---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- گپ و گفتی با عوامل سریال تلویزیونی "مشق عشق"
نمی خواستیم كلیشه شویم!
سریال تلویزیونی "مشق عشق" را حتماً كه نه، اما احتمالاً دیده اید. سریالی كه انبوهی
از بازیگران شناخته شده تلویزیون را گردهم جمع كرده بود تا شاید به توفیق بیشتری
برسد. چهره هایی مثل حسن جوهرچی، لاله اسكندری، كمند امیرسلیمانی، انوشیروان
ارجمند،محمود عزیزی، كورش تهامی، شیرین بینا و....
اما به راستی آیا "مشق عشق" سریال موفقی بود؟ نقدهای مختلفی كه در نشریات گوناگون
درباره آن به چاپ رسید، به این سؤال پاسخ منفی محكمی دادند. اما بد نیست چند دقیقه ای هم پای صحبت عوامل این سریال بنشینیم و نظرات آنها را هم
جویا شویم. البته با این امید و آرزو كه سازندگان سریالهای تلویزیونی هرچه زودتر به
این واقعیت مهم وقوف یابند كه چهره ها اصلاً تعیین كننده نیستند، بلكه این متن خوب و
كارگردانی قابل قبول است كه كیفیت كار را بالا می برد.
فلورا سام/ نویسنده:همیشه مردها، یك بار هم زنها. ٭ خانم سام، بفرمایید چرا تهیه كنندگان تلویزیون این روزها به سمت استفاده محوری از
شخصیتهای زن روی آورده اند؟
٭٭ كاملاً حق با شماست. حداقل در این سریال هدف تجلیل از مقام و منزلت زن بوده است. البته به هر حال شخصیت داستان یا زنها بوده اند یا مردها و استفاده زیاد از هر كدام
به مرور زمان كلیشه ای می شود. مدتها بود كه از مردها به عنوان شخصیت اصلی استفاده
می شد، چه اشكالی دارد مدتی هم از زنها برای ایفای نقش های اصلی استفاده شود. غرض
جذابیت داستان است. ٭ در بیشتر سریالهای تلویزیونی از فضاهای بسته استفاده می كنند؟
٭٭ من اصرار داشتم این داستان هرچه بیشتر به واقعیت نزدیك شود و همان طور كه می بینید
بیشتر صحنه های ما، در منزل و محل كار می گذرد و طبیعتاً فضا بسته است. جدای از اینها
موضوع داستان این چنین اقتضا می كرد. مجید اوجی/ تهیه كننده:باید به جوانها فرصت داد
٭ آقای اوجی، چه شد كه از بهرام بهرامیان به عنوان یك كارگردان جوان استفاده كردید؟
٭٭ من معتقدم كه باید به جوانهایی كه سابقه ای در فعالیتهای تولیدی دارند فرصت داد. من ظرفیت و توانایی زیادی در این جوان دیدم، بنابراین این فرصت را به او دادم تا
بتواند توانایی هایش را بروز دهد. ٭ این سریال بر خلاف نمونه های مشابهش پیچیدگی های خاصی نداشت و بسیاری از مشكلات مطرح
شده، مشكلات خیلی بزرگی نبودند؟
٭٭ من تمایلی به این نداشته ام كه بینندگان سریال بعد از كار دچار مشكلات عصبی بشوند. به نظر من این از خصوصیات مثبت سریال است. پیچیدگی های بیش از حد داستان می توانست
بیننده را كسل كند. این داستان هم باید ریتم كندی داشته باشد. این قضیه بیننده را
با شخصیتها درگیر می كرد. لاله اسكندری/ بازیگر:داشتم كلیشه می شدم. ٭ خانم اسكندری، به نظر می آید در یكی دو نقش گذشته تان مثلاً "رسم عاشقی" كاراكترها
شبیه به هم و تكراری است؟
٭٭ بعید می دانم، چون هر كدام از این كاراكترها از نظر جنس بازی، رفتار و خانواده
متفاوت هستند. نقش من در سریال "رسم عاشقی" یك نقش منفی بود. در دو كار "خاك سرخ" و
فیلم "این زن حرف نمی زند" به قول بسیاری از منتقدان بازی من در سكوت بود. من داشتم
در كاراكترهایی به این شكل كلیشه می شدم. حسن جوهرچی/ بازیگر:فیلمنامه خوب نداریم
٭ آقای جوهرچی، مدتها بود در تلویزیون حضوری كمرنگ داشتید؟
٭٭ همان طور كه كم و بیش مطلع هستید به دلیل این كه فیلمنامه خوب نداریم، ترجیح
می دادم فعالیتی نكنم تا این كه آقای اوجی تماس گرفتند و خلاصه ای از داستان را برایم
تعریف كردند. كار را متفاوت یافتم و بدون خواندن فیلمنامه كار را پذیرفتم. ٭ از نقشتان در این سریال بگویید؟
٭٭ این كاملاً طبیعی است كه هر بازیگری با توجه به ویژگی هایش كلیشه می شود. پیمان در
این كار تجربه "در پناه تو" را برایم زنده كرد، البته نه به دلیل اجرای نقش، بلكه به
خاطر گروه همكاران و فضای حاكم بر كار.
كمند امیرسلیمانی/ بازیگر:ضعف كار در وابستگی بیش از حد به دیالوگ بود
٭ خانم امیرسلیمانی، "مرضیه" را چگونه نقشی یافتید؟
٭٭ این نقش درگیری های بسیاری داشت و شاید یكی از دلایلی كه كار را پذیرفتم، همین
بود. داستان این سریال بسیار ساده و روان بود. به نظر من مشق عشق یك اثر خانوادگی و
اجتماعی خوب است. البته یكی از ضعفهای این سریال این بود كه بیش از حد وابسته به
دیالوگ بود. كورش تهامی/ بازیگر:عاشق فراز و فرودم
٭ آقای تهامی، چگونه بازی در این سریال را پذیرفتید؟
٭٭ من آخرین نفری بودم كه به این گروه پیوستم. من در پنج ماه آخر كار به گروه
پیوستم. گمان می كنم در فیلمنامه شخصیت ها پرداخت خوبی داشته اند. این نقش از فراز
و نشیب های بسیاری برخوردار بود كه دلیل پذیرفتن من هم همین بود. مشخصه اصلی كار
انزواطلبی این كاراكتر بود. این نقش پر از فرازها و فرودهایی بود كه كار را جذاب
می كرد.
٭ با توجه به این كه شما بیشتر بازیگر تئاترید تا تلویزیون و سینما، بازی در این سه
مدیوم چقدر با هم متفاوت است؟
٭٭ در تئاتر بازیگر از این فرصت برخوردار است كه بتواند با نقش كلنجار برود و در
طول تمرین زوایای مختلف نقش را پیدا كند و این مسأله شما را بیشتر با نقش آشنا می كند. ولی در تلویزیون تمام فرصت شما به فاصله تعویض دوربین خلاصه می شود.
تكتم بهاردوست
٭ دكتر مرتضی گودرزی(دیباج)
،در قرن اخیر و به ویژه با روی كار آمدن اندیشه های نویسندگان و متفكرانی همچون
آلبركامو و به ویژه دریدا"معنا"به شكل و رویكردهای سنتی آن تغییر دیگری یافت. آنها
معتقد بودند كه معنا به وسیله واژگان و نشانه ها انتقال می یابد، اما از متنی به متن
دیگر تفاوت دارد و حتی ممكن است كه یك واژه در دو متن مختلف دارای دو یا چند معنای
گوناگون باشد. در همین راستا هنر و تعاریف پیرامون آن نیز تحت تأثیر قرارگرفت. و
ادراكات و نظریات پیشین در مورد هنر نیز مبهم خوانده شد و به ویژه نظریه های فلسفی
درباره هنر ناكارآمد تلقی شد. بر این اساس و به این دلیل كه نمادهای هنری از سرچشمه
های خود جدا شده اند معنا نیز می باید از چشم انداز كلی هنر به كناری زده شود.
،از طرفی ادعاهای دیگری در عرصه تفكر فلسفی هنر سربرآورد كه اندیشه های متفكرانی
چون بودریار ولیوتار از جمله موارد تأمل برانگیز آنند. بودریار معتقد بود كه باید
تمامی پیش فرض های قبلی را از بین برد و لیوتار نیز در مجموع از بی معنایی پدیده ها و
ایماژها سخن می راند.
اكنون چندگانگی در مضمون پدیده ها از جمله هنر و انتظار دریافت معانی ممتنع و مختلف
بدیهی تلقی شده و هویت های گوناگون،حتی اجتماعی و سیاسی،نیز واژه هایی چند بعدی
تلقی می شوند. و جریان های فكری ،فرهنگی نیز به سرعت چهره عوض می كنند و اگرچه با
هم متفاوتند، اما واژه های همه آنها شكل یك رمزگان واحد برای ورود به قلمرو تغییرات
اجتماعی،سیاسی و حتی فرهنگی به خود گرفته اند. درحالی كه پیشتر از این مدرنیسم در
قلمرو هنر، خود را فراتر از اجتماع و فرهنگ عوام می دانست. پست مدرنیسم تمایز و
فاصله میان هنر و فرهنگ عوام و هنر فاخر، ممتاز و متعالی را نمی پذیرفت.
،در چنین فضایی، اندیشه های پست مدرنیستی ،یا موصوف به پست مدرنیست،كه نه به عنوان
یك مكتب منسجم با چشم انداز معین بلكه در واقع گزینش ها و انتخابهایی از حوزه های
مختلف فكری،فرهنگی و اجتماعی بود نیز سربرآورد. داعیه چنین رویكردی از اعلان پایان
مدرنیسم و تعارض انسان با ملاكها و هنجارهای گذشته گرفته تا عدم وجود هرگونه پایه و
اساس و تفاوت و تمایز و از بازیافت و تغییر دوباره پدیده ها تا واپس گرایی و رجعت به
گذشته را شامل می شد. در همین راستا، در حالی كه ظاهراً جامعه بشری مسیر خودگرایی، حضور چشمگیر علم در همه
زمینه ها و منطق پذیری را طی می كرد در اوایل دهه 1980 نوعی پریمیتیوگرایی توأم با
خردستیزی خود را به بشریت نشان داد. مدرنیسم در مواجهه با رویدادهای غیرقابل باور
به عقب نشست و تعارضی كه در عرصه های مختلف اجتماعی ،سیاسی و فرهنگی رخ نمایاند آن را
زیر سؤال برد. خشونت بالقوه كه پیش تر از این بشریت از آن هراس داشت با ابعادی تازه
و این بار نه فقط در واقعیت های جوامع بشری بلكه تا خانه های مردم و از طریق صفحه
تلویزیون و پرده سینما، كه آن هم به مدد فناوری به منزل نیز آمده بود، پیش رفت.
فقدان ایمان به آرمان های متعالی و مصادره"خرد انسانی" و از طرفی منافع شخصی
ناپیدای برخی ،همچون صدها و هزاران سال پیش ،هنرپیشه ای بی درجه را در مقام ریاست
جمهوری یك ابرقدرت قرارداد.
،در راستای حركت انفجاری مدرنیسم، هنر متأثر از اندیشه نوگرای كاپیتالیستی، "خسته و
دلزده از مدرنیسم، بار دیگر به بیانگری های واقع گرایانه و فیگوراتیو روی آورد و
اندام انسانی اشیاء و مضامینی كه مدرنیسم آنها را منسوخ شده می خواند و از آنها
اجتناب می كرد به صحنه آثار بازگشت. استفاده از مصالح كهنه به همراه سبك های گذشته
نیز مجاز و بلكه ضروری شمرده شد و بر بازیافت گذشته و حتی تكنیك های آكادمیك تأكید
شد.
تمایل به گذشته ،نه در مقام بازیافت عمیق آن ،به شكلی سطحی و بی مایه به بهانه
كندوكاو در گذشته تاریخی و ناخودآگاهی و بدوی گرایی ارزشی دیگر یافت. آنچه كه پیش
تر با برخوردی تحقیر آمیز به فراموشی سپرده شده بود مجدداً از دل تاریخ بیرون كشیده شد
و ابداع تا آنجا پیش رفت كه "تمامی قوانین گریزناپذیر مدرنیسم و حد و مرزهای آن
شكست". هنر گسترش مرزهای قلمرو فرم و اندیشه ها را سرلوحه كار خود قرار داد. هنرمندان تفاوت میان هنر و زندگی روزمره را به كناری نهادند و همچون گذشته فرهنگ بصری
و زندگی مشترك مردم توأماً منبع و مرجع هنر به شمار رفت.
پیش از این یعنی در 1905"هافمن شتال" اذعان كرده بود كه ویژگی عصر ما چندگانی و مرز
ناپذیری است. هرچیز درحال حركت، تعریف ناپذیر و بی تعادل است و آنچه پیشینیان قطعی
و ایستا می پنداشتند نیز این گونه بوده است. همین معنا است كه سوزی گابلیك را در یك
نگاه پست مدرنیسی و مونتاژگونه و سرهم بندی بر آن می داشت كه دوران معاصر را چند
وجهی و لغزنده ببیند.
،در عرصه هنر جلوه های مختلف، فراوان و كسل كننده ای از رها كردن شكل های ارگانیك
هنری و روی آوردن به سرهم كردن قطعات و پاره های گوناگون ظهور كرد و در میان شمار
زیادی از فرآیندهای پایان ناپذیر با معنا و بی معنا، سبك ها و تعبیرها و تحلیل ها به
تناوب بر یكدیگر سوار شدند. گستره وسیع سنت آن چنان فراخ بود كه "الیوت" اذعان كند
كه حس تاریخ، انسان را بر آن می دارد كه به تمامی ادبیات و هنر سرزمین های دیگر به
همراه دستاوردهای سرزمین خود بپردازد.
،تعامل میان علم و هنر دگرگونی شگرفی در جامعه نوین جهانی ایجاد كرد. روان شناسی،
جامعه شناسی، زبان شناسی، باستان شناسی و علوم دیگر به تبیین هنر همت گماردند و
رویكردهای جدیدی از این تعامل در عرصه هنر بوجود آمد. به محض اینكه یك شیء اثر هنری
نامیده شد،كه این نامگذاری جزو ملزومات دنیای هنر به شمار می رود. ،واجد زیبایی های
دیگر می شود كه به آن نسبت داده می شود. این ویژگی ممكن است در مكانهای دیگر یا قبل
از نامگذاری اثر هنری بر آن شیء، بی اعتبار باشد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- واقع گرایی و غیر واقع گرایی در نمایش
در نمایش، همچون شعر و نثر داستانی، تصاویر ادیبانه، با وفاداری به واقعیت یكی نیست. خیال، همان گونه كه در شعر و نثر داستانی وجود دارد، یكی از ویژگیهای نمایش هم به شمار
می رود.
شكسپیر در نمایشنامه"رؤیای شب نیمه تابستان" از شخصیتهایی مثل جن و پری استفاده می
كند و در "هملت" و "مكبث" روح و جادوگران را مورد استفاده قرار می دهد. این شخصیتهای
غیرطبیعی، به انتقال حقیقت در نمایش كمك می كنند.
اگرچه هنگامی كه در"رؤیای شب نیمه تابستان" سر یكی از شخصیتها به سر الاغ تبدیل می
شود، نوعی فریبندگی دیداری و استعاری نیز شكل گرفته است. جادوگران نیز در"مكبث"
سرنوشت تراژیك نمایشنامه را به طور واضح از پیش نشان می دهند.
نمایش همواره ابعاد دیگری از تخیل امكان پذیر را به نمایشنامه می افزاید، هرچند یك
نمایشنامه نیز برای اجرا نوشته شده و ممكن است در مرزی از تصویر ظریف واقعیت و غیر
واقعیت، جریان پیدا كند. دراین روش، ممكن است به صحنه آوردن نمایش، گریم، لباس پوشیدن
و حركت نمایشی، همه تلاشهایی باشند كه برواقعی یا تخیلی بودن نمایش تأكید می ورزند.
در عین حال، باید به خاطر داشت كه تمام اجراهای صحنه(فارغ از اینكه چقدر واقعگرایانه
باشند) ناچار به بهره گیری از عناصر تخیلی نیز هستند. اگر داستانی در فضای داخلی یك
خانه و در چارچوب صحنه نشان داده شود، از تماشگر خواسته می شود كه صحنه ای با سه
دیوار را، اتاقی با چهار دیوار تصور كند.
بر صحنه نمایش، بازیگران بیشتر زمان نمایش را باید رو به این دیوار فرضی(روبه تماشاگر)
بایستند و بازی كنند. آنها برای مدتی طولانی نمی توانند به این دیوار فرضی پشت كنند. این نشانه های نمایشی در اجرای یك نمایش مؤثر، نیازمند بازیگرانی هستند كه كاملاً از
واقعیت جدا شوند.
٭ در نمایشهای اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، كوششی برای به صحنه آوردن
نمایشهای واقعگرا انجام می گرفت. مثلاًَ، اگر قرار بود نمایش در كتابخانه ای اتفاق بیفتد،
باید قفسه ای با كتابهای واقعی در دیوار قرارداده می شد. یا اگر در اتاقی یك سینك
ظرفشویی وجود داشت، باید آب واقعاً از شیری به داخل آن جریان می یافت.
اما اخیراً، نمایشها فقط با پرده ها و سكوهایی برای اجرا آماده می شوند و تلاش می كنند
تا با استفاده از كمترین ابزار، بیشترین تأثیر واقعی را بر تماشاگرشان بگذارند.
بنابراین، آرایش صحنه ممكن است عبارت از كتابخانه ای نقاشی شده بر دیوار باشد و ممكن
است به جای آرایش صحنه نمایش، از ابزار متحركی برای اشاره به وسایل موردنیاز نمایش
استفاده شود.
"تورنتون وایلدر" در نمایش معروف"شهرما"، صحنه بدون دكوری را مورد استفاده قرارداد
كه لوازم پیش صحنه در آن به خوبی دیده می شد. چیزهایی مثل تعدادی صندلی و دو نردبان
و داربستهایی به عنوان تنها ابزار برای مكان نمایش. مثلاً، برای صحنه ای كه در یك كافه
اتفاق می افتاد، تخته هایی به صورت سرتاسری بر روی دو صندلی قرار می گرفتند.
٭ انتخاب آرایش واقعی و یا غیرواقعی صحنه و پوشش لباس و گریم، ممكن است توسط
كارگردان و جدا از قراردادهای موجود در نمایشنامه، اعمال گردد.
هنگامی كه ما، در حوزه زبان و پرداخت دیالوگها حركت می كنیم، ویژگیهایی را بر می
گزینیم كه كاملاً مربوط به نمایشنامه است. اینجا، یك بار دیگر كاربرد درجاتی از واقعیت
و غیر واقعیت امكان پذیر می شود از اوایل قرن بیستم، در تئاتر واقع گرایانه،
نمایشنامه اغلب نوع یكنواختی از كلام را به صورت معمولی و با همه اشتباهات و ایرادهای
لفظی اش ارایه می داد. البته در زندگی واقعی هم عاشقانی وجود دارند كه با فصاحت و
لحنی"شاعرانه" همچون رومئو و ژولیت صحبت كنند. اما باوجود اینكه این نوع بیان صحیح و
دستوری هیچ پیچیدگی ای هم ندارد، بیشتر مردم عادی در گفتگوهای عاشقانه شان، با
اشكالهای زیادی در لحن گفتارشان روبرو هستند.
آنها سخنشان را قطع و دوباره شروع به صحبت كردن می كنند؛ مدام كلامشان را به طور ناقص
با عذرخواهی به پایان می برند و اشتباهات بزرگ دستوری مرتكب می شوند.
این بریدنهای كلام و سخنان ناتمام، به صورتی ماهرانه توسط نمایشنامه نویس به كار می
رود. چگونگی زندگی بشر، ممكن است به همان میزان كه در واقعیت وجود دارد، و با وفاداری
كامل به واقعیت به نمایش درآید؛ اما هنوز برای فهماندن و دارا بودن فراز و فرودهای
سخنان مردم، تجربیات آشكار واقعی زیادی وجود دارند.
اغلب گفتگوهای نمایشی، همواره حاوی بیشترین واقع نمایی اند كه بیشتر به رساننده كلام در
زندگی واقعی مربوط می شوند. هنر، همیشه از واقعیات سرشار شده یا به وسیله آن تقویت
گردیده است؛ و اگرچه پیشرفت این ارزشها ممكن است كم یا زیاد بوده باشند، اما این
بزرگترین ویژگی نمایش شاعرانه است. ٭ عشق در"رومئو و ژولیت" توسط گفتار قافیه دار و شعر پنج و تدی و در رأس آن شكلی از
غزل كاملاً مرتب به صورت شاعرانه و غیرواقعی مطرح می شود كه با پیروی از گفتار واقعی،
پرداخته شده است. اما قهرمانان نمایش در حقیقت به صورت آشكارا هیجانهای عاطفی را به
صورتی پرشور، درباره عشق ایده آل جوانی بیان می كنند.
اینكه كلام در زندگی واقعی مردم به صورت شعر نیست و گفتاری ساده است، نمی تواند به
عنوان ایراد بر كارهای شكسپیر وارد باشد، زیرا همه مفاهیم نمایشنامه از گفتار واقعی
مردم پیروی نمی كنند. بنابراین، عمیق ترین وظیفه نمایشنامه نویس را نمی توان بیان دقیق
واقعیت دانست، بلكه بیان قدرتمند عواطف انسانی است كه اهمیت زیادی دارد.
تنها چیزی كه نمایش از ما توقع دارد، این است كه بتوانیم از یكسری
واقعیتها(قراردادهای دراماتیك) فاصله بگیریم.اینكه اتاقی با سه دیوار یا كمتر، یك
چهاردیواری تصور می شود؛ اینكه بازیگران در صحبتهایشان به زبان تماشاگران صحبت می
كنند و اینكه بازیگران همیشه روبروی تماشاگران می ایستند و می نشینند، همه قراردادهای
لازم و ضروری نمایش هستند.
دیگر قراردادهای نمایش، به صورت اختیاری انتخاب می شوند. به عنوان مثال؛ شخصیتها ممكن
است افكار درونی شان را آشكار سازند و این كار ممكن است به وسیله تك گویی یا در خلوت
صحبت كردن صورت گیرد و یا اینكه به صورت شعر با صدای بلندخوانده شود.
نمایشنامه ای كه با شیوه ای كاملاً واقعگرایانه اجرا می شود، مجموعه ای از امكانات مجاز
را برای دست یافتن به اهدافش در تقابل با روش واقعگرایانه، بر می گزیند.
نمایشنامه نویس، انجام این كار را به روشی آزادتر انجام می دهد. او این اختیار را دارد
كه از یكی یا همه این امكانات استفاده كند تا آشكارسازی ابعاد واقعیت را به وسیله یك
روش دقیق واقعگرایانه، امكان پذیر سازد. تك گویی مشهور هملت كه "بودن یا نبودن" شروع می شود و توسط شعری درباره خودكشی و یا
ادامه زندگی بحث می كند، به دو دلیل نمی تواند واقعگرایانه باشد و همین مسأله شكسپیر
را برای اجرای درونگرایانه و ذهنی هملت نسبت به استفاده از راه های دیگر، تواناتر
ساخته است.
مشخصه شیوه یونانی نمایش، وجود یك گروه همسرایان(یعنی بازیگرانی كه در حال صحبت كردن
و قدم زدن سرودی را به صورت حركت و هم آوایی، در تشریح رسمی وقایع اجرا می كنند) به
عنوان عنصری غیرواقعی دیگر است كه ابزار مفیدی برای نمایش احساسات جمع به شمار می رود. البته، این روش به اشكال گوناگون در بسیاری از نمایشهای مدرن احیا شده است.
مثلاً استفاده از راوی، آن گونه كه در"شهرما" و"باغ وحش شیشه ای" اثر ویلیامیز وجود
دارد كه یك ابراز غیرواقعی است و نقش نمایشنامه نویس را همچون ابزاری برای نمایش"حقیقت
نمایشی" اهمیت می بخشد.
اگرچه در بیشتر نمایشها در دنیایی غیرواقعی قرار می گیریم، اما با این فضا به عنوان
یك هویت مستقل برخورد می كنیم. درواقع، از ما خواسته می شود این ناواقعیت را موقتاً
به عنوان یك دنیای واقعی بپذیریم. بدین سان، دنیای پریان در"رؤیای شب نیمه تابستان"
به نظرمان واقعی جلوه می كند. به خاطر این قدرت جادویی شكسپیر است كه بامیل خود، بی
اعتقادی مان را به نمایشنامه موقتاً به حالت تعلیق در می آوریم این پذیرش آگاهانه به
قول"كالریج"، آغاز باور تخیلمان را شكل می دهد. در این نمایش، با وجود اینكه می دانیم"بادم" در واقع یك بازیگر گریم شده است و نقشی
را با سر یك الاغ بازی می كند، اعتقادی بنیادین به واقعیت را می پذیریم كه گام كوچكی
به سوی واقعیت محسوب می شود.
اما برخی نمایشنامه نویسان از این اندك تلاش، برای ایجاد توهم در نمایش پا را فراتر می
گذارند. آنها عمداً از واقعیت تجاوز می كنند و فضای كارشان را در محدوده ای از دنیای
افسانه ها نگه می دارند و به ما یادآوری می كنند كه داریم یك نمایش را نگاه می كنیم. به عنوان نمونه، در"هركس"، نخستین گوینده نمایش در واقع آغازگر آن است و به ما اعلام می
كند كه داریم یك نمایش را نگاه می كنیم. او درباره نتیجه اخلاقی نمایش صحبت می كند.
در پایان نیز یك پزشك(یامعلم) اخلاقیات نمایش را دوباره بازگو می كند و مهمتر اینكه،
اگرچه اسامی شخصیتها و خصلت گفتگوهاست كه در بین نمایش به ما یادآوری می كند این
شخصیتها اشخاص واقعی نیستند و خیالی اند. با وجوداین، اشخاص فوق برای بیشتر
تماشاگران"هركس" به سرعت پرسوناژهای واقعی به نظر می آیند.
صنعت توصیفی كه به آن ادبیات اطلاق می شود، باید به صورت توصیفی هم پرداخت شود و نه
توضیحی. وقتی كه ما به یك نمایش واقعگرایانه می گوییم، به مواردی درباره روش نمایش آن
اشاره می كنیم؛ نه آن را ستایش می كنیم و نه رد. واقعگرایی نشان دهنده وفاداری به
صورتهای خارجی زندگی است. یك نمایشنامه جدی به معناهای درونی زندگی بیشتر نزدیك است و
ممكن است به صورت واقعی یا غیرواقعی هم به این معناها دست یابد. بنابراین، نمایشنامه های بزرگ هم به صورت واقعگرایانه و هم غیرواقعی نوشته شده اند. نوشته:لارنس پرین
برگردان:مهدی نصیری
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- موفقیت یك عكاس ایرانی در نمایشگاه بین المللی"تارگومورس" رومانی
یك عكس از آثار عكاسی محمد شرفی فریمانی به نام "لحظه های گریزان" توانست در سومین
نمایشگاه بین المللی "تارگومورس" رومانی مورد توجه هیأت داوران این نمایشگاه قرار
گرفته و روبان افتخار فیاپ (فدراسیون جهانی عكاسی) را دریافت كند.همچنین دو عكس
دیگر از مسعود احمدزاده و معصومه مشهدی نیز توانست به این نمایشگاه راه یابد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- چهلمین جشنواره بین المللی "كارلووی واری" آغاز می شود
چهلمین جشنواره بین المللی فیلم "كارلووی واری" از جمعه دهم تیرماه آغاز و تا شنبه 18
تیرماه ادامه خواهد داشت.
در این دوره از جشنواره فیلم "سیمای زنی در دور دست"، به كارگردانی علی مصفا در
اولین نمایش بین المللی خود در بخش مسابقه رسمی این جشنواره به نمایش درمی آید. جشنواره كارلووی واری بدین منظور از علی مصفا، لیلا حاتمی، همایون ارشادی و صفی
یزدانیان فیلمنامه نویس مشترك برای حضور در این رویداد دعوت به عمل آورده است. لازم به ذكر است فیملهای "روزی كه زن شدم" و "سگهای ولگرد" از ساخته های مرضیه
مشكینی در عرصه مستقلها و فیلم "پروانه ها بدرقه می كنند" و "جزیره آهنی" در بخش
نگاهی دیگر و فیلم "لاك پشتها هم پرواز می كنند" در بخش افقهای این جشنواره به نمایش
درخواهد آمد. جشنواره كارلووی واری از جمله مهمترین رویدادهای سینمای اروپا به شمار می رود كه امسال
به مناسبت چهلمین دوره خود برنامه های گسترده ای را تدارك دیده كه از جمله می توان به
حضور غیر منتظره رابرت ردفورد در آن اشاره داشت.
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
نمایشگاه آثار علی اكبر صنعتی در
مؤسسه هنری صبا
همزمان با افتتاح چهارمین دوسالانه مجسمه سازی معاصر تهران نمایشگاه مروری بر آثار استاد
علی اكبر صنعتی عضو پیوسته فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران در محل مؤسسه فرهنگی هنری
صبا برپا می شود.
در این نمایشگاه تعدادی از آثار استاد صنعتی كه از موزه صنعتی كرمان و موزه سیزده
آبان متعلق به هلال احمر تهران جمع آوری شده است به نمایش گذاشته خواهد شد. نمایشگاه مروری بر آثار استاد صنعتی روز 12 تیر ماه افتتاح و تا 20 مرداد ماه ادامه
خواهد داشت. چهارمین دو سالانه مجسمه سازی معاصر تهران از 12 تیرماه تا 20 مرداد ماه در محل مؤسسه
فرهنگی هنری صبا و باغ هنرخانه هنرمندان برگزار خواهد شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- آثار معنوی سینماگران برجسته جهان در فرهنگسرای نیاوران روی پرده می رود
چهار فیلم از آثار سینماگران برجسته جهان با موضوع هنرمفهومی در حاشیه نمایشگاه هنر
معنوی در فرهنگسرای نیاوران به نمایش گذاشته می شود. برنامه نمایشگاه هنر معنوی كه
از 16 خرداد ماه در فرهنگسرای نیاوران آغاز شده تا اواسط ماه جاری ادامه دارد. فیلمهای "نوستالژیا" اثر آندره تاركوفسكی ششم و هفتم تیرماه ، "برادر خورشید و
خواهر ماه" ساخته فرانكو زفیره لی هفتم و 15 تیرماه نمایش داده می شود. فیلمهای"رؤیاها" به كارگردانی آكیرو كوروساوا هشتم خردادماه و "باراكا" ساخته ران
فریك نهم تیرماه جاری در سالن نمایش فرهنگسرای نیاوران روی پرده می روند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- سینماگران 49 كشور جهان متقاضی شركت در جشنواره فیلم كوتاه تهران هستند
بیش از500 اثر خارجی از 49 كشور جهان متقاضی شركت در بیست و دومین جشنواره ملی و
دهمین جشنواره بین المللی فیلم كوتاه تهران هستند. بیست و دومین جشنواره ملی و دهمین جشنواره بین المللی فیلم كوتاه تهران قراراست
از 24 تا 29 آبان ماه سال جاری علاوه برتهران در ساری و دو شهر دیگر برگزار شود. مدیر روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران با بیان این كه هنوز برپایی این
جشنواره در دو شهردیگر مشخص نشده، گفت:هیأت انتخاب جشنواره فیلم كوتاه تهران از
اوایل مرداد ماه آتی فعالیت خود را آغاز می كند. تركیب هیأت انتخاب جشنواره ملی و بین المللی فیلم كوتاه تهران بزودی مشخص می شود. "شهنام صفاجو" افزود:هنرمندان و فیلمسازان فرصت دارند تا پایان تیرماه جاری آثار
خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال كنند. جشنواره فیلم كوتاه تهران در قالب چهار بخش
رقابتی شامل مسابقه ملی، نگاه نو (استعدادهای جوان)، مسابقه بین الملل و سینمای
معناگرا در سینما فلسطین تهران برگزار می شود. مدیر روابط عمومی جشنواره فیلم كوتاه تهران ادامه داد:برای نخستین بار در بخش مسابقه
ملی جوایزی به بهترین تحقیق،جلوه های بصری و نماهنگ (كلیپ) تعلق می گیرد. در برنامه های سینمای آسیا مرور آثار یك فیلم ساز( بیژن میرباقری)، مرور آثار یك
فیلمبردار( مرتضی پورصمدی) ، مرور فیلمهای كوتاه هنرجویان یكی از دفاتر انجمن سینمای
جوانان ( قم) در بخش غیررقابتی جشنواره فیلم كوتاه گنجانده شده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- رمان "آوازهای ممنوع" قاسمعلی فراست
فیلم می شود
قاسمعلی فراست، به عنوان یكی از مؤلفان اصلی فرهنگ هنرمندان معاصر ایران، همچنان
مشغول تدوین این دایره المعارف است كه جهاد دانشگاهی انتشار این پروژه 40 جلدی را
انجام خواهد داد. او در گفتگو با ایسنا، توضیح داد:این دایرة المعارف، زندگی و آثار همه هنرمندان در
تمام زمینه های هنری، ازجمله شعر، داستان، نقاشی، تئاتر، سینما و هنرهای تجسمی، از
سال 1300 تا زمان حال را دربر می گیرد. وی با بیان این كه تعداد 150 شخصیت فرهنگی
در داخل و خارج از كشور كار تهیه این پروژه را برعهده دارند، متذكر شد:گروه، مدت
چهار سال است بر روی این پروژه كار می كند. فراست در ادامه درباره ی تازه های
آثارش اظهار داشت:رمان "آوازهای ممنوع"كه فیلمنامه اش را هم نوشته ام و قرار است
فیلم آن را بسازم، برای چاپ آماده است؛ ولی ناشرش هنوز مشخص نیست.. او اضافه كرد
همچنین از مجموعه فیلم "دیدار آشنا" به تهیه كنندگی و كارگردانی خودم، درباره زندگی و
آثار هنرمندان ایرانی، كه تاكنون 80 قسمت آن از شبكه دو پخش شده قسمت دیگر باقی
مانده كه چهار ماه است منتظر جای خالی برای پخش است.