|
* قاسم بابايي قطعنامه ضد ايراني شوراي امنيت درحالي صادر شد كه ملت مسلمان ايران طي 27سال گذشته تحت شديدترين تحريمها قرار داشته است و به رغم اين تحريمها توانست به بالاترين فناوريهاي روز جهان چون انرژي هسته اي دست يابد و آن را بومي كند. ايران به عنوان

اولين كشور به لحاظ توليدات علمي در ميان كشورهاي جهان اسلام مطرح شده و نيز دهمين كشور از نظر توليد مقالات علمي است. انقلاب اسلامي ايران با پشتوانه مردم هميشه در صحنه توانسته است بدون اتكا به هيچ كشوري همچنان راه استقلال و خودكفايي خود را طي كند. اكنون كه قطعنامه ضد ايراني شوراي امنيت عليه كشورمان صادر شده است، بهتر است به اوضاع گذشته اقتصادي چين نظري بيندازيم تا بدانيم كه مي شود هم تحريم شد و هم با قدرت از تمام تواناييهاي خود بهره برد. رشد بي وقفه اقتصادي چين كه علت اصلي آن نيروي كار ارزان و توليد سرسام آور محصولات تجاري با قيمت پايين است، آمريكا را به وحشت انداخته و حتي آنان را در تئوري اصلي خود؛ يعني تجارت آزاد دچار ترديد كرده است. جهش سريع چين به عنوان يكي از بازيگران عمده اقتصادي جهان باعث ترديد در تمايل آمريكا براي ادامه تجارت آزاد شده است. آمريكا حدود 60سال است كه بناي خود را براساس تجارت آزاد قرار داده و از آن به عنوان اهرمي براي پيشرفت در داخل و خارج استفاده كرده است. تجارت جهان به نسبت اقتصاد آمريكا در 40سال گذشته سه برابر شده و هم اكنون تلاشهايي براي گسترش قوانين تجارت آزاد در سطح جهان وجود دارد.

سياستهاي آمريكا نشان مي دهد كه تجارت آزاد براي همه كشورهاي دخيل در آن، مفيد و سودآور بوده است. اما جهش خيره كننده چين باعث ايجاد ترس شده، ترس از اينكه كشورهاي درحال توسعه به رهبري چين و هند، بازارهاي جهاني را در زمينه شغلهايي با فناوري بالا و مهارت پايين و بازار آزاد كار در اختيار بگيرند. چين در حال حاضر بزرگترين صادر كننده قطعات الكترونيكي است. ممكن است چين بزودي با فناوري كه براي به دست گرفتن اقتصاد جهان كافي است، گوي سبقت را از همه كشورها بربايد. براي اطمينان بايد توجه كرد كه كشورهاي كوچك سالهاست كه از آمريكا شكايت دارند و آيا چين واقعاً مي تواند جانشين آمريكا شود؟ كشور چين با حدود 3/1ميليارد نفر جمعيت حدود 700ميليون نيروي كار دارد. آمريكا در سال گذشته در مجموع 147ميليون نفر نيروي كار داشت. اما اين تعداد نيرو با توجه به استفاده آمريكا از فناوري پيشرفته بسيار مؤثرترند. چين از سال 1978 شروع به معرفي نيروهاي بازاري خود به اقتصاد كرد و از آن زمان، اقتصاد چين هرساله حدود 4/9 درصد رشد داشته است. به گونه اي كه توليد ناخالص ملي از 147ميليارد دلار در سال 1978 به 6/1تريليون دلار در سال 2006 رسيده است. حال آنكه توليد ناخالص ملي آمريكا 75/11تريليون دلار بوده است. نشانها و دلايل ديگري از رشد چين، احداث مترو در 84 شهر اين كشور است. حدود يك دهه است كه اين سؤال مطرح شده كه آيا چين (با بازار اقتصادي سوسياليست با توجه به قانون اساسي خود) مي تواند يك شريك تجاري استراتژيك باشد يا هنوز يك جوجه رقيب است؟

شارلين يانتفسكي، نماينده تجاري آمريكا از سال 1996 تا 2000 به اين مسأله اعتقاد دارد كه چين با گرفتن فناوري از ديگر كشورهاي پيشرفته و نوآوريهاي خود، تأثيرعمده اي بر دنيا گذاشته است. به طوري كه تاكنون، سابقه نداشته است هيچ كشوري به اين سرعت و وسعت بتواند جريان تجارت و سرمايه گذاري را در جهان تغيير دهد. ند فيشرمن، نيز بتازگي در كتابش به نام «اتحاديه چين» مي گويد: اين كشور به زودي در دو صحنه، آمريكا را شكست خواهد داد. ابتدا توليد با دستمزد كم و دوم فناوري بالا كه با پيچيدگيهاي غرب برابري مي كند. در اواخر سال گذشته نيز «پل ساموئلسون» برنده جايزه نوبل اقتصادي و از حاميان تجارت آزاد پيش بيني كرد اقتصاد رو به رشد چين اين پرسش را براي آمريكا پيش مي آورد كه آيا تجارت آزاد براي آمريكا يك بازي برنده - برنده است يا نه؟ او براين باور است كه تجارت آزاد، باعث رشد اقتصادي آمريكا پس از جنگ جهاني دوم بوده، اما رقابت از سوي خارجيان، كاهش دستمزدها در مشاغل غيرمهارتي را درپي داشته است و بتدريج چين و هند، خود را جايگزين مشاغل مهارتي آمريكا كردند. بدين ترتيب براي اينكه آمريكا بتواند با آنها رقابت كند، نيازمند كاهش دوباره دستمزدها بود. حتي مصرف كنندگان آمريكايي مي توانستند با قيمت كمتر از اين، كالاهاي چيني را تهيه كنند.برخي كارشناسان براين باورند كه تجارت چين از طريق قوانين منظم و با هدف ساخت قدرت بين المللي اين كشور، وضعيت اقتصادي خود را بهبود مي بخشد. كلايد پرسنوونيز از كلايد پرسنوونيز ازمقامات عالي رتبه سابق دولت ريگان مي گويد: چين درحال ايجاد يك اقتصاد مبتني بر كارشناسي است. اين روش آينده سياستهاي بازرگاني اروپا در قرن 17است. زماني كه حكومتهاي پادشاهي سعي در كاهش واردات و افزايش صادرات مي كردند و هدايت سرسختانه اي در اقتصاد داخلي براي افزايش درآمد ملي و قدرت در سطح رقابتي داشتند. سال گذشته كسري تجاري آمريكا نسبت به چين 162ميليارد دلار بود.چين بزرگترين وارد كننده استيل، آهن، قلع و بسياري از كالاهاي خام است كه از اين كالاها براي ايجاد يك اقتصاد كارشناسي با ارزش استفاده مي كند تا مازاد سرمايه هاي خود را وارد چرخه اقتصاد جهاني نمايد. چين همچنين بزرگترين صادر كننده محصولات الكترونيكي و تكنولوژيكي اطلاعاتي است. اين كشور در سال 2005 حدود 142ميليارد دلار از فروش چنين محصولاتي درآمد كسب كرد كه اين ميزان با 39ميليارد دلار در سال99 قابل مقايسه نيست. اين درحالي است كه آمريكا در اين مدت بشدت درحال قرض كردن از چين براي تقويت بدهي هاي ملي خود بوده، به صورتي كه در آوريل 2006، بانك مركزي چين حدود 330ميليارد دلار از سرمايه هاي آمريكا را مسدود كرده بود. علاوه بر اين در تلاشي از سوي 67 سناتور آمريكايي براي كاهش مازاد تجارت چين بر آمريكا آنان طرحي را براي اعمال 5/97 درصد ماليات برتمامي كالاهاي چيني ارائه كردند كه اين جنگ تجاري با چين است. * پروژه اصلاحات اقتصادي چين چگونه كليد خورد؟ دسامبر سال جاري مصادف است با دومين سالگرد مرگ رهبر اصلاحات اقتصادي چين «زائو زيانگ» را كه رهبر سابق حزب كمونيست چين نيز بود. وي از آخرين رهبران اصلاح طلب اين كشور بود كه معمار اصلاحات اقتصادي و عامل اصلي معجزه اقتصادي كنوني چين خوانده مي شود. بعد از 16سال بيماري از دنيا رفت. آخرين باري كه جهان و مردم چين، زائو زيانگ را ديدند و آخرين تصويري كه از او به ياد دارند، همان تصوير 16سال پيش اوست؛ يعني نوزدهم مي سال 1989درحالي كه بلندگوي دستي را در دست داشت و چشمانش پر از اشك شده بود. در آن زمان چند هفته اي از تجمع دانشجويان در ميدان تيان آن من، براي درخواست دموكراسي از رهبران سالخورده چيني مي گذشت. بسياري از آن دانشجويان زائو را كه دبير كل اصلاح طلب حزب كمونيست بود تنها اميدشان مي دانستند. در آن روز او پيش از طلوع آفتاب به جمع دانشجويان رسيد. دانشجويان كه چند روز از اعتصاب غذايشان مي گذشت، گمان كردند كه دولت تسليم شده است و حضور «زائو» به معناي قبول خواسته هاي آنهاست. اما پيامي كه زائو با خود آورده بود، پيام ديگري بود. او دقايقي پس از نشست با رهبران ارشد و فرماندهان نظامي بازگشته بود و وقتي نتوانسته بود آنان را از توسل به خشونت منصرف كند، به جمع دانشجويان آمد تا از آنان بخواهد به تجمع خود پايان دهند. چند هفته بعد يعني در سوم ژوئن 1989، وقتي تانكها از وسط شهر پكن به سمت تيان آن من مي رفتند، زائو در خانه اش حبس شد؛ حبسي كه تا پايان عمرش ادامه داشت. در تمام اين سالها او در خانه اي در نزديكي ميدان تيان آن من وقت خود را به مطالعه و ديدار با فرزندش مي گذراند. زائو زماني تنها اميد چين براي اصلاحات سياسي اقتصادي بود. او در 1938 به حزب كمونيست پيوست و حتي بعد از آنكه پدرش يك زمين دار بود و در اواخر دهه 1940 توسط مقامات حزب كشته شد، باز هم يك كمونيست متعهد باقي ماند. در دهه 1960، زائو به دبيركلي حزب كمونيست در استان كوانگ دونگ رسيد. در جريان انقلاب فرهنگي چين در دهه 1970، او به دليل نزديكي با دشمنان مائو از دبيركلي حزب بركنار شد. بعد از پايان آن دهه پرآشوب، زائو به دبيركلي حزب كمونيست در استان دور افتاده سينچوان منصوب شد. در آنجا بود كه دنگ شيائوپنگ او را مأمور اجراي اصلاحات اقتصادي چين كرد. او از رهبران محلي پيشرو در حمايت از بازگرداندن حق استفاده از زمين به دهقانان چيني و از طراحان اصلاحات كشاورزي بود. بعد از مدتي او به محبوبيت رسيد، اما اين محبوبيت مانند مائو يا دنگ شيائوپينگ در نتيجه تبليغات حكومتي نبود، بلكه محبوبيتي مردمي و خودجوش بود. در سيچوان دهقانان شعاري براي زائو مي سرودند با اين مضمون كه: اگر مي خواهيد غذايي براي خوردن داشته باشيد، زائو رهبري است كه به شما كمك مي كند. در سال 1980 «دنك» او را به نخست وزيري منصوب كرد و هفت سال بعد نيز دبيركل حزب شد.بعد از حمله نظاميان براي سركوب تجمع دانشجويان در ميدان تيان آن من صدها نفر كشته شدند. دولت چين در گزارشي زائو را مسؤول اين ناآرامي ها اعلام كرد و دوران انزواي كامل او آغاز شد. اگرچه اصلاحات سياسي مورد نظر او كاري از پيش نبرد، اما اصلاحات اقتصادي اش در دهه 1980 زمينه را براي بازشدن اقتصاد چين هموار كرد. ميراث اصلاحات اقتصادي زائو را همه جا در چين مي توان ديد. اما برنامه او براي تغييرات، بسيار گسترده تر از اين بود. او در سخنراني در كميته مركزي حزب در سال 1987پيشنهاد كرد كه كنترل حزب كمونيست بر دولت محدود شود. همه چيني ها به ياددارند كه دو سال بعد از آن يعني طي سالهاي 1987 تا 1989 بارزترين دوران تاريخ چين مدرن بوده است. طي 20ماه دبيركلي او در حزب كمونيست، زائو فرهنگي را ايجاد كرد كه براساس آن كميته مركزي يا «پوليت بورو» از دخالت در دادگاهها و كنترل ادبيات و هنر خودداري مي كرد. اصلاحات مورد نظر او به گفته نزديكانش، در حقيقت ايجاد نوعي اقتدارگرايي نوين را درپي داشت. او معتقد بود كه يك رهبر مركزي قدرتمند براي ساختن اقتصاد مبتني بر بازار و هدايت آرام چين به سمت دوران گذار دموكراتيك مورد نياز است. زائو هيچ گاه به جرمي متهم نشد. اما حكومت چين او را به دليل تلاش براي ايجاد اختلاف و جدايي در حزب مستحق مجازاتي دانست كه 16 سال اجازه نداد حتي يك چيني به غير از اعضاي خانواده و نزديكانش با او ديدار كند. اما آنچه كه از مجموع حوادث و تحولات چين پس از حادثه ميدان تيان آن من مورد تأييد و درس آموز است؛ اين است كه به رغم تمام تحريمهاي اقتصادي و انزواي سياسي و شايعات ضد حقوق بشري اين كشور كه با تمام تبليغات و بسيج امكانات جبهه امپرياليسم غرب به سركردگي آمريكا به كار گرفته شد، سرانجام بيل كلينتون رئيس جمهور آمريكا در يك اقدام غيرمترقبه هواپيمايي مملو از كارتلها و تراستها و صاحبان صنايع آمريكا را به سوي پكن فرستاد تا پس از ورود به چين، مذاكرات سريع و فشرده را درخصوص روابط اقتصادي آغاز كنند. چين با تمام توان و با بهره برداري بهينه از تمامي امكانات توانست به عنوان غول بزرگ اقتصادي جهان امروز مطرح شود و اقتصاد آمريكا و غرب را به چالش بكشد. |