|
* حسين پورحسين اشاره: آنان كه بتازگي براي ديدار از نمايشگاه عكس سري به خانه هنرمندان زده اند، حتماً در طبقه دوم اين خانه با ديدن پيكره اي از استاد انتظامي سعي كرده اند تا عكسي را به يادگار با او بگيرند. بازار عكاسي گرم گرم است و تلفنهاي همراه هم كار عكاسي را

آسانتر كرده.استاد انتظامي با لباسي مشكي و پيراهني سفيد و موهاي مرتب ثابت و استوار ايستاده است و هيچ گونه اعتراضي هم به اين همه فلاشي كه روي صورتش زده مي شود، نمي كند. اكنون فرصتي دست داده تا با هنرمندي كه اين چنين اثري را خلق كرده است، گفتگويي داشته باشيم.حميد كنگراني با رويي گشاده با من به اتاق مديريت خانه هنرمندان مي آيد. جواني متواضع، كم حرف و بي ادعا كه به رغم هنري كه عرضه مي كند، هنوز خود را شاگرد مي داند، هر چند كه كارهاي او از بسياري كارهاي مثلاً هنري ديگران، جلوه بيشتري دارد! * آقاي كنگراني! كار مجسمه سازي را از كي شروع كردي؟ ** از پنج سالگي نقاشي مي كردم و از همان سالها علاقه شديدي به مجسمه سازي داشتم و اين عشق و علاقه آن قدر ادامه پيدا كرد تا الان كه تنديسهاي بسياري را براي شخصيتهاي مختلف ساخته ام كه آخرين آن تنديس استاد عزت ا... انتظامي است. * بسياري از تنديسهايي كه در جاهاي مختلف ديده مي شود، پس از چندي آن جلوه روزهاي اول را ندارد و ماندگار نيست. علت را در چه مي بينيد؟ ** آن گونه مجسمه ها مومي هستند و با مواد بيوشيمي كار مي شوند و به مرور زمان از بين مي روند يا فرسوده شده و بر اثر تغيير دما ترك مي خورند. * موادي كه شما كار مي كنيد، از چه تركيبي ساخته مي شود؟ ** مجسمه اي را كه از استاد انتظامي ديديد، از پوليمرهاي تركيبي است كه خواص بهتري دارد و من از موادي استفاده مي كنم كه با گذشت بيش از صد سال تغيير شكل پيدا نمي كند و بهترين مواد براي ساخت آثار ماندگار است كه هر چند سالي كه در موزه ها نگهداري شود، مثل همان روز اول به نظر مي رسد. * براي ساخت تنديس استاد انتظامي چقدر وقت صرف شد و چه هزينه اي در بر داشت؟ ** هزينه موادي كه مصرف شد دو ميليون تومان و مدت ساخت آن هم حدوداً دو ماه بود. * مي دانم كه كار نقاشي را سالهاست كه ادامه مي دهيد. از چه سالي به طور جدي به مجسمه سازي روي آورديد؟ ** من علاوه بر نقاشي پنج سالي است كه به طور جدي به دنبال مجسمه سازي هستم. از بچگي علاقه زيادي به كارهاي استاد انتظامي داشتم و شخصيت ايشان برايم دوست داشتني بود. مي خواستم تابلويي از ايشان بكشم و تقديم كنم، اما بعد به فكر افتادم تنديسي از ايشان بسازم تا اينكه سال گذشته به سراغ ايشان رفتم و با استقبالي كه نشان دادند، عاشق اخلاق نيكوي اين هنرمند شدم. تنديسي ساختم كه اين تنديس بعداً به خانه سينما اهدا شد. * چه شد كه دوباره به فكر تنديسي ديگر از استاد انتظامي افتاديد؟ ** آقاي غريب پور عكسي از آن تنديس را ديدند و از من خواستند تنديسي ديگر با فرم كاري ديگر براي خانه هنرمندان بسازم. اين تنديس قرار است بعدها به تالاري كه به نام استاد انتظامي نامگذاري خواهد شد، انتقال داده شود. * اين اثر شما آنقدر زنده به نظر مي رسد كه توجه بسياري را متوجه خود مي كند. چگونه توانستيد حالات چهره و موي استاد انتظامي را اين طور زنده طراحي كنيد؟ ** يك بار آقاي انتظامي به كارگاه آمدند و ساعتي با ايشان بودم. در آن مدت كوتاه آنقدر مجذوب حالات چهره اش شدم كه همه اش در ذهنم ساخته و پرداخته شد و با نمونه خميري كه در حال كار بودم، چهره اش را ترسيم كردم و با عكس هايي كه در اختيار داشتم كار را تمام كردم. به هيچ وجه از صورت ايشان قالب گيري نكردم؛ زيرا اگر چنين مي شد اين تنديس ديگر ارزش هنري نداشت. * با هنري كه داريد از چه سالي از نقاشي و مجسمه سازي كسب درآمد مي كرديد؟ ** شايد باور نكنيد اما من از پنجم ابتدايي نان هنرم را خورده ام. * تفاوت اين كار را با تنديسي كه در خانه سينماست، در چه مي بينيد؟ ** تفاوت در زنده تر بودن آن است، با نگاهي به آن ناخودآگاه فكر مي كنيد كه در كنار استاد ايستاده ايد. در كار اول، من آنقدر به استاد نزديك نبودم كه اين حس را به تنديس منتقل كنم، اما در اين كار به دليل ارتباط خوبي كه پس از كار اول با استاد داشتم اين حس به تنديس انتقال يافت. * شما چند تنديس ديگر هم ساخته ايد. آيا اين تنديس ها را هم با همان عشق و علاقه ساخته ايد؟ ** البته هر تنديسي به مناسبتي و با عشق و علاقه اي ساخته شده است، نظير تنديسهايي كه از استاد شهريار، شهيد رجايي، شهيد مفتح، دكتر شريعتي، شهيد بهشتي و ديگران ساخته ام. اما عشق و علاقه ام به استاد انتظامي به زماني مي رسد كه ايشان در ميان ما هستند و ان شاء ا... سالهاي سال ايشان را همچنان شاداب و در خدمت به هنر ببينيم. * تنديسي از حضرت امام خميني(ره) هم در موزه عبرت ايران زمين نصب شده است، آيا اين تنديس هم كار شماست؟ ** بله من افتخار ساخت آن را هم داشته ام. * با اين همه، نمايشگاه عكس و مجسمه اي از شما را به ياد نمي آورم؟ ** حق با شماست. دوستان خيلي اصرار دارند كه چرا نمايشگاه بر پا نمي كني و گالري داران هم تقاضا كرده اند، اما شما مي دانيد كه برگزاري نمايشگاه مي تواند به راحتي انجام شود، ولي آنچه براي من مهم است اين است كه هنرمند اگر هنري داشته باشد بايد جوابگوي خواسته هنردوستان باشد و من هنوز به آنجا نرسيده ام كه به اين كار اقدام كنم. شما بايد به جايي برسيد كه بگوييد حالا در حدي هستم كه اينجا ايستاده ام و جوابگوي اهل فن و منتقدان باشيد. آن وقت توقع بالا مي رود. اگر روزي حس كنم كه جرأت اين كار را دارم شايد من هم به خواسته افرادي كه به من محبت دارند فكر كنم. من هنوز خودم را شاگرد مي دانم. استاد فرشچيان، علي اكبر صنعتي، كمال الملك و كساني ديگر كه نمونه استادي و اخلاق هستند، مي توانند راهنمايم باشند و من همين كه خود را در اين راه يك هنرجو بدانم، كافي است و افتخار مي كنم، اما بايد بيشتر كار كنم تا به حد و اندازه اي برسم كه توان جوابگويي را داشته باشم. * آيا تاكنون از شما تقدير هم شده؟ ** همين كه كارهايي كه نام بردم را به من سفارش دادند وهزينه اش را تأمين كردند، راضي هستم. البته حمايت معنوي هم مي شود و حمايت مالي هم انتظارش را ندارم و كسي هم تا الان در اين خصوص به سراغم نيامده. * و حرف آخر... ** از بهروز غريب پور متشكرم كه فرصتي را فراهم كرد تا تنديسي ديگر از استاد انتظامي بسازم. تنديسي كه مي شود اشك را در چشمانش به تماشا نشست. همچنين خاطره زنده ياد مهندس سليمي مديرعامل موزه سينما كه سفارش تنديسي از زنده ياد علي حاتمي كارگردان صاحب سبك سينماي ايران را به من داد كه متأسفانه زماني شاهد پرده برداري از اين تنديس هستيم كه او در ميان ما نيست. * و آخرين كار شما چه تنديسي است؟ ** آخرين كاري كه از آن پرده برداري شد؛ تنديس زنده ياد علي حاتمي بود كه در موزه سينما نگهداري مي شود و من اين تنديس را به احترام هنر او در كارگرداني فيلمهاي بيادماندني تاريخ سينماي ايران و با عشق و علاقه اي كه به آثار او داشتم، ساختم و اميدوارم كه اين اثر، شايسته نام علي حاتمي باشد. |