@ الف - طيراني اشاره: روي نيمكت نشسته بودم، تا ضمن استفاده از فضاي سبز، سوژه هاي گزارشم را پيدا كنم. پسرجواني در حاشيه شني پارك قدم مي زد. هيجان زده به نظر مي رسيد. انگار منتظر كسي بود، با نگاهش همه را برانداز مي كرد. چند لحظه بعد دختري نفس زنان به او نزديك شد.
پسر با لحني نه چندان دوستانه به او خطاب كرد و گفت: "مرجان چرا اينقدر ديركردي؟" دختر درحالي كه به اطراف مي نگريست به آرامي گفت: "خيلي معطل شدي؟" پدرم در خانه بود و نمي توانستم زودتر بيايم! دقايقي بعد آن دو روي نيمكتي مشغول گفتگوي صميمانه بودند. صداي دختر را شنيدم كه مي گفت: چكار كنم "اميد" اونا براي احساسات من ارزش قايل نيستند، خانواده من سنتي فكر مي كنند و سطح فكرشان قديمي است. اصلاً اونا به چشم يك بچه به من نگاه مي كنند... پسر با لحني بسيار احساساتي گفت: "عزيزم ولشون كن، اونا ما رو درك نمي كنند. ما بايد خودمون به فكر باشيم! بايد روياهامون رو خودمون به واقعيت تبديل كنيم ما ديگه بچه نيستيم، مي تونيم خودمون براي آينده تصميم بگيريم. من قول مي دم كه تو رو خوشبخت كنم! @@@ روابط برخي از پسران و دختران در سنين قبل از ازدواج و در مقاطع مختلف سني و تحصيلي، وضعيت نگران كننده اي براي اكثر اوليا و مسؤولين فرهنگي جامعه ايجاد كرده است. البته منظور ما از "روابط" در اين گزارش، "معاشرتهاي پنهان يا آشكاري است كه دختر و پسر به صورت غيرمشروع، برخلاف عرف جامعه و بدون موافقت و اطلاع والدينشان به طرق گوناگون نظير رد و بدل كردن نامه، تماسهاي تلفني، ملاقاتهاي حضوري و حتي روابط ناسالم اينترنتي با يكديگر برقرار مي كنند. به راستي چرا بسياري از جوانان يا نوجوانان ما خواسته يا ناخواسته وارد چنين بازيهاي خطرناك مي شوند؟
تمريني براي زندگي آينده مهشيد. ج، 16 ساله، معتقد است: اين رابطه تمريني براي زندگي آينده است، چون از اين طريق پسرها و دخترها بيشتر مي توانند با روحيات و دنياي يكديگر آشنا شوند، يعني تا چنين رابطه اي برقرار نشود آنها نمي توانند با خصوصيات جنس مخالف خود آشنا شوند. جواد. ش، پسر 18 ساله اي است كه اين رابطه را نوعي هيجان، كنجكاوي، تفريح و تنوع مي داند كه به نظر او اين دوستي ها باعث مي شود تا از زندگي و خصوصاً ايام نوجواني و جواني به زعم خودش لذت بيشتري ببرد و نيازهاي روحي او به مقدار زيادي ارضا شود. در نقطه اي ديگر از شهر، گروهي از دختران و پسران دبيرستاني كه در يك كافي شاپ، دور يك ميز نشسته اند، به گزارشگر ما مي گويند: عدم اعتقاد به ارتباط پسر و دختر در سنين قبل از ازدواج، نوعي واپس گرايي و عقب ماندگي محسوب مي شود. آنها اين ارتباط را پديده اي عادي و لازمه جامعه صنعتي و شهري تلقي مي كنند، حتي برخي از آنها به تمسخر كساني مي پردازند كه بنا به دلايل اعتقادي و خانوادگي وارد اين بازي نمي شوند.
حفظ حدود و ارزشها فخرالسادات بحريني، كارشناس ارشد روان شناسي در همين زمينه مي گويد: ارتباطهاي مخفي و پنهاني بدترين شكل اين روابط محسوب مي شود و بايد راههاي منطقي ديگري را جامعه پيش روي نوجوانان "دختر و پسر" در حد لزوم قرار داد. نتيجه حاصل از روابط پنهاني، عوارض و تبعات منفي بي شماري است كه متأسفانه گريبانگير دختران و پسراني مي شود كه خواسته يا ناخواسته خود را در معرض اينگونه رابطه ها قرار داده اند و دقيقاً منطبق با تجربيات تلخي است كه پس از مدتي كوتاه يا طولاني به دست آورده اند. بحريني در ادامه مي افزايد:در جامعه كنوني ما هر روز شاهد نابسامانيها و آشفتگي هاي رواني فراواني هستيم كه دختران و پسران پس از ايجاد رابطه با جنس مخالف خود به آن دچار مي شوند. وي خاطرنشان مي كند: با توجه به تحريم روابط پنهاني و آشكار با جنس مخالف از طرف جامعه و اولياي مدارس زندگي تحصيلي و خانوادگي اينگونه افراد به شدت تحت تأثير قرار مي گيرد، به نحوي كه آثار و عواقب آن سالها نيز ادامه خواهد يافت و حتي در مواردي به فرار از خانه، خودكشي و حتي خودسوزي منجر شده است. چه بسا كه پس از ازدواج نيز مشكلاتي در اين زمينه با همسر خود خواهند داشت. دكتر اصغر كيهان نيا، مشاور خانواده نيز معتقد است:جوانان به دنبال جامعه آرماني و تازه اي هستند كه در آن آزادتر در روابط اجتماعي باشند، گرچه فروپاشي برخي از سنت ها در فرآيند توسعه ضروري است، اما زياده روي در اين راه موجب سردرگمي، بلاتكليفي و گاهي بريدگي فرهنگي مي شود. برخي از جوانان خيلي زود متوجه اين خطر مي شوند و بلافاصله به فكر چاره مي افتند و در نتيجه از ارزشها و معنويت ها فاصله نمي گيرند، ولي متأسفانه عده اي غرق در ورطه بي قيدي، رفاه طلبي و لذت جويي مي شوند و ناچار در دام خودپرستي افراطي گرفتار مي شوند و راه افسار گسيختگي و بي بند و باري را در پيش مي گيرند. دكتر كيهان نيا،در خصوص مراحل و دلايل مهم دوستي دختر و پسر را در جامعه امروزي مي گويد: مرحله نخست اين رابطه ها آن است كه هر جواني پس از سپري شدن دوران نوجواني نياز دارد تا از لاك خانواده خارج شود و دوستي و محبت ديگران را لمس كند. كما اينكه جنس مخالف هم يكي از اين ديگران است وي مي افزايد :در مرحله دوم به خاطر گرفتن تأييد جنس مخالف است تا به او ثابت شود دوست داشتني است و علاوه بر "والدينش" مورد توجه ديگران هم قرار مي گيرد. اين آشنايي با جنس مخالف نوعي توفيق و تصويب شخصيت آنهاست. سومين مرحله را مي توان تخليه انرژي و هيجانات جواني و بالاخره شور و شر زندگي كه لازمه دوران جواني است، دانست. چهارمين مرحله پاسخ به احساسات رمانتيك، عاشقانه و روياهاي بي پايان خويش مي باشد. به خصوص در مورد دخترها كه نياز به "داشتن جاذبه" براي آنها مهم است. بديهي است كه دختر و پسر هر چه به سنين بالاتر برسند، اين معيارها در هم مي ريزد و به جاي آنها معيارهاي معقول تري قرار مي گيرد. آخرين مرحله براي ايجاد رابطه بين دختر و پسر، غريزه پدر شدن و مادر شدن، غريزه حيات و تشكيل خانواده مستقل در جامعه است كه همگي دست در دست هم داده و پسر و دختر را به هم نزديك مي كند. كيهان نيا در ادامه مي افزايد: پس از اينكه به نياز پسر و دختر به معاشرت با يكديگر توجه كرديم بايد قبول كنيم سينما، اينترنت و ماهواره از يك طرف و توسعه شهرنشيني و گسترش مناسبات اجتماعي موجب شده كه زن و مرد بناچار حضور گسترده اي در جامعه داشته باشند. بنابراين، به اجبار در اين لحظه از تاريخ، اينگونه معاشرتها معمول و گاهي مقبول واقع شده است. با اين حال محيط دانشگاه، محل كار، محيط هاي اجتماعي، مهماني هاي خانوادگي و... خواه ناخواه منجر به آشنايي دختر و پسر مي شود. وي همچنين مي گويد: آنچه درخور اهميت است، اگر اين آشنايي ها كه يكي از استثنايي ترين و فراموش ناشدني ترين لحظه هاي زندگي يك دختر و پسر را تشكيل مي دهد، سمت و سوي صحيح و معقولي پيدا كند، بعدها با افتخار از آن ياد مي كنند ولي اگر در مسيري سالم هدايت نشود با تلخي، زهركامي و حسرت از آن ياد خواهند كرد. اين رابطه مي تواند روياهاي يك جوان را بارور سازد، همان طور كه اگر با خامي و هيجان زدگي و دلدادگي شروع و جريان يابد جز پشيماني و ندامت بهره اي به جوان به خصوص به دختر نمي دهد.
انواع رابطه ها از ديدگاه روانشناختي اين مشاور خانواده سپس انواع دوستي ها و معاشرتها را در قلمرو رابطه ها مي داند و به طبقه بندي و تعريف آنها مي پردازد.
رابطه معقول اگر والدين و اولياي مدرسه و دانشگاه ها، بر اساس آموزشهاي درست، روابط اجتماعي و برخورد با جنس مخالف را به جوانان به خوبي آموزش بدهند، در اين صورت جوان هم، فرهنگ متعارف اين گونه معاشرتها را بهتر شناخته چه بسا در صورت فراهم بودن ساير شرايط منجر به ازدواج ايده آلي هم بشود.
رابطه افراطي وقتي والدين محيط رشد و شكوفايي جوان را فراهم نمي كنند و ميل دارند، او در محيطي بسته پرورش يابد در اين صورت جوان از يك طرف دچار شرم و حياي اجتماعي شده و از طرفي نياز برآورده نشده او به جنس مخالف باعث مي شود تا در اولين برخورد اسير هيجانات روحي و جسمي شده و چه بسا با يك كلام مهر آميز عنان كار را از اختيار به در برد.
رابطه خشك بعضي از دخترها و اغلب پسرها به خاطر ترس از تباهي اختياراً همه درها را به روي خود بسته و به هيچ عنوان قدرت ايجاد يك رابطه عادي را با جنس مخالف خود ندارند كه اين عادت به خاطر تلقيناتي بوده كه پدر و مادر به او كرده اند و رابطه با جنس مخالف را به صورت "تابو" براي او در آورده اند كه چه بسا ترس از ازدواج را درپي داشته است.
رابطه پنهاني اينگونه رابطه ها از سنين 12تا13سالگي شروع مي شود و خطرناك ترين رابطه ها محسوب مي شود. روابطي اينچنين از نگاههاي پنهاني شروع و به نامه پراني، تماس تلفني، ديدار پنهاني، هديه دادن و هديه گرفتن مي انجامد كه اگر پدر و مادر هوشيار باشند و با فرزند خود احساس نزديكي كنند، قادرند با او همراه شوند و خطرات اين گونه معاشرت ها رايادآور شوند. مخالفت آشكار با اين گونه رفت و آمدها جوانان را از والدين دور مي كند و چه بسا ندانسته و نخواسته كاري كنند كه پايان خوشي براي طرفين به خصوص براي دختر نداشته باشد.
رابطه آزاد متأسفانه در اين مورد بايد بگوييم "خلق را تقليدشان بر باد داد " و آن در صورتي است كه تحت تأثير رفت و آمد به غرب و يا داشتن تمايلات شديد به غرب والديني يافت مي شوند كه اعتقاد راسخ به رابطه آزاد دختر و پسر داشته باشند، كه در اين صورت چون هيچ قانوني بر آنها حكمفرما نيست. متأسفانه به بي بندوباري و گاهي به افسار گسيختگي اخلاقي و رفتاري منجر مي شود كه والدين عواقب آن را هم بكشند.
انگيزه هاي مختلف اما نسرين جهانشاهي، كارشناس ارشد علوم اجتماعي مسأله را از بعد ديگري مورد بررسي قرار مي دهد و اعتقاد دارد: وقتي انگيزه اي فراتر از انگيزه هاي ظاهري، ثروت، شهرت، شغل و يا موقعيت اجتماعي بر فضاي زندگي افراد حاكم باشد، طرفين احساس مي كنند خلأهاي فكري و عقيدتي شان از همنشيني با يكديگر پر مي شود. وي ادامه مي دهد: گرچه عشق مي تواند بزرگترين انگيزه حاكم بر تشكيل خانواده باشد. اما اگر اين عشق عميق و ريشه دار نباشد و از نوع "عشقي ظاهري و رمانتيك" باشد جز يأس و حرمان نتيجه اي به بار نخواهد آورد. درحالي كه در عشق هاي قوام يافته و معقول، فرد مي تواند با مشكلات كنار بيايد، نه به خاطر وضعيت اجتماعي و ترس از تنهايي و يا وجود بچه ها، بلكه به خاطر اشتراكات فكري و رفتاري كه بين دو نفر حاكم است. همين كارشناس با اشاره به آشنايي و دوستي هاي خياباني تأكيد مي كند كه اگر چه اين نوع دوستي ها به ازدواج هم بينجامد، اما طرفين به دليل عدم شناخت دقيق از خلق و خوي يكديگر هيچ گاه به رابطه عميق دست پيدا نخواهند كرد و رابطه شان تنها يك رابطه احساسي و سطحي است. به عقيده جهانشاهي در عشقهايي كه اشتراك سليقه و عقيده وجود دارد خود به خود همسان سازي هم پيش مي آيد. از آنجا كه هركس بيشتر از همه خودش را دوست دارد. طبيعي است كه كسي را مي پسندد كه بيشترين شباهت را از نظر فكري و رفتاري با خودش داشته باشد. اما اگر شخص موردنظر را به خاطر جلوه هاي ظاهري و يا توان اقتصادي انتخاب كرده باشد، بالاخره پس از مدتي اين ويژگيها به نظرش يكنواخت مي رسد و چه بسا ممكن است از همان ابتدا به خاطر عدم تفاهم فكري و رفتاري مشكلاتي هم بينشان به وجود بيايد. البته انتظار مي رود كه افراد در آغاز زندگي مشترك اين مشكلات را زياد جدي نگيرند، اما مطمئناً پس از مدتي برايشان غير قابل تحمل مي شود. بنابراين هرچه تفاهم فكري و سليقه اي بيشتر باشد احتمال شكل گيري عشق پايدار هم بيشتر خواهد بود.
معايب عمده معاشرتهاي خياباني و اينترنتي دكتر كيهان نيا معايب اينگونه معاشرتها را مورد بررسي قرارداده است و مي گويد: اغلب اين آشنايي ها بر اساس معيارهاي ظاهري مثل تيپ و قيافه، نوع لباس پوشيدن و حتي اتومبيلي كه طرف سوار آن است، انجام مي شود. درحالي كه دختر و پسر از پايگاه اجتماعي و مذهبي دو خانواده شناخت كافي ندارند. گرچه ظاهراً با يكديگر متناسبند اما از لحاظ ميزان تحصيلات، سطح فرهنگ و اعتقادات دو خانواده با يكديگر متفاوتند. از سوي ديگر اكثر خانواده ها با ازدواج فرزندشان با دختر يا پسري كه در خيابان با او آشنا شده اند موافق نيستند، ضمن آنكه اغلب پسرهايي كه از اين طريق با دخترها آشنا مي شوند لزوماً انگيزه ازدواج ندارند و قصد و غرض اصلي خود را پنهان نگه مي دارند و...
سراب عشق دكتر كيهان نيا نيز اظهار مي كند: در اين نوع آشنايي ها به دخترها بيشتر صدمه مي خورد از اين رو دختران جوان بايد قدرت "نه" گفتن را در خود تقويت كنند و به عشق هاي سراب گونه پاسخ منفي بدهند؛ گول حرفهاي عاشقانه را نخورند و نامه نگاري نكنند چون اين مسايل باعث مي شود تا با احساسات آنها بازي شود. فخرالسادات بحريني هم اعتقاد دارد: وضعيت و موقعيت خاص دختران در جامعه ما و اهميت پاكدامني زن و حفظ حريم هاي خانوادگي در صورت بروز خطا، آسيب پذيري آنان را صد چندان خواهد كرد. در جامعه ديني ما اگر پسري بعد از ازدواج با دختر مورد نظرش بفهمد همسرش قبل از ازدواج مدتها با فرد ديگري در ارتباط بوده، چه احساسي پيدا مي كند؟ حتي اگر وجود چنين ارتباطي كشف نشود و جزو اسرار شخصي باقي بماند همواره براي زن به عنوان موضوعي اضطراب انگيز مطرح است و ناخواسته در روابط با همسرش انعكاس مي يابد. وجود چنين واقعيتي باعث مي شود زن احساس گناه كند و از زندگي زناشويي خود لذت نبرد و آرامشي كه بايد به دليل حضور زن و مرد در كنار يكديگر به دست آيد، فراهم نشود.
www... جالب اينجاست كه اين روابط ناسالم، تنها در عصر اينترنت در حد دوستي هاي خياباني باقي نمي ماند و در پيچ و خم كوچه پس كوچه ها يا از ميان پنجره هاي نيمه باز و نيمه بسته به سوي هم پرتاب نمي شود. در واقع نگاهي هم وجود ندارد و اصولاً نيازي هم به نگاه نيست! كافي است يك كامپيوتر و يك كارت اشتراك و (www. ...) در دسترس داشته باشيم- ارتباطي گسترده با اهالي دهكده جهاني برقرار مي شود و پيام را هركسي كه خواهان آن باشد دريافت مي كند، كافي است صدا را بشنود و ارتباط آغاز شود. اتفاق و ارتباطي كه هر روز، هر ساعت، هر دقيقه و هر ثانيه مي افتد و نقطه آغاز يك دوستي و يا به اصطلاح عشق مي شود. مريم يكي از كساني است كه در دنياي بزرگ اينترنت به دنبال مرد ايده آل خويش مي گشته درباره آغاز اين ارتباط مي گويد: روزي از روزهاي بهار مشغول گشت و گذار در دنياي شلوغ اينترنت بودم؛ از سرعت پايين آن كلافه شده بودم، همين طور كه بدون هدف به اتاقهاي مختلف سر مي زدم ناگهان از ميان اين كلاف به هم تابيده، رشته اي براق تر از بقيه نظرم را جلب كرد، مردي با لحني بسيار گرم و دلنشين، بر خلاف ديگر استفاده كنندگان آن اتاق، مشغول صحبت كردن با بچه اي حدوداً هفت ساله بود! در همين ميان صداي وارد شدن يك پيغام براي من از بلندگو به گوش رسيد و جالب اينكه او هم از اين توجه با خبر شده بود. پيغام سلام را براي من فرستاد. من هم جواب او را دادم و بعد از اينكه متوجه شدم از كشور فرانسه چت مي كند و با توجه به علاقه اي كه به سفر خارج از كشور داشتم براي كسب اطلاع درباره كشور مزبور چند ساعتي با هم چت كرديم. مريم ادامه مي دهد: روزها گذشت و ما هر روز با هم گفتگوي دوستانه اي مي كرديم و او راههاي گوناگوني را براي سفر به فرانسه پيشنهاد مي داد. تا اينكه يكي از اين راهها، ازدواج با مردي بود كه مقيم آنجا باشد و بعد از مدتي خودش را پيشنهاد كرد. من هم بلافاصله به او جواب دادم كه قصد ازدواج ندارم. به مرور زمان متوجه شدم او مقيم فرانسه نيست بلكه پناهنده به آن كشور است. خلاصه با اسرار او و براساس رابطه اي كه هر روز چندين ساعت از طريق اينترنت داشتيم، بين ما علاقه اي به وجود آمده بود كه ازدواج ما رنگ و رويي به خود گرفت و هرچه مي گذشت جدي تر مي شد، تا اينكه با خواهرش در تهران ملاقات كردم و مادر و خواهرش براي آشنايي بيشتر به خانه ما آمدند. احساس كردم از برخورد خانواده او كه شايد يك خانواده سنتي باشند، زياد خوشم نيامد. شايد آنها هم در رابطه با من همين نظر را داشتند، شايد هم به دليل نوع ارتباط و آشنايي ما و جانيفتادن فرهنگ اينترنت در كشور ما و خانواده هاي سنتي بود. او مي گويد: بهرحال بعد از اين ماجرا با توجه به اينكه گفته بود امكان سفر به ايران را ندارد، ناگهان و بي خبر به ايران آمد. اما رفتار بد خانواده ها و عدم پذيرش آنها از يك طرف و صحبتهاي ضد و نقيض او از طرفي ديگر باعث شد تا براي ديدن او مصمم تر شوم. وقتي چهره او را از نزديك ديدم، شوكه شدم. من 20سال بيشتر نداشتم و او مردي ميانسال و 42ساله بود. همين مسأله بر مشكلات ديگر افزود و باعث شد كه من براي هميشه قيد اين ازدواج و آن مرد را بزنم وافسوس روزهايي كه به بطالت گذراندم و فرصت هاي مناسبي را كه از دست دادم بخورم، اما متأسفانه راهي براي بازگشت نيست... ... به طور حتم او حوصله اي براي گفتن نكات ريز اين رابطه ذهن گرا نداشت، اما از نگاه، صحبت و حالتهايش مي شد فهميد كه هنوز بعد از گشت يك سال، وجودش در گرو اين ارتباط است، و اين سرخوردگي و شكست برايش بسيارگران تمام شده است، چون بر خلاف دستگاه كامپيوتر، انسان ماشين نيست و با كليد كار نمي كند. هر چند كسي هم نمي داند، شايد كم كم انسان هم تبديل به يك ماشين شود و همين افكار پوچ و بي اساس وجودش را به انحصار بكشد، و سرانجام او را به موجودي بي اراده و بي مسؤوليت در برابر خود و تعهداتشان نسبت به اطرافيان تبديل كند.
وعده ازدواج ايجاد علقه زوجيت نمي كند اكنون با توجه به آنچه گفته شد اين پرسش به ذهن مي رسد: آيا قانون براي اين گونه روابط و دوستي ها قواعد و مقررات حمايتي يا حتي مجازاتهايي را در نظر گرفته است؟ محمدعلي سهرابي مهر، وكيل پايه يك دادگستري در پاسخ به اين سؤال مي گويد: آشنايي قبل از ازدواج در قانون منعي ندارد. از ماده 1034 تا 1040 قانون مدني كه در كتاب هفتم، باب اول، فصل اول قانون مذكور آمده است. مواردي را كه قبل از انعقاد عقد نكاح زن و مرد مي تواند انجام شود، بيان شده است. قبل از انعقاد عقد نكاح زن و مرد نامحرم بوده اند و هرگونه رابطه اي جهت شناخت بيشتر يكديگر با توجه به رعايت مسايل شرعي و اينكه به يكديگر نامحرم مي باشند، بلامانع است. هرچند اينها قصد ازدواج هم داشته باشند از هرگونه رابطه اي كه براي نامحرم منع شده است محرومند و وعده ازدواج مطابق ماده 1035 قانون مدني ايجاد علقه زوجيت نمي كند، هرچند كه حتي تمام مهريه يا قسمتي از آن كه براي موقع ازدواج مقرر گرديده است، پرداخت شده باشد. بنابراين هر يك از زن و مرد تا زماني كه صيغه عقد نكاح جاري نشده باشد، مي توانند از وصلت خودداري كنند و طرف مقابل نمي تواند به هيچ وجه وي را مجبور نمايد و يا از جهت امتناع يكي از طرفين از "ممتنع"، مطالبه خسارت كند. علاوه بر آن پس از بهم خوردن اين آشنايي كليه هدايايي كه به يكديگر داده اند قابل استرداد مي باشد. همين وكيل پايه يك دادگستري در ادامه مي افزايد: قانون مجازات اسلامي در ماده 637قانون مدني بيان مي كند، هرگاه بين زن و مرد رابطه زوجيت برقرار نباشد و مرتكب رابطه نامشروع يا اعمال منافي عفت گردند (غير از مواردي كه حد دارد) به شلاق تا 99ضربه محكوم خواهند شد و اگر عمل با عنف و اكراه باشد فقط اكراه كننده مجازات مي شود. در اين ماده قانونگذار خواسته هرگونه رابطه اي بين دو نامحروم را قبل از انعقاد عقد نكاح نهادينه نمايد و قبح آن را با مجازات قانوني بيان كند. لذا از هرگونه ارتباطي خارج از چهارچوب تعيين شده قانون براي زن و مرد مجازات درپي خواهد داشت و حتي رضايت خانواده ها نمي تواند مانع اعمال ماده 637 قانون مجازات اسلامي كه به آن اشاره شد، شود. بنابراين، چه اين ارتباطات به طور مستقل صورت پذيرد و چه با نظارت خانواده، رعايت قوانين و مسايل شرعي توصيه مي شود و هرگونه ارتباط نامشروع، مجازات درپي خواهد داشت. شايان ذكر است، صرف مكاتبه يا ارتباط اينترنتي مبني بر ابراز تمايل و علاقه به ازدواج بين زن و مردي كه فاقد موانع نكاح مي باشند جرم تلقي نمي شود. سهرابي مهر در ادامه اظهار مي دارد: از نظر قانوني هيچ حمايتي براي افرادي كه به دام دختران و پسران خياباني مي افتند وجود ندارد. قانونگذار دراين باره حمايتي براي اين افراد ندارد، چون با بلوغ طرفين مسؤوليت كيفري آن برقرار شده است و اصل بر اين است كه همه عالم به قانون مي باشند و از امر و نهي قانونگذار مطلع اند، ولي قانون براي افرادي كه سابقه كيفري دارند و كساني كه براي اولين بار مرتكب جرمي شده اند تمايزاتي قايل است. به اعتقاد همين وكيل پايه يك دادگستري فرد سابقه دار مستحق تخفيف و امتيازات ديگر قانونگذار نمي شود، اما فردي كه براي اولين بار مرتكب جرمي شده است داراي مزيت هايي در قانون خواهد بود.
قصد و اختيار سهرابي مهر خاطرنشان مي كند: قوه قضاييه هيچ اجباري براي ازدواج اين چنين افرادي ندارد ولي اگر ازدواج نكنند مجازات مي شوند، چراكه در اركان صحت هرعقدي از جمله عقد نكاح قصد و اختيار از شرايط صحت عقد مي باشد. اما زماني كه زن و مردي ادعا كنند قصد ازدواج داشته اند و حاضرند با يكديگر ازدواج كنند، قاضي دادگاه به آنها مهلت مي دهد تا ظرف آن مدت مقرر به عقد نكاح يكديگر در آيند، اما هيچ حكمي توسط قوه قضاييه بر ازدواج صادر نمي شود. وي براي پيشگيري از چنين روابطي توصيه مي كند خانواده ها، آموزش و پرورش و نهادهاي تأثيرگذار با هشدارهاي لازم در اين زمينه از اين فاجعه جلوگيري كنند. اين مدرس دانشگاه معتقد است: كمبودهاي فعلي جامعه را در اين زمينه، برخورد ناصحيح ضابطين قضايي و همچنين عدم سياست صحيح فرهنگي توسط رسانه هاي مختلف و تأثيرات منفي بعضي از فيلم ها مي داند و مي گويد: جلوه دادن عادي روابط دختر و پسر به طور بسيار نزديك و صميمي از شبكه هاي تلويزيوني قبل از انعقاد عقد نكاح، مي تواند زمينه اين دوستي ها را در افكار نوجوانان و جوانان پديدار سازد.
كلام آخر سيدعلي سلامت، كارشناس ارشد مددكاري اجتماعي نيز به خانواده ها توصيه مي كند: با فرزندانتان دوست باشيد و در رفتار با آنها دقت كنيد و براي توانمند بودن آنها در زمينه هاي تربيتي و اجتماعي تلاش كنيد، وقت بيشتري را براي بودن با آنها اختصاص دهيد، هرگز سعي نكنيد خواسته هاي خودتان را به آنها تحميل كنيد، در مورد روابط گوناگون دوستانه به آنها هشدار دهيد، چون در اكثر مواقع فشارهايي كه خانواده ها براي جلوگيري از چنين روابطي به فرزندانشان وارد مي آورند باعث مي شود آنها ناخودآگاه و از روي كنجاوي به طرف آن كشيده شوند، ضمن اينكه خطاهاي آنها را آنچنان بزرگ جلوه ندهيد كه باعث دورشدن از شما شود و به افرادي كه خارج از خانه در كمين آنها نشسته اند و ادعا مي كنند آنها را درك مي كنند، پناه ببرند كه اين، يكي از علل فرار از منزل مي باشد. به طور حتم تنها در اين صورت است كه مي توان انتظار داشت آنها مسير طبيعي رشد خود را طي كنند، ضمن اينكه اين مسايل مي تواند زمينه و تسهيلات لازم را براي ازدواج جوانان فراهم كند، در نتيجه اينگونه روابط در قالب ازدواج شكل مي گيرد و به بهترين و شايسته ترين نحو ممكن گرايشهاي فكري دو جنس به يكديگر تأمين مي شود.