|
«بهزاد فراهاني» نويسنده، كارگردان و بازيگر تئاتر و رئيس انجمن نمايشنامه نويسان خانه تئاتر است. فراهاني كه امسال در نمايش «موسيو ابراهيم و گلهاي قرآن» به كارگرداني عليرضا كوشك جلالي نيز حضور داشت، اين روزها نمايش «دنياي ديوانه... » را به

نويسندگي و بازيگري خودش در تالار اصلي مجموعه تئاتر شهر در حال اجرا دارد. * ظاهراً ايده اصلي نمايش را از يك نوستالژي و واقعيتها... ** نه، نه... فضا را از يك بيمارستان رواني در امين آباد و با حضور در كنار بيماران پريشان خاطر گرفته ام و بيشتر دلم مي خواهد كه اين نمايش، پيك صلح و آشتي باشد. نه آشتي با طبقات فرا دست، بلكه آشتي با مردم. به همين دليل، نمايش بسيار ساده است. پيچيدگيهاي فلسفي و حرفهاي گنده گنده ندارد و من فكر مي كنم حرف آن حرف صميميت و مهرباني است. * چه ديدگاهي را قصد داريد با نمايشتان مطرح كنيد؟ ** اعتقاد من اين است كه زحمتكشها آنقدر فقير شده اند كه ديگر حتي به بخش اندكي از آرزوهايشان هم دست پيدا نمي كنند! به عنوان مثال وقتي كه حقوق يك معلم دويست هزار تومان است و اجاره يك خانه سيصد هزار تومان، ديگر او بايد آرزوي داشتن يك سرپناه را كنار بگذارد. وقتي كه يك زحمتكش، آرزوي رفاه متعادل را كنار گذاشت؛ وقتي كه آرزوي زندگي بي دغدغه را فراموش كرد، ديگر نااميد مي شود. يا بايد بجنگد، يا بايد بسازد. اعتقاد من بيشتر اين است كه اين شرايط براي اين انسانها، شرايط تلخي است. * ظاهراً نمايش شما بارها مورد بازخواني و تجديد نظر قرار گرفته، اين مسأله در هنگام تمرين و آماده سازي نمايش هم برايتان مشكلي پيش آورد؟ ** به اعتقاد من هر كاري كه حتي يك جمله از آن كه در دل آكتور و ذهن و ناخودآگاهش نقش بسته، حذف شود، ذهنها را مخدوش مي كند، چه برسد به اينكه خيلي بيش از اينها در كار تغيير ايجاد شده باشد! * در داستان اول كه مربوط به محمود (آپاراتچي سينما) است، از نامها و مكانهاي خاصي استفاده كرده ايد، آيا تعلق خاطر خاصي به اين فضاها و نامها داشته ايد يا اينكه... ؟ ** نه، سينما تمدن، تئاتري در منتها اليه شرق تهران بود. اگر مكان وسينماي ديگري وجود مي داشت، خب به آن مي پرداختم... اما چون ابتداي مولوي بود و شرايط نابساماني داشت و... اگر هم مثلاً از كسي در نمايش نام برده ام به دليل پيشينه تئاتري آنها بوده در مورد همه اينها بسترهاي تئاتري مورد توجه بوده است. * فيزيك و سن بازيگرها چقدر برايتان مهم بوده؟ ** من به پارامترهاي خيلي خيلي اصلي توجه مي كنم. اين برايم مهمتر است. * اين سؤال را براي اين پرسيدم كه نمايش در دو زمان متفاوت با فاصله 20 ساله اتفاق مي افتد، اما ظاهراً سن بازيگران و فيزيك آنها تناسب چنداني با هم ندارد؟ ** من چون تعزيه و روحوضي كار مي كنم، به اين قضيه زياد باج نمي دهم! ما در تعزيه اصلاً اين شوخيها را نداريم! مثلاً مي بينيد كه يك مرد 35 ساله، نقش حضرت علي اكبر را بازي مي كند. در تئاتر هم من اين اعتقاد را دارم. وقتي كه بازيگر كلاهش را برداشت و موهاي سفيدش ديده شد، يعني 30 سال از عمرش گذشته است. وقتي كه او كلاه بر سر دارد يعني اين كه جوان است، اگر هم نيست تو قبول كن كه جوان است! * اين گريز از قواعد تئاتري... ** گريز نيست! اين اتفاقاً پرداختن به قواعد خوب تئاتري ميهنمان است! ما آنقدر از اين قواعد استفاده نكرده ايم كه حالا داريم آنها را از دست مي دهيم. اين قواعد در هر حال وجود دارند. * از بازيگران نمايش چقدر راضي هستيد؟ ** به جز يكي دو مورد كه كمي با بازي آنها مشكل داشتم- كه دارد حل مي شود- از بقيه بچه ها راضي هستم. از بعضي خيلي راضي هستم، و از بعضي كمتر! اما در مجموع همه دارند در نقشهايشان جا مي افتند و من هر شب رشد بيشتري را در گروه مي بينم. * نظرتان راجع به تئاتر خصوصي چيست؟ آيا تئاتر خصوصي مي تواند در كنار تئاتر دولتي شكل بگيرد؟ ** اصلاً تئاتر خصوصي بايد تئاتر دولتي را بروبد و كنار بزند ! تئاتر دولتي يعني چه؟ اين از پديده هاي نو كشورهاي مستمند است. هر صنفي در اين مملكت مي تواند آزاد كار كند. سينما آزاد، نقاشي آزاد، همه حوزه هاي هنري آزاد! اما تئاتر!. * يعني به نظر شما تئاتر به صورت مستقل مي تواند ادامه حيات داشته باشد؟ ** اگر بگذارند! * شما به عنوان يك هنرمند حاضريد چه كاري در اين رابطه انجام بدهيد؟ ** نمي شود! دولت چنين مسؤوليتهايي را واگذار نمي كند، ولي اگر بكند، بله... من تئاتر خواهم داشت... * به نظر شما هنرمندان هم مي توانند در اين زمينه تلاش كنند؟ ** بايد تلاش كنيم. راهي جز اين نداريم. بايد تلاش كنيم تا به اين نتيجه برسيم. تا وقتي كه بخش خصوصي فعال نشود، دولت كنار نمي كشد. دولت بايد دست هدايتي اش را از روي سر تئاتر بردارد، منتها از اين هنر حمايت اقتصادي كند. اين كاري است كه در همه جاي دنيا انجام مي شود. اگر اين اتفاق بيفتد تئاتر رشد مي كند و در اختيار فرهنگ مملكت قرار مي گيرد. * يكي از مباحثي هم كه در مورد تعاريف شغلي در تئاتر مطرح شده بحث «قرارداد تيپ» است كه از در خانه تئاتر مطرح و به مركز ارايه شده... ** «قرارداد تيپ»، مصوب صنوف متفاوت تئاتري است و خود من بنيانگذار اين قضيه در خانه تئاتر هستم و اولين كسي هستم كه اين قرارداد را تدوين كرده ام. «قرارداد تيپ» يك چيز تصويب شده است و اينكه حالا مسؤولان دولتي آن را مي پذيرند يا نمي پذيرند، مشكل خود آنهاست. اين طرح تصويب شده و دستاورد بزرگي است كه ما داريم. اميدوارم آقاي پارسايي در دوران مديريتش موفق شود آن را عملي كند. اگر الان هم اين اتفاق نيفتد، بعداً خواهد افتاد. من نباشم، شما اين كار را مي كنيد، اگر شما نباشيد ديگران... به غير از اين راهي وجود ندارد. به هر حال دولت بايد ما را به رسميت بشناسد. من بايد وقتي كه به خواستگاري يك دختر مي روم بتوانم بگويم كه درام نويس هستم. حقوقي دارم. سر ماه ناني سر سفره ام مي آيد. * مركز چرا اين قرارداد را عملي نمي كند؟ ** بايد از خود آنها پرسيد. مركز هنرهاي نمايشي مي گويد كه ما بودجه نداريم. راست هم مي گويد! بودجه تئاتر مملكت مثل دانه ارزني است. ما 480 مركز تئاتري در سراسر كشور داريم و اگر به هر كدام از اينها در سال 200 ميليون تومان بودجه تعلق بگيرد حداقل 80 ميليارد بودجه نياز داريم كه در مقابل بودجه كل كشور چيز خيلي اندكي است. * بحث ديگري هم در خانه تئاتر مطرح شده و آن بحث مراكز و نهادهاي تئاتري متعدد است و اينكه حوزه مسؤوليتهايشان يكي است و فعاليتهاي جداگانه اي... ** به نظر من همه اينها بايد شفافيت سياسي پيدا كنند. دولت بايد نگاهش را به تئاتر تغيير بدهد و شرايطي را به وجود بياورد كه تئاتر هم معني خودش را داشته باشد، آن وقت همه اينها سر و سامان پيدا مي كنند. به نظر من بايد اداره تئاتر و مركز تئاتر جدا از زير مجموعه بودن- به صورت مستقل- به وجود بيايند در اين صورت مي توان اين مسأله را مطرح كرد و پاي آن هم ايستاد. * مهدي نصيري |