تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
پیامبر اعظم
حوادث
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2006-12-30
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 9دی ماه 1385


بحر در سبو

 

لبيك...

قال رسول ا...(ص): «مَعاشِر الناسِ ، حُجُوا البَيتَ بِكمالِ الدينِ وَالتَفَقه وَ لا تَنْصَرِفُوا عَن المَشاهِدِ اِلا بِتَوْبَةٍ وَ اِقْلاع»

رسول خدا(ص) فرمودند: «اي مردم ، خانه خدا را با بصيرت و دينداري كامل زيارت كنيد و از آن مكان ها جز با توبه و رها شدن از گناه باز نگرديد.»

(الحج و العمرة في القرآن و الحديث ، 257/718 )

***
نقل است چون حضرت ابراهيم(ع) كعبه را بنا نهاد، خداوند او را وحي كرد كه مردم را به حج ندا بده.
ابراهيم(ع) ندا داد: «آگاه باشيد !پروردگارتان خانه اي برگزيده و شما را فرمان داده است كه آن را زيارت كنيد.»
پس هر چيزي كه نداي او را شنيد، از سنگ و تپه و خاك پاسخ داد: «لبيك اللهم لبيك»
كافي، ج 4، ص 409

  


در گفتگو با آيةا... ابوالقاسم خزعلي بررسي شد؛
پيامبر اعظم(ص) و دستاوردهاي فرهنگي-تبليغي حج

 

حامد گيلاني
اشاره:
حج، فريضه الهي و يادگار برترين فرستاده خداوند، حضرت محمد(ص)، در ساختار و حركت جامعه توحيدي، جايگاه خاصي دارد. اين



فريضه از اهم اركان اسلام به شمار مي رود و با منظومه عبادات مسلمانان پيوند خاصي دارد. مجموعه عبادات دين اسلام كه از نماز و روزه آغاز مي شود، با وجود اين  كه ويژگيهاي مشترك دارند، هر كدام از آنها از ويژگيهاي فردي برخوردارند، اما حج در عين حال كه جزيي از يك نظام كلي عبادات است، منطق، قواعد و وظايف مخصوص به خود را دارد.
حج، اجتماع عظيم پيروان توحيد در منزل و محل نزول اولين نشانه ها و آثار دين توحيد و وحدانيت است. حج تسليم در برابر حي لايزال و دست شستن از تعلقاتي دنيوي و جدا شدن از حجاب راه و بينش واقعي انسان است.
رجوع به دستاوردهاي مسلمانان و غيرمسلمانان از مسير حج چه در زمان رسول اعظم(ص) و چه در دوران ائمه معصومين(ع)، آشكار مي سازد كه حج علاوه بر نقش تبليغي و تربيتي، از ابعاد متعدد اجتماعي برخوردار است و اين مراسم در اشكال مختلف آن، انديشه كلي و يا اصول كلي در آن گرد آمده است كه تمامي مصالح ساختمان جامعه توحيدي از قبيل اعتقادات، فقه، اقتصاد، سياست، هنر و مقررات فردي و اجتماعي زندگي را سامان دهي مي كند.
حج يك نظام تكامل يافته است كه انديشه اي تكامل يافته و مستقل بر آن حكومت مي كند و نقطه آغاز و رسيدن به «فطرت انساني» را تشكيل مي دهد.
علاوه بر اين، موسم حج بهترين و طلايي ترين فرصتها براي شناساندن ابهت و عظمت اسلام و اعلام بيزاري از دشمنان فطرت انساني و طرفداران زور و زر و تزوير است.
همزمان با فرا رسيدن ايام پر بركت حج ابراهيمي و براي بررسي و تبيين بيشتر مسأله حج و نقش تبليغي و تربيتي آن در سيره و روش پيامبر(ص)، گفتگويي را با آيةا... ابوالقاسم خزعلي، عضو مجلس خبرگان رهبري و عضو جامعه مدرسين حوزه  علميه  قم انجام داده ايم.
آيةا... خزعلي در اين گفتگو علاوه بر تبيين زواياي برجسته اين فريضه الهي، جايگاه حج را در حدي توصيف مي كند كه خداوند موضوع اتمام نعمت و اكمال دين خود را كه همان انتصاب ولايت اميرمؤمنان است، در واقعه اي چون حج بيان كرده است.
وي معتقد است، اقتضاي تدبير و رحمت خداوند چنين است كه موضوع جانشيني رسولش را كه در واقع استمرار دين جاودانه اسلام بود، از طريق حج به مردم اعلام شود.

*بررسي دستاوردهاي فرهنگي پيامبر(ص) در صدر اسلام، نشان مي دهد كه آن حضرت از ظرفيت عظيم حج، براي اعتلاي دين خدا بهره هاي فراواني برده اند. بازكاوي اين حقيقت، به تبيين مفاهيم اصيل حج، آن هم از نگاه پيامبر(ص) نياز دارد. تحليل شما در اين باره چيست؟
**در تعريف حج از ديدگاه پيامبر(ص)، هيچ مفهوم و بياني رساتر از معناي قرآني حج نيست. دستور خداوند اين است كه به موازات پيروي از قرآن، بايد از رسول خدا(ص) نيز تبعيت كرد. در بخشهايي از قرآن از جمله در آيه 101 سوره آل عمران، خداوند خطاب به مردم مي فرمايد: «چگونه كافر مي شويد با اين كه قرآن و پيغمبر در ميان شما هستند؟» اين تعبير پروردگار مبني بر همطراز بودن قرآن و پيامبر(ص)، مفاهيم ارزشمندي را در خود نهفته دارد. معناي سخن اين است كه رسول ا...(ص)، قرآن عملي است و تمام كارهاي ايشان جز بر اساس عمل به آيات قرآني معنا نمي شود.
به عبارت ديگر، مي توان چنين گفت كه تمام برنامه هاي آن حضرت، به تصوير كشيدن قرآن در چشمهاي مردم بود. يعني با ديدن رفتارهاي پيامبر(ص) از طريق چشم و يا مطالعه تاريخي آن رفتارها، مي توان به عمق معاني و هدفهاي قرآن دست يافت.
حال با اين رويكرد اگر از حج رسول خدا(ص) و ديدگاههاي آن بزرگوار نسبت به اين مقوله سخن مي گوييم، در حقيقت از دستورات عملي قرآن درباره حج سخن گفته ايم؛ دستوراتي كه به دقت و زيبايي، مورد اجرا و تأكيد ايشان قرار داشت. قرآن مي گويد مردم بايد همه ساله براي فريضه حج و انجام مناسك آن حركت كنند. كساني كه به بلوغ مي رسند، چنانچه از تمكن مالي برخوردارند، حج بر آنها واجب است. رفتن به حج از ديدگاه پيامبر(ص) و قرآن به اين معناست كه مردم بايد از عادتهاي محلي و قبيله اي خارج شوند و يكي بودن را تمرين كنند. افتخارات و همه آن فضيلتهاي ظاهري را كه از راه قوميت گرايي و مليت در اذهانشان رسوخ يافته، از خود دور كنند. همه بدانند كه مسلمانند و اين موضوع يعني بايد تسليم حضرت حق باشند.
حج تنها موقعيتي است كه در آن، برترين فرد جامعه، با پايين ترين آنها فرقي ندارد. در حج، خليفه و رعيت، فقير و غني، سياه و سفيد همه يكسانند و با يك لباس و اصول واحد و به دور از هرگونه تفاخر حركت مي كنند. همه موارد اختلافي در آن كنار گذاشته مي شود و جز به خدا و ارزشهاي الهي فكر نمي شود. اين فضا و وضعيتي است كه تا به امروز هم در هيچ كجاي دنيا موفق به ايجاد آن نشده اند، ولي رسول خدا(ص) اين كار را به درستي محقق فرمود و از بركات عملي آن براي اعتلاي آيين الهي خود استفاده نمود.
*حج در طول تاريخ، به عنوان بستري براي اجتماع مسلمانان و اعلان قدرت و صلابت اسلام مطرح بوده است. رسول خدا(ص)، چگونه از اين فرصت گرانبها براي عظمت اسلام و گسترش پيام الهي خود استفاده كرد؟
**اين كار جز در سايه انسجام و يكدلي مسلمانان تحت اجراي اوامر پيامبر(ص) محقق نشد.
همانطور كه گفتم، حج همه ساله تصاوير بسيار زيبا و فضايي از اتحاد اسلامي و انسجام ملل مسلمان را در برابر جهانيان به وجود مي آورد كه در هيچ كجاي دنيا به اين شكل، قابل تحقق نيست. حال در نظر بگيريد كه رسول ا...(ص) چنين فضايي را در صدر اسلام، آن هم در مقابل ديدگان مشركان و كافران پديد آورد و قدرت بزرگ مسلمانان را به رخ كفار و دشمنان دين كشيد. همين كه مشركان، پيامبر(ص) و پيروانش را در اين حال مي ديدند، رعب و عجزشان دوچندان مي شد و اغلب اظهار ايمان مي كردند.
كاروان عظيم حج رسول ا...(ص)، هيمنه اي به وجود مي آورد كه حتي سران مخالف نيز- حداقل به زبان- ايمان مي آوردند و كارشكنيهايي را كه در سر داشتند، به حداقل مي رسيد و يا از ميان مي رفت. اين نشاني از عظمت اسلام بود كه حتي آناني كه اهل كينه و بددلي بودند نيز توان اظهار و يا انجام آن را نداشتند؛ عظمتي كه بخش وسيعي از آن، ارمغان اتحاد و انسجام نهفته در حج بود.
امروزه نيز اگر به درستي بنگريم، همين مزيت در حج وجود دارد كه بايد از آن بهره گرفت. اين كه هر سال از همه كشورها با هر نژاد و زبان و رنگ، در آيين حج گردهم مي آيند، در حقيقت يك بار ديگر عظمت اسلام را به رخ جهانيان مي كشند. ذكر «لبيك اللهم لبيك» در آيين حج ابراهيمي، به معناي آن است كه جز به خدا، به كسي نمي انديشيم و جز از ذات اقدسش، از كسي واهمه نداريم. پس مي توان اين  گونه گفت كه رسول خدا(ص) با ايجاد ظرفيت عظيمي چون حج، زمينه را براي اعلام صلابت اسلام و ايجاد همدلي و وفاق بين مسلمانان، تا قيام قيامت فراهم نمود.
*با توجه به جايگاه رفيع تبليغ در اسلام، چه پيشنهادهايي براي استفاده بهتر از ظرفيتهاي تبليغي حج وجود دارد؟
**بهترين راهكار و پيشنهاد، نگاه به سيره پيامبر(ص) در حج و مطالعه رفتارهايي است كه آن بزرگوار در آيين ارزشمند حج، از خود بر جاي نهادند.
براي مثال، وقتي رسول خدا(ص)، در حجةالوداع و در روز غدير مردم را به دور هم جمع كرد، با برشمردن برخي از ارزشها و بركاتي كه اسلام براي آنها داشته، خطاب به آنان فرمود: «آيا من شما را با حقايق و احكام الهي آشنا نساختم؟» مردم يكپارچه گفتند: آري يا رسول ا...(ص). فرمود: «آيا شما متفرق نبوديد كه اسلام شما را به دور هم جمع كرد؟ آيا آلوده به گناه نبوديد كه اسلام شما را از آلودگيها رهانيد؟ آيا اسير بتها و ساير زنجيرهاي جاهلي نبوديد كه اسلام شما را از اين اسارت آزاد كرد؟» مردم همگي در جواب گفتند: آري اي پيامبر خدا.
پيامبر(ص) با برشمردن بسياري ويژگيها و آثار مثبت اسلام در زندگي مردم آن عصر و با ذكر فضايلي كه در سايه متابعت از اين آيين آسماني نصيبشان شده بود، خطاب به 120 هزار نفري كه در آن حج باشكوه حضور داشتند، فرمود: «شما حاضران به غايبان برسانيد و هر پدري به فرزند خود تا روز قيامت برساند كه دستور اسلام چنين است و چنين ارمغانهايي براي بشريت به همراه دارد.»
حضرت با اين سخن، تبليغ حقايق دين و توجه به شعاير آن را بخصوص در ايام حج، بر گردن همه مردم تا روز قيامت قرار داد. اين كه رسول خدا(ص) در سخنان خود از عبارت «الي يوم القيامه» استفاده كرده اند، در واقع تأكيدي بر اين مطلب است كه بايد حقايق و ويژگيهاي دينتان را تا قيامت، نسل به نسل و سينه به سينه به آيندگان و به همه بشريت منتقل سازيد. اين سخن ظريف پيامبر(ص) از شكوهمندي تبليغ و جايگاه آن در انديشه هاي نوراني آن حضرت حكايت داشت؛ جايگاهي كه اهميت آن در كنگره عظيم حج دوچندان مي شود.
بنابراين اگر مي خواهيم از ظرفيت ممتاز حج براي معرفي و اعتلاي اسلام بهره بگيريد، شايسته است كه با مطالعه سيره رسول خدا(ص) در اين زمينه، گامهايتان را در جهتي قرار دهيد كه مورد تأكيد و يا اشاره آن حضرت قرار داشته است.
*اگر اسلام، ملاك برتري و فضيلت را جز به تقوا نمي داند، حج نيز تنها مكان براي اجرا و تبلور اين واقعيت قرآني است. بين اين دو موضوع، چه تناسبي برقرار مي كنيد؟
**در اين زمينه، تناسب كاملاً روشني به چشم مي خورد. از بين رفتن تفاخر و فضيلت طلبي امري است كه تحقق كامل آن را مي توان در حج ديد. حج، تنها وضعيتي است كه سياه و سفيد، فقير و غني، رئيس و مرئوس، همه و همه در يك جايگاه و موقعيت قرار مي گيرند و جز تقوا، مزيت ديگري بر يكديگر ندارند.
مزيت اصلي حج در اين است كه انسان را متوجه خدا مي كند و انجام كارها را جز براي رضايت حضرت حق نمي خواهد. وقتي كارها، خدايي شد، رنگ اخلاص به خود مي گيرد و به زيور تقوا آراسته مي شود. نتيجه اين رفتارها، آن خواهد بود كه انسان در مسير انجام كارهاي الهي خود، نه تنها از ريا به دور مي ماند، بلكه در اين راه از سرزنش ملامت گران نيز واهمه ندارد. اين كه در حج، حتي اغنيا نيز تمرين مي كنند خود را در رديف سايران قرار دهند، براي اين معناست كه همگان بايد افتخار را حتي براي كارهاي خوبي چون انفاق كردن نيز به كنار نهاده و اعمالشان را جز براي خدا قرار ندهند.
حج واقعي بايد قابليت آن را داشته باشد كه انسان را متوجه به مبدأ آفرينش ساخته و زندگي او را بر مدار خالق هستي قرار دهد. يقيناً چنين انساني، هيچ گاه خود را برتر از سايران نمي داند، زيرا در مكتب ارزشمند حج، درس تواضع و اخلاص را فراگرفته است. معني «لبيك اللهم لبيك» چيزي غير از اين سخن نيست.
*و اين زمينه اي براي اخوت و برادري مسلمانان است. موضوعي كه مورد تأكيد اسلام نيز هست...
**نه فقط برادري بين مسلمانان، بلكه حتي بالاتر از آن. در جريان حديبيه، قرار بود مسلمانان به حج مشرف شوند. كفار مكه از ورود آنان به مكه ممانعت كردند و حال پس از يكي دو سال، مسلمانان قدرت يافته و مكه را فتح نموده اند. دستورات الهي اسلام آنقدر توأم با رأفت و مهرباني است كه در اينجا خطاب به مسلمانان كه قرار است وارد مكه شوند، تأكيد مي كند كه مبادا از آن كه مانع ورود شما به مكه شدند، كينه بر دل راه دهيد و به آن تعدي كنيد.
در پايان آيه سخن زيباتري به چشم مي خورد: «اعدلوا هو اقرب للتقوي»، يعني اگر آنان در حق شما بد كرده اند، مبادا كه بدي آنها شما را از حق و عدالت دور سازد. وقتي دستور اسلام اين است كه در حق دشمن چنين كنيد، تكليف رفتار با دوستان واضح است؛ تكليفي كه يكي از رهاوردهاي حج نبوي است؛ حجي توأم با گذشت و رأفت حتي در حق دشمنان.
نمونه اين رأفت ديني، در نامه علي(ع) به مالك اشتر نيز ديده مي شود. حضرت خطاب به مالك هنگام عزيمت براي استانداري مصر نوشت: «بين مردم عدالت برقرار كن و به آنها محبت داشته باش. مردم، يا برادر ديني تو هستند و يا نظير تو هستند در انسانيت.
*برائت از مشركان، به عنوان يكي از يادگارهاي ارزشمند پيامبر اعظم(ص) در ايام حج شناخته مي شود. با نگاه به جايگاه تبرا در اسلام، چه اهدافي را براي اين حركت رسول ا...(ص) ذكر مي كنيد؟
**در اين زمينه، بحثهاي مفصلي وجود دارد. اولاً بايد توجه داشت كه مقصود از برائت، فقط برائت از مشركان نيست، بلكه به طور مطلق، برائت از همه بدكاران را شامل مي شود. در اسلام، دو ركن اساسي به نامهاي «برائت» و «ولايت» وجود دارد. اگر وابستگي قلبي به بديها و بدكاران وجود داشته باشد، نمي توان به ولايتمداري افراد، ايمان داشت. در نماز و در تسبيحات اربعه، اول «سبحان ا...» مي گوييم و آنگاه «الحمدلله» را بر زبان جاري مي سازيم. سبحان ا... يعني كه خداوند از هر ظلم و جوري مبرا و منزه است. پس ما چندين مرتبه در همين نمازهاي روزانه خود، اول از نسبت ظلم و جور به حق تعالي اعلام برائت مي كنيم و آنگاه نعمتهاي بي پايان خداوند را سپاس مي گوييم.
اين موضوع از واقعيتهاي قرآني و به ويژه از ترتيب نزول سوره ها نيز قابل استنباط و استخراج است. براي مثال، سوره «قل هو ا... احد» كه در حقيقت، شناسنامه خداوند است، بيست و دومين سوره اي است كه بر رسول خدا(ص) نازل شد، ولي سوره «قل يا ايها الكافرون» كه موضوع آن، برائت از شرك و مشركان است، سوره هجدهم در رديف سوره هاي نازل شده از سوي خداست؛ سوره اي كه اتفاقاً در مكه يعني در زمان سلطه كفار و مشركان بر آن شهر و شدت فشار آنها، بر قلب مبارك پيامبر(ص) نازل شده است. پس آنچه مهم است، اول تبرا جستن از باطلها و تباهيها است تا زمينه براي تعبد و بندگي خالصانه فراهم شود.
برائت به اين معناست كه اول بايد بديها و پليديها را كنار زد، همچنان كه در كشاورزي نيز قبل از انجام زراعت، اول خار و خاشاك را كنار زده و آن گاه بذر مي افشانند. برائت يكي از شؤون اساسي و اصلي و بزرگ اسلام تلقي مي شود كه اتفاقاً مورد تأكيد خداوند براي انجام فريضه حج قرار دارد؛ تأكيدي كه به دقت هر چه تمام تر، توسط وجود نازنين پيامبر(ص) به مرحله اجرا درآمد.
*اين روحيه طاغوت پذيري، متأسفانه مورد توجه جدي دنياي اسلام قرار ندارد. در اين باره چه بايد كرد؟
**بايد توجه داشت كه برائت از مشركان، شرايطي دارد كه اولين و مهمترين آنها، داشتن قدرت كافي براي اين كار است. سيزده سال اول بعثت پيامبر(ص) با آن كه با حضور ايشان در مكه همراه بود و با آن كه سوره «قل يا ايها الكافرون» هم در مكه نازل شده بود، ولي موضوع اعلام برائت از مشركان، به طور جدي در دستور كار رسول ا...(ص) نبود. معلوم مي شود كه انجام اين وظيفه مهم، در مرحله اول منوط به برخورداري از قدرت كافي است.
به عبارت ديگر، كوتاهيها در زمينه برائت از مشركين، خاصه در ايام حج، ممكن است به دو دليل عمده وابسته باشد؛ يكي از دلايل، نگراني از ممنوعيت حج است. واضح است كه در اين شرايط نمي توان به خاطر عدم امكان اعلان برائت از مشركان، اصل اين فرصت حج را از دست داد. ولي در جايي كه مسلمانان چه در كشورهاي خود و چه در ايام حج، امكان بيزاري از بدكاران و ظالمان را دارند، حق كوتاهي نداشته و نبايد اين فرصت را از دست بدهند.
*در پايان اگر نكته ديگري هم هست، لطفاً بيان كنيد.
**گفتنيها درباره اهميت و جايگاه حج بسيار است، ولي مايلم براي تبيين بعد ديگري از جايگاه والاي حج، به «حجةالوداع» يعني آخرين حج پيامبر(ص) اشاره كنم.
اگر پيامبر ما، آخرين فرستاده خداست، پس رسالت او نيز «الي يوم القيامه» باقي و جاويد است. يعني اين پيامبر، نه تنها براي همه زمانها و مكانهاي بعد از خود نيز سخناني براي هدايت و اصلاح بشريت دارد، بلكه بايد براي استمرار امنيت ديني و اعتقادي مردم و جامعه نيز اقدامي انجام دهد؛ همان اقدامي كه در مراسم حجةالوداع انجام پذيرفت.
رسول ا...(ص) قرار است 70 روز ديگر از دنيا برود. نه فقط مسأله جانشين بعد از ايشان مطرح است، بلكه موضوع اساسي تر در اين مسأله، ادامه رسالت آن بزرگوار تا روز قيامت، البته در پرتو اين اقدام است. براي تحقق اين رسالت مهم، چه جايي بهتر از حج؟
در حج بود كه خداوند خطاب به رسول گراميش فرمود: «اي پيامبر !آنچه را كه از سوي خدا به تو نازل شده، به مردم ابلاغ كن كه اگر چنين نكني، رسالت الهي را به انجام نرسانده اي». با استناد به اين آيه مي توان دريافت كه جايگاه حج، آنقدر نزد خدا و رسولش بلند و گرامي است كه اعلام چنين مسأله مهمي را براي اين ايام (حج) در نظر مي گيرند. يعني خداوند مدبري كه دين پيامبر(ص) خاتمش را برترين دين خود قرار داده، اقتضاي تدبير و رحمتش اين بود كه موضوع جانشيني رسولش كه در واقع استمرار اين دين «الي يوم القيامه» بود، از طريق حج به مردم اعلام شود.
تأكيد خداوند حتي تا آنجاست كه خطاب به پيغمبر(ص) مي فرمايد: اگر اعلام نكني، رسالتت كامل نيست. با نزول اين آيه، پيامبر(ص) نگران بود كه بدخواهان و آشوبگران، جلسه ايشان را به هم بريزند، همان گونه كه در سال سوم بعثت و در موارد مشابه ديگر نيز چنين كرده بودند.
تأكيد خداوند مبني بر اين كه اين ابلاغ حتماً بايد در ايام حج انجام شود، تا آنجا بود كه در آيه ديگري خطاب به رسول ا...(ص)، وعده فرمود كه نگران نباش زيرا خداوند او را از مردم حفظ مي كند: «يعصمك من الناس».
پيامبر خدا(ص) با شنيدن اين تأكيد از سوي پروردگار، با دلي گرم و روحيه اي استوار، مردم را در غدير جمع نمود، خطبه اي خواند و براي ادامه راه اسلام و تأمين امنيت اعتقادي مردم، علي(ع) را كه به تعبير خود پيامبر(ص)، به غير از نبوت، از همه ويژگيهاي آن حضرت بهره مند بود، به مقام ولايت مسلمانان معرفي كرد. بنابراين واقعه غدير، با همه اهميتش، روشن كننده اهميت و جايگاه رفيع حج نيز به شمار مي رود.

  


يادداشت ؛ پيامبر خدا(ص) و فرصت طلايي حج

 

پيامبر خدا (ص) در سال دهم هجرت اعمال و مناسك حج را به طور كامل به مسلمانان آموخت.آيه مباركه و أَذنْ فِي النَاسِ بِالْحج يَأْتُوكَ رِجَالاً وَعَلَي كُلِ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُل فَج عَمِيقٍ... به همين مناسبت نازل شد و آن حضرت را مأمور كرد كه با به جا آوردن مراسم حج، همه اعمال و مناسك اين فريضه بزرگ الهي را به مسلمانان بياموزد.
موسم حج موقعيتي استثنايي است كه مي توان از ظرفيت بالاي آن براي رسيدن به هدفهاي متعالي ديني از آن بهره جست. پيامبر (ص) علاوه بر آنكه فريضه حج را به عنوان بزرگترين و گسترده ترين فريضه الهي به مسلمانان آموخت و براي هميشه مجد و عظمت امت اسلامي را در پرتو برپايي حج تأمين نمود، از فرصت حج كه پرشكوه ترين اجتماع ساليانه امت اسلامي به شمار مي آيد به عنوان فرصتي استثنايي و بي بديل بهره فراواني برد.آن حضرت در هر يك از سفرها افزون بر انجام اعمال و مناسك حج يا عمره، به امتش آموخت كه چگونه بايد از فرصت طلايي كه خداوند سبحان به بركت خانه خويش و تشريع حج فراهم ساخته استفاده كرد و چه سان بايد در اين مكان و در موسم حج «زندگي توحيدي» به تمرين پرداخت و پس از بازگشت به شهر و ديار خود آن را در اقصي نقاط جهان تحقق بخشيد.
در مجموع سفرهاي جمعي پيامبر (ص) به مكه مكرمه، رسول خدا (ص) استفاده شاياني از اين فرصت نمودند كه مهمترين پيام اين سفرها را مورد بررسي قرار مي دهيم:

انتشار پيام توحيد
اولين سفر پيامبر(ص) به مكه، يك سال پس از انعقاد صلح حديبيه بود.پس از عزيمت مسلمانان براي زيارت خانه خدا در سال ششم هجري و ممانعت مشركان از ورود آنان به مكه، در نهايت صلح حديبيه منعقد شد كه بر اساس آن مسلمانان مي توانستند همه ساله سه روز براي زيارت كعبه به مكه سفر كنند. در اين سفر چون نخستين سفر مسلمانان به مكه شمرده مي شد، و قبل از تشريع فريضه حج انجام مي گرفت، تقريبا همه مسلمانان حضور داشتند.از اين رو، فراتر از يك سفر فردي براي انجام عمره بود، در حقيقت كارواني تبليغي و معنوي در تاريخ اسلام به شمار رفته است.
بدين وسيله نداي توحيد و يكتاپرستي در فضاي مسجد الحرام و اطراف آن صفا و مروه پيچيد.
پيامبر در مدت كوتاه اقامت خود در مكه، حداكثر استفاده را در جهت گسترش نداي توحيد در سرزمين بت پرستي نمود، حادثه اي كه سران كفر وشرك تصورش را نمي كردند.

در هم شكستن بت ها و حاكميت اسلام
با وجود اين كه مسلمانان و مشركان در حديبيه قرار داد بسته بودند كه تا ده سال ميان آنان صلح برقرار شود اما پيمان شكني مشركان موجب شد رسول خدا (ص) با اجتماعي بزرگ و با هدف فتح مكه عازم اين شهر شود. اين سفر مهمترين و تعيين كننده ترين مقطع تاريخ حيات اسلام است.
اين سفر گرچه در موسم حج نبود و براي برگزاري موسم حج انجام نشد، اما چون برپايي فريضه واقعي حج بر فتح مكه و تطهير آن از لوث بت ها و بت پرستي ها بود، و از اين جهت كه زمينه برگزاري حج ابراهيمي محمدي(ص) را در سال هاي بعد فراهم كرد، حائز اهميت بود.آزادي خانه خدا از شرك و بت پرستي و حاكميت اسلام بر اين سرزمين هدف مهمي بود كه در اين سفر تأمين شد.
پيامبر(ص) با شكستن بت ها نشان داد كه نمي تواند «اسارت عقل و انديشه» و «وابستگي قلب و روح» انسان به خرافات را تحمل كند و به رسميت بشناسد.

پيام رحمت و رافت اسلامي در اوج قدرت
يكي از پيامهاي سفر فتح مكه، كه پيامبر(ص) با رفتار خود آن را به مسلمانان، بلكه بشريت ابلاغ كرد، پيام رحمت و رأفت اسلامي در اوج قدرت بود.برخلاف پندار قدرتمنداني كه گمان مي كردند پيامبر(ص) با فتح مكه انتقام سالها آزار و اذيت مسلمانان توسط مشركان مكه را خواهد گرفت، با شعار انتقام وارد مكه شد و مشركان را وعده انتقام و هتك حرمت مي دادند، در آن حال رفتار كريمانه آن حضرت موجب شد كه بسياري از مشركان در رفتار خود با اسلام و مسلمانان تجديد نظر كنند و به اين دين پاك بگروند.

تبيين ارزشها و ضد ارزشها
پيامبر(ص) در سفر حج با ايراد سخناني در اجتماع عظيم مردم، به تبيين ارزشها و ضد ارزشها پرداخت.
پيامبر (ص) تعصبات جاهلي را كه تا عمق جان اعراب نفوذ كرده بود و زدودن آنها به تمرين و مجاهدت نياز داشت، ملغي كرد.هنجارهاي واقعي را جايگزين ناهنجاري هاي واقعي كه خود را به عنوان ارزش هاي پذيرفته شده به جامعه تحميل كرده بودند، نمود.به تفاخرها و تعصبهايي كه جز از جهل و ناداني ناشي نمي شد، پايان داد.مناصب دروغين را كه وسيله اي براي فريب دادن حجاج و كسب درآمد براي عده اي شده بود، باطل كرد . پيامبر(ص) از اين فرصت استفاده كرد و آغاز فصل جديدي را در زندگي مسلمانان به اطلاع رساند.
استفاده ديگري كه پيامبر خدا (ص) از اجتماع مردم در موسم حج، در سال نهم هجري نمود، ابلاغ پيام برائت از مشركان بود. شايد ابلاغ چنين پيامي جز در اجتماع باشكوه مسلمانان در سرزمين منا كه نشاني از مجد و عظمت اسلامي است، امكان پذير نبود.تعيين مهلت براي مشركاني كه با مسلمانان پيمان داشتند و نيز اعلان برائت از مشركان و اتمام حجت با ايشان از سوي پيامبر(ص) در موقعيتي مساعد امكان پذير بود و اجتماع عظيم حج مي توانست بهترين فرصت براي ابلاغ اين پيام باشد.
اعلان اين پيام به مشركان در سرزميني كه مردم از شهرها و بلاد مختلف اجتماع كرده اند و طبعا اين پيام را به شهر و ديار خود مي برند، كيان مشركان را به شدت تهديد مي كرد. در اجتماع گسترده مردم در سرزمين منا ابلاغ كرد تا هم مسلمانان از خط مشي «حكومت اسلامي» در مواجهه با مشركان آگاه شوند و هم مشركان را راه گريزي نباشد؛ زيرا به صورت علني به اطلاع همه رسيده است.
علاوه بر اين موارد پيامبر(ص) در حجة الوداع كه پرشكوهترين اجتماع مسلمانان بود مسلمانان را به ثقلين كتاب و عترت سفارش كردند. به روايت تاريخ و سيره نويسان، نصب حضرت علي (ع) به ولايت از مهمترين مسائل حجة الوداع است كه در راه بازگشت در غدير خم انجام گرفت، ايفاي آخرين مأموريت الهي؛ يعني نصب علي بن ابي طالب (ع) به سمت ولايت بر امت از سوي پيامبر(ص)، مأموريتي بود كه با همه رسالت بيست و سه ساله آن حضرت برابري مي كرد.
مأموريتي كه پيامبر(ص) همواره از ابلاغ آن بيم داشت و سرانجام با اطميناني كه خداوند به رسولش داد، به ابلاغ آن مبادرت ورزيد.آن حضرت زمان و مكاني را براي ابلاغ آن برگزيد كه بيشترين موفقيت ممكن را به دست آورد.چه بسا اگر موقعيت ديگري براي اين منظور انتخاب مي شد، دشمنان به انكار رسالت آن حضرت نيز اقدام كرده و آن حضرت را به انواع تهمتها متهم مي ساختند.

  


روايت ؛ آداب و فلسفه حج به روايت پيامبر(ص)

 

حج بهترين فرصت و برترين زمان براي نمايش عظمت و اقتدار جامعه توحيدي است.
پيامبر (ص) به دستور خداوند در فراخواني، مسلمانان را به اداي اين وديعه الهي و شناخت فرايض آن دعوت مي نمود و بارها در فرمايشهاي خود، ارزش و فضيلت حج را بازگو مي كرد. آنچه مي خوانيد گزيده اي از سخنان گرانقدر آن حضرت پيرامون مسأله حج و شناخت فلسفه و آداب آن است.
فلسفه حج
به طواف پيرامون خانه خدا و بين صفا و مروه و رمي جمرات فرمان داده شد، فقط براي برپايي ياد خدا.
برترين اعمال، پس از جهاد
از رسول خدا (ص) پرسيدند: كدام يك از كارها با فضيلت تر است؟ حضرت فرمود: ايمان به خدا و پيامبرش. پرسيدند: پس از آن چه؟ فرمود: جهاد در راه خدا. گفتند: پس از آن چه؟ فرمود: حج پذيرفته شده.
پيامبر خدا (ص): انفاق در حج، هفتصد برابر انفاق در راه خدا، پاداش دارد.
پاداش حج
پاداش حج نيكو، جز بهشت نيست.
پيامبر خدا (ص): حج گزار هيچ تسبيح و تهليل و تكبيري نمي گويد، مگر آن كه به سبب آن بشارتي به او داده مي شود.
نتايج پيوسته حج گزاردن
پيامبر خدا (ص): زياد به حج و عمره رفتن، از تنگدستي جلوگيري مي كند.
هركس در حال احرام بميرد، لبيك گوي برانگيخته مي شود.
باريافته باري تعالي
باريافتگان درگاه الهي سه گروهند: رزمنده، حج گزار و به جاي آورنده عمره.
ميهمان خدا
حاجيان و عمره گزاران، ميهمانان خدايند. خداوند، دعوتشان كرده، پاسخ گفته اند. آنان هم از خدا درخواست كرده اند، عطايشان كرده است.
آثار حج
به حج خانه خدا برويد؛ زيرا حج، گناه را مي شويد، همچنان كه آب، چرك را.
پيوسته حج و عمره بگزاريد ؛ زيرا اين دو، فقر و گناهان را از بين مي برند، آن گونه كه كوره آهنگري، زنگار آهن را مي زدايد.
بي نيازي
حج كنيد، هرگز نيازمند نمي شويد.
حجر الاسود
حجر، دست خدا در زمين است. هر كه دست خود را بر آن بكشد، با خدا بيعت كرده كه نافرماني اش نكند.
پاكيزگي ره توشه
هركس خود را براي سفر آماده كند و در وسايلش ]حتي [پرچم حرامي باشد، خداوند، حجش را نمي پذيرد.
نشانه قبولي
نشانه قبولي حج، آن است كه بنده، گناهاني را كه مرتكب مي شده است، ترك كند.
ثواب لبيك گويي
هيچ حج گزاري نيست كه روز را، به لبيك گفتن به سر آورد، مگر آن كه همراه غروب خورشيد، گناهانش پنهان مي شود.
كسي كه يك روز تا غروب آفتاب، لبيك بگويد، گناهانش از بين مي رود و همچون زماني مي شود كه مادرش او را به دنيا آورده است.
فضيلت طواف
خداوند، به طواف كنندگان افتخار مي كند.
هركس هفت بار، خانه خدا را طواف كند و آن را بشمارد، براي هرگامش حسنه اي نوشته مي شود و گناهي از او محو مي گردد و يك درجه بر او افزوده مي شود.
پاداش سعي
حج گزار وقتي بين صفا و مروه سعي كند، از گناهانش بيرون مي آيد.
اهميت عرفات
برخي از گناهان، جز در عرفات، بخشوده نمي شود.
پاداش جمرات
سنگ زدن به جمره ها، ذخيره روز قيامت است.
حج گزار، وقتي بر جمره ها سنگ بزند، از گناهانش بيرون مي آيد.
فلسفه قرباني
قرباني براي آن واجب شده است كه بينوايان، از گوشت به وسعت و نوا برسند (از گوشت سير شوند)، پس به آنان بخورانيد.
هشدار نسبت به ترك حج
(از وصيتهاي پيامبر خدا (ص) به علي (ع)): يا علي !ترك كننده حج، در حال استطاعت، كافر است. خداي متعال مي فرمايد: براي خداست بر عهده مردم حج خانه خدا، براي كسي كه راهي به آن داشته باشد (و بتواند) و هر كس كفر ورزد، خداوند از جهانيان بي نياز است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com