---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- گفتگو با عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران ؛ در اين دهه با يك
جريان خواهي ناب مواجه هستيم
٭ گفتگو: حامد حقيقت اشاره: انتخابات اخير رياست جمهوري را مي توان به معناي ظهور و بروز يك جريان آرمانخواه ارزيابي كرد؛ جرياني كه مردم در پيدايش آن نقش اصلي را بر عهده داشتند و در كنار و شايد هم در وراي تشخيص همه احزاب و تشكلهاي سياسي - اعم از اصولگرا يا اصلاح طلب- مصداق آرمانخواهي خويش را در وجود فردي مانند محمود احمدي نژاد، جستجو كردند.
در اين انتخابات، هر چند جريانهاي اصولگرا هر يك به تشخيص و به سهم خود رسالتي را بر دوش كشيدند، اما بايد اعتراف كرد كه اين تلاشها با همه اهميتي كه داشتند، در انتخاب نهايي مردم، نقش چندان تعيين كننده اي را ايفا نكرد، چه اينكه پيروز اين رقابت كسي بود كه دست كم در دوره اول انتخابات و در اوج تبليغات انتخاباتي، از حمايت همه تشكلهاي مطرح اصولگرا، برخوردار نبود. روزنامه قدس در ادامه گفتگوهاي روزانه خود، قصد دارد بتدريج به بررسي عملكرد جريانهاي سياسي و عمدتاً اصولگراي كشور در نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري بپردازد. در گام اول از اين مرحله، به سراغ يكي از اعضاي مؤسس جمعيت ايثارگران انقلاب اسلامي رفتيم و ديدگاههاي او را در اين زمينه جويا شديم. مجتبي شاكري، عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران، مهمان امروز گفتگوي ماست. وي درباره رويكرد اين جمعيت در دوره هاي اول و دوم انتخابات اخير، و نيز پيرامون گزينش اعضاي كابينه توضيحاتي دارد كه توجه به آنها خالي از لطف نيست. شاكري داراي مدرك كارشناسي ارشد اطلاعات استراتژيك از دانشگاه امام حسين(ع) بوده و هم اينك مسؤوليت دفتر هنر و ادبيات داستاني سازمان بسيج دانشجويي را بر عهده دارد. گروه سياسي
به عنوان عضوي از يك تشكل سياسي، لطفاً تعريف خود را از وضعيت نظام حزبي در كشور بيان كنيد. با توجه به نوع نگاهي كه در جامعه ما به اسلام به عنوان موتور محركه اجتماع وجود دارد، احزاب در رده هاي بعد قرار مي گيرند، بخصوص اينكه در اين سالها، تعريف درستي هم از حزب و تشكيلات در جامعه نداريم يا به نوعي كمتر شاهد عملكرد دقيق حزبي هستيم. حزبها معمولاً مستقل نيستند. احزاب گذشته ما بيشتر چپ گرا و وابسته به بيرون مرزها بودند و احزاب ديگري هم كه بعدها آمدند، به نوعي ساخته دولت ها بودند تا بتوانند در دوره هاي بعد به رأي برسند. ما احزاب مستقل كمتر داشته ايم و لذا آن تعبيري كه براي كاركرد حزبي است، در جامعه ما صورت واقعي به خود نگرفته است. واقعيت اين است كه در جامعه ما، اين مردم هستند كه تحول گردان صحنه ها بوده اند و احزاب را به دنبال خود مي كشند. شما در همين انتخابات اخير رياست جمهوري مشاهده كرديد كه بسياري از پيش بيني هاي احزاب در مورد اينكه چه كسي مي تواند رئيس جمهور شود، درست در نيامد و مردم رفتاري را از خود نشان دادند كه از ساز و كارهاي حزبي نشأت نگرفته بود.
اين مسأله در مورد تشكل شما هم صادق است؟ درباره جمعيت ايثارگران بايد گفت كه اين جمعيت، كاركرد خودش را اصولاً بر پايه دولتي بودن تعريف نكرده است؛ يعني از ابتدا در صدد اين مسأله نبوده كه خود را به گونه اي تعريف كند كه وقتي در قدرت قرار دارد، معنا پيدا كند. جمعيت ايثارگران، بيشتر تكليف گرا و آرمان گرا بوده و اينكه بتواند درمقاطع خاص، با همان آرمانها به تكليف خودش عمل كند. لذا اين مسأله با احزابي كه ذاتاً به دنبال كسب قدرت هستند، تفاوت دارد. تفاوت حزب تكليف گرا با احزابي كه براي قرار گرفتن در مصدر قدرت زاييده شده اند، اين است كه وقتي به تكليف عمل مي كند، اين طور نيست كه هر زمان عضوي از شوراي مركزي در مصدر قدرت قرار مي گيرد و مجموعه اعضايش را گسيل كند تا آن مجموعه را پر كنند؛ بلكه در پي اين است كه افراد شايسته را - اعم از اينكه عضو جمعيت باشند يا نه- در اين جايگاه قرار دهد تا اينكه بتوانيم به آرمانها، بهتر دست پيدا كنيم نه به اهداف محدود حزبي كه عموماً هم كسب قدرت است.
با توجه بر اينكه آقاي دكتر احمدي نژاد از اعضاي مؤسس جمعيت ايثارگران بوده اند، ما در ايام انتخابات شاهد چند گرايش و نظريه در اين جمعيت و حتي در شوراي مركزي آن بوديم. رفتار اين جمعيت در ايام انتخابات رياست جمهوري را چگونه تحليل مي كنيد؟ جمعيت از ابتدا بين اشخاصي كه به عنوان كانديداي اصولگرايان مطرح بودند، بررسي كرد و از همان ابتدا آقاي دكتر احمدي نژاد در اولويت ما قرار داشت. ايشان با توجه به روحيات و رفتاري كه دنبال مي كرد، بخصوص در ايام شهرداري تهران، مورد توجه ما به عنوان كانديداي برتر قرار گرفت. در ادامه، براي اينكه جبهه اصولگرايان بتواند به نتيجه برسد، فرمولي را در مجموعه طراحي و بر آن توافق كردند كه اصولگرا به اضافه مقبوليت، مساوي است با فرد اصلح. جمعيت با اين فرمول، به دنبال اين رفتند كه به فرد اصلح برسند. اسامي مختلفي مطرح بودند كه در مسير كار به اين نتيجه رسيدند كه همه نامزدهاي مطرح اصولگرايان را قبول داريم و براي سنجش اينكه مقبوليت آنها چقدر است، چاره اي نيست جز آنكه راه علمي يا همين طريق نظرسنجي را طي كنيم. در مورد نظر سنجي ها هم قرار شد كه نه از يك منبع، بلكه از منابع مختلف اخذ شود تا احتمال خطا در آن كم و براي تصميم گيرندگان، اطمينان آور هم باشد. پس از اين بود كه ميثاقهاي مختلف بسته شد و برخي از جريانهاي اصولگر هم سهم خودشان را جدا كردند و به قضاياي نظرسنجي ها تن ندادند و برخي ديگر هم زمان را كوتاه كردند و جمعيت ايثارگران هم بر خلاف اينكه آقاي دكتر احمدي نژاد از اعضاي مؤسس و شوراي مركزي آن بود، ولي بر همين اصل پاي فشرد و به قضاياي نظرسنجي ها اعتنا نكرد. به همين خاطر هم بود كه در مرحله اول به اين دليل كه آقاي دكتر قاليباف در نظرسنجي ها بالاتر بود، ايشان را به عنوان نامزد مورد حمايت خود مطرح و مشخص كرد و در مرحله دوم انتخابات كه آقاي قاليباف حضور نداشتند، جمعيت ايثارگران بر اساس وظيفه اي كه داشت، تمام امكانات و نيروهاي خود را براي حمايت از آقاي احمدي نژاد به كار گرفت.
گفتيد كه جمعيت ايثارگران، يك تشكل تكليف گراست؛ ولي در اينجا مي گوييد كه به نظرسنجي ها تن داده ايد البته، مي پذيريم كه آقاي دكتر قاليباف هم در رديف نامزدهاي اصولگرا تعريف مي شوند، اما در حالت كلي اين سؤال وجود دارد كه جمعيت ايثارگران با توجه به اينكه به عنوان يك تشكل ارزشي شناخته مي شود، بايد به تكليف عمل كند يا اينكه به هر آنچه نظرسنجي ها مي گويند؟ ما به طور جدي بنا داشته و داريم كه واقعاً مطابق اصول و ميثاقي كه بسته ايم عمل كنيم و هيچ تفاوتي هم بين چند نامزد اصولگرا در بين نبود. ما به لحاظ تشكيلاتي، اصولاً هيچ ارتباطي با دكتر قاليباف نداشتيم. قبل از اينكه ايشان در فهرست نامزدهاي اصولگرا قرار گيرند، ما با ايشان جلسه خاصي هم نداشتيم؛ در حالي كه آقاي دكتر احمدي نژاد از اعضاي هيأت مؤسس ما بوده و در كميته سياسي جمعيت حضور داشتند و يا نامزدهاي ديگر هم ارتباطشان با ما بيشتر از آقاي قاليباف بود، اما از آنجا كه وقتي ميثاق بستيم، بايد مطابق آن عمل مي كرديم و چنين كرديم؛ اين نشأت گرفته از روحيه تكليف گرايي است كه وجود دارد و براي ما بين نامزدهاي اصولگرا، تفاوتي نبود. ما قصد داشتيم جبهه اصولگرايان به وحدت برسد و از اين حيث براي ما تفاوتي نمي كرد، ولي در بررسي هاي اوليه ما، آقاي احمدي نژاد، جزو نامزدهاي برتر ما بودند. صرفاً به خاطر فرمولي كه براي رسيدن به اصلح قرار داشت، مطابق آن عمل كرديم. دوستان ديگر هم كه حاضر نشدند همراهي كنند، به نوعي از اين آزمون نتوانستند به خوبي بيرون آيند.
معضلي كه تقريباً در بقيه احزاب ما هم وجود دارد، اين است كه اختلاف نظر در داخل تشكيلات و حتي در بين اعضاي شوراي مركزي يك حزب، گاهي اوقات شكلي عميق به خود مي گيرد كه نمونه آن را در انتخابات اخير رياست جمهوري شاهد بوديم. اختلاف سليقه در مجموع، موضوع بدي نيست ولي به نظر شما اختلاف سليقه و آزادي نظر در كار حزبي به خصوص در شرايط حساس و خاص تصميم گيري ها، مي تواند نتيجه بخش باشد؟ اصولاً خصوصيت احزاب اين است كه نظرهاي مختلف گرد هم جمع مي شوند، اما استراتژي و اصول مشتركي را دنبال مي كنند. اختلاف سليقه ها هست. در مورد آن بحث مي كنند و در نهايت به همان فرمول دموكراتيك عمل و بر اساس رأي گيري، بيانيه اي صادر مي كنند. در اينجا، بيانيه اي كه صادر مي شود، نظر حزب است. تك تك افراد ممكن است حتي با حفظ نظر خود، در جاهايي فعاليت كنند كه منعي هم ندارد. ما به دگماتيسم حزبي اعتقادي نداريم، اما بايد به اين توافق برسند كه وقتي بيانيه حزب صادر مي شود، همه از آن دفاع كنند. احزابي كه به نوعي در دايره اصولگرا نبودند، اصولاً اختلافهايشان، مبنايي است. من باور نمي كنم كه مثلاً بين نهضت آزادي و مجمع روحانيون مبارز، به لحاظ مباني اعتقادي، موضوع مشتركي وجود داشته باشد. يا مثلاً آنچه را كه افراطيون دوم خرداد بيان مي كردند، با چيزي را كه لايه هاي متعادل و ارزشي اين جريان بيان مي كرد، متفاوت بود. در عمل هم نشان داده شد كه اينها خيلي هم با يكديگر هم جهت نيستند. فقط در يك مورد، يعني در انتخابات رياست جمهوري سال 76 بود كه اينها با يكديگر هماهنگ شدند و در سال 80 هم دوباره اين توافق تاكتيكي را تكرار كردند، اما بعدها مشخص شد كه اين توافق هم خيلي عميق نبوده است واينها با يكديگر مشكلات عميق استراتژيك دارند؛ يعني اتاق فكرشان يك اتاق فكر از هم گسيخته است. اين بود كه در انتخابات اخير، اين اختلافها آشكارتر شد؛ يعني اختلافهاي آنها به گونه اي است كه حتي اگر اوضاع حساس هم شود، حاضر نيستند از نامزد خود دست بردارند و به اجماع دست يابند.
مايليم ارزيابي شما و تشكل خود را هم در مورد انتخاب وزيران و تشكيل كابينه بشنويم. به نظر ما آقاي دكتر احمدي نژاد واقعاً يك پديده برآمده از مجموعه جريانهاي اصولگرايي است. جرياني كه در چهره آقاي احمدي نژاد ظهور و بروز پيدا كرد، واقعاً نشان داد كه ما در اين دهه با يك جريان آرمانخواهي ناب، مواجه هستيم. آقاي احمدي نژاد به نوعي حتي دو پهلو هم حرف نزد. آقاي احمدي نژاد به صورت خيلي شفاف و روشن آرمانهاي خود را كه همان مبارزه با فقر، فساد و تبعيض بود، به همراه ديگر نظرهايش در مورد موضوعات مختلف، بيان كرد. همين شفافيت و روحيه تحول گرايي كه در ايشان وجود داشت، موجب شد كه ايشان از بقيه رقيبان سبقت بگيرد و اعتماد مردم را از آن خود كند. گفتمانهايي كه ايشان مطرح كرد، موجب شد رفتارهاي جديد ايشان هم صورت بگيرد. يكي از آن رفتارها اين بود كه فضاي بسته مديريتي را شكستند و حداقل كاري كه در اين عرصه صورت گرفت، اين بود كه سن مديريت را جوان كرده و همكاران جديدي را به كار بگيرند. ترازوي سنجش مديران هم، آرمانها و گفتمانهايي است كه خودشان اعلام كرده اند. به نظر مي رسد ايشان در بخشي از آن اهدافي كه دنبالش بوده اند موفق شده و نسل جديدي از مديران را وارد صحنه كردند كه سابقه مديريت در اين سطح را نداشتند. همچنين، توانسته اند سطح تحصيلي وزيران كابينه را بالا برده و از اين جهت هم موفق عمل كرده اند. توانسته اند با وزيران خود به توافقهايي براي تحرك داشتن و مردمي بودن برسند. درباره معاونان و تيمهاي كاري هم تأكيد شده كه اين افراد، از كساني باشند كه با اين گفتمان آشنا باشند و اينها موفقيتهايي است كه تاكنون به دست آمده. ولي از منظر اينكه اين مصاديق چقدر با ويژگيهاي شخصيتي و آرمانهاي ايشان تطابق دارند، به نظر من برخي از افراد قدري فاصله دارند و برخي ديگر مي توانند در اين مسير، همراه خوبي براي رئيس جمهور باشند. و نقش مجلس در اين انتخاب... فكر مي كنم بررسي و دقتي را كه مجلس در اين باره انجام داد، دقت كارشناسانه اي بود؛ يعني از يك سو رئيس جمهوري كه رأي از مردم گرفته و از سوي ديگر مجلسي كه نمايندگانش از مردم رأي گرفته اند، در مورد انتخاب وزيران با هم تعامل خوبي داشتند. تعامل بين اين دو (رئيس جمهور و نمايندگان) نشان داد كه دقتها، خيلي كارشناسي بوده است. در مورد وزرايي كه رأي اعتماد گرفتند، اگر حتي در ميزان آراي موافق، مخالف و ممتنع آنها دقت كنيم، متوجه حساسيت و دقت بالاي مجلس در اين زمينه خواهيم بود. چگونگي اين آراء نشان مي دهد كه در كدام وزارتخانه احتمال موفقيت و حتي در كدام وزارتخانه احتمال ضعف و نقص وجود دارد. برخي وزيران با رأي كمتري انتخاب شده اند و اين براي رئيس جمهور و وزير مربوط پيامي دارد كه در انتخاب معاونان دقت بيشتري داشته و طوري گزينش كنند كه آن نگراني مجلس كه در رأي نمايندگان بروز يافت، جبران شود و ما از آن نقاط مورد آسيب قرار نگيريم.
آيا فردي از اعضاي كابينه را به جمعيت ايثارگران نزديك مي بينيد و اصولاً رويكرد شما در آينده نسبت به عملكرد كابينه چگونه خواهد بود؟ همان طور كه عرض كردم، ما آقاي احمدي نژاد را بر آمده از جريان اصولگرايي مي دانيم و از اعتماد مردم به ايشان مفتخريم. از اينكه يك فرد اصولگراي تحول خواه در رأس اداره كشور قرار گرفته خوشحاليم و حمايت از ايشان را حمايت از آرمانهاي انقلاب و آرمانهاي حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري مي دانيم؛ ولي در مورد كابينه ايشان، جمعيت نظراتش را به ايشان منعكس و در عين حال تأكيد كرد كه ايشان بايد در انتخاب همكارانش با دستي باز عمل كند. اكنون از اعضاي كابينه مي توانيم از آقاي دانش جعفري كه عضو شوراي مركزي جمعيت ايثارگران هستند، نام ببريم. ضمن اينكه آقاي رئيس جمهور هم عضو مؤسس بوده و در شوراي مركزي جمعيت حضور دارند.
در پايان اين گفتگو درباره جمعيت ايثارگران و برنامه هايي را كه در آينده سياسي كشور ايفا خواهد كرد، صحبت كنيد: جمعيت ايثارگران از سال 1374 به طور جدي وارد صحنه سياسي كشور شد و در انتخابات سال 76 هم حضور داشت و نيز در انتخابهاي مختلف، تا اينكه در جبهه اصولگرايان و شوراي هماهنگي نيروهاي انقلاب، بحث وفاق را دنبال كرد. به دنبال جبهه اي كه تشكيل شد، موفقيت شوراي شهر و بعد هم قضاياي مجلس هفتم و در ادامه نيز پيروزي در انتخابات رياست جمهوري رقم خورد. البته، اين طور نيست كه در جامعه ما احزاب تعيين كننده اين قضايا باشند. واقعاً نقش مقام معظم رهبري كه فضاي عمومي جامعه را در جهت مشاركت گسترده مردم متحول كردند، تعيين كننده بود و همين طور مجموعه مطالبات و خواسته هاي مردم كه يك فضايي را براي اين انتخاب به وجود آورد فهم عمومي جريان اصولگرايي و مطالبات مردم است كه توانست اين هدايت را به سر منزل مقصود برساند. هسته اوليه جمعيت ايثارگران هم از كساني هستند كه به نوعي با انقلاب، دفاع مقدس و مجموعه خانواده ايثارگران همراهي دارند كه البته شرط عضويت در اين جمعيت، اين نيست كه حتماً از خانواده شهدا، جانباز و جهادي باشند. ديگراني كه در همين راستاي اين آرمانها سير مي كنند هم مي توانند عضو جمعيت ايثارگران باشند. ما فكر مي كنيم كه جامعه ما در آينده هم به سوي رشد و ارتقايي حركت خواهد كرد كه اين ارتقا، قطعاً آرماني، علمي و رفتن به سوي قله هاي بزرگ اصولگرايي خواهد بود.