---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نگاهی به آخرین فیلم تیم برتون:"چارلی و كارخانه شكلات سازی" ؛ رؤیاهای شیرین
كودكانه
٭ چارلی و كارخانه شكلات سازی
٭ كارگردان:تیم برتون
٭ فیلمنامه:جان آگست( بر اساس رمانی از رولد دال)
٭ بازیگران:جانی د پ/ فردی های مور/ هلنا بونهم كارتر و...
٭٭٭
"تیم برتون" كارگردان سرشناس سینما بتازگی مراحل تولید جدیدترین فیلم خود به نام
"چارلی و كارخانه شكلات سازی" را به پایان رسانده است. این فیلم كه كودكان را مخاطب
اصلی خود می داند قرار است در چند روز آینده در سینماهای اروپا و آمریكا اكران شود. فیلمنامه این فیلم برگرفته از رمانی اثر رمان نویس معاصر "رولد دال" است كه البته
بر اساس این رمان در سال 1971 نیز فیلمی با نام "ویلی ونكا و كارخانه شكلات سازی" با
بازی "جین وایلدر" ساخته شده بود.
داستان فیلم راجع به پسر بچه تنگدستی به نام "چارلی" است كه در یك مسابقه بخت آزمایی
برنده جایزه ویژه؛ یعنی گردش در كارخانه شكلات سازی فردی به نام "ویلی ونكا" می شود. در این گردش چند كودك بازیگوش دیگر نیز او را همراهی می كنند. "جانی د پ" بازیگر دیرین "برتون" در فیلمهایی چون "ادوارد دست قیچی" و "اسلیپی
هالو"؛ بازی در نقش اصلی فیلم "ویلی ونكا" را بر عهده داد. همچنین "فردی های مور"
همبازی "د پ" در فیلم "Finding Neverland" در "چارلی و كارخانه شكلات سازی" نقش
"چارلی" را ایفا می كند. در این بین" ریچارد.دی.زانوك" تهیه كننده آثار كلاسیكی چون
"آرواره ها" (استیون اسپیلبرگ) این بار نیز همانند دو كار پیشین "برتون" تهیه كنندگی
این اثر را نیز بر عهده دارد. در "چارلی و كارخانه شكلات سازی" "برتون" كماكان در تلاش است كه از شهرت خود در خلق
صحنه های شگفت آور و همچنین روش مخصوصی كه در فیلم سازی دارد دفاع كند و علاوه بر این
عرصه هایی تازه در سینما برای خود كشف كند. كاری كه با فیلم گذشته اش؛ یعنی "ماهی
گندهه" نیز به سرانجام رسانده بود. فیلمبرداری "چارلی و كارخانه شكلات سازی" در ماه ژوئن 2004 آغاز شد و در اوایل ماه
دسامبر همان سال نیز به پایان رسید و از آن پس وارد مرحله تدوین و میكس نهایی خود شد. با اینكه "برتون" سعی كرده با استفاده از جلوه های ویژه رایانه ای و بهره گیری از
طراحی صحنه و دكور متفاوت، بیننده را به تماشای فیلم خود بكشاند، اما بر این عقیده
نیز بوده كه با پیروی از فضای داستان اصلی، سبك و حال و هوای قدیمی داستان را نیز
حفظ كند. این فضاها شامل شهر، محلی كه كارخانه در آن واقع است، اتاق های زیبا و
دیوارهای كارخانه و بقیه عناصر فضاساز فیلم نیز می شوند كه خیره كننده ترین این
گونه فضاها، صحنه ای است كه در آن رودی از شكلات در كارخانه جاری است و روی آن قایقی
صورتی رنگ از جنس شكر به چشم می خورد كه "ونكا" و كودكان سوار بر آن، از میان وسایل
كارخانه به پیش می روند.
به نظر می رسد "برتون" برای آنكه از یك سو به داستان اصلی وفادار باشد و از سوی
دیگر مخاطب و طرفدار فیلمی را كه می سازد راضی نگه دارد؛ بالارفتن بودجه تولید این
فیلم را به طور كلی نادیده گرفته است، مثلاً او میلیون ها پوند سرمایه را صرف ساخت
بی عیب و نقص "چارلی و كارخانه شكلات سازی" كرده كه بخشی از این هزینه ها مربوط
می شود به آموزش شكستن میوه های مغزداری مانند فندق به بیش از 200 سنجاب در شش ماه. علاوه بر این؛ "برتون" همه آن سنجاب ها را مدت دو ماه در یكی از استودیوهای "پاین
وود" نگاه داشته تا قسمتی از فیلم كه در آن سنجابها؛ میوه های مغزدار را روی نوار
نقاله می ریزند را فیلمبرداری كند. یكی از مواردی كه در "چارلی و كارخانه شكلات سازی" امكان دارد نظر هر بیننده ای را
به خود جلب كند كارگران كوچك كارخانه ونكا معروف به
"اومپا،لومپا" هستند. این نقش را "دیپ روی" بازیگر سرخپوستی كه پیش تر در فیلمهای
"دكتر نو" و "پرونده های مجهول" ایفای نقش كرده بر عهده دارد. شاید جثه كوچك و شباهت فیزیكی او به "اومپا،لومپا" ها؛ دلیل اصلی گزینش او برای
بازی در این نقش بوده است. در واقع همه آن "اومپا،لومپا"ها؛ از روی "دیپ روی" و توسط
رایانه شبیه سازی شده اند. "اومپا- لومپا"ها در داستان "دال" با جثه كوچك؛ پوستی
سرخ و سفید؛ یال های پر پشتی از موهای طلایی تیره و پوستین هایی بر روی دوششان
شناخته می شوند. هر كسی كه فیلم "ویلی ونكا و كارخانه شكلات سازی" با بازی "وایلدر" را دیده باشد، با
دیدن نخستین صحنه فیلم "برتون" به سرعت در می یابد كه او تلاش زیادی كرده تا فیلمش
بازسازی ساده ای از نسخه سال 1971 این فیلم نباشد، زیرا آن فیلم، در حالی كه یكی از
آثار سینمای كلاسیك به شمار می رود، هرگز فضای واقعی و اصلی رمان را دنبال نمی كند و
با آنكه كودكان، بخش عمده داستان اصلی فیلم را به خود اختصاص می دهند، اما فیلم در
بسیاری از لحظات مخاطب خود را افراد بالغ قرار می دهد و كودكان را فراموش می كند. علاوه بر این؛ فیلم ریتم نامتناسبی را دنبال می كند و در كنار همه این ها، فیلم سال
1971 در بسیاری از مواقع تصویری تاریك و ناملموس از فضای داستان ارایه می كند حال
آنكه "برتون" برای خلق اثری متمایز از اثر 34 سال پیش، علاوه بر پایبندی به داستان
اصلی، شخصیت اصلی داستان را نیز تغییر داده است. او در فیلم خود "چارلی" را شخصیت
اصلی قرار می دهد و در كنار او "ونكا" را در نقش مكمل می گذارد. برای بیننده؛ همذات پنداری با "چارلی" به دلیل وضع خانوادگی اش؛ به مراتب ساده تر از
همدردی با "ونكا" است. مصداق این گفته سكانسی است كه در آن "چارلی" برنده جایزه
می شود و مخاطب به آسانی می تواند خوشحالی بی حد و حصر او را حس كند. چیزی كه هم اكنون روشن به نظر می رسد موفقیت "چارلی و كارخانه شكلات سازی" در
گیشه هاست، زیرا این فیلم از نظر فنی در هر سطحی كه باشد؛ به طور قطع؛ توجه خیل
عظیمی از مخاطبان سینما شامل كسانی كه فیلم "ویلی ونكا و كارخانه شكلات سازی" با بازی
"جین وایلدر" را دیده اند، طرفداران "جانی د پ" و "تیم برتون" و دوستداران كتاب
و... را به خود جلب خواهد كرد. ٭ بردیا روزبهانی
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پیشنهادی برای سیما
شبكه دوم سیما یكی دو سالی است كه تابستان ها فیلم سینمایی پخش می كند. این كار به
خودی خود اقدامی پسندیده است، اما تذكر چند نكته لازم به نظر می آید. اولین نكته،و
شاید مهمترین آنها،این است كه حتی الامكان فیلم تكراری پخش نكند. چیزی كه به قولی
"ندرتی است بهت انگیز." و اینكه چرا این چنین است به واقع مشخص نیست یا به هر صورت
برای راقم این سطور معلوم نشده است. دوم مسأله فراگیری رسانه ملی است كه این مورد
می تواند،و باید،در نمایش فیلمهای سینمایی نیز لحاظ شود؛ یعنی گستره انتخاب و گزینش
فیلم ها فراختر مدنظر قرار گیرد.
سلیقه های مخاطبان را می توان آرام آرام تغییر داد و این مطلبی نیست كه بنده آن را
گفته باشم یا این كه این كار ناشدنی و محال باشد. تغییرات تدریجی در بلندمدت
می تواند زیرساخت یك تحول عمیق باشد. یك ساختارشكنی. نمایش فیلم های مطرح تاریخ سینما
از آن مواردی است كه نباید از آن غافل بود. این فیلم ها ضمن اینكه جذابیت خاص خود
را دارند، تنها جای نمایش فراگیر آن شبكه های سیماست؛ تا آنجا كه اطلاعات اجازه می دهد
می دانم كه در آرشیو سیما بسیاری از فیلمهای مهم و مطرح و ارزشمند موجود است. نمایش
این فیلم ها، حتی بدون كارشناس و نقاد و... (چیزی كه در برنامه سی نما1، صد فیلم
شبكه 3 و سینما 4 به وفور وجود دارد) هم در صنعت سینمای ما كارساز خواهد بود. می توانم به جرأت بگویم در سینمای ایران فیلمسازانی هستند كه با تاریخ سینما
بیگانه اند. از طرف دیگر تماشاگرانی هم هستند كه این گونه فیلم ها را ندیده اند. اگر
فضایی برای نمایش چنین فیلمهایی فراهم آید باور كنید كه تماشاگر حرفه ای تربیت خواهیم
كرد. خوب توجه كنید كه نوشتم "تربیت" خواهیم كرد و برای این تربیت مكانیسمی لازم است
تا باورهای زیبایی شناسانه او را تقویت كنیم. تماشاگری كه سینمای اكسپرسیونیست آلمان
را بشناسد، سایه بازی چند تا آدم و داستانهای آبكی سریال های وطنی را نمی پذیرد. برای
متفاوت كردن نگاه مخاطبان سیما، باید متفاوت اندیشید. فكر نمی كنم كه فیلمهای مثلاً
"فریش لانگ" از نظر كشش دراماتیك از این مجموعه های سابق الذكر كمتر باشد (بلكه بیشتر
هم هست.). مترو پولیس او را می توان هنوز نمایش داد. بسیاری از فیلمهای "جان فورد" را
هم هنوز نمایشی می بینیم. "خوشه های خشم" یكی از آنهاست و فیلمهای بسیاری از بسیار
فیلمسازان دیگر. به هر حال صاحب این قلم بر این باور است كه این پیشنهاد، اگر تحقق یابد، به هوایی
تازه خواهیم رسید. ٭ محمدتقی صبور جنتی
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- با ساخت نسخه كامپیوتری "پدر خوانده"
"مارلون براندو" به عرصه هنر باز می گردد
نسخه جدید و بازی كامپیوتری فیلم "پدر خوانده" با چهره "مارلون براندو"، بازیگر این
نقش كه سال گذشته فوت كرد، بازسازی می شود. البته كمپانی سازنده بازی كامپیوتری
"پدر خوانده" زمان انتشار این بازی را از كریسمس آینده، به بهار سال 2006 میلادی
موكول و یكی از دلایل این تأخیر را انتخاب عنوانی مناسب برای این بازی از جانب علاقه
مندان به این پروژه اعلام كرده است. پروژه ساخت این بازی كه از سال گذشته با حضور
"جیمز كان" و "رابرت دووال" آغاز شده، برگرفته از فیلم "پدرخوانده"، ساخته "فرانسیس
فورد كاپولا" محصول سال 1972 و رمان مشهور "ماریو پوزو" است، این بازی اولین بار در
نیویورك منتشر خواهد شد. شركت "الكترونیك آرت" در زمان حیات "براندو" از او امتیاز
بهره گیری از چهره و استفاده از صدای ضبط شده اش در این فیلم و بازی را خریداری
كرده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تئو آنجلوپولوس:
سینمای ایران، سینمای زنده و فعالی است
تئو آنجلوپولوس، كارگردان بزرگ سینمای یونان گفت:در عصری كه سینمای اروپا وضعیتی
كاملاً بحرانی دارد، سینمای ایران، سینمای زنده و فعالی است. وضعیت سینمای اروپا باعث
تأسف ماست، سینمایی كه زیر فشار سینمای آمریكا فرصت نفس كشیدن نمی یابد. تئو
آنجلوپولوس كارگردان مطرح یونانی طی ملاقاتی با سید محمد رضا دربندی رایزن فرهنگی
جمهوری اسلامی ایران در آتن با بیان این مطلب گفت: سینمای ایران مرا شگفت زده كرده و
این سؤال را در ذهنم بوجود آورده كه اگر امروز سینمای موج نو فرانسه و ایتالیا،
قدرت مقابله با هالیوود را ندارند، سینمای ایران چگونه در مقابل آن حرفی برای گفتن
دارد؟ من خوشحالم كه فیلمهایم به ذائقه ایرانیها، خوشایند بوده است. وی ادامه داد:
اولین فیلم سینمایی ایرانی را كه دیدم، فیلم تأمل برانگیز "گاو" بود كه خیلی تحت
تأثیر قرارم داد. سینمای ایران در حقیقت مانند یك شعر است، بسیار روان و شیرین بر
دل انسان می نشیند و سادگی و صفای حاكم بر آن انسان را جذب می كند. آنجلو پلوس تصریح
كرد:آنچه بیشتر مرا تحت تأثیر قرار می دهد، میزان حضور كارگردانان زن در سینمای شماست،
در هیچ كشوری كارگردانان زن، به این میزان حضور ندارند، كار خوب زنان سینماگر
ایرانی مرا شگفت زده كرده است. كارگردان فیلمهای"دشت گریان"
و " گام معلق لك لك" اظهار داشت:هنگامی كه جوانان ما در تلویزیون و سینما، مرتب
فیلمهای آمریكایی می بینند، بدون این كه خودشان بخواهند به تدریج ذائقه شان تغییر
می كند؛ ابتدا آرایش مو، نوع لباس و ژستهای آنان تغییر می كند و سپس فكر و اندیشه
و روش نگاه كردنشان به زندگی تغییر می كند. آنجلوپولوس خطاب به كارگردانان ایرانی گفت:من از كارگردانان ایرانی می خواهم كه من
را نماینده سینمای ایران در كشور یونان بدانند، چرا كه وقتی احساس می كنم این
نمایندگی را دارم، برای من بسیار خوشایند است. گفتنی است،
تئو آنجلوپولوس در سال 1936 در آتن متولد شده است، وی در رشته حقوق به تحصیل پرداخت
و سپس در دانشگاه سوربن فرانسه به تحصیل ادبیات، فلسفه و سینما نیز همت گماشت. اولین فیلم بلند و حرفه ای وی به نام "بازسازی" است كه در سن 35 سالگی ساخته است. از آن سال تاكنون حدود 20 فیلم بلند سینمایی ساخته و حدود 300 جایزه بین المللی
دریافت كرده است. امسال در جشنواره فیلم فجر، دو جایزه به این فیلمساز یونانی برای
فیلم "دشت گریان" تعلق گرفت و یكی از فیلمهای وی به نام "ابدیت و یك روز" توسط
تلویزیون ایران در حال دوبله به زبان فارسی برای نمایش تلویزیونی است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- بهزاد فراهانی در فرهنگسرای نیاوران
"فیروزه" می خواند
ششمین جلسه نمایشنامه خوانی فرهنگ سرای نیاوران به روخوانی نمایش "فیروزه" به
نویسندگی و كارگردانی بهزاد فراهانی برگزار
می شود. بهزاد فراهانی گفت:این نمایشنامه داستان عروس و دامادی است كه برای فرار از
دست حاكم خوارزم به قافله ای از بازرگانان چینی پناه می برند، اما در راه راهزنان
به قافله حمله می كنند و دختر را اسیر می كنند و شوهر جوانش را به خون می نشانند. عروس می ماند و عهدی كه با نودامادش بسته است. وی افزود:فهیمه رحیم نیا، گلشیفته
فراهانی، تقی سیف جمالی، سیاوش چراغی پور، رضا جابر انصاری و... نمایشنامه "فیروزه"
را اجرا خواهند كرد. این برنامه ساعت 30/19 امروز یكشنبه 26 تیر ماه جاری در
فرهنگسرای نیاوران برگزار می شود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مرز فمینیستی بودن یك فیلم
دهه اخیر برای زنان در سینمای ایران دهه ای بسیار سرنوشت ساز و مهم تلقی می شود. زیرا نقش زنان در سینما و بویژه در روند داستان فیلمها بسیار تغییر كرده و زنان از
نقشهای دست چندم و پیش پا افتاده، كم كم به نقشهای اول فیلمها ارتقا پیدا كرده اند. با این حال در فیلمهای اخیر صحبتهای زیادی در خصوص حقوق زنان شده و این روند تا به
آنجا پیش رفته كه در حال حاضر گرانترین و پولسازترین بازیگر سینمای ایران، یك زن است،
كه این امر شاید نه تنها در تاریخ سینمای ایران، بلكه در تاریخ سینمای جهان نیز
بی سابقه و كم نظیر باشد. به هر حال در این میان حضور كارگردانان زن كه اكثراً در زمره كارگردانان موفق سینمای
ایران هستند نیز قابل تأمل است. هر چند كه تعداد كارگردانان زن نسبت به كل
كارگردانان سینمای ایران خیلی چشمگیر نیست، اما مقایسه این وضعیت با سالهای قبل و به
خصوص قبل از انقلاب تا حد زیادی جای امیدواری و خوشحالی دارد.
البته بحث كم بودن تعداد كارگردانان زن سینما تنها مختص به سینمای ایران نیست، بلكه،
شاهد این مسأله در كشورهای دیگر جهان از جمله سینمای هالیوود نیز هستیم، به طوری كه
بسیاری از كارگردانان زن سینمای آمریكا،كه تعدادشان هم زیاد نیست،در زمره
كارگردانان متوسطی هستند كه تأثیر چندانی بر سینمای این كشور ندارند و فرصت لازم را
نیافته اند كه حرفی برای گفتن داشته باشند كه شاید این مشكلات بیشتر مربوط به اعتماد
نداشتن تهیه كنندگان به كارگردانان زن در این كشور باشد. از همه این صحبتها كه بگذریم، سؤالی كه مطرح می شود این است كه یك كارگردان زن كه
مطمئناً مشكلات و سختی های كارش خیلی بیشتر از یك كارگردان مرد است در فیلمهایش چه
باید بگوید؟ آیا تنها باید به مسایل زنانه و طرح مشكلات زنان بسنده كند یا اینكه
درباره موارد دیگر نیز فیلم بسازد؟ و اینكه آیا كارگردانان زن قضاوت درستی در خصوص
مسایل زنان دارند یا اینكه به واسطه زن بودنشان معمولاً یك طرفه و ناعادلانه در این
خصوص اظهار نظر می كنند؟
این سؤالی است كه نه تنها در سینمای ایران، بلكه در سینمای جهان نیز مطرح است. به
طور مثال زمانی كه فیلم "گمشده در ترجمه" ساخته "سوفیا كاپولا" مورد توجه بسیاری از
منتقدان و تماشاگران قرار گرفت و نامزد دریافت اسكار شد بسیاری بر این عقیده بودند
كه حضور كارگردانان زن می تواند تا حد زیادی به ارتقای سینما كمك كند، زیرا
اندیشه های زنان در پرورش هر چه بهتر فیلمها می تواند كارساز باشد و خیلی از مسایل
مربوط به زنان كه شاید كمتر توسط مردان دیده می شود، توسط زنان در سینما بیان شود. با نگاهی به سینمای ایران مشاهده می كنیم كه تعدادی از كارگردانان زنی كه در سینمای
ایران حضور دارند، یا درباره مشكلات زنان فیلم می سازند و یا به ساخت فیلمهای
كودكانه روی آورده اند. شاید در این میان تهمینه میلانی به دلیل شهرت یافتن با "دید فمینیستی"اش از بقیه
كارگردانان زن بیشتر مورد توجه باشد. در خصوص آثار تهمینه میلانی همیشه دو دیدگاه وجود دارد. عده ای آثار او را بشدت
فمینیستی و یك جانبه نگر می دانند كه درباره مسایل مربوط به زنان اغراق می كند، اما
عده ای دیگر آثار او را به واقعیت نزدیك و فیلمهایش را بسیار ملموس و قابل درك می
دانند و بر این عقیده هستند كه این كارگردان بهتر از بسیاری از كارگردانان مرد مسایل
زنان را بازگو می كند كه البته شاید بتوان گفت كه پیروان گروه دوم را بیشتر زنان
تشكیل می دهند و در واقع عمده طرفداران آثار تهمینه میلانی نیز زنان می باشند. حال به دور از این قضاوت، در خصوص اینكه كدام گروه درست می گویند، سؤالی كه مطرح
می شود این است كه آیا در بسیاری از فیلمهایی كه در سالهای اخیر درباره مشكلات زنان
ساخته شده (و اكثراً هم توسط كارگردانان مرد) آیا همه چیز واقعی بوده است؟ آیا
كارگردانان و نویسندگان مرد، واقع گراتر از تهمینه میلانی و دیگر كارگردانان زن
سینمای ایران هستند؟
قبل از قضاوت در این خصوص باید به این مطلب اشاره كنم كه قبل از دیدن آخرین ساخته
تهمینه میلانی؛ یعنی فیلم "زن زیادی" نقدهای بسیاری در خصوص این فیلم خوانده بودم كه
همگی این فیلم را یك اثر فمینیستی تندروانه ارزیابی و بسیاری از دیالوگهای این فیلم
را شعاری دانسته بودند. بعد از دیدن این فیلم، شعاری بودن برخی از بخش های این فیلم برایم قابل قبول بود اما
نمی شد این نگاه را به كل فیلم تعمیم داد؛ زیرا در چند سال اخیر آثار زیادی در حمایت
از حقوق زنان توسط كارگردانان مرد ساخته شده كه بسیار تندروتر از این فیلم و دیگر
آثار تهمینه میلانی بوده و جای تعجب است كه چرا همواره تیغ تیز منتقدان در خصوص "اغراق
در مورد مشكلات زنان" رو به سوی آثار تهمینه میلانی است. آیا اگر فیلم "زن زیادی" توسط
یك كارگردان مرد ساخته می شد باز هم او متهم به فمینیست بودن می شد؟
مگر نه اینكه در چند سال اخیر حضور شخصیت مردان روان پریش و متعصب كه قدر زنشان را
نمی دانند در فیلمهای سینمای ایران بسیار زیاد شده و طی این مدت فیلمهای زیادی نیز
درباره تقبیح و باورهای غلط قدیمی كه باعث محدودیت برای زنان شده است، ساخته شده كه
بیشتر كارگردانان این فیلمها مردان بوده اند كه از آن جمله می توان به فیلمهایی نظیر
"سارا"، "قرمز"، "عروس آتش"، "آب و آتش"، "سگ كشی" و "شوكران" اشاره كرد؟
حال این سؤال مطرح است كه چرا فقط تهمینه میلانی متهم به اغراق در بیان مشكلات زنان
شده؟ آیا این موضوع تنها به زن بودن این كارگردان مربوط می شود؟
آیا تنها زمانی كه یك كارگردان زن در خصوص مشكلات زنان بویژه قشر میانی زنان جامعه
فیلم می سازد، متهم به فمینیست بودن می شود و نقدهای شدیدی علیه او نوشته می شود،
یا اینكه این امر در خصوص كارگردانان مرد نیز صادق است؟
باید گفت چه درست و چه غلط، در دورانی كه سینمای ایران رو به سوی فیلمفارسی
برگردانده و از فیلمهای بی محتوا و بی مزه به ظاهر كمدی پر شده است كه كپی برداری
صرفی است از آثار نازل (دوران پیش از انقلاب) اینكه كارگردانی مثل تهمینه میلانی تا
این اندازه بر سر حرف خود باقی مانده و هنوز هم سوژه هایی در خصوص حقوق زنان در
اجتماع و خانواده را دستاویز آثار خود قرار می دهد تا حد زیادی قابل تقدیر است. در
مورد آخرین اثر این كارگردان نیز اگر تهمینه میلانی از یك فیلمنامه نویس حرفه ای در
نوشتن كارش سود جسته بود، مطمئناً مشكلات شعاری بودن برخی قسمتهای این فیلم نیز برطرف
می شد و این فیلم با توجه به سوژه جالب خود می توانست موفق تر عمل كند.
با وجود تمام ایراداتی كه به آخرین اثر تهمینه میلانی وارد آمده، اما باید قبول كرد كه
حضور زنان در جایگاه كارگردان به پیشرفت سینمای ایران كمك خواهد كرد و افقهای جدیدی
را در این اوضاع به بن بست رسیده سینما خواهد گشود و مطمئناً گذشت زمان بیش از پیش
این امر را مشخص خواهد كرد. ٭ نرگس خرقانی
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- سومین ملاقات با والدین!
رؤسای استودیوی یونیورسال در فكر ساخت ادامه ای دیگر بر فیلم "ملاقات والدین" هستند.
بنا بر شنیده ها رؤسای این استودیو علاقه مندند كه برای ساخت سومین قسمت این مجموعه
سرمایه گذاری كنند و حتی برای این فیلم سر كیسه را از دو قسمت قبلی شل تر كنند. در
انتهای قسمت دوم بن استیلر و تری پولو ازدواج كردند و در انتظار تولد فرزندشان
بودند. یونیورسال علاقه مند است كه كارگردانی این قسمت نیز بر عهده "جی روچ" باشد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- حقوق فرمانداری كفاف نمی دهد!
از قرار معلوم حقوق فرمانداری آن چنان دندان گیر نیست كه كفاف زندگی آرنولد
شوارتزنگر و خانواده اش را بدهد و مرد عضلانی سابق سینما مجبور است كه به شغل دوم و
شاید سوم متوسل شود. چند روز پیش فاش شد كه شوارتزنگر از یك شركت كه نشریات بدنسازی
منتشر می كند مبلغ یك میلیون دلار دریافت كرده است. از قرار معلوم آرنولد ویراستاری
دو نشریه مربوط به بدنسازی این شركت انتشاراتی را به عهده دارد و بر طبق قرارداد
منعقده سالانه یك میلیون دلار حقوق دریافت می كند. هم اكنون این كار آرنولد منشأ انتقادات فراوانی شده و منتقدان، وی را به شدت تحت
فشار گذاشته اند و معتقدند كه این كار وی به هیچ وجه صحیح نیست و در تعارض با مصالح
ایالت كالیفرنیاست.
"اورلاندو بلوم" و "گوئینیت پالترو" برای حضور در فیلم "عشق و دیگر بدبختی ها" به
توافق رسیدند. این فیلم كه كار فیلمبرداری آن هم اكنون در لندن در حال انجام است
درباره گروهی از دوستان است كه متوجه می شوند عشق گاهی اوقات شبیه آن چیزی نیست كه
در فیلم ها نشان داده می شود. به گزارش "هالیوود ریپورتر" بریتانی مورفی، میتوریس،
كاترین تیت و سانتیاگو كابررا نیز در این فیلم بازی خواهند كرد.
به دنبال موفقیت فیلم "شهر" در گیشه و حسن استقبال منتقدان از این فیلم، رابرت
رودریگوئز كارگردان این فیلم به فكر افتاده كه ادامه ای بر آن بسازد و بنا به
شنیده ها قصد دارد كه برای قسمت دوم "سلما هایك" را به جمع بازیگران خود بیفزاید. رودریگوئز در مصاحبه ای اعلام كرده كه همیشه از بازی این بازیگر خوشش می آمده و اینك
نیز قصد دارد كه از او در فیلم جدیدش استفاده كند. میكی رورك نیز تأیید كرده كه در
قسمت بعدی، نقش خود در قسمت اول را مجدداًَ بازی خواهد كرد.
این روزها دیگر كسی از وسلی اسنایپس خوشش نمی آید؛ حداقل در آ فریقای جنوبی كه اوضاع
این چنین است و مردم این كشور اسنایپس را یك فرد متقلب می شناسند. ماه گذشته این
هنرپیشه سیاهپوست به آفریقای جنوبی سفر كرده بود و هنگامی كه قصد ترك این كشور را
داشت با دردسر مواجه شد. زمانی كه اسنایپس در حال ترك آفریقای جنوبی بود مشخص شد كه
وی سعی دارد از یك گذرنامه جعلی برای ترك این كشور استفاده كند و به همین خاطر
مقامات سازمان مهاجرت تصمیم گرفتند كه وی را در فرودگاه ژوهانسبورگ نگه دارند. پس
از تحقیقات به اسنایپس اجازه داده شد كه به آمریكا باز گردد اما در این نكته كه
مدارك وی جعلی بوده هیچ شكی نیست و این مسأله در سوابق اسنایپس درج شده است.
این روزها جوئل سیلور، تهیه كننده معروف حسابی از دست كامرون دیاز دلخور است، چون از
قرار معلوم رفتار خوبی از این بازیگر ندیده است. سیلور تصمیم گرفته بود كه از دیاز
در قسمت جدید "ایكس من" استفاده كند و نقش اصلی "زن شگفت انگیز" را به وی بدهد، اما
دیاز به وی جواب رد داده است. سیلور با كلی امید و آرزو فیلمنامه قسمت جدید را برای
دیاز فرستاده اما بازیگر "فرشتگان چارلی" این زحمت را به خود نداده كه حتی نگاهی به
فیلمنامه بیندازد و آن را بدون آن كه تورقی بكند به كناری انداخته است. اینك سیلور
در فكر یافتن كسی است كه برای این نقش مناسب باشد و با محبوبیتش به افزایش فروش فیلم
وی كمك كند.