|
گروه حوادث: طي هفته گذشته خبري نگران كننده در خصوص تخريب آثار باستاني به جا مانده در تخت جمشيد در رسانه ها اعلام شد كه هر ايراني كه به گذشته و تاريخ خود افتخار مي كند را به فكر فرو برد و اين سؤال براي او مطرح شد كه به راستي چرا بايد

عده اي به خود چنين اجازه اي بدهند كه تاريخ يك ملت را براي منافع شخصي تخريب كنند؟ اما سؤال مهمتر و اساسي تر اين است كه با مخربان تاريخ يك ملت چه برخورد قانوني صورت مي گيرد؟ و آيا اين برخورد قانوني متناسب با عمل آنها مي باشد يا خير؟ قانون فاقد ضمانت اجرا يك حقوقدان با ابراز تأسف و انتقاد از آسيب وارده به تخت جمشيد در نتيجه حضور يك گروه فيلمبرداري اظهار مي دارد: تداوم روند سرقت و قاچاق ابنيه و آثار تاريخي و ورود آسيب جدي به اين آثار در حوزه هاي مختلف گوياي عدم تأثيرگذاري قانوني است، تأثيرگذاري قوانين كيفي در وجود ضمانت اجراست نه در تشديد مجازات. حسين بيات مي افزايد: آثار و ابنيه تاريخي بدون شك از مصاديق بارز پشتوانه هاي حياتي و غيرقابل انكار تمدن بشري عموماً و علي الخصوص تاريخ تمدن و فرهنگ كشور است كه به موجب آن يك يك ملت ها امكان شناخت مباني شكل گيري حيات فكري و اجتماعي خويش و چگونگي زندگي و تعامل با ساير ملتها در دنياي جديد را خواهد داشت. اين حقوقدان در ادامه مي گويد: در دنياي جديد كه پيشرفت سريع فناوري ارتباطات صرف نظر از تسريع در برقراري ارتباط ميان جوامع و تبادل آزاد اطلاعات و اخبار و پيدايش مفهوم دهكده جهاني است موجبات استحاله فرهنگي كشورهاي ضعيف و فاقد پشتوانه هاي غني تمدني شده و معضلات عميق اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي را در تمامي ابعاد براي آنها فراهم كرد. بنابراين صرف نظر از آنكه در گذشته نمي توان ايستاد و بايد از درون دنياي حال به سوي آينده روشن و سعادتمند حركت كرد اما اين پروسه تنها با در نظر گرفتن خصايص بومي، آداب و رسوم فرهنگي و سوابق تمدني و باستاني هر كشور امكان پذير است. وي در ادامه تصريح مي كند: در مقايسه با توجه ويژه كشورهاي ديگر به آثار باستاني خود، متأسفانه طي ساليان اخير با وجود آنكه كشورمان از سوابق تمدني كهني برخوردار بوده و جزو تمدنهاي اوليه پيدايش زندگي اجتماعي بشر محسوب مي شود، توجه و عنايت خاص آنچنان كه شايسته فرهنگ و تمدن كهن ايران است از سوي مسؤولان و مقامها ابراز نشده است و به زعم بنده در سالهاي اخير شاهد نوعي گسست و انفكاك در تاريخ شكل گيري و پيدايش هويت ايراني در اذهان مسؤولان كشور هستيم. به گفته بيات، اين نوع نگاه و بي توجهي در مقام عمل موجبات هجوم ناجوانمردانه متجاوزان به آثار و هويت يك ملت را فراهم آورده و واقعه اخير نيز از اين مقوله خارج نيست. بيات معتقد است: هر چند در خصوص برخورد قانوني با اينگونه افراد، فصل نهم قانون مجازات اسلامي طي مواد 558 تا 569 در بخش مربوط به تعزيرات به تفصيل به آن پرداخته است اما بدان جهت كه قوانين بدون در نظر گرفتن خصوصيت لازم الاجرايي و وجود اراده قوي تر و قانونگذاري و مجريان، همچون موجود بي جاني است كه بود و نبود آن علي السويه است و هيچگونه تأثير عمده اي در روند تخريب اين آثار به چشم نمي خورد همچنان شاهد اخبار نگران كننده اي در خصوص سرقت و تخريب آثار باستاني هستيم. وي مي افزايد: برابر ماده 558 قانون مجازات اسلامي «هر كس به تمام يا قسمتي از ابنيه تاريخي يا مذهبي آسيب وارد كند علاوه بر جبران خسارت وارده (كه در مورد اخير با توجه به قدمت اين اثر غيرممكن به نظر مي رسد) به حبس از يك تا 10 سال محكوم مي شود. و به موجب ماده 567 قانون مجازات اسلامي سازمان ميراث فرهنگي يا ساير دواير دولتي برحسب مورد شاكي يا مدعي خصوصي محسوب مي شود و مرجع ارايه مجوزهاي لازم به اشخاص اعم از حقوقي يا حقيقي براي حضور در اينگونه اماكن است. بيات اظهار مي دارد: لازم است اينگونه سازمانها امكانات و نيروي لازم در اختيار داشته باشند تا بتوانند وقتي مجوزي صادر مي كنند بر عملكرد صاحب مجوز نيز نظارت كنند تا فاجعه غيرقابل جبران، آنچنان كه امروز مي شنويم اتفاق نيفتد. حقيقتاً تخريب يك اثر فرهنگي كه سابقه آن به 450 سال قبل از ميلاد برمي گردد (2500 سال قبل) غيرقابل جبران است. اين وكيل دادگستري مي افزايد: به نظر مي آيد در اين مورد بخصوص شاكي يا مدعي خصوصي كه سازمان ميراث فرهنگي است خودش بايد پاسخگوي بي مبالاتي و بي احتياطي صورت گرفته باشد، صرف نظر از اينكه دادستان مي بايست در اسرع وقت وارد عمل شده و با جمع آوري تمامي ادله و مدارك و برخورد قاطع با مسببان و عاملان چنين فاجعه عظيمي، موجبات ممانعت از پيشگيري وقوع جرايمي از اين حيث را فراهم كند. وي تداوم روند سرقت و قاچاق ابنيه و آثار تاريخي و ورود آسيب جدي به اين آثار را نتيجه عدم تأثيرگذاري قانون دانسته و مي افزايد: روند قانونگذاري در سالهاي اخير به سمت تشديد مجازات سوق پيدا كرده و عناوين مجرمانه جديد تصويب شده است اما در اين ميان به مقوله ضمانت اجرا توجهي نشده و چون ضمانت اجرايي به دنبال تفكر تشديد مجازاتها نيست متأسفانه قانون تأثيرگذاري خود را از دست داده است. ضعف اصلي در بحث حفاظت يك عضو هيأت مديره كانون وكلاي استان فارس معتقد است: در تخريب آثار تاريخي و فرهنگي، ميزان جرم با مجازات تناسبي ندارد. غلامحسين رئيسي با بيان اينكه وظيفه حفاظت از آثار باستاني برعهده سازمان ميراث فرهنگي است، مي افزايد: ابتدا پيشنهاد شده بود كه براي حفاظت از آثار باستاني پليس تخصصي تشكيل شود تا به مراقبت ويژه از آثار بپردازد كه ما از اين موضع در بخشهاي مختلف ميراث فرهنگي با آسيبهاي زيادي مواجه شديم و گاهي اقدامهايي صورت مي گيرد كه حتي بعد جهاني هم مي يابد، نظير اقدامهايي كه در سيرجان رخ داد. اين وكيل دادگستري اظهار مي دارد: نقش دادستاني و نيروي انتظامي در اينگونه حوادث به بعد از وقوع حوادث يعني تعقيب، اعلام جرم عليه متخلفان و شناسايي و دستگيري و مجازات آنها برمي گردد به اين ترتيب اگر چه مجازات اين افراد مي تواند جنبه اصلاحي براي ديگران داشته باشد اما مجازاتهايي كه براي اينگونه تخلفات در نظر گرفته مي شود مجازاتهاي ضعيفي است كه نقش خوب و محوري در اصلاح و تنبيه مجرمان ندارد زيرا ارزش ميراث فرهنگي در ايران بسيار بالاست و اگر افراد متخلف موفق شوند حتي يك بار در اين امر موفق شوند به ثروت هنگفتي مي رسند لذا در مقايسه با چنين درآمد بالايي مجازاتهاي ضعيف قانوني مؤثر نبوده و افراد دست به ارتكاب چنين اعمالي مي زنند. رئيسي با بيان اينكه براي سارقان آثار باستاني جزاي نقدي و يك سال حبس براساس قانون در نظر گرفته شده، افزود: يك سال حبس در برابر ارزش ميراث فرهنگي بسيار كم است. به طور كلي تناسبي ميان ميزان مجازات و جرم صورت گرفته وجود ندارد و البته اعتقادي هم به تشديد مجازات به مفهوم خاص ندارم و بر اين باورم كه بايد قبل از تخريب آثار، اقدامهاي پيشگيرانه كه مي توانند موجب حفظ آنها شود صورت گيرد چون همين ميزان تخريب در آثار تاريخي قابل ترميم نيست و براساس هيچ معيار و سنجشي نمي توان ميزان خسارتها را سنجيد و حتي اگر حبس ابد براي متخلفان در نظر گرفته شود خسارت وارده قابل جبران نيست، بنابراين بايد عمده توان در حوزه پيشگيري و حفاظت از آثار به كارگرفته شود. لزوم تصويب قوانين بازدارنده يك حقوقدان ديگر ضمن بيان اينكه جرم و مجازات تخريب ميراث فرهنگي تناسب ندارد، مي افزايد: با توجه به اعلام نظر مترقي و ارزشمند اداره حقوقي قوه قضاييه در خرداد ماه سال جاري در موضع رسيدگي و شكايت به خسارتها و لطماتي كه به ميراث فرهنگي وارد مي شود، اين مسأله در زمره امر به معروف و نهي از منكر دانسته شده و با عنايت به اصل 8 قانون اساسي، اين تكليف براي تمام مردم كه نسبت به اين موارد شكايت دارند موجود است. محمدعلي دادخواه مي گويد: پس از طرح شكايت، دادستان موظف به پيگيري است حتي اگر ميراث فرهنگي در اجراي تكاليف و وظايف خود كوتاهي كرد بايد تحت تعقيب قرار گيرد و چون اين جرم، جرم مشهود است بايد تمام دست اندركاران به وسيله دادستان منطقه تعقيب و اقدامهاي قانوني در رابطه با جبران خسارتهاي وارده به عمل آيد. وي در مورد مجازات افراد خاطي خاطرنشان مي كند: در قانون براي اينگونه متخلفان جبران خسارت وارده و تحمل 3 تا 6 سال حبس در نظر گرفته شده است كه متأسفانه از اين نظر قانون دچار كاستيهاي بسياري است و با نقص قانون مواجه هستيم و بايد غرامت سنگين و زندانهاي طولاني مدت در قانون پيش بيني شود تا افراد جرأت ارتكاب چنين اعمالي را نداشته باشند. اين وكيل دادگستري تشديد مجازات متعرضان به ميراث فرهنگي را خواستار شده و مي افزايد: با عنايت به ماده يك قانون مسؤوليت مدني بايد تمام خسارتهاي وارده به ميراث فرهنگي از جمله خسارتهاي نقدي جبران شود و اگر تشديد مجازات عمل شود قطعاً مؤثر خواهد بود. زيرا بيشتر سرقتهاي ميراث فرهنگي به علت اين است كه خاطيان مي دانند با پرداخت غرامتهاي اندك و مجازات مختصر، موضوع حل مي شود كه اگر به شدت اين مجازاتها افزوده شود قطعاً شاهد كاهش جرايم عليه آثار باستاني خواهيم بود. حرف آخر مشاور قضايي دادستان كل كشور نيز معتقد است: فعلاً مجازاتهايي كه اعمال مي شود كافي است و اگر در آينده قانونگذار تشخيص دهد كه يك جرم اقتضاي تشديد يا تغيير دارد قطعاً قانون تغيير يافته و مجازات جديد جايگزين خواهد شد. حسين ذبيحي مي افزايد: بايد به اقدامهاي پيشگيرانه ديگر مانند قطعيت و حتميت مجازات و اجراي آن نيز در كنار ميزان مجازات توجه شود. يعني در مورد هر جرمي علاوه بر تلاش بر پيشگيري و اعمال سريع تر مجازات به نحوي عمل شود كه مجرم نتواند جرمي را مرتكب شود و از مجازات قانوني فرار كند و صرفاً نبايد در مورد هر جرمي كه حساسيت عمومي را برمي انگيزد مترصد تشديد مجازات باشيم زيرا مجازاتهاي فعلي قانون نيز اگر به نحو صحيح اعمال شود براي پيشگيري كافي است خصوصاً اينكه ضرر و زيان وارد شده كه مجرم مسؤوليت جبران آن را خواهد داشت بر شدت مجازات مي افزايد. |