تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
رسانه ها
اجتماعی
اقتصادی
ورزشی
هنری
حوادث
سوسه
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-12-27
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 6دی ماه 1385


پشت پرده ؛ موجود محترم خيالي

 

مجيد تربت زاده
نه اين كه فكر كنين من خرافاتي هستم. باور كنين همين يه سال پيش بود كه شايعه شد، آخرشبا «ازما بهترون» و موجودات خيالي تو تحريريه و ايضاَ جاهاي ديگه ساختمون رفت و آمد مي كنن. خلاصه مدتي هر چي جابه جا مي شد، هر كس يه چند روز مريض مي شد و سركار حاضر نمي شد و هر چي كه گم مي شد، مي افتاد گردن موجودات خيالي كه طبق مشاهدات همكاران داراي سم، شاخ، چشمهاي قرمز و غيره بودن... نخندين... منم اون موقع مي گفتم: بابا توي قرن 21 از اين حرفا نزنين. ولي كو گوش شنوا. الانم يه مدتيه كه يه موجود خيالي «شيرخور» توي تحريريه پيدا شده!
ماجرا از اين قراره كه سهميه روزانه شير يارانه اي داريم. اما از وقتي طرح انگيزشي اجرا شده، اغلب همكارا اونقدر مشغول تأليف، تهيه گزارش، مصاحبه، مطالعه و... هستن كه خوردن شير رو مي ذارن واسه پايان ساعت كار. يعني بعد از يه روز خسته كننده، كه همه هر كدوم چندين كيلو كاغذ سياه كردن و فسفر مغزشون رو پاي گزارش و مصاحبه و تأليف سوزوندن و از دست دادن، وقتي ميرن سر يخچال تا يه ليوان شير بخورن، مي بينن اون موجود «شيرخور» اومده و به شكل عجيبي محتويات پاكت شيررو خورده!
جالب اين كه طبق مشاهدات شاهدها، اغلب هيچ سوراخ و منفذي هم روي پاكت وجود نداره، اما شيري هم داخلش وجود نداره!
خلاصه اين مسأله كه بيشتر آدمو ياد برنامه «سينما و ماوراء» ميندازه باعث شده همكارا روي پاكتهاي شير كاغذهايي بچسبونن كه روي اونا چيزاي مختلفي از قبيل ورد، شعار تبليغاتي، پند، نصيحت فرهنگي و... نوشته شده. شايد اون موجود رحم كند يا بترسد و سهميه شير رو نخوره. من چند نمونه از اين «شيرنوشته»ها رو براتون نقل مي كنم:
l سرويس اجتماعي: موجود ناشناس گرامي !نخوردن سهميه شير نشانه شخصيت ناشناس اجتماعي شماست.
l سرويس حوادث: اي موجود انسان نماي بي معرفت !جون مادرت اين شير رو نخور!
l سرويس فرهنگي: موجودات ماورالطبيعه گرامي !بياييد با نخوردن سهميه شير يارانه اي انسانها بر غناي فرهنگي خويش بيفزاييم و در توليد فرهنگ ماورايي نقش مؤثر داشته باشيم.
l سرويس سياسي: بدين وسيله خوردن شير يارانه اي را توسط موجودات خيالي و ايادي آنها، بدون اخذ مجوز قانوني از وزارت كشور محكوم مي كنيم.
l سرويس سوسه: بر پدر و مادر هر موجود خيالي... كه اين شير را بخورد!
l صفحه ضربان: اين شير آلوده به ويروس ايدز فضايي، هپاتيت A، B،C،....X،Z و Y است. در ضمن وجود باكتري «فولاسيوس مونتي گرانا» كه باعث التهاب در جزاير پانكراس معده موجودات ماورايي مي شود، در آن تأييد شده است.
l سرويس ادب و هنر: مرام و ادب را به خاطر بسپار. شير كه خوردني نيست موجود بي مرام!
l سرويس اقتصاد: اين شير بد است. تلخ و سمي است. لطفاَ آن را نخوريد.
l سرويس در حوالي امروز: اين شير، شير «تراريخته» است، يعني دستكاري ژنتيكي شده. سلولهاي آن از نوع بنيادي است كه از بندناف گوسفند مرحوم شبيه سازي شده گرفته شده است. خلاصه از ما گفتن، اگر خورديد، ممكن است فردا جنازه شما را براي تحقيقات بنيادي به اتاق تشريح مؤسسه رويان ببرند.
l سرويس شهري: اين يك بسته آب آلوده مربوط به شركت آب و فاضلاب است كه در آن مقداري شير هم مشاهده شده است!
l سرويس خطه: (اينا چون خيلي زرنگ هستن واسه گول زدن موجودات خيالي اغلب پاكت شيرو مي پيچن لاي يه تيكه كاغذ كادو و روش درشت مي نويسن «چي توز طلايي»!
l ويراستاري: (كلمه شيررو خط مي زنن و به جاش مي نويسن «سيگار» براي سلامتي موجودات خيالي زيان آور است.
l سرويس ترجمه: خوردن سهميه شير انسانها، حركت در راستاي اهداف صهيونيزم، ليبراليزم و تروريزم است. شما موجود خيالي مزدور كه اين شير را مي خوري چه بسا فردا با القاعده بروي و برجهاي تجارت جهاني را منفجر كني! برو از رابين هود ياد بگير كه چقدر به فكر حقوق انسانها و دموكراسي بود، اي بدبخت!
...خلاصه اين جوري شد كه ما هم تصميم گرفتيم يه پيام يا شعاري واسه ترسوندن موجودات خيالي بنويسيم. بعد از كلي فكر كردن نوشتيم: «موجود خيالي گرامي، بالاغيرتاَ اين شير را نخور». شب كه رفتيم ديديم پاكت شيرمان سرجايش است و رويش نوشته شده «مرد حسابي، سوژه واسه پشت پرده نداري، چرا مهمل مي بافي؟
كدوم موجود خيالي؟ كدوم شيرخوره؟ خجالت بكش!

  


گفتگوي سيب زميني و پياز

 

حضرت سيب زميني به پياز
گفت يك روز به صد عشوه و ناز
بس كه خواندند مرا بي غيرت
مردم بي هنر شايعه ساز
از خدا خواسته دولت، ما را
كرد قرباني برنامه آز
طرح تبعيد مرا چيد، عبث
از وطن رانده شدم تا قفقاز
من هم از روي تعصب روزي
دادم ابناي خودم را آواز
دانه دانه همه را كرده بسيج
كيسه كيسه همه گشتند انباز
آمدم بر سر غيرت، از لج
دور برداشتم از عمد به تاز
از نشيب گذر ارزاني
قيمت خويش رساندم به فراز
در فراقم ضعفا گر سوزند
عينهو مشعل شومينه و گاز
نزنم شيرجه در خندق آب
گو دهن را نكند ديزي باز
جز به تزيين خورش تن ندهم
داخل ديس پر از جوجه و غاز
آشنا در همه جا خوارم كرد
دوره ما شده بيگانه نواز
ايها المردم مفلس! باي باي
و خداحافظتان اهل نياز
رو سياهم كه شدم روگردان
گنه اش گردن دولتمردان

پاسخ پياز

در جواب سخن سيب، پياز
سر تكان داده و گفت: اي همراز
من هم اين راه بسي پيمودم
كرده ام خدمت سلطان چو اياز
گفتم: اي مردم دارا «هلو»
كردم از بام فقيران پرواز
يافتم مرتبه اي بس والا
سفر خارجه ام گشت مجاز
ز آسيا سوي اروپا رفتم
صدر بازار نمودم احراز
بر سر خوان اهالي كويت
داشتم بنده حضوري ممتاز
اشتهاي همه از من وا شد
وندرين رابطه كردم اعجاز
همه جا سير و سياحت كردم
مصر و سوريه و لبنان و حجاز
عاقبت با همه تشريفات
خسته برگشتم از اين راه دراز
روي هم داخل انبار وطن
پوست انداخته پوسيدم باز
«اين قدر ناز نكن، عشوه نيا»
با كم و بيش و بد و خوب بساز
كم كم از چشم و دهن مي افتي
كه به تو ناز كند خاك انداز
همه «سر» گشته و ما سرگردان
گنه اش گردن دولتمردان

* محمود ياوري زاوه

(نه اشتباه نكنيد. ايشان پسوند فاميل شان زاده نيست، همان زاوه است كه نام شهري در تربت حيدريه محل تولد ايشان است)

  


پاسخ به نامه ها ؛ گاوصندوق سه شاخه

 

با عرض سلام خدمت برادران و خواهران ايماني و ايراني، قبل از آغاز پاسخگويي به نامه ها، درباره تصويب تحريمها عليه ايران و نگراني خوانندگان معزز از توقف كار جريده جليله قدس به خاطر استفاده از كاغذهاي اعلاي خارجي! اين را بگويم كه پس از تفحص و مداقه اي كه از سوي ما متفطنانه صورت گرفت، مشخص شد كه اين جريده تماماً از كاغذ داخلي استفاده كرده و اعمال اين تحريم ها هيچ گونه خللي در كار ايجاد نخواهد كرد، ان شاء ا... امروز بندهقدرت ا... مريض كول آبادي- به همراهي همكارم- دكتر صادق خوشگل مرام- طبق شماره هاي ماضي در خدمت پاسخگويي به عزيزان ناراضي هستيم. ان شاء ا... كه مفيد فايده افتد.

مرتضي آخرتي:
« و اما بعد،
گوشها شنيد و چشمها ديد كه حدود دو دهه قبل! آقاي رئيس و رئيس هاي آقا، همگي در اقدامي يكپارچه و با اَقدامي يكپاچه بنا را بر ساختماني گذاشتند با ساختِ ماني (money ) و با قيچي مخصوص افتتاح، ناف اين نوزاد را بريدند و ((صندوق مهر)) ش ناميدند.
بنابراين با توجه به اين كه ما جماعت در يكي دو دهه گذشته! به شدت پول دوست و پول پرست و پولدار و خلاصه پولكي شده ايم و طبق روال نقد معاصر كه معمولاً در پايان يك يا دو دهه صورت مي گيرد و هم اين كه از آغاز به كار صندوق مذكور- تقريباً و تحقيقاً- دو دهه گذشته است، بر آن شديم تا نقداً بپردازيم به نقد و حسابرسي آن. اما مخبران خبره و خبرگان مخبر خبر آوردند كه تمام نقد هاي وارده ممكن به اين صندوق قبلاً وارد شده و اكنون زمان خروج نقدهاست!خلاصه نشد تا نقدي وارد كنيم.
لهذا فعلاً تنها به معرفي آن مي پردازيم.
اين صندوق سه گاوصندوق بزرگ در خود دارد كه هنوز معلوم نشده كه آيا اين صندوق آن سه گاوصندوق را مي كشد(هر جا كه خاطرخواه اوست) يا اين گاوصندوقها آن صندوق را مي كشند و مي برند.
چيزي كه معلوم است، اين صندوق در مجموع يك گاوصندوق سه شاخ است؛ شاخ اول ازدواج، شاخ دوم اشتغال و شاخ سوم مسكن. سه شاخ شخم زننده وجود خاكي ما و احياناً شما.
 لكن فعلاً  فقط يكي از گاوصندوقها با كليد ازدواج باز شده (كه عشق آسان نمود اول) و گويا كليدي بر گاوصندوق اشتغال و كار ،كارگر نيامده و هنوز كارش راه نيو فتاده (باشد كه از آن ميانه يكي كارگر شود).
گاوصندوق مسكن هم كه انگاري دردسر زيادي دارد و قرص مسكن اش هم وجود خارجي (!) دارد. فعلاً درش را تابانده و دردش را خوابانده اند! ( خانه از پاي بست ويران است).
با اين وصف، فعلاً صندوق مهر به صندوق مهري{ه تبديل شده! مبارك است تحقق بخشي از سياست مهرورزي البته با حمايت مهر ارزي!
ذوق شعري مي گويد:
گفت صندوق مهر صندوقي است
كه در آن پول و مول بسيار است
كاري و خانه اي و ياري نيست
لكن اين كارخانه يار است»
- قدرت: آقاي آخرتي! به آخرت خود فكر كنيد! گريبان وجدان خود را بگيريد و اينقدر به پر و پاي دولت مهرورزي نپيچيد. هنگامي كه آفتاب عالم تاب حقيقت رخ نمود، با بدنامي جاودان و ملامت وجدان چه خواهيد كرد؟! برادرانه شما را تذكار مي دهم كه دست از اين غيظ غليظ و خصومت خشن و كينه كهنه برداريد! فكر مي كنيد ما نمي دانيم از چه افرادي چه وجوهي گرفته ايد تا به دولت مهرورز و عدالت پيشه ضربه بزنيد؟
- صادق: آقاي كول آبادي! برادر من! اين قدر تند نرويد! پس فضاي نقد سالم كه از ركنهاي ركين جامعه مدني است چه مي شود؟ آيا به شعار«نقد دلسوزانه و پاسخ مهرورزانه» اعتقادي نداريد؟ ايا دولت را فوق چون چرا مي شماريد؟
قدري به خود بياييد!
- قدرت: آقاي خوشگل مرام! اتفاقاً بنده به فرهنگ نقد تعلق خاطر زيادي دارم. اما به شرطي كه فرهنگش نهادينه شود. در نقد تماماً بايد تجليل كرد نه تحليل! چرا كه نقد يعني: «نگفتن قلط(غلط!) ديگران!» شهدا... كه اگر اين فرهنگ براي منتقدان نهادينه شود، ما هم با روي گشاده از آنها استقبال خواهيم كرد. تخريب دولت در شرايطي كه به تمام وعده هاي انتخاباتي جامه عمل پوشانيده، چه معنايي دارد؟ انتشار رايحه همين نقدهاي نامسؤولانه بود كه در فضاي انتخابات پيچيد و شامه خرد را آزرد و منجر به شكست يكي از رايحه هاي مطبوع شركت كننده شد! و اعتلافهاي بي رايحه رأي آوردند!
- صادق: در هر صورت فرار از پاسخگويي كار قبيحي است كه موجب طعن و لعن مي شود !آقاجان(دام ظله الذليل) شما را بر اين منصب برگزيد تا پاسخ دهيد نه اين كه فحاشي كنيد!
- قدرت: اتفاقا بنده بيت زير را شخصاً از دهان مبارك آن رفته جانشين ناپذير شنيدم:
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است:
با دوستان مروت، با دشمنان خصومت!
بنده شخصاً به اين شعر پايبندانه عمل خواهم كرد و به ياوه گويان مهلت نخواهم داد! ضمناً بيش از اين مجال اطناب سخن نيست! پس زياده عرضي نيست جز التماس دعاي خير در مظان استجابت نسبت به حقير.
قدرت مريض كول آبادي به انضمام افاضات صادق خوشگل مرام

  


دستور العمل جامع انتخاباتي

 

اگر نوك مدادتان شكسته است، اگر توپتان توي خونه همسايه افتاده، اگر توي صف نانوايي به شما نان نرسيده است، اگر فردا امتحان داريد و لاي كتاب را هم باز نكرديد، اگر از صبح كه بيدار شديد پهلويتان چاييده است، اگر از الان به دنبال بليت قطار نوروزي رفته ايد و گفته اند كه تمام شده، خوشحال باشيد! چون شما يك فرد ايده آل و واجد تمام شرايط براي شركت در انتخابات هستيد! پس زنبيل ميوه و سبزي را بدهيد من برايتان نگه دارم و شما برويد براي انتخابات ثبت نام كنيد! شيوه هاي تبليغاتي ما صددرصد تضميني است! صندوق رأي خود را به ما بسپاريد! اسم شما را بيرون مي آوريم! به نكات زير براي رأي جمع كردن توجه كنيد:
* اعتماد به نفس داشته باشيد! هر چه مي توانيد بيشتر قول بدهيد! هر چه مي توانيد بيشتر پوستر چاپ كنيد! بيشتر ميهماني بدهيد! آهان! راستي تا يادم نرفته... يه وقت در مناظره شركت نكنيدها! عاقبت خوشي ندارد!
* اگر تاكنون شوهر مناسبي براي خود گير نياورده ايد حتماَ از اين فرصت براي نشان دادن كمالات و جمالات خود استفاده كنيد! خانمهاي محترم كه خودشان بهتر مي دانند براي اين كه بيشتر ترشيده نشوند، بايد چطوري عكس چاپ كنند! براي آقايان هم استفاده از يك شاخه گل قرمز حتماَ توصيه مي شود!
* از وبلاگ نويسي براي تنوير و تشويش اذهان استفاده كنيد، مثلاَ در وبلاگتان عكس هواداران خودتان را كه ظاهر تگزاسي دارند بيندازند و بگوييد اينها هواداران رقيب هستند! در اين مورد خاص مي توانيد كمي پياز داغش را اضافه كنيد. يه سري عكسهاي ديگر هم بيندازيد! اين جوري وبلاگتان فيلتر مي شود و آمار محبوبيتتان به دهها و چه بسا صدها برابر افزايش پيدا مي كند!
* اين روش براي اشخاص خيلي خاص كاربرد دارد! به اين صورت كه شما در انتخابات قبلي، قبل تر، ماقبل و قبل تر از اون هم حضور فعال داشتيد و متأسفانه به دلايل نامعلومي رأي نياورده ايد، پس اين دفعه هم با تمام قوا در انتخابات شركت كنيد! چون مردم دلشان به حال شما مي سوزد و بيشتر از اين شما را ضايع نمي كنند و سرانجام بعد از سالها به شما رأي مي دهند! به راستي كه مردم ما چقدر دلسوز و بامحبت هستند!
* در ليست مورد حمايت خود، حتماَ از چهره هاي ورزشي استفاده كنيد! اگر تاكنون اين كار را نكرده ايد، براي انتخابات بعدي زودتر دست به كار شويد و با حسين رضازاده يا علي كريمي به توافق برسيد! اگر نشد عادل فردوسي پور هم خوب است! چي؟ عمراَ قبول كند؟ بگوييد من شما را فرستادم... اين طوري حتماَ قبول مي كند!
* اگر از آن دسته كانديداهايي هستيد كه حتي خودتان هم حاضر نيستيد به خودتان رأي بدهيد، اين روش را امتحان كنيد؛ چند ساعت مانده به انتخابات اعلام انصراف كنيد! اين طوري آمار محبوبيتتان چند برابر مي شود و مردم قدرشناس ما حتماَ به پاس اين اقدام فداكارانه به شما رأي خواهند داد!
* اگر از گروههاي ناراضي و هميشه معترض هستيد، بايد تمام قواي خود را براي روز رأي گيري و پس از آن متمركز كنيد !هنوز رأي گيري شروع نشده با رسانه هاي خودي و خصوصاً بيگانه مصاحبه كنيد و بگوييد مداركي داريد كه نشان مي دهد در انتخابات تخلفات گسترده اي صورت گرفته است! چي؟ اگه تخلفي صورت نگرفته بود چه كار كنيد؟ خوب شما باز هم بگوييد تخلف شده! اگر تخلف نشده بود كه شما حتماَ رأي مي آورديد! مگه نه؟!
* بگوييد كه: «وقتش رسيده مردم نظر خودشان را بدهند، اين انتخابات يك رفراندوم عليه فلاني است، مردم بايد به هواداران طيف ما رأي بدهند.» اگر بعد از اين جار و جنجالي كه به راه انداختيد باز هم ضايع شديد و رأي نياورديد، نگران نباشيد؛ برويد نفر اولي را كه رأي آورده انتخاب كنيد و با افتخار بگوييد كه ايشان كانديداي ما بوده! حالا با اين گروني تخم مرغ و سيب زميني كي يادش هست كه كانديداي شما كي بوده!
غرغر
و

  


حباب روي آب

 

عاشق رنگ سياه بود و سرانجام روزگار همه را سياه كرد.
در اوج قدرت بود، ولي گاهي به حباب فكر مي كرد.
درخت سايه اش را به كسي نفروخت. باران هم از كسي آب بها نگرفت.
مردم براي نديدنش عينك آفتابي مي زدند؛ خورشيد تصميم گرفت ديگر طلوع نكند.
مثل يك برده كار مي كرد، چون مي خواست آزاد باشد.
خروس دانا از مرغ نوك مدادي خوشش آمد.
وقتي خبر دهان به دهان مي چرخد، حتماَ بو مي گيرد، چون خيليها مسواك نزده اند.
وقتي گفت: تا آخر دنيا باهاتم، تازه فهميدم كه دنيا دو روزه يعني چي؟
حال نداشت حمام برود، قرص چرك خشك كن مي خورد!
بهار خسته دلان پاييز است.

سهراب گل هاشم

  


ختم به خير شود

 

در بلاد مختلفه مملكت من، آذر آبادگان الي خراسان و از گيلان الي هرمزگان، برودت هوا به غايت جانسوز بوده، خلايق را در سرماي فصل لرزه بر اندام افتاد. منقول است جمعي كه هياكل فربه داشته آذوقه زيادت در اجسام خويش داشته و در خواب زمستاني رفته. كمثله سنجاب و خرس و الحيوانات العجيبه. من جمله حبيب ا... خان كه وزني معادل 250من داشته و دغدغه اي من باب مباحث ماليه ندارند، از اول آذرماه در زير كرسي موروثي فرو رفته، لبو و چغندر و اشكنه اصفهاني و چاي لبدوز و جانسوز تناول مي فرمايند و از قرار معلوم اين خواب و عيش زمستاني الي الاول سنة آلاتي ادامه خواهد داشت.
خواجگان حرم راپورت آورده اند در اين ايام كه جماعت رعايا را قرار خروج از منازل نبوده در بلاد غربت عيد بوده و كريسمس نام داشته. منقول است جملگي رعاياي ممالك فوق در چنين ايام درختان كاج به زيور آلات آراسته، كت و كلاه پشمي مي پوشند و هبه مي دهند و هديه مي آورند و جشن و آيين و مراسم دارند. لذا آن چنان كه پيداست جمع گرمي دارند در اين ايام سرد. يادمان آمد كه تا چندي پيش در همين مملكت خودمان يك فقره فيلم پويانمايي پروداكت شده اي از مملكت فرنگ را در تلويزيون دولتي منتشر مي كردند، در حوزه آداب همين عيد كريسمس.
در پويانمايي مذكور يك فقره مرغابي يا اردك يا غازي بود «اسكروچ» نام كه در خست و ناخن خشكي لنگه اش در هفت مملكت دنيا پيدا نمي شد. او در فقره مذكور به غايت ظلم روا داشته به عمله و اكره فقير و بيچاره رحم نكرده، خيرات ننموده، بوقلمون تناول نفرموده بود. لهذا يك عدد غول بي شاخ و دمي بر وي نزول اجلال يافته، ايشان را به جهنم بلابرده عبرت كرده دست از خساست كشيده. اسباب و ملزومات رفاه از براي رعايا فراهم كرده، خيرات نموده.
الغرض كه اين قسم پروگرام در چنين ايام كار ساز واقع شده، جماعت از اسكروچ كه يك مرغابي بيش نبوده عبرت گرفته سرلوحه افعال خويشتن قرار داده، در افكار و اعمال از ازنات شيطان و معاندان همراه ايشان تمرد جسته صراط مستقيم پيشه كرده، الحمدلله رب العالمين.

* مخبر السلطنه

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com