---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- شكست اصلاحات فرمايشي در مصر
٭ قاسم بابايي اعتراضهاي گسترده مردم مصر و گروههاي سياسي مخالف دولت مبارك عليه تقلب در انتخابات پارلماني و رياست جمهوري اين كشور، حكومت حاكم بر اين كشور را بر آن داشت تا به انتخابات زودرس و سريع تن دهد.
اعتراضهاي گسترده "اخوان المسلمين" قويترين گروه مذهبي - سياسي مصر، به دستگيري صدها نفر از آن ها منجر شد. علاوه بر "اخوان المسلمين" حزب نوين وفد، حزب الغد، حزب تجمع، حزب كارگر، حزب ناصري، جنبش كفايه، حزب غير رسمي الوسط، از ديگر احزاب مخالف حكومت مصري مي باشند كه به تقلب در انتخابات اعتراض كرده اند. در سال 1928، جنبش "اخوان المسلمين" بزرگترين گروه اسلامي مصر توسط "حسن النباء" براي مبارزه با حكومت دست نشانده ملك فاروق كه عامل و نماينده امپراتوري عثماني در مصر بود، بنيان گذاشته شد. حضور فعال يكي از افسران مصر به نام "ژنرال نجيب" باعث شد تا حسن البنا و جنبش اخوان المسلمين به عنوان ستون فقرات كودتاي افسران آزاد عليه حكومت ملك فاروق نقش تعيين كننده اي را ايفا كنند.
اگر چه حسن البناء قبل از پيروزي كودتاي افسران آزاد توسط حكومت فاروق ترور گرديد، اما ادامه كار وي تا سال 1953 توسط سيد قطب پيگيري شد. در سال 1953 كودتاي افسران آزاد به رهبري ژنرال نجيب به پيروزي رسيد. جمال عبدالناصر كه عنصري درجه سه و چهار در مجموعه نيروهاي ارتش مصر بود، در كمتر از 6 ماه، عليه ژنرال نجيب كودتا كرد و سپس ادعا نمود كه ژنرال نجيب خودكشي كرده است. در واقع، پيروزي كودتاي افسران آزاد، نه به رهبري جمال عبدالناصر، بلكه فقط با فرماندهي و هدايت مستقيم ژنرال نجيب و به دليل ارتباط قوي و معنوي با بنيانگذاران اخوان المسلمين و علاقه شديد و فراوان به تعاليم اسلام اخوان از شخص وي در مقابله با حكومت ملك فاروق و كودتاي افسران آزاد حمايت اصولي كرد.اما جمال عبدالناصر با به قتل رساندن ژنرال نجيب، زمام امور را به دست گرفت و اولين اقدام وي اين بود كه در سال 1954 اخوان المسلمين را غير قانوني اعلام كرد و طي يك ترور ساختگي عليه خود، به قلع و قمع اين گروه پرداخت و بسياري از رهبران اخوان المسلمين را اعدام كرد و يا به زندان انداخت و سرانجام در سال 1966، "سيد قطب" رهبر فكري اين جنبش را اعدام كرد. "سيد قطب" كه پس از ترور "حسن البناء" توسط حكومت فاروق، به جاي وي رهبري جنبش را به دست گرفته بود، مدتي را براي تحصيلات در ايالت متحده سپري كرده و ديدگاهي انقلابي نسبت به شرايط موجود زمان خويش داشت. جمال عبدالناصر، همواره براي قتل عام اخوان المسلمين، با اعلام پايان انقلاب، شروع به تسويه اعضا و هواداران اين جنبش كرد. اما كمي بعد دوباره آغاز دور جديدي از انقلاب و آزادي فعاليتهاي سياسي را اعلام مي نمود. همين كه جنبش اخوان المسلمين و رهبران و اعضا و هواداران آن دوباره وارد صحنه مي شدند و فعاليتهاي خود را دوباره شروع مي نمودند، ناگهان به تسويه خونين و پاكسازي فيزيكي و زندان و شكنجه و اعدام آنها متوسل مي شد.
"دالاس" وزير خارجه ژنرال آيزنهاور رئيس جمهور وقت آمريكا، طي گزارشي تحليلي درباره ناصر و شخصيت وي، مي نويسد: " آن گونه كه من ناصر را از نزديك ديدم و شناختم، او نه يك ضد آمريكايي و نه يك طرفدار كمونيست است، بلكه موجودي فرصت طلب مي باشد كه به خوبي مي داند چگونه خود را در رأس قدرت حفظ كند. او يك فرصت طلب واقعي و يك ماكياوليست است كه بر امواج شعارهاي پان عربيسم و ناسيوناليسم عرب شنا كرد و با قلع و قمع اخوان المسلمين، خود را ناجي اعراب معرفي نمود." اگر چه در سالهاي دهه هفتاد و هشتاد و پس از مرگ ناصر فشارها بر اخوان المسلمين كاهش يافت، اما جانشين وي، انورسادات نيز با ترس از قدرت گرفتن اين گروه، همچنان آنان را غيرقانوني اعدام كرد. رويكرد اخوان المسلمين در دو دهه گذشته، عموماً پرهيز از خشونت و با تمركز بيشتر بر فعاليتهاي سياسي بوده است. در عين حال، آرمان پايدار اين جنبش و رهبران آن مبتني بر استقرار حكومت اسلامي و جاري شدن قوانين شريعت اسلام، حكومت را بر آن داشت تا همواره از به قدرت رسيدن اين گروه جلوگيري و احساس هراس كنند. ترور سادات به دست سرهنگ خالد اسلامبولي، خطر اخوان المسلمين و جماعت اسلامي مصر را صد چندان كرد.اخوان المسلمين با وجود غير قانوني بودن، به صورت انفرادي و در قالب نامزدهاي مستقل در انتخابات پارلماني شركت مي كنند، به طوري كه درانتخابات جاري مصر، حدود 150 نامزد وارد عرصه رقابت با ساير رقبا شدند كه به دليل تقلب، اگر چه بعد از حزب حاكم بيشترين كرسي را آوردند، اما همچنان اعتراضهاي آنها ادامه يافت تا آن كه برگزاري انتخابات مجدد توسط قوه قضاييه مصر اعلام گرديد. در دور قبلي انتخابات پارلماني، احزاب مخالف روي هم 32 نماينده به مجلس مردم فرستادند كه از اين تعداد 17 نفر وابسته به اخوان المسلمين، 7 نفر از حزب نوين وفد، شش نفر از حزب چپگراي تجمع و دو نفر از حزب ناصري بود.لذا با وجود آن كه اصل تفكيك قوا وظيفه قوه مقننه و نيز نظارت بر نحوه عملكرد قوه مجريه را بر مجلس مردم گذاشته، اما ديكتاتوري مبارك، توازن قوا را به نفع وي بر هم زده است؛ به طوري كه حزب دموكراتيك ملي مبارك، با داشتن 388 نماينده از 454 عضو، اين مجلس را در اختيار دارند. علاوه بر حزب دموكراتيك ملي مبارك و جنبش اخوان المسلمين احزابي چون نوين وفد، حزب تجمع، حزب ناصري، حزب كارگر، جنبش كفايه، حزب غير رسمي الوسط، حزب الغد (فردا) نيز درانتخابات مصر فعال هستند.حزب نوين وفد، خود را حزبي ليبرالي و ملي گرا مي داند. سابقه اين حزب به دهه هاي اول قرن بيستم باز مي گردد و تلاشهاي ملي گرايانه حزب قديم وفد در آن دوران و مبارزات "وفد" در سالهاي پس از جنگ جهاني اول با تلفات بسياري همراه بود. اما در نهايت به شكل گيري حزبي جديد منجر شد."حزب تجمع" تفكراتي سكولاريستي دارد و به عنوان حزبي چپگرا در سال 1976 تأسيس شده ويكي از دو حزبي است كه همراه با حزب كارگر، از تحريم كنندگان انتخابات رياست جمهوري مصر در سال 2005 بودند. حزب كارگر، با وجود لغو فعاليتهاي آن توسط مبارك و توقيف روزنامه الشعب ارگان اين حزب، فعالان آن به دليل گرايشهاي اسلامي، خود را از وابستگان به جنبش اخوان المسلمين معرفي مي كنند. "حزب ناصري"، از وفاداران به جمال عبدالناصر و پيروان پان ناصريسم هستند. "جنبش كفايه" نيز كه به نام جنبش تحول خواه معروف است، از نيروهاي ميانه روي طرفدار گسترش روابط با آمريكا و رژيم صهيونيستي مي باشد. حزب غير رسمي "الوسط"، داراي ديدگاهي ليبرال، اما با ظاهري اسلامي است. اين حزب، ملغمه اي از سكولاريزم و اسلامگرايي است كه خود را نيروي ميان سكولارها و اسلامگرايان مي دانند. حزب الغد (فردا) به رهبري "ايمن نور"، به دنبال اصلاحات سياسي در اركان حكومتي مصر است. اين حزب همراه با ساير احزاب به جز حزب "غد" ائتلافي تشكيل دادند كه با عنوان "جبهه متحد ملي" خواستار تغيير مي باشند. اين جبهه در كنار اخوان المسلمين مهمترين و بزرگترين رقباي حزب ملي دموكراتيك به رهبري مبارك مي باشد. در روزهاي پاياني مارس 2004، حسني مبارك دستور بازنگري قانون اساسي را صادر كرد تا به اصطلاح به روند اصلاحات فرمايشي و هدايت شده از سوي كاخ سفيد و در قالب طرح خاورميانه بزرگ، جامه عمل بپوشاند. اما او تنها با 6 ميليون رأي از مجموع 45 ميليون نفر واجد شرايط كه اكثراً آن را تحريم كرده بودند، در سپتامبر 2005 بار ديگر و براي پنجمين بار به رياست جمهوري مصر رسيد. او هرگز فكر نمي كرد كه در انتخابات پارلماني با چنين چالش جدي مواجه گردد، زيرا طبق قانون اساسي فعلي مصر، كه بر اساس همان قوانين تدوين شده دهه هفتاد ميلادي مي باشد، مجلس الشعب (مجلس ملي) براي دوره هاي چهار ساله و با رأي مستقيم شهروندان تشكيل مي شود. تعداد نمايندگان اين مجلس 454 نفر است كه به جز ده نفر، همگي انتخابي هستند.علاوه بر مجلس الشعب كه تماماً انتخابي پارلمان مصراست، 266 نماينده در مجلس شورا حضور دارند كه تنها بخشي از نمايندگان آن انتخابي هستند. مجلس شورا، به سال 1980 به نهادهاي سياسي مصر افزوده شد. تعداد 174 نماينده اين مجلس با رأي مستقيم و توسط رئيس جمهور منصوب مي شوند كه در واقع شبيه مجالس سناي كشورهاي جهان مي باشد.اكنون، پيروزي چشمگير اخوان المسلمين ضمن آن كه نشان از گرايشهاي قوي مردم مصر به سوي هويت اسلامي خويش دارد، نمايانگر شكست اصلاحات فرمايشي و هدايت شده كاخ سفيد است. حسني مبارك با تقلب در انتخابات رياست جمهوري و تنها با 6 ميليون رأي، اگر چه براي پنجمين دوره متوالي بار ديگر در قدرت باقي ماند، اما تقلب انتخاباتي پارلماني، صبر مردم مسلمان مصر را لبريز نمود و با حمايت از اخوان المسلمين و اعتراضهاي گسترده و سراسري عليه مبارك و دخالتهاي وي در جلوگيري از برگزاري انتخابات آزاد، آن روي ديگر سكه اصلاحات سياسي مبتني بر اراده مردم مسلمان را در مقابله با اصلاحات سياسي فرمايشي، به رخ كاخ سفيد كشاند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ميان نيكسون و برژنف چه گذشت؟
منبع: آسوشيتدپرس ٭ سرويس ترجمه اخيراً اسناد و مدارك منتشر شده از سوي كاخ سفيد، حكايت از مذاكرات ريچارد نيكسون درخصوص كنترل فعاليتهاي هسته اي با برژنف رييس جمهور و رهبر حزب كمونيست اتحاد جماهير شوروي سابق دارد. اما آمريكاييها كه خود پيشگام در سوء استفاده هاي نظامي از انرژي هسته اي و به كارگيري آن در جنگ جهاني دوم و استفاده از گلوله هاي اورانيومي غني شده در تمامي جنگها از ويتنام تا هائيتي و دومنيكن و سومالي و افغانستان و عراق مي باشند، با ارايه اسناد جعلي و جهت دار سعي دارند تا ضمن آن كه چهره اي شفاف، مثبت و مدافع صلح جهاني از خود نشان مي دهند، تلاش براي كنترل تسليحات هسته اي و جهاني عاري از سلاحهاي هسته اي را هم در كارنامه خود ثبت كنند. حمايت كاخ سفيد از تروريسم اسراييل هسته اي به استفاده هاي شديد مردم آمريكا از سياستهاي جانبدارانه بوش از اين رژيم منجر شده است بيش از 60درصد مردم آمريكا در نظرسنجي مؤسسه پيو، بوش را به دليل حمايت از اسراييل و تسليحات هسته اي آن به عنوان بزرگترين و تنها عامل انزواي جهاني ايالات متحده و تنزل جايگاه آمريكا در جهان معرفي كرده اند.
كاخ سفيد در اسناد منتشره خود مدعي شده است، نيكسون از اولين روزهاي سال 1969 تا 1974 كه به دليل ماجراي واترگيت از رياست جمهوري استعفا داد، همواره درگير مذاكرات تسليحات هسته اي و پرهيز از وقوع جنگ هسته اي بود! اسناد طبقه بندي شده از آن زمان در تاريخ نشان مي دهد كه نيكسون خواهان دستيابي به جايگزيني براي گزينه جنگ و نيز بازدارندگي توسل به قدرت هسته اي بود كه سرانجام رقابت اتحاد جماهير شوروي را متوقف و در عين حال آمريكا را از افتادن در دام بدترين سناريوي جنگ اتمي نجات داد. آمريكاييها مدعي شده اند كه ترس از كشتار فراوان! به وسيله سلاحهاي هسته اي، تنها انگيزه مقامهاي عالي رتبه و رسمي آمريكا شده است. بويژه به اين دليل كه بخشي از اين نگراني، سؤالاتي است كه همواره از كاخ سفيد پرسيده مي شود و آن اينكه آيا واشنگتن خود از بمب اتمي استفاده نخواهد كرد؟ در تقويم روزانه و خاطرات نيكسون به سال 1969 آمده است، كه رئيس كاركنان كاخ سفيد زمان نيكسون، اچ.آر هالدمن، از نيكسون دعوت كرد كه در صبح يكي از روزها به همراه ورزش صبحگاهي، طي يك گشت هوايي با بوئينگ 707، به تماشاي آزمايش هسته اي از هوا بپردازد. هلدمن نوشت، كه در تماشاي اين آزمايش در عين زيبايي بسيار ترس آور و وحشتناك بود نيكسون درباره تعداد تلفات اين انفجار آزمايش هسته اي پرسيد كه معاون وي در پاسخ گفت حدوداً چندين ميليون كشته برجاي خواهد گذاشت. طبق قانون آزادي اطلاعات، تصاوير اين آزمايش هسته اي و تماشاي نيكسون از داخل هواپيما از آرشيو اسناد و مدارك كاخ سفيد آزاد شده است كه توسط ويليام بار، محقق و پژوهشگر آرشيو امنيت ملي در كتابخانه دانشگاه جورج واشنگتن، منتشر گرديد. براساس اسناد افشا شده، نفوذ كسينجر در امور مربوط به بودجه هاي تحقيقاتي و نظامي به تكميل پروژه جنگ هسته اي انجاميد. زيرا كسينجر معتقد بود كه پروژه هاي جنگ هسته اي نه تنها از قبل برنامه ريزي شده بلكه به مراتب ارزانتر از ساير گزينه هاي نظامي است كه در نوع خود محدوديتهايي را نيز دارد. آنها معتقد به تخريب تضميني و توقف كامل نيروهاي دشمن "شورويها" با هزينه و سرمايه گذاري بسيار اندك بودند. نيكسون در اوت سال 1973 در جلسه شوراي امنيت ملي آمريكا در كاخ سفيد گفت: استفاده از سلاح هسته اي كه 80 ميليون كشته دربر داشته باشد تا حدودي غيراخلاقي! مي باشد و اين اوج قصي القلب بودن انسان را مي رساند. آسوشيتدپرس در ادامه گزارش مي افزايد: اسناد كاخ سفيد نشان مي دهد كه كسينجر با داشتن ارتشي تهاجمي و اطلاعات پيوسته و منسجم، مي تواند به ايده محدود نمودن ضربات هسته اي پايان دهد. در اين ميان بسياري نگران بودند كه شورويها به سوي جنگ هسته اي محدود گام بر مي دارند و به خاطر نگراني از رقابت هسته اي با آمريكا، از پيشروي هسته اي تبعيت خواهند كرد تا جايي كه از تخريب شهرها و كشتن ميليونها نفر ابايي نخواهند كرد. اما در جنگ ويتنام، نيكسون و برژنف بارها مذاكره كردند تا از به كارگيري سلاحهاي هسته اي خودداري كنند. زيرا هر دو نگران گسترش يافتن جبهه هاي وسيعتر و كشتار بيشتر از نيروهاي دو طرف بودند. مطالعات بي شماري نشان از تلاش براي گسترش هسته اي و نيز گزينه هاي مشابه داشت تا جايي كه به سوي گزينه هاي كوچك و روشي معروف به "پاكتهاي كوچكتر" يا بسته هاي كوچولو به نام بمبهاي هسته اي پيش رفتند. اين مسأله تا سال 1974 كه نيكسون از مقام خود استعفا كرد ادامه يافت. در همان سال، او قرارداد بازدارندگي هسته اي را با شورويها به امضا رساند. آر.جك اسميت، معاون سازمان سيا، با خوش بيني در اين خصوص گفت: شورويها در دوران جنگ سرد هركاري كردند، تا "توازن وحشت" را به "توازن قدرت" تبديل كنند، اما آنچه كه در مذاكرات فوق محرمانه نيكسون، برژنف مطرح شد ادامه همان مذاكراتي بود كه ميان كندي و خروشچف درخصوص بحران موشكي كوبا يا بحران خليج خوكها گذشت. در آن زمان دو طرف كاخ سفيد و كاخ كرملين تا آستانه جنگ هسته اي پيش رفتند، اما ناگهان زنگهاي تلفن خط قرمز ميان دو كاخ سران به صدا در آمد و با يك داد و ستد دو كشور به غائله هسته اي خاتمه دادند. آمريكا در قبال دريافت جزاير "گوانتانامو" در داخل خاك كوبا و گرفتن تضمينهاي لازم از خروشچف درخصوص عدم دخالت در امور خاورميانه، به پايگاههاي نظامي شوروي در خاك كوبا رضايت داد. اما اكنون با پايان دوران جنگ سرد و حذف شوروي سابق، سلطه تك قطبي ايالات متحده با چالشهاي بسياري از سوي جهان مواجه شده است و حتي شرايط گذشته و كنوني را بر كاخ سفيد به شدت سخت نموده است و با اينكه كاخ سفيد خود از توليد كنندگان، كاربران و تهديدكنندگان سلاح هسته اي جهان و نيز حامي تروريسم هسته اي رژيم صهيونيستي است پارادوكسهاي هسته اي آمريكا درخصوص كشورهاي جهان و برخورد با قوانين "ان.پي.تي" اين كشور را در موضع ضعف و شرايط انفعالي قرارداده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به انگيزه دعوت از كاسترو براي پيوستن به اسلام ؛ نويسنده كتاب "جنگ نيشكر" از كاسترو مي گويد
٭ حسين رزمنده ژان پل سارتر بنيانگذار مكتب اگزيستانسياليزم واز چهره هاي انديشمند دوران جنگ سرد، دراوايل دهه 70 ميلادي، مصادف با رياست جمهوري والري ژيسكارديستن بر فرانسه ، كتابي با نام جنگ نيشكر در كوبا نوشت . سارتر به خاطر نوشتن اين كتاب و به دستور مستقيم ژيسكارديستن به 5 سال زندان محكوم گرديد ودوران زندان خود را تا آخرين روز طي كرد. حتي وقتي به او توصيه شد كه در صورت درخواست بخشودگي از رئيس جمهور فرانسه ، مورد عفو و بخشش قرار مي گيرد، از چنين درخواستي امتناع ورزيد.
سالها بعد ، ژيسكارديستن به او پيشنهاد كرد تا تاريخ معاصر فرانسه را به رشته تحرير در آورد كه او درپاسخ به ژيسكارديستن گفت : تاريخ فرانسه را چگونه بنويسم، آن طور كه شما مي خواهيد؟ يا آن گونه كه خود ديده ام و مي بينم به رشته تحرير در آورم. ژيسكارديستن مي گويد: آن گونه كه ما ميخواهيم . سارتر با امتناع از انجام آن ، پاسخ مي دهد: تاريخي كه به سفارش شما نوشته شود تنها به درد ويترينهاي موزه لوور خواهد خورد. ژان پل سارتر سرانجام در 15 آوريل 1980 در سن 75 سالگي از دنيا رفت و همسرش سيمون دوبوار، بنا به وصيتش او را در قبرستان عمومي پاريس ودركنار ساير شهروندان پاريس دفن مي كند. سارتردر1964 برنده جايزه نوبل ادبي شد ، اما به دليل اعتراض به وجود خفقان و ديكتاتوري در دفاع از رژيم اشغالگر قدس و مخالفت با قانون " گيتو" از دريافت جايزه نوبل ادبي امتناع كرد. قانون گيتو، قانوني است كه آمريكا بعد از جنگ جهاني دوم عليه كشورهاي اروپايي در دفاع از صهيونيسم و مخالفت با نازيسم تحميل كرد. چنانچه هركشوري و يا شهروندي اروپايي، از نازيسم دفاع كند و يا كشتار جعلي يهوديان توسط هيتلر را به مسخره بگيرد بر طبق قانون گيتو، او متهم به ضد نژاد سامي يا Amti Simiticism مي گردد، همان گونه كه با روژه گارودي و تفكرات و انديشه هاي اين مبارز مسلمان انديشمند فرانسوي الاصل نيز اين گونه رفتار كردند. سارتر نيزتا زمان حيات تحت فشار يهوديان و لابي هاي صهيونيست به سر برد. ژان پل سارتر در كتاب ، جنگ نيشكر در كوبا مي نويسد، از زماني كه به دعوت شخص فيدل كاسترو وارد هاوانا شدم و به سراسر كوبا سفر كردم تا وقتي كه سفرم به اين كشور انقلابي پايان يافت . چيزي جز عشق و علاقه وافر مردم كوبا به كاسترو نديدم . فيدل، فيدل، تنها صدايي بود كه مردم سراسر كوبا به عشق كاسترو سر ميدادند و در مزارع نيشكر تنها محصول صادراتي وتوليدي كوبا با اقتصاد تك محصولي كه دارند با اشعاري در مدح كاسترو به سوي خود كفايي اقتصادي و عدم وابستگي همه جانبه گام بر مي دارند. سارتر ، درباره روابط خود با كاسترو مي نويسد: يكي از روزهايي كه با ماشين جيپ روباز به رانندگي فيدل در سواحل هاوانا مي رفتيم . نا گهان يكي از كوباييها خود را روي ماشين انداخت ودرحالي كه با قمه مخصوص قطع نيشكر هروله مي كشيد به زبان كوبايي " همان اسپانيولي و سرخپوستي " به فيدل گفت : مواظب خودت باش ما هنوز به تو احتياج داريم . پس از طي مسافتي ، فيدل دركنار رستوراني در ساحل هاوانا نگه داشت و مرا به صرف نوشابه اي خنك دعوت كرد. وقتي اولين جرعه نوشيدني را صرف كرد، به خاطر گرم بودن آن ، از خوردن آن صرف نظر كرد. بلافاصله از صاحب رستوران علت گرم بودن نوشابه را پرسيد، او پاسخ داد كه يخچال خراب است و مدتي است كه به تعميركار گفته ايم، اما هنوز نيامده است . كاسترو لباسش را كه يونيفورم نظامي بود از تن در آورد و جعبه ابزاري را كه از رستورانچي خواسته بود باز كرد و با وسايل مورد نياز به پشت پيشخوان پريد و شروع به تعمير يخچال كرد. پس از پايان كار و راه انداختن يخچال خطاب به مسؤول رستوران گفت: هيچ گاه منتظر كسي نشو. ياد بگير كه كارهايت را خودت انجام بدهي. جان اف كندي رئيس جمهور وقت آمريكا، با عصبانيت در كنگره آمريكا فرياد زد، توسل مردم كوبا به فيدل كاسترو وپذيرش شجاعانه رهبري وي را ناشي از سرخوردگي و ياس و نااميدي ا زاولين انقلابشان بود كه ما آمريكاييها به آنها كمك كرديم كه از چنگال ديكتاتوري فرانكو پادشاه اسپانيا رهايي يابند. اما بلافاصله پس از پيروزي انقلاب كوبا، ما عامل دست نشانده خود باتيسته را بر مردم كوبا تحميل كرديم و خود، جانشين امپرياليسم اسپانيا و ديكتاتوري ژنرال فرانكو شديم. اين شد كه مردم كوبا، به محض شروع جنگهاي چريكي كاسترو و دوست و همرزمش چه گووارا، مردم دسته دسته به او پيوستند و پايان ماجرا اين شد كه امروز، فيدل كاسترو، محبوبترين شخصيت كوبايي براي مردم و نيز مساعد ترين الگو براي كشورهاي ضد آمريكايي قاره آمريكا در دوران جنگ سرد است . كندي درادامه از دولتمردان و سياست بازان آمريكايي مي خواهد تا دير نشده كاسترو را بكشند و از شيوع و سرايت انقلاب كوبا به ساير كشورهاي آمريكاي لاتين جلوگيري كنند. سازمان سيا، بارها وبارها تلاش كرد تا فيدل كاسترو را با انواع توطئه ها بكشد، اما درهربار با شكست مواجه شدند. كاسترو سوگند ياد كرده است تا زماني كه به خود كفايي اقتصادي نرسيده است، هرگز ريش خود را كوتاه نخواهد كرد. طرح تحريم اقتصادي هلمزبرتون عليه كوبا نيز نتوانست موثر واقع شود. زيرا اروپايي ها براساس منافع خود، روابط اقتصادي خود را با كوبا گسترش دادند. حتي كشورهاي قاره آمريكا، آسيا و آفريقا بويژه كشورهاي غيرمتعهد، تحريمهاي اقتصادي آمريكا را خنثي كردند. امروز كاسترو، سمبل غرور و هويت ملتي مبارز است كه در زمان ورود كريستف كلمب به سال 1492 به خاك كوبا و هاييتي، واقع در قاره آمريكا و سپس مبارزات پي در پي آنها با استعمار اسپانيا در قرن 17 و جنگهاي استقلال ميان آمريكا و اسپانيا در سالهاي 63-1756 كه از مردم كوبا به عنوان سربازهاي سياهپوست و برده مورد سوء استفاده واقع مي شدند. مردم كوبا در حالي انقلاب اوليه خود را درسالهاي 98-1895 به پيروزي موقتي و محو استعمار اسپانيا و جايگزيني امپرياليسم ايالات متحده انجاميدند كه پس از آن انقلاب ضد آمريكايي خويش را درسالهاي 1959 همزمان با طرح مارشال در ميانه جنگ سرد به پيروزي قاطع و كامل رساند. كاسترو كه پس از ارسال نامه امام راحل به گورباچف كه شجاعت وي را براي شكستن حصارهاي تنگ ماركسيسم مورد نقد قرار دادند و پيش بيني امام راحل براي فروپاشي شوروي وافتادن كمونيسم و ماركسيسم به زباله دان تاريخ و مشاهده آنها در موزه هاي تاريخ ، تحت تاثير محقق شدن آينده نگري امام راحل درباره اضمحلال اردوگاه سوسيال امپرياليسم قرار گرفته بود، در ديدار با مقام ايراني گفته بود كه ما احساس مي كنيم يك چيزي مانند دين در جامعه مان كم داريم و خلاء آن را احساس مي كنيم. پس از اين اظهار تمايل كاسترو وگزارش آن به مسؤولان ايراني، از محمدرضا حكيمي فيلسوف اسلامي خواسته شده است در نامه اي به كاسترو به تشريح و تبيين اصول متعالي و حيات بخش دين مبين اسلام و قرآن حكيم بپردازد. محمدرضا حكيمي نيز ضمن ارايه ترجمه اسپانيولي دو جلد از كتاب ارزشمند "الحياة" به فيدل كاسترو، تعاليم اسلام را از سه منبع مهم اسلامي و اسلام شناختي وقرآن كريم ، پيامبر اسلام (ص) و امام علي (ع) براي رهبركوبا به نگارش در آورده است. دراين راستا، معاون اروپا و آمريكاي وزارت خارجه و نماينده ويژه رئيس جمهور ايران با فيدل كاسترو ديدار و چند كتاب اسلامي از سوي رهبر انقلاب را به وي تقديم مي كند. كاسترو دراين ديدار با تمجيد از انقلاب اسلامي ايران، آن را پديده قرن توصيف كرده واز علايق خود و ملت كوبا به انقلاب ايران و امام خميني سخن گفته است. او گفته است كه وقايع انقلاب اسلامي را كه به براندازي ژاندارم آمريكا در منطقه منتهي شد ، دنبال كرده و با هيجان بسيار زيادي از انقلاب ايران صحبت مي كرده است.پيش از اين نيز امام خميني(ره) در سال 1989 در پيام مهمي به ميخاييل گورباچف رهبر سابق اتحاد جماهير شوروي، وي را به اسلام دعوت كرده بود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- به انگيزه برگزاري اجلاس منامه ؛شوراي همكاري خليج فارس و مبارزه با تروريسم!
سرويس ترجمه ٭ منبع: لوموند ديپلماتيك اتخاذ مواضع ضد جمهوري اسلامي ايران از سوي دبير كل قطري شوراي همكاري خليج فارس "عبدالرحمن العطيه" و بيانيه كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس كه در منامه پايتخت بحرين و براي دستيابي به راه حلي براي مبارزه با تروريسم تشكيل شد، پرده از مثلث قطر، القاعده و رژيم صهيونيستي برداشت. اما آنچه كه تروريسم را در درون اين كشورها نهادينه كرده است، امروز به يك معضل
امنيتي تبديل شده است، در واقع فراهم كردن زمينه هاي انتقال فعاليتهاي تروريستي به مناطق هدف؛ توسط دولتهاي عربي به عنوان پديده اي جدي مي باشد كه نگراني هايي را براي مسؤولان امنيتي اروپا و آمريكا به وجود آورده است. برخي دولتهاي عرب و شيخ نشينهاي حوزه خليج فارس، از راه ارتباطهاي سري خود با گروههاي تروريستي، آنان را به چشمپوشي از انجام عمليات انتحاري در كشور خود و انتقال اين فعاليتها به مناطق هدف تشويق مي كنند. انفجارهاي اردن و عربستان نشان داد كه " ابومصعب زرقاوي" اردني نه تنها در عراق، بلكه در اردن و ايمن الظواهري سعودي نه تنها در عربستان بلكه در عراق به عمليات تروريستي مبادرت مي كنند، پاسخي به اهمال كاريهاي عمدي دولتهاي عرب و چراغ سبز آن ها به تروريستهاي وطني مي باشد كه به پديده صدور تروريسم به جاي مبارزه با ترور در كشورهاي عربي اقدام مي كنند. بنابراين سياست، حمايتهاي مالي و پشتيباني از اين گروهها كه بسياري از آنان به عنوان شاخه هاي شبكه "القاعده" شناخته مي شوند، تنها در صورتي انجام مي شود كه گروههاي ياد شده در مناطق خارج از حوزه دولتهاي عربي، بويژه در مناطق شيعه نشين عراق، ايران و آسياي جنوب شرقي اقدام به انجام عمليات كنند. به تازگي سرويسهاي امنيتي آمريكا به مدارك قابل توجهي از حمايت دولتهاي عربي، بويژه اردن و برخي شاهزاده هاي متمول قطري از فعاليت گروههاي تروريستي در عراق دست يافته اند. وزير كشور سعودي نيز فاش كرد كه مقامات دولت عراق به آنان اطلاع داده اند كه بيش از 400 تبعه سعودي را كه در دوره هاي زماني متفاوت وارد عراق شده اند، دستگير كرده اند. اين در حالي است كه عربستان سعودي طي سه سال گذشته، دشمن داخلي و درجه اولش "القاعده" بوده و بارها و بارها با آن درگير شده است، اما درباره عراق اوضاع به گونه اي است كه قطريها به نيروهاي القاعده كمك مي كنند تا در مقابل دولت "عراق" بايستند و اجازه ندهند آرامش به اين كشور جنگ زده و اشغال شده باز گردد.
اين مسأله درست مانند همان سياستي است كه اردن هم دنبال مي كند و به رغم اينكه يك كشور آمريكايي است، اما همچنان بخشي از نيروهاي "القاعده" از اين كشور تأمين شده و يكسره به آن كمك مالي مي شود. "لوموند" با طرح اين سؤال كه، اگر اردن يك كشور كاملاً آمريكايي است، چرا بايد تأمين كننده نيروهاي "القاعده" باشد و آمريكا هيچ اعتراضي به اين كشور نكند؟ موضع آمريكاييها در اين باره چيست؟ پاسخ مي دهد، چون آمريكا و زرقاوي بر سر ايران به توافق رسيده اند، لذا ملاحظه مي كنيم كه قطريها، اسرائيليها، بوش و بلر با دشمن خود، يعني زرقاوي در ارتباط با نفوذ ايران در عراق و يا هلال شيعي يا به گفته زرقاوي "فطر شيعيان رافضي"! نقطه نظر مشتركي دارند. "عبدالرحمن العطيه"، دبير كل قطري شوراي همكاري خليج فارس در سمينار ناتو، خاورميانه بزرگ و نقش نمايندگان پارلمان ها اظهار داشته كه بين شوراي همكاري خليج فارس و ايران مسايل سياسي وجود دارد كه اولين آنها سه جزيره متعلق به امارات و نيز نگراني از جانب فعاليتهاي هسته اي ايران مي باشد. "لوموند" در ادامه مي افزايد، كشورهاي صادر كننده تروريست هم شريك دزد هستند و هم رفيق قافله، هم با آمريكا روابط حسنه و گسترده اي دارند و هم با گروههاي تروريستي القاعده و بن لادن و زرقاوي. زيرا از يك سو، همواره عراق را ناامن و به شيعه كشي ادامه مي دهند و هم اينكه گروههاي تروريستي را در عراق سرگرم مي كنند و از مسايل داخلي كشورهاي عرب دور نگه مي دارند، اما اگر عراق آرام شود، اين گروههاي تروريستي به داخل اين كشورها توجه خواهند كرد. "عبدالعزيز حكيم"، رئيس مجلس اعلاي انقلاب اسلامي عراق در اين خصوص گفته است، آمريكا نه قادر است با عوامل تروريستي برخورد كند و نه به وزارت كشور عراق اجازه مي دهد شورشيان را سركوب كنند. مسؤول بخش ضد تروريست وزارت دادگستري آمريكا در پاسخ به اين سؤال كه چرا تاكنون زرقاوي و بن لادن دستگير نشده اند؟ گفته است: علت اين امر اولاً بهتر بودن سازمان اطلاعاتي شورشيان از آمريكايي هاست. به گفته وي، علت موفقيت سازمان زرقاوي، يافتن سريع افرادي بوده كه قصد دستگيري وي را داشته اند. زيرا اين امر باعث ترس ديگر افراد نيز شده است. وي در ادامه مي گويد: شبكه عظيمي از مأموران اطلاعاتي در عراق فعالند كه همه حركات ما را زير نظر دارند و هر زمان كه ما فردي عراقي را براي گفتن ديده ها و شنيده هايش پيدا مي كنيم، به سرعت وارد عمل مي شوند.
وي يكي ديگر از دلايل ناكامي آمريكا را در دستگيري! زرقاوي، حملات مرگبار القاعده عراق به اهداف انساني و نظامي در اين كشور برشمرد. آنان طي سال جاري، سه بار توانستند اين اردني 39 ساله را محاصره كنند، اما هنوز نتوانسته اند او را دستگير كنند. لذا با تعيين مبلغ 25 ميليون دلار براي سر وي، به دنبال فرار از ناتواني خود هستند. "لوموند" در پايان اين نتيجه را مي گيرد كه، مثلث قطر، اسراييل و القاعده امروز بر سر ايران، عراق، لبنان و سوريه و نيز روابط بسيار قوي و مستحكم عربستان سعودي با ايران به نقطه مشترك و تفاهم رسيده اند و لذا هر كدام سعي دارند تا اين نقطه مشترك را به گونه اي توجيه كند. اما امروز تروريسم در داخل خانه هاي قطري هاي مدافع رابطه با رژيم صهيونيستي نهفته است نه در خارج آن و تا بر سر برخورد قاطع با آن اراده اي قاطع و قوي به حركت نيفتد، قطعاً، خود آنها بيشتر از همه ضرر خواهند كرد، زيرا همان گونه كه زرقاوي دلايل حمله به سه هتل در اردن را، همكاري اردن با آمريكا براي سركوب گروه وي اعلام نمود، ساير گروههاي تروريستي نيز قطعاً نوك تيز حملات و عمليات تروريستي خود را متوجه كشورهاي زادگاه خود خواهند كرد. نبايد فراموش كرد كه وزير خارجه قطر چندي پيش از سران كشورهاي عربي بويژه اعضاي شوراي همكاري خواست تا هر چه زودتر و سريعتر روابط خود را با اسراييل عادي و علني سازند.