---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نگاهي به پديده رواج صوفي گري در قرن 21 ؛ "كابالا" مولود تحريف
٭ سورن نورزاد موجي جديد آغاز شده است، فرقه هاي تحريف شده آرام آرام، ولي با قدرت ريشه هاي فرهنگي ديني و ملي ملل مختلف را مي خشكاند و سرشناس ترين افراد و از جهاتي محبوب ترين افراد را جذب خود مي كند تا در ميان جوانان خام و طيفهاي مختلف، مشروعيت لازم را به دست بياورد.
"كابالا" (1) نام يكي از اين فرقه هاست. "كابالا" نامي است كه بر تصوف يهودي اطلاق مي شود و تلفظ اروپايي "كباله" عبري است به معني "قديمي" و كهن. معتقدان و پيروان آيين كابالا(2) اين مكتب و فرقه را "دانش سري و پنهان" خاخام هاي يهودي مي خوانند و براي آن قدمتي بسيار قديمي قائلند به عنوان مثال، مي توان به گفته "مادام بلاواتسكي" رهبر فرقه "تئوسوفي" اشاره كرد كه مدعي است "كابالا" در اصل كتابي است رمزگونه كه از سوي خداوند به پيامبران آدم(ع)، نوح(ع)، ابراهيم(ع) و موسي(ع) نازل شد و حاوي دانش پنهان قوم بني اسراييل بود. به ادعاي او، نه تنها پيامبران الهي بلكه تمامي شخصيتهاي مهم فرهنگي و سياسي و حتي نظامي تاريخ، مانند افلاطون، ارسطو و اسكندر و... دانش خود را از اين كتاب گرفته اند، حتي اين شخص معتقد است افرادي مانند "بيكن" و "نيوتون" از پيروان "كابالا" هستند. اين ادعاها نه تنها پذيرفتني نيست، بلكه با توجه به معيارهاي تاريخي و مذهبي هيچ پيشينه اي نمي توان يافت، اعتقاد يهوديت و يهوديان به جوانب عرفاني دين تحريف شده خود به "فيلواسكندراني" در اوايل قرن اول ميلادي باز مي گردد ولي او هم رهبر و پشتوانه مكتب جديد نبود، زيرا او هم انديشه هاي خود را محدود به تركيبي از انديشه هاي ديني يهود در قالب فلسفه يوناني و فرهنگ هلني كرد و اكثر محققان و پژوهشگران او را يك متفكر هلني مي دانند تا يك يهودي. در دوران تاريخ اسلامي نيز به همين صورت بوده است، گرايشهاي عرفاني و رازآلود كه در فرهنگ اسلامي پديدار شد، بر يهوديان نيز تأثير گذاشت و متفكران يهودي آشنا به مباحث كلامي و عرفاني را پديدار كرد كه مي توان به "يعقوب بن اسحاق القرقساني" (قرن چهارم هجري- قرن دهم ميلادي) اشاره كرد. او ساكن بغداد بود و از متفكران و نويسندگان برجسته قرآني (3) است و دو كتاب اصلي او به نام "الانوار" و "المراتب" و كتاب "الرياض و الحدايق" به زبان عربي است. اوج توليد فكري يهوديان در عرصه انديشه عرفاني، در دوران پيش از كابالا دو رساله سفر يصيرا (كتاب آفرينش نامه) و سفر بهميرا (كتاب روشنايي نامه) است. اين دو رساله را بايد تلاشي دانست براي ارايه عقايد ديني- سياسي يهود در قالب مفاهيم عرفاني رايج در دنياي اسلامي. بدين سان، مفاهيمي چون "نور" "سلوك" "تجلي" "جدايي" "وصل" و... به يهوديت راه يافت. نخستين تجلي نور در كوه طور بر موسي(ع) است و سپس داوود، نهاد نور الهي، به حامل آن در دنياي زميني و "شحينا" تجلي روحاني داوود به حامل آن در دنياي ماوراي زميني بدل مي شود. اين همان اسطوره سياسي "خاندان داوود" است كه اينك جامه راز آلود پوشيده است و اين ميراث نه چندان غني كه قباله (كابالا) خوانده مي شود، در سده 13ميلادي به پيدايش تصوف يهودي انجاميد. و به گفته خود يهوديان تا اين زمان (13ميلادي) قباله(كابالا) واژه اي عام بود و مصداق مشخصي نداشت، نه كتابي با اين نام وجود داشت و نه مكتبي جدي از عرفان يهودي. كابالا(تصوف يهودي) به شدت متأثر از فرهنگ اسلامي است. در واقع، انديشه پردازان مكتب كابالا به دليل زندگي در فضاي فرهنگ اسلامي و آشنايي با زبان عربي به اقتباس از متون عرفان اسلامي دست زدند و به فهم و درك خود از اين مفاهيم روح يهودي دادند و اين دقيقاً كاري است كه يهوديان به شاخه هاي تنوع علم و دانش انجام دادند. براي نمونه، بايد به مفاهيم "هوخمه" (حكمت)، "نفش" (نفس) "نفش مدبرت) (نفس مدبره)، "نفش سيخلت" (نفس عاقله) "نفش حي" (نفس حيات بخش)، "روح" و... در فرقه كابالا اشاره كرد. فرقه كابالا به دو بخش حكمت نظري و حكمت عملي تقسيم مي شود كه در ادامه به آن اشاره مي كنيم.
پيدايش كابالا پيدايش كابالا باز مي گردد به اوايل قرن 13ميلادي كه مؤسس آن فردي به نام "اسحاق كور" (1160-1235) بود. او در بندري در جنوب فرانسه به نام بندر ناريون مي زيست، تعاليم عرفاني او براي كمال معنوي مراتب مختلفي قايل بود و سيري استعلايي را براي رسيدن به كمال مطلق پيشنهاد مي كرد و مفهوم "عين صوف" هم ساخته اوست. اين كلمه كه به معني لايتناهي است، در تمامي جملاتش به معني خداوند به كار برده است ولي بعدها به معني نظام هستي به طور عام به كار گرفته شد. (4) دوران شهرت "اسحاق كور" مصادف است با سلطنت جيمزاول، شاه آراگون (1213-1276) (5) شاه آراگون در سال 637هجري- 1229ميلادي به دولتهاي اسلامي آندلس هجوم برد و موجي از جنگهاي صليبي را عليه اسپانياي اسلامي برانگيخت كه به "بازپس گيري" (6) شهرت يافت. بعد از اين درگيريها او به "جيمز فاتح" معروف شد و به يكي از قدرتهاي اروپايي بدل گشت. وزير جيمز فاتح "يهودا لاوي" نام داشت و يهوديان ثروتمند زيادي در دربارش رفت و آمد داشتند و اين يهوديان يكي از بانيان تحريك جيمز فاتح براي اشغال اسپانيا بودند و عموماً تمامي حكومتهاي محلي بعد از اشغال اسپانيا به همين يهوديان واگذار شد. يكي از اين يهوديان، "خاخام موسي بن نهمان" معروف به "نهمانيدس" بود. او بزرگترين مقام مذهبي يهود در اسپانيا بود به نحوي كه زماني او را به كلمه "ربي" به معني مطلق كلمه مي شناختند. با الهام از نظرات اسحاق كور در شهر گورنا يك مركز تصوف يهودي ايجاد كرد و همين مركز تصوف نقش اصلي را در اشاعه فرقه كابالا در اروپا برعهده گرفت. تأليفات "نهمانيدس" حدود 50 كتاب و رساله در زمينه تفسير تورات، فقه تلمودي و كابالاست و رساله هاي او تا سال 1325ميلادي، منبع اصلي تغذيه فكري كاباليستها بوده است. تصوف كابالا مدعي شناخت خداوند، آفرينش و رازهاي نظام هستي بود. انديشمندان و گردآورندگان فرقه كابالا معتقدند كه كابالا مكمل تورات است و معتقدند خداوند اسراري را به طور شفاهي و خصوصي به موسي(ع) ابلاغ كرده است تا تنها در اختيار محرمان قوم برگزيده قرار دهد. آنها معتقدند كه دين يهود يك پوسته است و قلب آن "كابالا" ست. فرقه كابالا با اين ادعا كه در فضاي آن روز قاره اروپا كه ساحري و كيمياگري بازار گرمي داشت جاذبه اي بسيار شگفت يافت و تأثير و گسترش فراواني پيدا كرد. فرقه سازان كابالا احيا و ترويج آرمانهاي مسيحي را به دست گرفتند و اين حركتها در تحريكات جنگ افروزانه صليبي قرن13 و حركتهاي شبه صليبي و نوصليبي قرنهاي بعد متبلور شد. هسته هاي كابالا با تمركز بر مناطق مختلف ايتاليا كه قلب مسيحيت جهان (واتيكان) نيز بود، شروع به ارايه پيشگويي هاي مختلفي درباره ظهور قريب الوقوع مسيح و استقرار سلطنت "ماشي يح" (مسيح) پيشگويي مي كردند. به عنوان نمونه، مي توان به "گرسونيدس"، نوه "نهمانيدس" اشاره كرد كه ظهور مسيح را در سال 1358 ميلادي پيش بيني كرد. در اواخر قرن 13 موسي لئوني كتابي نوشت به نام ظهر به معني "جلال" و درخشش و او براي معتبركردن كتاب خود آن را منتسب به خاخامي به نام "شمعون بن يوحاي" كرد. اين كتاب اصل و مرجع فرقه كابالاست و شامل 24فصل است كه بخش عمده آن شرح گفتگوهاي "شمعون بن يوحاي" با مريدان و شاگردانش است كه مكاشفات خود و رازهاي هستي را فاش مي كند. مفاهيم اين كتاب سرشار از پيشگويي ها درباره سرنوشت و رسالت الهي و آينده قوم يهود است.
كاباليسم در خاورميانه در قرن 17از طريق افرادي مثل "حييم بن عطار" مراكشي و "شالوم (سليم) بن يوسف شبازي"، شاعر يهودي يمن، فرقه كابالا را در شمال آفريقا و يمن گسترش داد. خاخام ديگري به نام "اسحاق بن موسي" نيز در روستاي حرير (اربيل كردستان) مستقر شد و همراه با پسران خود در تمامي بين النهرين و كردستان اقدام به تبليغ كابالا نمود. در نيمه دوم قرن 18"خاخام شالوم شرابي" در بيت المقدس مستقر شد و به رهبر معنوي فرقه كابالا در شمال آفريقا و به تعبير دايرة المعارف يهود" در سراسر مشرق زمين" بدل گرديد. در دايرة المعارف يهود مي نويسد: "اقتدار تفوق آميز اين حلقه به سرعت در تمامي كشورهاي اسلامي تثبيت شد و مواضعي بسيار نيرومند كسب كرد" و امروز: فرقه كابالا، روز به روز در ميان رسانه هاي جهان تبليغ مي شود. اعضاي اين فرقه چندين كانال تلويزيوني دارند كه هر روز برنامه هاي تبليغي اين آيين انحرافي را پخش مي كنند. اين رسانه ها هر روز خبر عضويت يكي از چهره هاي معروف را همراه با مصاحبه ها و... در كل دنيا مخابره مي كنند. از "مدونا" كه نه به عنوان يك خواننده، بلكه به عنوان يك نماد فرهنگي در اروپا و آسيا و آمريكا شناخته مي شود تا اليزابت تايلور72ساله، "باربارا استرسينه" 63ساله، "دايان كيتون"، "دمي مور"، "استلا مك كارتني"، "بريتني اسپيرلز" و "پارليس هيلتون" ... و حتي چهره هاي ورزشي مانند "ديويد بكام" به همراه همسرش "ويكتوريا" كه آخرين مشاهيري هستند كه در ماه مه 2004يعني چندي پيش به عضويت فرقه كابالا درآمده اند. و امروز شاهد رواج بسياري از فرقه هاي ساختگي هستيم كه تنها راه مشروعيت آنها دادن آزاديهاي بي حد و تأييد اين آزاديها از سوي اين فرقه هاست. متأسفانه امروزه چه از راههاي نشر و كتاب و حتي برنامه هاي ماهواره اي لس آنجلسي مي بينيم كه اين فرقه ها آرام آرام جاي خود را در ميان جوانان بي اطلاع و حتي فرهيختگان زانو زده در برابر غرب باز مي كند...
پي نوشت ها: 1- Kabbalah 2- Kabbalists 3- جنبش مذهبي و فرهنگي در دين يهود كه در قرن دوم ميلادي پديدار شد، رهبري اين جنبش "عنان بن داوود" بود كه مصادف با خلافت منصور عباسي زندگي مي كرد و ساكن بغداد بود. پيروان او در ابتدا به "غنانيه" شهرت داشتند، ولي بعدها "قرائيون" نام گرفتند. يهوديان به آنان "بني فحرا" يعني "طايفه فحرا" مي گفتند( فحرا به معناي كتاب مقدس است). علت اين نامگذاري آن است كه آنها تنها منبع شناخت و سلوك ديني را متون اصلي و اوليه ديني مي دانستند و منكر سنتهاي شفاهي بودند كه خاخامهاي يهودي در سالهاي بعد رايج كردند. در سال 1863 تزار نيكلاي اول به اين افراد آزادي و حقوق كاملي داد. در سال 1932تعداد اين افراد در روسيه حدود ده هزار نفر بود و حدود دو هزار نفر نيز در لهستان، استانبول، فلسطين و عراق مي زيستند و در سال 1970 تعداد قرائيون در فلسطين اشغالي، هفت هزار نفر گزارش شده است. 4- دايرة المعارف يهود/ جود ائيكا/ جلد 6/ ص 535 و جلد 9 ص 35و36 5- تشابه عمدي نام شاه آرگون (پادشاه افسانه اي فيلم ارباب حلقه ها كه ناجي تمامي سرزمينهاي كتاب تالكين است) با نام شاه آرگون قرن 12ميلادي كه با فتح اندلس به "جيمز فاتح" تغيير نام پيدا كرد، مسلماً از روي مبناي سهوي نبوده است. 6- Reconqusta 7- دايرة المعارف يهود/ جود ائيكا/ جلد 10/ ص 553و554
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- محمود محمدي عراقي:ايران نسبت به پيامدهاي منفي يكپارچه سازي فرهنگي حساس است
حجةالاسلام والمسلمين محمود محمـــدي عراقي، رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي طي سخناني در اجلاس وزيران فرهنگ كشورهاي جهان نسبت به پيامدهاي منفي جهاني سازي و يكسان سازي فرهنگي و عدم پذيرش تنوع فرهنگي، هشدار داد.رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در محل اين اجلاس در داكار مركز سنگال با حمايت از تنوع فرهنگي در عصر جهاني سازي گفت: هويت و استقلال فرهنگهاي متنوع جامعه بشري مورد مخاطره قرار گرفته است.
محمدي عراقي كه به جاي وزير فرهنگ و ارشاد كشورمان در اين اجلاس شركت دارد، با اشاره به اهميت و نقش فرهنگ در اعتلا و شكوفايي استعدادهاي بشري و نفوذ و اهميت برجسته و روزافزون آن در ابعاد گوناگون زندگي انسان تصريح كرد: فرهنگها در نظامهاي سياسي غالب و زورمندان ناديده گرفته مي شوند كه مصداق بارز آن فرهنگ ديرينه مردم ستم ديده فلسطين است. وي افزود: فرهنگ سازي تصنعي در سطح بين المللي با تكيه بر روشهاي نوين ارتباطي در حال جريان است و ميراث متنوع فرهنگ معنوي در فرآيند هويت سازي تصنعي امروز و آينده دچار چالش است. وي ادامه داد: در شرايط كنوني بايد در راه حفظ و تقويت فرهنگهاي متنوع جوامع تلاش كرد. بالندگي جامعه بشري مبتني بر تنوع فرهنگي معنوي و انباشت و انتقال دانش در عرصه هاي گوناگوني است. روند جهاني سازي و به تبع آن يكسان سازي فرهنگ، به ايجاد، شكل دهي و تقويت فرهنگهاي توده وار منتهي مي شود. مسلم است گسترش فرهنگهاي توده اي در جهان ابزار مدار، فرهنگ مردم سالارانه را تضعيف مي كند و اين رويه مي تواند در بازتوليد نظامهاي سياسي غيرمردمي مؤثر افتد، از اين رو در نظامهاي مورد اشاره چالش هويت يابي به خوبي مشهود است.رئيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در بخش ديگري از سخنانش با تأكيد بر لزوم تنوع فرهنگي در عصر جهاني شدن اضافه كرد: جوامعي كه از نظر ميراث متنوع فرهنگي و معنوي توانمند بوده و در تحولات تاريخي سياسي جهاني توانسته اند ميراث متنوع فرهنگي خود را حفظ كنند، در دنياي معاصر از جايگاه ويژه فرهنگي برخوردارند، نمونه آن تحولات فرهنگي ايران در دوران تمدن اسلامي است.وي تصريح كرد: جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه تجربيات عملي فراواني دارد و آماده تبادل يافته ها و نتايج طرحها در تقويت و ترويج ميراث معنوي متنوع فرهنگي همراه با حفظ وفاق و هويت ملي است. محمدي عراقي در ادامه سخنان خود توفيق الگوي توسعه را در تعامل و تطابق آن با ميراث فرهنگي معنوي آن ديد و گفت: توسعه پايدار زماني مي تواند تداوم و چهره عملي به خود گيرد كه در الگوي توسعه به ميراث متنوع فرهنگي معنوي توجه شود. به گزارش روابط عمومي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، وي در پايان با اشاره به نقش تبادل دانش و فنون و ارزشهاي فرهنگي كشورها در رشد جوامع توسعه يافته، تأكيد كرد: ضروري است دسترسي همه كشورها به دانشها و فناوريهاي روز جهاني درعرصه هاي گوناگون دانش، شكل عملياتي يابند. بنابراين كشورهاي پيشرفته بايد آستانه تحمل و همگرايي و احساس داشتن سرنوشت مشترك را تقويت كنند و جريان تبادل و انتقال دانش را گسترش دهند و به فرآيند توسعه پايدار همه جانبه كمك كنند و هيچ ملتي از حق طبيعي خود براي دستيابي به فناوريهاي پيشرفته محروم نگردد.
قسمت اول ٭ حسين محقق
با پيروزي انقلاب اسلامي، ميدان گسترده اي پيش روي نيروهاي فرهيخته دين باور گشوده شد؛ نيروهايي كه مي توانستند با تكيه بر دو اصل و ويژگي برجسته انقلاب اسلامي، يعني ديدن حقايق و خودباوري از يك سو و دين باوري از سويي ديگر، در اين ميدان قدمهاي مؤثري بردارند و در مسيري حركت كنند كه پشتوانه اي به قدرت و اندازه تاريخ و هويت ايران اسلامي داشت.
ولي متأسفانه، با نگاهي به تاريخ آموزشهاي ابتدايي و كلاسيك و سير تكاملي آن، به اين نكته مهم خواهيم رسيد كه نظام آموزشي ايران از زمان استقرار رضاخان در مسند قدرت، به دست گروهي روشنفكر لائيك يا غربگرا قرار داشت و اين افراد بر اساس علايق خود و بر اساس باورهاي اعتقادي شان از جامعه غرب و اروپا، نظام آموزشي، مقررات و محتواي آموزشي آكادميك را طرح ريزي و اجرا كردند و متأسفانه تا انقلاب اسلامي حضور يا عدم حضور نيروهاي متعهد و دين باور در اين عرصه، محلي از اعراب نداشت.
با پيروزي انقلاب اسلامي و نيز سيل ورود انديشه هاي جديد و حجم گسترده آنها به حيطه آموزش و پرورش، باعث گرديد چالشها و تضادهاي به وجود آمده در اين حوزه را نتوان به خوبي پاسخگويي و يا رفع شبهه نمود. متأسفانه، مي توان به جرأت گفت اين دو بحران، يعني رفع نكردن شبهه ها در عرصه آموزش و پرورش ديني از يك سو و به چالش كشاندن نيروهاي متعهد و دانش پژوه از سويي ديگر، تا به امروز در حوزه هاي آكادميك باقي مانده است.
در اين ميان، پيروزي انقلاب اسلامي در سال 57 و آغاز جنگ تحميلي و شروع تحريمهاي گسترده اقتصادي و سياسي، منشأ بركات فراواني بود. به عنوان مثال، در زماني كه 75درصد مردم ايران در بي سوادي نسبي بودند، فرمان تشكيل نهضت سوادآموزي توسط حضرت امام خميني(ره)، باعث شد تا امروز بركات و ثمرات آن را به عينه شاهد باشيم.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي، با توجه به افزايش ظرفيت دانشگاهها و مراكز آموزش عالي، رشد كمي دانش آموختگان نيز سير صعودي پيدا كرد. دكتر ابراهيم رزاقي در سال 1376 مي نويسد: "... گرچه افزايش دانش آموختگان آموزش عالي امري ضروري است، ولي از آن مهمتر افزايش توانايي هاي دانش آموختگان است. به نظر مي رسد آموزش عالي كشور علاوه بر ترجمه اي بودن كتابها و جزوه هاي دانشگاهي، از دو مشكل پايه اي در رنج است: اول كاهش كيفيت آموزش و تدريس از سوي استادان به دلايلي مانند افزايش هزينه هاي زندگي و عدم تكافوي دريافتي ماهيانه و در نتيجه تدريس زياد و آبكي آن، و دوم كاهش انگيزه در آموختن دانشجويان به دليل برخوردار نبودن دانش آموختگان از فضاي مناسب براي آموزش..."
دكتر رضا منصوري در سر مقاله مجله فيزيك سال 79- با عنوان "مديريت حرفه اي در مراكز علمي و پژوهشي"- مي نويسد: "... پژوهش حرفه اي در ايران بسيار نوپاست. قبل از انقلاب تنها 3درصد از فيزيكدانها با پژوهش درگير بودند. تعداد كل مقالات از ايران به 200 مقاله علمي نمي رسيد، و به لحاظ پارامتر تأثير تحقيقات علمي، ايران در ميان فهرست 25 كشور اول جهان سوم حضور نداشت. پس از انقلاب، بخصوص بعد از هشت سال دفاع مقدس، جوانه هايي هويدا شد. امسال (1379) براي اولين بار تعداد مقالات بين المللي محققان و دانش پژوهان و انديشمندان ايران از مرز 1000 مي گذرد و براي اولين بار يك مقاله از ايران بنا به تعريف مقاله مشهور شده و بيش از صد استناد گرفته است."
چند سال بعد يعني، در طول سال 1382، يافته جديد نشان مي دهد در همين فاصله كوتاه چند ساله، چه تحولات سريعي به لحاظ كيفي انجام گرفته است.
با توجه به نقل قولهاي فوق، مي توان يكي از علل عقب ماندگي دانشگاهها به عنوان يكي از اركان مباني جنبش نرم افزاري را ضعف شديد علمي و فرهنگي برخي از استادان اين حوزه ها بر شمرد. استاداني كه براي تأمين معاش زندگي مجبور به تدريسهاي طاقت فرسا هستند و متأسفانه اين تدريسهاي كم محتوا، فرصتي را براي انجام طرحهاي تحقيقاتي و پژوهشي باقي نمي گذارد. از سويي ديگر، ضعف شديد فرهنگي عده اي از استادان و مدرسان تجربي نيز به اين مهم افزوده شد. حضور افرادي كه به هر نوعي تحت تأثير فرهنگ ليبراليستي غرب هستند و از خودباوري ملي و اسلامي نيز كاملاً دور شده اند، ضربه اي جبران ناپذير را بر پيكره رشد علمي و حقيقت علمي حوزه هاي دانشگاهي وارد كرده است.
طي سالهاي گذشته، پديده بسيار شومي در عرصه دانش و حوزه هاي آكادميك به وجود آمد و آن سيل ويرانگر مدرك گرايي و تأثيرهاي مهم اجتماعي و فرهنگي آن بود. با كمي واقع بيني و تحقيق مي توان به اين حقيقت دست يافت كه يكي از علل مدرك گرايي در لايه هاي اجتماع، از رواج تجارت و تسليم شدن به روزمرگي است و اين عارضه همان هشداري بود كه بزرگان ديني ما بر آن تأكيد داشتند كه استفاده نادرست از علم و فرهنگ بوده و هست.
يكي ديگر از موانع توليد علم و گسترش آن در محيطهاي علمي، نبود اطلاعات علمي به روز شده است كه بدون هيچ شرحي، يكي از احتياجات انگشت شمار دانشجويان و اهل علم بوده و هست.
اگر اين منطق را بپذيريم كه هر پيشرفتي و هر فتحي در زندگي انسان با روحيه پرسشگري آغاز مي شود، خواهيم ديد كه يافتن جواب هر پرسشي، ملزم به داشتن منابع و اطلاعات علمي است، آن هم نه به صورت ترجمه و كپي برداري، بلكه به روز شده و توليدي. دانشجويان و استادان دانشگاه در هر كشوري مي توانند به عنوان طبقه فرهيخته و آشنا به دردهاي علمي و فرهنگي آن كشور، از ديدگاه يك ناظر بي طرف، به نقد سالم عملكرد دولتمردان علمي و فرهنگي آن كشور بپردازند.
و علاوه بر اينكه مدافع حقوق علمي و فرهنگي آن كشور باشند، به نقد عملكرد حوزه علمي خويش نيز بپردازند. اما در كشور ما، به علت وجود حمايتهاي مقطعي و زودگذر و غير اصولي و گهگاه شعاري و نبود برنامه اي مدون و طولاني مدت، اين مهم محقق نخواهد شد. بهانه نبود اعتبارات مالي در دانشگاهها به يك علت كاملاً منطقي تبديل شده است، در حالي كه يك محقق و پژوهشگر علاوه بر امكانات مالي، به اطلاعات علمي به روز و امكانات و تسهيلات براي سهولت آزمايشها و طرحهاي تحقيقي نيز نياز دارد.
توجه نداشتن به دغدغه هاي دانشجويان نيز از جمله موانع اين عرصه است. تناسب نداشتن درسهاي ارائه شده با رشته هاي دانشگاهي و حمايت نكردن و تشويق دانشجويان ممتاز، از اين گزاره هاست كه تا امروز از چشم مسؤولان علمي و فرهنگي كاملاً دور مانده است.
مصداق اين بي توجهي را مي توان در كوچ و مهاجرت نخبه هاي علمي و دانشگاهي به خارج از كشور ديد.
يكي از راهكارهاي ارائه شده در تقويت جنبش نرم افزاري را مي توان در عملكرد خود حوزه هاي علمي جستجو كرد. مي توان در تمامي دانشگاهها و دفترهاي نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري، بخشي به همين نام -جنبش نرم افزاري- تشكيل و راه اندازي شود و اين مهم بر عهده خود دانشجويان گذاشته شود تا بعدها در قالب همايش و يا كنفراس، راهكارهاي ارائه شده مطرح گردد. در اين ميان نيز مسؤولان آموزش عالي طي بخشنامه اي مي توانند پيشنهادهاي برتر دانشجويان را از تمامي مراكز آموزشي گردآوري و سازماندهي كرده و نتايج اين طرحهاي برتر را طي دستورالعملي به مراكز دانشگاهي و تشكلهاي دانشگاهي و آموزشي ارسال نمايند و با تشكيل يك همايش فوري كشوري و دعوت از استادان و دانشجويان در حضور مقام معظم رهبري و در سالگرد سخنراني ايشان، طرحها و برنامه هاي ارائه شده را مطرح نمايند تا مقدمات اجرايي شدن آن فراهم آيد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- آشنايي با مراكز اسلامي جهان ؛ "مدارس امام خطيب "
٭ محبوبه عابدي
نخستين قانون اساسي كشور تركيه در سال 1924 ميلادي دين اسلام را به عنوان دين رسمي اين كشور تعيين نمود ولي در اصلاحات قانوني سال 1928 اين ماده قانوني حذف وبا تاكيد بر جدايي دين از سياست، تركيه كشوري با دولت وحكومت غير مذهبي لائيك معرفي شد. بعدها در سال 1982 ميلادي نيز به هنگام تدوين قانون اساسي جديد، حاكميت اصلي لائيك دوباره مورد تصريح قرار گرفت. درتركيه اعتقاد است ديني و مذهبي مشتركي وجود ندارد و اعتقاد به مذاهب به طريقتهاي مختلف در ميان اقشار مختلف مردم، يكي از ويژگيهاي ساختار مذهبي اين جامعه محسوب مي گردد. (1)
بدون ترديد آينده اسلام گرايي در تركيه براساس نوع تفكر نسل آينده شكل مي گيرد و در حقيقت هر نسل برحسب برداشت خود از مذهب و تعامل آن با جامعه و اجتماع خود منشاء تحول در تاريخ خواهد شد. آموزش در اين ميان از اهميت فوق العاده اي برخوردار است و اگر دستگاه بزرگ آموزش و پرورش بتواند نسل جوان را از داشته هاي فرهنگي راضي سازد جايي براي بروز نارضايتي درآينده نخواهد بود. (2)
پس ازاستقرار نظام آموزشي متمركز در تركيه در سال 1924، آموزش ديني در مدارس مذهبي ممنوع شد . سرانجام در سال 1949 آموزش و پرورش دوره هاي 10 ماهه "امام خطيب" را تشكيل داد ودرسال بعد مدارسي به نام "امام خطيب" درشهرهايي چون آنكارا- استانبول- قونيه- اسپارت و آدانا تاسيس شدند. (3)
طبق آمار سال 1996 مدارس امام خطيب 466 باب بودند برطبق آمار همين سال دانش آموزان اين مدارس 446429 نفر اعلام شد كه براي تدريس آنها، 14995 معلم فعاليت مي كردند.
مدارس "امام خطيب" وظيفه تربيت مسوولان ديني را بر عهده دارند و از موسسه هاي قابل اعتماد و داراي هويت رسمي مي باشند . اين مدارس در قياس با مدارس دولتي، سطح بالاتري از آموزش را ارائه مي كنند . دانش آموختگان اين مدارس هر سال دركنكور شركت مي كنند و هرسال در بين يك ونيم ميليون دانش آموز شركت كننده رتبه هاي بالا را به خود اختصاص مي دهند. اگر چه مدارس "امام خطيب" به طور رسمي جزئي از نظام آموزش عمومي محسوب مي شوند اما معمولاَ بخش خصوصي، سرمايه گذاري مرتبط با تشكيل آنها را انجام مي دهد.
براساس آراي برخي صاحبنظران، افرادي كه دراين مدارس تحصيل مي كنند در كليه دستگاههاي اداري واجرايي تركيه انجام وظيفه مي نمايند. بنابراين بسياري از مهندسان و قضات، نيروهاي نظامي و انتظامي و تجار در اين شبكه قرار گرفته اند و هدف نهايي آنها اسلامي كردن مرحله اي حكومت از طريق نفوذ هرچه بيشتر در جامعه است.
مدارس "امام خطيب" تا پيش از اجباري شدن 8 سال آموزش ابتدائي شامل بيش از 500 باب مدرسه آموزش ديني، دوره راهنمايي با 300 هزار دانش آموز و بيش از 400 مدرسه آموزش ديني دوره متوسطه با 200 هزار دانش آموز بوده اند. (4)
در دوره ابتدائي ومتوسطه آموزش علوم ديني ممنوع است ولي در دوره دبيرستان درسهاي قرآن، فقه اسلامي، حديث، فن بيان و تاريخ اديان تدريس مي شود.دولت از جهت دهي غيرديني به اين مدارس غافل نمانده است و سلسله درسهايي نظير تاريخ و جغرافياي تركيه و ادبيات تركيه، رياضيات، فيزيك وشيمي در بين درسها گنجانده است.دانش آموختگان در اين مدارس مي توانند در مراكز آموزش عالي اسلامي ادامه تحصيل داده و پس از آن به اموري چون امامت، خطابت وتدريس قرآن اشتغال ورزند.
درحال حاضر آموزش مذهبي در تركيه در سه دانشكده الهيات و مدارس قرآني و مدارس امام خطيب كه به آموزش طلاب و وعاظ مي پردازند ارائه مي گردد و همه اين مدارس از دهه 50 به بعد گسترش يافته وهم اكنون مجموعه گروههاي الهيات در 18 دانشگاه تركيه ايجاد شده است. حقوق و مزاياي مدرسان با دولت و تامين ساير هزينه ها با خود مدارس است. (5)
پي نوشتها:
(1) مباحث كشورها وسازمانهاي بين المللي، تنظيم از صابر قاسمي؛ ص25.
(2) تعامل دين ودولت در تركيه؛ محمدرضا حيدرزاده ص 27
(3) مباحث كشورها؛ ص 052
(4) اينترنت WWW.IRAN CYITYRE-ORG
(5) همان (3).
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- دبير جشنواره فرهنگي- هنري امام رضا(ع):گسترش معنويت، رويكرد اصلي جشنواره است
دبير جشنواره فرهنگي- هنري امام رضا(ع) گفت: استفاده از ابزار هنر در جهت گسترش معنويت در جامعه، رويكرد اصلي اين جشنواره است.
وي افزود: در شرايط فعلي بيش از پيش ضرورت عمق بخشي به امور معنوي در جامعه احساس مي شود و براي گسترش اين امر نيازمند برنامه هاي متناسب با ارزشهاي ديني و اسلامي هستيم.
وي با بيان اينكه هيچ فرهنگي بالاتر از معارف اهل بيت نمي تواند معنويت را در جامعه افزايش دهد، اظهار داشت: گسترش فرهنگ رضوي در بين آحاد جامعه و بخصوص نسل جوان، بي شك جامعه را بيمه فرهنگي مي كند.
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي، تفاوت اين جشنواره نسبت به ساير برنامه هاي فرهنگي را رويكرد مردمي آن دانست و افزود: اظهار علاقه و ارادت هنرمندان براي خلق آثار هنري، اين جشنواره را به سمت"بين المللي" پيش مي برد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- 50 اثر به دبيرخانه جشنواره هنرهاي تجسمي فارس راه يافت
دبير جشنواره هنرهاي تجسمي فارس، از ارسال 50 اثر به دبيرخانه جشنواره فارس خبر داد.
عزيزا... خردمند در گفتگو با ستاد خبري سومين جشنواره فرهنگي و هنري امام رضا(ع)، با اعلام اين مطلب افزود: 5 داور از استادان برجسته كشور در كميته انتخاب و داوري نهايي اين جشنواره حضور خواهند داشت.
وي افزود: بخش طراحي، نقاشي، خط و هنرهاي سنتي با رويكرد تذهيب، نگارگري و مينياتور و در بخش گرافيك با عناوين طراحي پوستر، طرح جلد كتاب، طراحي لوگو، حجم سازي و تنديس و نقاشي ديواري خواهد بود. وي اضافه كرد: بخش گرافيك و تنديس جزء برنامه هاي اضافه شده به جشنواره امسال است.
دبير جشنواره هاي تجسمي افزود: قرار است از امسال كتابچه جشنواره هاي تشكيل آثار شركت كنندگان، هر سال تهيه شود. گفتني است، اين جشنواره از 8 تا 15 آذرماه امسال در استان فارس برگزار خواهد شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي: اشاعه فرهنگ رضوي مهمترين هدف جشنواره امام رضا(ع) است
مديركل فرهنگ و ارشاد اسلامي خراسان رضوي گفت: تلاش براي احيا و گسترش فرهنگ رضوي وتجليل از پديد آورندگان آثار هنري مرتبط با امام رضا(ع)، از عمده ترين اهداف برگزاري سلسله جشنواره هاي امام رضا(ع) است. سيد جواد جعفري در گفتگو با ستاد خبري سومين جشنواره فرهنگي و هنري امام رضا(ع)، با بيان اين مطلب افزود: گامهاي اوليه براي رسيدن به اين دو هدف برداشته شده و تلاش براي فراگير شدن اين جشنواره در سطح ملي و بين المللي با همكاري بخشهاي دولتي و غير دولتي، ادامه دارد. وي اظهار اميدواري كرد 10 استان ميزبان اين جشنواره، در جهت ارتقاي سطح كيفي و تدارك برنامه هاي فرهنگي و هنري با مضمون امام رضا(ع) و سيره ايشان، تلاش كنند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- صفار هرندي: تقدير از خادمان كتاب، مايه دلگرمي وزارت ارشاد است
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي تقدير از خادمان كتاب و كتابخواني را مايه دلگرمي وزارت ارشاد خواند.
به گزارش فارس، محمدحسين صفار هرندي در مراسم تقدير از كتابداران نمونه اظهار داشت: رنجها و مشكلات كاري كتابداران نيازمند تقدير است و وزارت ارشاد تقدير از خادمان كتاب و كتابخواني را مايه دلگرمي خود مي داند.
وي در ادامه خطاب به كتابداران برگزيده گفت: بايد از هر روشي براي ترويج و اشاعه فرهنگ كتابخواني سود جست و نقش كتابداران در تبليغ و تبيين رويكردهاي يك كتاب بسيار با اهميت است.
به اعتقاد وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي هرچند كه بحث نهضت كتابخواني با شعار آغاز شده، اما وزارت ارشاد و معاونت فرهنگي، آن را با عمل پي خواهد گرفت.
صفار هرندي در بخش ديگري از سخنراني اش با اشاره به اينكه اساساً دستگاههاي تبليغاتي با توجه به قابليت هايي كه دارند مي توانند حتي نياز كاذبي براي جامعه ايجاد كنند از اعلام آمادگي صدا و سيما براي تبليغات و اطلاع رساني كتاب خبر داد.
وي از تمامي پژوهشگراني كه مترصد عرضه بهتر كتاب و تحقق نهضت كتابخواني هستند خواست تا وزارت ارشاد را در جهت سياستگذاري علل گرايانه در حوزه كتاب ياري دهند.
صفار هرندي در پايان اظهار اميدواري كرد كه آمار رسمي كتاب و كتابخواني در ايران تا چهاردهمين هفته كتاب تغييري بنيادين داشته باشد و اين خواسته نيازمند اين است كه مسؤولان فرهنگي تمام سال را با اين دغدغه سپري كنند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- "مسلمانان كره جنوبي" پنجاهمين سال ورود اسلام به كشورشان را جشن مي گيرند
به گزارش مهر، به مناسبت پنجاهمين سال ورود اسلام به كره جنوبي، مسلمانان اين كشور جشني دو روزه در روزهاي 25 و 26 نوامبر(4 و 5 آذر) برگزار مي كنند.
در اين مراسم، همايش "همزيستي و همكاري مسلمانان" به منظور شناخت هر چه بيشتر اسلام و اديان ديگر آسيا در سئول پايتخت كره جنوبي برگزار مي شود.
در اين همايش كه به مناسبت جشن ورود اسلام برگزار مي شود، 30 نفر از شخصيتهاي برجسته جهان اسلام از همه نقاط جهان به اين كشور مي آيند و در زمينه فعاليتهاي ديني و اسلامي و همچنين حمايت و دفاع از اسلام مذاكره مي كنند.
همچنين در اين جشن از شخصيتهاي برجسته اسلامي و ديني كه در انتشار فرهنگ و تمدن اسلامي و اشاعه دين اسلام در كره جنوبي نقش بسزايي داشتند، تجليل مي شود.
در راستاي جشن مذكور مركز "جريان و گردش اسلام" با هدف ساخت جوانان مسلمان و پژوهشگران اسلامي تأسيس مي شود.