تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
حوادث
هنری
ضربان
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-12-25
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 4دی ماه 1385

[ فرهنگی ]
 * حديث مهر
 * دكتر علي منتظري در گفت وگو با قدس:پژوهشهاي دانشگاهي نيازهاي جامعه را گم كرده اند!
 * دكتر اعواني:مسيح(ع)؛ نمونه حكمت الهي
 * نگاهي به رابطه علم و مذهب؛آنچه هست، آنچه بايد باشد
 * يك نويسنده لبناني:
همزماني ميلادمسيح(ع) و عيد سعيد قربان گفتگوهاي ديني را افزايش مي دهد
 * از سوي معاونت بين الملل بعثه مقام معظم رهبري ؛
همايش يك روزه «تقريب و رسول اعظم(ص) محور وحدت اسلامي» برگزار شد
 * معاون پژوهش و فناوري وزارت علوم: سال 86، فصل جهش پژوهشي كشور
 * مسؤول دبيرخانه كتاب سال حوزه:
هشتمين همايش كتاب سال حوزه سوم اسفندماه برگزار مي شود
 * دانشگاه مفيد برگزار مي كند؛چهارمين همايش بين المللي «حقوق بشر دين»

حديث مهر

 

الناس كأسنان المشط، سواء

مردم همانند دندانه هاي شانه با هم برابرند.
رسول ا...(ص)
من لا يحضره الفقيه / ج 4/ ص 379

  


دكتر علي منتظري در گفت وگو با قدس:پژوهشهاي دانشگاهي نيازهاي جامعه را گم كرده اند!

 

* زهرا دلپذير
يكي از ابزارهاي مهم پيشرفت و توسعه فرهنگي در همه كشورها، انجام فعاليتهاي پژوهشي و تحقيقاتي است. تحقيق و پژوهش به اندازه اي اهميت دارد كه شاخصهاي پژوهشي به عنوان عناصري مهم و تعيين كننده براي ميزان رشد، عقب افتادگي و يا دسته بندي



كشورهاي مختلف دنيا از نظر ميزان توسعه يافتگي مطرح هستند كه از جمله اين شاخصها مي توان به نسبت تعداد پژوهشگر، به يك نفر جمعيت، درصد هزينه تحقيقاتي نسبت به درآمد ناخالص ملي، نسبت تعداد استاد به دانشجو و سهم هر كشور در ارايه مقاله هاي علمي اشاره كرد؛ اما بررسي پژوهشهاي انجام شده در كشور بدون در نظر گرفتن وضعيت موجود، بررسي شاخصهاي فعلي و ترسيم دقيق و درست وضعيت پژوهش در كشور، امكان پذير نيست. در حال حاضر، اعتبارات تحقيقاتي در كشور حدود 5% درصد از درآمد ناخالص ملي است در حالي كه طبق برنامه سوم توسعه، اين رقم بايد حدود 1 درصد باشد و اين در حالي است كه اين رقم در كشورهاي پيشرفته دنيا از 2 درصد بالاتر است.
در مصاحبه پيش رو، دكتر علي منتظري به جايگاه و مفهوم توسعه فرهنگي و ارتباط تنگاتنگ آن با ميزان فعاليتهاي پژوهشي در كشور پرداخته است.
*آقاي دكتر، اگر مايل باشيد بحث را با بررسي مفهوم توسعه فرهنگي آغاز كنيم...




** تعبير «توسعه فرهنگي» يك عنوان قرن بيستمي است، اما مفهومي كه اين تعبير در خود جا داده، مفهوم تازه اي نيست. اگر از منظر سيره و روش رهبران ديني خود بنگريم، مي بينيم تمام آن چه اين بزرگواران براي «رشد» انسانها در برنامه زندگي پيروان خود گنجانده اند، عناصر و شاخصهايي است كه شكل ساده و معمول آن را توسعه فرهنگي مي گويند.
بر اين مبنا، مي توان توسعه فرهنگي را مقوله اي ديني در فرهنگ اسلامي به شمار آورد، زيرا غايت حركتهايي كه در اين فرهنگ، سطح و نوع زندگي انسانها را متأثر ساخته، رشد و رستگاري انسانها را در قالب يك زندگي سالم و نمونه جستجو مي كرده است.
تعبير «حيات طيبه» قرآن و تعابير زيبا و دل انگيزي كه در احاديث و روايات اسلامي در اين زمينه آمده و نيز تعريف و توصيف چگونگي حيات انسانها در انديشه ها و آرمانهاي امام خميني(ره)، مي تواند سلسله شواهدي بر اين مدعا باشد.
امام مي كوشيد پيروان خود و فرزندان انقلاب را متوجه كند كه عقب ماندگي و جهل فرهنگي و ناآگاهي از مواريث و سرمايه هاي فرهنگي، مانع اساسي رشد جامعه است. ايشان بارها بر اين مسأله تأكيد داشته اند كه نخبگان و انديشمندان را نسبت به حفظ اصالتهاي خود و مردم را به اهميت ويژه هويت فرهنگ خودي، آگاه سازند.
در اين زمينه امام خميني(ره) يك جا تصريح كرده اند: «آن چيزي كه وظيفه همه ما مسلمين است، وظيفه علماي اسلام است، وظيفه دانشمندان مسلمين است، وظيفه نويسندگان و گويندگان در بين طبقات مسلمين است، اين است كه هشدار بدهند به اين ممالك اسلامي كه ما خودمان فرهنگ داريم، ما خودمان فرهنگ غني داريم، فرهنگ ما طوري بوده است كه فرهنگ ما صادر شده است به خارج كه آنها گرفتند از ما».
چنانكه مشاهده مي شود، توسعه فرهنگي با همين معناي شناخته شده در دنيا و بلكه چيزي فراتر از آن، همان مسيري بوده كه فرهنگ اسلامي دنبال كرده و در انقلاب اسلامي نيز تداوم يافته است.
* شما توسعه فرهنگي را مقوله اي ديني بر مبناي فرهنگ اسلامي عنوان كرديد، اما چرا هميشه نگاه نخبگان ما براي اين گونه تعابير به غرب است؟
** روشن است كه در غرب جريان فراگيري تحت عنوان رنسانس شكل گرفت كه شاخصه هاي مهم آن فردگرايي، فهم جديد ديني و علم گرايي محسوب مي شود. اين حركت اجتماعي- فرهنگي به ورود عناصر جديدي به قاموس و منظومه فكري جوامع منجر شد و به مدد دانشگاههايي كه الگوهاي غربي داشتند، در عرصه اجتماع و سياست، مفاهيم جديدي همچون توسعه فرهنگي و امثال آن مطرح گرديد. در كشور ما نيز همين وضع حاكم بوده و دسترسي آسان به منابع ترجمه اي و كمبود منابع ديني و ضعف مطالعات مبتني بر مواريث خودي موجب شد هميشه نگاه نخبگان ما براي اين گونه تعابير به غرب باشد.
حقيقتاً اگر انقلاب اسلامي در اين سرزمين ندميده بود، چه بسا امروز نسلهاي جديد منشأ همه خوبي ها و رشد و زندگي سالم را در غرب جستجو مي كردند.
جفايي كه به منابع اصيل ديني شده اين است كه لايه هايي از جامعه نمي دانند مفاهيمي مثل حق حاكميت، آزادي، حق آزادي و برابري و حقوق بشر و شهروندي پيش از آن كه در منابع غربي باشند، در منابع ديني ما موجود است.
با همه تلاشهاي ارزنده اي كه امروز در معرفي و انتشار متون ديني و آسان سازي بهره گيري از آنها شده، نبايد پنداشت كه اين جفا امحا شده و ديگر حقايق آشكار است. بايد دانسته باشيم كه بي خبري از اين منابع هنوز ادامه دارد و رشد فرهنگ دنياگرايي، فردگرايي، تسامح و مداراي بي مبنا از جمله عوارض و آفتهايي است كه معلول همين شرايط است.
در اين عرصه (توسعه فرهنگي) هنوز كاستيهايي هست و هنوز راههاي نرفته كم نيست. كليت دولت و ملت بايد به محوريت واقعي فرهنگي و آموزش، به عنوان مهمترين ركنها ايمان داشته باشد. نظم و انضباط ريشه دار و نهادينه شده، روشها و شيوه هاي كار جمعي، قانون پذيري، فعاليت هدفمند و گسترده نهادهاي غيردولتي، عدالت عميق و تثبيت شده اقتصادي و امثال اينها از جمله موضوعاتي هستند كه جامعه ما در مسير توسعه فرهنگي مطابق مبناي متعارف آن بي كاستي و مسأله نيست.
با اين مقدمه، به طور خلاصه توسعه فرهنگي يعني تعميق و گسترش باورهاي اعتقادي، گسترش ارزشهاي الهي و در نتيجه رشد و سالم سازي جامعه از رهگذر ايمان و عمل. مطابق اين تعريف، توسعه فرهنگي مبناي ديني داشته و با شاخصها و نگرشهاي ديني سنجيده مي شود. روشن است كه تكليف جامعه ما در برابر اين تعبير با اهدافي كه انقلاب و نظام جمهوري اسلامي برگزيده است، معين مي شود.
اين است كه مي گوييم توسعه فرهنگي يعني ارتقا و اعتلاي زندگي فرهنگي در جامعه، يعني دستيابي به ارزشهاي متعالي فرهنگي، اين نگرش تا اندازه اي راه ما را از برخي جوامع ديگر كه الگوهاي بي مبنا را براي توسعه برگزيده اند، جدا مي كند. در آن جا در مقوله توسعه، فرهنگ هدف نيست؛ هدف، توسعه و شاخصهاي توسعه يعني توليد، بهره وري، بالا رفتن درآمد سرانه و رشد اقتصادي جامعه است. اما در اين رويكرد داخلي، توسعه فرهنگي، توسعه انساني و داشتن انسانهاي پويا، سرزنده، آگاه، درست كردار و ارزشگر مدنظر است.
* تاكنون به روشها و اشكال گوناگون جايگاه پژوهش در توسعه فرهنگي مورد بحث قرار گرفته و هر كس كه به هر نحو در يك نهاد علمي و دانشگاهي فعاليت مي كند، به خوبي مي داند كه شمارش مرتبه ها و مراحل توسعه فرهنگي بدون در نظر گرفتن پژوهش در همه سطوح و انواع آن ممكن نيست...
** بله، لازم است به برخي از مسايل فرهنگي مهم كه از قضا در اين مبحث كمتر مورد توجه واقع شد، اشاره كنم.
يك نكته مهم اين است كه رابطه اين دو مقوله را به غايت متعامل بدانيم. شايد مثال افراطي آن همان ماجراي مرغ و تخم مرغ باشد، زيرا اين دو سخت وابسته يكديگرند.
نكته دوم لزوم توجه به عوامل فرهنگي تضعيف كننده پژوهش و نيز عوامل تقويت كننده پژوهش در عرصه فرهنگ است. بايد دقت داشته باشيم كه كاوش دقيق در عرصه فرهنگي و اجتماعي مي تواند بسياري از عوامل رشد پژوهش به عنوان ركن اساسي توسعه فرهنگي را شناسايي كند. مجموع اين مباحث البته در يك نگاه ساختاري به فرهنگ عمومي و رسمي جامعه قابل بحث است. بي ترديد، دانايي محور كردن جامعه، هدف بزرگ توسعه فرهنگي است. اما براي تحقق اين هدف والا، عوارض و ضعفهايي هست كه بايد شمارش و شناخته شوند.
سياست زدگي و سياسي كردن فرهنگ، غيرعلمي بودن از يك سو و علم زدگي از سوي ديگر، جزميت كه مانع فرهنگ خلاق و پرورش ذهن مبتكر است، نبود انگيزه اعتلا و موفقيت طلبي، احساساتي گرايي و بهت زدگي در برابر جوامع غرب و امثال اينها از جمله مباحثي هستند كه در اين عرصه با آن مواجه هستيم.
مهمترين شاخص فرهنگي توسعه، ارائه حدود و مرزهاي فرهنگي منسجم از موقعيت و منزلت اجتماع است. اگر چنين امري محقق شود، ثمره مبادله فرهنگي هم معنا پيدا مي كند. با حفظ هويت فرهنگي، ناگزير به مبادله با فرهنگهاي ديگر در چارچوب سياست فرهنگي هستيم.
فرهنگ بايد مبتكر و خلاق و مبتني بر شناخت و دانش باشد. دانش و شناخت، ستونهاي فرهنگ هستند و اگر به تحليل بروند، تماميت ساختار سياسي و اجتماعي در معرض خطر قرار مي گيرد.
مجموع اين مباحث و تحليل و پردازش علمي و دقيق آنها كار اصلي پژوهش و پژوهشگران است. اينها اصلي ترين مسايل ما در مسير توسعه فرهنگي هستند كه پژوهش دقيق و هدفدار علمي، مي تواند در آنها به خوبي اثربخش باشد.
* وضعيت كنوني پژوهشهاي علمي و فرهنگي را در كشورمان بر اساس آمارها و شاخصهاي جهاني، چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** وضع پژوهش در ايران، مطابق آمارها و شاخصهاي جهاني، خوب و اميدبخش است. هر چند در همان شاخصها نيز تنوع و گوناگوني هست و نمي شود به يك نوع آن استناد كرد، اما در مجموع وضعيت پژوهش نامطلوب نيست،اما نبايد از ياد ببريم كه اين وضع با آنچه انتظار واقعي ما هست، فاصله دارد.
رشد چشمگير مقالات تحقيقي ارايه شده توسط پژوهشگران ايراني در عرصه هاي بين المللي بخشي از اين رشد را آشكار مي كند. كسب مقام دوم علمي در دانشگاههاي جهان اسلام كه قرار است تا سال، 1400 به اولين مقام علمي در جهان اسلام برسد، يكي ديگر از شاخصهاي اميدبخش است.
با همه اينها، نبايد اين وضع را مطابق انتظارها و توقعات واقعي خود بدانيم. آمار رقم پژوهشگران نسبت به كل جمعيت كشور كه از شاخصهاي مهم توسعه علمي به شمار مي آيد، يكي از آن مواردي است كه قدري ما را نگران اين وضع كند.
همچنين مقايسه سهم تحقيقات از توليد ناخالص ملي در ايران كه هنوز به دهم درصد محاسبه مي شود، يكي از مشكلات است.
مسأله رنج آور شايد اين باشد كه اين وضع مطابق ديدگاه مسؤولان نظام هم نيست، اما وجود دارد.
رهبر معظم انقلاب اسلامي بارها در اين زمينه تذكر جدي داده و تأكيد كرده اند يكي از بودجه هايي كه براي كشور بسيار اساسي است، همين بودجه پژوهشي مراكز علمي و تحقيقاتي كشور است.
* شكي نيست كه پژوهش در كشور ما ارتباط تنگاتنگي با دانشگاهها و مراكز آموزش عالي دارد...
** محورهاي پژوهش را هر دانشگاه مطابق هدفها و مسيرهايي كه دارد، انتخاب مي كند. اما اجمالاً مفقوداتي هم هميشه هست. از جمله مهمترين موارد محور تطابق با نيازهاي عيني جامعه است كه با وجود تصريح در سياستها و اهداف نوشته شده دانشگاه، مشهودات عيني كمتري دارد.
البته در سالهاي اخير دانشگاهها به عرصه طرحهاي كارفرمايي توجه بيشتري نشان مي دهند كه با آن كه راه حل نهايي نيست، ولي تا ميزان قابل توجهي موجب هماهنگ شدن نيازهاي جامعه و سرفصلهاي پژوهشي دانشگاهها مي شود.
* به نظر مي رسد مهمترين وظيفه ما در جدي گرفتن اين گامها، فرهنگ سازي مؤثر فعاليتهاي پژوهشي است...
** كاملاً درست است، جامعه ما گامهاي بلندي براي نهادينه سازي دانش و پژوهش و پژوهش محوري برداشته است.
اما دانشجويان صف عظيم اين عرصه هستند كه هنوز نيروهاي خود را به درستي در اين زمينه به كار نبسته اند.
دانشگاههاي ما بايد در ايجاد موازنه آموزش و پرورش دست به تجربه هاي مؤثرتري بزنند. اين موارد، مهمترين كارهايي است كه در اين مسير بايد بدان توجه كرد. غير از اينها، شناسايي عوامل فرهنگي تضعيف كننده توسعه پژوهش و دانايي محوري و مهمتر از اينها مطالعه دقيق وضعيت كشورهاي موفق كه شباهتهاي سياسي و اجتماعي بيشتري با ما دارند نيز نبايد از ياد برود.
اين نكته را نيز اضافه مي كنم، علل و عواملي كه در اثناي پاسخ به سؤال دوم بازگو شد، تا ميزان قابل توجهي به فرهنگ سازي عميق و جهت دار خواهد انجاميد، زيرا اينكه همه وظايف را به دوش هيأت حاكم بر جامعه و دولت و حكومت را در اين عرصه عامل اصلي بدانيم، نه اين كه درست نباشد بلكه تمام مسأله نيست. بخش اعظم اين فرهنگ سازي در واقع بر دوش يكايك جمعيت علمي و دانشگاهي است كه ياريگران اصلي دولت و مديران هستند.
علاوه بر اين، بخشي از گرايشها بايد اصلاح شود، مثلاً واقع گرايي در برابر تخيلها و تفاخرهاي تاريخي. تا چه زماني مي خواهيم به گذشته هاي درخشان خود، تفاخر كنيم؟ اين به معناي نفي گذشته نيست، بلكه مقصودم اين است با توجه به گذشته هاي درخشان خود، بايد امروز را هم درخشان سازيم. ما بايد بدانيم كه توسعه فرهنگي اصولاً در مكتب انبيا و در روش امامان، اساس بوده است. طبعاً اين اساسي بودن توسعه فرهنگي گرايشهايي را از خود نشان داده كه بايد به درستي استخراج و مورد استفاده قرار گيرد.

  


دكتر اعواني:مسيح(ع)؛ نمونه حكمت الهي

 

حضرت مسيح(ع) نمونه والاي محبت الهي است. يعني عشق به خداوند و در واقع اگر كليد مسيحيت را در يك كلمه خلاصه كنيم، آن عشق الهي است.
غرض از بعثت انبيا هدايت نوع بشر است. هدايت خداوند نيز بر دو نوع است، هدايت تكويني و هدايت تشريعي و هيچ يك از اين نوع هدايت بدون ديگري ممكن نيست. چنانكه حضرت موسي(ع) در پاسخ فرعون كه از او خواست پروردگار خود را معرفي كند، گفت: پروردگار ما كسي است كه به هر چيزي، خلق شايسته آن را عطا فرموده و سپس آن را هدايت كرده است.
در اين آيه، هدايت، همان هدايت تشريعي و يا تكليفي است كه اين كار با بعثت انبيا ممكن است. البته خداوند عقل فطري را به انسانها عطا فرموده اما انسان بر اثر گرفتاري در عالم ماده و گرفتار آمدن در ظلمت اين عالم، گاهي رشته هدايت را از دست مي دهد و به سوي گمراهي و ضلالت حركت مي كند، پس براي اينكه حجت خداوند بر مخلوقات تمام شود و همه موجودات به كمال وجودي برسند، انبيا را مبعوث كرده تا غرض از خلق كه هدايت نوع بشر باشد به كمال برسد.
به يك معنا، انبيا نمودار كمال وجود و تكميل كننده نوع بشر هستند و چون از طرف خداوند مبعوث شدند؛ گويي خداوند با وجود آنها و به واسطه آنها حقيقت خود را بر خلق آشكار مي كند. بنابراين، اين تجلي بر دو نوع است. خود وجود تجلي و وحي نيز نوع ديگري از تجلي است.
در سوره بقره آمده است كه ما بين هيچ يك از فرستادگان خويش فرقي قايل نمي شويم اما در آيه ديگري مي گويد، برخي از رسل را بر ديگري برتري داديم. پيامبران از آن حيث كه فرستاده حق هستند هيچ تفاوتي ندارند اما از حيث مقام و رتبه با يكديگر فرق دارند. مقام پيامبران اولوالعزم برتر از انبياست. حضرت مسيح(ع) نيز يكي از اين پيامبران اولوالعزم است. اينان آورندگان دين و شريعت هستند.
جنبه تكويني حضرت عيسي(ع) خود كلمة ا... است. يا به تعبير قرآن، كلمه خداوند است كه به حضرت مريم القا شده است. پدر او لاهوتي بوده است. ايشان تنها پيامبري بودند كه تولد او تولد الهي است و از اين حيث به حضرت آدم شباهت بسياري دارد و با قول بي واسطه الهي تكوين يافته است. قرآن مي فرمايد مثل عيسي مثل آدم است كه او را از خاك آفريد و به او گفت باش و او هستي يافت. اين يكي از اسرار مهم آفرينش انسان است و از لحاظ حكمي نيز اهميت فراواني دارد.
حضرت عيسي(ع) پيامبر رحمت، رأفت و محبت است و مسيحيت نيز به اين نحو دين رحمت، رأفت و محبت است. چنانكه در قرآن نيز بر اين مسأله اشاره شده است. در قرآن آمده كه حضرت عيسي(ع) خطاب به خداوند مي گويد، اگر تو اينان را عذاب كني آنها بندگان تو هستند و اگر آنها را ببخشايي به درستي كه تو بخشاينده و مهرباني و در احاديث ما آمده كه حضرت رسول(ص) اين آيه را كه خطاب به حضرت عيسي(ع) است در نيمه شبها تلاوت فرموده و گريه مي كردند. اين آيه مي گويد كه هيچ كس بنده خود را عذاب نمي دهد. اين آيه بي واسطه مي خواهد بگويد كه بندگان را مورد عفو قرار دهيد.
طبق تعاليم قرآن و مسيحيت، حضرت عيسي(ع) كلمة ا... و كلام خداوند بر عيسي حكمت است. بنابراين حضرت عيسي(ع) حكمت خداوند است و با آموزه هاي قرآن هم منافات ندارد و نكته اي كه بايد به آن توجه داشت اين است كه سهم عيسي(ع) با محمد(ص) تفاوت دارد. در قرآن حضرت محمد(ص) كلام خداوند نيست بلكه آورنده كلام خداست اما در مسيحيت حضرت مسيح(ع) كلام خداست. كلام خداوند در اسلام قرآن است. در حالي كه كلام ا... در مسيح انجيل نيست بلكه خود مسيح است. در مسيحيت خود عيسي نقش قرآن و كلام خداوند را دارد. بنابراين انجيل عيسي كلام خداوند نيست يعني نقل قولي از كلام خدا و روايتي از كلام ا... است.
ملاصدرا در اين مورد تفسيري دارد. او مي گويد: اگر قرآن را با انجيل مقايسه كنيم فرق اين است كه قرآن هم كلام خدا و هم كتاب خداست اما انجيل فقط كتاب خدا و روايتي از كلام خداست. بنابراين عين كلام خدا نيست. براي اينكه كلام خدا خود مسيح است. اگر ما بپذيريم كه حضرت عيسي(ع) كلمة ا... بوده و كلمه خداوند عين حكمت الهي است، عيسي حكمت متعاليه محض است، بنابراين قول مسيحيان كه عيسي را حكمت الهي مي دانند بر حق است. منتهي از حيث تفسير ميان مسلمانان و مسيحيت اختلاف است و آنها مسيح را عين خدا و ذات خدا مي دانند اما تفسير مسيحيان متفاوت است.
حضرت عيسي(ع) نمونه زهد و پارسايي است، شايد در ميان پيامبران الهي رفتار ايشان كم نظير بوده است. حضرت عيسي(ع) نمونه اعلاي محبت الهي بودند. در مسيحيت بزرگترين فضيلت، فضيلت ايثار و تواضع است كه اصل دين بر تواضع در برابر خداوند و در برابر همنوع و هم كيش است. اين كار پادزهري براي تكبر و خودخواهي است كه در اهل ايمان ديده مي شود. در اديان الهي سه عنصر مهم وجود دارد: فضيلت و عمل صالح، محبت و معرفت. در دين مسيحيت بر محبت بسيار تأكيد شده است.

  


نگاهي به رابطه علم و مذهب؛آنچه هست، آنچه بايد باشد

 

گروه گسترده اي از مردم بر اين باورند كه تضاد غيرقابل تلفيقي ميان علم و ايمان وجود دارد. اين انديشه ابتدا در ميان افكار مترقي شكل گرفت. آنها معتقد بودند زمان آن رسيده كه ايمان روز به روز جاي خود را به علم بسپارد؛ باوري كه به خودي خود متكي به علم نباشد، خرافات است و به همين منظور بايد با آن مبارزه شود.
براساس اين تعبير، تنها كاركرد آموزش، گشودن راهي به سوي تفكر و دانستن است و در نتيجه مدرسه به عنوان نهادي با اهميت در آموزش مردم، بايد به طور خاص به اين موضوع، يعني ايمان پايان دهد.
براي هر انسان معقولي، تك بعدي بودن اين نگرش عقلگرايانه در اين حد افراطي، كاملاً قابل درك است. در تأكيد عقلگرايان افراطي بر علم، بايد اين مطلب را پذيرفت كه ايمان مي تواند به وسيله تجربه و تفكر صحيح به خوبي حمايت گردد. اما ضعف ديدگاه آنان در اين است كه ايمان اگرچه ضروري و تعيين كننده در اعمال و قضاوتهاي ما مي باشد، به تنهايي حتي با نيرومندترين روشهاي علمي يافت نمي شود، زيرا روشهاي علمي به ما چيزي فراتر از اينكه چگونه موجودات علت و معلول يكديگر مي باشند و در چه شرايطي به يكديگر مرتبط مي شوند، نمي آموزند. با اين حال، كاملاً روشن است كه علم «به آنچه هست» نمي تواند به طور مستقيم دري را به سوي علم به «آنچه بايد باشد» باز كند.
چه بسيار ممكن است انسان جامع ترين و روشن ترين علم را در زمينه «آنچه هست» به دست آورده باشد، اما قادر نباشد به واسطه اين علم مشخص سازد هدف نهايي تمايلات انساني چيست. دانش عيني، ابزار نيرومندي براي رسيدن به اهدافي خاص فراهم مي سازد، اما هدف غايي انسانها و اشتياق براي رسيدن به اين هدف بايد از منبع ديگري تأمين گردد. بنابراين، وجود ما و تلاش در زندگي، تنها با در نظر گرفتن چنين هدفي و ارزشهاي متناظر و مشابه، به دست مي آيد.
بدين ترتيب، علم حقيقت شگفت آوري است كه صلاحيت لازم را براي اينكه به مثابه يك راهنما عمل كند، ندارد؛ زيرا حتي قادر نيست دليل و ارزش تمايل انسان به سمت علم را ثابت كند. در نتيجه، ما با محدوديتهاي مفاهيم صرفاً عقلي وجودمان مواجه مي باشيم.اما نبايد چنين پنداشته شود كه تفكر آگاهانه هيچ نقشي در شكل دهي هدف و باورهاي اخلاقي ما ندارد. وقتي افراد درك كنند كه براي رسيدن به يك هدف، ابزار خاصي مورد نياز است، ابزار به خودي خود هدف مي شوند. آگاهي و علم، وابستگي و مناسبات ميان ابزار و هدفها را براي ما روشن مي سازد. اما صرف تفكر نمي تواند به ما قدرت درك هدفهاي غايي و بنيادي را بدهد. مهمترين كاركرد مذهب در زندگي اجتماعي بشر، روشن ساختن اين هدفهاي بنيادي و اهميت بخشيدن به آنها در زندگي انسانهاست.
چنانچه اين سؤال مطرح شود كه قدرت چنين هدفهايي از كجا نشأت مي گيرد، از آنجا كه نمي توان آن را تنها با استدلال عقلي اثبات كرد، مي توان چنين پاسخ داد: هدفهاي بنيادي در جوامع سالم همچون آداب و رسوم نيرومندي هستند كه بر رفتار، تمايلات، عقايد و باورهاي افراد تأثير مي گذارند. آنها در اين جوامع حاضر هستند، مانند موجوداتي كه بدون وجود هيچ ضرورتي براي اثبات وجودشان زندگي مي كنند.
هدفهاي بنيادي و ارزشهاي ناشي از آنها، نه از طريق اثباتشان، بلكه از طريق الهامشان و از طريق واسطه قرار گرفتن شخصيتهاي نيرومند در جوامع سالم وجود دارند. بدين ترتيب، تلاش انسان نبايد بر پايه اثبات اين هدفها باشد، بلكه بايد طبيعت آنها را به آساني و روشني درك كرد.
دين متعالي ترين اصول به منظور كنترل تمايلات و باورهاي ما، در شكل آداب مذهبي به ما اعطا شده است. كنترل تمايلات و اعمال، هدف بزرگي است كه با توان ضعيف انسانها، تنها مي توان در حد بسيار اندكي به آن رسيد؛ بدين معنا كه چنانچه فرد بخواهد اين هدف را خارج از چارچوب ديني اش جستجو كند و تنها در بعد صرفاً انساني به آن بنگرد، شايد آن را چنين تعريف كند: رشد سعادتمندانه و آزاد منشانه انسان چنانكه نيروي خود را با خشنودي و رضايت در خدمت نوع بشر قرار دهد.با اين تعريف، جايي براي خدايي شدن يك ملت و يا يك گروه وجود ندارد. انسان تنها موجودي است كه به او روح عطا شده و عالي ترين مقصود انسان، خدمت به نوع بشر و نه حكومت كردن بر ديگران است، در غير اين صورت او خود را به روشهاي مختلف بر ديگران تحميل مي كند.
اگر انسان توجه خود را به جوهر موجودات و نه شكل آنها معطوف كند، مي تواند اين شرايط را يك نوع موقعيت دموكراتيك بنيادي بداند. يك دموكرات واقعي در تعبير ما از اين واژه، ملت خود را به ميزان يك انسان مذهبي مي پرستد. پس آنچه در اينجا مطرح است، كاركرد آموزش و مدرسه است. مدارس بايد به جوانان كمك كنند تا با چنان روحي پرورش يابند كه اصول بنيادي بر آنان چون هوا براي تنفس باشد. تدريس علوم به تنهايي قادر نيست چنين امري را محقق سازد.
چنانچه انسان، اصول متعالي را چون چشمانش بپذيرد و آنها را با وضعيت زندگي و شرايط روحي انسانهاي اين زمان مقايسه كند، به وضوح روشن مي گردد كه بشر متمدن، موقعيت كنوني جامعه را براي خود خطر بزرگي مي بيند. در حكومتهاي خودكامه، اين حكام هستند كه درصدد نابود ساختن اين روح مردمي مي باشند. در جوامعي كه كمتر مورد تهديد اين خطر قرار گرفته اند، ملي گرايي و تعصب است كه اين ارزشمندترين سنن را از بين مي برد.
در حال حاضر، درك بزرگ بودن اين خطر، البته در ميان انسانهاي اهل تفكر، رو به گسترش است و تلاش بيشتري به منظور جستجوي ابزاري براي مقابله با اين خطر - در حوزه سياستهاي ملي و بين المللي، قانونگذاري و يا به طور كلي سازماندهي- صورت مي گيرد.
بدون شك، چنين تلاشي بسيار ضروري و مورد نياز است. با اين حال، گذشتگان بر مسايلي واقف بوده اند كه به نظر مي رسد ما آنها را به فراموشي سپرده ايم. تمامي ابزارها چنانچه در پشت آنها روح جاوداني وجود نداشته باشد، ضعيف و ناكامل مي باشند. اما اگر اشتياق براي رسيدن به هدفهاي متعالي به شكل نيرومندي در وجودمان زنده باشد، ديگر فاقد نيرو براي يافتن ابزار رسيدن به هدف و انتقال آن به اعمالمان نمي باشيم.
منبع: كتاب عقايد و نظريات آلبرت انيشتن. صص 49-41
مترجم: مرجان مصطفي پور

  


يك نويسنده لبناني:
همزماني ميلادمسيح(ع) و عيد سعيد قربان گفتگوهاي ديني را افزايش مي دهد

 

نويسنده لبناني با بيان اينكه همزماني ميلاد حضرت مسيح(ع) و عيد سعيد قربان بسيار مبارك و ميمون است، گفت: اين همزماني نه تنها به اشاعه صلح و دوستي ميان پيروان اديان الهي مي انجامد، بلكه گفتگوهاي ديني را افزايش و وحدت و انسجام ميان آنها را توسعه مي دهد.يحيي احمد الكعكي، نويسنده لبناني با اشاره نزديك شدن به ميلاد حضرت عيسي(ع) اظهار داشت: حضرت مسيح(ع) پيام آور صلح، محبت و برادري بر روي زمين بود. قرآن كريم و مسلمانان احترام خاص و جايگاه ويژه اي براي اين پيامبر الهي قايل هستند.
وي با اشاره به اينكه امسال دو عيد مقدس مسلمانان و مسيحيان يعني عيد سعيد قربان و ميلاد مسيح(ع) همزمان شده اند، گفت: مراسم اعياد ديني امسال تعاملهاي بسياري را ميان گروه هاي مختلف به وجود مي آورد و ضمن اشاعه صلح و دوستي ميان پيروان اديان آسماني، كينه و نفاق را از بين برده، به ارتباطي عميق و ريشه اي ميان مسلمانان و مسيحيان مي انجامد.
اين نويسنده لبناني با بيان اينكه مراسم ميلاد حضرت مسيح(ع) و عيد سعيد قربان در چارچوب احترام متقابل به اديان الهي برگزار خواهد شد، تصريح كرد: اين اعياد ديني بيانگر ايماني است كه در گرو وحدت و انسجام اديان الهي به وجود مي آيد و كينه توزي كينه ورزان هيچ تأثيري در آن نخواهد گذاشت.
يحيي الكعكي، همزماني اين دو مراسم را بستري براي ايجاد فرهنگ وحدت ملي و وحدت ميان اديان آسماني توصيف كرد و يادآور شد: اين همزماني به اشاعه صلح، امنيت و مكارم اخلاقي منجر و مساوات ميان انسانها را همانگونه كه اسلام و مسيحيت بر آن تأكيد كرده اند، به وجود مي آورد.
وي با اشاره به اينكه همزماني دو عيد مبارك منجر به افزايش گفتگوهاي واحد ديني، اشاعه امنيت و صلح مي شود، افزود: مسلمانان و مسيحيان به منظور ايجاد همزيستي مسالمت آميز بايد حرمت و احترام يكديگر را حفظ كنند.
نويسنده لبناني يادآور شد: دين عبادتي خالصانه براي خداوند است و عمل به آن بايد در چارچوب آموزه هاي الهي قرار گيرد كه پيامبران اسلام و مسيحيت نيز بر آن تأكيد كردند.

  


از سوي معاونت بين الملل بعثه مقام معظم رهبري ؛
همايش يك روزه «تقريب و رسول اعظم(ص) محور وحدت اسلامي» برگزار شد

 

همايش يك روزه «تقريب، رسول اعظم(ص) محور وحدت اسلامي» روز گذشته با حضور شخصيت هاي علمي جهان در بعثه مقام معظم رهبري در مكه مكرمه برگزار شد.به گزارش رسا، همايش يك روزه «تقريب، رسول اعظم(ص) محور وحدت اسلامي» در راستاي گسترش نظريه تقريب اديان و مذاهب اسلامي و راهكارهاي آن، با حضور شخصيت هاي علمي جهان در بعثه مقام معظم رهبري در مكه مكرمه برگزار شد.در اين همايش، شركت كنندگان به بررسي بحث تقريب با عناوين مختلف از جمله قرآن، سنت و اهل بيت(ع) و ترفند هاي استكبار جهاني در تخريب وحدت اسلامي پرداختند.مقاومت اسلامي، دستاورد وحدت مسلمانان، الگوها و عناوين وحدت آفرين در بين امت اسلامي و نقش وحدت در دفاع از پيامبر اكرم(ص) از ديگر محورهاي مورد بررسي در اين همايش بود.

  


معاون پژوهش و فناوري وزارت علوم: سال 86، فصل جهش پژوهشي كشور

 

وزارت علوم در بخش پژوهش و فناوري بودجه هاي سال آينده را برآورد و به دولت ارايه كرده است. بر مبناي اين پيش بيني حمايت مادي از پايان نامه هاي دانشجويي 4 برابر شده است كه در صورت تحقق بودجه، در سال آينده با جهش پژوهشي رو به رو خواهيم شد.دكتر



منصور كبگانيان در نشست مطبوعاتي گفت: وزارت علوم نظارت محتوايي بر پايان نامه هاي دانشجويي را در دستور كار خود قرار داده و از سال آينده محتواي پايان نامه ها و خروجي آنها نيز مورد توجه قرار مي گيرد.وي افزود: همچنين تعريف كلي از پايان نامه هايي كه به توليد علم و فناوري منجر مي شوند، در معاونت پژوهشي وزارت علوم انجام مي گيرد.معاون پژوهش و فناوري وزارت علوم با بيان اينكه قانون مالكيت فكري نيز در حال پيگيري در مجلس است، گفت: وزارت علوم در نظر دارد در زمينه پايان نامه ها نيز به گونه اي برنامه ريزي كند كه پايان نامه افراد از سوي استاد، دانشجو و دانشگاه قابل پيگيري باشد.وي افزود: بر اين اساس، رياست جمهوري در خصوص ايجاد بانك اطلاعات علمي كه براي تمامي دستگاه ها لازم الاجرا خواهد بود، طرحي را تصويب كرده است.معاون پژوهش و فناوري وزارت علوم گفت: همچنين وزارت علوم براي اجراي سند ملي پژوهش و فناوري، تجاري سازي، فناوري هاي نوين و تحقيقات تقاضا محور را مورد حمايت ويژه قرار مي دهد.وي با بيان اينكه در سال جاري، اختصاص رديف بودجه متمركز به تحقيقات در شوراي عالي علوم، تحقيقات و فناوري مصوب شده است، اظهار داشت: در صورت محقق شدن اين بودجه كه معادل 600 ميليارد تومان برآورده شده است، شرايط تشويق و اعطاي جوايز به نخبگان و محققان فراهم مي شود.

  


مسؤول دبيرخانه كتاب سال حوزه:
هشتمين همايش كتاب سال حوزه سوم اسفندماه برگزار مي شود

 

عليرضا زهيري، مسؤول دبيرخانه كتاب سال حوزه، از آغاز به كار برنامه هاي اجرايي همايش كتاب سال حوزه خبر داد و گفت: هشتمين همايش كتاب سال حوزه، سوم اسفندماه سال جاري، در سالن اجتماعات مدرسه عالي دارالشفاي قم برگزار خواهد شد.




وي افزود: بخش ويژه همايش كتاب سال حوزه، قدرداني از نويسندگان آثار با موضوع پيامبر اعظم(ص) است و تاكنون 25 جلد كتاب با اين موضوع به دبيرخانه ارسال شده است كه پس از بررسي در كميته هاي داوري ويژه، از اثر برگزيده قدرداني خواهد شد.
مسؤول دبيرخانه كتاب سال حوزه، با اشاره به انتشار ويژه نامه ها و خبرنامه هايي در اين باره، اظهار داشت: در ويژه نامه كتاب سال حوزه، آثار برتر همايش هاي پيشين معرفي شده و در هشتمين همايش توزيع خواهد شد. انتشار سه خبرنامه نيز در دستور كار دبيرخانه قرار دارد كه شماره نخست آن، از اواخر هفته جاري منتشر مي شود.زهيري برگزاري جلسات نقد شش كتاب  برتر حوزه را از ديگر برنامه هاي اين دبيرخانه اعلام كرد و گفت: تاكنون سه كتاب از آثار برگزيده كتاب سال حوزه، در سه جلسه و در انجمن هاي تخصصي حوزه نقد شده است.
وي بازبيني دقيق كتاب برتر و بررسي داوري انجام شده را از اهداف برگزاري نشست  نقد آثار برگزيده خواند.

  


دانشگاه مفيد برگزار مي كند؛چهارمين همايش بين المللي «حقوق بشر دين»

 

چهارمين همايش بين المللي «حقوق بشر دين» به همت مركز مطالعات حقوق بشر دانشگاه مفيد، ارديبهشت سال آينده در اين دانشگاه برگزار مي شود.
به گزارش رسا، مركز مطالعات حقوق بشر دانشگاه مفيد با همكاري برنامه عمران ملل متحد و برخي نهادهاي ملي و بين المللي براي بررسي نسبت دين با بنيان ها، مفاهيم و ارزش هاي حقوق بشر، مبتني كردن حقوق بشر بر دين، چگونگي گسترش حقوق بشر به وسيله دين، همزيستي نظام بين المللي حقوق بشر با دين و ديگر موضوع ها، چهارمين همايش بين المللي حقوق بشر را 26 و 27 ارديبهشت سال 1386برگزار مي كند.
اين همايش در چهار محور «دين و مباني حقوق بشر»، «حقوق بشر و همزيستي اديان و صلح جهاني»، «حقوق مرتبط با دين در نظام بين المللي حقوق بشر و اديان» و «دين و اجراي حقوق بشر» به سه زبان فارسي، عربي و انگليسي برگزار مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com