---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در گفتگو با یك حقوقدان مطرح شد؛
چرا عدالت قضایی اجرا نمی شود؟
اشاره:
رسیدن به عدالت قضایی از جمله خواسته و اهداف تمام حكومتها و انسانها به شمار می آید و
برای تحقق آن قانونگذار، مجریان و ضابطان قوه قضاییه و مردم باید بر اساس یك اصول و
همكاری همه جانبه بكوشند.
گاهی اوقات ممكن است عدالت قضایی به دلیل وجود پاره ای از جرایم كه از آن بعنوان
جرایم علیه عدالت قضایی تعبیر می شود، تحقق نیابد. برای روشن شدن بیشتر این بحث و
اینكه جرایم علیه عدالت قضایی شامل چه مواردی است و راهكارهای مقابله با این گونه
جرایم چیست؟ مصاحبه ای با دكتر جعفر كوشا، حقوقدان و عضو هیأت علمی دانشكده شهید
بهشتی انجام داده ایم كه می خوانید.
آقای دكتر كوشا شما در همایش دادسراها كه اخیراً در سالن همایش صداوسیما برگزار شد از
جرایم علیه عدالت قضایی سخن گفتید، لطفاً در این زمینه برای خوانندگان ما توضیح
دهید.
عدالت قضایی بعنوان یك ارزش در جامعه مطرح است و همه انتظار دارند دستگاه قضایی
عدالت را پیاده كند. اما ممكن است در اجرای این عدالت افرادی به دلایل مختلف مانع
ایجاد كنند. البته این موانع ممكن است داخلی و از درون خود دستگاه قضایی باشد و یا
بیرونی باشد بنابراین بطور خلاصه می توان گفت:آن دسته از عوامل كه در مسیر استقرار
عدالت قضایی ایجاد مانع می كند از آنها بعنوان جرایم علیه عدالت قضایی تعبیر می شود. بعنوان مثال كسی شاكی را تهدید كند تا او شكایت نكند و یا شكایت خود را تعقیب و
پیگیری نكند یا شاهد را تهدید كند كه شهادت ندهد و یا به دروغ شهادت دهد و همچنین
كسانی از بیرون به شاهد و یا شاكی فشار روانی وارد كنند تا آنان اقدام قانونی
نكنند. جرم علیه عدالت قضایی به وقوع پیوسته است، به عبارت بهتر، یكی از مبانی رسیدگی
در عدالت قضایی وجود شكایت شاكی است؛ چون اگر شاكی شكایت نكند قاضی قادر به تشكیل
پرونده و رسیدگی به آن نیست. لذا می گوییم تهدید شاكی و شاهد در این مسأله برای
ممانعت از شكایت و شهادت جرم علیه عدالت قضایی است. علاوه بر این مخفی كردن ادله جرم و
دستكاری كردن صحنه جرم توسط مأموران كشف جرم نیز اخلال در اجرای عدالت قضایی محسوب می
شود.
رسیدگی به یك پرونده قضایی مستلزم چه چیزهایی است؟
در حقیقت رسیدگی به یك پرونده كیفری و قضایی نیازمند بهره گیری از تمامی ابزارها و
اهرمها و مجموعه افرادی است كه به نوعی با این پرونده درگیرند؛ مثل پلیس، كارشناسان،
وكلا، قضات و...
اشاره كردید عدالت قضایی یك ارزش است؛ برای حفظ و حمایت این ارزش چه باید كرد؟
برای حفظ این ارزش علاوه بر این كه همه مردم باید بسیج شوند لازم است جرم انگاری
كنیم، یعنی قانونگذار با وضع قانون مناسب باید مانع تعرض به ارزشها شود.
چرا باید در رسیدگی به پرونده ها به قضات كمك شود و چگونه
می توانیم این كار را انجام دهیم؟
در رسیدگی به پرونده های حقوقی و قضایی هرچه قضات كمتر اشتباه كنند به عدالت نزدیكتر
می شویم و عدالت گسترش می یابد. در نتیجه جامعه از آن بهره مند می شود. پس برای اینكه
قاضی كمتر اشتباه كند، باید با شناسایی جرایم علیه عدالت قضایی به او كمك كنیم.
چرا افراد جامعه موظف هستند پس از اطلاع از وقوع جرم و یا قبل از رخ دادن هرگونه
جرمی مقامات قضایی را در جریان بگذارند؟
زیرا در چرخه عدالت قضایی یكی از اهرمهای بسیار مهم اطلاع یافتن از وقوع جرم است و
این موضوع علاوه بر آن كه موجب پیشگیری از جرایم بعدی می شود، كمك می كند تا بسیاری
از امور دستگاه قضایی كه مربوط به آن جرم و پرونده است راحت تر به سرانجام برسد.
ملزم كردن آحاد مردم برای اعلام، پس از اطلاع از جرم با آزادی های مشروع آنان در
تعارض و تضاد نیست؟
بله تعارض وجود دارد؛ یعنی ما از یك طرف مردم را ملزم می كنیم درصورتی كه از جرمی
مطلع شدند به مقامات قضایی اطلاع دهند و اگر چنین نكنند ممكن است مرتكب جرم شود چون
جامعه متضرر
می شود و از سوی دیگر این موضوع با آزادی های شخصی منافات دارد، لذا در این تعارض
حقوقی كه از یك طرف افراد و از سوی دیگر جامعه قراردارد ناگزیر باید طرف جامعه را
بگیریم، چون حق جامعه اولی تر است. بنابراین افراد باید حتی با وجود عدم میل باطنی
شان با دستگاه قضایی همكاری كنند.
آقای دكتر، آیا نقدها و تفاسیری كه در خصوص بعضی از پرونده ها و قرار مجرمیت ها در
مطبوعات و رسانه ها می شود از جمله موانع در راه عدالت قضایی محسوب می شوند؟
بله، بسیاری از نقدها و تفسیرهایی كه در خصوص بعضی از پرونده ها و قرار مجرمیت ها
در مطبوعات و رسانه ها می شود غیرعلمی هستند و هدف آنها كمك برای پیاده شدن عدالت
نیست. بلكه آنها قصدشان اعمال نفوذ در رأی قاضی است و همین موضوع باعث
می شود تا بعضی از متهمان اصلی پرونده از چنگال عدالت فرار كنند.
شما تعدادی از جرایم علیه عدالت قضایی را مطرح كردید. سؤال اینجاست كه آیا در قانون
اساسی كشور این جرایم پیش بینی شده است یا خیر؟
با این عنوان (جرایم علیه عدالت قضایی) خیر. یعنی نمی توان گفت در قانون اساسی
ایران قانون گذار در تدوین قانون جرایم علیه عدالت قضایی را مدنظر داشته است، هرچند
می شود در همین قانون موادی را درنظرگرفت كه با مطالعه آن به هدف اصلی مقنن كه همان
عدالت قضایی است پی برد. برای مثال، در ارتباط با عدم اطلاع از وقوع جرمی در قانون
مجازات اسلامی ماده ای وجود دارد كه در آن عنوان شده مدیران باید اطلاعات كافی از
افراد زیر مجموعه خود داشته باشند و چنانچه جرایمی در زیرمجموعه آنان اتفاق بیفتد اگر
اطلاع ندهند جرم محسوب می شود و یا در ماده 598 آمده امتناع از انجام وظایف قانونی از
سوی مقامات قضایی جرم محسوب می شود؛ یعنی قانونگذار پیش بینی كرده اگر مستنطق(قاضی و
بازپرس) در مراحل رسیدگی به پرونده قضایی موجبات اطاله دادرسی را فراهم كند به نوعی
باعث خدشه به عدالت قضایی شده و مجرم است.
طبق گفته هایتان ما با نارسایی های قانونی در اجرای عدالت قضایی مواجهیم، شما
بعنوان یك حقوقدان و جرم شناس چه راهكارهایی ارایه می كنید؟
بعنوان اولین قدم ما باید فرهنگ عدالت خواهی عدالت قضایی را در دستگاه قضایی و
دستگاههای مرتبط با آن ایجاد كنیم و بعد از آن به سمت بسترسازی و قانون گرایی برویم و
سپس به فرهنگ سازی و جرم انگاری توجه كنیم. البته باید به این نكته نیز اشاره كنم
كه گامهای اولیه نیز در این مورد برداشته شده است.
شتابزدگی در جرم انگاری چه خطری به دنبال دارد و راهكار شما در این مورد چیست؟
شتابزدگی ممكن است موجب توالی فاسد شود. بنابراین برای اجتناب از توالی فاسد قضات،
دستگاههای انتظامی و كارشناسان باید به این نكته توجه كنند كه نباید به بهانه جرم
انگاری حرمتها، حریم، آزادی و حقوق مردم را مورد تعرض قرار دهند و افراد را تحت
تعقیب قرار دهند. بنابراین بر اساس سیاست مشاركتی، باید مردم را دعوت و بسیج كنیم. تا به دستگاه قضایی كمك كنند. پس در نتیجه علاوه بر ایجاد فرهنگ عدالت خواهی بستر
سازی، آموزش قضات نیز برای عدالت گستری لازم و مهم است.
آقای كوشا، چه عوامل مهمی عدالت قضایی را مخدوش می كنند؟
چند عامل مهم در این موضوع نقش دارند، اول اینكه خود دستگاه قضایی قصد گسترش عدالت
را نداشته باشد. این مهمترین مانعی است كه دستگاه قضایی برای خودش ایجاد می كند. دومین عامل، بر می گردد به ساختارهایی كه در سازمانهای دولتی و رسیدگی كننده به
مسایل قضایی و حقوقی ایجاد مانع می كنند و سرانجام نفوذ یكسری شبكه ها و باندها و
فشار آنها بر دستگاه قضایی.
برخلاف بسیاری از كشورها در قانون ایران برای بسیاری از جرمها مجازات حبس درنظر
گرفته شده است نظر شما در این زمینه چیست، آیا این موضوع می تواند مانعی در ایجاد
عدالت قضایی باشد؟
درخصوص مجازات حبس عده ای معتقدند نباید از مجازات حبس به طور مكرر استفاده كرد،
بلكه باید بعنوان آخرین حربه مورد استفاده قرارگیرد لذا طبق این نظر مجازات حبس فقط
برای زمانی است كه ضرورت داشته باشد. در غیر این صورت با تبدیل و جایگزین كردن
مجازات حبس باید مجازاتها را متنوع كرد و دست قاضی را باز گذاشت تا از انواع مجازاتها
استفاده كند. مگر اینكه شخصیت مجرم به گونه ای باشد كه فقط مجازات حبس شایسته او
باشد.
عده دیگر معتقدند، باید بر اساس نوع جرم مجازات تعیین شود یعنی به میزان خطر و زیان
وارد شده به افراد یا نظم عمومی مجازات درنظر گرفت. حبس زدایی یا حبس محوری در حقیقت
تابعی از متغیرهاست، هرچه جرم با اهمیت تر باشد حبس محوری، هرچه درجه جرم كمتر باشد،
حبس زدایی بعنوان راهكار مورد توجه قرار می گیرد. ولی امروز در دنیا مجازات حبس در
جرایمی مثل نسل كشی، تروریسم، موادمخدر و جرایمی كه امنیت و آسایش عمومی را برهم می
زنند بعنوان یك مجازات مطلوب مورد قبول واقع شده است و چون تبدیل مجازات این جرایم در
حقیقت تضییع حقوق جامعه است من معتقدم در جرایم جنایی اولویت با مجازات حبس است.
علاوه بر این در جرایم كم اهمیت به دلیل بی فایده بودن مجازات حبس باید مجازات تبدیل
شود. اما در پاسخ به قسمت دوم سؤال شما باید عرض كنم كه بنده به اینكه كشورهای دیگر
از مجازات حبس كمتر استفاده می كنند، معتقد نیستم برعكس آنها در جرایم جدید از مجازات
زندان خیلی استفاده می كنند و مجازات حبس نیز برخلاف عدالت قضایی نیست. چون هیچ انسان
سالم و عقل محوری نمی تواند بپذیرد كه افرادی كه بصورت باندی، سازمان یافته و مافیایی
مرتكب جرم شده اند آزاد در خیابانها بگردند.
با این وجود به نظر شما زندانهای كشور باید چگونه اداره بشوند؟
برای اداره زندانها چاره ای جز آنكه بصورت علمی اداره شوند، ندارند، این گونه نباشد
كه ما فقط زندانی را تنبیه بدنی كنیم و آنان را مدتی از جامعه طرد كنیم، زیرا او یك
انسان است كه مرتكب جرم شده و باید به او فرصت داد تا دوباره به جامعه برگردد؛ زیرا
زندانی در حقیقت معلول جامعه است.
آقای دكتر چند سالی است سازمان زندانها ستادی به عنوان ستاد دیه تشكیل داده تا
خیرین، افرادی را كه برای دیه، زندانی شده اند از حبس رها كنند. این سؤال در اینجا
مطرح است كه آیا زندانی كردن افراد برای دیه اصولاً صحیح است یاخیر؟ ضمن آنكه نظرتان
را درباره تشكیل ستاد دیه بفرمایید؟
بازداشت و حبس افرادی كه مشكل مالی دارند درست نیست و برای آنان نباید مجازات حبس
درنظرگرفت، مگر برای آن دسته از افرادی كه توان مالی دارند، اما مال و ثروت خود را
معرفی نمی كنند. چون كسانیكه واقاً توان مالی پرداخت دیه را نداشته باشند بازداشت و
حبس آنان هیچ فایده ای جز هزینه نگهداری ندارد.
در مجموع تصویب این گونه قوانین نشاندهنده آن است كه قانونگذار درك صحیحی از موقعیت
اجتماعی ندارد.
باید پالایشی با نگاه عالمانه نه جنایی و سیاسی در قوانین كیفری انجام داد و عقل محوری
ایجاد شود تا افرادی شایسته با شناسایی مشكلات مردم قوانینی تصویب كنند كه نتیجه بخش
باشد. اما در خصوص قسمت دوم سؤال شما باید عرض كنم، به جای تشكیل ستاد دیه باید
قانون دیه اصلاح شود؛ چون این گونه افراد مجرم نیستند تا حبس شوند.
٭ محمود مصدق
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- بازخوانی یك پرونده؛
لبخند مهتاب خفه شد
چهره خشمگین نادیا درحالی كه قطرات اشك از گونه هایش
می غلتید، تمامی حاضران در دادگاه را محزون كرده بود. نادیا مقابل قاضی ایستاد، به
وضوح می توان چهره تكیده و اوضاع و احوال مادری كه تا ساعتی قبل كنار جسد دخترش زانو
زده بود و دستان كوچك و یخ زده اش را می فشرد، تصور كرد. نادیا یارای صحبت كردن
نداشت اما چنان دلتنگ بود كه گاهی فراموش می كرد در جلسه دادگاه درحال بیان علت مرگ
دخترش است. نادیا بدون كوچكترین تأملی درحالی كه روسری اش را جلو می كشید و سعی داشت
كمی برخودش مسلط باشد رو به قاضی گفت:جناب قاضی امروز می خواهم عدالت در مورد دخترم
اجرا شود، كودكی كه تنها دو سال از زندگی اش سپری شد و قربانی بیماری پدرش شد.
قاضی، نادیا را به آرامش دعوت كرد و از او خواست از ابتدا موضوع را شرح دهد.
نادیا كمی مكث كرد و ردحالی كه غرق در اندوه بود، ادامه داد:چهارده سال بیشتر نداشتم
كه خانواده كامران به خواستگاریم آمدند، محصل بودم و دوست داشتم درس بخوانم، اما اجبار
خانواده در مورد ازدواج باعث شد خواستگاری كامران را قبول كنم. پدر من و پدر كامران
از زمان سربازی با یكدیگر دوست بودند و كم و بیش رفت و آمد داشتند، كامران آن سالها
خارج از كشور تحصیل می كرد و همین باعث شده بود كه ما از رفتار و سلامت او اطلاع نداشته
باشیم، تنها پدر و مادرش بودند كه مدام از كار پسرشان در خارج صحبت می كردند و بدین
ترتیب خانواده من هم مجذوب كامران شد. امتحانات آخرین سال دوره راهنمایی ام به پایان
رسید كه كامران با هماهنگی خانواده اش به ایران آمد تا در شرایط بهتری بتوانیم در مورد
آینده صحبت كنیم. قبل از آمدن كامران به ایران یك بار تلفنی با او صحبت كردم، نمی
دانم چرا از ابتدا با شنیدن صدایش غم بزرگی بر دلم نشست، همه منتظر آمدن كامران بودند،
پدر شوق عجیبی داشت و حتی با اینكه چندباری، آن هم در كوچكی او را بیشتر ندیده بود،
از محاسنش صحبت می كرد. تنها سنگ صبورم مادرم بود كه او نیز در مقابل پدر سر سازش
داشت. سرانجام لحظه موعود فرارسید. كامران به ایران آمد، آن شب مهمانی بزرگی برپا شد
و من در حضور تمامی مهمانها به عنوان همسر كامران معرفی شدم، پدر سر ازپا نمی شناخت، من
نیز خودم را به سرنوشت سپرده، هیچ نگفتم.
مراسم عقد و عروسی ما كمتر از یك هفته انجام شد، كامران با پولی كه پدرش در اختیار وی
گذاشته بود، شركت ساختمانی ای را به ثبت رساند، اوضاع و احوال مالی اش بد نبود و من
هم تقریباً در رفاه بودم. هنوز مدت كمی از زندگی ما سپری نشده بود كه اخلاق كامران به
طور كلی عوض شد. رفت و آمدش با خانواده من به دلیل مسایل جزیی قطع شد، گاهی صحبت از
خیانت من در حق خودش به زبان می آورد و گمان می كرد در نبودش به او خیانت می كنم،
چندبار بر اثر همین بدبینی او كتك خوردم و كارم به بیمارستان كشید، تازه فهمیده بودم
سرنوشتم را چگونه به دست نااهلی سپرده ام. هر روز از روز قبل رنجورتر می شدم و
كامران نیز تا آنجا كه می توانست مرا به باد كتك می گرفت. تصمیم به جدایی گرفتم، اما
متوجه شدم حامله هستم، برای همین سكوت كردم، از همان ابتدا به دلیل وجود كودكم عهد
كردم با تمامی ناملایمات زندگی با كامران سازگاری داشته باشم تا دخترم مهتاب كمبود پدر
را حس نكند. نادیا با گفتن این جمله درحالی كه با صدای بلند شروع به گریه كرد
گفت:مهتاب قربانی حماقتهای من شد، كاش از همان ابتدا از كامران جدا می شدم، حداقل هم
اكنون دختر كوچكم زنده بود.
قاضی كه حال پریشان نادیا را مشاهده می كرد از او خواست لحظه ای استراحت كند اما خشم
چنان وجود نادیا را فراگرفته بود كه جز با مجازات كسانی كه در حق دخترش جفا كرده
بودند، آرام نمی گرفت.
نادیا باصدایی لزران و درحالی كه اشك گونه هایش را فراگرفته بود، رو به قاضی ادامه
داد:از همان ابتدا كه مهتاب به دنیا آمد، كامران علاقه ای نسبت به او نشان نمی داد،
اگر روزی مجبور می شدم كه مهتاب را با كامران تنها بگذارم بعد از بازگشت شاهد خشونت
های كامران با دخترم بودم و درحالی كه آثار كبودی را روی بدن مهتاب مشاهده می كردم،
جرأت حرف زدن نداشتم. كامران اعصاب ضعیفی داشت، بعد از آن دیگر لحظه ای مهتاب را از
مقابل چشمانم دور
نمی كردم.
قاضی صحبت نادیا را قطع كرد و پرسید:آیا در خصوص آزار و اذیت كامران با كسی صحبت
نكردید؟ نادیا درحالی كه ابروهایش را بالا انداخت، گفت:كاش صحبت نمی كردم با خانواده
كامران حرف زدم، اما آنها مرا متهم كردند كه هیچ پدری در حق فرزندش چنین رفتاری نمی
كند، من به كامران تهمت می زنم و حتی بعد از آن رفتار نامناسبی با من داشتند تا اینكه
سرانجام آن حادثه اتفاق افتاد.
یك روز كه برای معالجه به پزشك مراجعه كردم، دكتر از من خواست نوبت دیگری بگیرم و عمل
سرپایی انجام دهم، آن روز حماقت كردم و از كامران خواستم به شركت نرود و در منزل
بماند، او نیز پذیرفت.
با اینكه شب قبل به طرز وحشیانه ای مهتاب را كه مقابلش بازی
می كرد به دیوار كوبید و به شدت سرش ورم كرد، مهتاب را با كامران تنها گذاشتم، تمام
مدتی كه در بیمارستان بودم، دلم شور می زد.
نادیا درحالی كه دستانش را مقابل صورتش گرفته بود، با صدای بلند شروع به گریه كرد و
بعد با جملات بریده بریده گفت وقتی از بیمارستان برگشتم با جسد دخترم رو به رو شدم.
قاضی گفت:زمانی كه به منزل برگشتید، كامران در خانه بود؟ نادیا سری به علامت تأیید
تكان داد و گفت:كامران بعد از هر عملی كه ناشی از بیماری اعصابش بود، درست بعد از
آرام شدنش به شدت گریه می كرد آن روز وقتی به منزل آمدم كامران بالای سرمهتاب نشسته
بود و اشك می ریخت. شوكه شده بودم نمی توانستم جلو بروم و ببینم چه اتفاقی افتاده
كامران به طرفم آمد و گفت من مهتاب را كشتم و همین طور این جمله را تكرار می كرد، به
طرف مهتاب رفتم، صورتش یخ زده بود، دختر كوچكم را در آغوش گرفتم، صدای ضجه های من و
كامران فضای خانه را پركرد، كامران به منزل ما تلفن زد و پدرومادرم با سرعت آمدند.
قاضی پرسید:كامران چگونگی قتل مهتاب را بیان كرد ؟ نادیا گفت:بعد از این اتفاق حال
و وضع درستی نداشتم، وقتی به خودم آمدم پدر شرح اعترافات كامران را برایم گفت:آن
روزی كه من به دكتر رفته بودم، مهتاب درحال بازی بود و با رفتارهای بچه گانه اش صدای
خنده كامران را بلند می كرد، بعداز گذشت مدتی كامران خسته از نگهداری مهتاب به
رختخواب رفت، وسایل بازی را روی میز مقابل مهتاب قرارداد، مهتاب بعد از كمی بازی به
طرف كامران می رود و شروع به بالارفتن از تخت می كند و بعدهم با كامران بازی می كند. شیطنتهای كودكانه مهتاب خشم كامران را بر می انگیزد او سعی می كند مهتاب را از خودش
دور كند و مهتاب را از روی تخت پایین می آورد حالت عصبی او كه حالا تبدیل به بیماری
خطرناكی شده است، باعث
می شود كه دستانش را دور گردن مهتاب قراردهد و بفشارد، صدای خنده مهتاب او را بیشتر
عصبانی می كند حالش را نمی فهمد و به فشار دستانش می افزاید.
نادیا بعد از پایان این جمله رو به خانواده كامران كرد و گفت:جناب قاضی پدر و مادر
كامران مقصر قتل دخترم هستند، آنان از موضوع بیماری پسرشان اطلاع داشتند.
صدای بلند همراه با ناله نادیا فضای محزونی را در اتاق ایجاد كرد. قاضی درحالی كه با
علامت تأسف سرش را تكان می داد، نادیا را دعوت به آرامش كرد و برای شنیدن سخنان
كامران و خانواده اش جلسه بعدی دادگاه را به وقت دیگری موكول كرد. بعد از پایان اولین دادگاه قتل مهتاب دختر دو ساله توسط پدرش، كامران درحالی كه
دستبند زده همراه دو مأمور از اتاق خارج می شد نگاهی به نادیا كرد. قطرات اشك از
چشمانش جاری شد. خانواده كامران سرافكنده از خیانتی كه انجام داده بودند از مقابل
نگاه نادیا دور شدند.
٭ فرزانه عمادی
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كریستال زنی را راهی بیمارستان كرد
بجنورد،خبرنگار قدس:به گزارش مركز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی خراسان شمالی در پی
اطلاع مأموران مبارزه با مواد مخدر مبنی بر اینكه فردی به علت خوردن مواد مخدر در اتاق
عمل بیمارستان تحت عمل جراحی می باشد، بلافاصله به محل بیمارستان عزیمت كردند در
تحقیقات اولیه مشخص شد زنی مواد مخدر از نوع كریستال را بلعیده و بدین ترتیب قصد حمل
آنها را داشته ولی به علت باز شدن یكی از بسته های مواد مخدر در معده متهم راهی
بیمارستان شده است. در این خصوص 60 گرم مواد مخدر از نوع كریستال از معده این فرد
كشف شد. گفتنی است پرونده به مراجع قضایی فرستاده شده و به محض بهبود متهم نامبرده
تحویل مراجع قضایی خواهد شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تولد بره ای با چهار دست و دو پا
بیرجند،خبرنگار قدس:بره ای عجیب الخلقه با چهار دست و دو پا در خراسان جنوبی متولد
شد. به گزارش خبرنگار ما این بره در یكی از دامداری های محلی روستای بغداده شهر سرایان در
خراسان جنوبی دو ماه است كه با چهار دست و دو پا زندگی می كند. این گزارش می افزاید:این بره بدون هیچ مشكلی با دو دست اضافی كه كوتاه تر از دو دست
اصلی اش است به همراه سایر گوسفندان ادامه حیات می دهد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مردی پس از 25 سال
قفسه سینه اش را لمس كرد
گروه حوادث:مرد آمریكایی 487 كیلوگرمی توانست در عرض یك سال، بیش از نیمی از وزن
خود را كاهش دهد. به گزارش ایسنا، این مرد آمریكایی كه "پاتریك دوئل" نام دارد، سال گذشته 487
كیلوگرم وزن داشت؛ با این حال پس از آن كه چندین عمل جراحی بر روی وی انجام شد،
توانست كه 260 كیلوگرم از وزن خود را كاهش دهد.
چنین كاهش وزنی حیرت بسیاری از كارشناسان پزشكی را برانگیخته است. كارشناسان پزشكی می گویند:این مرد اكنون می تواند پس از گذشت 25 سال برای نخستین بار
قفسه سینه خود را با انگشتانش لمس كند و روی پاهای خود بایستد. وی كه طی هفت ماه گذشته هرگز از اتاق خود در بیمارستان خارج نشده بود، پیش از این
نیز طی هفت سال گذشته به ندرت از خانه خود خارج شده است. این مرد آمریكایی اكنون این توانایی را پیدا كرده است كه به بیرون رفته و حتی ورزش
كند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نامه ای از جنس سنجاب
گروه حوادث ،مشاهده یك سنجاب در یك مرسوله پستی وحشت و شگفتی كارمندان یك اداره
پست "انگلیس" را برانگیخت. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، كارمندان یك اداره پست در "كمبریج" انگلیس با
مشاهده یك مرسوله پستی در حال حركت به شدت متعجب شده و پس از گشودن در پاكت، حین
ناباوری با یك سنجاب خاكستری رنگ روبرو شدند.
براساس این گزارش، پاكت پستی حاوی سنجاب كه بدون نام و نشان بود در حالی كه با دیگر
پاكتها تفاوتهای عمده ای داشت، توجه مأمور پست را به خود جلب كرد و پس از پدیدار شدن
داخل آن، همه را شگفت زده كرد. این در حالی است كه مرد پستچی پس از گشودن در پاكت،
سنجاب زیبایی را مشاهده كرد كه اگر تا ساعاتی بعد به او آب و غذا نمی رسید، حتماً
می مرد.
لازم به ذكر است، در پشت پاكت حاوی سنجاب، فرستنده گمنامی ذكر كرده بود، از تا كردن
پاكت خودداری نموده، و با احتیاط كامل حمل شود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پیرترین عروس و داماد دنیا
ازدواج كردند
گروه حوادث:یك زن و مرد 90 و 96 ساله، پس از ازدواج با یكدیگر توانستند نام خود را
در كتاب ركوردهای جهانی (گینس) در كنار یك زوج فرانسوی دیگر جاودانه كنند. به گزارش ایسنا، "ریموند رابسون" 96 و "فایا وبر" 90 ساله تابستان سال گذشته در
بركشایر انگلیس با یكدیگر آشنا شدند. پیرزن انگلیسی پس از آن كه آقای رابسون كه حتی قادر نبود بر روی زانوهایش خم شود،
پیشنهاد ازدواج را به وی داد، به شدت خوشحال شد. این زن و مرد كهنسال، در منطقه آكسفوردشایر انگلیس و طی یك مراسم ویژه مذهبی با
یكدیگر رسماً ازدواج كردند. در مراسم ازدواج این زوج كهنسال، افراد زیادی از جمله شش پسر و دختر و همچنین 16 نوه و
نتیجه آنها حضور داشتند. پیرترین عروس و داماد دنیا در حال حاضر به فكر ماه عسل خود هستند و برای این مسأله
اقامت چند روزه در هتل مجللی را نیز پیش بینی كرده اند. گفتنی است ركورد اصلی ازدواج افراد مسن جهان مربوط به یك زن و مرد 94 و 96 ساله اهل
فرانسه است كه در سال 2002 میلادی با یكدیگر ازدواج كرده اند. مجموع سن این زوج 190 سال است.
با توجه به سؤالات مطرح شده از سوی شهروندان در مورد مسایل حقوقی، این بار فاطمه
امینی وكیل پایه یك دادگستری و مشاور حقوقی به سؤالات پاسخ داده اند كه با هم
می خوانیم:
وثیقه گذار در مواقع ضروری چگونه می تواند رفع مسؤولیت یا آزادی وثیقه خود را از
دادگاه داشته باشد؟
اگر متهم در موعد مقرر حاضر و یا پرونده مختومه شده باشد وثیقه مسترد می گردد، ولی
در مواقع ضروری كه وثیقه گذار می خواهد رفع مسؤولیت كند یا آزادی وثیقه خود را از
دادگاه بخواهد، می تواند در هر مرحله از دادرسی با معرفی و یا تحویل متهم درخواست رفع
مسؤولیت یا آزادی وثیقه بكند.
اگر قاضی در نتیجه شكایت شاكی مبادرت به صدور قرار وثیقه كند ملاك میزان وثیقه چگونه
تعیین می شود؟
وثیقه نباید كمتر از خسارتهایی باشد كه مدعی خصوصی درخواست می كند، اما ممكن است مدعی
خصوصی مبلغ گزافی را در شكایت یا دادخواست ضرر و زیان خود اعلام كرده باشد كه در این
حالت دادگاه باید به مقدار قانونی آن توجه كند.
چنانچه رئیس دادگاه كه پرونده كیفری زیر نظر او رسیدگی می شود، قبلاً به دعوی حقوقی
طرفین در همین پرونده رسیدگی كرده باشد، در این صورت تكلیف چیست؟ آیا می توان تقاضا
كرد پرونده به شعبه دیگری برای رسیدگی فرستاده شود؟
در پاسخ به این سؤال می توان گفت چنانچه بین دادرس و یكی از طرفین و یا فرزند و یا
همسر او دعوی حقوقی یا جزایی مطرح شده باشد و یا به دلایلی این پرونده در سابق مطرح
بوده و از تاریخ صدور قطعی دو سال نگذشته باشد دادرس موظف است پس از صدور قرار
امتناع از رسیدگی، با ذكر دلیل رسیدگی پرونده را به دادرس دیگر تحویل دهد. ولی اگر
تاریخ صدور حكم قطعی از دو سال گذشته باشد دادرس می تواند به موضوع رسیدگی كند، لذا
حقی از شما تضییع نمی شود.
برای رسیدگی به شكایت پرونده ام وكیل گرفتم، اما بعد از مدتی متوجه شدم وكیل بیشتر
از مبلغ تعرفه وجه دریافت كرده است؛ بفرمایید چگونه می توانم به این موضوع رسیدگی
كنم و حقم را بگیرم؟
جنابعالی می توانید با مراجعه به كانون وكلای دادگستری طرح شكایت كرده، و از دادسرا
تقاضا كنید به موضوع رسیدگی كند. در نتیجه با رسیدگی دادگاه وجهی كه زیادتر از
تعرفه گرفته شده برگشت داده می شود و وكیل ملزم به جبران آن است.
در مورد مالكیت اثاث البیت موجود در منزل در صورت طلاق چنانچه اختلافی بین زوجین
باشد دادگاه چگونه رسیدگی می كند؟
دادگاه با توجه به مداركی كه دال بر مالكیت هر یك از زوجین بر اثاث البیت باشد،
حكم می دهد. طبق لیست صورت جهیزیه كه بیانگر اموالی است كه متعلق به زوجه بوده و
برای زندگی مشترك به منزل زوج آورده است، به او برگردانده می شود و اگر مداركی دال
بر مالكیت وجود نداشت با توجه به اموالی كه مورد استفاده هر یك از زوجین می باشد،
به او تحویل داده می شود. چنانچه اثاث البیت مورد استفاده اختصاصی زوجه باشد، به
زوجه داده می شود و اگر مورد استفاده زوج باشد به او پس داده می شود.
چنانچه فردی مرتكب قتل شود و اولیای دم از قصاص جانی صرف نظر كنند، آیا می توانند
مطالبه دیه كنند؟
عفو و قصاص از امتیازات اولیای دم می باشد و اولیای دم می توانند از قصاص جانی صرف
نظر كنند و از دادگاه دیه دریافت كنند و مرتكب جرم ملزم به پرداخت دیه است. نكته
حایز اهمیت این است كه با گذشت اولیای دم از قصاص، مرتكب جرم بلافاصله از زندان آزاد
نمی شود، بلكه دادگاه با توجه به اینكه اقدام وی موجب اخلال در نظم جامعه شده حبس
تعزیری از 3 تا 10 سال برای متهم در نظر خواهد گرفت.
شخصی متهم به سرقت تعزیری شده و دادگاه وی را به ضبط اموال مسروقه محكوم می كند، شخص
دیگری مدعی است اموال مسروقه متعلق به اوست، اقدامات شخص ثالث به چه صورت مورد
پیگیری قرار می گیرد و اموال به چه كسی تحویل داده می شود؟
طبق ماده 9 قانون مجازات اسلامی مجرم باید مالی را كه در هنگام ارتكاب جرم بدست آورده
اگر موجود باشد، عیناً و اگر موجود نباشد مثل یا قیمت آن را به صاحبش برگرداند در
اینجا متضرر یا شخصی كه ادعا می كند اموال مسروقه متعلق به اوست شكایت خود را طبق
مقررات تقدیم دادسرا می كند و دادگاه در خصوص اینكه اموال مسروقه متعلق به چه كسی
است رسیدگی می كند، پس از آن و در صورت اثبات این قضیه دستور به رد مال به شخص ذی
نفع می دهد.
چنانچه دادگاه كیفری در مورد تخریب زمین شكایت شاكی را مردود اعلام كند مدعی چگونه
می تواند خسارت خود را مطالبه كند؟
در مورد خسارت زمین فرد می تواند هم در دادگاه كیفری و هم در دادگاه حقوقی طرح
دعوی كند و با توجه به قانون مسؤولیت مدنی وارد كننده خسارت باید از عهده خسارتی كه
به شما وارد آمده برآید و ضرر صاحب مال را جبران كند؛ با همین دلیل جنابعالی در دادگاه
حقوقی نیز قادر خواهید بود خسارت خود را دریافت كنید و دادگاه به موضوع رسیدگی
می كند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دعوای خواهر و برادر رنگ خون گرفت
گروه حوادث:درگیری بین یك خواهر و برادر در شهرستان " برخوار و میمه" استان فارس
منجر به قتل شد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، مأموران انتظامی شهرستان "برخوار و میمه" از وقوع
نزاعی در منزلی واقع در خیابان "دستگرد برخوار" مطلع شدند و دقایقی بعد خود را به
محل رساندند.
پلیس پس از ورود به این منزل آثار خون را در داخل حیاط و اتاق مشاهده كرد و پس از
انجام تحقیقات دریافت كه در جریان یك درگیری بین خواهر و برادری، خواهر مجروح و توسط
خانواده اش به بیمارستان "غرضی" اصفهان منتقل شده است.
مجروح به نام "مریم"22 ساله ساعاتی بعد در بیمارستان به علت شدت جراحات وارده فوت
كرد.
بنابر اظهارات پدر خانواده به نام "علی" مشاجره لفظی به علت نامعلومی بین این خواهر
و برادر در گرفته و در ادامه آن "میثم" 15 ساله با ضربات چاقو خواهرش را زخمی و سپس
متواری شده است.
گفتنی است، تحقیقات پلیس برای یافتن قاتل و روشن شدن علت و انگیزه این قتل ادامه
دارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- سارقان تیشه به دست دستگیر شدند
گروه حوادث:چهار سارق نقابدار كه با تهدید تیشه از منزل مردی در شهرستان "اندیمشك"
مبلغ 300 هزار تومان وجه نقد را ربوده بودند توسط پلیس دستگیر شدند. به گزارش
پایگاه اطلاع رسانی پلیس، ماجرا از این قرار است كه چند روز قبل مردی به نام
"نادعلی" نزد مأموران نیروی انتظامی "اندیمشك" مراجعه كرد و گفت:چهار جوان ناشناس
از منزل وی سرقت كرده اند.
این مرد توضیح داد:نیمه شب بود در منزل خواب بودم كه با شنیدن صدای زنگ در بیدار
شدم، منتظر كسی نبودم، با خواب آلودگی در را باز كردم ابتدا فكر كردم خواب می بینم
ولی واقعیت بود چهار مرد نقاب به چهره و تیشه به دست در مقابل من بودند آنها با تهدید
وارد منزل شدند و پس از ضرب و شتم مبلغ 300 هزار تومان وجه نقد را كه در خانه داشتم
ربودند.
پس از طرح این شكایت تحقیقات برای دستگیری چهار متهم فراری آغاز شد.
مأموران موفق شدند با انجام یكسری كارهای اطلاعاتی دو تن از سارقان را شناسایی و
دستگیر كنند.
آنها با اعتراف به جرم خود مبلغ ربوده شده را به مالباخته باز گرداندند.
گفتنی است، تلاش برای دستگیری همدستان آنها ادامه دارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- رئیس كل دادگستری اصفهان:
مردم را برای داشتن وكیل توجیه می كنیم
اصفهان،خبرنگار قدس:رئیس كل دادگستری استان اصفهان میانگین زمان رسیدگی به پرونده ها
در سال گذشته را سه ماه عنوان و خاطرنشان كرد:در حال حاضر این میانگین به دو ماه
كاهش یافته و در آینده به یك ماه نیز خواهد رسید. آوایی گفت:در خصوص آموزش مسایل اولیه حقوقی و قضایی به شهروندان، دادگستری اصفهان
اقدام به تولید 49 برنامه رادیویی، 9 برنامه تلویزیونی و هفت كارگاه آموزشی برای به
روز كردن اطلاعات قضات و كارمندان كرده است. رئیس كل دادگستری استان اصفهان در خصوص اجباری شدن وكالت در ماه های آینده گفت:به
منظور كاهش بدبینی مردم و نیز همزبانی دستگاه قضایی و شهروندان، در سال 84 داشتن وكیل
در هر پرونده قضایی اجباری است و برای توجیه مردم در این خصوص به زودی مصاحبه های
تلویزیونی انجام می شود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پایان شراكت با ضربه شمشیر
گروه حوادث:مردی برای پایان دادن به شراكت كاری، برادر زن خود را با ضربه شمشیر به
قتل رسانده است. به گزارش خبرنگار ما، این حادثه 31 شهریور ماه سال گذشته هنگامی در شهرستان بومهن
رقم خورد كه شخصی به نام عباس 30 ساله، تصمیم گرفت تا به شراكت خود با برادرزنش به
نام "جواد" پایان دهد. ساعت 11 شب سی و یكم شهریور ماه سال گذشته، مأموران انتظامی شهرستان بومهن از طریق
مسؤولان بیمارستان شهید لواسانی، در جریان یك فقره نزاع منجر به قتل قرار گرفتند. با حضور عوامل قضایی و پلیسی، مشخص شد در نزاعی كه به علت اختلافهای خانوادگی و كاری
صورت گرفته، جوان 22 ساله ای به نام "جواد" بر اثر یك ضربه شمشیر، توسط داماد
خانواده به قتل رسیده است.
با شكایت اولیای دم، متهم توسط عوامل انتظامی دستگیر و در بازجویی و بازپرسی به جرم
خود اعتراف كرد.
با پایان تحقیقات قضایی و پلیسی، پرونده متهم برای صدور كیفرخواست به دادگاه كیفری
استان تهران فرستاده شد. محاكمه این متهم صبح روز گذشته در حالی در شعبه 74 دادگاه
كیفری و به ریاست قاضی كوه كمره ای برگزار شد كه متهم به هنگام تشریح جزییات قتل،
بارها به گریه و التماس افتاد و طلب بخشش كرد. خاكی، نماینده دادستان در این جلسه، در
دفاع از كیفرخواست گفت:با توجه به بررسیهای انتظامی و قضایی و همچنین بازسازی صحنه
قتل و اعترافات متهم، بزه انتسابی وارده از نظر دادسرا محرز است؛ لذا به درخواست
اولیای دم، تقاضای قصاص متهم را دارم. در ادامه این جلسه، متهم نیز با اعتراف به قتل برادر زن خود گفت:قصد كشتن "جواد" را
نداشتم، اگر غیر از این بود هرگز او را به بیمارستان نمی رساندم. وی در خصوص علت
درگیری و انگیزه قتل گفت:هیچ مشكلی با یكدیگر نداشتیم تا اینكه اواخر سال 82، من
وجواد به درخواست مادرزنم یك مغازه تعمیرات موتورسیكلت دایر كردیم. اما با وجود آنكه
پول پیش مغازه و لوازم مورد نیاز را تقبل كرده بودم و فقط از جواد خواسته بودم در
مغازه حضور داشته باشد، متأسفانه وی اهل كار نبود و اكثراً مغازه تعطیل بود. بنابراین، یك هفته قبل از حادثه به منزل آنها رفتم و به او گفتم:حال كه به مغازه
نمی روی پس آن را تعطیل كنیم چون هیچ سودی برای ما ندارد بلكه فقط ضرر می دهد. ولی جواد با عصبانیت به من گفت كه حاضر به پایان همكاری و بستن مغازه نیست. متهم در
ادامه اعترافاتش افزود:همزمان با این موضوع، همسرم نیز به حالت قهر به منزل پدرش رفت. نمی دانم آنجا چه اتفاقی رخ داد كه ساعت 10 شب حادثه، ناگهان "جواد" و همسرم به منزلم
آمدند و بدون هیچ مقدمه ای، شروع به كتك زدنم كردند. قصد فرار از دست آنها را داشتم
كه ناگهان چشمم به شمشیری كه هفته قبل از بازار تهیه كرده بودم افتاد. بنابراین، با
قصد اینكه آنها را بترسانم، به طرف شمشیر رفتم؛ اما جواد با من درگیر شد و در نتیجه با
نوك شمشیر یك ضربه به شكم وی وارد كردم؛ اما قصد كشتن وی را نداشتم و بلافاصله او را
بیمارستان منتقل كردم كه متأسفانه به علت خونریزی داخلی، جان سپرد. گفتنی است، رأی
نهایی این دادگاه تا چند روز آینده به متهم ابلاغ می شود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- در راهروی دادگاه؛ فصل آخر زندگی رمان نویس طلاق بود
طلاق... طلاق... طلاق.... این چیزی بود كه همسر نویسنده رمانهای عاشقانه از دادگاه
می خواست.
زن جوان با چنان سرعتی اتومبیل خود را در پاركینگ روبروی دادگاه متوقف كرد كه صدای
سنگفرش خیابان بلند شد.
وقتی از خودرو پیاده شد داشت بلند بلند با تلفن همراه صحبت می كرد. بیچاره كسی كه
پشت خط باید فریادهای او را تحمل می كرد.
زن چنان جسورانه امر و نهی می كرد كه گویا یك ارباب است. چنان سرگرم گفتگو بود كه
اگر به او نمی گفتم، فراموش می كرد خودرویش را قفل كند.
با عجله از كنارم گذشت و وارد دادگاه شد. با فاصله ای كم و پس از گذشتن از بازرسی
وارد شدم. برایم جالب بود او اینجا چه می خواهد؟ از صحبتهایش پشت تلفن بر می آمد كه
نویسنده یا ناشر است، اما او با اینجا چه كار؟
شاید برای نوشتن داستانش به اینجا آمده بود؟ نمی دانم.
برای این كه بدانم چه می كند در پی اش روان شدم. با عجله
پله ها را دوتا یكی كرد و طبقه بالا وارد یكی از شعبه ها شد. بیرون در منتظر ماندم. خیلی دلم می خواست وارد شده و بفهمم چه می كند. اما حسی مرا وا می داشت تا همانجا
منتظر بمانم.
سرانجام بیرون آمد و با همان عجله از مقابلم گذشت. به خود جرأت دادم و گفتم:ببخشید
می توانم چند لحظه وقت شما را بگیرم. خبرنگار هستم؟
چند لحظه ای در میان رفتن و ماندن مردد ماند و سپس با كمی تردید گفت:از كدام روزنامه؟
به طور كامل خودم را معرفی كردم و علت آمدنم را توضیح دادم. سپس از او خواستم تا
مشكلی را كه باعث شده قدم به دادگاه بگذارد، برایم بازگو كند و او شروع كرد.
از 14 سالگی داستان نویسی را شروع كردم. همه مخارج
زندگی ام را از این راه كسب كردم. بیشتر رمانها و داستانهای عاشقانه می نویسم
داستان نویسی را دوست دارم.
و اما این كه چرا به اینجا آمده ام . تا همین چند ماه پیش زندگی خوب و آرامی داشتم. یك محیط مناسب برای نوشتن داستانهایم، خودم و همسرم. اما همه چیز با یك موضوع ساده به
هم ریخت. موضوعی كه زندگی ساده مرا تا آستانه طلاق و فروپاشی پیش برد.
این موضوع چه بود كه چنین تأثیری در زندگی شما داشت؟
هر چه بود وحشتناك بود. من پس از چاپ دومین كتابم به زندگی راحت و مناسب رسیدم. خانه، اتومبیل و خیلی چیزهای دیگر كه هر كسی آرزوی داشتنش را داشت. همه اطرافیانم به
خصوص مادرم كه تنها آرزویش بود قصد داشت مرا به نحوی متقاعد كنند كه ازدواج كنم. چون
دیگر 24 سالم شده بود و داشت از وقت ازدواجم می گذشت.
خلاصه بعد از كلی اصرار و انكار آنها موفق شدند و من با
پسر دایی ام كه به تازگی از سوئد برگشته بود ازدواج كردم البته به شرطی كه مانع
نوشتن من نشود.
او نیز قبول كرد و همه چیز به خوبی شروع شد. اما مسافرتهای طولانی مدت او مرا ناراحت
می كرد درست بود كه موقعیت مناسبی برای نوشتن من بوجود می آمد اما خوب ناسلامتی او
همسر من بود و اگر می خواستم تنها باشم، ازدواج نمی كردم. این دوریها به مرور ایام
باعث شد بین ما سردی خاصی بوجود آید و بالأخره باعث بروز اختلاف در زندگی ام شد.
هر وقت بهروز در ایران بود و كنار هم بودیم همه چیز خوب بود. اما وقتی می رفت هیولای
تردید و شك، سوء ظن به جانم می افتاد و مثل خوره عذابم می داد. اما یك آشنایی ساده
بین من و یكی از خوانندگان كتابهایم زندگی خوبم را در آستانه فروپاشی قرار داد.
تنهایی باعث شد به راحتی با امیر ارتباط برقرار كنم. ابتدا فكر می كردم یك ارتباط
ساده و دوستانه است. اما صحبتهای او باعث شد به او وابسته شوم و بدون در نظر گرفتن
عواقب كارم با او ارتباط نزدیك داشته باشم.
وقتی بهروز از قضیه مطلع شد به مرز جنون رسید و چنان دعوایی به راه اندخت كه دیدنی. كارشان با هم به دعوا و كلانتری كشید. در پایان به او قول دادم كه دیگر با امیر قطع
رابطه كنم و او نیز با تهدیدهای مختلف سعی داشت مرا از ارتباط با امیر منع كند. اما...
نمی دانم چه حسی باعث شد مجدداً به سراغ امیر بروم. او كه دفعه قبل با دست و پای شكسته
از كلانتری خارج شده بود این مرتبه سعی می كرد حرف مرا گوش ندهد. ولی با اصرار من
دوباره این ارتباط برقرار شد. ولی بهروز دوباره فهمید و این بار درست هنگامی كه من
داشتم یكی از فصول داستان زندگی ام را می نوشتم، این اتفاق افتاد. امیر به جرم داشتن
رابطه نامشروع محكوم به زندان شد و من با رضایت همسرم و قرار دادن وثیقه آزاد شدم.
سپس آهی كشید و گفت:و اكنون بهروز دادخواست طلاقش را به دادگاه ارائه داده و من
نمی دانم چه باید بكنم؟. متأسفانه هنوز نتوانسته ام فصل پایانی كتابم را كه داستان
زندگی ام است به پایان برسانم.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- قاتل، مقتول را به شام دعوت كرد
گروه حوادث:پلیس آگاهی تهران، یك تبعه افغان را به اتهام قتل یك زن مطلقه دستگیر كرد. به گزارش خبرنگار ما، ساعت 30/7 صبح بیست و نهم خردادماه چند نفر از شهروندان تهرانی
كه برای گذراندن اوقات فراغت خود به بوستان طالقانی در بزرگراه حقانی مراجعه كرده
بودند، با مشاهده جسد زن میانسالی كه به یكی از درختان این بوستان آویخته شده بود،
موضوع را به پلیس انتظامی اطلاع دادند. با اطلاع موضوع این جنایت به بازپرس شعبه چهارم دادسرای جنایی و عزیمت وی به محل،
مشخص شد عامل جنایت پس از آزار "معصومه" وی را خفه كرده و سپس جسد او را با استفاده
از یك طناب پلاستیكی زرد رنگ به یكی از درختان به دار كشیده است. با ارجاع پرونده به اداره آگاهی برای بررسی بیشتر، مأموران دایره دهم آگاهی در بررسی
از صحنه جنایت با كشف مقداری غذای فاسد شده، دریافتند كه "معصومه"، زنی مطلقه بوده
كه با چند نفر افغانی به صورت پنهانی ارتباط نامشروع داشته است. با توجه به سرنخهایی
كه یكی از شاهدان در اختیار مأموران گذاشت، سه تبعه افغان به نامهای محمد، حافظ و
امان ا... روز گذشته توسط مأموران شناسایی و دستگیر شدند. "محمد" یكی از متهمان پس از مواجه شدن با شواهد كافی لب به اعتراف گشود و قتل را
پذیرفت. وی در خصوص انگیزه قتل گفت:یك سال قبل با معصومه آشنا شدم و وی هرازگاهی به
بهانه های مختلف از من پول قرض می كرد، اما از پرداخت آن خودداری می نمود تا اینكه
تصمیم به قتل وی گرفتم. بنابراین شب حادثه وی را برای صرف شام به پارك طالقانی دعوت
كردم و پس از صرف شام با وی درگیر شدم و پس از آنكه او را خفه كردم او را با طنابی
حلق آویز كردم. گفتنی است متهم با قرار موقت تا روز دادگاه در بازداشت خواهد بود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- حمله 30 نفر به منزلی در مشهد
گروه حوادث:حمله 30 مهاجم به ساكنان منزلی در مشهد كه به بهانه اختلاف قبلی رخ داد،
موجب رعب و وحشت ساكنان محل شد. به گزارش خبرنگار ما این حادثه در خیابان پردیس جاده قدیم مشهد،قوچان رخ داد و فردی
كه منزل و مغازه اش مورد حمله مهاجمان قرار گرفته بود با مراجعه به كلانتری كاظم آباد
شكایت خود را مطرح كرد. شاكی گفت:ظهر روز حادثه فردی را كه می شناسم و از آشنایانم است به همراه دو نفر دیگر
به مغازه ام آمده و با تهدید با اسلحه كمری كه همراه داشتند با این بهانه كه تو فردی
بدهكار هستی قصد اخاذی داشتند كه با وساطت همسایه ها محل را ترك كردند. وی افزود:ساعت 22 شب همان روز حدود 30 نفر كه سوار بر سه خودروی سواری و پنج دستگاه
موتورسیكلت بودند به در منزلم آمدند و با ضربات چوب، شمشیر و سنگ شیشه های منزل و
مغازه ام را شكستند و با ضربات چوب و شمشیر به اتومبیلم خسارت وارد كردند. پرونده این شكایت برای رسیدگی به شعبه 24 بازپرسی ویژه مبارزه با سرقت ارجاع و با
دستور بازپرس علیزاده یك نفر متهم دستگیر شد. متهم در حضور بازپرس علیزاده اتهام خود مبنی بر ایجاد رعب و وحشت و تخریب شیشه های
منزل، مغازه و اتومبیل شاكی نپذیرفت و گفت:من در درگیری شركت نداشتم. گزارش خبرنگار ما حاكی است با دستور مقام قضایی تحقیق مأموران برای شناسایی و دستگیری
دیگر مهاجمان ادامه دارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دوچرخه سواری دختری را راهی بیمارستان كرد
گروه حوادث:دختر نوجوانی در پیست دوچرخه سواری پارك جنگلی چیتگر از ناحیه صورت دچار
صدمه شدید و در بیمارستان بستری شد. به گزارش ایسنا، اعضای یك خانواده به همراه دوستان دختر 15 ساله شان، مینا پیرزاده،
برای تفریح و بازی به پارك چیتگر رفتند. دختران نوجوان برای تهیه دوچرخه به پیست مراجعه كرد و پس از پنج بار تعویض دوچرخه به
خاطر داشتن نقص فنی موفق به تهیه دوچرخه ای شد و بدون تجهیزات ایمنی حركت كرد. درحالی كه حادثه در كمین دختر دوچرخه سوار بود، وی به دومین پیچ 90 درجه جاده رسید
كه فرمان دوچرخه قفل كرد و عدم كنترل دوچرخه سوار نوجوان، منجر به سقوط شدید وی بر
روی جاده شد.
براثر این حادثه دختر نوجوان بعد از آن كه به گفته دوستان همراهش بیش از 15 دقیقه
بیهوش بر زمین مانده بود و هیچ گونه امكانات درمانی در پارك مهیا نشد، مصدوم پس از
یك ساعت و نیم از وقوع حادثه، با یك روفرشی به خودرو شخصی و توسط آن به بیمارستان
شماره 2 فیاض بخش انتقال یافت. بر اساس این گزارش آسیبهای وارده به صورت دختر نوجوان منجر به شكستگیهای متعدد شده
است، به طوری كه خانواده وی تا كنون برای جراحیهای انجام شده مبلغ 900 هزار تومان
پرداخت كرده اند. همچنین به گفته مصدوم، براساس نظر پزشكان حداقل 2 عمل جراحی پلاستیك
دیگر باید روی صورت وی انجام شود. گفتنی است والدین این دختر در خصوص این حادثه شكایتی را تسلیم دادسرا كرده اند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- رانندگان، محموله های
صوتی و تصویری دزد بودند
گروه حوادث،سارق محموله های صوتی و تصویری از باربریها و شركتهای تهران، پس از
شناسایی و دستگیری، به سه فقره سرقت به ارزش 150 میلیون تومان اعتراف كرد. به گزارش
پایگاه اطلاع رسانی پلیس، طی ماههای اخیر نمایندگان چند شركت حمل و نقل باربری با
مراجعه به دادسرای جنایی تهران با ارایه دادخواستی عنوان كردند، تعدادی راننده با
ارایه مداركی محموله های صوتی و تصویری آنها را از شركتهای باربری تحویل گرفته، اما
اجناس را به صاحبانشان تحویل نداده اند.با ارجاع پرونده از دادسرای جنایی تهران به
دایره مبارزه با سرقتهای خاص اداره آگاهی، مأموران بلافاصله تحقیقات و تجسسهای خود را
در این رابطه آغاز كردند.
با بررسیهای كارشناسی و اطلاعات دریافت شده از شركتهای باربری ، پلیس آگاهی دریافت
گروهی با جعل مدارك اقدام به سرقت از شركتهای باربری
می كنند.آنان در ادامه تحقیقات خود با استفاده از عكس چهره نگاری شده، به یك سارق
سابقه دار محموله های خودروهای سنگین به هویت "فریبرز" كه دارای شش فقره محكومیت كیفری
در طی بیست سال گذشته است، مظنون شدند.
بر پایه این گزارش، با شناسایی و دستگیری فریبرز، متهم با اعتراف به سه فقره سرقت به
ارزش 150 میلیون تومان مدعی شد اموال مسروقه را در شهرستان اصفهان به شخصی به نام
"عیسی" فروخته است.
بنابراین مأموران پلیس آگاهی تهران بزرگ با كسب نیابت قضایی مالخر را شناسایی و
دستگیر كردند كه این متهم نیز به جرم خود اعتراف كرد. متهمان با صدور حكم قانونی
روانه زندان شدند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- فروشنده زمینهای ولنجك در زندان
گروه حوادث،فردی كه با جعل عنوان و مدارك، چند قطعه زمین را به فردی در ولنجك تهران
به قیمت 2 میلیارد تومان فروخته بود، توسط مأموران اداره آگاهی در چهار راه لشكر به
دام افتاد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، بر حسب شكایت چند نفر مبنی بر فروش زمینشان به
فردی دیگر بدون اطلاع آنها، مأموران اداره چهارده پلیس آگاهی تحقیقات فنی ،پلیسی خود
را در این زمینه آغاز كردند.
این گزارش می افزاید:بعد از یك هفته بر اساس آخرین نتایج پلیسی مشخص شد، فردی به
نام "محمد" چند قطعه زمین جمعاً به مساحت 5 هزار و هفتصد و بیست و هفت متر واقع در
ولنجك تهران را پس از جعل مدارك و سند سازی جعلی و همچنین معرفی كردن خود به عنوان
مهندس ساختمان و كارشناس ارشد شهرسازی، به قیمت دو میلیارد تومان به فروش رسانده
است.
بر اساس این گزارش، مأموران اداره چهاردهم با نیابت قضایی مخفیگاه "محمد" را شناسایی
و تحت كنترل گرفتند و متهم را در مخفیگاهش واقع در چهارراه لشكر دستگیر كردند.
گفتنی است، متهم ضمن اعتراف به جرم انتسابی با قرار صادره قانونی روانه زندان شد.
سرهنگ خوئینی، معاون عملیاتی پلیس آگاهی در این مورد به شهروندان توصیه كرد:افرادی
كه قصد خرید یا فروش ملكی را دارند حتماً قبل از انعقاد قولنامه یا سند، با مراجعه
به سازمان ثبت و اسناد و املاك از صحت اسناد مربوطه اطمینان حاصل كنند و پس از
شناسایی و رؤیت اسناد اصلی و معبتر و همچنین مالك اصلی، با در نظر گرفتن سایر موارد
قانونی اقدام به انجام معامله كنند تا مورد سوءاستفاده افراد سودجو و كلاهبردار واقع
نشوند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- سارقان نقابدار شبانه سرقت می كردند
گروه حوادث:یك نفر از چهار سارقی كه به منزلی در مشهد دستبرد زده بود، دستگیر شد. به گزارش خبرنگار ما زن جوانی با مراجعه به پاسگاه شهید باهنر مشهد گفت:دو نفر كه
صورت خود را با شال و كلاه پوشانده بودند ساعت 3 بامداد وارد منزلم شدند و با تهدید من
و فرزندانم با چاقو و شمشیر، تلویزیون رنگی، سی دی، مقادیری وجه نقد و لوازم منزلم را
به سرقت بردند. وی گفت:هنگام وقوع حادثه زنی از اقوام كه در منزلمان حضور داشت نیز دچار رعب و وحشت
شده بود. شاكی گفت:این سارقان دو همدست دیگر نیز داشتند كه در بیرون منزل مراقب اوضاع بودند و
فرزندانم آنها را مشاهده كرده اند. ادامه این خبر حاكی است پرونده این سرقت به شعبه 24 بازپرسی ارجاع شد و مأموران با
دستور بازپرس علیزاده و انجام یك سری تحقیقات یك نفر از متهمان را شناسایی و دستگیر
كردند. وی در بازجویی و در حضور بازپرس علیزاده اقرار كرد:شب حادثه من بیرون منزل شاكی
مراقب بودم و سه نفر از دوستانم با شمشیر و چاقو از روی دیوار وارد منزل شاكی شده و
لوازم منزل وی را به سرقت بردند. وی افزود:این افراد لوازم مسروقه را در زمینهای كشاورزی مخفی كرده اند. با دستور بازپرس علیزاده سایر متهمان نیز دستگیر شدند و تحقیق از آنان به منظور كشف
اموال مسروقه ادامه دارد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- رئیس كل دادگستری آذربایجان شرقی:
هر پرونده زمین خواری، پنج پرونده جانبی دارد
تبریز،خبرنگار قدس:از اوایل امسال و با راه اندازی دادسراها در استان آذربایجان شرقی
و تغییر شكل رسیدگی به جرایم 70 درصد پرونده های كیفری در دادسراها حداكثر تا یك
هفته مختومه و فقط 30 درصد برای صدور كیفرخواست به دادگاه ارسال می شود. علی اكبر ناصری، رئیس كل دادگستری آذربایجان شرقی با اعلام این مطلب گفت:شوراهای حل
اختلاف دادگستری استان فقط در سه ماهه گذشته به 14 هزار پرونده رسیدگی و آنها را مختومه
كردند. ناصری درخصوص پدیده زمین خواری به عنوان یكی از مشكلات گریبانگیر تبریز اظهار
داشت:با زمین خواری در استان برخورد می شود و در این راستا به ازای هر پرونده
زمین خواری، پنج پرونده جانبی نیز تشكیل می شود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- اختلاس میلیاردی در ثبت اسناد عجب شیر
تبریز،خبرنگار قدس:مدیر كل ثبت اسناد آذربایجان شرقی گفت:چهارنفر به اتهام اختلاس 8/1
میلیارد ریالی در اداره ثبت اسناد شهرستان عجب شیر دستگیر و به مقامهای قضایی معرفی
شدند. سیدصادق صادقیان با اعلام این خبر گفت:یكی از متهمان پرونده دستگیر و بازداشت شده و
سه متهم دیگر نیز با تشكیل پرونده به مقام قضایی معرفی شده اند. وی افزود:رقم یك
میلیارد و 800 میلیون ریال، برآورد اولیه اختلاس صورت گرفته در اداره ثبت اسناد
شهرستان عجب شیر است و تحقیقات كارشناسی برای تعیین میزان دقیق آن در حال انجام است. مدیر كل ثبت اسناد آذربایجان شرقی از وقوع دو مورد اخذ رشوه در اداره ثبت اسناد
تبریز در سال جاری خبر داد و اظهار داشت:این پرونده نیز دو متهم داشت كه یكی از آنها
به دلیل نداشتن حكم رسمی اخراج شده و پرونده نفر دیگر نیز پس از دستگیری در دستگاه
قضایی در حال پیگیری است. صادقیان از اجرای برنامه اصلاح و برخورد با متخلفان در ثبت اسناد آذربایجان شرقی از
آغاز سال جاری خبر داد و تصریح كرد:در همین راستا واحدهای تابعه این اداره كل هر دو
ماه یك بار بازرسی می شوند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كینه منجر به برادر كشی شد
گروه حوادث:جوانی كه با وارد آوردن ضربات چاقو برادر 30 ساله اش را به قتل رسانده
بود، توسط مأموران مدیریت آگاهی نیشابور شناسایی ودستگیر شد. به گزارش مركز اطلاع رسانی فرماندهی انتظامی خراسان رضوی، 9 خردادماه سال جاری، با
قتل علی، جوان نیشابوری، تحقیقات از سوی كارآگاهان مدیریت آگاهی نیشابور آغاز شد. با انجام این تحقیقات، كارآگاهان آگاهی فرماندهی انتظامی با مظنون شدن به برادر
مقتول، وی را بازداشت كرده و تحت بازجویی قرار دادند. وی در مقابل ارایه مدارك و
ادله مأموران، با اعتراف به قتل برادرش، چگونگی انجام این جنایت را برای مأموران
تشریح كرد. بنابراین گزارش، وی با اشاره به اختلاف با مقتول گفت:چندی قبل به علت یك
اختلاف خانوادگی از برادرم خیلی متنفر شدم و كینه او را به دل گرفتم و این كینه باعث
شد تا تصمیم به قتل وی بگیرم. وی ادامه داد:به دنبال فرصت مناسبی بودم تا مقصودم را
عملی كنم تا اینكه در روز حادثه او را به عنوان تفریح به بیرون از شهر بردم و قصد
داشتم پس از شرب خمر و استعمال تریاك او را در بیابان به قتل برسانم كه موفق به این
كار نشدم. با او به خانه برگشتیم، ولی همچنان وسوسه قتل برادرم را در ذهن داشتم. بعد از نهار به زیرزمین خانه رفتم و منتظر ماندم تا پدر و مادرم از منزل خارج شدند. پس از آن به سراغ برادرم كه به علت مصرف مشروب و تریاك خوابیده بود و توان دفاع از
خودش را نداشت رفتم و با ضربات چاقو به سر و گردن و صورت و قفسه سینه او، وی را به
قتل رساندم. قبل از آنكه پدر و مادرم به خانه بازگردند، خونهای داخل اتاق و راهروها
را تمیز كردم و جسد برادرم را در گوشه ای دراز كرده و روی آن را پوشاندم. آلت قتاله
را نیز پس از انداختن در داخل یك كیسه نان خشك به نان خشكی فروختم. در پی اعترافات قاتل با حضور قاضی و كارآگاهان آگاهی فرماندهی انتظامی نیشابور صحنه
قتل بازسازی و متهم تا صدور حكم قطعی تحویل زندان شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- قرص اكستازی مرد را به دادگاه خانواده فرستاد
گروه حوادث،مرد جوانی كه پس از مصرف قرصهای اكستازی همسرش را به باد كتك گرفته بود،
با شكایت او روبرو شد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس،" محمد جواد" پسری 27 ساله بود كه با"نرگس" ازدواج
كرد. او تقریباً یك سال پس از ازدواج دچار افسردگی شد و در این مدت تحت درمان پزشك
قرار داشت تا این كه به پیشنهاد یكی از دوستانش به مصرف قرصهای روانگردان روی
می آورد و...آخرین بار وقتی پس از مصرف قرص اكستازی با همسرش جر و بحث می كند كنترل
خود را از دست داده با چوب به او حمله می كند. این چوب برای دفاع در برابر سارقان در
خانه نگهداری می شد. در این درگیری دست راست نرگس شكسته و مچ پایش به شدت آسیب
می بیند.فردای آن روز نرگس علاوه بر شكایت در كلانتری محل، به دادگاه خانواده رفته و
تقاضای طلاق می دهد.یزدی، وكیل این زن در این مورد گفت:همسر این زن علاوه بر مشكل و
بیماری روانی كه دارد در خانه به اعمال خشونت می پردازد و از همین رو و طبق بند 6 و
9 از ماده 8 قانون حمایت از خانواده، زن می تواند تقاضای صدور گواهی عدم امكان سازش
نموده و تقاضای طلاق نماید.