذیرفت، به اطلاعتان می رسانیم كه ما از آن دسته نویسندگان كم جنبه ای هستیم كه وقتی یك كار حتی كوچك انجام می دهیم، در بازتاب دادن آن به كمتر از قیاس با لطفی كه مرحوم كریستف كلمب در حق تاریخ كرد رضایت نمی دهیم(.) پس بصورت نقد در جریان باشید كه برای هفته آینده، مشغول ترجمه و تدوین یك مصاحبه حقیقی توپ با آدمخوار محترمی هستیم كه به دفاع از رژیم غذایی خود می پردازد. شماره های تماس با روزنامه را در صفحه آخر می توانید پیدا كنید. شنیدن صدای شما را كه حاكی از یك انتقاد یا پیشنهاد ساده خواهد بود، به عنوان بهترین آرزوی این هفت روز پیش رویمان قرار داده ایم. تا بعد.



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یك جوالدوز به مردم بزن 2005 تا سوزن به خودت !

درد فرو رفتن سوزن خیاطی در نوك انگشت از آن دردهایی است كه آفریده شده اند برای از زیركار دررفتن ما جوان های تنبل، تا هر وقت احساس كردیم نوك انگشت هایمان از جوراب نخ نمای پا بیرون زده، بلافاصله سراغ مادر یا آبجی بزرگ را بگیریم و با توجیه تبحر لازم

برای كار با شیء خطرناكی همچون سوزن، خودمان را از چند دقیقه كار طاقت فرسا نجات دهیم. برخلاف این تنبلی ذاتی، استیو دیروود 32 ساله در وجودش به هیچ مشكلی با این وسیله فلزی تیز برنخورده و برای همین هم هست كه می تواند نه یكی، بلكه 2005 عدد سوزن را در پوست پاهایش فرو كند. او كه با شكستن ركورد 745 عدد سوزن نام خود را به فهرست ركوردهای "گینس" وارد كرده، انگیزه اش را از این حركت، اختصاص پول حاصل از نمایش های دوره ای اش در سراسر جهان به كودكان آسیب دیده از خشونت های خانگی عنوان كرده است.



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
آغاز زندگی

او یك كرگدن زیباست و اگر هم در تصویر پیوست، بینی اش كمی ازحد متعارف بزرگتر به نظر می رسد، می بایستی تقصیر را به گردن عكاسی انداخت كه از این زاویه نامناسب چهره خانم "ابونی" را،كه همین روزها به خانه بخت می رود،ثبت كرده است. این عروس زیبا اما كمی

عظیم الجثه كه تا همین چند روز پیش در باغ وحش پاتر میشیگان زندگی می كرد، برای شركت در مراسم آغاز زندگی مشتركش با یك كرگدن نر به باغ وحش كلیولند مسافرت كرد.
این جابجایی بخشی از برنامه سراسری "بقای گونه ها" به شمار می رود كه با حمایت مجمع جهانی باغ وحش ها و آكواریوم ها، مسایل مربوط به تولید مثل گونه های در خطر انقراض حیوانات را در سراسر جهان پیگیری می كند.



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
یك عكس كاملاً عادی !

بسكتبال ورزش پرتحركی است و برخورد بازیكنان با هم در آن یك مسأله كاملاً تعریف شده به شمار می رود. با این توضیح، می توان از كنار عكس مربوط به مطلب حاضر كه در یكی از رقابت های مرحله نیمه نهایی لیگ قهرمانی باشگاههای اروپا در مسكو گرفته شده است گذشت... اما باور بفرمایید كه این كار یك اشتباه جبران ناپذیر خواهد بود، چرا كه این

تصویر به لحاظ عنصر "تضاد"، "آخر عكس" محسوب می شود. كافی است چند لحظه به چهره بازیكن سفیدپوش، تسلطش بر توپ و دریبلی كه انجام داده دقت كنید و آن را با وضعیت رفیق قرمزپوشمان مقایسه نمایید. ماسك محافظی كه این بازیكن روی صورتش زده، وضعیت دستها و نگاهش به آسمان، در كنار احتمالاً فریادی كه از انتهای وجود كشیده، نشان از آن دارد كه باید پس از پایان بازی، علاوه بر پیشانی و بینی اش، فك و دهان و باقی اعضای بدن را هم به دست دوستان گچكار بسپارد. به این می گویند "آخر تحلیل عكس ورزشی". خوشتان آمد؟



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


تبليغات

نظرسنجي

به کدامیک از کاندیداهای زیر رای می دهید ؟

عضويت در خبرنامه روزنامه

با عضويت در اين بخش شما آخرين اخبار و تحليل هاي روز را در صندوق پستي خود دريافت خواهيد نمود

آستان قدس رضوي
موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس