خانه   |   صفحات   |   آرشيو   |  آرشيو PDF |   درباره موسسه   |   ارتباط با ما   |   نقشه سایت   چهارشنبه 16فروردین ماه 1385
منوي اصلي
 صفحه اول   
 اخبار   
 حریم ملکوت   
 بین الملل   
 هنر   
 میهن   
 خطه خورشید   
 چوب خط   
 گزارش   
 ديدگاه   
 بادبادك   
 رسانه   
 بانوان   
 مردم   
 ورزش   
 عبرت   
 در حوالی امروز   
 فراسو   
 نگاهي به مطبوعات   

[ رسانه ]


به انگيزه اعتراضهاي سراسري فرانسه ؛ بيداري "گوژپشت نوتردام" و خواب آشفته پاريسي ها

پيروزي حزب كاديما؛اولمرت، جانشين قصاب

بيل گيتس و آينده مايكروسافت ؛نوآوريهاي نرم افزاري، رمز موفقيت ماست



----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
به انگيزه اعتراضهاي سراسري فرانسه ؛ بيداري "گوژپشت نوتردام" و خواب آشفته پاريسي ها

٭ قاسم بابايي
اگر آن زمان كه ويكتورهوگو، نويسنده شهير فرانسوي و خالق آثار بسيار قوي و عميق ادبي و تعيين كننده در انقلاب كبير فرانسه، مشغول نوشتن يكي از شاهكارهاي ادبي جهان با نام "گوژپشت نوتردام" بود، مي دانست كه نه تنها به خلق اثري حماسي و ادبي جاودانه پرداخته است، بلكه در واقع، نيمه پنهان هويت سركوفته و سرخورده جامعه فرانسه بر جاي مانده از دوران قرون وسطي را به



قلم مي كشد. قطعاً به اين شاهكار ادبي خود بيش از پيش فخر و مباهات مي كرد.اكنون با گذشت چندين قرن از اين شاهكار ادبي ويكتورهوگو، گويي بار ديگر چهره زشت اين گوژپشت، به دنبال هويت واقعي خود يعني همان شعارهاي آزادگي كرامت انساني و ارزشهايي است كه به نام اومانيسم، ليبراليسم و كاپيتاليسم مورد هتك حرمت، اهانت، تحقير، تخريب و تبعيض واقع شده اند و تازيانه انسان سالاري، آزادي سالاري و سرمايه سالاري، قدرت هر گونه ابراز وجود را از اين گوژپشت هاي زشت و به ظاهر عقب مانده سلب كرده اند و به نام تمدن و تجدد، قرنهاست كه استثمار همه گونه رنج و مصيبت را بر مردم فرانسه و اروپا تحميل كردند.طي يك سال اخير، مردم فرانسه با رأي منفي خود به قانون اساسي اتحاديه اروپا و شورشهاي نژادي سياهپوستان، رنگين پوستان و مهاجران



مسلمان و غيرمسلمان، اعتراضهاي كاركنان دولتي به قوانين جديد كار و سرانجام شورشها و اعتراضهاي دانشجويي، دانش آموزي و اعتصابات سراسري و گسترده و مخالفت تمامي اقشار مختلف جامعه فرانسه با لايحه برابري فرصتها، نقاب جامعه فرانسه را به كناري زد و نشان داد كه مردم فرانسه و بعضاً اروپا از بي هويتي واقعي ناشي از تبعيضات فرهنگ بي محتواي سياسي، اقتصادي و بحرانهاي اجتماعي در رنج است.

شورشهاي دانشجويي
در پي تصويب لايحه قانوني (برابري فرصتها) در مجلس ملي و سناي فرانسه و تصويب مقررات جديد استخدامي، دانشجويان، دانش آموزان و ساير اقشار جامعه فرانسه دست به اعتصابات وسيع و گسترده زده اند كه حتي با وجود جلسات گوناگون ميان دومينيك و دوويليپن نخست وزير با نمايندگان اتحاديه هاي كارگري و دانشجويي و دانش آموزي و ساير اصناف، هيچ گونه توافقي حاصل نگرديد. و وي هر گونه تجديد نظر در قانون مذكور را بعيد دانست و با مقاومت در برابر فشارهاي اتحاديه هاي كارمندي و كارگري، در مجلس ملي اعلام كرد كه قصد عقب نشيني در اين زمينه را ندارد.در اين حال نيكولا بودو يكي از مسؤولان دانشگاه سوربن اظهار داشت: دانشجويان معترض نه تنها بر ضد قوانين جديد استخدام بلكه عليه همه مشكلاتي كه امروز فرانسه با آنها دست به گريبان است به اعتراض پرداختند.
دانشجويان معترض در درگيري با 800 پليس كه سوربن را اشغال كرده بودند فرياد مي زدند، سوربن را رها كنيد. آنها با پيوستن به متخصصان، تمامي تجهيزات نظير ميز و صندلي و كپسولهاي اطفاي حريق و وسايل آزمايشگاهي را از پنجره ها به بيرون و بر سر پليس هاي مستقر در صحن دانشگاه پرتاب مي كردند.به موجب قوانين جديد، راه اخراج كارمندان زير 26 سال براي شركتهاي فرانسوي هموارتر مي شود. دولت فرانسه ابراز اميدواري كرده است كه چنين لوايحي زمينه اي را خواهد ساخت تا كارفرمايان فرانسوي به استخدام نيروي كار جديد علاقه مندي مضاعفي نشان دهند. با اين اطمينان كه در صورت نياز نداشتن قادر به اخراج كارمندان باشند.اما دانشجويان، كارمندان و كارگران بر اين باورند كه قوانين جديد استخدامي ضمن آسيب رساندن به امنيت شغلي و حتي اشتغال بيكاران در فرانسه، امنيت شغلي جوانان را نسبت به همكاران قديمي تر خود از بين خواهد برد. قرار بود اين قانون از آوريل (فروردين) سال جاري در فرانسه اجرا شود، اما "دومينيك دوويليپن" نخست وزير فرانسه با توجه به حساسيتهاي موجود، تأكيد كرد كه زودتر از موعد اين قانون را اجرا خواهد كرد.

بينوايان در پي نان و هويت
در نوامبر سال 2005 (ماه رمضان 84) دو جوان مسلمان 15 و 17 ساله سياهپوست كه به تازگي به فرانسه مهاجرت كرده بودند، و هر دو روزه بودند براي آنكه به خاطر رنگ پوستشان پليس آنها را اذيت نكند دست به فرار زدند و در همين حال وارد محوطه نيروگاه برق شدند و بدون توجه به اخطارهايي كه بر روي حفاظ ديوار نوشته است وارد منطقه ممنوعه مي شوند و دچار برق گرفتگي شده و جان خود را از دست مي دهند.
به دنبال اين حادثه خانواده و ساكنان شهر "كليشي سو- بوا" در حومه پاريس دست به تظاهرات زدند و اين امر بهانه اي مي شود تا مهاجران، نارضايتي خود را نسبت به سياست دولت اعلام كنند. نيكولاس ساركوري، وزير كشور فرانسه در يك موضعگيري اهانت آميز توأم با تهديد اظهار داشت: ما هرگز ميدان را ترك نخواهيم كرد و در برابر آنها تسليم نخواهيم شد و همان طور كه از نظام جمهوري دست نخواهيم كشيد و عاملان ناآرامي ها را رها نخواهيم كرد. زيرا آنها قانون شكن هستند و تصور مي كنند مي توانند دست به هر گونه اقدامي در سرزمين جمهوري فرانسه بزنند.اين ادعاي فرانسه، ديري نپاييد، زيرا بر اثر گسترش چهار هفته اي اعترا ضها و ناآراميها در سراسر فرانسه و حتي سرايت و گسترش آن به ساير كشورهاي اروپايي از جمله، آلمان، بلژيك و انگلستان و اعلام حكومت نظامي سه ماهه و سپس تمديد آن تا شش ماه بعد، اوضاع فرانسه را تا آن جا بحراني نمود كه چهره زشت و كريه المنظر حكومت فرانسه را از يك سو، هويت طلبي و به دنبال احياي اهداف گمشده انقلاب كبير فرانسه توسط مردم از سوي ديگر، سرانجام شيراك رئيس جمهور فرانسه را بر آن داشت تا صراحتاً اعلام و اعتراف كند، كه ناآرامي هاي سياهپوستان و مهاجران رنگين پوست، چهره واقعي نژاد پرستانه فرانسه را افشا كرد.

اعترافهاي شيراك
شيراك كه سكوت طولاني 19 روزه خود را در مقابل ناآرامي هاي ضد نژاد پرستي و ضد تبعيض نژادي توسط مهاجران شكست، اظهار داشت: امروز فرانسه با بحران هويت و بحران معنا مواجه مي باشد. وي گفت: اين آشوبها بحراني هويتي را آشكار كرد كه بايد با عدالت و قاطعيت براي رفع آن اقدام كرد. ما بايد اقدامهايي انجام دهيم كه با سم مهلك تبعيض نژادي عليه اقليتهاي قومي مبارزه شود. ما از وجود تبعيض نژادي آگاهيم و خواستار ايجاد فرصتهاي برابر براي جوانان هستيم.
شيراك گفت: چقدر از نامه هاي درخواست كار فقط به دليل آدرس فرستنده كه يك سياهپوست و يا مهاجر مي باشد راهي زباله دان مي شود. من اعتراف مي كنم كه بسياري از مردم فرانسه دچار مشكلات زندگي هستند. بايد ارزشهاي فرانسوي در ميان مردم فقير و حاشيه نشين گسترش يابد تا به اهداف اوليه انقلاب كبير فرانسه در رفع تبعيض و اجراي عدالت دست يابيم. ما قرنهاست كه فراموش كرديم، انقلاب كبير فرانسه، براي چه و توسط چه كساني و براي كدام مردم به پيروزي رسيد؟!
ما با فاصله گرفتن از آرمانهاي اوليه انقلاب خود، در واقع از نيازهاي اوليه مردم فرانسه فاصله گرفتيم و هرگز لحظه اي درنگ را براي بازانديشي و نوانديشي درباره آنچه كه طي جمهوريهاي مختلف از دوگل و ژرژپمپيدو تاكنون برپا داشته ايم جايز ندانستيم و اين بزرگترين غفلت و سهل انگاري ما در اجراي عدالت مي باشد.

رأي منفي مردم به قانون اساسي اروپا
علاوه بر اعترافهاي شيراك، اين مسأله را نبايد از نظر دور داشت كه در طول دهه هاي 60 و 70 يك عامل فشار بيروني از جانب كمونيسم، انگيزه حمايت از حقوق قشرهاي كم درآمد جامعه را ايجاد مي كرد، اما با مرتفع شدن خطر كمونيسم و سياستهاي حمايتي از جامعه در كشورهايي نظير فرانسه كاهش يافت. لذا، آشوبهاي كنوني فرانسه پادزهر عملكردهاي استعماري مدرن فرانسه و اروپا در دهه هاي اخير است و همچنين پاسخ به تفكرات نژادي است كه از نردبان برابري بر مسند قدرت تكيه زدند و اكنون خود مظهر نابرابري و استيلاگري در جهان شده اند. اكنون تنها راه چاره و بهترين گزينه را شايد بتوان حذف "وزارتخانه توسعه برابري فرصت ها" دانست. ازوز بگاگ الجزايري تبار فرانسوي كه رياست اين وزارتخانه را بر عهده دارد، شخصيتي است كه از بطن همين مناطق فقيرنشين حومه پاريس برخاسته و اكنون با بهره برداري از فرصت در صدد اعمال فشار بر حزب حاكم "ليبرال" شيراك و ديگر دولتمردان فرانسه مي باشد.سوسياليستها و ملي گرايان افراطي، بويژه شخص ژان ماري لوپن رهبر جبهه ملي فرانسه، عنصري تندرو با شعارهاي ضد نژادي خود بيش از پيش خواستار بركناري شيراك پيش از موعد مقرر اعلام انتخابات زودرس براي منافع خود هستند.
فرانسه كشوري است در قلب اروپا در همسايگي ايتاليا، سوئيس، آلمان، بلژيك و اسپانيا با بيش از 60 ميليون نفر جمعيت كه بيش از 80 درصد آنها كاتوليك، 2درصد پروتستان و حدود 10درصد مسلمان و يك درصد يهودي مي باشند. لذا خشونتها و اعتراضهاي يك ساله گذشته، بزرگترين و گسترده ترين خشونتها و اعتراضها از سال 1968 مي باشد.
اما مردم فرانسه براي اعتراض به تمامي اين مسايل، در ژوئن سال 2005 با رأي منفي خود به قانون اساسي اروپاي واحد كه همزمان در هلند نيز برگزار گرديد، زلزله سياسي قدرتمندي را رقم زدند. اما سردمداران پاريس آن را چندان جدي نگرفتند، حال آنكه آن زلزله پس لرزه هايي بود كه امروز در اعتراضهاي دانشجويي و چندي قبل از آن در اعتراضهاي سياهپوستان مشاهده شد و تمامي اين تحولات ريشه در تاريخ پس از جنگ جهاني دوم دارد. البته در قرن هجدهم تلاشهاي ناموفقي در اين زمينه صورت گرفت اما در مقطع تاريخي پايان جنگ جهاني دوم، اروپا براي بازيابي قدرت اقتصادي و سياسي از دست رفته خود در صحنه جهاني، تلاشهايي را جهت ايجاد يك مجموعه متحد و به هم پيوسته مركب از دولتهاي بخش غربي اروپا آغاز كرد. و با وجود چالشهايي كه در اين خصوص پديد آمد اما به دليل ساختار فرهنگي و نژادي آن، نسبت به ساير مناطق جهان از همگوني و يكپارچگي نسبي بيشتري برخوردار است. لذا، از نظر تاريخي اولين نمونه هاي همگرايي ها را هر چند به شكل ابتدايي و اوليه آن در اروپا يافت مي شود.
در اين راستا، اروپا گامهايي اصولي براي همگرايي اقتصادي و وحدت سياسي كه مبتني بر دو هدف مهم بود برداشت. يكي هدف عيني و تحقق پذير كه در واقع هدفي اقتصادي و ديگري هدف نهايي يا ايده آل يعني رسيدن به وحدت سياسي بود. علاوه بر آن، داراي دو گرايش عمده بودند كه يكي "پان اروپائيسم" كه با تكيه بر پيش زمينه هاي تاريخي و فرهنگي خود در تلاش براي وحدت سياسي به شكل فدراليسم مي باشد و شامل كشورهاي فرانسه و آلمان مي شود و ديگري "آتلانتيسم" كه انگليس در مركز آن قرار گرفته و از حمايت آمريكا برخوردار است.
در پي اين امر، تشكيل كنگره لاهه در سال 1963 و تولد شوراي اروپا، تصويب اساسنامه آن در 1963 در لندن، خواست طرفداران فدراليسم تجلي يافت و ابزارهاي دستيابي به وحدت اروپا فراهم گرديد و به اين نتيجه رسيدند كه وحدت اقتصادي غير سياسي ضروري است.
حمايتهاي فرانسه از روند وحدت اروپا و انديشه هاي "ژان مونه" مسؤول طرح مدرنيزه كردن فرانسه در اعلاميه "شومان" وزير خارجه وقت فرانسه تجلي يافت. شومان ملقب به "پدر اروپا" در اعلاميه خود در آوريل 1964 از آلمان خواست تا به صورت برابر در نهادهاي جديد حضور يابد و قبل از هر چيز زغال سنگ و فولاد را به صورت مشترك در دو كشور و حتي در سطحي گسترده تر مديريت نمايد تا اولين سنگ بناي فدراسيون اروپايي گذاشته شود.پس از آن كشورهاي ديگر اروپايي چون ايتاليا، هلند، بلژيك و لوكزامبورگ در سال 1965 همراه با فرانسه و آلمان، پيماني را در پاريس به امضاء رساندند كه جامعه زغال سنگ و فولاد اروپا را به وجود آوردند و بدين ترتيب اولين دستاورد وحدت اروپا شكل گرفت.به دنبال اين امر، در سالهاي 1970 و 1971، طي اجلاس "مسينا" به تشكيل جامعه اقتصادي اروپا و جامعه انرژي اروپا مبادرت كردند.از 1974 تا 1984 انگليس، ايرلند، دانمارك، يونان، اسپانيا و پرتغال ضمن پيوستن به اين اتحاديه، جناح مديترانه اي اروپا را نيز در جامعه اروپا تشكيل دادند.در اين ميان جامعه زغال سنگ و فولاد اروپا، جامعه اقتصاد اروپا و جامعه انرژي اتمي، بازار مشتركي را بر اساس اتحاد گمركي به وجود آوردند.
روند مذكور در سپتامبر 1984 پارلمان اروپا، رئوس اوليه قانون اساسي اروپاي واحد را به تصويب رساند. از درون اين مصوبه، نام جامعه اقتصادي اروپا به جامعه اروپايي و سپس با برگزاري اجلاس ماستريخت در دانمارك به "اتحاديه اروپايي" تغيير نام يافت.اجلاس ماستريخت بنيان گذار سه اصل گرديد كه مهمترين آن وحدت اقتصادي يعني ايجاد يك اتحاديه پولي و اقتصادي تا سال 2000 ميلادي با پول مشترك و بانك مركزي مشترك بود كه در زمينه مبادلات اقتصادي، صادرات آزاد كالا، خدمات سرمايه و كارگر ميان كشورها اجرا و بر كنترل امور گمركي توافق كردند.
كشورهاي فنلاند، سوئد و اتريش و پس از آن به دنبال فروپاشي شوروي سابق، كشورهاي اروپاي شرقي، مجموع اعضاي اين اتحاديه را به 35 كشور رساندند. اما نقطه عطف روند اتحاديه، اعلام رسمي پول واحد اروپايي به نام "يورو" مي باشد كه در پي آن، پارلمان اروپايي، كميسيون اروپا، شوراي اروپا، دادگاه اروپايي، بانك سرمايه گذاري اروپا، دادگاه استيناف و كميته هاي مشورتي جوامع اروپايي را تشكيل دادند.
با توجه به آنچه كه در خصوص روند تحولات اروپا گذشت، بويژه فرانسه، در طي يك سال گذشته از رأي منفي مردم اين كشور به قانون اساسي اروپاي واحد و سپس اعتراضهاي گسترده مهاجران و رنگين پوستها و نيز اعتراضهاي دانشجويي، اين نكته حساس را به اثبات رساند كه هر آنچه در خصوص اروپاي واحد انجام شده، حركتهاي سطحي به دور از هر گونه كالبد شكافي و چاره انديشي هاي زيربنايي جهت حل ساختاري معضلات اجتماعي، فاصله طبقاتي و حتي وجود فرهنگها و قوميتهاي مهم و تأثيرگذار در جوامع اروپايي بويژه فرانسه كه بيشترين رشد مهاجرت پذير و نيروي كار ارزان را از قبل استثمار همين نيروهاي مهاجر دارا مي باشد را ناديده گرفته اند.اما شيراك و حزب او كه دوران حيات سياسي خود را پس از اين همه آشوب، پايان يافته تلقي مي كنند، آماده شده اند تا آخرين تير خلاص را بر شقيقه دولتي نگري و تمركزگرايي اقتصادي شليك كنند تا از مرگ آن، حيات تازه اي براي خصوصي سازي و حاكميت بخش خصوصي و حمايت از صاحبان صنايع و سرمايه به عمل آورند!!


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پيروزي حزب كاديما؛اولمرت، جانشين قصاب

٭ حسين رزمنده
سرانجام پس از برگزاري انتخابات، رژيم صهيونيستي، در غياب شارون قصاب، ايهود اولمرت، به عنوان رهبر حزب كاديما "پيشرو" و جانشين شارون با كسب 48 درصد آراء به پيروزي دست يافت.اكنون آيا پيروزي وي و شكست احزاب كارگر به رهبري عمير پرتز و خروج شيمون پرز از آن، و نيز حزب ليكود به رهبري نتانياهو، تأثير و تغييري در روند تحولات فعلي سرزمينهاي اشغالي به ويژه منطقه غزه و حكومت خودگردان فلسطيني و پيروزي حماس و تشكيل كابينه اسلامگراي اسماعيل هنيه خواهد داشت؟! براي پاسخ به اين پرسشها به ساختار حزبي و تشكيلاتي حكومت غاصب صهيونيستي و انشعابات و اختلافات دروني آن نگاهي داريم.




حزب ليكود كه در سال 1973 با گرايشهاي راستگرايانه تأسيس شد و آريل شارون به عنوان يكي از نمايندگان كنست از جمله پايه گذاران اين حزب بود حزب چپگراي كارگر دومين حزب بزرگ در پارلمان و رژيم صهيونيستي (كنست) مي باشد كه به دليل آن كه رهبري آن از شيمون پرز به عمير پرتز منتقل شده بود، از دولت ائتلافي شارون خارج و زمينه هاي سقوط دولت رژيم صهيونيستي به رياست شارون قصاب را فراهم آورد.
در اين ميان به دليل بروز جنگ زرگري ميان شارون و نتانياهو در نحوه هدايت و رهبري حزب به ظاهر تندرو و افراطي ليكود اما در واقع جنايتكار كه هيچ تفاوتي با حزب كارگر در اعمال خشونت و قتل عام فلسطينيان مظلوم ندارند، شارون قصاب از اين حزب جدا و خود رأساً به تشكيل حزب تازه تأسيس و خلق الساعه اي به نام كاديما اقدام نمود.
اما از آن جايي كه دوره فعلي انتخابات از ژانويه سال 2003 برگزار و مي توانست تا نوامبر سال 2006 "آبان ماه 85" ادامه يابد، خروج حزب كارگر از دولت ائتلافي و نيز بروز اختلاف ميان حزب ليكود، شارون، را وادار به نوشتن نامه اي به موشه كاستا و رئيس جمهور رژيم صهيونيستي نمود و از وي خواست تا ضمن اعلام انحلال پارلمان با برگزاري زودرس انتخابات در 28 مارس "8 فروردين 85" موافقت نمايد. همزمان شارون با ارسال نامه اي به حزب ليكود، ضمن اعلام كناره گيري از حزب ليكود حزب جديد كاديما را بنيان گذاشت.عناصر به ظاهر تندروي حزب ليكود به رهبري نتانياهو معتقد به شدت عمل بيشتر در مقابله با فلسطينيان و نيز مخالف خروج نيروهاي



اسراييلي از مناطق اشغالي و تخليه نوار غزه و اريحا و رام ا... و ساير مناطق تحت حكومت خودگردان فلسطين هستند.
با سكته مغزي شارون، از سه ماه گذشته تاكنون، "ايهود اولمرت" ضمن بر عهده گرفتن كفالت نخست وزيري رهبري حزب "كاديما" را نيز بر عهده گرفت كه صحنه سياسي رژيم صهيونيستي وارد صف بندي پيش از انتخاب شد. شيمون پرز كه شكست در مقابل عمير پرتز را پذيرفته بود، براي گرم كردن تنور انتخابات به حزب كاديما پيوست تا علاوه بر آن پرز 82 ساله بتواند در كابينه آينده اين حزب نيز حضور داشته باشد.
در اين ميان خبرهايي حاكي از اين است كه شارون 72 ساله بر اثر سكته مغزي مرده است و تنها علت اصلي عدم اعلام صريح اين مسأله، انتظار تا زمان برگزاري انتخابات بود، لذا، حال كه نتايج انتخابات مشخص شده است، بزودي سران رژيم صهيونيستي خبر مرگ قصاب خاورميانه را اعلام مي كنند. به ويژه انتقال اسرار هسته اي به اولمرت در دي ماه سال گذشته نيز خود نشان از مرگ حتمي شارون داشت.
"سيلوان شالوم" وزير خارجه، "شائول موفاز" وزير جنگ "بيزراييل كانز" وزير كشاورزي، "سيمور ليونات" وزير آموزش، "بنيامين نتانياهو" از اعضاي پارلمان، "يوري لاندائو" و "موشه فگلين" نيز از جمله افرادي هستند كه پس از مرگ شارون، خود را آماده رقابت با جانشينان وي در حزب "كاديما" و دولت آينده كردند.پارلمان رژيم صهيونيستي كه داراي 120 عضو براي يك دوره چهار ساله مي باشد، برخلاف دوره گذشته كه حزب ليكود با 38 كرسي و حزب كارگر با 19 كرسي و دو حزب مذهبي شينويي و شاس به ترتيب 15 و 11 كرسي را در اختيار داشته اند، و ساير كرسي ها ميان نه حزب ديگر تقسيم شده بود. اكنون، حزب كاديما با 28كرسي، بيشترين و حزب كارگر چپ ميانه با 20 كرسي، حزب مذهبي شاس با 13 كرسي، حزب ييزرايل بيتنو با 12 كرسي، حزب راستگراي ليكود به رهبري نتانياهو با 11 كرسي، حزب اتحاد ملي با 9 كرسي و حزب معارتز چپگرا با 4 كرسي به ترتيب اول تا هفتم شدند.

ساختار احزاب سياسي رژيم صهيونيستي
رژيم غاصب و اشغالگر قدس داراي نظام حزبي سنتي است كه ريشه اكثر احزاب به دوران قبل از اعلام دولت نامشروع اسراييل و در برخي موارد حتي به آغازين سالهاي قرن 20 همزمان با اوج گيري عمليات تروريستي صهيونيستها در سرزمينهاي اشغالي باز مي گردد.
لذا، تعداد احزابي كه بيرون از نظام حزبي سنتي ظهور كرده اند بسيار اندك و كم شمارند و اكثر آنها، فاقد عمر طولاني هستند. به طوري كه همچنان با قالب گذشته خود فعاليت دارند. از اين رو سيستم حزبي رژيم صهيونيستي داراي مراحل و دورانهايي است كه عبارتند از:
1- دوره آغازين "20- 1902"
2- دوره شكل گيري "48- 1920"
3- انتقال از جامعه (شيوا) به كشور اشغالي "49- 1948"
4- نظام حزبي اكثريت "65 - 1949"
5- به سوي نظام سياسي رقابتي تر "77-1965"
در تمام اين دوران رژيم اشغالگر قدس داراي احزابي با گرايشهاي گوناگون بوده است. اما چهار طيف عمده و قالب در بيشتر دوران ميدان دار عرصه سياسي اين رژيم بوده اند كه شامل:
1- احزاب چپ گرا كه اغلب داراي گرايشها به سوي طيفها و طبقات كارگري بودند.
2- احزاب راستگرا كه داراي خمير مايه ناسيوناليستي و ملي گرايي بودند.
3- احزاب مذهبي كه منافع قشري آموختگان و دانش آموزان مدارس ديني را يدك مي كشيدند.
4- احزاب عربي داراي نگرشهاي راديكال و ملي گرا
الف: احزاب چپ گرا:
اين احزاب در سال 1930 با عنوان حزب چپ گراي ماپاي از تلفيق 2 حزب اصلي هيستادروت - فدراسيون كارگري (احدوت ممفودا و هاپونل هاتسعير تشكيل شد).
در سال 1924 بر سر موضوعات آينده فلسطين، گرايش سوسياليستي حزب و نقش كيپوتص پيشرو در هيستادروت دچار اختلاف و تجزيه شد. يك شاخه چپ گراي تحت رهبري فرماندهان جنبش اصلي كيپوتص در آن موقع يعني كيپوتص "هامي يوهاد" از اين حلقه كنار كشيده و حزب مستقلي به نام جنبش كارگري (ياهات نوياليهدوت همغودا) را شكل داد.
در اين حال، اين حزب گرايش سوسياليستي ماركسيستي به خود گرفت و خواستار دموكراتيزه نمودن سازمان اقتصادي هيستادروت گشته و در پي نقش رهبري براي جنبش پيشروي كيپوتص در حزب هيستادروت بود.
2- جناح راست گرا:
حزب اصلاح گرا تنها گام مؤثر جناح راست براي تقابل با چالش نهضت كارگري در فلسطين بود. اين حزب در دوران آوارگي يهود (در پاريس به سال 1925) تشكيل يافت و چهره سياسي ديپلماتيك صهيونيستي را به جاي چهره كارگري - محافظه كاري به خود گرفت و شروع به طراحي انتقال يك و نيم ميليون نفر يهودي ساكن اروپا به فلسطين در سال 1935 كرد. اما اصلاح گرايان همان الگوي حزب كارگري در تشكيل حزب يعني الگوي مبتني بر آحاد يهوديان صهيونيستي را در پيش گرفتند.
آنها فدراسيون كارگري، نهضت جوانان تبار و جنبش شهركها را بنيان نهادند. اصلاح گرايان، گروه نظامي ضد انگليسي! ايرگون را كه زير زميني فعاليت مي كرد رهبري مي كردند. زيرا قدرت انگلستان رو به افول گذاشته بود و قدرت نوظهور ايالات متحده آمريكا جانشين آن در سرزمينهاي اشغالي شده بود.
در اين ميان، حزب اصلاح گرا در پي آن بود تا دست به اقدامي تعيين كننده و سياسي و در خور اعتنا در غالب يك شورش نظامي بزند تا كنترل يهوديان را بر كل سرزمين فلسطين به دست آورده و به اصطلاح يهوديان اروپا را نجات دهد. اين حزب به ويژه در لهستان به سرعت رشد كرد و در اوج خود در سال 1931، 20 درصد از كل آراء را هم در انتخابات كنگره صهيونيستي و هم در نهادهاي ملي يشيوا به دست آورد.
3- احزاب عربي
بخشي از اعراب اسراييل كه ناكاميهاي نظامي اعراب، آنها را از دستيابي به اهدافشان از طريق نظامي گري نوميد ساخت، به تدريج وارد فرايند مبارزات سياسي شده و كوشيدند از اين طريق حقوق حقه خويش را پس گرفته و يا دستكم بخشي از آن را تحصيل نمايند. شايد بتوان سال 1965 كه حزب عربي - يهودي حداش را با آرمانهاي سوسياليستي تشكيل شد را سرآغاز شكل گيري گفتمان تعقيب منافع از طريق سياسي در ميان اعراب - اسراييلي دانست كه در اواسط دهه هفتاد اين امر به صورت حركتي مسلط درآمد و تشكلهاي عربي ديگري در چارچوب اين گفتمان به فعاليت پرداخت.

اولمرت كيست؟
"ايهود اولمرت" كه اكنون تنها با كسب 28 كرسي پيروز انتخابات گرديده است، پس از يك دوره فعاليت در جناح راست به يك باره تغيير موضع داد و به حمايت از ايدئولوژيها و خط مشي سياسي به اصطلاح ميانه رو كه البته از نوع ميانه روي هاي شارون قصاب پرداخت و به تبعيت از وي به حزب ليكود پشت كرد و قدم در راه حزب تازه تأسيس كاديما "پيشرو" گذاشت.
او نيز همچون شارون و نتانياهو و ساير جنايتكاران صهيونيستي، خواستار قتل عام تمام فلسطينيان و پاكسازي نژادي و قومي آنهاست او پس از پيروزي حماس و انتخاب اسماعيل هنيه به عنوان نخست وزير حكومت خودگردان فلسطيني، اعلام كرد كه اسماعيل هنيه در فهرست ترور وي قرار دارد و او را خواهد كشت. او هرگز نقش برجسته نظامي نداشته است.
شروع فعاليتهاي سياسي وي به دوران دانشجويي اش در دانشگاه هبرا در اورشليم باز مي گردد. او در 38 سالگي به عنوان نماينده مجلس رژيم صهيونيستي انتخاب شد و در جريان تخليه نوار غزه و مناطق اشغالي كرانه باختري رود اردن از جمله حاميان شارون بود.
اولمرت 60 ساله از روز پنجشنبه 5 ژانويه به عنوان جانشين شارون كه در پي يك سكته مغزي شديد در كما به سر مي برد، مشغول به كار شد.
اولمرت از سال 1993 تا سال 2000 شهردار اورشليم بود و در كابينه هاي دولتي به عنوان وزير فعاليت داشته است. او در سال 1945 در بنيامينا متولد شد. در ارتش، افسر يك يگان جنگنده پياده نظام و در عين حال خبرنگار جنگ يك روزنامه بود. او فارغ التحصيل رشته هاي روان شناسي، فلسفه و حقوق از دانشگاه اورشليم است. اواخر دهه 60 تا اواسط دهه 80 از ليكود خارج و بيرون از چارچوب و حوزه اين حزب به فعاليت سياسي پرداخت. در سال 1966 به شمول ناميا، مؤسس حزب ليبرال پيوست و در سال 1973 به عنوان نماينده هشتمين دوره پارلمان رژيم صهيونيستي "كنست" انتخاب شد و پس از آن در مجالس نهم و دهم و يازدهم نيز حضور يافت. در اواخر سال 1998 بار ديگر به عنوان شهردار منتخب اورشليم گرديد. او در اين زمان، توانست چندين پروژه و طرح بزرگ مانند بهبود وضعيت ترافيك و پيشبرد برنامه هاي مترو در اورشليم را به اجرا گذارد. پس از انتخابات مجلس شانزدهم به عنوان وزير صنايع و بازرگاني كابينه شارون و معاون وي آغاز به كار كرد.با استعفاي نتانياهو وزير اقتصاد و دارايي شارون در اكتبر 2005، اولمرت جانشين او شد. در اين ميان وزير دادگستري رژيم صهيونيستي و يكي از اعضاي حزب كاديما، اولين زني است كه به اين موقعيت دست يافته است و او كه عضويت فعال با سرويس اطلاعات امنيتي رژيم صهيونيستي "موساد" را يدك مي كشند و در سال 2002 به عنوان وزير مهاجرت و پس از آن عنوان وزير دادگستري را همراه داشت، اكنون با پيروزي حزب كاديما، "ليوني" معتقد است كه بزودي مي تواند جايگاه بالاتري را در شرايط جديد كسب كند.
اكنون، اولمرت، به دنبال اين است كه با جدا كردن بيت المقدس از منطقه مورد نظر فلسطينيان، عملاً توافقنامه اسلو را نقض و از تشكيل دولت مستقل فلسطيني با مركزيت و پايتختي بيت المقدس جلوگيري نمايد. او نيز با وجود شعارهاي صلح طلبانه خود هرگز با پذيرش خواسته هاي بر حق ملت مسلمان و مظلوم فلسطين موافقت نخواهد كرد چرا كه عملكرد كوتاه مسؤوليت او اين نكته را اثبات مي كند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بيل گيتس و آينده مايكروسافت ؛نوآوريهاي نرم افزاري، رمز موفقيت ماست

منبع: نيوساينتست
سرويس ترجمه: مؤسسه خيريه بيل و مليندا گيتس به منظور حفظ تاريخچه كامپيوتر، 15 ميليون دلار به موزه تاريخچه كامپيوتر در كاليفرنيا كمك كرد. اين هديه "بيل گيتس" كه يكي از نام دارترين افراد رشته كامپيوتر و بزرگترين هديه اي است كه به اين موزه ارايه شده است. كمك بيل گيتس براي ايجاد يك نمايشگاه كه در آن، دوره تحولات رشته كامپيوتر و اثرات آن به نمايش گذاشته، به كار برده مي شود.




تا پيش از كمك بيل گيتس تنها 125 ميليون دلار به اين موزه ارايه شده بود، اما كمك بيل گيتس باعث شده است تلاش براي جمع آوري كمكهاي مردمي افزايش يابد، به طوري كه هم اكنون اين موزه 50 ميليون دلار براي رسيدن به هدف خود نياز دارد. موزه تاريخچه كامپيوتر قصد دارد از وام دولتي براي برگزاري نمايشگاههاي بيشتر، ساعت بازگشايي بيشتر و اجراي برنامه هاي آموزشي استفاده كند.
اين موزه مجموعه اي تأثيرگذار از حدود چهارهزار مصنوعات رشته كامپيوتر است. در حال حاضر اين موزه شامل 3 نمايشگاه و يك فضاي بزرگ است كه بازديد كنندگان مي توانند يك دسته از ماشينهاي تاريخي را مانند سوپر كامپيوتر Cray-1 و نمونه اوليه Apple I مشاهده كنند.
نشريه نيوساينتست طي مصاحبه اي با بيل گيتس سؤالات اين نشريه را در خصوص طرحهاي آينده اش درباره ايجاد انقلابي در ويديو كنفرانس ها و مبارزه براي ناك اوت كردن گوگل مطرح و پاسخ آنها را به شرح ذيل دريافت كرده كه تقديم مي شود.
درباره نوآوري، خلاقيت و ابتكارات چه فكري داريد؟ و آيا راهي براي نگاه به آينده داريد؟ مردم متعجب هستند از اينكه، بيل گيتس در حال بالا آمدن با ايده بزرگ آينده است.
صداهاي مردم و آواي دلنشين آنها، همواره در شركت مايكروسافت طنين انداز است و به خاطر آنهاست كه همواره با ايده هاي نو و تازه با آنها ارتباط برقرار مي كنيم.
من هميشه تنها در شش ماه از سال، به نامه ها و هزاران ايميل و پيامهاي مردم از سراسر جهان مي پردازم كه با من از كارهاي بزرگ و اقدامات پيشرفته صحبت مي كنند. در نظر بگيريد كه شما والديني هستيد كه فرزندتان در حال رشد است و تمامي عكسها و ايميل، ويدئو و سالنامه ها و امثال آن نشان از رشد وي دارند، اما آيا قادر هستيد كه همان لحظات را به آساني در سالهاي بعد زنده كنيد؟
به طور قطع و يقين پيشرفت نرم افزارها به شما اين اجازه را مي دهد كه حتي به 10 سال قبل برگرديد، ولي هنوز كمي سخت و دشوار مي باشد و هيچ چيز در عين حال به راحتي آن نيست. به طوري كه شما اين روزها با دوربين هاي حساس معروف به Sense cam به گونه اي طراحي و ساخته شده اند كه مي توانيد در راه رفتن، تصاوير را تمام وقت بگيريد. حال اجازه بدهيد كه از شر دوربين ها خلاص شويم و به سوي نرم افزارهايي برويم كه هر آن چه مي خواهيد بگيريد.
در واقع، اولين جايي كه آنها مورد استفاده واقع مي شوند، توسط كساني است كه دچار بيماريها و مشكلات پزشكي مي باشند. جايي كه حافظه آنها دچار اخلال شده باشد. لذا، وقتي كه فرزند خود را ملاقات مي كنند، حادثه اي مهم براي آنها محسوب مي شود و قادر نيستند كه او را به خاطر بياورند. لذا، اين دوربين و برگشت دادن "Play Back" تصاوير براي آنها، آن خاطرات گذشته را زنده مي كند. اينجاست كه تفكر در خصوص نرم افزار درست و دقيق مي تواند تغييرات و تحولات دقيقي را در زندگي كساني كه خاطرات خود را پاك شده مي بينند، تأثير بسزايي جهت زنده كردن آن خاطرات به صورت ساده و تفنني و متنوع ايجاد كند.
اينجاست كه نقش مولد گروههاي مردمي براي سرعت بخشيدن به نوآوريهاي نرم افزاري و سخت افزاري تعيين كننده است.
به نمايشگاه 2002 فورچون برگرديم كه شما در آنجا صحبت از آينده كامپيوتري كردن جهان كرديد. ضمن آنكه به پيش بيني نيازهاي چند منظوره و اقدامات چند گانه تقاضاهاي افزايش جمعيت در آينده پرداختيد. همانگونه كه شما بر روي تكنولوژي و نقش كامپيوترهاي شخصي در آينده پرداختيد، بفرماييد كه اين روند چه تأثيري در آينده نگري نيازهاي ما، و آنچه كه مي خواهيم و اينكه محصولات مايكروسافت چگونه به اينها پاسخ خواهد داد؟
ما به نرم افزارهايي فكر مي كنيم كه بر روي ويندوز كامپيوترهاي شخصي و همزمان نيز بر روي تلفن، تلويزيون نصب شده و حتي در قطعاتي كه به طور اصولي به شما كمك كنند تا كارهايتان را به خوبي انجام دهيد. لذا، مجبوريد درباره آن به گونه اي فكر كنيد كه تمامي افرادي كه از آنها استفاده مي كنند را شامل شود. و نيز مجبور هستيد كه حتي به فناوري كه اين كار را انجام مي دهد نيز بينديشيد.
يكي از محققان و كاوشگران ما مي گويد كه نوآوري هاي نرم افزاري بايد اين مسأله را عملي و محقق سازد كه شما همواره و هميشه به دنبال راهي براي آينده باشيد. لذا، كيفيت نرم افزار و دوربين ها و ديگر چيزها در حالي كه حرف اول را مي زنند، اما دگرگون نمودن تلويزيون و دريافت مستقيم سخت افزار و نرم افزار از عمده مسايلي است كه فكر مي كنيم بايد در چند سال آينده به انجام آن همت گماريم.
بنابراين ما به طور پيوسته كمك شايان توجهي به گروه تخصصي مي كنيم كه هيچ گونه توليد ويژه اي نداشته اند و هرگز از چارچوب زماني برخوردار نبودند. اما آنها نيز افرادي نيستند كه تنها به خاطر مغزهاي فعالشان برگزيده مي شوند، بلكه به خاطر انرژي زايد الوصفي كه دارا هستند و مي خواهند با نوآوريهايي رشد كنند كه دنيا را تغيير دهد.
لذا، اين حادثه "Tech FesT" همان چيزي كه مردم و پژوهشگران ما به آينده اي مي نگرند كه بيشترين تأكيد را براي نشان دادن دستاوردهاي جديد آن و توسعه توليدات خودشان و پيشرفت مردم را يك جا به ارمغان مي آورد. تا از اين طريق بتوانند به اين مسأله برسند همچنان كه سالها در حال گذر مي باشند، مردم به وسيله سخت افزارها قوي و قدرتمند مي شوند، و شرايط آنها نيز به همان نسبت بهبود مي يابد.
برخي افراد مي گويند كه نوآوري هاي نرم افزاري به طور ايده آلي تنها براي قشر جوان مناسب است كه به مراتب بيشتر از افراد مسن و بزرگتر، توسط جوانان مورد استفاده آنها قرار مي گيرد. اما اين به معناي كند شدن نوآوريها نمي باشد حال بفرماييد تا چه ميزان، آحاد مختلف مردم را در راستاي اين نوآوريها در نظر گرفته ايد؟
موارد بسيار دقيق و پيچيده اي را در طرحها و برنامه هاي خود داريم كه صرفاً بر اساس نيازهاي مردم در نظر گرفته شده است. حتي تمام تصاوير جهان از ماهواره ها، هواپيماهاي ويژه تصويربرداري ها كه در اطراف ما به كار افتاده اند و تمامي آنها را به يكديگر متصل مي كند و پيوند مي دهد تا پديده اي را ارايه دهند كه ما آن را " زمين مجازي" مي ناميم. يعني تمام مردم كره زمين را در بر مي گيرد. زيرا ما يك شركت بزرگ هستيم، پس بايد بخش وسيعي از آحاد مردم جهان را در بر بگيريم. ما بزرگترين شركت تحقيق و توسعه در جهان هستيم كه به لحاظ درصد اقشار مختلف بيشتري را پوشش مي دهيم و حتي بودجه ما نيز بر اساس همين بودجه تحقيق و توسعه مي باشد كه همواره، بخش بسيار بالاي كار ما را معطوف به مشمول شدن حداكثر طيفهاي مختلف مردم جهان نموده است.
بزرگترين اشتباه شما در زمينه نوآوري چه بوده و چه درسي از آن آموخته ايد؟
ميان برهاي بسياري هستند كه همين كه آنها را در پيش گرفته ايم، بلافاصله فكر كردم كه اي واي، اين چه كار احمقانه اي است. بايد اين كار را 5 سال پيش انجام مي دادم، كه فقط در خصوص قطعاتي بود كه قبلاً در آنجا بوده، اما من سهل انگاري كرده ام. بعضي وقتها نيز اين اتفاق مي افتد كه بعضي از كارها را خيلي زود شروع كرده ايم.
درباره ميز كامپيوتر شخصي، مردمان بسياري را مي شناسم كه عاشق آن هستند زيرا، ارزانتر، باريكتر و ساده تر از ساير ميزهاي كامپيوتر شخصي مي باشد. همين مسأله براي ما به صورت يك رويه اصلي تبديل شد. محيطهاي دانشگاهي، بهترين و مناسبترين اماكني است كه ما بيشترين فعاليتها و ارزيابي ها را از كار خود داريم و معروفترين موضوعات و سوژه را از ميان آنها به دست مي آوريم. در اين ميان گوگل كارهاي خوبي در زمينه تحقيق به انجام رسانده است. اما اپل، كارهاي بزرگي بر روي رقابتي نمودن نرم افزارها وارد نموده است. لذا ما از آينده بهتري در سالهاي آتي برخورداريم.
صد البته، بازيهاي تلويزيوني مي تواند يك مثال خوبي باشد، ضمن آن كه شغل مناسبي محسوب مي شد، در حال حاضر با ميان بر زدن آن در بازار، ما شاهد وسيله اي مشابه، اما پيشرفته به نام Xbox 360 هستيم كه به آن نيز پلي استيشن هاي 3 مي گويند.


----------------------------------------------------------------------------------------------------------------


تبليغات
نظرسنجي

نظر شما در مورد نحوه عملكرد گروه ايراني در مسئله پرونده هسته اي ايران چيست؟

عضويت در خبرنامه روزنامه

با عضويت در اين بخش شما آخرين اخبار و تحليل هاي روز را در صندوق پستي خود دريافت خواهيد نمود

موسسه فرهنگي قدس
روزنامه قدس
آدرس پست الكترونيكي: Info@Qudsdaily.net
InsertAmar