---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- گفت و گو با اسماعيل خلج/ بازيگر فيلم "يك تكه نان" ؛هنوز تجربه مي كنم
"اسماعيل خلج" با وجود بازي در فيلمهايي همچون "بلندي هاي صفر"، "جستجوگر" و همين اواخر "يك تكه نان"، باز هم بازيگر چندان فعالي در عرصه سينما نيست، بلكه او بيشتر چهره اي شناخته شده در عرصه تئاتر كشورمان است. يكي از قديمي ها. "خلج" هر از گاهي در برخي آثار سينمايي و تلويزيوني نيز ظاهر مي شود كه نمونه بارز آن ايفاي نقش كربلايي در فيلم "يك تكه نان" به كارگرداني كمال تبريزي است. نقشي كوتاه اما تأثيرگذار، به بهانه نمايش عمومي فيلم با او به گفت وگويي كوتاه نشستيم.
شما در سينما بازيگر فعالي نيستيد. چطور شد بازي در "يك تكه نان" را پذيرفتيد؟ به هر حال براي انتخاب و بازي در يك نقش فاكتورهايي براي هر بازيگر وجود دارد كه بر اساس آن به ايفاي نقش مي پردازد. يكي از موارد مورد نظر من براي قبول يك نقش، شخص كارگردان است. به هر حال آقاي تبريزي يكي از كارگردانهاي خوب سينماي ما هستند و وقتي كارگرداني نظير ايشان براي بازي در فيلمش از من دعوت مي كند، خود اين امر برايم مهم است. دليل ديگر آنكه نقش "كربلايي"، نقشي بود كه خيلي زياد دوستش داشتم و به نظرم خيلي جاي كار داشت.
يعني در انتخاب نقشهايتان، اولويت اول، شخص كارگردان است تا فيلمنامه!؟ اگر كارگردان خوب باشد، مطمئن هستم كه فيلمنامه بدي را براي ساخت انتخاب نمي كند، ولي اگر فيلمنامه خوب به دست يك كارگردان بد برسد، كار خراب مي شود... در هر صورت فيلمنامه هم جزو شروط اصلي كار است.
شخصيت كربلايي را در فيلمنامه "يك تكه نان" چطور ديديد؟ اين شخصيت كم كم در طول فيلم ساخته شد. كربلايي در عين روستايي بودن، فردي باسواد و داراي معلومات است. ما قبل از فيلمبرداري يكسري تمرينات با آقاي حبيب رضايي- بازيگردان- داشتيم و طي صحبت هايي كه با هم كرديم قرار شد كه در فيلم كمي لهجه داشته باشم و در مورد خصوصيتهاي فردي نقش، بحث هايي كرديم و به نتايجي رسيديم. همچنين در طول كار آقاي تبريزي ما را راهنمايي مي كردند و من هم به شكل يك بازيگر صرف گوش و عمل مي كردم.
چه مواردي در شخصيت كربلايي وجود داشت كه براي شما امكان بازي بيشتري را فراهم مي ساخت؟ كربلايي حالات مختلفي در طول فيلم داشت كه باعث مي شد شخصيت چند بعدي داشته باشد، به طوري كه درفيلم ما شاهد عصبانيت، خنده، گريه و... از او هستيم كه اينها براي يك بازيگر خيلي خوب است تا بتواند جوانب مختلف يك شخصيت را به نمايش بگذارد.
آيا قرار بر اين نبود كه شما در فيلم چند نقش داشته باشيد؟ نخير! از ابتدا قرار بود سه نقش را آقاي كيانيان ايفاء كنند. من از زماني كه فيلمنامه را خواندم تمام توجه و حواسم بر روي شخصيت كربلايي بود.
در طول فيلم با يكي از بازيگران جوان سينما همبازي هستيد. ارتباط دو نسل مختلف بازيگري را چطور ديديد؟ به هر حال ما و جوانان بايد از همديگر چيزهاي مختلفي را فرا بگيريم زيرا دانش پايان ناپذير است و انسان بايد هميشه در حال آموختن باشد. براي من اين مسأله يك تجربه بود و خيلي چيزها آموختم.
دو سال قبل جشنواره فيلم فجر جايزه بخش سينماي معناگرا را به اين فيلم اهدا كرد. شما چقدر با سينماي معناگرا كنار مي آييد؟ اين جايزه ويژه جشنواره بود كه به فيلم "يك تكه نان" تعلق گرفت و آقاي تبريزي در همانجا جايزه را به من اهدا كردند... به نظر مي رسد سينماي معناگرا با سينماي مخاطب خاص مرتبط باشد و اين ايرادي ندارد كه اين فيلم صرفاً براي مخاطب خاص توليد شده باشد. به هر حال فيلمهاي زيادي هستند كه مخاطب عام را در برنمي گيرند ولي در كل به نظرم اين فيلم تماشاگر خودش را خواهد داشت.
جناب خلج آيا در انتخاب نقش هايتان در سينما سخت گير هستيد؟ فكر نمي كنم! من بعد ازفيلم "يك تكه نان" در فيلمهايي همچون "نسيم شمال، باد جنوب"، "پابرهنه در بهشت" و سريال هايي همچون "شهريار" و "مختارنامه" ايفاي نقش كردم. در واقع همانطور كه گفتم فقط اولويت و فاكتورهاي خاصي در انتخاب نقشهايم دارم.
جنابعالي سينماي سال 84 را چطور ارزيابي مي كنيد؟ اين را بايد از اهل نظر بپرسيد... به نظر من آن چيزي كه سينماي ما را در تمام سال مي تواند محدود سازد، بحث بودجه است كه باعث مي شود كه درفيلمها از بازيگر خوب استفاده نشود و از بازيگران ارزان قيمت تر بهره گرفته شود. از لوكيشن هاي تكراري و داستانهاي كم خرج استفاده شود. در ضمن مهمترين مشكلي كه در سينماي ما وجود دارد بحث فيلمنامه است. متأسفانه ما فيلمنامه نويس كم داريم.
آيا كارگردان خاصي هست كه علاقه مند باشيد با او همكاري كنيد؟ آقاي تبريزي يكي از كارگرداناني بود كه علاقمند همكاري با ايشان بودم كه در اين فيلم مهيا شد. "يك تكه نان" يكي از بهترين كارهاي بازيگري من بود.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نگاهي به پولسازترين بازيگران و فيلم هاي سال 84 ؛ به خاطر چند پارو اسكناس!
٭ وحيد ضرابي نسب آقاجان همين است! سينما يعني اين! اصلاً به ما چه ربطي دارد كه بخواهيم موضع بگيريم و با ديدنش اول كلي ريسه برويم و بعدش از عصبانيت زمين و زمان را فحش بدهيم! جدول فروش فيلمها را مي گوييم كه در پايان هر سال، كارنامه 12 ماهه سينماي وطني را جلوي چشممان مي گذارد و البته كه خونمان را به جوش مي آورد. ديگر عادت كرده ايم وقتي اسم پرفروشترين فيلمها را مي خوانيم تا گزينه هاي هفتم هشتم لبمان را گاز بگيريم و از اينكه از بين اين همه عرصه هاي فرهنگي و هنري، افتاده ايم توي ورطه بي حساب و كتاب سينما، حسابي خودمان را لعن و نفرين كنيم! طبيعي است آقاجان! اينكه از بين 12فيلم اول فهرست پرفروش هاي سال پيش، مثلاً يكي و نصفه اي فيلم خوب (آن هم با ارفاق) مي بينيم يا اينكه در بين ده فيلمي كه زير 15 ميليون فروخته اند، دست كم سه چهار فيلم استاندارد و درجه يك ديده مي شود. اصلاً يادم رفت كه قرار نبود به اين چيزها گير بدهيم و بر تاجر بودن تهيه كنندگان وطني و سطح پايين فكري سينماروهاي داخلي افسوس بخوريم. بياييد كار خودمان را بكنيم و پولسازترين فيلمها و بازيگران سال 84 را نام ببريم، چون اين خون دل خوردن هاي ما هيچ فايده اي ندارد. امسال هم مثل پارسال و سال آينده هم...
لشكر پولسازها جواد رضويان؛ بله! اين بازيگر طنز تلويزيون با اينكه تنها 2 فيلم در اكران سال پيش داشت، اما متوسط فروش هر فيلمش يك ميليارد تومان از آب درآمد! جاي تعجب دارد. در سالي كه محمدرضا گلزار فقط يك فيلم روي پرده داشت و آن هم توفيق كمي بدست آورد و يا هديه تهراني متوسط فروش سه فيلمش حتي با احتساب "چهارشنبه سوري" به 350 ميليون تومان هم نرسيد، چنين آماري از سوي
جواد رضويان جالب توجه است. "شارلاتان" و "شاخه گلي براي عروس" دو فيلم كاملاً نازل با تكيه بر كمدي هاي بزن بكوب، اولين و سومين فيلم پرفروش سال 84 شدند تا رضويان كه حالا به كارگرداني مجموعه هاي طنز تلويزيوني روي آورده پولسازترين بازيگر 84 شود.
مجيد صالحي؛ جاي دوري نرويد. هنوز بين بازيگران طنز سينما بمانيد، چون دومين پولساز سال هم از همين جرگه است. مجيد صالحي هم پارسال دو فيلم روي اكران داشت كه سومين و ششمين فيلمهاي پرفروش شدند. او در "شاخه گلي براي عروس" همبازي جواد رضويان بود و در "مجردها"يك جورهايي بار تمام چاله و چوله هاي بزرگ فيلمنامه و كارگرداني را به دوش مي كشيد. فروش متوسط هر فيلم او 800 ميليون تومان شد تا بتوانيم سال گذشته را مثل سال قبلش سال ستارگان تلويزيون بناميم. امين حيايي؛ پركارترين بازيگر، سال پيش در 5 فيلم ظاهر شد كه چهارتايش جزو 8 فيلم پرفروش سال شدند. بعيد مي دانم بعد از
انقلاب بازيگري توانسته باشد به چنين اقبالي دست پيدا كند. معمولاً بازيگراني كه فيلم هاي زيادي از آنها روي پرده مي رود، خيلي در جلب مخاطب موفق نيستند، اما حيايي ثابت كرد خيلي بيشتر از گلزار و فروتن و تهراني محبوبيت و البته مقبوليت دارد. به نظرم در اين چند سال اخير هيچ پديده اي مثل امين حيايي هم در جلب مخاطب و هم در قدرت بازي و راضي نگه داشتن منتقدان و اهالي سينما موفق عمل نكرده است. متوسط فروش 5 فيلم او حتي با احتساب كار شكست خورده اي مثل "شكلات" به 700 ميليون تومان رسيد. مهناز افشار؛ گرچه اين بازيگر جوان با 2 فيلم اكران شده (سالاد فصل و آكواريوم) به متوسط فروش نزديك به 700 ميليون رسيد، اما بايد قبول كرد تماشاگران در هيچ كدام از اين دو فيلم فقط به خاطر او به تماشاي فيلم ننشستند. در اولي خسرو شكيبايي و ليلا حاتمي و در دومي ايرج قادري و امين حيايي بودند كه سالن سينماها را پر كردند. ولي در هر حال مهناز افشار كه خيلي ها او را پديده زن سينماي ما مي دانستند، نشان داد نه مي تواند بازيگر خوبي باشد و نه ويژگي هاي يك ستاره سينما را دارد. فكر نمي كنم افشار در سينماي ما ماندني باشد. الناز شاكردوست؛ دختري كه كيومرث پوراحمد با "گل يخ" او را به سينماروها معرفي كرد، اما هنوز فيلم اول او اكران نشده بازي در چند فيلم ديگر را شروع كرده بود. او انصافاً نشان داد كه مي تواند بازيگر متفاوتي در سينماي ما باشد. هر چند فيلم هايي كه از او به نمايش درآمدهمگي سطح پايين و اشك آور(!) بودند، اما تفاوت لحن و شيوه بازي او در "مجردها" و "عروس فراري" ( كه نقطه قوت اين دو فيلم هم بود) نشان داد او در صورت انتخاب هاي درست مي تواند آينده اي خوب داشته باشد. متوسط فروش سه فيلمي كه از او اكران شد به 570 ميليون تومان رسيد. مهدي اميني خواه؛ بله! درست خوانديد : مهدي اميني خواه! بازيگر نقش هاي درجه 2 و3 تلويزيون در سينما هم گرچه ايفاگر چنين نقش هايي است، اما متوسط فروش سه فيلم اكران شده او همپاي شاكردوست بود. قبول دارم اميني خواه بازيگر متفاوت و درجه يكي نيست، اما نقش آفريني هاي شيرين او هميشه در خاطر مي ماند. او در "زن زيادي"، "چپ دست" و "شاخه گلي..." نقش هاي فرعي را به عهده داشت، اما لحن همه آنها با هم متفاوت بود كه اين تفاوت را بازيگر، خوب از كار درآورده بود. شايد بعدها نقش هاي جدي تري به او سپرده شود. مريلا زارعي؛ به شخصه معتقدم اگر ترانه عليدوستي، باران كوثري و گلشيفته فراهاني، سه دختر بازيگر طراز اول سينماي ما هستند، مريلا زارعي به همراه هانيه توسلي و ليلا حاتمي سه زن بازيگر درجه يك مايند. زارعي همان قدر جدي است كه طنز است و همان قدر زجركشيده و بدبخت كه مرفه و بي درد.براي همين مريلا زارعي به راحتي مي تواند تماشاچي را با خود همراه كند و حس همذات پنداري او را برانگيزد. گر چه بازيهاي او در "زن زيادي" و "مجردها" از سطح توان او پايين تر بود، ولي به هر حال متوسط فروش 550 ميليون تومان را نصيب خود كرد. حميد گودرزي؛ يك چهره تلويزيوني ديگر كه سال پيش براي اولين بار بر پرده سينماها آمد و مي شد حدس زد با محبوبيت تلويزيوني اش به داد تهيه كننده ها برسد. اما گودرزي تلويزيون بسيار راحت تر و قابل قبول تر از نوع سينمايي اش است و به نظر من و خيلي ها، بازي او در مريوم تلويزيون بيشتر به چشم مي آيد.او در فيلم هاي "چپ دست" و "بازنده" بازي كرد كه متوسط فروش 520 ميليون تومان داشتند و حتماً هم امسال فيلم هايي بر پرده خواهد داشت. اما حتماً هيچ كدام به پاي "مسافري از هند" و "تب سرد" و "كمكم كن" نمي رسند. رابعه اسكويي؛ باز هم تعجب كرديد! بله! بازيگري كه چند سال پيش مهران مديري او را در قالب برنامه اي طنز معرفي كرد و بعدها به عنوان يك سوپاپ خنده در تلويزيون ظاهر مي شد، امسال در چهار نقش فرعي به سينما آمد كه هر 4 فيلم هم تقريباً پرفروش بودند. "شاخه گلي..."، "عروس فراري"، "چپ دست" و "سرتو بدزد رفيق" متوسط فروش 450 ميليون تومان داشتند. خب، به نظر او بهترين گزينه براي نقش هاي مكمل طنز به شمار مي آيد! محمدرضا فروتن؛ وقتي كه چهره هاي تلويزيوني گوي سبقت را مي ربايند بايد هم از فروتن كه شايد زماني سوپر استار سينماي ما بود در اين جا نام برده شود. فروتن امسال 5 فيلم روي پرده داشت كه گر چه از نظر آمار جالب توجه است، اما فروش "بربادرفته" (40 ميليون) و "هشت پا" (200ميليون) نااميدكننده بود در كل متوسط فروش فيلمهاي او 420 ميليون تومان شد. مدتهاست فروتن هيچ نوآوري در نقش هايش ندارد و بازي اش در "مجردها" همان جور كه در "بازنده"كه در "نوك برج" و...
سايرين؛ پرويز پرستويي پارسال با دو فيلم خوب "بيد مجنون" و "كافه ترانزيت" روي پرده سينماها بود و با اينكه هر دو فيلم او جزو فيلم هايي نبودند كه باب دل تماشاگران عاشق فيلم فارسي باشد، اما فروش خوبي كردند. متوسط فروش فيلمهاي او 310 ميليون بود. خسرو شكيبايي هم "سالاد فصل"، "حكم" و "ازدواج صورتي" را داشت كه در هر كدام نقش آفريني متفاوتي را عهده دار بود. متوسط فروش اين فيلمها 290 ميليون تومان شد. نيكي كريمي هم جزو شكست خورده هاي سال پيش بود كه متوسط دو فيلم او 250 ميليون هم نشد تا او از دو تجربه بازي با محمدرضا فروتن خاطره خوبي نداشته باشد. ليلا حاتمي هم گر چه همين وضعيت را داشت، اما بازي اش، هم در "حكم" و هم در "سالاد فصل" حساب شده و تحسين برانگيز بود. هديه تهراني هم در 3 فيلم (با احتساب "چهارشنبه سوري" ) حضور داشت و نشان داد آنقدرها هم كه مي گويند بازيگر خوب و پولسازي نيست. تهراني بيش از اينكه تماشاچي ها را به سينما بكشد، نامش در رفته است!! رضا كيانيان در دو فيلم وابسته به سينماي هنري (يك بوس كوچولو و ماهي ها عاشق مي شوند) روي پرده رفت كه گر چه با متوسط فروش 200 ميليون روبرو شد، اما بازيهايش به يادماندني از آب درآمدند. بهرام رادان هم ثابت كرد خيلي مورد توجه سينماروها نيست، گر چه نقش آفريني اش در "گيلانه" بي نظير بود. از او 3 فيلم با متوسط فروش 200 ميليون تومان اكران شد. عزت ا... انتظامي، مهتاب كرامتي و رضا داوودنژاد نيز تقريباً همين وضعيت را داشتند. مهران غفوريان، شقايق فراهاني، پارسا پيروزفر، ميترا حجار، محمدرضا گلزار و شيلا خداداد هم تنها يك فيلم در سال گذشته داشته تا نشود خيلي زياد روي ميزان پولسازيشان بحث كرد. به هرحال اصلاً روي اين ها حساب نكنيد. اين سينماروهاي وطني آنقدر غيرقابل پيش بيني هستند كه ممكن است باز دوباره همه معادلات را به هم بزنند!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- با عرفان نظر آهاري شاعر و نويسنده ؛فلسفه زندگي و مرگ
٭ عباسعلي سپاهي يونسي عرفان نظر آهاري از شاعران و نويسندگان عرصه ادبيات كودك و نوجوان است و كساني كه آثاري از اين نويسنده و شاعر خوانده ايد، با اين نظر موافقند كه نظر آهاري چه در عرصه شعر و چه در عرصه نثر قلمي توانا و در خور توجه دارد. نثر او سرشار از نكات و نگاه عرفاني است و در جاي جاي اشعارش مي توان رد پايي از خداوند بزرگ را ديد.
نظر آهاري نويسنده كتابهايي چون چاي با طعم خدا، هر قاصدكي يك پيامبر است، بالهايت را كجا جا گذاشته اي، كوله پشتي ات كجاست و ... است كه بعضي از اين كتابها علاوه بر آن كه نظر مخاطبان خود را جلب كرده اند، جزو كتابهاي برگزيده در جشنواره هايي چون؛ كتاب سال جمهوري اسلامي ايران، پوپك و سلام بچه ها و ... بوده اند.با نظر آهاري در نيشابور و در روز بزرگداشت عطار و هنگام پرده برداري از تنديس هلموت ريتر در خصوص آخرين كتابي كه خوانده است گفتگو كرديم.
خانم نظر آهاري اين روزها مشغول مطالعه چه كتابي هستيد يا بتازگي چه كتابي را مطالعه كرده ايد؟ اين روزها من بيشتر درباره عطار مطالعه مي كردم؛ چون هم روز عطار را داشتيم و هم اين سفري كه در آن هستم در پيش بود. من بيشتر مفهوم مرگ را از ديدگاه عطار بررسي مي كردم. در آثاري از عطار مثل مصيبت نامه، اسرارنامه و مختارنامه به دنبال اين مفهوم عميق و ازلي بودم و آنچه براي من جالب توجه بود، رو به رو شدن با حكايتهاي جالبي در اين زمينه بود. در راستاي مرگ پژوهي از ديدگاه عطار و بزرگان ديگري از اهالي شعر فارسي، مطالعه كتابي را شروع كردم كه "فلسفه زندگي و مرگ"، نام دارد. اين كتاب ترجمه اي است از آقاي بيات. كتاب شامل دو فصل است: فصل اول كتاب درباره مفهوم مرگ و زندگي است و سؤالاتي درباره اين دو مفهوم كه هر آدمي ممكن است در طول زندگي با آن روبرو شود و دغدغه هايي كه پشت به اين دو مفهوم پيدا مي كند؛ البته انساني كه زندگي را يك ماجرا مي داند و با آن رفتاري پرسشگرانه دارد، نه انساني كه بي پرسش و بي پاسخ با زندگي برخورد مي كند. بخش دوم كتاب يك روز يا دو روز از زندگي بزرگان است در آخرين روزهاي زندگي؛ بزرگاني مثل تولستوي، گاندي، انيشتن و ... و اين به خودي خود مي تواند جالب توجه باشد كه ما بدانيم مثلاً تولستوي در آخرين روزهاي زندگي اش چگونه رفتار كرده است و چه كاري انجام داده است. واكنش تك تك آدمهايي كه در حوزه هاي مختلف كار مي كنند، در لحظه مواجهه با مرگ براي من بسيار جالب بود.
و چه دليلي باعث شد سراغ كتاب فلسفه زندگي و مرگ برويد؟ من در حال نوشتن كتابي با موضوع مرگ و زندگي به سفارش انتشارات "مدرسه" ام. كتابي براي نوجوانان و جوانان. در اين كتاب تمام شعرهاي فارسي با موضوع مرگ از آغاز تا دوره مشروطه را بررسي مي كنم و خواندن كتاب فلسفه مرگ و زندگي هم در اين راستا بود و البته مواجه شدن با بخش اشعار عطار هم به روزهاي بزرگداشت اين عارف و شاعر بزرگ رسيد و جذابيت كار را برايم دو چندان كرد.
ويژگي خاص كتاب چه بود؟ نگاه تازه اي كه نويسنده كتاب به مرگ دارد. نويسنده نگاه واقع بينانه اي دارد و اين موضوع باعث مي شود كه خواننده اثر بتواند از طريق مرگ، زندگي را بهتر بشناسد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- و در اين نزديكي
بهار
سعيد بيابانكي
دوباره از لب ديوار من بهار گذشت
بهار خسته و دلخون و داغدار گذشت
اگر چه سوت كشيد از هزار فرسنگي
دوباره آمد و خالي ترين قطار گذشت
قطار عمر چه سنگين از اين پل غفلت
تو خواب بودي و روزي هزار بار گذشت
چه تلخ بر همه تاقها و تاقچه ها
چه بد بر آينه هاي پر از غبار گذشت
من و بنفشه در اين فصل سرد همدرديم
كه عمر كوته او هم در انتظار گذشت
اثر نماند ز تقويم كهنه پيرار
سبوي پير شكست و خمار پار گذشت
گناه من لب آلوده بود و چون انگور
تمام زندگي ام بر فراز دار گذشت!
٭٭٭
و از مقابل چشمان باز سربازان
بهار آمد و از سيم خاردار گذشت...
ترديد
حميد عرب عامري
ببين! شكسته ترين شاعر جهان امشب
نشسته است كنار تو بي دهان، امشب
من از دريچه اين خانه مي روم بيرون
نگفته است به من هيچ كس بمان امشب!
چه مي شود؟ پس از اين رفتني كه- من رفتم
جواب پرسش و ترديد اين و آن امشب
دوباره شب و هزاران دوباره ديگر
دوباره همسفرم با پرندگان امشب
درخت مي شوم و فصل باد مي بينم
كه رقص مي كنم و مي خورم تكان امشب
چه دل گرفته اي از مردمي كه مي دانم
چه گفته اند بگو! پشت هردومان امشب
چقدر صبر كنم؟ تا... تو... تا... خودم، تا... تو...
چقدر گم شده ام در گل و گمان امشب
سؤال
مهدي غريبي
شوق پريدن بود، اما حس و حالي نيست
حالي براي هيچ نقل و انتقالي نيست
اينجا زمين خوب است يا بد سهم ما اين است
سهمي كه در بود و نبود آن خيالي نيست
پرواز در قانون ما از غير ممكن هاست
از آن محالاتي كه در آن احتمالي نيست
جز درد نان و آب اندوهي نمي ماند
جز دوري از فردايمان ديگر ملالي نيست
٭٭٭
شاعر نگاهي كرد و در مصراع آخر گفت:
اين هم كمي از حرفهاي من، سؤالي نيست؟
اشتباه
محمد حسين صفاريان
صداي من همه آه است و آه من همه تو
منم شكسته ترين تكيه گاه من همه تو
چقدر دلهره دارم چقدر تنهايي
ميان اين همه طوفان پناه من همه تو
صداي گريه دنباله دار تو همه من!
طنين قهقهه گاه گاه من همه تو!
تو را ستودم و آنك منم كه مي سوزم
در آستانه دوزخ گناه من همه تو
ميان جنگل تاريك بي سرانجامي
چراغ كلبه سرد و سياه من همه تو
تمام زندگي ام اشتباه تكراري است
ولي درست ترين اشتباه من همه تو
زخمهاي حادثه
علي ثابت قدم
رفتي بهشت را ز جهنم بياوري
بر زخمهاي حادثه مرهم بياوري
تا چند سال بنشينم به انتظار
تا چند در بهار محرم بياوري؟!
جز پاره پاره هاي به جا مانده از تنت
چيزي نبود هديه برايم بياوري؟
اي كاش جاي اين همه لاله برايمان
مي شد كه شاخه اي گل مريم بياوري
بر شانه هاي خسته من بعد سالها
حق نيست كوله پشتي ماتم بياوري
بابا كجاست شور و غرور هميشه ات؟!
بابا بنا نبود تو هم كم بياوري!
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- منوچهر بديعي: اميدي به چاپ "اوليس" ندارم
منوچهر بديعي گفت: نه من مي دانم كه رمان "اوليس" نوشته "جيمز جويس" كي چاپ خواهد شد و نه ناشر اين كتاب و فعلاً اميدي به انتشار آن ندارم.منوچهر بديعي -مترجم- در گفتگو با فارس اظهار داشت: اكنون ويرايش جديد "چهره مرد هنرمند در جواني" اثر "جويس" و "آدم اول" نوشته "آلبر كامو" را در دست دارم كه به زودي منتشر مي شود. وي افزود: من اين روزها ترجمه نمي خوانم، به غير از ترجمه هاي مترجماني كه از آغاز جواني با كارهاي آنها آشنايي داشتم، مثل "رضا سيدحسيني"، "ابوالحسن نجفي"، "نجف دريابندري"، مرحوم "محمد قاضي" و "به آذين" و كتابهايي كه زبان اصلي آنها را نمي دانم. مثلاً آخرين ترجمه اي كه خواندم مجموعه داستانهاي كوتاه كافكا ترجمه "محمود حدادي" بود كه بسيار خوشم آمد. بديعي ادامه داد: فكر مي كنم اگر ترجمه بخوانم ممكن است كه از اصل كتابها دور بيفتم. اين مترجم درباره ظرفيت زبان فارسي براي ترجمه ادبيات گفت: زبان فارسي براي بيان انديشه و احساسات بشر بيش از آنچه كه ما تصور مي كنيم، گنجايش دارد. برخلاف تصور رايج، ترجمه اتفاقي است كه در زبان مقصد مي افتد و ربط چنداني به زبان مبدأ ندارد. وي افزود: دانستن زبان مبدأ 20 درصد ترجمه است. جنبه فعال ترجمه به زبان مقصد باز مي گردد و مترجم ادبيات خارجي در ايران بايد قدرت و توانايي زبان فارسي را در تمام لايه هاي آن مثل نوشتاري، گفتاري و زبان مردم داشته باشد تا بتواند ادبيات را كه همان زندگي است، ترجمه كند. مترجمان بزرگ فارسي بيش از آنكه زبان خارجي دغدغه شان باشد، دل مشغول زبان فارسي اند. بديعي خاطرنشان كرد: من فكر مي كنم فقط و فقط دور ماندن مترجمان از زبان فارسي آن هم در لايه هاي متفاوت باعث شده است كه ترجمه ها از كيفيت خوبي برخوردار نباشد. وي گفت: امر ترجمه مثل نويسندگي است و با برپا كردن دانشكده نمي توان مترجم ادبي پرورش داد. فقط مي توان آثار بزرگان را خواند و فهميد. مترجم بايد توانايي بالقوه داشته باشد و براي بالفعل كردن اين توانايي بايد مترجمان را به حال خود گذاشت. وي در پايان اظهار داشت: تمام مترجمان بزرگ جهان به صورت خود جوش به كار ترجمه پرداخته اند و از هيچ كلاس درسي مترجم برجسته بيرون نيامده است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نيمي از "فرزند صبح" افخمي تدوين مي شود
50 درصد از پروژه بزرگ "فرزند صبح" به كارگرداني بهروز افخمي در مرحله تدوين قرار دارد. پروژه سينمايي "فرزند صبح" كه نيمي از آن فيلمبرداري شده، هم اكنون توسط بهروز افخمي و هادي نائيجي در استوديو عروج فيلم تدوين مي شود.ساخت موسيقي بخشهايي از اين فيلم نيز توسط كيوان هنرمند در حال انجام است. ادامه فيلمبرداري فيلم "فرزند صبح" به علت وجود لوكيشن تابستان از شهريورماه آغاز و تا اواسط مهر ماه ادامه مي يابد. در اين پروژه سينمايي به روايت زندگي و دوران كودكي حضرت امام خميني(ره) بنيانگذار جمهوري اسلامي پرداخته مي شود.در اين فيلم آتيلا پسياني، هديه تهراني و تعدادي بازيگر تئاتر حضور داشتند و در بخش دوم جمشيد هاشم پور نيز به اين جمع اضافه خواهد شد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- نقد كتاب "حالا نام ديگري دارم" سروده ساغر شفيعي در حوزه هنري
گروه هنر- در اولين جلسه نقد كتاب حوزه هنري مركز در سال جديد مجموعه شعر"حالا نام ديگري دارم" مورد نقد و بررسي قرار مي گيرد.
در اين جلسه كه امروز از ساعت 17 الي 19 برگزار مي شود ضياءالدين ترابي و محمد رضا شالبافان مجموعه "حالا نام ديگري دارم" را به نقد خواهند نشست.
لازم به ذكر است اين سلسله جلسات دوشنبه آخر هر ماه در تالار انديشه 2 حوزه هنري مركز برگزار مي شود و ورود براي كليه علاقه مندان آزاد مي باشد.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ترديد مكلن از همكاري با پيتر جكسون
يان مكلن، هنرپيشه مجموعه فيلمهاي "ارباب حلقه ها"، نه تنها تصور نمي كرده كه اين مجموعه به موفقيت دست يابد بلكه معتقد بوده اين سه گانه به سبب كارگرداني بد با شكست سنگيني در گيشه فروش همراه مي شود.
به گزارش مهر، مكلن در اولين روز فيلمبرداري ترديدش را پيرامون توانايي پيتر جكسون در مقام كارگردان و تيم همراهش اعلام كرد.
هنرپيشه 66 ساله سينما كه در اين مجموعه نقش گاندولف را بازي كرد در اين باره مي گويد: من تصور مي كردم اين فيلم پرخرجترين اثري است كه در نيوزيلند ساخته مي شود. با اين وجود به توانايي كارگردان اعتقادي نداشتم چرا كه فيلمنامه درست يك روز پيش از فيلمبرداري نوشته مي شد.مكلن در ادامه صحبتهايش مي افزايد: به هنگام فيلمبرداري فيلم اول همه چيز خيلي معمولي به نظر مي رسيد، اما در زمان فيلمبرداري فيلم دوم ترديدم بيشتر شد و اين ترديد تا جايي پيش رفت كه احساس مي كردم فيلم سوم از نظر ارزش اصلاً وجود ندارد. احساس مي كردم اين پروژه براي كارگرداني كردن بسيار عظيم است.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------------- همزمان با بزرگداشت فردوسي ؛اجراي اپراي عروسكي "رستم و سهراب" در مشهد
اپراي عروسكي "رستم و سهراب" با طراحي و كارگرداني بهروزغريب پورهمزمان با بزرگداشت فردوسي، درمشهد اجرا مي شود.
اين نمايش از 25 ارديبهشت ماه به مدت يك هفته روي صحنه خواهد رفت. غريب پورگفت: صحبت اجراي اين نمايش در توس و در جوار آرامگاه فردوسي مطرح شده است،اما ابتدا بايد از محلي كه براي ما در نظرگرفته شده است، بازديد كنم اگرمناسب بود در توس و در غير اين صورت، نمايش را در مشهد اجرا خواهيم كرد. بهروز غريب پور، اين روزها سرگرم مقدمات اجراي نمايش " خدا در آلتونا حرف مي زند" است كه قرار است تابستان امسال در تالار اصلي تئاتر شهر اجرا شود.وي پيش از اين قصد داشت نمايش " كلبه عموتم" را اجرا كند كه به دليل نياز اين پروژه به بودجه بالا، اجراي آن را به زمان ديگري موكول كرد.
معاونت امور سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، تعامل نهادهاي مختلف و وجود عزم ملي براي تقويت ناوگان نمايشي را موجب ارتقاي توليد و نمايش در صنعت فيلم كشور عنوان كرد.
مهندس "محمد رضا جعفري جلوه" در گفتگو با ايسنا افزود: اقتصاد سينما به بالا بودن تقاضا، به عنوان يكي از عوامل مؤثر براي سينماي ملي بستگي دارد.
معاونت امور سينمايي پيش از اين در اعلام اهداف و برنامه ها بر وجود طرحهاي بسياري براي ارتقا و تقويت ظرفيت نمايشي و همچنين صيانت از وضع موجود سينماهاي كشور تأكيد داشته و در اين راستا اقداماتي را با مؤسسه سينماشهر به مرحله بررسي و اجرا گذارده است. محمد رضا جعفري جلوه همچنين يادآور شد: فضا و امكانات نمايش وارتقاي سطح تجهيزات و بهينه سازي سالنها بايد در قالب كمك به اقتصاد و فرهنگ اين عرصه صورت گيرد.
گفتني است طي روزهاي گذشته اخبار خوشايندي در زمينه آغاز به كار چند سالن سينمايي جديد در كشور و افتتاح آن توسط معاونت امور سينمايي منتشر شد و خبر بازسازي سينما آزادي نيز مي تواند در ادامه اين روند، اميدواريهاي بيشتري به افزايش ظرفيتهاي نمايشي سينماي ايران ايجاد نمايد.