---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- عوامل كاربردی نبودن پژوهشهای دانشگاهی
كلمه "پژوهش" در لغت نامه دهخدا چنین معنی شده است:"اسم مصدر پژوهیدن، جستجو،
بازجستن و...". فرهنگ آكسفورد (oxford) نیز در معنای كلمه پژوهش (survey) توضیح
می دهد:"بررسی عقاید، رفتار و... گروه ویژه ای از مردم كه با پرسش از آنها انجام
می شود. (1)" لغت نامه long man زیر لغت "پژوهش" شرح می دهد كه "مجموعه ای از
سؤالهاست كه از شمار زیادی از افراد به منظور كسب عقاید و رفتارشان پرسیده می شود. (2)" از پیچ و خم كتابهای لغت و دایرةالمعارفهای كتابخانه بیرون می آیم، بار دیگر این
پرسش در ذهنم تكرار می شود؛ چرا با وجود نقش مهمی كه تحقیقات در پیشرفت جامعه و
ارتقای سطح دانش دارند، پژوهشهای دانشگاهی ما كاربردی نیستند. به دنبال پاسخ این
سؤال، با جمعی از استادان برجسته و صاحب نظر دانشگاهی به گفتگو نشسته ایم.
به جای آموزش روشهای تحقیق به دانش آموزان باید استفاده از كتابخانه و منابع را به
آنها یاد داد
دكتر اسدا... آزاد، دانشیار دانشكده علوم تربیتی و روان شناسی در این باره معتقد
است:تحقیقات 3 دسته هستند؛ بنیادی، كاربردی و توسعه تجربی، تحقیق واقعی در جهت دستیابی
به دانش جدید و اصولاً به منظور تحقق هدفهای خاصی انجام می پذیرد. پژوهش كاربردی بر روی
یافتن راه حلها، به مسائل فوری با ماهیت عملی متمركز می شود. بنابراین، تحقیقات جنبه
عملی دارد و محقق معمولاً در كاربرد نتایج تحقیق دخیل است.
وی می افزاید:از طریق تحقیقات كاربردی، نظریات بسط و گسترش می یابند و كاربرد عملی
پیدا می كنند. هدف از تحقیقات كاربردی، آزمودن مفاهیم نظری در موقعیتهای واقعی است. برای مثال، فهرست پژوهشهای دانشكده علوم تربیتی عناوینی دارند كه مشخص می كند
كاربردی اند، ولی ما سازمانی را در ایران نداریم كه بتواند این تحقیقات را اجرایی
كند؛ مثلاً در خصوص همبستگی اختلالهای عاطفی و رفتاری كودكان دبستانی با هوش و یادگیری
آنها تحقیق صورت گرفته، ولی در اینكه چه باید بكنند تا این اختلالها به وجود نیاید، كسی
پاسخگو نیست.وی با تأكید بر اینكه باید استفاده از منابع كتابخانه را به دانش آموزان
یاد بدهیم و مدارس باید كتابخانه های منظم و پرباری داشته باشند كه معلمان
دانش آموزان را هدایت كنند، می گوید:در دوره پیش از دانشگاه باید روشهای تحقیق آموزش
داده شود. ما به دانشجویان می آموزیم كه یادداشت برداری از نوشته های دیگران و تلفیق آنها تحقیق
نیست. تحقیق باید فرضیه هایی داشته باشد. در رشته های مهندسی، بیشتر تحقیقات كاربردی
را مشاهده می كنیم؛ اما پژوهشهای حیطه نظری مثل روان شناسی یا كتابداری، عملاً انجام
نمی پذیرند. و كسی یا نهاد و مؤسسه ای كه باید اینها را انجام بدهد، معلوم نیست. مزید
بر تمام این علتها، عدم تخصیص بودجه انجام كار را میسر نمی كند.
تحقیقات ما در اكثر موارد هدفمند نیست تا اینكه بگوییم كاربردی نیست
دكتر محمدحسن كریم پور، معاون پژوهشی دانشكده علوم دانشگاه فردوسی، در این باره
می گوید:تحقیقات ما در اكثر موارد هدفمند نیست تا اینكه بگوییم كاربردی نیست برای
هدفمند كردن، به برنامه ریزی نیاز داریم و این برنامه ریزی باید متناسب با نیازهای
كشور در قالب برنامه های كوتاه مدت، میان مدت و درازمدت، تعریف شود. اما طرحهایی كه
اكنون تعریف می شود، اكثراً موردی و فردی است و هرچند افراد تلاش می كنند تحقیقی كه
انجام می دهند هدفمند باشد، ولی این گونه كاری از پیش نمی رود. وی می افزاید:هر فرد افق دید و نگاهش محدود است. در مورد تحقیقاتی كه توسط دانشجویان
دوره كارشناسی ارشد و دكترا انجام می شود، اگر چه این تحقیقات ضروری است، ولی باید
هدفمندی آن مورد توجه باشد. وقتی بحث تحقیق و پژوهش مطرح می شود، عده ای منابع مالی
را پیش می كشند و می گویند به خاطر كمبود منابع مالی، انجام تحقیقات در كشور ما ممكن
نیست. به نظر من، منابع مالی مهم است. اما آیا با همین بودجه اندك تحقیقاتی كه انجام
می شود، هدفمند است یا نه؟
وی تأكید می كند:به نظر من، قسمت اعظم آنها چنین نیست. بنابراین، اگر قرار است به
تحقیقات بها بدهیم، باید جایگاه آن را بشناسیم و به این كه تحقیقات چه تأثیری می تواند
در جامعه داشته باشد تحقیقات یك اصل و مسأله اساسی در راه تحقق اهداف نظام است. ما
برای تعریف یك برنامه، به كانونهای فكری نیاز داریم. من معتقدم كارها و اهداف باید
در اختیار متفكران قرار بگیرد؛ افرادی كه علاوه بر تخصص، از تجربه و قدرت تفكر و
خلاقیتی بالا برخوردار باشند و بتوانند آینده را پیش بینی كنند و به تولید علم و فكر
بپردازند. وی سپس می افزاید:این كانونهای فكری همچنین باید جو فراگیری داشته باشند كه
هم به تولید دانش درعرصه جهانی و هم به مشكلات پیرامون خود بپردازند. البته اینكه
چرا در مجموع تفكر تحقیقاتی كم داریم، به ساختار آموزشهای قبل از دانشگاه برمی گردد؛
به این معنا كه نیروهای انسانی را محقق بار نمی آوریم، مدارس ما بر مبنای محفوظات كار
می كنند، روند تفكر دانش آموزان بر اساس تحقیقات، و پرسشگری شكل نمی گیرد و در نتیجه
شخصی كه وارد دانشگاه می شود با معنای دقیق تحقیق آشنا نیست. وی تصریح می كند:به نظر
من، نظام آموزشی كنونی بزرگترین ضربه را به روحیه محصل می زند، زیرا منش و شخصیت
انسان را كه در اسلام اصل است، خدشه دار می كند. نظام آموزشی و خانواده، دایم
دانش آموز را تحت فشار می گذارند تا فقط نمره 20 بگیرد. باید به دانش آموزان درسهای
كمتری ارائه شود و به او اجازه دهند روی موضوعات فكر و تحقیق كند. دانش آموزی كه در
نظام آموزشی حاضر تحصیل می كند، به خودباوری نمی رسد. او دائم به جای استعداد و
توانایی های خود، به كشورهای پیشرفته می نگرد و با مشاهده پیشرفت آنها امیدش را از
دست می دهد. یك فرد ناامید نمی تواند پژوهشگر مستقلی باشد.
اولین مرحله بسترسازی تحقیقات كاربردی، اطلاع رسانی است
دكتر خلیل مطلب زاده، عضو هیأت علمی دانشگاه، در پاسخ به این سؤال می گوید:پژوهشها
با سؤالها شروع می شوند. سؤالهای خوب برای پژوهش راهگشا هستند. می توانیم بگوییم چراغ
روشن كننده پژوهش، سؤال خوب است. پژوهشهای كاربردی (Applied research) پژوهشهایی
هستند كه قادر باشند به مشكلاتی كه در جامعه بیشتر است و یا همه مردم به آنها مبتلایند،
پاسخ داده و با این كار به رفع نیازهای جامعه بپردازند. در مورد اینكه چرا پژوهش
كاربردی انجام نمی شود و یا كمتر صورت می گیرد آمار واقعی نداریم و مستدل نمی توانیم
درباره آن صحبت كنیم. وی سپس می افزاید:من معتقد نیستم كه در دانشگاهها تحقیقات كاربردی انجام نمی شود، بلكه
منظورم این است كه دیدگاههایی كه در دانشگاهها نسبت به تحقیقات كاربردی هست، با
دیدگاههایی كه در جامعه وجود دارد متفاوت است. سؤالی كه مطرح می شود این است كه چرا
سقف پژوهش در دانشگاه از آنچه انتظار می رود كمتر است. مشكلات و موانعی در این راه
وجود دارد كه به عنوان اولین مورد می توان به نبود یك رابطه نزدیك بین جامعه و
دانشگاه اشاره كرد. وی تأكید می كند:به نظر می رسد دانشگاه خواسته یا ناخواسته كمی
دورتر از جامعه قرار گرفته است و عموماً دانشگاهها در فضایی هستند كه با جامعه
ارتباط ندارند. دانشگاه ما محیط محصوری است كه تعدادی از جوانان مملكت در آن تحصیل و
مجموعه ای از كتابها و برنامه های آموزشی را تجربه می كنند. دانشجو و یا محقق دانشگاهی،
به محیط جامعه نمی رود. پس وقتی ما این ارتباط نزدیك را نداشته باشیم، شناختمان از
مشكلات جامعه یك شناخت كاملاً عمومی و مبهم است. باید به دنبال راهكارهایی باشیم كه
محیط دانشگاهی را با محیط خودمان نزدیك كنیم و برعكس. وی معتقد است:باید شناخت عمیقی از مشكلات حاكم بر محیط اجتماعی و محیط علمی داشته
باشیم. چنین شناختی، خودش یك تحقیق است. دومین مشكل این است كه باید تحقیق را تجربه
كنیم. نظام آموزش ما بیشتر، دیدگاههای افراد و مفاهیم فلسفی را آموزش می دهد. حتی
اگر به نظامهای پذیرش دانشجو در دانشگاهها نگاه كنیم، باز هم می بینیم دیدگاه ما بر
اساس كمیت اطلاعات حفظی استوار است. وقتی به یك محیط دانشگاهی می رسیم، محصولی داریم
كه اسمش را دانشجو می گذاریم. او از نظامهای آموزشی گذشته و به دانشگاه كه نظام
پژوهش است پا گذاشته و می خواهیم به او آموزش بدهیم. اكنون او از ما انتظار دارد
دوباره حجم زیادی از اطلاعات دریافت كند. دكتر مطلب زاده معتقد است:این دانشجو محصول گروههای قبل است و ما می خواهیم او را
برای آینده محقق بار بیاوریم. مشكل در همین جاست. ما عملاً و به راحتی نمی توانیم این
محصول را تغییر دهیم. پس به نظر می رسد باید دیدگاههای تحقیقی و منتقدانه و نگرش به
مسایل اجتماعی را در سطوح پایین تر آموزش تشویق كنیم؛ یعنی از مدارس و مقاطع مختلف
تحصیل قبل از دانشگاه و بخصوص در كارهای مختلف فرهنگی كه انجام می شود، باید دیدگاه
پژوهش را حفظ كنیم. باید چنین فرایندی را فراهم كنیم، ولی در نظام آموزشی ما، محصل
وقتی وارد دانشگاه می شود، تازه یاد می گیرد كه تحقیق یعنی چه و تازه با واژه تحقیق
آشنا می شود. واقعیت این است كه ما در مفاهیم نظری خیلی پیشرفت كردیم؛ برای مثال وقتی در
كنفرانسهای خارج از كشور حضور می یابیم، احساس می كنیم در مفاهیم نظری بسیار جلوتر
از غربی ها هستیم، ولی در مفاهیم عملی با آنها برابر نیستیم، هرچند در خیلی مواقع با
آنها برابری می كنیم؛ ولی در واقع مقدار تحقیقات و دیدگاههای نظری ما خیلی بیشتر از
دیدگاه عملی است و این به نظام آموزش برمی گردد. وی در ادامه می گوید:عمده كتابهای
درسی ما كارشان ایجاد یك حجم اضافی است و این همان چیزی است كه به آن انتقال نظری
دانش گفته می شود در واقع بهترین محصلان ما كسانی هستند كه بیشترین محفوظات را داشته
باشند. وی معتقد است:بدون تحقیق نمی توانیم دست به كاری بزنیم. این را هم باید اضافه كنیم كه
قشر كتابخوان ما كم نیستند، اما هیچ نتیجه ای از آن كتاب خواندن عایدشان نمی شود. كمتر
كسی میان آنها می تواند یك مقاله خوب بنویسد و این نشان از كاربردی نبودن كار ما
دارد. دیدگاههای نوین آموزشی روز معتقدند كه فرایند تحقیق در دوره های آموزشی به
معنای صرف انجام یك تحقیق نیست، بلكه تغییر نگرش افراد به سوی عملیاتی كردن آن چیزی
است كه می خوانند. پس باید نظام آموزشی را متحول كنیم. اگر چه بعضی از كتابها تغییر
كرده، اما معلوم نیست معلمی كه این كتابها را درس می دهد، به همان اندازه تغییر كرده
و آیا تحولات در همه ابعاد اتفاق افتاده یا نه.
مشكل سوم این است كه ما نباید مبنای تحقیق را از دانشگاهها شروع كنیم. سایر سازمانهای
آموزشی و فرهنگی را هم باید در زمینه تحقیق دخیل دانست. جامعه و حتی دولت به دانشگاه
به عنوان مرجع تحقیق نگاه می كند. تغییر نام وزارت فرهنگ، علوم و فناوری به وزارت
علوم، تحقیقات و فناوری نشان دهنده این است كه ما معتقدیم دانشگاهها متولی امر تحقیق
هستند؛ ولی این سازمانها هستند كه باید به دانشگاه بگویند كه نیازشان چیست تا بر
اساس نیاز آن سازمان و یا مركز، تحقیقی انجام شود. دكتر مطلب زاده می گوید:ما به شدت نیاز داریم به اینكه اولویتهای تحقیق در همه
سازمانها مشخص و معین شود و حتی برای سازمانها كلاس تحقیق بگذاریم. بسیاری از سازمانها
تعریفی برای مفهوم تحقیق ندارند و بنابراین نمی توانند اولویتهای تحقیقی خود را مشخص
سازند. باید از سازمانها بخواهیم اولویتهای خود را مشخص و با اطلاع رسانی دقیق این
اولویتها را به مراكز تحقیقی و دانشگاهها اعلام كنند؛ زیرا اولین مرحله برای ایجاد
چنین بسترهایی برای تحقیقات كاربردی، اطلاع رسانی شفاف و دقیق است. مورد چهارم این است كه مراحل اداری باید به راحتی انجام پذیرد تا یك محقق بتواند به
نیازهای آن سازمان دسترسی پیدا كند و در صورتی كه تحقیقی داشته باشند با آنها قرارداد
ببندد. مورد پنجم، درباره نحوه و كیفیت انجام تحقیقات است. گاهی برای محقق ممكن نیست كه
به راحتی تحقیق را انجام دهد، چون به محدودیتهایی برمی خورد كه نمی تواند به جمع آوری
دقیق و درست اطلاعات بپردازد. وی تصریح می كند:همین باعث می شود بیشتر محققان تحقیقات نظری انجام دهند، چون محدودیتهای
كمتری دارد. ششمین مورد را می توان استقبال نكردن مسؤولان از تحقیقی كه انجام می شود،
ذكر كرد. هفتمین و آخرین مورد نیز به نظامی كه اكنون در دانشگاهها حاكم است
برمی گردد. اعضای هیأت علمی دانشگاهها عموماً به دنبال تحقیق نیستند.
وجود تقاضا در جامعه برای تحقیقات علوم پایه، این تحقیقات را كاربردی تر كرده است
دكتر مجید یاسوری، عضو هیأت علمی دانشگاه ، سخن خود را این گونه آغاز می كند:من قبل
از اتمام دوره دكترا در دانشگاه، مدتی كارمند سازمان مدیریت و برنامه ریزی بوده ام. در آن جا هر سال برای هر سازمانی بودجه ای اختصاص داده می شود كه این اعتبارات برای
امور پژوهشی هر استان هزینه می شود. این اعتبارات مدت دو سال توسط شورای
برنامه ریزی و توسعه هر استان و توسط كمیته پژوهش و فناوری مورد بررسی قرار
می گیرد. سرانجام تصمیم گرفته می شود كه سهم هر بخش و دستگاه اجرایی از اعتبارات پژوهشی چقدر
است كه البته فاصله بین دانشگاه و انجام پژوهشهای كاربردی و به عبارتی پژوهشهای مورد
نیاز جامعه، از همین جا نشأت می گیرد. مشكل اول ما این است كه پژوهش در كشور خوب
تعریف نشده است. و نكته دیگر اینكه، تنها چنددرصد از اعتبارات پژوهشی كشور به
دانشگاهها اختصاص داده می شود.وی در ادامه می گوید:در واقع، درصد بسیار زیادی از
اعتبارات در اختیار وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نیست؛ این در حالی است كه متولی
آموزش عالی در كشور همین وزارتخانه است. ما در راستای برنامه ها به نوعی عمل نكردیم
كه مفید واقع شود. تغییر اسم وزارت فرهنگ و آموزش عالی به وزارت علوم، تحقیقات و
فناوری صورت گرفت؛ اما در كنارش چه اقدامی انجام شد؟ باید همان قدر كه به آموزش بها
می دهیم، برای تحقیقات هم ارزش قایل شویم. تصمیمات كشور هم باید در همین راستا
جهت گیری شود.
بسیاری از دستگاههای اجرایی -دولتی و غیردولتی،نیازهای پژوهشی خود را یا خود انجام
می دهند و یا به بخش خصوصی و سازمانهای غیر دانشگاهی می سپارند. ارتباط متقابل جامعه
و دانشگاه، بسیار كم است. در برنامه سوم توسعه، راهكارهایی پیشنهاد شد؛ ولی باید
این راهكارها جهت گیری و به آنها عمل شود. ماده 102 قانون اساسی كه به "قانون چهل،
شصت" معروف است، توضیح می دهد كه اگر دستگاههای اجرایی 40 درصد از اعتبار پژوهشی یك
طرح را متقبل شوند، 60 درصد دیگر از طریق دانشگاه مربوط یا وزارتخانه مربوط و در
نهایت سازمان برنامه و بودجه كشور تأمین خواهد شد. این، هم به نفع دستگاه اجرایی و
هم به نفع دانشگاه است و در نهایت ارتباط بیشتر بین جامعه و دانشگاه را در كارهای
پژوهشی سبب می شود.
دكتر یاسوری تصریح می كند:تا سال گذشته یك دوره زمان خیلی طولانی برای بررسی و تصویب
طرحهای پژوهشی وجود داشت و اگر عضو هیأت علمی دانشگاه با سازمانی برای انجام پژوهش و
تحقیقی به تفاهم می رسید، این درخواست باید به تهران می رفت و بعد از طی یك دوره هفت
الی هشت ماهه، جواب از مركز می آمد. نكته اینجاست، شاید تا آن زمان ضرورت این تحقیق
در جامعه از بین می رفت و یا پیشنهاد دهنده برای انجام آن طرح انگیزه كافی را از دست
می داد كه خوشبختانه این معضل تقریباً برطرف شده است.
ما وقتی می توانیم پژوهشها را كاربردی كنیم كه اول بتوانیم ارتباط جامعه و دانشگاه،
دانشگاه و جامعه را نزدیك كنیم. دانشگاه باید نیازهای جامعه را بشناسد. لمس كند و آن
نیازها را نیازهای خودش بداند و از طرفی جامعه و دستگاههای اجرایی هم حس كنند كه
دانشگاه مكانی است كه سرمایه نیروی انسانی متخصص را در خود جا داده است. این عضو هیأت علمی دانشگاه می گوید:من به این دلیل كه مدتی در سازمان مدیریت و
برنامه ریزی بوده ام، به خوبی مشكلات این دو (جامعه و دانشگاه) را حس كرده ام. به
نظر من، این ارتباط متقابل به برنامه ریزی نیاز دارد و این برنامه ریزی باید توسط
متولیان توسعه و پژوهش صورت گیرد. ما می توانیم مواد درسی را با توجه به مسایل روز
اصلاح كنیم. در واقع، آموزش و پژوهش باید با هم تلفیق داده شوند. باید هدف از آموزش،
پرورش نیروی پژوهشگری باشد كه نیاز جامعه را بشناسد و به این خواسته ها در گستره
پژوهش و تحقیق پاسخ دهد. آن طور كه در جامعه شاهد هستیم، تحقیقات در علوم پایه
فنی،مهندسی كاربردی تر است. پاسخ این است كه تقاضا در جامعه برای این گونه پژوهشها
زیاد است، اما در علوم انسانی با تقاضای كمتری برای پژوهش كاربردی روبه رو هستیم. ما
به مسایل فرهنگی و اجتماعی كمتر بها می دهیم. بنابراین، پژوهش كاربردی كمتری نیز در
این حیطه صورت می گیرد. من فكر می كنم نگاه جامعه به اهمیت پژوهش در دانشگاه كم رنگ
است.
وی در انتها می افزاید:این طور به نظر می رسد كه جامعه احساس نیاز نمی كند؛ باید به
این باور برسیم كه در علوم انسانی هم بخشهای تخصصی هست كه به پژوهش و تحقیقات علمی
نیاز دارد. در نتیجه تقاضا برای پژوهشهای علوم انسانی بالا خواهد رفت. وقتی تقاضا
بالا برود، قطعاً دانشگاه خودش را مسؤول خواهد دانست و این باعث افزایش عرضه می شود و
به نظر من در این صورت است كه كم كم پژوهشها در این حیطه به سوی كاربردی شدن پیش
خواهند رفت.
علوم انسانی هم می تواند در پژوهشهای كاربردی شریك باشد
دكتر محمدتقی ایمان پور، عضو هیأت علمی و معاون پژوهشی دانشگاه، نیز معتقد است:پژوهش
انواعی دارد؛ نوع اول پژوهشهای بنیادی است كه شامل ارایه تئوریها و نظریه ها
می شود. نوع دوم، پژوهشهای كاربردی هستند و گونه سوم پژوهشهای توسعه ای نامیده می
شوند. نظر من این است كه نمی توان گفت پژوهشهایی كه در دانشگاه ها انجام می شود
كاربردی نیست؛ بخش عظیمی از آنها كاربردی است. ما در دانشگاه ها دفتری داریم به نام
دفتر صنعت كه ارتباط دانشگاه را با صنعت نشان می دهد. حتی در دانشكده ادبیات كه
رشته های علوم انسانی تدریس می شود و به نظر می رسد كه پژوهشها كاربردی نباشند،
طرحهایی به سایر سازمانها ارسال می شود. به عنوان مثال، ما به سازمان آموزش و پرورش
طرحی دادیم كه در مورد چگونگی آموزش زبان انگلیسی و عربی بود. طبیعتاً این طرح در
بهبود آموزش زبانهای خارجی به سازمان آموزش و پرورش كمك بزرگی كرد.
وی سپس می افزاید:متأسفانه به نظر می رسد پژوهشهای كاربردی بیشتر در رشته های علوم
پایه و فنی و مهندسی صورت می گیرد، چون این رشته ها بیشتر با صنعت در ارتباطند. اما
ما در زمینه علوم انسانی رشته های مختلفی داریم كه جنبه های كاربردی دارند و یا حتی
زمینه های بنیادی سایر تحقیقات را فراهم می كنند. برای مثال، علوم اجتماعی به بررسی
مشكلات اجتماعی، بزه های اجتماعی، بحث خانواده و... كه در جامعه رایج و كاربردی است،
می پردازد. رشته جغرافیا هم همین طور است؛ مثلاً ما اخیراً طرحی به نام مكان یابی
ادارات در استان داشته ایم. خود این مسأله كاربردی است. كارهای بنیادی هم راه را
برای سایر تحقیقات باز می كنند. دكتر ایمان پور معتقد است:خوشبختانه ما به این نتیجه رسیده ایم كه كار بدون نظرات
كارشناسی به جایی نخواهد رسید. هر كاری باید بر اساس شناخت و آگاهی باشد و پژوهشها
به تحقق این امر كمك می كنند ما با وجود محدودیت بودجه، تلاش داریم تا پژوهشها انجام
شود. دانشگاه جایگاه پژوهش است.وی در پایان می افزاید:باید بگویم به نظر من عاملی
كه در كیفی شدن پژوهشها دخیل است، آرامش و تأمین اجتماعی پژوهشگر است.
به نظر می رسد ریشه های نبود توجه كافی به مقوله پژوهش در آموزش، قبل از دانشگاه
رشد كرده است. هرچند سایر مشكلات هم در سایه این معضل به چشم می خورد، اما آیا این
مشكلات قابل حل نیست؟ پیشرفت و توسعه اقتصادی مرهون تلاش و تحقیق و پژوهش است، آیا
اهمیت این موضوع آن قدر نیست كه بیشتر به آن پرداخته شود؟
تهیه و تنظیم:میری
پی نوشت:
Footnote:
1. oxford advanced leanerشs Dictionary reads:
survey: An investigation of the opinions , behavior etc, of a particulas group
of people which is usually done by asking them questions.
2. Long man Dictionary reads:
Survey : a set of questions that you ask a large number of people in order to
find out
a bout their opinions or behavior.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- سلسله مباحث پیرامون نماز؛ آثار و بركات نمازاول وقت
(قسمت اول)
خداوند در قرآن كریم می فرماید:"وای برنمازگزارانی كه از نمازشان غفلت می كنند" (1)
امام صادق درباره این سخن خداوند فرمودند:"منظور كسانی هستند كه نماز را بدون عذر،
از اول وقتش تأخیر می اندازند."(2) و در حدیثی دیگر، از آن حضرت سؤال شد كه آیا
منظور از این آیه، وسوسه شیطان است؟ حضرت فرمودند:"نه، هر كسی به وسوسه شیطان دچار
می شود لكن منظور، غفلت از نماز است و این كه نماز را در اول وقتش به جا نیاورند."
(3)
در قرآن كریم همچنین آمده است:"به تحقیق كه مؤمنان رستگار شدند، همانها كه بر نمازهای
خود محافظت می كنند"(4) و از حضرت رضا(ع) در این باره روایت شده كه فرمودند:"منظور،
این است كه بر وقتهای آن محافظت می كنند."(5)
امام محمد باقر(ع) در حدیثی فرمودند:"وقتی نماز در اول وقتش بالا رود در حالی كه سفید
و نورانی است، به صاحب خود برگشته و می گوید:مرا حفظ كردی، خدا تو را حفظ كند و چون
در غیر وقتش بدون شرایط آن بالا رود، در حالی كه سیاه و تاریك است، به صاحب خود
بازگشته و می گوید:مرا ضایع كردی، خدا تو را ضایع كند."(6)
اهمیت نماز اول وقت تا آنجاست كه پیامبر اكرم(ص) می فرمایند:شفاعت من به كسی كه نماز
واجبش را بعد از وقت آن بخواند، نمی رسد.(7)
عایشه می گوید:"رسول خدا(ص) با ما سخن می گفت و ما با او سخن می گفتیم و چون وقت
نماز می رسید، گویی نه آن حضرت ما را می شناخت و نه ما او را، چرا كه عظمت خداوند او
را به خود مشغول می ساخت."(8)
فرزند امام خمینی(ره) می گوید:"روزی كه شاه رفت، ما "نوفل لوشاتو" بودیم، نزدیك به
سیصد تا چهارصد خبرنگار، اطراف منزل امام جمع شده بودند. تختی گذاشتند و امام(ره) روی
آن ایستادند. تمام دوربینها كار می كرد. قرار بود هرچند نفر خبرنگار یك سؤال بكنند. مصاحبه شروع شد. دو سه سؤال از امام شد و امام پاسخ فرمودند كه صدای اذان ظهر شنیده
شد؛ امام بلافاصله آنجا را ترك كردند و فرمودند:وقت فضیلت نماز ظهر می گذرد. تمام حاضران از این كه امام صحنه را ترك كردند متعجب شدند. كسی از امام خواهش كرد
،كه چنددقیقه ای صبر كنند تا حداقل چهار پنج سؤال دیگر بكنند، امام با عصبانیت
فرمودند:به هیچ وجه نمی شود و رفتند."(9)
یكی از دوستان نزدیك شهید رجایی می گوید:روزی حدود ظهر، نزد شهید بزرگوار رجایی
بودم. صدای اذان شنیده شد، ایشان در حالی كه حركت كرده می خواستند خود را برای
اقامه نماز آماده كنند، یكی از خدمتگزارها وارد اتاق شد و گفت:غذا آماده است سرد
می شود؛ اگر اجازه می فرمایید بیاورم. شهید رجایی فرمودند:خیر بعد از نماز. وقتی كه خدمتگزار از اتاق خارج شد، ایشان با
چهره ای متبسم و دلی آرام خطاب به من فرمودند:عهد كرده ام هیچ وقت قبل از نماز ناهار
نخورم، اگر زمانی ناهار را قبل از نماز بخورم، یك روز روزه می گیرم.(10)
ممكن است بعضی ها وقتی با چنین مسایل و این گونه مواردی برخورد می كنند، در پذیرفتن
آن دچار تردید شوند یا به این جهت كه خود را در رسیدن به آن ناتوان می بینند و یا
این درجه اهمیت را كه درباره دیگران می شنوند ناممكن می شمارند و یا به این خاطر كه با
سلیقه آنها نمی سازد. برای برطرف شدن این توهمها، كافی است به احادیث مراجعه كنیم. آنجا كه حضرت علی(ع)
می فرمایند:شیعیان ما رعایت كنندگان خورشید و ماه و ستاره اند؛ یعنی بر وقتهای نماز
محافظت می كنند.(11) و امام صادق(ع) فرمودند:"شیعیان ما را در وقتهای نماز امتحان
كنید كه چگونه بر آن محافظت می كنند."(12)
تنها این گونه احادیث نیست كه به انسان انگیزه می دهد، بلكه بعضی مسایل او را وادار
می كند كه نماز را همواره در اول وقت بخواند. لقمان حكیم به فرزندش می گفت:فرزند عزیزم. مبادا خروس از تو هوشیارتر و به وقتهای
نماز از تو مراقب تر باشد؛ آیا نمی بینی كه به هنگام هر نماز، رسیدن وقت آن را اعلام
می كند و سحرگاهان به آواز بلند ندا سر می دهد، در حالی كه تو در خوابی.(13)
زاهدی گوید:من تلاش بسیار كردم و مال فراوانی خرج نمودم، برای این كه مولایم حضرت
صاحب الامر(عج) را ببینم، ولی موفق نشدم. تا این كه خدمت نایب آن حضرت، جناب محمدبن
عثمان رفتم و مدتی او را خدمت كردم و از او التماس نمودم كه مرا به نزد آن حضرت ببرد
و او امتناع می كرد. سرانجام پس از تضرع و اصرار زیاد، فرمود:فردا اول صبح بیا، روز بعد در ساعت مقرر
رفتم و به انتظار نشستم. چیزی نگذشت، دیدم شخصی آمد و جوان خوش رو و خوشبویی همراه
اوست. نایب آن حضرت به آن جوان اشاره كرد و من خدمت او رفتم و هرچه خواستم سؤال
كردم و پاسخ شنیدم. پس به در خانه ای رسیدیم كه معروف نبود و خواست داخل خانه شود. محمدبن عثمان به من گفت:اگر پرسشی داری بگو كه دیگر او را نخواهی دید. چون رفتم سؤال
كنم، گوش نداد، داخل خانه شد و فرمود:
ملعون است ملعون است. كسی كه نماز مغرب را تأخیر بیندازد و ملعون است ملعون است. كسی
كه نماز صبح را تأخیر بیندازد(14) حضرت آیةا... بهاء الدینی، به نماز اول وقت اهمیت
زیادی می دادند و همواره افراد را به ادای آن تشویق می كردند و می فرمودند:اگر
می خواهید بركاتی نصیبتان شود، نماز اول وقت شما ترك نشود.(15) و علامه طباطبائی و
آیةا... بهجت از استاد خود مرحوم آیةا... قاضی طباطبایی نقل نمودند كه فرمود:اگر كسی
نماز واجبش را اول وقت بخواند و به مقامات عالیه نرسد، مرا لعن كند. (16)
علی اكبر طحانیان
پانوشتها:
1،ماعون/5.
2،وسائل الشیعه، ج 3 ، ص 91.
3،همان، ص 88، ح 24.
4،مؤمنون/9.
5،مستدرك الوسائل، ج 3، ص 96.
6،وسائل الشیعه، ج3، ص78.
7،امالی صدوق، ص 326.
8،محجة البیضاء، ج 1، ص350.
9،حیات عارفانه فرزانگان، ص 18.
10،روشهای پرورش احساس مذهبی نماز، ص 29.
11،مستدرك الوسائل. ج 1، ص 193.
12،سفینه البحار، ج 2، ص 44.
13،منش طلبگی، ص36.
14،مصلح جهان، ص25.
15،حیات عارفانه فرزانگان، ص26.
16،همان، ص 55 (به نقل از شب مردان خدا، ص 16).
این روزها، برخی از داوطلبان تا دیروقت بیدار می مانند و درس می خوانند و صبح خیلی
زود از خواب بیدار می شوند و مشغول درس خواندن می شوند.انگار كتاب به دستهایشان
چسبیده است. حتی 3-2 ساعتی را هم كه خواب هستند، كابوس امتحان و قبولی یا ردشدن در
كنكور را می بینند. خلاصه این كه خواب و زندگی را بر خود حرام كرده و به نیاز طبیعی
بدنشان، یعنی خواب و استراحت كافی، توجهی ندارند. در پیش گرفتن این روش، نه تنها مفید
نیست؛ بلكه نتیجه ای معكوس به دنبال خواهد داشت. داوطلبی كه این گونه عمل می كند،
در روز امتحان با ذهن و جسمی خسته در آزمون شركت می كند و مسلماً دقت لازم را برای
پاسخگویی به سؤالهای ظریف كنكور نخواهد داشت.پس بهتر است داوطلبان كنكور به نكات ذیل در
زمینه خواب كافی و مناسب توجه كنند تا بتوانند با آرامش و تمركزلازم در این مسابقه
بزرگ شركت كنند.
خواب چیست؟
مركز تنظیم خواب در یكی از قسمتهای مغز به نام هیپوتالاموس قرار دارد. به هنگام
خواب، مقدار سروتونین كه نوعی پروتئین است در مغز افزایش می یابد و به این دلیل
آن را "میانجی خواب" می نامند. به بیان ساده تر، در هنگام خواب هوشیاری كاهش
می یابد، علایم حیات افت می كند. عروق پوست گشاد و عضلات منبسط می شوند و سوخت و ساز
بدن 15٪ كاهش می یابد؛ یعنی مصرف انرژی كمتر می شود.بعد از یك خواب خوب و استراحت
كامل، مدارهای مغزی تازه و روان می شوند و توانایی خلاقیت، یادگیری و فعالیت بدنی پس
از خواب، به شكل قابل توجهی افزایش می یابد.
در سن شما جوانان، صرف نظر از جنسیت، به طور متوسط 8 ساعت خواب در شبانه روز لازم
است. اما حدود 6 ساعت خواب نیز اگر عمیق و راحت باشد، كافی است. البته، در این
روزها بهتر است 8 ساعت بدون هیچ دغدغه ای بخوابید تا خستگی چند ماه تلاش و مطالعه از
جسم و روحتان زدوده شود.
بی خوابی چیست؟
اگر شخصی به مدت حدود یك ماه، هفته ای 3شب خواب خوب و كافی نداشته باشد، به نحوی كه
منجر به خستگی او و اختلال در انجام امور روزمره اش شود، از نظر پزشكی دچار بی خوابی
شده است.
عوامل مختلف مانند استرس، اضطراب، بیماریهای داخلی، مصرف برخی از داروها یا مصرف بعضی
از مواد غذایی محرك مانند چای، قهوه و نوشابه ها، می تواند در بی خوابی فرد مؤثر
باشند. اما، اگر داوطلبان كنكور دچار بی خوابی شوند، معمولاً به دلیل استرس و نگرانی
كنكور است.شما داوطلبان برای این كه دچار بی خوابی نشوید، باید نكات زیر را رعایت
كنید:
1،توكل به خدا:توكل، آرام بخش دلهاست. شما تلاش خود را كرده اید و نباید نگران نتیجه
باشید و به خدا توكل كنید كه او هیچ تلاشی را بدون پاداش نمی گذارد.
2،از خودتان انتظار متناسب با توانتان داشته باشید؛ نه بیشتر نه كمتر، تا دچار اضطراب
نشوید؛ چون اضطراب و استرس موجب دلهره و بی خوابی می شوند.
3،سعی كنید طی روز نخوابید تا در شب خوابی عمیق و كافی داشته باشید.
4،اگر به خواب بعد از ظهر عادت دارید و اگر نخوابید كارآیی ذهنی تان كاهش می یابد؛
تا جایی كه ممكن است خواب بعدازظهرتان كوتاه باشد.
5،حساسیت خاصی را برای زمان خواب خود قایل شوید و هر شب همان زمان به رختخواب بروید،
زیرا هیپوتالاموس مغز به آن ساعت خواب عادت می كند و مثل یك ساعت، وقت خواب را تنظیم
می كند. تغییر مداوم ساعت خواب و نیز بیداری، برنامه هیپوتالاموس را به هم می ریزد و
منجر به بی خوابی می شود.
6،در ساعات پایانی شب، از خوردن چای، قهوه و یا مواد غذایی محرك خودداری كنید تا
دچار بی خوابی نشوید.
7،زمانی را قبل از رفتن به رختخواب در نظر بگیرید كه در آن زمان، به آنچه به طور
معمول در رختخواب قرار است، ذهن شما را به خود مشغول كند فكر كنید. حتی می توانید
برای رفع خستگی به حمام بروید و زیر دوش ولرم آب به این افكار بپردازید و با خروج از
حمام، اراده كنید دیگر به آنها فكر نكنید و در كمال آرامش بخوابید.
8،اگر جزو افرادی هستید كه با موسیقی ملایم راحتتر می خوابید، به یك موسیقی ملایم گوش
دهید تا به خواب بروید.
9،خانواده ها هم باید به فرزندان خود در این روزها برای حفظ آرامش و سلامتی لازم كمك
كنند. والدین باید محیط آرام و به دور از سر و صدا در خانه فراهم كنند، صدای رادیو و
تلویزیون را كم كنند تا فرزندان خواب زده نشوند و در ساعت تعیین شده به راحتی
استراحت كنند.
10،والدین سعی كنند در این روزها از رفت و آمدهای زیاد مثل میهمانی رفتن،
میهمانی دادن، شركت در مراسم عروسی، تولد و... پرهیز كنند تا محیطی آرام را برای
فرزندان خود فراهم كنند و آنها را در رسیدن به آرامش و رفع خستگی، یاری رسانند.
همقدم
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- چگونه در ویندوز XP فارسی بنویسیم
كافی است در انتهای نوار وظیفه (task Bar)، روی شكلكی كه روی آن EN قراردارد كلیك
كرده و گزینه FA را انتخاب كنید. می توانید از طریق صفحه كلید، كلیدهای تركیبی
Alt+Shift را باهم فشار دهید. اما اگر با انجام این كار، بازهم موفق نشدید، پس می
فهمیم كه تنظیمات زبان فارسی در ویندوز شما فعال نشده است كه در این صورت باید به
Control Panel برویم.
اگر از ویندوزهای قدیمی تری چون ویندوز 98 یا ME استفاده می كردید، در چنین حالی
چاره ای جز نصب یك فارسی ساز نداشتید. در ویندوزهای قدیمی، حتی با نصب یك فارسی ساز
مشكلات كاملاً حل نمی شود. گاهی نصب فارسی ساز، باعث به هم ریخته شدن ویندوز می شود و
گاهی نرم افزار فارسی ساز در بعضی نرم افزارها كار نمی كند.
از نكات مثبت ویندوز XP این است كه زبان فارسی به عنوان یك زبان پیش فرض، در آن
قرارداده شده است. شما به راحتی می توانید در صورتی كه زبان فارسی را در ویندوز XP
به صورت فعال در اختیار نداشته باشید، CD نصب ویندوز را در سی دی رام خود قراردهید
و به قسمت كنترل پنل رفته و با استفاده از قسمت Regional Option، زبان فارسی را فعال
كنید.