---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دبیر كل اسبق سازمان ملل در مصاحبه با لوموند دیپلماتیك:
باید در منطقه به نیروهای میانه رو متوسل شد
دكتر پطروس غالی، دبیر كل سابق سازمان ملل متحد و رئیس كنونی شورای ملی حقوق بشر
مصر، در مصاحبه ای به سؤالات نشریه لوموند دیپلماتیك در خصوص مسایل منطقه ای و نیز
رویكردهای جدید در روند سیستم سیاسی خاورمیانه، پاسخ گفته است كه تقدیم شما می شود:
هدف از تشكیل شورای ملی حقوق بشر مصر و گزارش سالانه این شورا چیست؟
هدف از تشكیل این شورا، رسیدگی به وضعیت حقوق بشر در مصر و اجرای روند دموكراسی می
باشد كه ما پس از یكسال درباره رسیدگی به شكایات نقض حقوق بشر و نیز توصیه هایی از
طرف شورا برای ترمیم حقوق بشر در مصر گزارشی تهیه كرده ایم.
با تعدیل ماده 76 قانون اساسی مصر افراد بیشتری می توانند نامزد ریاست جمهوری مصر
شوند شما در این خصوص چه نظری دارید؟
من ضمن استقبال از حضور نامزدهای بیشتر برای رقابت در انتخابات، آن را تقویت روح
دموكراسی و نیز كنار گذاشتن روش انحصاری تنها یك نامزد برای رئیس جمهوری می دانم.
گزارش دبیر كل فعلی سازمان ملل حاوی پیشنهادی است مبنی بر اینكه كمیسیون حقوق بشر
یكی از سازمانهای زیرمجموعه سازمان ملل متحد باشد. چون در این صورت چنین سازمانی قوی
تر از كمیسیون كنونی حقوق بشر خواهد بود، تحلیل شما در این مورد چیست؟
من چنین نظری را تأیید می كنم؛ زیرا طرح بسیار مثبتی است. و این طرح به تحكیم
جایگاه سازمان ملل متحد در تقویت حقوق بشر در سطح بین المللی و میان كشورهای عضو
سازمان ملل، كمك خواهد كرد، اما ضرورتاً باید یك چنین شورایی هم بیطرف باشد و هم
مستقل و با تمامی كشورهای دنیا بطور مساوی برخورد كند و همچنین باید از تبعیض میان
كشورها خودداری كند.
ارزیابی شما از تصمیمات سران عرب در اجلاس الجزایر مبنی بر ایجاد یك پارلمان موقت عربی
در دمشق چیست؟
ایده اساسی و مهمی چون تأسیس یك پارلمان عربی به معنی بسیج افكار عمومی عربی است. بدین معنا كه در كنار مشاركت دولتی یك مشاركت پارلمانی نیز وجود خواهد داشت. این
مسأله نیز به معنی ظهور رویكرد جدید برای حمایت از نقش سازمانهای غیردولتی یا
سازمانهایی است كه به تشكیلات اجرایی چون پارلمانها، اتحادیه ها، و انجمنهای علمی وابستگی
ندارند.
حمایت اتحادیه عرب از مصر برای عضویت دائمی شورای امنیت تا چه حد مؤثر است؟
روشن است كه این حمایت چیز خوبی است، اما كافی نیست. پس باید یك تحرك دیپلماتیك
گسترده ای از سوی كشورهای قاره آفریقا و خاورمیانه انجام شود تا مصر با حمایت كشورهای
قاره سیاه صاحب كرسی دائم شورای امنیت شود.
برنامه های كاری شورای ملی حقوق بشر مصر در سال 2005 چه مسایلی هستند؟
نشست منطقه ای در خصوص نهادهای ملی حقوق بشر در جهان عرب در قاهره در ماه مارس با
حضور وزرای دادگستری كشورهای عرب و آفریقای منطقه ای، برگزار شد كه سازمان های تخصصی
سازمان ملل و سازمانهای غیردولتی و بین المللی فعال در آن حضور یافتند كه این نشست به
دعوت كمیساریای عالی حقوق بشر و برنامه توسعه سازمان ملل با همكاری اتحادیه عرب
برگزار شد، كه بر محوری بودن مسأله حقوق بشر و تقویت این مسأله و حمایت از نهادی های
حقوق بشر در كشورهای عرب تأكید می كند.
اصلاحات در ساختار سازمان ملل و گزارش كوفی عنان در خصوص ضرورت اصلاحات در این نهاد
بین المللی را چگونه ارزیابی می كنید؟
بدون ورود به جزییات باید بگویم كه سازمان ملل متحد به اصلاحات نیاز دارد. چون در
سال 1945 كه این سازمان تأسیس شد، تعداد كشورهای عضو این سازمان 50 كشور بودند، اما
در حال حاضر این تعداد به 180 كشور افزایش یافته است. كاركرد این سازمان در دوران
جنگ سرد كاملاً متفاوت از دوران پس از جنگ سرد و عصر جهانی شدن است.
با كمال تأسف در گزارش كوفی عنان در خصوص اصلاحات، به محدود كردن استفاده از حق وتو
اشاره ای نشده است، در خلال سال 1955 به مناسبت دهمین سال تأسیس سازمان ملل، این
مسأله مورد بررسی قرار گرفت؛ اما ما نمی توانیم حق وتو را لغو كنیم. اما می توانیم
حق وتو را محدود به تصمیماتی كنیم كه مستلزم توسل به زور است عدل و انصاف حكم می كند
تا حق وتو شامل تصمیمات سیاسی نشود.
بحران لبنان پس از ترور رفیق حریری یكی از بحرانهای اساسی در تحولات خاورمیانه به شمار
می رود كه با انفجارها و ترورهای پراكنده همراه است. نظر شما از عقب نشینی سوریه و
برگزاری انتخابات در لبنان چیست؟
ملت لبنان قادر به غلبه بر مشكلات خود خواهند بود و با دموكراسی مشكلات خود را حل می
كنند؛ زیرا این امر باعث اعتبار و صحت نتایج انتخابات خواهد شد. این نكته درست است
كه لبنان می تواند به تجارب گوناگون كه در حیات دموكراتیك خود دارد، افتخار كند.
كسانی هستند كه می خواهند به لبنان ضرر بزنند و بی ثباتی لبنان را می خواهند ما
نباید به این افراد فرصت بدهیم، زیرا تضعیف لبنان به قیمت بی ثباتی و بحران در تمامی
جهان عرب تمام خواهد شد، پس به نفع تمامی جوامع و كشورهای عرب خاورمیانه است كه
نیروهای معتدل و میانه رو در این منطقه بحران خیز به قدرت برسند. بحران 15 سال گذشته
لبنان تمامی منطقه را به آتش كشید و اكنون خاورمیانه آبستن حوادثی است كه با روی
كارآمدن نیروهای میانه روی معتدل می توان این حوادث را مهار و كنترل كرد.
درباره روند صلح خاورمیانه و برگزاری اجلاس شرم الشیخ، و موافقت گروههای فلسطینی با
آتش بس از یك سو و مواضع متناقض آمریكا بویژه در خصوص شهرك نشین های یهودی، چه نظری
دارید؟
مسأله فلسطین از مسایل عمده خاورمیانه است كه باید به خوبی شناخته شود و نیاز به
زمان دارد. لذا نمی توان خیلی سریع آن را حل كرد. اگر عقب نشینی كامل اسرائیل از غزه
به صورت مسالمت آمیز انجام می شود، این تازه گام اول برای تأسیس یك كشور فلسطینی
خواهد بود، روند صلح خاورمیانه یك روند كلی است كه قابل تجزیه نمی باشد. بنابراین
باید مسأله فلسطین و به طور كلی منازعه اعراب و اسراییل را براساس قوانین بین المللی
و اصل عدم تصرف اراضی دیگران از طریق زور، حل و فصل كرد.
نظر شما درباره درخواست آمریكا از ایران برای توقف برنامه غنی سازی اورانیوم در
حالی كه اسراییل به حال خود رها شده است و تنها كشوری است كه در خاورمیانه
زرادخانه هسته ای دارد، چیست؟
هنگامی كه سخن از خلع سلاح هسته ای می شود، این اصل باید در خصوص تمامی كشورهای
منطقه اجرا شود؛ یعنی ایجاد یك منطقه خالی از سلاحهای كشتارجمعی در خاورمیانه، اصلی
است كه باید برای همه از جمله اسراییل اجرا گردد.
برگزاری نخستین اجلاس سران عرب و آمریكای لاتین را در برزیل چگونه ارزیابی می كنید؟
من به دلیل برگزاری این اجلاس تبریك می گویم. به خصوص كه من مسؤول یك سازمان بین
المللی به نام"سازمان جنوب"، كه مقر آن در ژنو است و كشورهایی از آمریكای لاتین و
آسیایی و آفریقایی در آن عضویت دارند، هستم. از اهداف این سازمان فعال كردن همكاری
میان جنوب ،جنوب در میادین سیاسی، اقتصادی و اجتماعی می باشد.
این سازمان را ژولیوس نایرره، رئیس جمهوری سابق تانزانیا تأسیس كرد و من یكسال است
كه ریاست آن را بر عهده دارم.
این سازمان برای نزدیكی میان كشورهای جنوب در 1977 اقدام به تشكیل اجلاس سران عرب
،آفریقا در قاهره كرد.
لذا وقت آن رسیده است تا درباره ایجاد یك همكاری آفریقایی ،عربی مشابه همكاری عربی
،اروپایی و همكاری عربی ،آمریكای لاتین فكر كنیم.
مترجم قاسم بابایی
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اهداف آمریكا
از بخشودگی بدهیهای جهان سوم
سرویس ترجمه:وزرای دارایی گروه 8 در تازه ترین نشست خود خواستار بخشودگی بدهی های
كشورهای آفریقایی و آسیایی توسط بانك جهانی شدند؛ كه 40 میلیارد دلار از بدهیهای
جهان سوم بخشوده شد:این درخواست در حالی مطرح می شود كه بوش با تحمیل پل ولفوویتز به
عنوان ریاست بانك جهانی، این بانك را تحت سلطه خود درآورده است. از آن جایی كه پل
ولفوویتز از جنگ طلبان كاخ سفید و نیز در گروه طراحان جنگ عراق و افغانستان می
باشد، اكثر وامهای این بانك در اختیار برنامه های جاه طلبانه آنان قرار گرفته است،
حال آن كه وظیفه بانك جهانی كمكهای اقتصادی به كشورهای ضعیف است با انتخاب ولفوویتز
بیشتر سرمایه این بانك صرف تغییر دولتها و تسلط آمریكا در خاورمیانه می شود، بویژه
كه پل ولفوویتز از جمله افراطیونی است كه شدیداً خواستار تغییر دولتهای خاورمیانه می
باشد.
انتخاب وی نه تنها تهدیدی بزرگ برای روابط بین الملل محسوب می شود، بلكه بانك جهانی با
ریاست ولفوویتز به یك بانك نو محافظه كار تبدیل می شود، بنابراین به كشورهایی كه
متقاضی كمك از این بانك هستند، باید طبق قرائت دولت بوش، طرفدار حقوق بشر و
دموكراسی به سبك ایالات متحده باشند و چنانچه بخواهند براساس رویكردهای بومی خود به
مردم سالاری جامه عمل بپوشانند، قطعاً از كمكهای بانك جهانی محروم خواهند شد. در
خاورمیانه اگر كشوری كاملاً طبق خواسته های واشنگتن عمل كند از حمایتهای بانك جهانی
برخوردار می شود، اما كشورهایی كه با آمریكا و اسراییل سر ناسازگاری دارند معلوم
نیست كه چقدر از كمكهای بانك جهانی بهره مند شوند.
سابقه جنگ طلبانه ولفوویتز در طرح ریزی سیاسی و اصرار فراوان وی برای حمله به عراق
از جمله نكات مهمی است كه خط فكری وی را در حوزه اقتصادی نیز نشان می دهد، بطوریكه
وی به اتفاق سایر مشاورین و اعضای كاخ سفید به دنبال هموار كردن اجرای طرحهای جنگ
طلبانه خود از مدتها پیش است.
ارایه وام به كشورهای طرفدار آمریكا خود مجالی را می آفریند كه در لوای آن وجهه خدشه
دار شده آمریكا بار دیگر ترمیم یابد و اعتبار از دست رفته دولت بوش نیز تأمین شود. به علاوه نو محافظه كاران هنوز سودای برنامه های اساسی خاورمیانه را با عنوان"طرح
خاورمیانه بزرگ و شمال آفریقا" در سر می پرورانند. دولت بوش جهت كمك به اسراییل
بیشترین تلاش خود را به كار می گیرد، زیرا به عقیده خود نتوانسته اند تمامی برنامه های
خود را عملی سازند. بزرگترین خطر پیش روی آمریكا و اسراییل، ایران و سوریه هستند
البته بعید به نظر می رسد كه دولت بوش بتواند آن ها را به اطاعت از اسراییل و
آمریكا وادار نماید. لذا در حال حاضر با توجه به دستیابی به منابع مالی بانك جهانی،
واقعاً احساس می شود كه روابط بین الملل بطور كامل مورد تهدید قرار گرفته و باید منتظر
حوادث غیرمترقبه از سوی نو محافظه كاران جدید حاكم بر بانك جهانی بود. این واقعیت تلخ
را نباید از یاد برد كه اروپا در خصوص تحمیل پل ولفوویتز بسیار ضعیف عمل كرد، بویژه
آنطور كه از فرانسه و آلمان انتظار می رفت، موضع قاطعی اتخاذ نكردند. ولی ظاهراً اروپا
كم كم در حال پیمودن راه انگلیس است؛ گرچه پیروی بلر از بوش نتوانست دستاورد مثبتی
برای دول اروپایی به همراه داشته باشد، اما اكنون به حمایت از آمریكا بر خاسته اند كه
قطعاً عواقب این حمایتهای نابجای اروپا از آمریكا و شخص ولفوویتز برای اروپایی ها تلخ
و ناگوار است.
دیلی تلگراف
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- شهركهای صهیونیست نشین
و انفعال آمریكا
(نداءالقدس)
سرویس ترجمه،اقدامات خودسرانه شارون، نخست وزیر رژیم صهیونیستی بر سر مسأله شهركهای
صهیونیست نشین، منجر به بروز اختلافات میان واشنگتن،تل آویو شده است. دان كورتز، سفیر
آمریكا در سرزمینهای اشغالی و كوندالیزا رایس، وزیر خارجه آمریكا، اسكان یهودیان
توسط رژیم صهیونیستی را مورد انتقاد و سرزنش قرار دادند. رایس خطاب به شارون گفت:آن
چه كه ما از مقامات اسرائیلی خواسته بودیم، این است كه آیا شما می توانید برای ما
توضیح دهید كه حقیقتاً چه می كنید؟. زیرا اطلاعات موثق بسیاری وجود دارد كه ثابت
می كند شارون تندروی هایی را در خصوص اسكان یهودیان به كار برده است. شارون نیز متقابلاً اعلام كرد كه اسراییل بر اساس سیاستهای خود در مورد ساكنان مناطق
اشغالی عمل می كند و اینكه رایس و یا دولت آمریكا چه می گویند و چگونه فكر می كنند
برای من اهمیتی ندارد.
این در حالی است كه طبق "نقشه راه" اسراییل باید استقرار و اسكان یهودیان را متوقف
كند، لذا از آن جایی كه دولت اسراییل و آمریكا، اغلب درباره موضوع قوانین بین المللی
به گفته های خود نیز به صلح خاورمیانه اهمیتی نمی دهند، پس باید با مخالفت جامعه
بین المللی روبه رو شوند.
"طراح نقشه راه" -كه به سال 2002 با حمایت آمریكا، شورای امنیت، اتحادیه اروپا و
روسیه تصویب شد،دارای دو مورد قابل ذكر درباره اسكان یهودیان می باشد:اول اینكه
اسراییل باید فوراً نگهبانان شهركها را -كه از مارس 2001 استقرار یافته اند،خلع سلاح
كند و دیگر اینكه هر گونه فعالیتی را كه در راستای افزایش شهركهاست متوقف كند.
به هر حال مخالفتهای رایس و دولت آمریكا در خصوص الحاق اتحادیه های اسكان برای بسط
آینده دولت اسراییل می باشد تا جایی كه اسراییلی ها با سیاست توسعه و بسط شهركهای
خود روند صلح را به خطر انداخته و با سیاستهای بوش دچار اختلاف شده اند؛ زیرا با
ساخت و ساز، فراتر از خطوط سبز (مرزهای بین المللی پذیرفته شده سال 1967) حركت
می كنند و برای پیشگیری از تقویت مجتمع های شهرك نشین تلاشی انجام نمی دهند.
شارون در مقابل مخالفتهای بوش گفته بود. برای ما قابل قبول نیست كه برای ساخت و ساز
آزاد در هر یك از اراضی به توافق كامل و آشكاری با آمریكایی ها برسیم.
این اسكان دهی و رشد و بسط جمعیتی محسوب نمی شود. اینها مراكز جمعیتی معمولی نیستند و
ساكنان آن، همگی توسط یك قدرت نظامی اشغال كننده تحمیل شده اند، حضور آنها غیر قانونی
است و ساكنان این مناطق، شهروندان عادی نیستند. آنها توسط نیروهای اشغالگر مسلح
شده اند و از بسیاری حقوق اجتماعی و قانونی بهره مندند كه فلسطینیان از آن محرومند. ساده تر آن كه در مقابله با فلسطینیان جرایم زیادی مرتكب می شوند.
در این راستا، اسكان در قدس و یهودی سازی آن جایگاهی مهم و اساسی در فعالیتهای
شهرك سازی رژیم صهیونیستی دارد، زیرا نمایانگر امتنزاج میان مقدس مأبی و مسایل سیاسی
و انگیزه های امنیتی می باشد.
یكی از دلایل اسكان یهودیان حذف نشانه های غربی-اسلامی شهر قدس و ایجاد مجتمع های بزرگ
مسكونی میان شمال و جنوب كرانه باختری می باشد. صهیونیستها در داخل و خارج قدس اشغالی
اقدام به ایجاد كمربندهایی از شهركها كرده و بدین ترتیب مناطق فلسطین نشین را به
محاصره این گونه شهركها درآورده اند.
پس از كنفرانس مادرید، رژیم اشغالگر قدس سیاست توسعه شهركهای موجود را به جای
افزایش شماران به مرحله اجرا درآورده است. در این راستا، شهرك "معالیه آدومیم" به یك
شهرك بزرگ تبدیل شده است و با شهرك های یهودی نشین در قدس مانند یفات زئیف و جبل
اسكویی، ارتباط یافت. و بدین ترتیب مرزهای معالیه آدومیم به روستاها و مناطق
عرب نشین مانند شعفاظ و المیزریه رسید. رژیم صهیونیستی در ادامه طراح اسكان یهودیان و توسعه شهرك سازی حتی مناطق سبز را كه
ساخت و ساز در آن ممنوع می باشد، مورد تجاوز قرار داد و اقدام به ساخت شهرك های
صهیونیستی كرد. به طوری كه به سال 1995 نقشه ای به "قدس عظیم" را منتشر كرد كه در
آن شهر به شكل دایره ای به قطر 22 كیلومتر معادل 10 تا 15درصد مساحت كرانه باختری
درآمده است.
بدین ترتیب صهیونیستها برای اجرای طرح مذكور، پس سند پیمان اسلو 46هزار جریب از
زمین های قدس و اطراف آن را مصادره كرد و سیطره خود بر 79درصد از مساحت قدس عظیم كه
از الخلیل تا رام ا... و بیت اللحم امتداد دارد، تحقق بخشیدند. در ژوییه سال 1996،
صهیونیستها شهرك "هارحورما" را در "جبل ابوغنیم" بنا نهادند تا طرح محاصره قدس تكمیل
شود. در همین حال طرح شهركهایی در رأس المعود به مساحت 2 كیلومتر مربع ادامه یافت. در
این راستا، اشغالگران قدس، به توسعه سلسله شهركهایی اقدام كرد مانند شهركهای گوش
عتسیون(شامل 7 شهرك) در بیت اللحم، و احداث شهركهایی در مناطق ارطاس، الخصر، غالین و
الحمیمه در مناطق اشغالی سال 1967. 120 هزار جریب از اراضی بیت لحم بنا بر دستورات
نظامی تا سال 1995 مصادره شد و برخی روستاها مانند "غالین" و الخضر كه از نظر خاك،
زمین كشاورزی و محصول در جایگاه اول قرار داشتند. مقادیر زیادی از زمین های خود را
از دست دادند. همچنین برای توسعه شهركها، منازل مسكونی فلسطینی ها را در منطقه "بیت
جالای" شمالی و شهرك "جیلو" را تخریب كردند. مترجم:حسین رزمنده
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كالبد شكافی فصل آخر واترگیت
در حالی كه برخی از رسانه های جهان، صرفاً بر اساس بخشهایی از كتاب خاطرات نیكسون، از
وی به عنوان یك ضد صهیونیست و ضد اسراییلی یاد می كنند رسوایی واترگیت را توطئه ای
از سوی صهیونیستها علیه مواضع ضد یهودی نیكسون ارزیابی می كنند.
مجله آمریكایی تایم در یكی از شماره های اخیر خود درباره ماجرای رسوایی واترگیت و
كالبد شكافی لایه های درونی آن و افشای چهره كسی كه این ماجرا را برملا ساخت و همچنین
استعفای نیكسون پرداخته است.
نام واقعی كسی كه این ماجرا را افشا كرد "دبلیومارك فلت" و هویت اصلی اش، مأمور رسمی
اف. بی.آی بود و او درتاریخ آمریكا به عنوان "صدایی از اعماق" معروف شده است. هفته گذشته، چهره واقعی او توسط نشریه ویفتی فیر، به عنوان مشهورترین منبع اطلاعاتی
برجسته افشاء گردید. كسی كه رازها و اسرار بسیاری را برای خبرنگار جوان واشنگتن پست
در پاركینگ زیرزمینی فاش كرد و از وی خواست تا مرحله بركناری نیكسون پیش برود.
در حافظه تاریخ، واترگیت بطور كلی، از سه ضلع، واشنگتن پست، تیم خبرنگاری و باب وود
وارد و كارل برن اشتاین تشكیل شده اند كه بركناری نیكسون را با افشای عوامل جاسوسی
دولت وی در یك تعقیب و گریز روزنامه نگاری و با هدایت محرمانه فردی معروف به نام "
صدایی از اعماق" رقم زدند.
در این میان چهار مرد طی 33 سال هویت دبلیومارك فلت را چون رازی سر به مهر حفظ
كردند. اما آیا "صدایی از اعماق" یك مبارز و یا یك قهرمان بود كه با انگیزه های
اساسی وارد این ماجرا شد و یا شخصیتی برجسته بود و آیا او بازیگر اصلی بود كه در
ذهن آمریكاییها جای گرفته است؟
این چهار مرد، شامل دو خبرنگار روزنامه واشنگتن پست، بن برادل سردبیر این روزنامه، و
ویفتی فیر بودند كه بر حفظ هویت مارك فلت تأكید داشتند. تا جایی كه، بن برادل تا
لحظه مرگ از افشای هویت او نیز خودداری كرد. تا آن كه داستان معروف نشریه ویفتی فیر
چاپ و منتشر شد. او در كتاب خود، نیكسون را از وفادارترین حامیان اسراییل و
لابی های آنها معرفی كرد.
پاتریك گری، از نزدیكترین مشاوران نیكسون در خصوص حمایت وی از خواسته های اسراییل
می گوید:نیكسون هرگز هیچ تصمیمی را بدون مشورت با لابی های یهودی مستقر در كنگره و
كاخ سفید و سنا، اتخاذ نمی كرد.
وی در ادامه می گوید:در كتاب "تمام مردان رئیس جمهور"
در خصوص رسوایی واترگیت نوشته باب وود وارد و برن اشتاین آمده است.
نیكسون بدلیل زیاده روی در حمایت از منافع اسراییل، در واقع منافع ملی و امنیت ملی
آمریكا را آن چنان به خطر انداخته بود كه از بن گورین،اسرائیلی ترو از موشه دایان
صهیونیست تر شده بود. در واقع لابی های تند روی یهودی تلاش بسیاری را برای حفظ وی
كردند تا شاید بتوانند او را بر اریكه قدرت حفظ كنند، اما روشن شدن چراغ قرمز،
منافع ایالات متحده و فشار افكار عمومی و افشای گسترده ماجرای رسوایی ساختمان واترگیت
كه به استراق سمع از ستاد انتخاباتی دموكراتها منتهی گردید، قدرت هر گونه مانوری را از
آنها در حفظ نیكسون سلب كرد. دیوید كوهن از لابی های معروف صهیونیستها می گوید:ما
هرگز چهره و شخصیتی وفادارتر از نیكسون به اسراییل و منافع یهودیان ندیدیم. حتی با
وجود بركناری از قدرت، همواره با رایزنی ها و مشاوره های خود در بنیاد معروف
"نیكسون" راهگشای بسیاری از مشكلات دولتهای بعد از خود در خدمت به منافع "اسراییل"
بود.