---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- شاهين غازي بيات از مشكلات فدراسيون نخبگان مي گويد ؛ نخبگان؛ بي ستاره در هفت آسمان!
٭ ساحل عباسي اشاره: جوان 22 ساله اي در اوج جواني، اما با دلي بزرگ و اطلاعاتي وسيع و ايماني كامل بسيار ساده و آرام، با اينكه در كارنامه علمي خود داراي اختراعات و ابتكارهاي مطرحي بود، اما فقط به نام ايران و ايراني و نخبه هاي ايراني مي انديشيد. او برنده رتبه اول امسال تهران در
جشنواره خوارزمي است و جزو پژوهشگران برتر كشور در بخش دانش آموزي، پژوهشگر برتر استان تهران در سال 81، پژوهشگر برتر دانشگاه آزاد اسلامي، پژوهشگر برتر منطقه 5 دانشگاه آزاد، مدرس برتر دانشگاه آزاد اسلامي واحد اسلامشهر، عضو باشگاه پژوهشگران و دانش پژوهان جوان، جامعه مخترعان و مبتكران، عضو انجمن نخبگان ايران، رئيس فدراسيون نخبگان جوان، عضو انجمن انفورماتيك ايران و از اعضاي هيأت مؤسس كانون پژوهش. تمامي اين عناوين و مسؤوليتها متعلق به شاهين غازي بيات است. اما اين جوان نخبه، سفره دل خود را اين گونه گشود: متأسفانه بر سر راه پژوهش مشكلات فراواني وجود دارد، اولين اختراعش را كه شوفاژ منزل بدون رسوب با صرفه جويي در مصرف سوخت بوده است، براي فروش عرضه مي كند. اين شوفاژ از خارج از كشور دو ميليون دلار خريداري مي شود در حالي كه طرح غازي بيات با دويست هزار دلار اجرا مي شد، يعني يك دهم هزينه خريد خارجي، غازي بيات مي گويد: نگذاشتند طرح من اجرا و عملي شود، چون دلالهاي زيادي وجود دارند كه به خاطر پورسانتهاي كلان خود منافع ملي را به خطر انداخته و منافع شخصي را در نظر مي گيرند.
هدف از تشكيل فدراسيون نخبگان جوان چه بوده و فعاليتهايي را كه تا كنون در اين مؤسسه شكل گرفته، لطفاً عنوان كنيد؟ طبق مصوبه هيأت وزيران، در سال 82 قرار شد مجمعي به نام مجمع ملي جوانان تشكيل شود كه متشكل از 15 فدراسيون است كه مي توان به فدراسيونهاي ورزشي، هنري و... اشاره كرد. يكي از مهمترين فدراسيونها فدراسيون نخبگان بود كه پياپي مورد تأييد و تأكيد رئيس جمهور وقت قرار گرفت. پس از آن در تيرماه 83 بنده به عنوان نماينده فدراسيون نخبگان انتخاب شدم تا براي تشكيل اين فدراسيون هماهنگيها و فعاليتهاي مورد نظر را سامان داده و پيگيري نمايم. هدف اصلي از تشكيل فدراسيون نخبگان، پيگيري و گردهم آوردن نخبه ها فقط در راستاي تصميم گيري و راهبردي كردن فعاليتهاي خود نخبه ها مي باشد و در اين فدراسيون تصميمات و تمهيدات براي نخبگان انديشيده و اجرا مي شود و قوانين آن توسط خود نخبگان تنظيم و به مرحله تصويب و اجرا و عمليات در مي آيد.
طبق قانون مجمع ملي جوانان، تمامي استانهاي كشور داراي يكي از ده فدراسيون هستند كه فدراسيون نخبگان براي اولين بار در استان تهران تشكيل شد كه تمامي شرايط عضويت را براي افراد نخبه اي كه در سراسر كشور زندگي مي كنند اعلام نموده و اين نهاد مرجعي براي شهرستانها مي باشد. متأسفانه، نهادينه كردن فدراسيون نخبگان كار مشكل و دشواري بود. 6 ماه طول كشيد تا بتوانيم شرايط عضويت را تعيين كنيم. از همه مشكل تر اينكه دستگاههاي مختلف دولتي هر كدام تعريف خاصي از نخبه داشتند كه بايد مشخص مي كرديم از ديدگاه آنان چه كسي نخبه است و چه كسي نخبه نيست. متأسفانه با كارشكني هاي فراوان شرايط عضويت نخبگان در فدراسيون تشكيل و مشخص شد و تاكنون صد نخبه شناسايي شده اند كه قرار است انتخابات و هيأت مديره فدراسيون توسط نخبگان برگزار شود. تاكنون دو جلسه برگزار گرديده كه فقط به ابراز نظر جهت تغيير و تحولات منجر شده است كه البته با تغيير و تحولاتي كه انجام شده، فدراسيون در حالت ساكن تري قرار گرفته است تا مسؤولان مشخص شوند و ما بتوانيم باز هم با ديدگاههاي جديد و البته متفاوت، كار و فعاليت را دوباره آغاز كنيم.
شناسايي و ارتباط و برنامه ريزي براي نخبگان و فدراسيون مربوطه چگونه صورت مي گيرد؟ شناسايي نخبگان توسط بنده صورت مي گيرد؛ اين عزيزان را از طريق جشنواره ها، نهادها، باشگاههاي دانش پژوهان و متولي المپيادهاي مختلف و دبيرخانه جشنواره خوارزمي، انتخاب و به فدراسيون معرفي مي كنيم.
هنگام تشكيل فدراسيون نخبگان، با چه موانعي روبرو شديد؟ متأسفانه مشكلات بر سر راه تشكيل فدراسيون زياد بود. نهادي موازي با فدراسيون نخبگان از طرف سازماني تشكيل شد كه از بزرگترين رقباي ما به شمار مي آيد و متأسفانه به اين باور نرسيدند كه نبايد در جهت تخريب يكديگر رقابت كنيم، بلكه بايد در جهت رشد و توسعه هم گام برداريم. فدراسيون نخبگان، متشكل از نخبگان جوان است كه به جاي ايجاد مشكل بايد به آنها كمك شود.
در حال حاضر، وضعيت نخبگان جوان از نظر مسايل مالي و شرايط تحقيق و پژوهش چگونه است؟ بنده از سال 79 به صورت جدي وارد عرصه پژوهش شدم و اولين اختراعم در سال 80 ثبت گرديد. اكنون با مشكلات فراواني دست و پنجه نرم مي كنم؛ متأسفانه در كشور ما حتي يك درصد هم به نخبگان كمك نمي شود و اگر كمكي هم صورت بگيرد، جنبه استفاده ابزاري دارد. در حال حاضر كه فدراسيون نخبگان تشكيل شده، هيچ نهادي حتي براي اعضاي اين فدراسيون هزار تومان بن كتاب در نظر نگرفته است. متأسفانه نهادها و سازمانها هيچ امكاناتي را در اختيار تحقيق و پژوهش نخبگان قرار نمي دهند. متأسفانه هنوز افراد، اسمي از نخبگان به ميان نياورده اند و فدراسيون نخبگان يكي از متمركزترين جمع نخبه هاي كشور به شمار مي آيد، هر چند نگاه عميق و سرمايه گذاري روي اين جوانان به هيچ وجه صورت نگرفته است و متأسفانه حتي كارت شناسايي كه قرار بود براي نخبگان صادر شود، هر ماه به تعويق مي افتد. با توجه به مشكلات موجود، چه راهكاري مي تواند به نخبگان ياري برساند. نخبه ها مي توانند از سه يا چهار مؤلفه براي حل مشكلات و معضلات خود استفاده كنند. به عبارتي، راهي ديگر غير از اكتفا كردن به اين راه حلها نيست. اول اينكه بايد با مشكلات كنار بياييم و به خودمان و فعاليتهايمان اعتقاد كامل داشته باشيم. در اينجا لازم است براي روشن شدن قضيه مثالي بزنم. زماني كه يك نخبه ايراني به كشوري ديگر مهاجرت مي كند، بايد وطن خود را فراموش كند؛ نمي توان در مؤسسه هاي تحقيقاتي كانادا فعاليت نمود و با تأكيد نام ايران كار كرد. شما اگر بهترين مخترع هم باشيد به نام آن دانشگاه و آن كشور اختراعتان را ثبت و در المپيادها شركت مي كنيد. متأسفانه در كشور ما به اين مسايل و عاقبت آن توجهي نمي شود. نخبگان ما زماني كه در مسابقات اختراعات و ابتكارات ژنو2005 شركت كردند، زمان بازگشت به آنها 5 سكه هديه دادند، در حالي كه هر كدام از اين بچه ها حداقل 4 ميليون تومان از جيب خودشان براي سفر خرج كردند. در حالي كه نخبگان كشورهاي ديگر هزينه رفت و آمد و اقامتشان را دولت با بهترين امكانات پرداخته بود. آنها معرف فرهنگ آن كشور بودند. زمان برگشتن نيز نخبه هاي خارجي امكانات تحقيقاتي و پژوهشي بسياري در اختيارشان قرار داده شد. اما در كشور ما نخبه اي وارد المپياد مي شود، مدال طلاي جهاني مي گيرد اما مقروض به كشور باز مي گردد. مدتي پيش يك تيم ربوتي خواسته بودند از دستگاهي در آزمايشگاه يكي از دانشگاهها استفاده كنند. زمان استفاده به آنها گفته شده بود نمي توانيد با اين دستگاه كار كنيد، چون اگر سوزنش بشكند، خسارت مي بيند. اين دستگاه را چندين سال بدون استفاده خريده اند، گوشه اي گذاشته و فقط گهگاهي گرد و خاكش را پاك مي كنند. از اين نمونه ها در دانشگاهها فراوان مشاهده مي شود. در بسياري از كشورها ميليونها دلار هر روز در زمينه پژوهش هزينه مي شود. حتي اگر خسارت به بار بيايد و آزمايش و پژوهش با هزينه بالا نيز جواب ندهد، به محقق و پژوهشگر بيش از پيش اعتنا مي كنند، چون بايد براي پژوهش هزينه پرداخت كرد.
شايد بتوان علت اين مشكل را عدم وجود مديريت نخبه در كشور دانست؟ بايد براي يك مدير مطلوب چند صفت را قايل بود. مدير بايد شجاع و مدبر باشد. صلاحيتها را مد نظر قرار دهد و پژوهشهاي محوري را از مهمترين برنامه هايش بداند. مسأله ديگر تشخيص بودجه نخبگان است، متأسفانه اكثر مديران ما در بخشهاي پژوهش و تحقيق آخر هر سال بودجه اضافه مي آورند. بودجه تحقيق در اختيار دارند، اما به سختي آن را هزينه مي كنند. ما تاكنون نديده ايم كه مديري در آخر سال بگويد بودجه پژوهشي كم آورديم. به نخبه ها هم اگر بودجه اي بدهند، مي گويند اين چند درصد قبل از امتياز آوردن، 50 درصد هم بعد از امتياز آوردن. در حالي كه بايد تمام بودجه را در اختيار نخبه ها قرار داد متأسفانه برخي مديران ما درد نخبه ها را نمي دانند. اين قبيل از مديران مانع هموار شدن راه براي نخبه ها و پيشرفت تحقيقات آنان مي شوند. مديراني كه قدرت تصميم گيري ندارند، باعث تخريب روحيه علمي در نخبگان ما و در نهايت فرار آنها مي شوند.
راهكار اساسي براي جذب و ماندن نخبگان در كشور چيست؟ ذهن آدمي مانند ماهيچه ها بايد دايماً ورزيده شود، بنابراين بايد نخبه ها را از لحاظ امكانات تأمين كرد تا بتوانند اين ذهن را پرورش دهند. المپيادي هاي ما بايد فقط يك تا دو دوره مدال بياورند، بعد از آن آقايان مي گويند عرصه را براي افراد جديد باز بگذاريد. چطور اگر كسي هر سال بتواند جايزه نوبل را دريافت مي كند، اما لوح جشنواره خوارزمي را نمي توان پشت سر هم با ارايه ابتكارهاي نو گرفت. با اين همه، به خاطر ايمان و اعتقاداتمان در ايران مانده ايم. يك نخبه ايراني در شرايط فعلي بايد در كشورش بماند و با سختي ها دست و پنجه نرم كند، شايد روزي كسي در ايران به علم و تحقيقات و پژوهش بهايي داد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- فرهنگ در مطبوعات
جمهوري اسلامي- اين روزنامه در سالروز شهادت شيخ محمد خياباني، در يادداشتي با عنوان "شيخ محمد خياباني، روحاني مجاهد" با نگاهي به زندگي آن شهيد، به بررسي شخصيت سياسي و مبارزاتي ايشان پرداخته است.
در بخشي از اين يادداشت آمده است:
در زمان شيخ محمد خياباني، اوضاع جهان اسلام و همچنين ايران به عنوان پاره اي از پيكر جامعه اسلامي، بسيار آشفته و تأسف انگيز بود. در ايران، وجود حكام مستبد و بي كفايت از يك سو و دخالتهاي بيگانگان از سوي ديگر، اوضاع غير قابل تحملي براي كساني چون شيخ محمد خياباني به وجود آورده بود و ملتي را كه پس از انقلاب مشروطيت انتظاري جز استقلال، آزادي و استقرار حكومتهاي عدالت پرور و مردمي نداشتند، چنان به مصائب و مشكلات گرفتار كرد كه هرگز فكر آن را نمي كردند.
استعمارگران انگليس، روسيه تزاري و آلمان بر سر ايران و در جهت اجراي برنامه هاي استعماري خود به نزاع برخاسته بودند و در امور ايران مداخله شديدي مي نمودند، به طوري كه حكومت در ايران واژه بي معنايي به خود گرفته بود.
در چنين اوضاع و احوالي بود كه شيخ محمد خياباني قيام كرد.
شيخ محمد خياباني با قرارداد استعماري وثوق الدوله با دولت انگلستان (قرارداد 1919) نيز به مبارزه پرداخت و مردم را از مفاسد بزرگ اين قرارداد ننگين آگاه ساخت.
به دنبال بي كفايتي ها و وابستگيهاي دولت وقت ايران به دولتهاي خارجي، از جمله قبول قرارداد ننگين 1919(1298 هـ.ش) شيخ محمد خياباني عليه دولت وقت دست به قيام زد و در 17 فروردين سال 1299 هـ.ش در مدت كوتاهي تمام ادارات و نهادهاي دولتي تبريز را به تصرف خود درآورد و با گستراندن اين قيام به ديگر شهرهاي آذربايجان، آن منطقه را از چنگ دولت سرسپرده وثوق الدوله خارج ساخت. در اثناي قيام بود كه كابينه وثوق الدوله سقوط كرد و مشيرالدوله روي كار آمد و او هم درصدد خاموش كردن قيام خياباني برآمد و حاجي مخبرالسلطنه (هدايت) را به آذربايجان فرستاد. هدايت كه خودش را مخالف وثوق الدوله و طرفدار آذري معرفي مي كرد، به تبريز رفت و خياباني نيز هرگز حدس نمي زد كه او متوسل به اسلحه بشود، به همين جهت درصدد مقابله و تهيه قواي مسلح كارساز برنيامد. مخبرالسلطنه پس از چند روز مذاكره به قزاقخانه رفت و به فرمانده قزاقهاي تبريز فرمان عمليات مسلحانه و قلع و قمع انقلابيون تبريز را داد و فرداي آن روز هنگام طلوع آفتاب، قزاقها مراكز انقلابيون را مورد هجوم قرار داده و تصرف كردند.
قزاقها در اين جريان، به خانه اي كه خياباني در آن بود حمله ور شده و او را به رگبار بسته و به شهادت رساندند.
٭٭٭
كيهان- صفحه مقالات روزنامه كيهان در مقاله اي با نام "سايه سنگين ساواك بر فضاي دانشگاهها" آورده است:
يكي از آگاهان به امور در آن روزگار درباره نقش ساواك در ايجاد خفقان و امنيتي كردن حوزه دانشگاهها چنين اظهار عقيده كرده است:
"... شاه اگرچه به خوبي مي دانست كه اداره امور يك كشور مدرن صنعتي نياز به نيروي كار تحصيل كرده دارد، ولي به دليل وحشت خود از آزادي دانشگاهها، اين واقعيت را ناديده گرفته بود كه پرورش متخصصين كار آمد هرگز بدون تأمين آزادي فكر و انديشه در محيطهاي دانشگاهي امكان پذير نيست... شايد به گمان شاه، دانشگاهها فقط نوعي خط زنجير توليد بودند كه مي بايست از يك طرف دانشجو واردش شود و از طرف ديگر "تكنوكرات" بيرون بيايد."
كنترل و مراقبت ساواك در محيطهاي دانشگاهي از اين هم فراتر رفته بود:
"همواره به طور مستمر تمام امور دانشگاهها را تحت كنترل داشت و حتي راجع به اينكه چه دروسي بايد يا نبايد آموخته شود، نظر مي داد.
هر تخلفي نيز چه از سوي استادان و يا دانشجويان، بلافاصله توسط عوامل ساواك گزارش مي شد و عامل آن تحت تعقيب قرار مي گرفت.
چنين شيوه اختناق آميزي، طبعاً هيچ زمينه اي براي فعاليت فردي روشنفكران باقي نمي گذاشت..."
بدين ترتيب، گرچه حركتهاي فردي مخالف رژيم در دانشگاهها به صورت انفعالي و بي تحرك درآمده بود، ليكن دانشجويان هرگاه فرصتي دست مي داد، از مبارزات دسته جمعي دريغ نداشتند و براي ابراز مخالفت با رژيم، تظاهراتي به راه مي انداختند...
در چنين شرايطي بود كه جامعه دانشگاهي (اساتيد، مديريت، كاركنان و دانشجويان) خسته از فعاليتهاي نارواي ساواك، ملجأيي را جستجو مي كردند تا از وضعيت اسفبار حاكم بر دانشگاهها رهايي يابند. بي دليل نبود كه در جريان تحركات انقلابي مردم ايران، دانشگاهيان نقش قابل توجهي در مخالفت با حكومت برعهده گرفتند و در پيروزي انقلاب هم سهمي درخور داشتند...
٭٭٭
همشهري- اين روزنامه در صفحه انديشه خود در گزارشي تحت عنوان "غرب به معنويت اسلامي بازگشته است"
به نقل از دكتر شهرام پازوكي استاد دانشگاه تهران و عضو انجمن حكمت و فلسفه، آورده است:
"برخلاف ذهنيت اشتباه ما كه بر اين باور هستيم كه تكنولوژي غربي بر تمامي شؤون آنها سيطره دارد، غرب خود به واسطه تكنولوژي زدگي، به سمت عرفان و معنويت رفته است؛ زيرا به اين نتيجه رسيده كه اين تكنولوژي نمي تواند برطرف كننده تمامي نيازهاي انساني، از جمله نيازهاي وجودي و معنوي انسان باشد."
اين عرفان پژوه، تصور جهان غرب درباره اسلاميت را تنها بنيادگرايي ندانست و يادآور شد: "اشتباه است كه فكر كنيم تصور غربيان به واسطه اعمال تروريستي برخي حلقه هاي بنيادگرا مانند "طالبان"، نوعي بنيادگرايي است، چرا كه جهان غرب بين اين اعمال خشونت آميز و روح معنوي عرفاني و پاك اسلام، تفكيك قايل شده است. حتي مي توان گفت برداشت كلي آنها از اسلام، برداشتي انساني و مسالمت آميز است."
وي در ادامه افزود: غرب به دنبال فضاي تكنولوژي زدگي كه بر آن حاكم شده است، به دنبال مسكن آرامش دهنده اي است كه نوعي آرامش باطني داشته باشد؛ البته خود به خوبي نمي داند كه دقيقاً به دنبال چيست، اما همين قدر مي داند كه اين فضا ارضا كننده نيست و بايد به دنبال پاسخ به سؤالهاي وجودي و معنوي خود باشد.
"پازوكي" تصريح كرد: غرب به خاطر اين آشفتگي و اين كه نمي داند به دنبال چيست، به سمت ابتدايي ترين، مبتذل ترين تا متعالي ترين رهيافتهاي عرفاني رفته است، اما با اين حال از سر اين تكثر، خود دارد به نوعي عرفان اصيل و حاكم پي مي برد كه ريشه در اديان دارد.
مترجم كتاب "عقل و وحي" (اتين ژيلسون) اقبال جوامع غربي را در دوران اخير به عرفان اسلامي قابل توجه خواند و اظهار كرد: بازخواني و تدريس آثار عرفايي مانند "ملاصدرا"، "ابن عربي" و... و همچنين بزرگداشتهايي درباره عرفان اسلامي در غرب و استقبال طيفهاي مختلف مردم به اين دست كارها، نشان مي دهد غرب در پي دست يافتن به گم گشته خويش است. در آمريكا، چند سالي است كه "مثنوي معنوي" جلال الدين مولوي پر تيراژترين كتاب است... غرب در يك كلام دوست دارد بيشتر از عرفان اسلامي بداند و اين نشانه بازگشت وي به عرفان و معنويت اسلامي است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تير ماه سال آينده ؛همايش بين المللي "هنر و فرهنگ شيعه ايراني" در آكسفورد برگزار مي شود
همايش بين المللي "هنر و فرهنگ شيعه ايراني" 16 و 17 تير ماه 1385 در آكسفورد برگزار مي شود.
برگزاركنندگان همايش بين المللي "هنر و فرهنگ شيعه ايراني" معتقدند با وجود مطالعات فراواني كه در فرهنگ و هنر ايراني انجام شده، آثار بسيار كمي درباره هنر شيعي و حضور آن در فرهنگ ايراني منتشر شده است.
اين همايش در نظر دارد اين موضوع را با حضور محققان و پژوهشگران عرصه هنر و تاريخ و فرهنگ مورد مطالعه و بررسي قرار دهد.همايش بين المللي "هنر و فرهنگ شيعه ايراني" بر اساس چهار دوره حضور هنر شيعي برنامه ريزي شده است كه اين چهار دوره عبارتند از: صفويه، قاجاريه، پهلوي و دوران انقلاب اسلامي.پروفسور جيمز آلم، مسؤول موزه اشمولين آكسفورد و پدرام خسرونژاد، مسؤول دانشكده مطالعات هنر شرق نزديك، مسؤوليت برگزاري اين همايش را بر عهده دارند.از ايران نيز دكتر مهناز شايسته فر، عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس، مقاله "تجلي نام امام علي(ع) در تزئينات معماري" و "تأثير شيعه در نقاشي تيموريه و صفويه" و همچنين دكتر محمد خزايي، عضو هيأت علمي دانشگاه تربيت مدرس، مقاله "عناصر هنر شيعي در هنر اسلامي دوران آل بويه" را به اين همايش ارايه كرده اند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- برگزاري همايش "گفتگوي ميان علم، اخلاق و دين" در آمريكا
همايش "گفتگوي ميان علم، اخلاق و دين" 27 شهريور ماه امسال در شهر دلور آمريكا برگزار مي شود. به گزارش مهر، گروهي از مؤسسه هاي ديني آمريكا برگزاركننده اين همايش هستند. سه سخنران اصلي اين همايش عبارتند از: ويليام گريسي، ايوار لانگارد و ريچارد كي رك. "گريسي" در باب گفتگو ميان پيروان نظريه تكاملي و نمايندگان ديني سخن مي گويد. "لانگارد" هم پاره اي از نتايج و تبعات گفتگوي ميان دين و علم را بسط مي دهد و در نهايت "كي رك" هم پاره اي از تعارضات آموزه هاي ديني و علمي را مورد توجه قرار مي دهد. بحث گفتگوي ميان علم و دين، هم اكنون و در منظومه جديد معرفتي غرب بحثي بسيار مهم و حياتي قلمداد مي شود، بخصوص آنكه جديداً حوزه اخلاق نيز در كنار دو حوزه ديگر مطرح شده و اين سه، سه گانه اي را تشكيل داده اند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به مناسبت ولادت امام زمان(عج): برنامه هاي هفته مهدويت برگزار مي شود
به مناسبت ولادت امام زمان(عج)،برنامه هاي هفته مهدويت از روز پنجشنبه 24 شهريور ماه به همت سازمان تبليغات اسلامي در سراسر كشور برگزار مي شود. اين هفته از 24 شهريور ماه (دهم شعبان) آغاز و تا 30 شهريور ماه (16 شعبان) ادامه خواهد داشت.از سوي سازمان تبليغات اسلامي، براي هر يك از روزهاي هفته مهدويت، نامي خاص در نظر گرفته شده است.بر همين اساس ، دهم شعبان، اولين روز از هفته مهدويت "روز امام مهدي(عج) و منتظران آن حضرت" نام گرفته است.يازدهم شعبان "روز امام مهدي(عج) و نيايش"، دوازدهم شعبان "روز امام مهدي(عج) و جوانان" و سيزدهم شعبان نيز "روز امام مهدي(عج) و اميد" نامگذاري شده است.بر اساس اين گزارش، چهاردهم شعبان "روز امام مهدي(عج) و مهرورزي"، پانزدهم شعبان "روز امام مهدي(عج) و مستضعفان" و شانزدهم شعبان نيز "روز امام مهدي(عج) و عدالت جهاني" ناميده شده است.در هفته مهدويت، مبلغاني به مراكز مختلف كشور اعزام و در ارتباط با عناوين روزهاي پيش بيني شده سخنراني خواهند داشت.
نوزدهمين شماره ماهنامه فرهنگي تحليلي سوره (شهريور84)، ويژه دولت جديد، توسط انتشارات سوره مهر منتشرشد. عناوين اين شماره عبارتند از: "اي جوانان عجم جان من و جان شما"؛ در شرح يك وظيفه مضاعف، "آرمان و هويت"؛ گزاره هاي فرهنگي رئيس جمهور منتخب؛ "تك صدايي شكسته شد!"، تحليل پيروزي اصولگرايان در انتخابات و چشم انداز آينده (حجةالاسلام سيد مهدي ميرباقري)، "تحول در مصاف با تحجر"، انتخابات نهم و بايسته هاي دولت جديد در گفتگو با حجةالاسلام سيد عباس نبوي، "ديگر غرب شاخص نيست" گفتگو با دكتر فياض، "از نگاه ديگران" و... . قابل ذكراست، ماهنامه سوره به صاحب امتيازي حوزه هنري مدير مسؤولي دكتر حسن بنيانيان و سردبيري وحيد جليلي، هم اكنون در پيشخوان روزنامه فروشي هاست.
اولين شماره "دو فصلنامه مطالعات هنر اسلامي" منتشر شد
از سوي مؤسسه مطالعات هنر اسلامي، اولين شماره "دو فصلنامه مطالعات هنر اسلامي" در 168 صفحه منتشر شد. در سرآغاز اين دو فصلنامه آمده است: راه اندازي دو فصلنامه "مطالعات هنر اسلامي" با توجه به اين حقيقت است كه هنر اسلامي متأثر از جهان بيني اسلامي است و هنرمند مسلمان در ايجاد اثر هنري، مهارت فني را با معرفت ديني در مي آميزد. كار هنري او علاوه بر ايجاد تفاهم و تعادل در صورت و معنا، به نيازهاي مادي و روحي انسان هم توجه دارد. "دو فصلنامه مطالعات هنر اسلامي" شامل چهار بخش است: در بخش اول كه به هنرهاي تجسمي اختصاص دارد، مقالات: سير تحول و تكامل طراحيهاي ايراني از مغول تا صفويه، نقش بيننده در فضاي نگارگري ايراني و بررسي صورتك در ايران دوران اسلامي، منتشر شده اند.بخش دوم اين دو فصلنامه، به معماري اختصاص دارد. مقالات: كتيبه هاي ابنيه دوران آل بويه، با تأكيد بر مضامين مذهبي، بررسي معماري موجود در نگاره هاي دوران تيموري و صفوي، تزئينات كتيبه اي مسجد جامع سمنان بخش سوم، به موضوع هنرهاي كاربردي مي پردازد و مقاله بررسي نام مبارك علي(ع) بر روي هنرهاي كاربردي دوره هاي صفويه و قاجاريه در موزه ايران باستان، در اين بخش منتشر شده است. بخش پاياني اولين شماره "دو فصلنامه مطالعات هنر اسلامي" به پژوهش هنر اختصاص دارد. جايگاه و نمود مذهب در نگارگري بهزاد و صورت و معنا در نقاشي قهوه خانه، كاشيكاري با موضوع عاشورا از مقالات اين بخش هستند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- قفسه باز
علي(ع)، ابرمرد مظلوم ( محمد تقي رهبر)
اين كتاب از انتشارات بوستان كتاب قم مي باشد كه در 316 صفحه به چاپ رسيده است. عناوين بعضي از فصول كتاب عبارتند از: زادگاه و خاستگاه علي(ع)، همسفر ديرين پيامبر(ص)، مروري بر فضايل اميرالمؤمنين(ع)، حديث مظلوميت، حقانيت و مظلوميت، غدير خم و اوج مظلوميت علي(ع) و ... حديث مظلوميت علي(ع) بيانگر مظلوميت ابر مردي است كه ديباچه فضايل اولين و آخرين بود و روايت حماسه هايش اسطوره سازترين حماسه هاست و با وجود اقتدار و توان مندي، مصيبتها و ستمها را به جان خريد تا سنگ صبور اسلام و همنواي مظلومان و ياور مستضعفان باشد. سلام و صلوات خدا و درود قدسيان و صديقان و صالحان بر علي پدر شهيدان، تا زمين و زمان پابرجاست و تا از درود و سلام، نامي و نشاني هست.
تذكرة الاحباب ( ملا احمد بن محمد مهدي نراقي) اين كتاب از انتشارات بوستان كتاب قم مي باشد كه در 320 صفحه به چاپ رسيده است.
اين كتاب از نخستين آثار و تأليفهاي ملا احمد است و تاريخ تأليف آن به سال 1212هـ.ق آغاز سلطنت فتحعلي شاه قاجار و مصادف با رحلت علامه بزرگوار سيد مهدي بحرالعلوم مي باشد. برخي از آثار ملااحمد در تكميل آثار و مصنفات علمي پدرش ملامهدي نراقي بوده است. تذكرة الاحباب نيز از همين مقوله مي باشد كه وي آن را در تكميل تحفه رضويه و حاشيه آن نگاشته است. نگاشتن فقه به زبان فارسي در دوره صفويان و اوايل عصر قاجار رواج يافت و با كم رنگ شدن فعاليت حوزه هاي علميه شيعه در ايران در اواخر عصر صفوي و اوايل عصر قاجار، فقه فارسي در انزوا قرار گرفت. پس از يك دوره ركود، ملامهدي و ملااحمد نراقي با نثر فارسي بسيار شيوا و آراسته و به فراخور فهم عامه مردم به احياي فقه فارسي همت گماشتند. ويژگيهاي اين اثر شامل چند بخش همخواني و انسجام و... مي باشد.
جايگاه سياسي عالم ديني در دو مكتب اخباري و اصولي ( سيد محسن آل سيدغفور)
اين كتاب از انتشارات بوستان كتاب قم مي باشد كه در سال جاري در 311 صفحه به چاپ رسيده است.پيروزي انقلاب اسلامي بر مبناي انديشه سياسي شيعه و به ويژه بر اساس فقه سياسي آن از جمله انگيزه هايي است كه متفكران را وادار كرد تا به بازخواني و باز توليد فقه سياسي شيعه توجه كنند. پژوهشهاي صورت گرفته بيانگر اين حقيقت است كه صبغه سياسي فقه شيعه در دوره ائمه اطهار(ع) براي خود ائمه و مخالفان آنها امري روشن بوده است.اين صبغه در دوران غيبت استمرار داشته است، به گونه اي كه موجوديت سياسي اقليت شيعي را در برابر حاكميت اكثريت، مي توان مرهون همين فقه سياسي تلقي كرد.در كاوش انديشه هاي فقهي شاهد تحول و تطوري در فقه هستيم كه امروز به جريان حاكميت ديني در نظام جمهوري اسلامي منجر شده است.به اعتقاد نويسنده گذار از انديشه اخباري گري به انديشه اصولي و اجتهادي در فقه از مهمترين علتهاي نقش آفريني عالمان و فقها در ساحت سياست است.