---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- سينماي دفاع مقدس، برداشت دهم ؛ چشم به راه روزهاي آبي تر
مهدي نصيري دهمين جشنواره فيلم دفاع مقدس، بلافاصله پس از پايان جشنواره "رويش" ، و جشنواره "رشد" و جشنواره فيلم كوتاه تهران،از سه شنبه (اول آذرماه) درسالنهاي شماره يك و دوي سينما فلسطين، سالن شماره يك سينما سپيده، سالنهاي كوي دانشگاه تهران،دانشگاه شهيد بهشتي، دانشگاه آزاد و دانشكده هنرو معماري، با پيام محمدحسين صفارهرندي، وزيرفرهنگ و ارشاد اسلامي آغاز به كاركرد.
دربخشي ازپيام وزيرارشاد آمده است : "جشنواره فيلم دفاع مقدس فرصتي است براي تمجيد و تجليل از اين هنرمندان دردمند؛هنرمنداني كه ازبن دل باوردارند گوهرانساني هشت سال دفاع مقدس،گران ترين سرمايه اي است كه حضرت حق به ايران امروز هديه كرده است ." درنخستين روز اين جشنواره، 110 فيلم بلند سينمايي ، نماهنگ،فيلم مستند وفيلم كوتاه درسالنهاي مختلف بروي پرده رفتند،كه ازاين مجموع،23فيلم آن به آثاربلند و نيمه بلند سينمايي اختصاص داشت . آثار راه يافته به جشنواره دهم دفاع مقدس،درمجموع درهفت بخش هستند، سينما ـ ويدئو،كوتاه،نماهنگ،نيمه بلند ،سينمايي و قلم طلايي ،مورد قضاوت هيأت داوران قرار خواهند گرفت . مسابقه "قلم طلايي"هم جزء بخشهايي است كه به منظور ارتقاي سطح كيفي فيلمنامه، ترغيب و تشويق فيلمنامه نويسان وكشف استعدادهاي پنهان دراين عرصه، براي اولين بار بصورت مستقل (درزمينه فيلمنامه كوتاه ،فيلمنامه نماهنگ،خلاصه فيلمنامه نيمه بلند،خلاصه فيلمنامه سينمايي ويديويي وطرح فيلمنامه سينمايي) و درقالب رقابتي،درجشنواره دهم دفاع مقدس گنجانده شده است. ٭٭٭ استقبال ازقلم طلايي "حسن امجدي مقدم" جانشين معاونت انتخاب و ارزشيابي ومديربخش قلم طلايي،دراين باره به خبرنگارما مي گويد: دراين بخش علاوه بر25 جايزه برگزيده اي كه درپنج حوزه مختلف پيش بيني شده است، جايزه ويژه اي نيز به بهترين اثراقتباسي تعلق خواهد گرفت . امجدي مقدم درادامه،ضمن اشاره به حجم بالاي استقبال ازبخش "قلم طلايي"ابراز اميدواري كرد كه درسالهاي آينده نيز"قلم طلايي" به عنوان يكي ازبخشهاي اصلي مسابقه جشنواره مطرح شود.
نشستهاي تخصصي و بحث زيباشناسي يكي ديگر ازبخشهاي مهم جشنواره امسال،بخش فيلمهاي برگزيده تاريخ سينماي دفاع مقدس است كه براي نخستين بارباهدف انتخاب فيلمهاو كارگردانان برتر25 سال تاريخ سينماي دفاع مقدس،طراحي وپيش بيني شده است. دراين بخش، پانصدنفرازتهيه كنندگان،فيلمسازان،منتقدان ومديران فرهنگي هنري ،درمجموع پنج فيلم برترو پنج كارگردان برتر تاريخ سينماي دفاع مقدس راانتخاب مي كنند. برگزاري نشستهاي تخصصي درسالن شماره 3 سينما فلسطين نيز از برنامه هاي ديگر جشنواره است كه بعد از ظهر هرروز،درچهارمين سكانس اين گروه صورت مي پذيرد. يكي از ويژگيهاي مهم جشنواره دهم دفاع مقدس كه درسكانسهاي اوليه (قبل ازظهر) با استقبال ضعيف تماشاگران هم مواجه بود،همچون دوجشنواره قبلي (رشد وفيلم كوتاه )، حضور پررنگ تلويزيون به عنوان يك تهيه كننده پرقدرت دولتي است كه تعداد زيادي از آثار توليدي اش را به جشنواره فرستاده است. از ويژگيهاي ديگري كه درمورداغلب آثار به نمايش درآمده درجشنواره مي توان به آن اشاره كرد، موضوع زيباشناسي آثار است كه بيشتردرحوزه نشانه شناختي ونمادگرايي اين ژانر سينمايي، مصداق پيدامي كند. نمادگرايي درپرداخت سينمايي، جدا از بحث كاربرد سينمايي و نوع پرداخت، يكي از مهمترين ويژگيهاي سينماي دفاع مقدس است كه شكل و فرمي شاعرانه به آن مي بخشد وريشه درباورهاي مذهبي و اعتقادات جامعه هنرمندان اين حوزه دارد. درجشنواره دهم نيز چنين ويژگي اي را به راحتي مي توان از تيزرجشنواره تاآثار بلند و كوتاه و ... مشاهده كرد. اما نكته مهمي كه با نگاهي اجمالي به فهرست فيلمهاي راه يافته به جشنواره به نظرمي رسد، توجه به بعد كمي حضور آثار درجشن دهم سينماي دفاع مقدس است كه اين سؤال رابدنبال دارد: "تا چه اندازه به كيفيت فيلمهاي دفاع مقدس اهميت داده شده است ؟"
نبايد سينماي دفاع مقدس را از كل سينما جدا كرد "محمدرضا آهنج" دراين باره مي گويد: دولت، بودجه و امكانات خاصي براي توليد آثاردفاع مقدس اختصاص نمي دهد و تنها، بضاعت تهيه كننده است كه امرتوليد راميسرمي سازد. وي مي گويد: نبايد اين حوزه ازسينما را از سايربخشها جدا كرد و ما به همان اندازه كه به سينماي كودك نياز داريم، به سينماي جنگ هم احتياج داريم . او درباره اهميت كيفيت فيلمها مي افزايد : نبايد به فكركميت و آمار توليد فيلم باشيم . به جاي اين توليد انبوه، اگردرسال دوفيلم خوب دفاع مقدس داشته باشيم، همان هم تأثير گذار و جريان ساز خواهد بود.
فيلمهاي فرمايشي نسازيم عبدا... اسفندياري ،دبير بخش معناگراي بنياد سينمايي فارابي ، نيز دراين رابطه مي گويد: سينماي دفاع مقدس درچندسال اخيراز نظركيفيت تفاوت چشمگيري باسالهاي دهه شصت و اوايل دهه هفتاد داشته و تعداد آثار خوب در حال حاضر نسبت به كارهاي درخشان آن دوران خيلي كم شده است، كه بايد علتش راجستجو كرد. اسفندياري كه پس از اولين نشست تخصصي جشنواره دهم باما به گفتگو نشسته، درباره راهكارهاي دستيابي به سينماي مطلوب مي گويد: فيلمسازاني كه امتحانشان را در اين عرصه پس داده اند، بايد اين امكان را داشته باشند آن طور كه خودشان دوست دارند فيلم بسازند و توليد فيلم براساس نظر شخصي فيلمساز باشد، نه براساس بخشنامه ها و فرمايشهاي سرمايه گذار. وي مي افزايد : دولت هم دراين رابطه بايد امكانات و زمينه هاي توليد آثار را بدون مراتب فرمايشي، دراختيار فيلمسازان قراردهد.
فيلمهاي ماندگار، كم داريم محمود گبرلو، رئيس انجمن نويسندگان ومنتقدان خانه سينما كيفيت آثار سينماي دفاع مقدس را درچند سال اخير به سه گروه تقسيم مي كند. به نظراو،گروه نخست كساني هستند كه شورو حال حماسه سالهاي جنگ و بخصوص سالهاي اوليه را درآثارشان نشان مي دادند. درگروه دوم، آثاري گنجانده مي شوند كه كارگردانهايشان سينماي دفاع مقدس رانشناخته و آن را با سينماي جنگ و فيلم جنگي اشتباه گرفته اند و درنتيجه آنچه درفيلمهايشان وجود دارد، تنها صداي گلوله و آتش و انفجار و كشت و كشتاراست . و درگروه سوم،فيلمسازاني قرارمي گيرند كه واقعاً درك كرده اند چه چيزي را مي خواهند به تصويربكشند. گبرلو معتقداست: گروه سوم با ساختار و تكنيك خوب، فيلمهاي ماندگاري دراين حوزه ساخته اند. اما متأسفانه تعداد آنها كم است. رئيس انجمن منتقدان هم با اين نكته كه واقعگرايي مي تواند باعث رشد كيفي فيلمهاي دفاع مقدس شود، موافق است. اما تأكيد مي كند كه دراين واقعگرايي نبايد شيطنتها و انديشه هاي شخصي كارگردان دخالت داده شود. گبرلو معتقد است كه اگر سينماي دفاع مقدس براساس اصالتهاي واقعگرايانه پايه گذاري شود، مخاطب هم خواهد داشت. وي درادامه ضمن تأكيد بر ضرورت وجود شوراي نظارتي، مي افزايد: بايد راههايي را كه به سمت جهاني كردن سينماي دفاع مقدس ختم مي شوند، انتخاب كرد وپيمود.
سليقه مخاطب اين سينما ارتقا يافته است محمد درمنش، تهيه كننده وكارگردان، معتقداست كه تعريفهاي ما از سينماي پايداري بايد كامل تر شود تا نتايج بعدي تحت تأثير اين تعاريف شكل بگيرند. وي مي گويد: چون سطح توقع و سليقه تماشاگر نسبت به گذشته بالا رفته است، بنابراين بايد درمورد سينماي پايداري هم تجديد نظرهايي صورت بگيرد.
بازهم مشكل ضعف فيلمنامه اما مجتبي راعي، درمورد ضعف عمده كيفي آثار حوزه سينماي دفاع مقدس معتقد است كه ضعف عمده اين گونه فيلمها به فيلمنامه هايشان باز مي گردد. او مي گويد: اين عرصه نبايد محل تجربه اندوزي آدمهاي كاملاً بي تجربه باشد .
فرصتهايي كه ازدست رفت محمد صنعتي، قائم مقام دبيرجشنواره، نيز باذكراين نكته كه كيفيت آثارجشنواره را تعداد آثار فاخر،سينماگران مطرح، شيوه برگزاري و وسعت جريان سازي تعيين مي كند،درباره جشنواره دفاع مقدس مي گويد: "دراين دوره رقابت فشرده و وسيعي به وجود آمده بود كه با تغيير تاريخهاي برگزاري از آذرماه 83 به خرداد 84 و از خرداد به هفته دفاع مقدس و تغييرات پس از آن، اين فرصت ازدست رفت." در پايان گفتني است بخشهايي از آسيبهاي مربوط به حوزه سينماي دفاع مقدس و مباحث مربوط به كيفيت آثار و لزوم نظارت و ارزشيابي آثارو فيلمهاي ارائه شده به جشنواره و... نيزدرنشستهاي تخصصي جشنواره درسالن شماره 2 سينما فلسطين توسط حبيب ا... كاسه ساز، خسروسينايي،مهدي سجاده چي، عبدا... اسفندياري و... مورد بررسي و تحليل قرارگرفتند.
درحاشيه با وجود تبليغات گسترده اي كه مطبوعات، صدا وسيما و ستاد برگزاري جشنواره ازمدتها پيش انجام داده بودند، استقبال چنداني از طرف تماشاگران به عمل نيامد. همكاري ستاد برگزاري جشنواره بامدارس جهت استفاده دانش آموزان از فيلمهاي جشنواره، يكي از نكات مثبت بود كه از روزاول اجرا شد. سالن شماره 1 سينما سپيده، به مراتب خلوت تر از سالنهاي سينما فلسطين بود. روابط عمومي جشنواره كه از همان ساعات اوليه كارخود را درسالن سينما فلسطين شروع كرده بود، ازهمان ساعات اوليه نيز اولين شماره بولتن جشنواره را با نام "نماي دهم" دراختيار تماشاگران قرارداد. استقبال تماشاگران ازفيلمهاي كوتاه، نماهنگ، مستندو... به مراتب ضعيف تراز آثاربلند سينمايي بود. فيلمهاي بلندي مثل تنهايي باد، تارا و تب توت فرنگي ، نغمه، جنگ كودكانه وشكوفه هاي سنگي،درنخستين روزجشنواره به نمايش درآمدند. در دومين روزاز برگزاري جشنواره دهم دفاع مقدس نيز فيلمهاي آغاز دوم، پيروزي اراده، دوئل، زخم زيتون، اشك سرما، ديوانه اي ازقفس پريد و... به نمايش درآمدند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- "سيد محمد خاتمي" در گفتگو با قدس:متوجه وظيفه تاريخي مان باشيم
هنر و ادبيات- نصيري: مراسم بزرگداشت فيلمساز فقيد "مصطفي عقاد" كه پنجشنبه شب در سالن شماره1 سينما فلسطين برگزار شد، يك ميهمان ويژه داشت. اين ميهمان ويژه رييس جمهور سابق كشورمان "سيد محمد خاتمي" بود كه ورود سرزده اش به سالن ساير ميهمانان و برگزاركنندگان بزرگداشت را به وجد آورد. آقاي خاتمي كه تنديس سينماي ايران و يادبود سينماي دفاع مقدس را از طرف خانه سينما و انجمن دفاع مقدس براي تحويل به خانواده "عقاد" به سفير كشور سوريه داد، در پايان مراسم نيز در محاصره خبرنگاران، به تمامي سؤالات آنان پاسخ داد.
وي درباره حادثه مرگ مصطفي عقاد گفت: تراژدي مرگ عقاد اين است كه به دست كساني كشته مي شود كه مدعي دفاع از چيزي هستند كه عقاد، هنرمندانه درصدد رفع سوء تفاهم نسبت به آن حقيقت بود.
رييس سازمان ملي گفتگوي تمدنها در حالي كه به اصرار خبرنگاران در راهرو خروجي سينما فلسطين به سؤالات پاسخ مي داد در گفتگو با خبرنگار قدس گفت: "ما اميدواريم كه همه متوجه وظيفه تاريخي مان بشويم و بدانيم كه براي حادثه هشت ساله كار نمي كنيم. بلكه داريم براي يك امري كه با گذشته و آينده مان در ارتباط است و در عمق جان اكثريت جامعه جاي دارد كار مي كنيم.
وي در ادامه صحبت هايش افزود: معمولاً حوادث بزرگ، سالها و شايد دهه ها بعد از تحقق شان، آثار بزرگي را عرضه كرده اند. خاتمي اظهار اميدواري كردند كه ضمن تقدير از همه كارهايي كه در اين زمينه صورت پذيرفته است، شاهد كارهاي بزرگتري هم در اين زمينه باشيم."
خاتمي كه در ميان شلوغي جمعيت توسط "محمد رضا جعفري جلوه" (معاون امور سينمايي ارشاد) و "محمد رضا شرف الدين" (دبير جشنواره) و ديگران بدرقه مي شد قبل از خروج از راهرو سينما با "احمد رضا درويش" كارگردان فيلم دوئل هم خوش و بش كرد و همچنين پيش از ترك محل با "نادر طالب زاده" فيلمساز، هم ملاقات نمود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- كارگاه داستان ؛ تقدير
٭ معصومه احدي ساعت نزديك هفت است، سريع مغازه زيرپله اي اش را جمع و جور مي كند، كفشها را مرتب كرده در مغازه را بسته و به سمت خانه مي رود، در راه هم از درآمد اندك همان روز مقداري شيريني و ميوه مي خرد و خود را به خانه مي رساند.
همسرش ميوه ها و شيريني ها را از دستان چين خورده اش مي گيرد و در حالي كه سرش را پايين مي اندازد، مي گويد: نسرين به سعيد نگفته كه تو كفاش هستي راستش را بخواهي گفته كه تو كارمند هستي اين را مي گويد و سريع به بهانه شستن ميوه ها به آشپزخانه مي رود. عرق سردي بر بدن پيرمرد مي نشيند و اشكي در گوشه چشمش جمع مي شود، سعي مي كند سرش را به چيزي گرم كند. تلويزيون را روشن مي كند و مشغول تماشاي آن مي شود چند دقيقه اي نمي گذرد كه نسرين به سراغش مي آيد، لباس مرتبي پوشيده و به پدر سلام مي كند او هم نگاهي معصومانه به قد و قامت دخترش مي كند و جواب سلامش را مي دهد. بغض گلويش را گرفته، اما هر طور شده صدايش را جمع و جور مي كند و براي دختر آرزوي خوشبختي مي كند. زنگ در به صدا در مي آيد. پيرمرد دستش را به زانوانش گرفته، بلند مي شود تا از مهمانان دخترش استقبال كند، مهمانان وارد مي شوند و در اتاق محقر و ساده مي نشينند. پدر سعيد سر صحبت را باز مي كند و مي گويد من و مادر سعيد فرهنگي هستيم و وقت چنداني نداريم، بنابراين مايليم هرچه سريعتر مسائل بازگو شده و تكليف سعيد و نسرين روشن شود و شروع مي كند به صحبت كردن راجع به سعيد. نسرين با اشاره مادر سيني چاي را مي آورد و تعارف مي كند و مي نشيند. ترسي در چهره او نمايان است، بحث به شغل پدر نسرين مي كشد. پدر سعيد شغل پدر نسرين را مي پرسد، سعيد تا دهان باز مي كند كه بگويد كارمند، نسرين شانه راست مي كند و مي گويد پدرم كفاش است... ٭٭٭ دوست گرامي؛ نوشته شما با "ساعت نزديك هفت است" شروع مي شود. اولين سؤالي كه به ذهن متبادر مي شود اين است كه بيان اين جمله چه كار كردي دارد. اگر مقصود شما توجيه عجله پيرمرد است كه در سطور بعدي و با گسترش داستان علت عجله او مشخص مي شود. ضمن آنكه اگر به خواننده پيش زمينه ورود مهمانها در اين ساعت داده شده بود، ذكر اين جمله، توجيه پيدا مي كرد. از اين گذشته در جمله بعدي كه گفته ايد، "سريع مغازه..." تأكيد كافي بر اين مسأله شده است و نيازي به اعلان ساعت نداريد. جملاتي در نوشته وجود دارند كه كاركردي ندارد، مثل: راستش را بخواهي، مشغول تماشاي تلويزيون مي شود، ترس در چهره او نمايان است و... تركيب دستان چين خورده نيز صحيح نيست. بهتر است با توجه به شغل كفاش، از دستان پينه بسته و يا پرچين و چروك، بسته به آنچه مي خواهيد القا كنيد، استفاده مي كرديد. اما نوشته شما از اين جهت قابل توجه است كه داراي پايان بندي زيبايي است. پايان بازنوشته، سبب شده تا دامنه تفسيرپذيري نوشته وسعت خوبي پيدا كند و از اين جهت قابل قبول باشد. اما مي توانستيد با پرداخت شخصيتها و ترسيم پر رنگ تر روابط خانواده، و ايجاد فضاسازي و تعليق بيشتر، زمينه را براي پايان بندي به گونه اي آماده نماييد كه از تأثيرگذاري و غافلگيري بهتري بهره ببريد. نوشته را مي توانيد با خواندن با صداي بلند براي خودتان، خواندن براي ديگران و يا كنار گذاشتن و خواندن پس از گذشت چند روز، بازنگري نماييد. توصيه من اين است كه همواره خواندن كتاب خوب و پركاري در نوشتن را فراموش نكنيد. موفق باشيد. نويسا ستايش
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به رغم اعلام قبلي ؛پيكر مرحوم منوچهر آتشي درامامزاده طاهر(ع) دفن نشد
به رغم اعلام قبلي،پيكر مرحوم منوچهر آتشي شاعر و مترجم سرشناس روز پنجشنبه در امامزاده طاهر(ع) كرج دفن نشد و نزديكان مرحوم گفتند كه پيكر او نظر به درخواست و اصرار همشهريهايش در زادگاهش بوشهر دفن خواهد شد.
براي شركت در مراسم تدفين شادروان منوچهر آتشي شمار زيادي از ادبا و علاقه مندان به شعر و ادب تمام روز پنجشنبه را در محوطه بارگاه امامزاده طاهر(ع) درانتظار بودند. "پرستو منادي" مدير انجمن ادبي ايران زمين كرج به ايرنا گفت: بنا به درخواست مردم، پيكر مرحوم آتشي درزادگاهش به خاك سپرده خواهد شد. وي بدون اشاره به زمان خاكسپاري پيكر آن مرحوم افزود: به منظور ارج نهادن به مقام ادبي وفرهنگي مرحوم آتشي، روز شنبه آيين يادبودي در جوار امامزاده طاهر(ع) در كرج برگزار خواهد شد. "منوچهر آتشي" شاعر و مترجم مشهور ايراني و از"چهره هاي ماندگار" شعر و ادب ايران،روز يكشنبه هفته گذشته به علت عارضه و ايست قلبي در سن 74 سالگي در بيمارستان سيناي تهران در گذشت.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- توليد مجموعه تلويزيوني "مختارنامه" متوقف شد
توليد مجموعه تلويزيوني "مختارنامه" به كارگرداني "داوود ميرباقري" متوقف شد. يكي از دست اندركاران مجموعه تلويزيوني مختارنامه روز گذشته به ايرنا گفت: جريان توليد اين مجموعه عظيم تاريخي به دليل مشكلات مالي تعطيل شده است. وي يادآورشد: دست اندركاران و
عوامل اين مجموعه تااوايل هفته در مرخصي بسر مي برند و قراراست سرنوشت توليد مختارنامه تا روزهاي آتي مشخص شود. اين مسؤول كه نخواست نامش در خبر ذكر شود همچنين گفت: بعيد است كه توليد اين مجموعه باتوجه به تعهدات سنگين مالي آن از سرگرفته شود. وي تعهدات مالي تهيه كننده اين مجموعه را بيش از 5 ميليارد ريال برآورد كرد وادامه داد: مسؤولان جديد سيما فيلم نسبت به توليد مجموعه عظيم تاريخي مختارنامه توجيه نيستند. اين مسؤول توليد طرح تلويزيوني مختارنامه گفت: تازماني كه تلويزيون به تعهدات مالي خود در مقابل توليد مختارنامه عمل نكند، ادامه كار غيرممكن خواهد بود. تاكنون 60 درصد فيلمبرداري مجموعه تاريخي مختارنامه درجدول زماني 20 ماهه كه در هفت هكتار دكور ساخته شده انجام شده است. مختارنامه داستان زندگي "مختار ثقفي"، رهبرقيام شيعيان به خونخواهي شهداي عاشورا ست.
جلال ذوالفنون اين روزها سخت در تلاش براي اجراي طرح كنسرت رايگان در شهرها و مناطق محروم است.
جلال ذوالفنون با اعلام اين مطلب گفت: بعد از سفرهاي مختلفي كه به بيشتر مناطق ايران داشتم به اين نتيجه رسيدم كه طرح اجراي كنسرتهاي رايگان را در مناطق محروم و براي ارتباط مخاطبان اين مناطق با موسيقي ملي به اجرا درآورم. اين بداهه نواز سه تار در ادامه افزود: بسياري از مناطق حتي توان برآوردن حداقل نيازهاي خود را ندارند، اما در همين شهرها و روستاها چهره ها و استعدادهاي خلاقي كشف مي شود كه از آن ميان مي توان به استان كهكيلويه و بويراحمد و شهرهاي شمالي كشور اشاره كرد. ذوالفنون درباره اين كه آيا سازماني و مركزي از اين طرح حمايت مي كند، تصريح كرد: به طور معمول اگر بخواهيم منتظر حمايت و همكاري سازمانها باشيم بايد همين اندك فعاليت موجود را كنار بگذاريم. بنابراين خودمان از خودمان حمايت مي كنيم!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نگاهي به مجموعه شعر "قطار انديمشك" سروده عليرضا قزوه ؛ از انديمشك تا قطار
٭ محمدرضا شالبافان اشاره: عليرضا قزوه متولد 1342 گرمسار، از شاعراني است كه نامش با ادبيات امروز بويژه ادبيات دفاع مقدس گرهي ناگشودني خورده است. قزوه اين روزها "قطار انديمشك" را كه مجموعه اي از آثار دفاع مقدس و اعتراض اوست، روانه بازار كتاب كرده است. اين كتاب در واقع منتخبي است از چهار كتاب چاپ شده وي: "از نخلستان تا خيابان"، "شبلي و آتش"، "اين همه يوسف"، "عشق عليه السلام" و دو كتاب منتشر نشده "بهار در آسانسور" و "قطار انديمشك".
٭٭٭ به جرأت مي توان گفت، "قطار انديمشك" مجموعه تمام اشعاري است كه شاعري نام آشنا به نام عليرضا قزوه را آفريده است. شاعري كه تقريباً هميشه به شعر با ديد آرماني و آينده نگر مي نگريسته؛ شاعري كه بي شك بيش از همه قالبها با غزل و مثنوي و ديگر قالبهاي كلاسيك انس داشته ولي در دو مجموعه چاپ نشده(در انتهاي كتاب) حتي يك مغازله با آن قالبها ديده نمي شود. البته در اين ميان بايد به اين نكته اشاره كرد كه وقتي قزوه در طول زمان و در طول كتاب، جهان بيني و آرمان خود را در دل قالبهاي شعري ريخته، اين قالبها نقش مهمي در چگونگي بيان اين آرمانها ايفا كرده اند. به طور مثال، در مجموعه "از نخلستان تا خيابان" شاهد شاعري بشدت معترض هستيم. خوب! اين كتاب از نظر زماني نيز در دوران رونق شعر اعتراض (پس از واقعه جنگ تحميلي) منتشر شده است. سالهاي پس از پذيرش قطعنامه، سالهاي جدي شعر اعتراض در متن ادبيات ما بود. اما قزوه، معمولاً در تجربه هاي كلاسيك خود و در كنار سپيدهاي شديداً معترضش، بسيار نرم و دوستانه سخن مي گويد: فداي نرگس مستت باد، هزار زنبق صحرايي هزار سر، همه سودايي، هزار دل همه دريايي ميان كوچه بيداران هنوز در گذر توفان به ياد چشم تو مي سوزد، چراغ اين شب يلدايي و تنها در يكي، دو جايي از اين رويه تخطي مي كند: دسته گلها دسته دسته مي روند از يادها گريه كن اي آسمان، در مرگ توفان زادها سخت گمناميد اما اي شقايق سيرتان كيسه مي دوزند با نام شما شيادها! يا در اين مثنوي مشهور: هلا، دين فروشان دنياپرست! سكوت شما پشت ما را شكست چرا ره نبستيد بر دشنه ها! نداديد آبي به لب تشنه ها... اين رويه البته داراي استثنا ـ همان گونه كه بيان شد ـ در اشعار نيمايي قزوه هم كاملاً خودنمايي مي كند: صبح، دو مرغ رها بي صدا صحن دو چشمان تو را ترك كرد شب، دو صف از يا كريم بال به بال نسيم از لب ديوار دلت پر كشيد... و: ناگهان در ناگهاني از گل و لبخند باز مي گردند در خيابان رودي از رنگين كمان آواز مي خواند... در غزلهاي آغازين قزوه، مي توان ردپاي تجربيات فرزندان انقلاب را ديد. به طور مثال، ما شاهد تجربه بازي با مضمونهاي سبك هندي هستيم: از اين ميدان، خدايا، تك سواران رها رفتند چه خواهد كرد طفل همتم با ني سواري ها اما سپيدهاي قزوه در اوايل كتاب اكثراً با همان ذهنيت معترض سروده شده اند. بدون درگيري با بحث محتوا در اين سپيد سروده ها، چند نكته كاملاً به چشم مي خورد: الف) قزوه در اين اشعار اصرار بر بازيهاي زباني دارد كه انتخاب نام "مولا ويلا نداشت" براي شعرش نيز پيش از هر چيز، شاهد اين مطلب است: و امسال سال قحطي عاطفه بود سالي كه آخرين بازمانده هاي انوري ديوانشان را چاپ كردند و رفوزه هاي هنري با تك ماده ديپلم افتخار قبول شدند ب) حضور عنصر طنز، كه در جاي جاي تلاشهاي شاعرانه قزوه در اين اشعار ديده مي شود و در شاهد مثالهاي قبلي نيز به وضوح قابل مشاهده است: چقدر وقت ما صرف آدامسهاي بادكنكي شد امروز هم بينش هنرمندان از سقف تالارها بالاتر نمي رود بهار براي مردم آواز مي خواند خدا براي مردم نقاشي مي كشد نقاشها فكر مي كنند، زندگي يعني فتح قله پيكاسو خطاطها براي خدا خط و نشان مي كشند ه) اما اين روحيه بديهي است كه بعضي اوقات به شعار نزديك و از شعر دور مي شود: من بعضي وقت ها در خيابان دنبال يك سر سوزن غيرت مي گردم. اما پس از اين اشعار، به مثنوي "اين همه يوسف" مي رسيم كه قبل از هر چيز، كلاسيك بودن خود را به رخ ما مي كشد، مانند: الهي گوشه چشمي به ما كن به ما حال مناجاتي عطا كن همه عرشي، هم عرش آشيانند دليراني كه از مازندرانند جريان غزلهاي قزوه با همان ويژگيهاي تغزلي ادامه مي يابد، اما ديگر در سپيدهايش خبري از صداي اعتراض به گوش نمي رسد. به طور مثال، در شعري كه مضمون خود را به موضوعي مثل فلسطين اختصاص داده، شاهد حضور آرام زبان هستيم: درخت سيب را مي آورند با دستبند به جرم اين كه چرا سيبهايش را چون سنگ، پرتاب كرده است! اما متأسفانه گاهي اوقات عصبانيت قزوه، شعر او را از شاعرانگي خارج مي كند: سه نرون سه شمر سه هيتلر سه خوك، سه گرگ، سه سوسمار! بدم مي آيد از ابن ملجم و بلر و پينوشه بدم مي آيد از پاول و عمر و عاص و جك استراو از بوش و گوسفندهاي مرينوس و شوراي امنيت اما در دفتر "قطار انديمشك" و در پايان كتاب به نظر مي رسد شاعر، خود و آموخته هايش را بازخواني مي كند. و يا شايد تلاش مي كند اين گونه باشد. كاراكتر "قطار انديمشك" در اين دفتر در نقشهاي مختلف به بازي گرفته شده: حالا قطار كهنه انديمشك افتاده در انبار راه آهن تهران تو افتاده اي در گوشه ي اتاق دو در سه و دست كم صد عصا، شكسته اي از اندوه در اينجا "قطار انديمشك" بهانه اي براي اعتراض آرام شاعر مي شود يا: سيبي كه از درخت فرو افتاد افتاده است و رودها به كوه باز نمي گردند و عطر اين تابستانها فقط براي همين تابستان است اما قطار انديمشك باز مي گردد يا بوي سيب و پيرهن يوسف! و: گاهي شده است كه اين شبها با صداي جشن پتو بر مي خيزم سحر، با صداي خمپاره اي بيدار مي شوم مسواك مي زنم دهانم پر از تركش در آينه مي نگرم، قطار انديمشك مي گذرد! اين بازي تا آن جا پيش مي رود كه شاعر در آخرين قطعه شعر كتاب، اساطير را وارد اين نمايش مي كند: حتي اگر لازم شود فردوسي برمي خيزد از تابران توس بي رخش رستم روانه مي شود از زابل لازم شود آرش دوباره كمان برمي دارد، اگر چه تير نخستينش ننشسته بر زمين. و اين اتفاقها در "شاعري" قزوه تازه است و با طراوت و اميدوار كننده؛ اميدوار كننده براي اين كه در روزهاي آينده همچنان شاهد حضور روشن نام عليرضا قزوه در شعر انقلاب باشيم.