---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دلایل افزایش تولید و تجارت مواد مخدر از افغانستان؛
فقط كشاورزان در حلقه مافیایی مواد مخدر نیستند
(قسمت اول) "امسال همه زمینهایم را خشخاش كاشتم، پارسال هم چنین كرده بودم، اما تریاك را من با
مركب خودم از افغانستان بیرون نمی برم، این شما هستید كه با آن موتورهای شیشه سیاه
خود به خارج از سرحد انتقال می دهید و به آدم های مثل خود قدرتمند كه وزیر، رئیس،
والی، قوماندان و جنرال اند تحویل می دهید. آنها نیز آن را تا اروپا و آمریكا
می رسانند. حالا این مربوط به شماست كه چه وقت از این كار و از این تجارت دست می كشید
و تریاك را از ما نمی خرید تا ما هم دیگر در زمین خود كشت نكنیم."
اینها سخنان یك دهقان از منطقه خان آباد ولایت كندز افغانستان بود. این سخنان در
جلسه ای با حضور مقامات بلندپایه افغانستان، سازمان ملل و نیروهای خارجی مستقر در
این كشور كه برای متقاعدكردن روستائیان به دست برداشتن از كاشت خشخاش برپا شده بود،
بیان گردید و موجب شد تا ناظران بین المللی بفهمند واقعیتهای به ظاهر مكتوم كشت،
تولید و ترانزیت مواد مخدر را روستائیان هم می دانند و قبل از جلوگیری از كشت خشخاش
باید برای آن چاره جویی كرد.
اما مرد روستایی به حرفهای خود كه اندك اندك در میان همهمه حاضران در همایش گم می شد
ادامه داد:"گپ دوم این كه دولت ما را كه خداوند از سر ما كم نكند برای گندم، برنج و
غله من بازار فروش پیدا نماید تا دیگر در زمین خود تریاك كشت نكنم."
از خان آباد كه روزی به گرام افغانستان یاد می شد غله فراوانی به جاهای دیگر وطن ما
انتقال می یافت. اما حالا برنج و گندم من حتی از سالهای گذشته در انبارهایم باقی
مانده است. آن را كسی نمی خرد. و اگر به فروش هم می رسد آنچنان ارزان است كه از فروش
چند سیر گندم و برنج یك جنس ناچیز خارجی مورد ضرورت را هم خریده نمی توانم.
آغاز كاشت خشخاش در افغانستان
تهاجم شوروی سابق در افغانستان باعث شد كه نظام امنیتی كشور از هم بگسلد. در دهه
هشتاد میلادی نیروهای دولتی سلطه خود را بر اطراف كشور از دست دادند و در همین سال
زمینه گسترش كاشت مواد مخدر را در مناطق دورافتاده كشور كه رهبران قبایلی و فرماندهان
نظامی به آن سلطه داشتند، فراهم كرد.
جنگ، ناامنی و فقر اولین عامل آشنایی مردم با كشت خشخاش شد و به مرور زمان دامنه آن
چنان وسعت یافت كه برخی سازمانهای جاسوسی برای تأمین منابع مالی جنگ افغانستان، مشوق
آن شدند.
هر چه بر دامنه جنگ افزوده می شد، به همان اندازه كشت خشخاش به ویژه در مناطق جنوب
این كشور گسترش پیدا كرد.
با توسعه تولید تریاك، فرماندهان محلی و نظامی به مهره های مافیایی تبدیل شدند كه
محصولاتشان را از راه پاكستان به اروپا و آمریكا می فرستادند.
بعد از مدتی فرماندهان نظامی به افراد ثروتمندی تبدیل شدند كه تحت پوشش تجارت از راه
دوبی نقل و انتقالاتشان را هماهنگ می كردند.
یك كارشناس مسایل افغانستان معتقد است؛ پیروزی مجاهدان افغان در سال 1992 زمینه رشد
تجارت مواد مخدر از این كشور را فراهم آورد. چرا كه مناطق جلال آباد و قندهار به دست
فرماندهان محلی افتاد كه از تجارت مواد مخدر عایدات زیادی داشتند.
دولت طالبان وكنترل كشت
با سقوط مجاهدان و به قدرت رسیدن طالبان آمار تولید مواد مخدر در افغانستان هر روز
سیر تصاعدی پیمود. اما در سالهای 2000 و 2001 طالبان تحت فشارهای بین المللی به ممنوعیت
مواد مخدر روی آوردند و اندكی كاهش در تولید مواد مخدر دیده شد.
همین فشار طالبان بر سران قبایل موجب شد كه بسیاری از سران قبایل كه در واقع باند
مافیایی مواد مخدر را تشكیل می دادند، تا اندازه ای از طالبان بریده شوند.
با سقوط طالبان دوباره بازار مواد مخدر افغانستان رونق گرفت، اما این بار تنها
فرماندهان نظامی و سران قبایل نبودند كه به این كار مبادرت می كردند، بلكه نیروهای
تازه تری هم پا به میدان گذاشتند.
اما پروفسور حمید قدس، رئیس ایرانی سازمان بین المللی كنترل مواد مخدر نظر دیگری دارد.
او در پاسخ به این پرسش كه در آخرین سال حاكمیت طالبان بر افغانستان تولید مواد مخدر
به نازلترین سطح خود در دهه اخیر یعنی 180تن رسید، در حالی كه هم اكنون در این كشور
سالانه چهار هزار تن تریاك تولید می شود؟ گفت:درباره كاهش محسوس تولید مواد مخدر در
آخرین سال حكومت طالبان تفسیرهای مختلفی وجود دارد.وی افزود:برخی معتقدند این كاهش
نتیجه هشدارهای بین المللی بود و تفسیر دیگر این كه انبارهای طالبان مملو از مواد مخدر
شده و كاهش تولید امری عمدی برای جلوگیری از كاهش بهای مواد افیونی بوده است.
دهقانان فقیر
كسانی كه كمتر از همه از عایدات تولید مواد مخدر در افغانستان سود می برند و بیشترین
لطمه در جریان مبارزه با كشت خشخاش به آنها وارد می شود دهقانان هستند.
بنا بر یك آمار كل، دهقانانی كه خشخاش كاشته اند یك میلیارد دلار و قاچاقچیان محلی
3/1میلیارد دلار سود برده اند؛ در حالی كه همین مواد بین 35 تا 55 میلیارد دلار در
كشورهای هدف به فروش رفته اند.
یك تحلیلگر افغانی در خصوص دلایل روی آوردن دهقانان خرده پا به كاشت خشخاش بعد از
سقوط طالبان می گوید:یكی از عوامل تولید و تجارت مواد مخدر در افغانستان تضعیف اقتصاد
قانونی و گسترش فزاینده اقتصاد غیرقانونی، سودجویی های غیرقابل مهار (NGO)های تجارتی
و مصرفی ساختن زندگی در جامعه عقب مانده، جنگ زده، فقیر و ویران از سوی آنها می باشد.
كشت جایگزین
اگرچه تاكنون مقدار زیادی امكانات از جمله تراكتور و ادوات كشاورزی از سوی ایران و
برخی كشورهای دیگر و مقدار زیادی نهاده های كشاورزی از جمله بذر اصلاح شده و كود به
افغانستان ارسال شده، اما هیچكدام از این موارد نتوانسته جذابیت كشت خشخاش را از
بین ببرد، بلكه روز به روز دامنه كشت این محصول توسعه یافته است.تا جایی كه برخی از
كسانی كه از مناطق جنوبی و شرقی افغانستان بازدید كرده بودند اظهار می داشتند كه
تراكتورها برای تولید خشخاش به كار گرفته شده است.
سخنان دهقان خان آبادی كه در مقدمه مطلب آمد گوشه ای از واقعیت كشت جایگزین را فاش
كرد، اما واقعیت این است كه كشتی كه هم شرایط آب و هوایی افغانستان را داشته و هم
سود خوبی نصیب كشاورز كند، تاكنون به دهقانان افغان معرفی نشده است.
یك كارشناس معتقد است اگرچه بیشتر نظریات حول كاشت جایگزین دور می زند و برای این
كار راهها و طرحهای مختلفی ارایه می شود، اما وقتی مجریان دستی بر مواد مخدر دارند
مشكل می توان باور كرد راه حل های ارایه شده عملی شوند.
وی به این نكته اشاره می كند كه اولین طرح مبارزه با كشت خشخاش یعنی سمپاشی با مخالفت
دولت و فرماندهان و والیان محلی مواجه شده است.
یك كارشناس دیگر می گوید:حامد كرزای شخصاً برای كشت جایگزین زعفران تبلیغ می كند و
معتقد است با این كشت كشاورزان از خشخاش دست می كشند.
وی می افزاید:یك كشت جایگزین دیگر نوعی گل لهستانی است كه برای تولید عطر از آن
استفاده می شود، این گل از لهستان وارد افغانستان شده و كاشت آن به صورت آزمایشی
صورت گرفته كه نتایج خوبی در پی داشته است.
اما مسأله سمپاشی مزارع خشخاش كه از سوی برخی كشورهای خارجی پیگیری می شود، طی
ماههای اخیر باعث ایجاد تنشهایی میان كشاورزان و والیان محلی شده است.
بنا بر یك خبر رسمی كه از سوی یكی از خبرگزاریهای افغان گزارش شده است واكنش منفی
كشاورزان در مقابل سمپاشی می باشد.
در این گزارش آمده است:یكی از (NGO)های خارجی در مناطقی از ولایت ننگرهار و كنرها
برای از بین بردن مزارع كوكنار دواپاشی (سمپاشی) كرده است. اخیراً معلوم گردیده كه
دوای پاشیده شده، تنها باعث از بین بردن بوته های كوكنار نگردیده است. پس از آنكه
شكایات مردم منطقه از این بابت وسیعاً افزایش یافت، مقامات حكومت در صدد تحقیق برآمده
و هیأتی از وزارت زراعت و مالداری موظف شد كه چگونگی موضوع را روشن كند.
نتیجه تحقیقات هیأت این است كه دوای سفید رنگ پاشیده شده یك ماده زهری نیرومند است
كه هر نوع كشت را از بین می برد، منابع آب را آلوده می سازد و به صحت و سلامت انسانها
آسیب می رساند.
مقامات دولتی می گویند كه اصلاً در جریان این دوا پاشی قرار نداشته اند و این كارها
را تأیید نمی كنند و گفته اند كه اینگونه كارها مبارزه علیه تروریزم و مبارزه علیه
تولید و قاچاق مواد مخدر را اخلال می نماید چرا كه باعث نارضایتی مردم از حكومت و
منابع كمك رسانی خارجی شده و زمینه مساعدی برای فعالیت تروریست ها در میان مردم
بوجود می آورد.از سوی دیگر خبری از سوی خبرگزاریهای خارجی مخابره شد مبنی بر اینكه
سازمانهای امداد جهانی مخالف نابودی مزارع خشخاش هستند.
در خبری كه از سوی بی بی سی مخابره شد آمده است:شماری از بزرگترین آژانسهای امداد جهانی
هشدار داده اند كه نابودی یكباره كشت خشخاش در افغانستان می تواند بی ثباتی ایجاد
كند و به سود رهبران مسلح محلی تمام شود.این در حالی بود كه اخبار از درگیریهای شدیدی
میان كشاورزان افغان و دولتهای محلی حكایت می كرد.
از جمله بی بی سی گزارش داد كه دوازدهم آوریل در سیوند واقع در هشتاد كیلومتری شهر
قندهار درگیری مسلحانه شدیدی میان كشاورزان و نیروهای دولتی رخ داد كه به كشته شدن
یك نفر و زخمی شدن شش نفر دیگر انجامید.
درآمد مواد مخدر
مردم افغانستان پس از سالها جنگ و خونریزی در كشوری زندگی می كردند كه از مواهب
توسعه بی بهره بود.
مردمی كه باید اقتصاد خود را بر پایه كشاورزی با تجهیزات بسیار ابتدایی می چرخاندند
و اگر خشكسالی یا بلای طبیعی دیگر سراغ آنان می آمد، فقر مطلق دامن آنها را می گرفت.
خشخاش در مناطق كوهستانی و كم آب می روید و محصول آن خریدار خوبی داشت به غیر از آن
نیاز به جاده و راه برای ارائه محصول به بازار نبود.اینگونه بود كه اقتصاد اكثر نقاط
افغانستان بر پایه كاشت خشخاش شكل گرفت و درآمد حاصل از آن بسیاری از خانواده های
افغانی را از فقر نجات داد.
احمد قادری كارشناس مسایل افغانستان می گوید:درآمد حاصله از مواد مخدر به 3 میلیارد
دلار در سال می رسد و این در مقایسه با كل درآمد افغانستان رقمی است كه تمام اقتصاد
كشور را تحت الشعاع قرار می دهد و در حقیقت 6 برابر كل بودجه دولت است.
دولت چه می كند؟
وضع فعلی اقتصاد افغانستان و اتكای كشاورزان بر درآمد حاصل از تولید مواد مخدر این
پرسش را به طور جدی مطرح می كند كه پس دولت این كشور چه نقشی در ساماندهی اقتصاد
این كشور جنگزده دارد؟حامد كرزای رئیس جمهور افغانستان از بانك جهانی خواست تا برای
تأمین درآمدی جانشین برای كشاورزانی كه از كشت خشخاش باز داشته می شوند، كمك كند.
او در گفتگو با رئیس بانك جهانی گفت كه افغانستان مصمم است كشت خشخاش را متوقف كند
اما به كمك بین الملل نیاز دارد.
این در حالی بود كه دیپلمات های خارجی در كابل كرزای را مورد انتقاد قرار داده و او
را در ناكامی افغانستان برای از بین بردن كشت خشخاش مقصر دانسته بودند.
آنها گفته بودند كه كرزای برای مقابله با مخالفت رهبران محلی در مورد تخریب مزارع خشخاش،
اقدام چندانی انجام نداده است.
یك كارشناس مسایل افغانستان ضعف فرهنگی را در شكست برنامه های مبارزه با كشت خشخاش
در افغانستان بسیار مؤثر می داند و می گوید:یكی از عوامل مؤثر در ناكارآمدی و
ناكامی مبارزه دولت افغانستان علیه تولید و تجارت مواد مخدر به ضعف و شكست تبلیغات و
برنامه های تبلیغاتی، كار تعلیمی و تربیتی و فرهنگی در این مبارزه بر می گردد.
احمد قادری می افزاید:عامل این ضعف و شكست ریشه در دو موضوع دارد:نخست به عدم
تأثیرگذاری در نفس برنامه هایی كه از این دست وجود دارد بر می گردد و دوم به عدم
علاقه و بی باوری عمومی چه از سوی مردم، چه از سوی زارعین خشخاش و چه از سوی مافیای
تجارت و قاچاق مواد مخدر به این برنامه مربوط می شود.
وی در توجیه سخنان خود خاطر نشان می كند:وقتی دولت در افشا، دستگیری و محاكمه تاجران
و قاچاقچیان مواد مخدر از خود اراده قاطع و جدی نشان نمی دهد، زمانیكه مافیای قاچاق
مواد مخدر تا عمق ارگانها و نهادهای حكومت از مركز تا محلات نفوذ داشته باشد و هنگامی كه
رشوه گیری در سراسر ادارات به یك فرهنگ تبدیل شده باشد، دیگر باور و اعتمادی به
تبلیغات و برنامه های فرهنگی دولت در مبارزه علیه مواد مخدر باقی نمی ماند.
پروفسور حمید قدس رئیس سازمان بین المللی كنترل مواد مخدر نیز در این مورد معتقد
است:افغانستان طی 30 سال گذشته شاهد بی ثباتی های سیاسی و اجتماعی بوده و تولید
مواد مخدر راه گریزناپذیری برای دسترسی به زندگی بهتر و تأمین حداقل معیشت بوده است.وی
می افزاید:دولت افغانستان به رهبری حامد كرزای به زمان نیاز دارد تا بتواند با گسترش
حاكمیت خود به سراسر این كشور، نظم عمومی را برقرار وبا تولید و قاچاق افیون مقابله
كند.قدس خاطرنشان می كند:به رغم گذشت بیش از سه سال، دولت مركزی افغانستان تاكنون
حاكمیت كافی به سراسر این كشور نداشته بنابراین توقع كنترل تولید و قاچاق مواد مخدر
از آن نیز غیر واقع بینانه است.
درعین حال كسانی هم هستند كه به اندازه "پروفسور قدس" نسبت به دولت افغانستان
خوشبین نیستند. واشنگتن پست به نقل از همین افراد و برخی دیپلماتهای خارجی در كابل در
مقاله ای می نویسد كه عده ای از مقامات بر قدرت حكومت كرزای در كشت و قاچاق مواد
مخدر دست دارند.
همسایه ها كجایند؟
تجارت مواد مخدر با چه كسانی صورت می گیرد از چه راهی این تجارت تا اقصی نقاط دنیا
ادامه پیدا می كند.
قطعاً كشورهای همسایه افغانستان در كانون تهدیدهای ناشی از ورود و ترانزیت مواد مخدر
قرار دارند و شبكه های اصلی مواد مخدر در آنها شكل می گیرد. ایران و پاكستان در غرب و
جنوب افغانستان از جمله كشورهایی هستند كه بیشترین آسیب را دیده اند. كشورهای مشترك
المنافع به دلیل سخت گیری مرزبانان روسی تا چندی قبل از جمله مسیرهای صعب العبور برای
قاچاقچیان مواد مخدر بودند و به دلیل مسافت زیاد با سایر كشورها جذابیت چندانی
نداشتند.
احمد قادری كارشناس مسایل افغانستان در این خصوص می گوید:یك مشكل نبود خط مشی واحد
در میان كشورهای همسایه افغانستان است كه هر كدام به نوعی از مواد مخدر متضرر
می شوند.
وی می افزاید:بطور مثال پاكستان برای كسری بودجه های نظامی نه رغبت به كنترل مرزهایش
دارد و نه هم مواد مخدر را تهدیدی علیه مردمان كشورش می داند؛ زیرا در پاكستان چیزی
كه برای دولت و ارتش این كشور ارزش ندارد، زندگی مردم است.
وی خاطر نشان می كند:ایران از سالهاست كه علیه مواد مخدر مبارزه می كند، هر سال
هزاران نفر به حبس های طولانی مدت محكوم می شوند، اما با این همه سخت گیری ایران نه
تنها نتوانسته به موفقیت دست یابد كه هر روز بر آمار معتادان افزوده می شود.
وی تصریح می كند:وقتی وفاق میان همسایگان افغانستان باشد و مرزها بر روی حمل مواد مخدر
بسته شوند، زمینه های تولید مواد مخدر در افغانستان نیز افت خواهد كرد، چرا كه بازار
داخلی مواد مخدر افغانستان بسیار ناچیز است.
در عین حال سردار علی عبداللهی، جانشین فرمانده انتظامی ایران، مواد مخدر را از جمله
علل ناامنی در كشور عنوان می كند و می گوید:كنترل یا كاهش این فعالیت ضد اجتماعی به
طور قطع در ایجاد امنیت نقش به سزایی دارد.
وی می افزاید:در این میان لزوم انجام رایزنی با كشورهای همسایه افغانستان و پاكستان
برای مبارزه مشترك با این پدیده شوم كه برای سه كشور زیانهای فراوانی به دنبال دارد
بیش از پیش آشكار می شود.
هاشمی دبیر كل ستاد مبارزه با مواد مخدر با اشاره به اجرای طرحهای كوتاه مدت با همكاری
افغانستان برای مبارزه با مواد مخدر اظهار می دارد:جمهوری اسلامی ایران پنج میلیارد
ریال از اعتبارات ستاد مبارزه با مواد مخدر را برای كمك به بازسازی پاسگاههای مرزی
افغانستان اختصاص داده است.وی می افزاید:20 میلیارد ریال از اعتبارات این ستاد برای
اجرای طرحهای عمرانی مرزی در شرق كشور اختصاص یافته است.وی یادآور می شود:علاوه بر
ایجاد موانع فیزیكی باید از امكانات و فن آوریهای پیشرفته مانند سیستمهای رادار و
تجهیزات الكترونیكی در مناطق مرزی استفاده كنیم.شبكه های مافیای مواد مخدر همانگونه كه
درخاك افغانستان ریشه دوانده در كشورهای همسایه نیز رشد كرده است.
نمونه آن كشف روزانه صدها كیلو مواد مخدر در نقاط مختلف كشورمان و دستگیری اعضای
باندها و شبكه های توزیع و ترانزیت مواد مخدر است. بررسی سالم مواد مخدر در كشورهای
همسایه، خود مقوله جدایی است كه به بحث و بررسی زیادی نیاز دارد.
اینكه چرا تاكنون همسایگان این كشورها موفق نشده اند سدی مقابل ورود مواد مخدر به خاك
كشورشان شوند، خود مسأله ای است كه به عوامل زیادی بستگی دارد.در قسمت دوم گزارش
جنگ سالاران یا همان فرماندهان محلی به عنوان مهمترین عوامل دخیل در كشت خشخاش و تولید
تریاك بررسی خواهد شد.
سعید كوشافر
kooshafar@ qudsdaily.net