خانه   |   صفحات   |   آرشیو   |   جستجو   |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   پنج شنبه 29اردیبهشت ماه 1384
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 سوسه   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 ديدگاه   
 كفشدوزك   
 عشقستان   
 مردم   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   
 تا انتخابات   

[ عبرت ]


یك كودك آزاری دیگر توسط نامادری؛ گرسنگی؛ شكنجه علی و مرجان كوچولو  
جوانان بخوانند؛ پایان دوستی اینترنتی در دادسرای جنایی  
هشدار فرمانده انتظامی مشهد به افراد شرور؛ پشیمانی سودی نخواهد داشت  
اعضای باند"یزید" به ندامتگاه منتقل شدند  
ماجرای دنباله دار یك تصادف و دو مرگ  
بخت هشت فالگیر در تهران بسته شد  


---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- یك كودك آزاری دیگر توسط نامادری؛ گرسنگی؛ شكنجه علی و مرجان كوچولو

در اتاقی كه بوی تعفن آن مشام را می آزرد "مرجان" 5/3 ساله با چشمانی كه از ترس تهی شده بود "مامان كبا" را نگاه می كرد. او حتی یك لحظه هم چشم از زن برنداشت و زمانی كه نامادری از اتاق بیرون رفت "مرجان" با همه وجود بالای یخچال را نگاه كرد؛ او هیچ چیز نمی فهمید و نایی هم برای حرف زدن نداشت؛ فقط تكه نان خشكی را كه بالای یخچال بود، می خواست و این را با نگاهش فهماند.
به گزارش ایسنا، اواخر آبان ماه 83 پسر7 ساله نحیفی برای تحصیل به یكی از دبستانهای حاشیه جنوب شهر تهران آورده شد.
در نگاه اول، كودك وضعیت بسیار نابسامانی داشت. علاوه برلاغری غیرعادی بدن، بسیار كثیف بود. او زنگهای تفریح با ولع خاصی به اغذیه همشاگردیها نگاه می كرد و این نگاه، آن قدر بچه ها را اذیت می كرد كه به شكایت از او نزد معلم می رفتند.


معلم پیشتر از این هم پی برده بود كه شاگرد گرسنه اش، پنهانی اغذیه سایر همكلاسیهایش را برداشته است.
در هفته های بعد معلم مشاهده كرد، كودك 7 ساله هر بار با زخم تازه ای در بدن به كلاس درس می آمد تا این كه سوختگی روی دست و صورت پسر بچه كه به تازگی بوجود آمده بود، كنجكاوی او را برانگیخت، اما "علی" حاضر نبود، حرفی به معلمش بزند.
كودك دبستانی طی روزهای بعد به مغازه های اغذیه فروشی اطراف مدرسه دستبرد زد تا خود را از گرسنگی نجات دهد.
او پس از چندین بار كتك خوردن از سوی صاحبان مغازه ها، سرانجام در حالی كه اشك می ریخت ماجرا را برای معلمش بازگو كرد:"گرسنه ام بودم..." فردای آن روز "علی" با پیراهن خونین به مدرسه آمد و در پاسخ به كنجكاوی معلم گفت:به خاطر خونریزی بینی لباسش آلوده شده است.
او یك هفته تمام با همان لباس چرك و آلوده به خون به مدرسه رفت و آمد كرد تا این كه معلم برای در میان گذاشتن مسأله به خانه "علی" رفت و آن جا بود كه پی به عمق فاجعه برد: در اتاقی كوچك، كثیف و تاریك و متعفن از بوی ادرار، روشنای چشمان دخترك 5/3 و پسر 7 ساله از حكایت تلخ یك كودك آزاری دیگر، این بار با "شكنجه گرسنگی" توسط زن 27 ساله و پدری سنگدل پرده برداشت.
لباسهای كوچك و تابستانی مرجان در فصل سرما بسیار آلوده و كثیف بودند. كودك از شدت گرسنگی و سرما مقابل چشمان من می لرزید. جای سوختگی تمام پشت دخترك را گرفته بود، اما او از شدت ترس حرف نمی زد و در پاسخ به همه سؤالها یك جواب داشت " مامان كبا خوبه، دوسش دارم".
او به این زودیها حاضر نبود بگوید كه نامادریش سگك كمربند را روی بخاری داغ كرده و با آن دستان كوچك برادرش "علی" را هم سوزانده است.
فردای آن روز با فاش شدن فاجعه شكنجه "مرجان" و "علی"، تلاشها ابتدا برای نجات دختر 5/3 ساله شروع شد. اما پدر كودك با مقاومت برای بردن او در توجیه نادیده گرفتن شكنجه های كودكانش اظهار كرد:زنم حق دارد، بچه ها اذیت می كنند؛ "مرجان" خانه را آلوده می كند و بوی تعفنش حال ما را بهم می زند. "علی" نیز هیچ كمكی نمی كند؛ تازه همسرم "زن بابا" است؛ از او كه نباید توقع داشت با بچه های یكی دیگر، مهربان باشد.
او وقتی در برابر سؤالهای خشمگینانه ای درباره علت گرسنگی دادن به كودكان مواجه شد، گفت:خانواده ما فقیر است و زمانی كه چیزی برای خوردن نباشد، همه ما گرسنه خواهیم ماند.
اما سلامت كامل كودك یك ساله نامادری و عدم سوء تغذیه زن و شوهر مدركی روشن از واقعیتی دیگر بود.
این زن و شوهر شكنجه گر با كنار زدن همه صفات انسانی از دو سال پیش با ترك كردن منزل توسط مادر اصلی بچه ها، آنها را ساعتها گرسنه در حمام و توالت خانه حبس می كردند و نا مادری با عملی كردن تهدید خود مبنی بر آن كه از گرسنگی بچه ها را می كشد دو طفل خردسال را تا پای مرگ برد.
او نمی خواست هیچ مهمانی این كودكان را ببیند. "علی" و "مرجان" حق بازی هم نداشتند و اگر شیطنت می كردند، شكنجه می شدند.
نامادری كه زنی بیوه بود و در پی ازدواج با پدر متأهل كودكان و با و جود دیدن وضعیت معیشتی نامناسب آنها، به خانه این مرد كارگر راه یافت، شاهد بود كه چگونه همسر اول او به اقتضای شرایط پیش آمده از خانه بیرون رفت و در همین فرصت تلاش خود را برای آزار كودكان آغاز كرد.
"مرجان" پس از رهایی از چنگال نامادری سنگدل، چنان ولعی برای خوردن غذا داشت كه این ولع صحنه های رقت باری را ترسیم می كرد؛ به گونه ای كه به هر خوردنی "نان" می گفت.
او پس از این همه آزار و از آن جا كه اجازه خروج وی از منزل بدون اذن پدر وجود نداشت، به سختی تحت معاینات پزشك قرار گرفت.
پزشك كه بسیار تحت تأثیر وضعیت مرجان قرار گرفته بود، در معاینات اولیه اخطار داد:هرثانیه برای كودك حیاتی است؛ بطوری كه از 10 فاكتور سوء تغذیه "مرجان" 8 فاكتور را داراست و اگر سریعاً به بیمارستان انتقال نیابد، مرگش حتمی است.
با این اخطار "مرجان" به بیمارستان برده شد. درحالی كه تنها 9 كیلوگرم وزن داشت و پرونده اش از سوء تغذیه شدید وی ظرف یك و نیم سال گذشته خبر می داد. همچنین بر اساس سونوگرافی انجام شده، گرسنگی شدید منجر به بزرگ شدن كبد این كودك 5/3 ساله شده بود.
پزشكان نیز با معاینه "مرجان" متوجه آثار سوختگی قدیمی بر روی دستان و پشت او با آب جوش شدند. شكستگی قدیمی مچ دست راست این كودك كه بدون هیچ درمانی جوش خورده بود، از دیگر آثار كتكهای نامادری بود.
"مرجان" بیش از یك ماه در بیمارستان بستری شد. در این مدت با پیگیریهای صورت گرفته مادر كودكان هم از بی سرپرستی و آوارگی نجات یافت و از نا مادری 27 ساله به جرم شكنجه كودكانش شكایت كرد. از "مرجان" پرسیدم دلت برای چه كسی تنگ شده است. با بغض و در حالی كه اشك به چشمانش آمده بود، فقط نام "علی" را به زبان آورد. "علی" برادر كوچك مرجان كه تنها 7 بهار از عمرش گذشته است، هنوز اسیر دستان شكنجه گر والدین است.
آخر قوانین ما اجازه نمی دهند "علی" به این زودیها رها شود.
آخرین باری كه "علی" در دادگاه خواهرش با نامادری روبه رو شد، از ترس حتی جرأت نگاه كردن به او را هم نداشت.
او تنها توانست در لحظه خداحافظی زمانی كه پشت دو شكنجه گر به او بود، دستش را بالا برده، از پشت شیشه برای خواهرش به نشانه آشنایی و دیداری دوباره دست تكان دهد.



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جوانان بخوانند؛ پایان دوستی اینترنتی در دادسرای جنایی

گروه حوادث:دختری كه حدود دوسال از طریق اینترنت با یك پسر جوان رابطه داشت، در اولین ارتباط حضوری، قربانی هوسهای شیطانی پسر شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس،"رضوانفر"سرپرست اظهار نظر دادسرای جنایی 27 تهران بزرگ، با اشاره به این كه اكثر این دوستیها منجر به فساد می شود، در تشریح این خبر گفت:دختر22 ساله ای از طریق اینترنت با پسری آشنا می شود واین ارتباط حدود 2 سالی از طریق اینترنت و تماس تلفنی به طول می انجامد.

بعد از دو سال هر دو (دختر و پسر) قرار می گذارند در یكی از میادین بزرگ تهران همدیگر را با نام و نشانیهایی كه با یكدیگر رد و بدل كرده اند، ملاقات كنند. با این حال، دختر جوان در زمان و موعد قرار حاضر می شود و بعد از دقایقی دوست اینترنتی خود را كه بر یك دستگاه خودروی پژو سوار است، همراه یكی از دوستانش كه در صندلی عقب نشسته بود، می بیند. وقتی مطمئن می شود كه راننده پژو دوست اینترنتی اوست، بی درنگ در صندلی جلو سوار می شود. بعد از دقایقی، حال و احوالپرسی... دوست دختر جوان به او می گوید؛ می خواهیم به یك پارتی بزرگ برویم. در این میان دختر جوان مخالفت می كند و می گوید: من سرو وضع مرتبی ندارم... باشد برای بعد، اما راننده خودروی پژو با اصرار تمام وبا خرید یك دست لباس از فروشگاه، او را راضی می كند كه با آنها برود. دادیار اظهار نظر جنایی تهران بزرگ در ادامه گفت:راننده خودرو و دوستش، زمانی كه اعتماد كامل دختر جوان را به دست آوردند، قصد خروج از تهران را داشتند كه این دختر موافقت نمی كند و از آنها می خواهد تا او را پیاده كنند تا به خانه برگردد. دوست راننده خودروی پژو وقتی می بیند كه دختر جوان از حرفهای آنها سر باز می زند، با گذاشتن چاقو بر گردن دختر از او می خواهد بدون ایجاد سر و صدا به صندلی عقب برود. آنها دهان دختر را می بندند و او را زیر صندلی پنهان می كنند. رضوانفر ادامه داد:هر دو پسر جوان بلافاصله دختر را به كارگاهی در بیرون از تهران می برند و در آنجا به اتفاق یكی از دوستان دیگر خود به او تعرض كرده و با دوربین تلفن همراه از عمل آنها فیلم وعكس می گیرند. بعد از دقایقی دختر جوان به بهانه این كه حالت تهوع دارد... از كارگاه متواری و به منزل خود برمی گردد و بعد از گذشت چهار روز اعلام شكایت می كند. "رضوانفر"گفت:این دختر علت دیر شكایت كردن خود راچنین بیان كرد:هنوز ساعتی از حضورم به منزل نگذشته بود كه تلفن منزل به صدا درآمد و دوست اینترنتی ام گفت:اگر جریان را برای پلیس یا حتی خانواده ات بگویی، تمام عكسهایت را در بین دوستان وفامیلهایت پخش می كنم... و بعد گفت:اگر فیلمها و عكست را می خواهی، با این مبلغ پول وآدرسی كه می گویم بیا و آنها را تحویل بگیر. مأموران آگاهی با راهنمایی دختر، ضمن شناسایی كارگاه محل جرم، توانستند نقشه ای طراحی كنند كه متهمان برای تحویل دادن فیلمها برسر قرار با این دختر حاضر شوند. سپس با كنترل محل معامله توانستند متهم اصلی را شناسایی ودستگیر كنند.این پرونده هم اكنون دردادگاه جنایی ناحیه 27 تهران بزرگ زیر نظر بازپرس ششم مفتوح می باشد. "رضوانفر" سرپرست اظهار نظر دادسرای جنایی 27 تهران بزرگ در پایان ضمن هشدار به جوانان خاطرنشان كرد:خانواده ها ضمن این كه مواضع خطر را به فرزندانشان آموزش می دهند، باید آنها را در حد معقولی زیر نظر داشته باشند نه به صورت تفریط وافراط. "رضوانفر" با اشاره به این كه اكثر انحرافهای اخلاقی جوانان در رده سنی 14 سال برای دختران و18 سال برای پسران روی می دهد، گفت:امروزه با توجه به توسعه فناوری اطلاعات وارتباطات جمعی در جامــــعه، ما به عینه دیده ایم، بعضی خانواده ها ضمن عدم كنترل جوانان خود، خیلی هم افتخار می كنند كه فرزندشان با اینترنت سروكار دارد. حال اگر آنها را كنترل نكنند یقیناً حادثه دردناكی مثل داستان فوق به وجود می آید كه تحمل كردن آن برای ما كه قاضی هستیم و اولیای آنها خیلی درد ناك و سخت است.



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
هشدار فرمانده انتظامی مشهد به افراد شرور؛ پشیمانی سودی نخواهد داشت

گروه حوادث:شش نفر از افراد شرور با حمله به خودروهای عبوری در یك تقاطع مشهد، شیشه چندین خودرو را شكستند. به گزارش خبرنگار ما این حادثه ساعت 30/20 پریشب در تقاطع شریعتی و بلوار اندیشه (قاسم آباد) مشهد رخ داد و طی آن شش نفر كه چاقو و چوب به همراه داشتند با تخریب شیشه چندین خودرو موجب سلب آسایش رهگذران و مردم شدند.

یك شهروند كه مورد حمله افراد مهاجم قرار گرفته بود، به خبرنگار ما گفت:هنگام عبور از تقاطع شریعتی و اندیشه دو نفر كه چوب همراه داشتند به طرف من آمدند و قصد داشتند با چوب ضربه ای به سرم بزنند، ولی سرم را به سمت عقب بردم و ضربه آنان به شیشه خودرو اصابت كرد. وی افزود:یكی از این افراد كه در مجموع شش نفر بودند با چوب ضربه ای به سقف اتومبیلم زد كه من از محل متواری شدم. این شهروند ادامه داد:مهاجمان كه مسلح به چوب، قمه و شمشیر بودند ضمن فحاشی، به رهگذران حمله می كردند و در جریان این حادثه شیشه اتومبیل پیكانی كه راننده اش یك زن بود و نیز شیشه خودرو پراید و چند اتومبیل دیگر شكست. وی افزود:دقایقی بعد كه به این محل آمدم متوجه شدم با تماس مردم، پلیس در صحنه حاضر شده و تحقیقات خود را آغاز كرده است. اظهارات فرمانده انتظامی مشهد فرمانده انتظامی مشهد در گفتگو با خبرنگار ما درباره چگونگی وقوع این حادثه گفت:با اعلام وقوع درگیری در تقاطع بلوار اندیشه و شریعتی بلافاصله مأموران كلانتری قاسم آباد به محل اعزام شدند و در تحقیقات اولیه مشخص شد شش نفر كه با سه دستگاه موتور سیكلت به محل آمده اند، قصد درگیری با یكی از كسبه این محل را داشته اند. سرهنگ بیگی افزود:مهاجمان قبلاً در مشهد قلی با این مغازه دار درگیر شده اند و این بار اقدام به عده كشی و درگیری كرده اند كه با متواری شدن مغازه دار، اقدام به شكستن شیشه خودروهای عبوری كرده اند. وی گفت:با تلاش مأموران انتظامی و پس از گذشت چند ساعت از این واقعه تمام مهاجمان شناسایی و دستگیر شدند و موتور سیكلت آنان نیز توقیف شد. توصیه به جوانان سرهنگ بیگی به شهروندان و به خصوص جوانان توصیه كرد در صورت بروز هر گونه اختلاف خودسرانه اقدام به درگیری نكنند، زیرا این مسأله ممكن است موجب بروز حوادث ناگواری شود. وی گفت:برای حل مشكلات، افراد درگیر باید با استناد به قانون و استفاده از مراجع قضایی و انتظامی اقدام به رفع مشكل خود كنند و از برخوردهای شخصی بپرهیزند. فرمانده انتظامی مشهد به افراد شرور و اراذل و اوباش هشدار داد و گفت:در صورت هر گونه اقدام ناشایست كه موجب رعب و وحشت مردم و سلب آسایش شهروندان شود، مأموران انتظامی با كسب مجوز قضایی افراد خاطی را دستگیر و در اختیار مراجع قضایی قرار می دهند. سرهنگ بیگی افزود:پلیس با افراد شرور به شدت برخورد خواهد كرد و پشیمانی برای متخلفان سودی نخواهد داشت.



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
اعضای باند"یزید" به ندامتگاه منتقل شدند

گروه حوادث:با دستگیری سركرده باند"یزید"، متهم به هفت مورد سرقت و زورگیری در منطقه شرق تهران اعتراف كرد. به گزارش خبرنگار ما، بیست و هفتم فروردین ماه سال جاری شخصی با مراجعه به كلانتری منطقه تهران پارس خبر سرقت اتومبیل پیكان و یك میلیون تومان وجه خود را توسط دو نوجوان هجده ساله گزارش كرد.با طرح این شكایت بلافاصله شماره و مشخصات خودرو به تمامی مأموران گشت اطلاع داده شد. برپایه همین گزارش، روز گذشته مأموران پلیس گشت 110 پس از یك ماه موفق شدند خودروی مذكور را در خیابان 196 تهران پارس شناسایی كنند. با شناسایی خودروی مسروقه مأموران بلافاصله دستور توقف این خودرو را دادند، اما "امیر" معروف به "یزید" كه رانندگی پیكان را برعهده داشت، بدون توجه به هشدارهای پلیس اقدام به فرار كرد. مأموران سرانجام پس از دقایقی تعقیب و گریز و شلیك چند تیر هوایی موفق شدند راننده پیكان را در حالی كه با یك خودروی دیگر تصادف كرده بود، دستگیر كنند. با دستگیری متهم وی روز گذشته در دادسرای جنایی تحت بازجویی قرارگرفت و ضمن قبول اتهام سرقت و زورگیری گفت:با سه نفر از دوستانم كه همگی آنها همسن خودم هستند، از سال گذشته باندی را تشكیل دادیم و با تهدید چاقو و قمه از مسافران زورگیری می كردیم، تا اینكه ماه گذشته سوار خودروی یك مسافركش شدیم و پس از كشاندن وی به یكی از خیابانهای خلوت با ضرب و جرح وی را از خودرویش پیاده كردیم و متواری شدیم. بنابراین پس از آن تاریخ مسافرانی را كه از لحاظ مالی در وضعیت خوبی بودند، شناسایی و پس از سواركردنشان با تهدید چاقو اموالشان را سرقت می كردیم.
گفتنی است متهم تاكنون به هفت مورد سرقت و زورگیری اعتراف كرده است، ضمن اینكه با ارجاع پرونده به اداره آگاهی مركز تلاش برای كشف سرقتهای بیشتر ادامه دارد.



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
ماجرای دنباله دار یك تصادف و دو مرگ

گروه حوادث:جلسه دادگاه متهم به قتل بهرام كه قرار بود درباره عمد یا غیرعمد بودن حادثه رأی صادر كند، بی نتیجه پایان یافت. به گزارش خبرنگار ما، در سیزدهم شهریورماه سال 81، در روستای ده نو، از توابع چناران علیرضا كه همراه پدرش سوار بر وانت بودند با بهرام تصادف می كنند، كه منجر به فوت بهرام می گردد. پس از این حادثه برادران و فامیل بهرام كه با خانواده علیرضا اختلاف ملكی داشتند، به طرف خودروی آنها حمل ور می شوند، اما علیرضا كه احساس می كرد جانش در خطر است صحنه حادثه را ترك می كند. پس از طی مسافتی حدود 500 تا 600 متر علیرضا كنترل خودرو را از دست داده و پس از برخورد با جدول كنار خیابان، خودرواش واژگون می شود. در این زمان علیرضا و پدرش توسط مأموران دستگیر و به اتهام قتل و معاونت در آن روانه زندان می شوند. پدر علیرضا پس از 40 روز به دلیل ناراحتی قلبی در زندان فوت می كند. این گزارش می افزاید:بررسی این پرونده در شعبه 133 دادرسی كیفری مجتمع شهید قدوسی با حضور خانواده مقتول و وكیل آنها، متهم و وكلیش با ریاست قاضی ولایتی برگزار شد.
در این جلسه وكیل مقتول اظهار داشت:در تمام این سالها معتقد بودم كه ماجرای تصادف جز برای قتل بهرام انجام نشده و عملی عمدی بوده است. وی درباره دلایل و مدارك خود مبنی بر عمدی بودن حادثه گفت:طبق گزارشات مأموران نیروی انتظامی و هیأت پنج نفره كارشناسان دادگستری و هیأت هفت نفره كارشناسان راهنمایی و رانندگی متهم پس از برخورد با مقتول، اگر به حركت ادامه نمی داد و توقف می كرد، شاید بهرام زنده می ماند.
كاظمیان با اشاره به شاهدان عینی گفت:این حادثه در مقابل مغازه پدر بهرام اتفاق افتاد و شاهدان زیادی عمدی بودن این حادثه را تصدیق می كنند. ولایتی، دادرس شعبه 133 بعد از تفهیم اتهام به متهم از او خواست تا از خود دفاع كند كه وی پس از رد اتهام، دفاعیات را به عهده وكیل خود گذاشت. وكیل وی نیز در دفاعیاتش گفت:جدای از دعوای این دو خانواده، موكل من سه سال پیش در مقطع دبیرستان تحصیل می كرده و روز قبل از حادثه و فردای آن روز امتحان داشته و به دلیل بیماری قلبی پدرش پشت فرمان نشسته بوده و هیچ گونه خصومتی با بهرام نداشته است. تاجی گفت:با توجه به سن كم موكل من در زمان حادثه و هجوم اقوام و دوستان بهرام به طرف وانت او نتوانسته خودرو را كنترل كند و گزارش هیأت پنج نفره كارشناسان دادگستری و هیأت هفت نفره كارشناسان راهنمایی و رانندگی مبنی بر عمدی نبودن حادثه دلیلی بر این مدعاست. وی افزود:متهم و خانواده اش حاضر به پرداخت دیه مقتول و هزینه های متقبل شده توسط خانواده وی هستند و همچنین از خون پدرشان كه در زندان فوت كرده نیز گذشت كرده اند. قاضی ولایتی یك فرصت چند روزه به طرفین پرونده برای مذاكره داد و اعلام كرد رأی دادگاه طی روزهای آینده و در صورت به نتیجه نرسیدن توافق، اعلام خواهد شد.



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بخت هشت فالگیر در تهران بسته شد

گروه حوادث:مدیركل مبارزه با مفاسد اجتماعی ناجا، با اعلام خبر دستگیری هشت فالگیر كه با چاپ كارت و دعانویسی از مردم كلاهبرداری می كردند، به شهروندان توصیه كرد در برخورد با این افراد دقت بیشتری داشته باشند.
سرهنگ "حسینی" مدیر كل مبارزه با مفاسد اجتماعی ناجا، درخصوص دعانویسهایی كه به تازگی با چاپ كارت به اخاذی و كلاهبرداری از مردم اقدام می كنند، گفت:در این زمینه تاكنون با هشت فالگیر برخورد شده است.

مدیر كل مبارزه با مفاسد اجتماعی ادامه داد:به چند نفر از این افراد هشدار داده شد كه به كارشان ادامه ندهند و عده ای دیگر نیز برای محاكمه به دادسرا منتقل شدند. سرهنگ حسینی، با اشاره به این كه بیشتر این افراد زن هستند، از مردم خواست تا در برخورد با این مسایل حساسیت بیشتری نشان دهند و به مقاصد سودجویانه شان دقت كنند تا هم مشكلی برای خودشان به وجود نیاید و هم این افراد نتوانند از سادگی عده ای سوء استفاده كنند و به نیات خود دست یابند. به عقیده این مقام آگاه، مطبوعات و رسانه های جمعی می توانند نقش بسیار مهمی در ارتقای سطح آگاهی مردم نسبت به واقعیات پشت پرده این گونه مسایل ایفا كنند.



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


تبليغات

نظرسنجي

به کدامیک از کاندیداهای زیر رای می دهید ؟

مشاهده نتایج

عضويت در خبرنامه روزنامه

با عضويت در اين بخش شما آخرين اخبار و تحليل هاي روز را در صندوق پستي خود دريافت خواهيد نمود

آستان قدس رضوي
موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس