|
* محمدحسين پژوهنده
... و اعلان حج كن در مردم تا انسان هايي از هر گوشه و دره اي و با هر وسيله نازلي هم كه دارند رو به تو آورند؛ تا شاهد منافعي براي خود باشند و در آن چند روز معين خدا را به خاطر نعماتي به ياد آرند كه از دامها نصيبشان كرده است؛ از آن بخوريد و بي نواي محتاج را نيز از آن بخورانيد؛ آن گاه نيازهاي خود را برآوريد و نذرها را ادا كنيد و بر گرد خانه كهن طواف نماييد ... (حج/ 27-29)

بحث درباره عيد قربان از دو جهت شايسته تأمل است: يكي جنبه عيد داشتن آن و ديگري مفهوم قربان كه به معناي نزديك شدن است. آنچه از ظاهر كلمه «عيد» مي فهميم، چيزي در مقوله شادي و سرور است؛ البته نه فقط شاد بودن صرف، بلكه از آن روي كه چنين روزي يادآور امر مهم و سرنوشت سازي است و براي ما اهميت حياتي داشته و دارد، كه نويسنده نيز در پي روشن شدن همين موضوع است. از ميان آثار و فوايد بسياري كه اين روز فرخنده در بر دارد آنچه در كليت اسلام بسيار مورد توجه و تأكيد مي باشد مسأله اجتماع امت است. اصولاً فايده، يك امر تابعي است؛ يعني بروندادهاي يك عامل عمده كلان است كه در فرايندگيري خود به توليد مي پردازد و آثار مفيدي از خود بروز مي دهد. از باب نمونه، جمعه از آن رو عيد ناميده شده است كه مسلمانان را گرد هم مي آورد تا نسبت به مسايل يكديگر آشنا شوند و در صدد رفع مشكلات هم برآيند. عيد قربان نيز دربردارنده دو نوع اجتماع است: يكي در مركز اسلام يعني مكه مكرمه كه حاجيان بيت ا... آن را به پا مي دارند و ديگري در همه شهرها و قصباتي كه شرايط اقامه نماز عيد قربان در آنجا فراهم است. امام زين العابدين(ع) به همين موضوع اشاره دارد، آنجا كه در دعاي مخصوصي مي فرمايد: «بارخدايا اين روز باميمنت و مبارك كه در آن مسلمانان در تمام نواحي زمين دور هم جمع شده اند، سائل بي نوا، جوينده مشتاق و آن خائف تارك دنيا همه حاضرند و تو ناظر بر همه نيازهايشان هستي».(1) قبل از آنكه به جنبه ديگري از ويژگي اين عيد بپردازيم لازم است مسأله ترغيب به اجتماع را بيشتر مورد توجه قرار بدهيم تا ميزان اهميت آن در اين رابطه روشنتر شود. در فرهنگ اصطلاحات ديني يكي از عنوانهايي كه در ارتباط با اجتماع از آن نام برده شده، سواد اعظم است. عنوان سواد اعظم به معناي انبوه جمعيت انساني است. «ديلمي» از جمله حقوقي كه براي يك مسلمان برمي شمارد، بودن در سواد اعظم را ياد مي كند: «از جمله اين حقوق پيروي از اكثريت و در زمره سواد اعظم قرار داشتن است تا از وحشت تنهايي شخص بكاهد»(2) و اين مسأله اي است كه از ديدگاه روان شناسي اجتماعي و جامعه شناسي نيز در بحث «هم شكلي و همرنگي با جماعت» مورد توجه است. سيد بن طاووس حديثي از پيامبر(ص) نقل كرده است كه مي فرمايد: رسول ا...(ص) فرمود: همواره با انبوه مردم باشيد.(3) اميرالمؤمنين علي(ع) نيز در دو جا از نهج البلاغه به اين مهم اشاره و توصيه نموده است.(4) همچنين در جايي ديگر مي فرمايد: شما همواره همان چيزي را بچسبيد كه رشته نظام جامعه بر آن بسته شده و اركان اطاعت بر آن بنا شده است. بر خداوند به گونه مظلومان وارد شويد نه در هيأت ستمكاران.(5) علامه مجلسي در «بحارالانوار» در توضيح آن مي نويسد: منظور از آن، قوانيني است كه امور جامعه بر اساس حق بدان ها انتظام يافته و اركان اطاعت بر همانها استواري يافته است.(6)
نگاهي به پديده «همگون گردي يا هم شكلي» از زاويه جامعه شناسي موضوع همگون گردي پديده اي اجتماعي است كه در اغلب جوامع در ميان توده مردم به چشم مي خورد. آنچه يك جامعه شناس را به مطالعه پيرامون اين مسأله وا مي دارد، وجود آن به عنوان يك پديده است؛ همچنين او نسبت به بحثهاي زيست محيطي پديده ها نيز توجه دارد؛ اما كاوش پيرامون اينكه چنين چيزي در اثر چه عوامل و شرايطي پديد مي آيد، چندان در حيطه بحث وي نمي باشد. او به واقعيت و عينيت و نوع و ميزان تأثيري كه ممكن است به عنوان يك فاكتور بر جامعه داشته باشد، بدان مي نگرد. «تريانديس» درباره اين پديده در جوامعي نظير جامعه ما مي نويسد: « همگون گردي Conformity»: در يك فرهنگ جمع گرا مردم خود را با «درون گروه» هم شكل مي كنند و با «برون گروه» رفتار غير تعاوني دارند... «ميد» در سال 1961 با دسته بندي جوامع به سه شكل تعاوني، رقابتگر و فردگرا اظهار مي كند: همگون گردي در ميان جوامع رقابتگر بيشتر از دو نوع ديگر وجود دارد. جامعه رقابتگر ويژگي جمع گرايانه بيشتري دارد، در حالي كه دو نوع ديگر ويژگيهاي فردگرايانه بيشتري دارند(7) (تريانديس، 1378، 347345). تحقيقات نشان داده اند همگون گردي در ميان جوامع رو به رشدي كه از انسجام و يكپارچگي بيشتري برخوردار بوده اند، بيشتر بوده اما از مجموع مطالعاتي كه در زمينه همشكل گرايي به عمل آمده است چنان برمي آيد كه اين پديده به اهميت تصميم ها بستگي دارد. اگر فرد قدرت بر تصميم خاصي داشته باشد، خود مي انديشد و تصميم مي گيرد وگرنه سعي مي كند با تقليد از عموم و همگون شدن با اكثريت، كار خود را با تصميم آنان سازگار نشان دهد. اين مطلب را شماري از تحقيق هاي ميداني اثبات نموده اند كه در اين بخش از كتاب، بدان ها اشاره شده است. اكنون بحث و سخن را در بعد و جنبه ديگري از پيامدهاي اجتماع در اين هنگامه ها دنبال مي كنيم.
آثار اجتماعي برگزاري مناسك بزرگ ديني همچون عيد قربان اگر چه از نظر يك انديشمند هر حركت و رخدادي همچنان كه متأثر از عوامل و شرايطي است موجب فعل و انفعال هايي در ساير عناصر پيرامون خويش و در نتيجه خود يك عامل يا شرط براي پديد آمدن خلق تازه اي است و بنا بر اين چنان كه شاعر مي گويد: قطره اي كز جويباري مي رود از پي انجام كاري مي رود اما منظور ما در اين بحث، اين مطلب نيست. مقصود ما آثار و فوايدي است كه اين گونه مراسم و سنتها يا به عبارتي مناسك ديني در جامعه و بر جامعه از خود به جاي مي گذارند. «بيتس» و همكارش «پلگ» در ضمن بررسي مفصلي كه در اين خصوص انجام داده اند به نتايجي رسيده اند كه برخي از آنها به دليل انطباقي كه با جامعه ما دارد در زير به آنها اشاره مي شود.
ايجاد همدلي و همگرايي هدف آشكار اين گردهماييها انجام دادن مناسك يا بازتأييد يك نوع ايدئولوژي است؛ اما وقتي مردم گردهم مي آيند يك رشته فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي نيز انجام مي گيرد. مناسك حج يا زيارت مكه براي يك بار در زندگي، مستلزم آن است كه بيش از يك ميليون مسلمان هر ساله در روزهاي معين در يك مكان مقدس گردهم آيند. اين اجتماع عظيم دلالتهاي سياسي و اقتصادي نيز دارد. طي اين مناسك نه تنها تجارت انجام مي گيرد، بلكه اعضاي وابسته به هويتهاي ملي و سياسي متفاوت با يكديگر تماس مي يابند، تبادل افكار مي كنند و علايق سياسي و اجتماعي شان را تقويت مي نمايند. (بيتس ، 1375، 3-692).
كاهش كشمكش امكان وقوع تنش و درگيري در نقشها و روابط اجتماعي، از جمله ميان خويشاوندان، همسران، زنان و مردان، فرمانروايان و فرمانبرداران ذاتي هر جامعه اي است. مناسك يكي از راههاي سوق دادن و تحت نظارت درآوردن كشمكش هايي است كه وقتي پيش مي آيند كه شخص در ميان الزامهاي اجتماعي آشتي ناپذير گرفتار مي شود و يا هنجارهاي اخلاقي حاكم بر كل جامعه با منافع گروههاي خاص تعارض پيدا مي كنند... اين مناسك با رويارويي نمايشيِ سرچشمه تنشهاي اجتماعي به پيشبرد همكاري ميان گروهي و كاهش كشمكش واقعي كمك مي رساند (بيتس ، 1375، 694).
جنبشهاي تجديد حيات باورداشتها و مناسك مذهبي مي توانند به عنوان گردونه ها يا محركهاي دگرگوني اجتماعي عمل كنند. گاهي فشار و تنش درون يك جامعه چنان شديد مي شود كه ديگر نمي تواند كشمكش و بي ثباتي را تحت نظارت درآورد. جنبشهاي تجديد حيات مذهبي كه در واقع كوششهاي آگاهانه اي براي ساخت يك ايدئولوژي متناسب با نيازهاي فرهنگي متغير به شمار مي آيند، غالباً بخشي از غليان اجتماعي ناشي از اين شرايط را تشكيل مي دهند. يكي از جنبشهاي اخير تجديد حيات، انقلاب اسلامي ايران بود كه به سرنگوني پادشاهي در سال 1979 و استقرار دولتي مبتني بر قوانين اسلامي انجاميد... هر چند دلايل وقوع اين انقلاب ممكن است جنبه معمولي داشته باشند، اما بيشتر ناخرسندي هاي مردم با عبارات اخلاقي بيان مي شد: بيزاري از حضور بسيار آشكار نيروهاي بيگانه در كشور و رواج رسوم غير اسلامي و روز به روز تعداد بيشتري از مردم جلب شعار «پاكسازي اخلاقي» شده بودند (بيتس، 1375، 700؛ 695).(8)
مناسك قرباني و رسيدگي مادي به فقرا و تهيدستان از ديد قرآن موضوع مهم ديگري كه همواره مدنظر اسلام بوده و پيشوايان ما از فرصتهاي مختلف در ارتباط با آن استفاده نموده اند، مسايل مادي مردم است. اين درست كه پيامبران و امامان انسانهاي مادي گرا نبوده اند تا در محوريت رسالتشان امور مادي قرار داشته باشد، اما امور مادي به عنوان يك ضرورت اوليه يا نياز پايه اي براي مسايل معنوي مطرح مي باشند و از اين منظر به توجه نياز دارند. روي اين اصل، ابتدا نگاهي داريم به كتاب خدا و سپس به برخي از متون روايي اهل بيت(ع): خداوند در ضمن آياتي از سوره حج، فلسفه قرباني كردن را به روشني بيان داشته، آنجا كه گفته است: تا مردم شاهد منافعي براي خود باشند و خدا را در روزهاي بخصوصي نسبت به موهبتي كه به آنان شده و روزي شان را از چارپايان اهلي قرار داده است ياد كنند. پس هم خودتان بخوريد و هم از پا افتادگان محتاج را از آن بخورانيد. (حج/28) و براي هر امتي چارچوب عبادتي قرار داده ايم تا خدا را نسبت به روزي شان كه از چارپايان اهلي است، ياد كنند پس بدانيد كه خدايتان يكي است و همه بايد تسليم او باشيد و در اين رابطه و الهان مشتاق را بشارت ده (حج: 34). و شتران پرواري كه به شما اختصاص داده ايم از شعائر الهي و مايه خير شمايند. پس آن گاه كه چار ستونش براي نحر شدن راست گرديد، خدا را در ذبح آن ياد كنيد و چون جانش در رفت از آن بخوريد و به نيازمند عفيف و گداي سمج هم از آن بخورانيد. آن را چنين در تسخير شما قرار داديم تا بلكه شكرگزار باشيد.(حج/36)
التفات به نتايج مادي مناسك حج بخصوص قرباني در بيان اهل بيت(ع) مرحوم كليني در كتاب كافي حديثي از امام صادق(ع) نقل كرده است كه پيامبر(ص) فرموده اند: ثروت براي نيل به تقواي الهي كمك خوبي است.(9) يا چنان كه امام صادق(ع) مي فرمايد: چه كمك خوبي دنيا براي آخرت است.(10) پايه بودن مسائل مادي براي امور معنوي نه تنها از بعد معاضدت آن است كه حتي در بيان پيامبر(ص) فقدان آن يعني فقر مي تواند منشأ كفر قرار بگيرد، چنان كه امام صادق(ع) نقل مي كند كه پيامبر(ص) فرموده است: نزديك است فقر به كفر بينجامد؛ كه اين مطلب از بصيرت ديني و الهي پيامبر(ص) نسبت به واقعيت مسائل انساني خبر مي دهد.(11) بنابراين، در اسلام براي جلوگيري از سقوط افراد مسلمان به اعماق دره فقر و درماندگي مادي چاره جويي شده راهكارهايي ارائه شده است كه يكي از آنها بركاتي است كه در اين اجتماعات وجود دارد. امام صادق(ع) در ضمن حديث مفصلي، وقتي به مسأله قرباني كردن در روز عيد قربان مي رسد، در ارتباط با فلسفه وجودي آن مي فرمايد: قرباني براي آن وضع شده است تا تهيدستان از گوشت سير بخورند. پس شما بايد هميشه از آنچه خدا به شما كرامت فرموده است، نان خوران و همسايگانتان را اطعام نماييد و با برادرانتان پيوند برقرار كنيد و همچنين به وضع خوراك فقيران و تهيدستان برسيد.(12) منظور حضرت اين است كه اين برنامه در روز عيد قربان هر چند به خودي خود موضوعيت دارد و كمكي است، اما در واقع، اين مناسك به مثابه يك عمل نمادين مايه عبرت و وسيله آموزش شما براي عمل در تمامي ايام سال است كه از بي نوايان و تهيدستان يادتان نرود.(13) (تكرار كلمه « فقيران و تهيدستان» در اين حديث قابل تأمل است).
نگاهي به ساير جوامع انساني در ارتباط با اين مسأله مشابه برگزاري مناسكي همچون عيد قربان كه در ميان ما مسلمانان معمول است، در ميان برخي از مردمان در ساير نقاط جهان نيز مناسكي با كاركرد همانند مناسك ديني ما معمول و مرسوم است. «بيتس و پلاگ» در همين ارتباط به نقش بسيار مؤثر مناسك ديني در تحريك حس همنوع گرايي و همياري اجتماعي اشاره كرده و مي نويسند: «چرخه هاي مناسكي نيز مانند باورداشت هاي مذهبي، كاركردهاي مهمي را در تنظيم روابط ميان انسانها و منابعشان بر عهده دارند. براي مثال: گروههاي سرخپوست پوئبلونشين جنوب غرب آمريكا، مهمترين مناسبت ها در زندگي يك فرد را جشن مي گيرند و همه جشنواره هاي عمده مذهبي آنها با تبادل خوراك در سراسر جامعه همراه است. با توجه به آب و هواي پيش بيني ناپذير، كيفيت متغير زمين و محيط اجتماعي كه در آن يك خانواده ممكن است در فراواني نعمت به سر برد و خانواده ديگر در قحطي و تنگدستي، اين عملكردها تضمين مي كند كه همه افراد جامعه در سراسر سال از خوراك كافي برخوردار باشند. به هر روي، مهمترين مكانيسم بازتوزيع، نه مناسك تصادفي، بلكه مناسكي زمان بندي شده اند كه هر ساله در يك روز معين برگزار مي شوند (بيتس، 1375، 690 به نقل از: ريچارد فورد 1972).
اتصال روحي با مبدأ وجود و حضرت باري تعالي مسأله قرباني از ديرباز در زندگي بشر به عنوان مقدمه ارتباط انسان با خدا مطرح بوده است. چنان كه در داستان هابيل و قابيل در قرآن آمده است: «داستان حقيقي دو پسر آدم(ع) را بر آنان بخوان، آن هنگام كه خواستند قرباني انجام دهند و تنها از يكي پذيرفته شد و از آن ديگري مورد قبول واقع نگرديد؛ دومي گفت: قطعاً تو را خواهم كشت. اولي جواب داد: خدا تنها قرباني پرهيزگاران را مي پذيرد». (مائده/ 27) شايد شما هم تجربه كرده باشيد، وقتي انسان صدقه اي در راه خدا به نيازمند مي دهد، در قلب انسان خضوع و نرمي مطبوعي احساس مي شود كه نشانه بروز يك تجربه عرفاني- ديني است و از قبول آن در پيشگاه خداوند خبر مي دهد (البته به شرط آن كه مورد پذيرش واقع شده باشد). امام جعفر صادق(ع) از پدران خود، از امام علي(ع) نقل مي كند كه گفت: شنيدم پيامبر(ص) خطبه اي در روز عيد قربان ايراد كرد و در آن خطبه فرمود: اي مردم! امروز روز خون دادن و ناليدن است؛ شما خون مي ريزيد و هر كس نيتش صادق باشد، اولين قطره خون كفاره هر گناهي خواهد بود و اما ناليدن، پس در پيشگاه خدا بناليد كه سوگند به آن كه جان محمد در دست او است كه هيچ كس از اين موقف بيرون نمي رود، مگر اين كه آمرزيده است، بجز صاحبان گناه كبيره اي كه همچنان بر آن گناهان اصرار مي ورزند و نمي توانند خود را از آن بكنند.(14) مطلبي كه پيامبر(ص) از آن سخن مي گويد در واقع برداشتي است كه ايشان از سخن خدا گرفته است آن جا كه در سوره «اعلي» در ارتباط با نماز عيد و پرداخت مال كه پيش از آن صورت مي گيرد، مي گويد: به راستي آن كه خود را پاك گردانيد رستگار شد. (اعلي/ 14) و اين بدين معنا است كه « تا از مال خود نتواني بگذري از خود نتواني گذشت». بنابراين يك جهت ديگر اين برنامه ها و مناسك ديني جنبه آزمايش و امتحان آن است. نكته قابل توجه و تأملي كه در اين عيد به چشم مي خورد، اين است كه در اين عيد بر خلاف عيد فطر موضوع قرباني و هديه به پيشگاه معبود، بعد از نماز عيد است. «ابن شهرآشوب مازندراني»، در كتاب «متشابه القرآن» در اين زمينه مي نويسد: «سخن خداي سبحان كه در اين جا مي گويد «قد افلح من تزكي ...» و در جاي ديگر مي گويد: « فصل لربك وانحر» بر اين مطلب دلالت مي كند كه در عيد فطر بايد فطره قبل از نماز ادا شود و در اين عيد، قرباني بعد از نماز عيد است.(15)
برداشتي عرفاني از برنامه نماز عيد قربان مرحوم «فتال نيشابوري» در كتاب روضة الواعظين، با برداشتي عرفاني از برگزاري مراسم عيدين فطر و قربان مي نويسد: خداوند در سوره كوثر گفته است: « فصل لربك وانحر» مراد از «صل» اداي نماز عيد و منظور از «انحر» قرباني كردن است. سپس وي به طرز شاعرانه اي با تصويرسازي از مناسك عيد و استفاده تلميحي از آيات قرآني، ترسيم زيبايي از صحنه قيامت را رو به روي انسان بدين سان مجسم مي نمايد: واقعاً مي سزد كه مؤمن خود را فراگيرانه و نه تماشاگرانه در اين محضر قرار دهد؛ تا حالش حال آناني نباشد كه خداوند مي گويد: «دين خود را به بازي و بيهوده گرفتند». چه آن كه اين مناسك - چنان كه بعضي گفته اند- حكمتي كه دارد يادبود قيامت و صحنه هاي هراس انگيز آن است. بنابراين، شايسته است وقتي شب عيد شد تصور كني امشب شبي است كه فردايش مي خواهد قيامت به پا شود؛ وقتي صداي طبل و بوق و شيپور شنيدي يادي از نفخ صور كن كه خدا در سوره كهف مي گويد: «و در صور كه دميده شود همگي شان را دور هم گرد مي آوريم»؛ و نيز آن گاه كه از خانه به سمت مصلي مي روي، روز كوچ خود از اين دنيا را به ياد خود بياور، روزي كه از گور برمي خيزي تا در محشر حاضر شوي، كه باز خداي سبحان در سوره «ق» مي گويد: «و آن روز كه منادي از جاي نزديكي فرياد مي كند، گوش فرا ده»؛ همچنين وقتي مردم را از هر سوي و به هر روي، رو به مصلي مي بيني كه مي روند و هر كدام حال و گونه خاصي دارد، بعضي لباس قيمتي، بعضي ديگر كهنه و برخي لباس صاف و نو به تن دارند، از دگرگوني مردمان در قيامت به يادت بيايد كه آن جا برخي جامه هاي فاخر و برخي ديگر لباسي چركين يا از مس گداخته بر تن او خواهد بود؛ و دگرگوني شان از نظر وسيله نقليه نيز بايد يادآور چنين اختلافي در قيامت ميان مردمان باشد كه بعضي سواره و بعضي ديگر پياده يا افتان و كشان بر روي صراط خواهند بود».(16)
راهبرد و راهكار عملي استفاده بهينه از گوشت قرباني بر اساس آنچه از آيات و روايات برداشت مي كنيم، فلسفه امر به قرباني كردن در منا و يا وطن شخص، برخورداري فقيران و مستمندان جامعه از آن است كه مي توان به موجب رخصتي كه در روايات داده شده است، گوشت يا قيمت قرباني را به فقيران داد تا در هر موردي كه بيشتر نيازشان بود، آن را هزينه نمايند. شيخ طوسي در «تهذيب الاحكام» مي نويسد: اگر از قرباني كردن متعذر باشد، قيمتش را بپردازد هم جايز است. «نوفلي» از عبدا... بن عمر نقل كرده كه گفت، در مكه بوديم كه گراني در مال قرباني پديد آمد، يك دينار دو دينار و سه دينار شد تا به هفت دينار رسيد، بعد هم ناياب شد، «هشام» به امام ابي الحسن(ع) (شايد امام رضا(ع)) جريان را نوشت و امام در پاسخ مرقوم داشتند كه ميانگين سه نرخ اولي را تصدق كنيد درست است.(17) (البته چنين موردي هم اكنون وجود ندارد، ليكن مي توان با كشف مناط قطعي حكم، آن را به هر نوع ضرورتي تسري داد؛ همچنين ممكن است فقيه جامع الشرايط بتواند از احكام ثانويه در مواردي از اين قبيل كمك بگيرد). باز هم شيخ طوسي در كتاب ديگرش «استبصار» دو حديث از امام صادق(ع) در ارتباط با جواز استفاده اهالي بيرون حرم از گوشت قرباني كه طبعاً وابسته به جواز بيرون بردن آن از حرم مي باشد نقل مي كند. مرحوم محدث نوري(ره) در كتاب مستدرك مي نويسد: در بعضي از نسخه هاي رضوي(ع) آمده است كه پوست حيوان قرباني، مي تواند مورد انتفاع واقع شود، با پول آن متاعي خريداري شود و اگر تصدق داده شود بهتر و برتر است؛ نيز مي توان آن را دباغي كرد و ظرف آب يا جانماز (و ساير ملزومات) از آن تهيه نمود. البته اين مطالب خاطرنشاني از اين نكته است كه اگر مي بينيم، اخيراً با تدبيري كه در جهت جلوگيري از اسراف آن همه گوشت انديشيده شده و طبق برنامه به مصرف فقراي مسلمان بيرون از حرم رسانده مي شود، به خاطر كار اجتهادي فقهاي اسلام روي اين مسأله است تا خروج از تنگناي اقتصادي اين جوامع باشد و نعمات الهي به مصرف مسلمانان نيازمند برسد. پي نوشت ها: 1- الصحيفة السجادية، صفحه 234، دعاي 48 2- ديلمي، حسن بن ابي الحسن، (1408ه. ق)، أعلام الدين، صفحه 209 3- سيدبن طاوس، احمدبن موسي، (1411ه. ق)، بناءالمقالة الفاطمية، صفحه 331 4- امام علي(ع)، (بي تا)، نهج البلاغه، صفحه 97 ، كلام 66 و صفحه 184، خطبه 127 5- امام علي(ع)، همان، صفحه 210، خطبه 151 6- مجلسي، علامه محمدباقر، (1404 ه.ق) بحارالانوار، جلد 34، صفحه 230 7- تريانديس، هري، س، چارالامبوس (1378)، (Triandis, Harry charalambos)، فرهنگ و رفتار اجتماعي، ترجمه نصرت فتي، صص 8-344 8- دانيل، جي، بيتس- فرد، پلاگ، (1375)، انسان شناسي فرهنگي، ترجمه محسن ثلاثي، صص 700-692 9- كليني، محمدبن يعقوب، (165)، الكافي، جلد 5، صفحه 71 10- كليني، همان، جلد 5، صفحه 72 11- كليني، همان، جلد 2، صفحه 307 12- شيخ حرعاملي، (1409 ه.ق) وسائل الشيعه، جلد 10، صفحه 318 13- نيز بنگريد به: مجلسي، (1404 ه.ق). بحارالانوار، جلد 94، صفحه 68، باب 56 14- سيد فضل ا... راوندي، النوادر، صفحه 42 15- ابن شهرآشوب مازندراني، (1328) متشابه القرآن، جلد 2، صفحه 176 16- فتال نيشابوري، محمدبن حسن (قرن 5 و 6 هجري قمري) روضة الواعظين، يك جلد، صفحه 352 17- شيخ طوسي، تهذيب الاحكام، جلد 5، صفحه |