---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به انگيزه 7 آذر و محاكمه دوم صدام ؛تبهكاران بازنشسته
٭ قاسم بابايي صدام ديكتاتور سابق عراق در 28 نوامبر برابر با 7 آذر بار ديگر محاكمه مي شود. اولين جلسه محاكمه صدام در ژوئن سال 2004 هجدهم تيرماه 83 برگزار گرديد. مجله آمريكايي تايم در تحليلي با عنوان "تبهكاران بازنشسته" محاكمه صدام را با محاكمه "اسلوبودان ميلوشوويچ"، قصاب بالكان و ديكتاتور صربستان مقايسه كرده است. ميلوشوويچ در كوزوو، با جنگهاي بالكان جنايات بسياري را با كمك صربها عليه مردم مظلوم بوسني هرزگوين مرتكب شد. تايم مي نويسد:
پارادوكس فرصت طلبانه آمريكا در خصوص محاكمه صدام در داخل عراق به عنوان اسير جنگي، و نيز محاكمه ميلوشوويچ در دادگاه بين المللي لاهه با عنوان جنايتكار جنگي به وضوح نشان از بي صداقتي كاخ سفيد در برخورد با حقوق بشر و شعارهاي دروغين در حمايت از ملتهاي جهان مي باشد. نويسنده مجله تايم، ادامه مي دهد. ميلوشوويچ كه در جنايت عليه بشريت شباهتهاي بسياري با صدام دارد، در حالي در جايگاه متهمان و محكومان نشسته بود كه مرتباً خود را بي گناه مي دانست و اظهار مي داشت كه من براي مبارزه با متجاوزان آمريكايي به خاك كشورم به مقابله پرداختم. او خود را جنايتكار جنگي نمي دانست و دادگاه بين المللي لاهه را فاقد وجاهت قانوني معرفي مي كرد. ميلوشوويچ كه با مشكل تنفسي مواجه بود و احتمال سكته قلبي او مي رفت، تلاش كرد تا با درخواست وقت استراحت، دادگاه را با مشكل مواجه كند، اما قاضي دادگاه به وي تذكر داد كه يا مطالب خود را به صورت مكتوب بنويسد و يا به وكلايش اجازه دفاع از خود را بدهد. اما صدام نه به عنوان جنايتكار جنگي بلكه به عنوان اسير جنگي توسط آمريكايي ها قلمداد شده است تا از حضور وي در دادگاه بين المللي لاهه جلوگيري كنند. اگر پرونده صدام به عنوان جنايتكار جنگي به دادگاه لاهه كشيده مي شد، قطعاً حاميان وي و در رأس آن آمريكا نيز بايد به دادگاه بين المللي جنايتكاران جنگي در خصوص تجهيز و تسليح صدام در طول 30 سال ديكتاتوري وي پاسخگو باشند. تشويق و تجهيز و حمايت از صدام در حمله به ايران، تشويق و ترغيب او توسط خانم ايپريل گلاسپي آخرين سفير آمريكا در عراق براي حمله و اشغال كويت، پايان ندادن به كار صدام پس از حمله و تهاجم نيروهاي ناتو به فرماندهي آمريكا طي عمليات توفان صحرا و آزادسازي كويت از اشغال نيروهاي صدام، دادن چراغ سبز به وي براي سركوب و قتل عام نيروهاي معارضين عراقي، ديدار رامسفلد به عنوان معاون پنتاگون با صدام قبل از حمله به ايران، از موارد حقوقي و قضايي است كه آمريكايي ها را از ارجاع پرونده، صدام به ديوان بين المللي لاهه منصرف نمود. مجله تايم، وجه مشترك هر دو ديكتاتور را، پايان تاريخ مصرف آنها قلمداد كرد و از آنها به عنوان "تبهكاران بازنشسته" كه سالها به منافع آمريكا خدمت كردند، بدون آن كه از آينده شوم خود اطلاعي داشته باشند، ياد كرد. تايم مي نويسد: ريگان و رامسفلد صدام را تنها دوست وفادار آمريكا در منطقه خاورميانه قلمداد كردند و نيز بيل كلينتون از ميلوشوويچ پس از امضاي پيمان "دايتون" كه در پاريس نهايي شد، به عنوان ناجي ملتهاي بالكان ياد كرد و او را در آغوش گرفت و پس از بوسيدن وي، دوستي عميق خود را با ميلوشوويچ بسيار پايدار و مستحكم خواند و از وي براي ديداري از آمريكا رسماً دعوت به عمل آورد. واشنگتن پست در خصوص دادگاه دوم صدام كه در اواخر مهرماه سال 84 برگزار گرديد، نوشته است: صدام، نام ديكتاتور و رئيس جمهور سابق عراق است كه به معناي "صدمه زننده بسيار" مي باشد. او كه در اولين روز محاكمه خود در دادگاه ويژه عراقي، ضمن آن كه مشروعيت قانوني و حقوقي دادگاه را زير سؤال برد، به سخنان قاضي امين، رئيس دادگاه كه او را رئيس جمهور سابق خطاب مي كرد بشدت اعتراض نمود.
صدام مرتباً مي گفت: اين دادگاه غيرقانوني و جعلي است و هر آن چه كه از اساس غير قانوني باشد، دروغ است. وقتي كه از وي خواسته شد كه خود را معرفي كند: اظهار داشت، من صدام رئيس جمهور عراق هستم. او زماني عصباني شد كه قاضي محمدامين به او تذكر داد كه او رئيس جمهور سابق عراق بود. صدام در اعتراض گفت: اين برداشت شخصي تو مي باشد. اما من خود را هنوز رئيس جمهور عراق مي دانم. همين كه اين سخنان را زد، محافظان دادگاه بازوهاي او را كه ايستاده بود، گرفتند تا در جايگاه مخصوص خود روي صندلي بنشانند، اما او با فرياد، خطاب به رئيس دادگاه گفت: من صدام رئيس جمهور عراق هستم. نمي توانيد و نبايد با من اين گونه رفتار كنيد. واشنگتن پست در ادامه مي افزايد: صدام به دليل جناياتش در 1982 در روستاي دجيل كه بيش از 1430 روستايي را در پي سوء قصد عليه وي قتل عام كرده بود، متهم شده است. او نيز بيش از صدها نفر را زنداني و شكنجه كرد. اما صدام بر اين مسأله تكيه كرد كه او مورد حمله ناگهاني قرار گرفته بود! درست مانند همان شرايط 11 سپتامبر كه آمريكايي ها مورد حمله ناگهاني قرار گرفتند! در اين ميان خليل دولايمي، وكيل مدافع صدام گفت: دادگاه غير حقوقي و غير صالح است و بر اساس شواهد و مدارك جعلي بر پا شده است كه تلاش مي شود تا چهره مخدوش دادگاه را ترميم كنند. صدام در خصوص شرح حال خود گفت: من داراي ليسانس حقوق از دانشگاه قاهره هستم. اما از مسايل حقوقي اطلاعي ندارم. در اين ميان بدي عزت، عضو شوراي مشورتي وكلاي مدافع طارق عزيز گفت: صدام تلويحاً مشروعيت دادگاه را پذيرفته است. اگر چه در ظاهر در پي جار و جنجالهاي تبليغاتي است. خليل دولايمي، وكيل مدافع صدام گفت: دادگاه تحت اشغال نيروهاي خارجي تشكيل شده است و نيز توسط دولت ائتلافي با نيروهاي چند مليتي قوانيني را براي نقض كامل پيمان نامه ژنو به رسيدگي قضايي و حقوقي پرونده موكل من صدام پرداخته اند! حتي مصونيت وي به عنوان رئيس دولت سابق عراق نقض شده است. صدام در دفاع از خود گفت: تمامي كساني كه در ماجراي سوء قصد دجيل اعدام و يا زنداني و شكنجه شده اند، بر اساس قوانين عراق مجرم شناخته شدند و من همان كاري را كردم كه بوش، رئيس جمهور آمريكا در خصوص 150 تن از مجرمان در دوران فرمانداري تگزاس انجام داد. اشاره صدام به قتل عام فرقه داووديه بود كه بوش به عنوان فرماندار تگزاس 150 تن از زنان و كودكان و اعضاي اين فرقه را كه همگي غير مسلح و فقط به جرم داشتن عقايد خاص، در منطقه اي به نام "اي واكو" به زندگي خود ادامه مي دادند، قتل عام كرد. به طوري كه حتي يك نفر از اين منطقه زنده بيرون نيامد. تا 40 روز پس از قتل عام اعضاي فرقه داووديه، سانسور شديد خبري بر فضاي رسانه هاي آمريكا حاكم شد و پس از آن، ادعا كردند كه اين افراد، شيطان پرست، ارواح پرست و حيوان پرست بوده اند! وزير كشور عراق، اعلام كرده است تنها كشوري كه مي تواند عليه صدام شكايت كند، جمهوري اسلامي ايران است. در اين راستا، ايران دادخواستي را عليه صدام تهيه و تحويل مقامات قضايي عراق نموده است.در صورت محكوميت صدام، دولت عراق غرامتهاي دوران 8 سال دفاع مقدس را خواهد پرداخت و نيز صدام با طناب دار به مجازات اعمال و جنايات خود خواهد رسيد و جهان و منطقه از شر اين ديكتاتور سنگدل خلاص خواهد شد. محاكمه و اعدام صدام مي تواند در تهييج ملت عراق براي حضور در پاي صندوقهاي رأي كه در 27 آذرماه براي انتخاب نمايندگان منتخب مجلس ملي عراق برگزار مي شود، تأثير بسزايي داشته باشد. اما محاكمه مسعود رجوي سركرده منافقين همراه صدام از ديگر مسايلي است كه اين روزها در خصوص جنايات وي درباره مردم مسلمان عراق بويژه شيعيان و كردها مي تواند رويداد بسيار خوبي براي مردم داغديده عراق و ملت مسلمان ايران باشد؛ زيرا منافقين به سركردگي مسعود رجوي، جناياتي را در ايران و پس از فرار و پناه بردن به دامن صدام به عنوان ستون پنجم ارتش بعثي صدام در خصوص مردم عراق مرتكب شدند كه جز با اعدام رجوي همراه با صدام، شعله هاي آتش انتقام دلهاي داغديده ملتهاي مظلوم عراق و ايران، فروكش نخواهد كرد و طعم شيرين عدالت را به كامشان شيرين خواهد كرد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ازبكستان؛ انقلابي نارنجي كه سرخ باقي ماند
٭ حسين رزمنده دادگاه شهر تاشكند پس از ماهها بحث و بررسي، سرانجام 15 تن از عاملان آشوبهاي انديجان "مردادماه84" را به 15 تا 20سال حبس محكوم كرد. آمريكا كه خود از مسببان اصلي آشوبهاي انديجان بود در پي حركتهاي سياسي و تحولات جديد با نام انقلاب نارنجي يا انقلاب مخملي كه نمونه هاي آن در گرجستان، اوكراين و قرقيزستان اتفاق افتاد، ضمن محكوم كردن احكام صادره عليه مخالفان دولت ازبكستان، آنها را غير عادلانه خواند.
آدام ارلي سخنگوي وزارت خارجه آمريكا در يك موضعگيري آشكار، اظهار داشت: ما معتقديم كه اين احكام متكي بر شواهدي غيرقابل اعتماد و محاكمه ناعادلانه بوده است. همزمان 12عضو اتحاديه اروپا نيز محاكمه افراد متهم به شورشهاي انديجان را محكوم و تا مدت يكسال قرار منع صدور ويزا براي اعضاي كابينه و شهروندان ازبكستان صادر كردند. اما اين امر شامل اسلام كريم اف رييس جمهور اين كشور كه اروپا و آمريكا را به دست داشتن در خشونتهاي انديجان متهم كرده است، نمي شود. اروپاييها، اين تصميم خود را به دليل خودداري كريم اف از صدور ويزا براي تيم تحقيقاتي اروپا اتخاذ كردند و صدور تسليحات و تجهيزاتي كه ممكن است براي سركوب داخلي به كار گرفته شود را به ازبكستان ممنوع كرد، اما كريم اف قرارداد و پيمان دفاعي و نظامي با پوتين امضا كرد. روزنامه گاردين چاپ لندن، طي تحليلي، از حوادث و كشتارهاي خونين انديجان به عنوان بدترين حادثه تاريخ آسياي ميانه و قفقاز ياد مي كند. اين روزنامه با چاپ تصاوير بيش از 1500 پناهنده ازبك در اردوگاههاي شرك "تيمي سوارا" در روماني، از آنها به عنوان تنها افرادي كه تصادفاً از قتل عام دولتي ها جان سالم بدر برده و فرار كرده اند ياد كرد. گاردين درباره پيشينه اسلام كريم اف مي نويسد، او در سال1991 به قدرت رسيد. آمريكا و اروپا به انتخابات سال 2000ازبكستان ناظري نفرستادند، زيرا مطمئن بودند كه انتخابات منصفانه و بي طرفانه نخواهد بود. بعد از آن بود كه كريم اف با تغيير قانون اساسي، مدت رياست جمهوري اش را افزايش داد.
به نوشته گاردين، رژيم كريم اف پيوسته نيروهاي دموكرات و اسلامي كشورش را تحت پيگرد و فشار قرار داده است. به طوري كه در پي حملات 11 سپتامبر 2001، ازبكستان به عنوان كشور همسايه افغانستان در صف مهمترين متحدان آمريكا و بريتانيا قرار گرفت و حتي سفير بريتانيا، در تاشكند "دكريگ موري" كه دم از بي عدالتيها در ازبكستان مي زد، بركنار شد. گاردين شهر انديجان را يكي از كانونهاي نيروهاي مخالف كريم اف توصيف كرده است كه در منطقه فقير و پرجمعيت فرغانه واقع مي باشد. در اين منطقه بود كه 23 بازرگان محلي در ماه ژوئن2004 گذشته بازداشت و هشت ماه بعد به جرم افراط گرايي مذهبي روانه زندان شدند. در روز 12 مي 2005 ، دويست تن از بستگان اين 23 نفر بازرگان، با حمله به يك پاسگاه، سلاحهاي آن را سرقت و به زندان يورش بردند و بازرگانان را آزاد كردند، كه حمله معترضان با آتش سلاحهاي سنگين نيروهاي دولتي مواجه گرديد. صدها تن در آن روز به خاك و خون كشيده شدند و سكوت مجامع بين المللي، دولت ازبكستان را تا آنجا گستاخ كرد كه حتي دستگيرشدگان حادثه انديجان نيز در زندان قتل عام شدند. حتي رياست بريتانيايي اتحاديه اروپا در آن زمان ادعا كرد كه نبايد روي دولت ازبكستان زيادي فشار آورد، مگر اينكه چيزي بدتر از اين اتفاق بيفتد. اما چه چيزي بدتر از كشتار چند صدنفري مردم بي سلاح و بي دفاع مي تواند باشد؟ بارنت روبين، تحليلگر روزنامه "هرالد تريبيون" در خصوص كشتار انديجان مي نويسد: قتل عام صدها غيرنظامي در انديجان توسط نيروهاي ازبك كه از سوي نيروهاي آمريكايي آموزش ديده اند، با دستور كريم اف به خاك و خون كشيده شدند. روبين در ادامه مي نويسد: هرگز نبايد فريب اين ادعاي كريم اف را خورد كه شورشيان انديجان، اسلام گرايان افراطي بوده اند، بلكه در واقع به دليل همجواري انديجان با مناطق ازبك نشين اوش و جلال آباد در قرقيزستان، آنها نيز براي حمايت از "پسرعموهاي" خود وارد انديجان شدند و به شورشيان پيوستند. اما آمريكاييها به دليل برخورداري از پايگاههاي نظامي قوي در ازبكستان، ضمن تحسين و حمايت از شورشيان، هرگز حاضر به وارد كردن فشار بيشتر بر كريم اف نبودند. بارنت روبين در ادامه گزارش تحليلي خود آورده است؛ انديجان يكي از مهمترين شهرهاي دره فرغانه با 5 درصد خاك و با 20 درصد جمعيت در دوران شوروي سابق بين سه كشور تاجيكستان، ازبكستان و قرقيزستان تقسيم شد كه يكي از دلايل آن مقابله با جنبش مردم در مقاومت عليه حاكمان روس بود. لذا در سالهاي منتهي به فروپاشي شوروي، بيكاري در فرغانه گسترش يافت و مردم فرغانه سنتهاي اسلامي و فعاليتهاي ملي گرايانه خود را احيا كردند كه در سالهاي 1989و90 گاه به صورت درگيريهاي خونين با دولتهاي وقت انجاميد.
روبين مي نويسد: بعد از استقلال ازبكستان، جنبشي اسلامي به نام "عدالت" ظهور كرد كه بخشي از استان نمنگان را در شمال شرقي فرغانه در تصرف خود گرفت. نيروهاي دولتي با آنها درگير شدند و شماري را بازداشت كردند و شماري نيز به تاجيكستان و افغانستان گريختند كه در حمله آمريكا به افغانستان سركوب شدند، اما مقاومتها از بين نرفت و با شدت بيشتري دولت كريم اف آنها را محدود نمود. مرزنشينان منطقه فرغانه، قرسو و انديجان، از دولت ازبكستان، تاجيكستان و قرقيزستان خواستند تا نسبت به بازگشايي مرزهاي تجاري و مناطق بازرگاني، تبادل كالاها را ميان اهالي آنها باز كنند. اما كريم اف با مين گذاري منطقه، مانع از رونق كسب و كار و كاهش فقر در اين منطقه گرديد. تا جايي كه حتي بانك توسعه آسيايي در گزارش خود آورد كه درآمد بازرگانان خرده پا و مغازه داران به دليل اين كه نمي توانند خود را با قوانين سختگيرانه كريم اف وفق دهند، كاهش شديد يافته است. اينجا بود كه دستگيري 23 بازرگان به جرم اعتراض به قوانين شديد بازرگاني، اعتراضها و سپس حمله به زندان و آزادي آنها و آغاز خشونتها را در پي داشت، اما در اين ميان آمريكا به عنوان عامل اصلي تحريكات دوجانبه كه هم مردم و هم نيروهاي ازبك را براي شورش و سركوب آموزش داده بود، از آب گل آلود ماهي گرفت. به طوري كه انقلاب نارنجي مورد نظر كاخ سفيد همچنان باقي ماند. زيرا اسلام كريم اف، همچنان به عنوان هم پيمان آمريكا و مورد حمايت بوش بر قدرت باقي ماند. در واقع هدف آمريكا از ايجاد شورشها، فشار بر كريم اف براي دادن امتياز بيشتر و پرهيز از هرگونه حركت خودسرانه براي ورود اجلاس شانگهاي صورت گرفت. سفر ماه گذشته رايس به آسياي ميانه و كشورهايي چون تاجيكستان، قرقيزستان، قزاقستان و افغانستان و كنار گذاشتن ديدار از ازبكستان، پيامي داشت كه كريم اف آن را خشم آمريكا از شكست انقلاب نارنجي در ازبكستان ناميد. رايس اظهار داشت، كه آمريكا منافع استراتژيك در منطقه آسياي ميانه دارد كه بايد با توسعه اقتصادي و ايجاد اصلاحات همراه باشد. دولت آمريكا با خارج كردن نيروهايش از ازبكستان و توزيع اين نيروها در ساير مناطق آسياي ميانه و قفقاز، تلاش دارد همچنان به حضور خود در منطقه ادامه دهد. دولت ازبكستان پس از آنكه مجلس اين كشور، يك فرصت شش ماهه براي خروج نيروهاي آمريكايي از پايگاه "كاراشي خان آباد" معين كرد، از آمريكا خواست نيروهايش را در موعد مقرر خارج كند. اين تخليه براي آمريكا بسيار گران تمام شد، زيرا در يك تلاش ديپلماتيك به تركمنستان و جمهوري آذربايجان متوسل شد تا نيروهاي خود را در اين منطقه مستقر كند اما با سقوط طالبان هيچ گونه توجيهي براي حضور نظامي آمريكا و اشغال پايگاههاي نظامي كشورهاي منطقه وجود ندارد. و حضور آمريكا را با فشارهاي سياسي منطقه مواجه مي سازد. ايالات متحده در واقع، به دنبال غارت منابع گاز و نفت و بازار سيري ناپذير كالاهاي مصرفي آمريكا در منطقه مي باشد كه براي اين هدف، حتي با دادن امتيازهايي به آذربايجان و قزاقستان از جمله تقويت نيروي دريايي آنها، به حضور خود جنبه قانوني بخشيده است. زيرا كاخ سفيد فرصت به دست آمده بدليل حكومت طالبان را يك فرصت استثنايي مي داند كه ديگر پس از سقوط آنها، چنين فرصتي به دست نخواهد آورد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مونگولي در سرزمين مونگوليا
منبع: نيويورك تايمز٭ سرويس ترجمه نيويورك تايمز كه با 114ميليون كاربر، پربيننده ترين سايت خبري آنلاين در ايالات متحده آمريكا مي باشد در تحليلي با عنوان "مونگولي در سرزمين مونگوليا" به سفر چند روز گذشته بوش به مغولستان كه در راستاي سفرهاي زنجيره اي وي به چند كشور آسيايي است به تفاوتها و شباهتهاي بوش با چنگيزخان مغول، بنيانگذار مغولستان پرداخته است.
نيويورك تايمز ابتدا با توضيح اين موضوع كه "منگوليا" نام انگليسي مغولستان است و چون رييس جمهور آمريكا بوش تاكنون ثابت كرده كه از تعادل و عقلانيت رفتاري لازم برخوردار نيست، لذا حضور او تداعي كننده "مونگولي در سرزمين منگوليا" (مغولستان) مي باشد. به گفته نيويورك تايمز، بوش برخلاف چنگيز براي حل و فرار از مشكلاتش ابتدا به مشكل بزرگتري پناه مي برد، سپس به فكر راه حل خروج از مشكل اول و مشكلات بعدي مي افتد. بوش اول كار مي كند و بعد فكر مي كند، اما چنگيز اول فكر مي كرد، بعد اقدام مي كرد. بوش همچون چنگيزخان مغول عاشق كشورگشايي است، اما اين درس بزرگ را هنوز نياموخته است كه از تمام قدرت و كشورگشايي چنگيزخان جز كشوري كوچك و عقب مانده آسيايي چيزي برجاي نمانده است. بوش دنياي امروز را با دوران عصر بربريت چنگيزخان و آتيلا و اسكندر اشتباه گرفته است. او فكر مي كند با اشغال كشورها مي توان بر مردم حكومت كرد بوش حتي از شكست ناپلئون و هيتلر در پشت دروازه هاي لنينگراد درس نگرفت، چه رسد به اينكه از شكست در ويتنام و سومالي درس بگيرد و تنها براساس سفارشهاي اطرافيان به عراق و افغانستان لشكر كشيد.
بوش در آستانه انتخاباتش در دور دوم قول داد كه ديگر از به كاربردن الفاظ زشت و ركيك خودداري كند. اما مانند بچه هايي كه هميشه قول و تعهد خود را فراموش مي كنند، با تكرار حرفهاي گذشته جايگاه و منزلت ملت آمريكا را در نزد جهانيان پايين آورد. زماني كه در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل طي يادداشتي به كوندوليزا رايس، وزيرخارجه خود، از وي اجازه خواست تا به دستشويي برود، تا مدتها مردم جهان را به خنديدن و مسخره كردن ملت آمريكا واداشت. بوش در سفر سال گذشته خود به آسياي ميانه در آذربايجان در مقابل چشم هزاران نفر شروع به رقصيدن كرد كه افتضاحي ديگر براي مردم آمريكا به وجود آورد. بوش ساعاتي پيش از ترك چين به مقصد مغولستان در پاسخ خبرنگار آمريكايي كه از او سؤال كرد رفتار شما كمي عجيب و غريب است، به طوري كه در كنار آقاي تائو، در برخي موارد از خود عجله نشان مي داديد، آيا چيزي شما را اذيت مي كند؟ پا به فرار گذاشت، اما با در بسته مواجه شد و با شكلكهاي عجيب و غريب خودش را در مقابل خبرنگاران به افتضاح كشيد. نيويورك تايمز در ادامه مي نويسد: بوش درحالي كه روي يك صندلي قرمز با پوشش سفيد نشسته بود در كنار او مجسمه اي سفيد از چنگيزخان مغول، فاتح قرن سيزدهم كه مغولستان را به وحدت رساند، قرار داشت. وضعيت و دكوراسيون ظاهري و مبلمان حكايت از فرهنگ سنتي دوران گذشته داشت. اينخبايار نامبار، رييس جمهور مغولستان ابتدا به سبك چنگيزخان با لباسهاي مغولي به استقبال بوش آمد و سپس در كاخ خود از وي با لباس رسمي پذيرايي كرد. بوش در پاسخ به خبرنگار روزنامه كاكس، به نام "كن هرمن" كه از وي درباره ديدارش با رييس جمهور مغولستان سؤال كرده بود، گفت: من نمي دانم، چه كارهايي از من سر مي زند كه مورد بازجويي شما خبرنگاران قرار مي گيرم. در چين نيز همين سؤالات را از من كردند. به طوري كه ساعتهاي بسياري را وقت صرف كردم كه خودم را آناليز كنم اما موفق نشدم. اما شما خبرنگاران به خوبي مرا آناليز كرديد.
بوش همان متن سخنراني تكراري خود را كه ده ها بار درخصوص دموكراسي و ارزشهاي آزادي ايراد كرده بود، در چين، كره جنوبي، تايلند و سپس در مغولستان بر زبان جاري كرد. بدون آن كه كلمه اي را جا بيندازد و يا حداقل براي تنوع در صحبتهايش، برخي عبارات و جملات را بدون نگاه كردن برمتن نوشته شده، از حفظ بيان كند. مغولستان جزو گروههاي ائتلافي آمريكا در حمله به عراق مي باشد كه در حال حاضر 1600سرباز به عراق اعزام كرده است. به طوري كه طبق اظهارات مقامات كاخ سفيد چهاردهمين مشاركت كننده هم پيمان آمريكا در عراق مي باشد. "پيتر بيكر" خبرنگار واشنگتن پست كه خود ناظر و شاهد حضور بوش در مغولستان بوده است، مي گويد: بوش آن چنان كودكانه دچار ذوق زدگي و مشعوف چراغهاي رنگارنگ و آذين بندي شهر اولان باتور شده بود كه فكر مي كرد اين آذين بندي فقط به خاطر حضور او انجام شده است، اما وقتي به او اطلاع دادند كه اين مراسم هميشگي مردم مغولستان است، با خنده هاي كودكانه به روي خود نياورد در حالي كه دهانش از تعجب بازمانده بود.