خانه   |   صفحات   |   آرشیو   |   جستجو   |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   شنبه 28خرداد ماه 1384
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 اقتصادی   
 بین الملل   
 نیستان   
 میهن   
 خطه خورشید   
 بانوان   
 گزارش   
 جنبش نرم افزاري   
 انتخابات   
 فرهنگی   
 رسانه   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   

[ نیستان ]


آموزه هایی از كلاس درس ولادیمیر ناباكوف؛ عدول از ترفندها  
كارگاه داستان؛ یك اتفاق ساده  
"آقا و خانم اسمیت" به صدرنشینی "جنگ ستارگان" پایان داد  
مراسم بزرگداشت "عزت ا... انتظامی" برگزار می شود  
مسؤول شورای نظارت و ارزشیابی مركز هنرهای نمایشی استعفا داد  
سعید پورصمیمی نقش خوانی می كند  


---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- آموزه هایی از كلاس درس ولادیمیر ناباكوف؛ عدول از ترفندها

و اما پیش از اینكه به تجزیه و تحلیل رمان "خنده در تاریكی" بپردازیم ،همان طور كه وعده داده بودیم ،به اولین درسی كه در همین چند سطر آغازین می توان از رمان ناباكوف دریافت، استناد می كنیم. از روایت كل رخدادهای رمان، در همین ابتدای امر، می توان نتیجه گرفت كه ناباكوف نویسنده ای است خاص و با نگرشی خلاف آمد بسیاری از نویسندگان جهان كه اعتقاد چندانی به دستورالعملهای جزمی در كتابهای روش و اصول داستان نویسی ندارند. ناباكوف با اظهارنظرهایی نظیر این كه، مثلاً نویسنده هرگز نباید تا پایان كار سرنخ ماجرا را به دست خواننده بدهد و به اصطلاح دستش را برای او رو كند، مخالف است. ناباكوف معتقد نیست كه نویسنده باید به هر ترفندی كه شده نگذارد خواننده كنجكاو پیشاپیش از خط سیر داستان و بخصوص از پایان بندی رمانش سر در بیاورد؛ كه اگر چنین

اتفاق مثلاً غیراصولی ای رخ داد دیگر حتماً خواننده در قابلیتها و توانایی او شك می كند و بدین منوال، لابد، دیگر اثرش، اثری هنرمندانه و درخور اعتنا نیست و دیگر رمانش هم جذابیت چندانی برای خواننده نخواهد داشت. با اندكی تعمق در بخش اول رمان، می توانیم پی ببریم كه ناباكوف بسیار قاطعانه به ما می گوید كه:نویسنده توانا هرگز به این گونه ترفندهای كلیشه ای نیاز ندارد. زیرا جنس رمانی كه او می شناسد اصلاً با جنس این دست از رمانهایی كه صرفاً برای سرگرمی و وقت گذرانی نوشته می شوند همسو نیست و درست به همین دلیل است كه در همین چند سطر اول رمان"خنده در تاریكی" كل ماجرای رمان را فاش كرده است. ناباكوف به عمد این كار را می كند تا بگوید كه بر خلاف نظر پاره ای نسخه نویسان این نظریه ای سطحی و غلط است كه معتقدند به هر میزانی كه خواننده پیشاپیش دست نویسنده را بخواند و سرانجام كارش را حدس بزند، كار نویسنده در طرح و توطئه ای منسجم و هنرمندانه دچار كاستی است و این كار را دلیل ناتوانی نویسنده ،و لابد توانایی خواننده ،می دانند. و نتیجه ای كه می توان از اولین درس او گرفت، این است كه ناباكوف می كوشد در رمان"خنده در تاریكی" سویه دیگری از هنر نویسندگی را به ما نشان دهد ،كه البته به دلیل دشواری آن كمتر نویسنده ای شایق به پیروی از این شیوه است ،ولی چنانچه نویسنده از اعتماد به نفس بالا، و نیز توانمندی لازم برخوردار باشد، می تواند این حرف كه:"لابد در این صورت خواننده كه دیگر جذابیتی برای پیگیری ماجراها در رمان نمی بیند، به زودی رمان را به گوشه ای انداخته و از خیرخواندن باقی كار در می گذرد." را نقض كند. چون او واقف است كه این حرف، حرف چندان پخته ای نیست.شك نداریم كه اكنون بسیار نویسندگان جوان، می توانند به یاد بیاورند كه در كلاسهای داستان نویسی و یا در این قبیل كتابهای اصول و روشهای داستان نویسی، تاكنون به دفعات از این دست حرفهای ناپخته و توجیهات انعطاف ناپذیر را شنیده و خوانده اند. پس اولین درس از كلاس ولادیمیر ناباكوف را می توان چنین خلاصه كرد:قوانین و پذیرفته های كلاسیك ادبیات داستانی جهان، گرچه ظاهراً از جهاتی قابل توجه اند، این امر هرگز بدان معنانیست كه این اصول حتمی، قطعی و انعطاف ناپذیرند. كه برعكس، بسیاری از آنها به آسانی قابل نقض بوده و نویسنده می تواند در صورت لزوم با اعتماد به نفس كامل، آنها را به عنوان اصولی كلیشه ای، یكسر كنار بگذارد. چون نویسنده آگاه هرگز نباید پر پرواز تخیلش را در چارچوب جزم گرایانه این قید و بندهای ظاهراً قطعی گرفتار آورد زیرا او در صورت داشتن اعتماد به نفس و نیز اطمینان به اصل جایگزین و البته داشتن لوازم نویسندگی به راحتی می تواند با قاطعیت تمام، از سد این حصارهای قراردادی بگذرد و از هیچ چیزهم باك نداشته باشد. بی گمان، اولین درس ناباكوف همین است؛ كه اگر جز این باشد، حتماً باید این شیوه از بیان را نهایت خامدستی نویسنده ای چون ولادیمیر ناباكوف دانست كه بیاید، و در همین چند سطر افتتاحیه رمان، چنین ساده و آفتابی، دستش را رو كند، طوری كه دیگر خواننده انگیزه ای برای خواندن 247 صفحه باقی كار را نداشته باشد. در این شرایط، خواننده ای كه به همین راحتی، و در همین چند عبارت از كلیت قضایا با خبر شده است، اصلاً دیگر چرا باید وقت خودش را برای خواندن ماجرایی از پیش دانسته و از پیش افشا شده تلف كند؟ پس، باید نتیجه گرفت كه:بی گمان ناباكوف اشتباه نكرده است و اگر اشتباهی هم در این میان متصور است، این را ناشی از جزم انگاری های بسیار نویسندگان متأخر و معاصر باید بدانیم كه با پیروی از اصولی دست و پاگیر هنوز نیروی خود را در حد و حدودی چنین نازل و دم دست تلف می كنند و لابد به پیروی از اصل احترام به باور اسلاف خویش، هرگز نتوانسته و یا نخواسته اند تصور كنند كه همه اصول نویسندگی در پهنه ادبیات داستانی جهان، ممكن است روزی تا این اندازه دچار دگرگونی و استحاله شوند.
حقیقت این است كه اصول پذیرفته شده ادبیات داستانی، قابل انعطاف و یاحتی قابل نقض بوده و اصولاً تعدد مكاتب و نظرگاههای ادبی جهان، از همین نوآوریها نشأت گرفته اند، كه اگر جز این بود؛ لابد ادبیات داستانی معاصر ما نیز باید در محاق عصر دون كیشوت سروانتس گرفتار می آمد و همچنان در آن حال و هواهای نیمه اساطیری و رمانهایی از نوع آثار سانتی مانتالیسم رقیق و اشك انگیز دست و پا می زد و لابد كسی هم تاكنون جرأت نداشته به جناب دون كیشوت بگویت بالای چشمت ابرو. و سرانجام باید پذیرفت كه ادبیات داستانی جهان به واقع مرهون همین سد شكنی ها و جسارت ها و تجربه كردن هاست كه اگر قرار بود ادبیات داستانی جهان به ذخیره نیاكانش پایبند باشد، شاید هیچ گاه سروانتس همی نمی كوشید با آن جسارت خاص، جناب دون كیشوت عزیزش را از حصار شعارهای یك بعدی و بی بنیه رمانسهای زمانه اش بیرون بیاورد و اگر غیر از این باشد، نویسنده ای كه بی پروا و لابد گستاخانه از قواره های پذیرفته شده ادبیات داستانی زمانه خودش بدجوری عدول كرده است، حتماً باید مستحق بسیار توهین و ناسزا باشد.و این یعنی همان كاری كه سالها بعد نویسندگان جزم اندیش فرانسه نیز به نوعی دیگر در حق"امیل زولا" كردند، زیرا او هم فقط كوشیده بود با وارد شدن به خفیه گاههای فرودست جامعه، و یا بازنمایی زوایای پیرامونش، مردم را از چرت خوش خیالی و باورهای ایده آلیستی شان بیرون بیاورد و بر باورهای كلیشه ای زمانه اش ،با پیدایش مكتب ناتورالیسم ،خط بطلان بكشد. و به همین جهت بود كه او هم، چون سروانتس، و باقی نویسندگانی كه در وقت ضرورت كوشیدند بی اعتنا به اصول كلیشه ای و دست و پاگیر طرحی نو در اندازند، مورد هتاكی و لعن و نفرین بسیار نویسندگان نام آور هم روزگارش قرار گرفت. فیروز زنوزی جلالی



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
كارگاه داستان؛ یك اتفاق ساده

رختخوابش را جمع كرده دست و صورتش را شست و نگاهی به خودش در آینه انداخت و مشغول شانه كردن موهایش شد. چهره اش با شغلی كه داشت جور نبود، ولی چه می شد كرد. لباسهای كارش را برداشت و به راه افتاد. با رنگ لباس كارش مشكل داشت. با خودش فكر می كرد:چرا از همه جا نارنجی؟ این همه رنگهای دیگر هست، رنگهایی كه خیلی هم مناسب تر به نظر می رسند؛ مثلاً سورمه ای، خاكستری، یا حتی آبی. وقتی به خیابانی كه او مسؤول پاكیزگی و نظافتش بود رسید، گوشه ای ایستاد و لباس كارش را به تن كرد و بعد با خود فكر كرد كه چگونه بعد از چندین شغل مختلف و بعد از چندسال درس خواندن، از اینجا سر درآورده. به نظرش خنده دار آمد. با خودش فكر كرد:اگر ازش بپرسن مسعود آقا چه كاره ای؟ باید جواب بده رفتگر. اما چیزی كه تو ذهن می اومد، نام دیگری بود؛ بارها شنیده بود كه با این نام خطابش می كنند.


جاروی دسته بلندش را برداشت. صبح اول وقت رو خیلی دوست داشت، چون رفت و آمد كم بود و او می توانست با خیال راحت دور از چشم ناظران به كارش بپردازد. همان طور كه خیابانها را جارو می كرد، به خانه های بزرگ و زیبا و ماشینهای شیكی كه در كوچه ها بود نگاهی انداخت و با خود گفت:چطور افراد این قسمت شهر كه به حساب خودشان با كلاس هستند این قدر آشغال و زباله توی كوچه ها می ریزند. به سبدهای آشغالی نگاه كرد كه درهایشان بسته نمی شد.
آشغالها را به داخل گاری دستی منتقل كرد و دور و برش را هم جارو زد و با خودش گفت:حتماً بعد از اتمام كارم به این خانواده تذكر می دم كه در سبد آشغالها را محكم ببندند؛ اما وقتی خودشو تو اون لباس تصور كرد كه داره صحبت می كنه؛ منصرف شد. همان طور مشغول كار بود كه صدای ظریف دختر بچه ای را شنید كه به مادرش می گفت:مامان، مامان، خانم رفتگر. همین یكی را كم داشت كه اونو خانم خطاب كنند. اما همین كه سرش را بلند كرد، دید دختر خانم جوانی كه مانتو شلوار نارنجی به تن داشت، از جلویش گذشت. مامان دختر بچه در حالی كه خنده اش گرفته بود، گفت:نه دخترم. ،پس چرا لباسش این رنگیه؟ عزیزم این رنگ امسال مده، یعنی جوانها الان برای اینكه خوش تیپ تر بشن این رنگ را می پوشن.
،پس برای همینه كه آقای رفتگر خوش تیپ شده ؟
مادرش اخمی بهش كرد و از آن جا دور شدند.
مسعود نگاهی به لباسش انداخت و گفت:بی خود نیست این كاره شدم. مثل اینكه مد ساله. زهرا حاجی اربابی
دوست گرامی؛ همان طور كه می دانید عنوان داستان هرچند از جمله عناصر داستان به شمار نمی آید، اما نقش بسیار تعیین كننده و مهمی را بر عهده دارد. عنوانی كه شما برای داستان خود انتخاب كرده اید، در همان بدو امر توجه خواننده را به اینكه نوشته شما پیرامون یك اتفاق است و این اتفاق هم قرار نیست در وجه بیرونی چیزی شگفت و ویژه باشد، معطوف می كند. تا اینجای كار گزینش و عنوان، مورد قبول است، اما آیا پرداختن به محتوایی ساده مارا ملزم به گزینش فرم روایی ساده نیز می سازد یا خیر؟اگر در انتخاب محتوا با محدودیت مواجه هستید و یا محتوا خود را به شما تحمیل نموده است، در انتخاب و گزینش فرم كاملاً آزاد هستید. نوشته شما از موضوع ساده ای برخوردار است. برای آنكه این موضوع ساده هرچه بیشتر و بهتر دیده شود، باید با فرم روایی ویژه ای ارایه شود. به یاد داشته باشید تزئین هر غذای ساده ای، به تحریك هرچه بیشتر اشتها می انجامد. گذشته از این، می دانید كه هر داستان از دو سطح تعادل برخوردار است. سطح تعادل اولیه كه اغلب برای شروع داستان گزینش می شود و سطح تعادل نهایی كه پس از بحران و در مرحله گره گشایی به آن می رسیم. در فاصله میان این دو سطح است كه شخصیت به سمت تغییر و تحول پیش می رود.
شما با پررنگ كردن این دو سطح، می توانید میزان تغییر شخصیت را مشخص نمایید. عكس این قضیه نیز درست است؛ یعنی با پررنگ كردن شخصیت، می توانید تفاوت میان دو سطح مورد نظر را عمق ببخشید. به این مسأله نیز توجه داشته باشید. نگاه شما به مسایل ساده پیرامون، آدمهای اطرافتان و مشاهده زیر متنها خوب است. موفق باشید. نویسا ستایش



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
"آقا و خانم اسمیت" به صدرنشینی "جنگ ستارگان" پایان داد

فیلم حادثه ای ،كمدی "آقا و خانم اسمیت" با بازی "براد پیت" و "آنجلینا جولی" با آغاز نمایش عمومی اش در آمریكا و چند كشور دیگر در صدر جدول فروش جهانی فیلمهای هفته گذشته قرار گرفت و موفق شد به صدرنشینی چهار هفته ای "جنگ ستارگان" پایان دهد. به گزارش بی بی سی، جنگ ستارگان:اپیزود سوم ،انتقام سیت كه نمایش عمومی اش از اواسط ماه مه آغاز شد، در حال حاضر در رده دوم جدول فروش جهانی و پس از فیلم كارتونی "ماداگاسكار" در رده سوم جدول پر فروش ترین فیلمهای آمریكا قرار دارد. این فیلم تاكنون با فروشی بیش از 340 میلیون دلار، پر فروش ترین فیلم سینماهای آمریكای شمالی در سال جاری است. اما انتظار می رود كه صدرنشینی آقا و خانم اسمیت چندان دوام نیاورد و تازه ترین فیلم از رشته فیلمهای "بتمن" كه نمایش آن از روز چهارشنبه در آمریكا آغاز شده، جایگزین آن شود. بر اساس گزارش مجله "اسكرین دیلی"، فروش آقا و خانم اسمیت در 36 كشور دنیا بین روزهای جمعه و یكشنبه، 35 میلیون دلار بوده است.این فیلم در آخر هفته گذشته در سینماهای آمریكا بیش 50 میلیون دلار فروش داشته است. داستان این فیلم درباره زن و شوهری است كه هر دو آدمكش حرفه ای هستند، آنها معمولاً در مأموریتهایشان با یكدیگر همكاری می كنند. در یكی از مأموریتهای جداگانه شان هر كدام پی می برند كه كسی را كه باید بكشند، كسی جز همسر خودشان نیست.این فیلم توسط "داگ لیمن" ساخته شده و كمپانی "فاكس قرن بیستم" پخش كننده آن است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مراسم بزرگداشت "عزت ا... انتظامی" برگزار می شود

مراسم بزرگداشت"عزت ا... انتظامی" بازیگر پیشكسوت عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون 31 خرداد ماه در باشگاه موزه سینمای ایران برگزار می شود.در این مراسم فیلمهای "ناصرالدین شاه آكتور سینما" ساخته محسن مخملباف و" صادق كرده"ساخته ناصر تقوایی نمایش داده می شود.عزت ا... انتظامی معروف به " آقای بازیگر" از جمله پیشكسوتان حوزه های مختلف نمایشی است كه سابقه بازی در فیلمهایی چون "گاو " و "آقای هالو" ساخته داریوش مهرجویی، "حاجی واشنگتن" ساخته علی حاتمی،"حكم" مسعود كیمیایی و "آخرین ستاره" فریدون جیرانی را دارد.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
مسؤول شورای نظارت و ارزشیابی مركز هنرهای نمایشی استعفا داد

شورای نظارت "فرهاد مهندس پور" مسؤول شورای نظارت و ارزشیابی مركز هنرهای نمایشی و عضو شورای اداره تئاتر شهر از سمت خود استعفا داد. به گزارش ایرنا به نقل از یك مقام آگاه، فرهاد مهندس پور با ذكر این جمله كه "تئاتر ایران نیاز به قربانی دارد، من قربانی نیستم و با استعفای من خیال بسیاری راحت می شود"، از سمتهای یاد شده استعفا داد. مهندس پور از یك سال پیش به عنوان مسؤول شورای نظارت و ارزشیابی مركز هنرهای نمایشی، عضو شورای اداره تئاتر شهر و عضو هیأت رئیسه انجمن نمایش كشور منصوب شده بود.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
سعید پورصمیمی نقش خوانی می كند

سعید پورصمیمی هنرمند پیشكسوت تئاتر و سینما در برنامه نمایشنامه خوانی "فاوست" نقش خوانی می كند. "فاوست" كه قهرمان دو شاهكار "گوته" و "كریستوفر مارلو" است این بار با كارگردانی "كتایون حسین زاده" اجرا می شود. این برنامه از امشب به مدت چهار شب از ساعت 30/19در فرهنگسرای نیاوران اجرا خواهد شد. در این جلسه نمایشنامه خوانی "پریزاد سیف" نقش خوان "مارگریت" و "شیطان" دو تن از شخصیتهای محوری این نمایشنامه است.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


تبليغات

نظرسنجي

به کدامیک از کاندیداهای زیر رای می دهید ؟

مشاهده نتایج

عضويت در خبرنامه روزنامه

با عضويت در اين بخش شما آخرين اخبار و تحليل هاي روز را در صندوق پستي خود دريافت خواهيد نمود

آستان قدس رضوي
موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس