تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
هنری
حوادث
ضربان
گزارش
خطه خورشید
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-01-01
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 11دی ماه 1385


حديث مهر

 

الناس رجلان، عالم ومتعلم ولا خير فيما سواهما

مردم(قابل اعتنا) دو دسته اند: عالم وعلم آموز، و در غير آنها خيري نيست.
پيامبر اعظم(ص) / نهج الفصاحه/ ص643

  


سرگذشت عقل و ايدئولوژي

 

* دكتر حميد پارسانيا
* قسمت اول
پرسش از نسبت ايدئولوژي با عقل و دين، يكي از مهمترين اركان تئوريك جامعه مدني را در غرب تشكيل مي دهد. آنچه در ادامه مي آيد، مي تواند پيش درآمدي بر بررسي اين مناسبات جهت درك و تحليل دقيقتر مفاهيم دخيل در ماهيت جامعه مدني غربي



باشد.
* تعريف ايدئولوژي
ايدئولوژي، تركيبي از «ايده» و «لوژي» است. اين تركيب ظاهراَ نخستين بار در پايان قرن هجدهم، بعد از انقلاب فرانسه (1789) يعني به سال 1796 توسط «دوتراسي» (1) به كار رفت. «دوتراسي» به پيروي «كوندياك»، مسلك تجربي، ( empircism) داشت و مراد او ازايدئولوژي، دانش «ايده شناسي» و يا علم مطالعه ايده ها بود. اين دانش به مقتضاي ديدگاه فلسفي او براي ايده هاي بشري منشأ حسي قائل بود و مي كوشيد تا آنها را شناسايي نمايد. ايدئولوژي در اين تعبير، معنايي نزديك به اپيستمولوژي ومعرفت شناسي دارد.
ناپلئون، ايدئولوژي را در مقام تحقير، به عنوان وصف براي كساني به كار برد كه دلبسته مطالعه درباره تصورات ايده ها هستند، چندان كه از عمل، غافل مي باشند و بلكه مرد عمل نيستند. او آنها را ايدئولوگ خواند.
ماركس، ايدئولوژي را نه به معناي معرفت وايده شناسي، بلكه به معناي انديشه و آگاهي به كاربرد. در اصطلاح او، ايدئولوژي، انديشه اي است كه در ارتباط با رفتار اجتماعي و سياسي طبقه حاكم و براي توجيه وضعيت موجود، سازمان مي يابد و به همين دليل ايدئولوژي را انديشه اي كاذب مي دانست. اين انديشه كاذب، شامل مجموعه عقايد، باورها و اعتقادهايي مي شود كه به عمل اجتماعي، جهتي خاص مي دهد.
ايدئولوژي در كاربرد نخستين خود در آثارماركس، معنايي منفور دارد و لكن به موازات آن، معناي مثبتي از ايدئولوژي نيز مورد توجه قرارمي گيرد و آن مجموعه عقايد، باورها و اعتقاداتي است كه نه براي توجيه وضعيت اجتماعي وسياسي حاكم بلكه براي تبيين و تفسير وضعيت مورد نظر طبقه پيشتاز سازمان مي يابد. ايدئولوژي در اين معنا نيز، عقايد و ارزشهاي معطوف به عمل اجتماعي در رفتار سياسي است.
كارل مانهايم پس از ماركس، ايدئولوژي رابيشتر درباره مجموعه عقايد ناظر به وضع موجود به كار برده و مفاهيمي را كه در خدمت جامعه ونظام آرماني به كار گرفته مي شوند، با عنوان«اوتوپيا» در برابر ايدئولوژي قرار داد. لكن او نتوانست كاربرد ايدئولوژي را در معنايي مقابل با «اوتوپيا» محدود كند و ايدئولوژي از قرن نوزدهم به بعد، همچنان به معناي مجموعه باورها،انديشه ها و ارزشهاي ناظر بر رفتار اجتماعي وسياسي به كار مي رود. ايدئولوژي در اين معنا، بخشي از فعاليت ذهني آدمي است كه به طورمستقيم يا غيرمستقيم، در خدمت رفتار انسان قرار مي گيرد.
ايدئولوژي گر چه از قرن نوزدهم در معناي فوق به كار رفت و لكن ذهنيت معطوف به عمل سياسي مختص به آن سده نمي باشد و تأملات فلسفي بخش عظيمي از انديشمندان سده هاي هفدهم و هجدهم، مصداق بارز همان معنايي هستند كه لفظ ايدئولوژي به آن دلالت مي كند.
كارهاي «هابز» و «گروتيوس» در طي قرن هفدهم، با وجود اختلافهايي كه در مفروضات نظري آن دو وجود دارد و تلاشهاي نظريه پردازان سياسي در قرن هجدهم، كه با تكيه بر مقولات عقلاني از قبيل حقوق و قوانين طبيعي و درقالب قراردادهاي اجتماعي، سازمان مي يافت نمونه هايي آشكار از تلاش ايدئولوژيك قبل ازكاربرد لفظ ايدئولوژي است. انقلاب فرانسه مهمترين حركت ايدئولوژيك قرن هجدهم است كه بدون استفاده از لفظ ايدئولوژي انجام شد.
قرن نوزدهم از تحركات ايدئولوژيك فراواني برخوردار است و تفاوتهاي چشمگيري با قبل دارد. در قرن هفدهم و هجدهم، انديشه هاي سياسي بيشتر از روش تحليلي و عقلي بهره مندهستند. كانت با آن كه در قرن هجدهم هجوم جدي خود را به عقل نظري سامان مي دهد، براعتبار عقل در ابعاد عملي پاي مي فشارد و قواعد ثابت و استوار عملي را كه با تأملات و تحليلهاي عقلي آشكار مي شوند، به عنوان موازين ضروري عمل، محترم مي شمارد و حتي مي كوشد از اين رهگذر براي عقل نظري نيز شاءني بيابد. لكن ازپايان سده هجده با ورود رمانتيسم به حوزه انديشه سياسي، ايدئولوژيهايي پديد مي آيد كه كمتر به تحليلهاي عقلي محض، وفادار مي مانند، و به موازات آن ايدئولوژيهايي شكل مي گيرد كه در صدد تفسير علمي (نه عقلي) مي باشند. تلاش ماركس براي ارائه ايدئولوژي علمي و كوشش آگوست كنت براي تحكيم مواضع«مذهب انسانيت»، نمونه هايي برجسته از ايدئولوژيهاي علمي قرن نوزدهم هستند.
سالهاي نخستين قرن بيستم، سالهاي درگيريهاي فراواني است كه باعنوان حركتهاي ايدئولوژيك خود را معرفي مي كنند، ناسيوناليسم، ماركسيسم، فاشيسم، عناوين ايدئولوژيكي هستند كه مسؤوليت بخش عظيمي از نزاعهاي دهه هاي نخستين قرن بيستم را برعهده مي گيرند.
نخستين بار در سال 1955 «ادوارد شيلز»اصطلاح پايان ايدئولوژي را به كاربرد و «بل» دراوايل دهه شصت كتابي را با اين نا م نوشت و از آن پس به مدت دو دهه، اين اصطلاح در مركزتوجهات محافظه كاران و ليبراليستها نظير هان آرنت، كارل پوپر، ريمون آرون و سيمور ليپست قرار گرفت.
فروپاشي بلوك شرق به اقتدار انديشه «پايان ايدئولوژي» افزود، و انديشمندان سياسي ديگري كه در حقيقت، نقش ايدئولوگهاي نظام سياسي غرب را ايفا مي كنند، به صورتهاي مختلف برپايان پذيرفتن حركتهاي ايدئولوژيك، تأكيد ورزيدند. نظير تافلر، و هابر ماس كه پايان ايدئولوژي را خصيصه تمدن جديد و حاصل فرآيند عقلاني شدن جهان در تمدن غربي مي داند و فوكوياما كه با عنوان پايان تاريخ، حركتهاي ايدئولوژيك را عقيم و نازا مي داند.
* نسبت ايدئولوژي با دين
آنچه گذشت مروري كوتاه بر واژه ايدئولوژي وتاريخ دو صد ساله تطورات آن است. اصطلاح ايدئولوژي در اين دو سده، داراي دو ويژگي اصلي است. اولاً كار و فعاليتي ذهني است، و ثانياً معطوف به عمل و ناظر به رفتار آدمي است.
ويژگي اول، خصيصه اي است كه ايدئولوژي را از دين، متمايز مي سازد. ويژگي دوم، موجب امتياز ايدئولوژي از علم مي شود و البته اين دوامتياز براساس برخي از تعاريفي است كه نسبت به دين و يا علم وجود دارد.
اگر دين را فعاليت ذهني بشر براي تفسيرعالم و آدم بدانيم، عقايد و باورهاي ديني به دليل نقش و اثري كه در فعاليتهاي سياسي انسان دارند، به صورت نوعي ايدئولوژي شناخته مي شوند. ماركس به همين دليل اعتقادات بشر را در زمره ايدئولوژيهاي كاذبي مي دانست كه براي توجيه منافع اقتصادي طبقه حاكم سازمان مي يابند. اما اگر دين، هويتي صرفاَ ذهني و ياعقلي نداشته و معرفتي باشد كه پس از فناي انسان و ملاقات او با خداوند سبحان حاصل مي شود و يا آن كه با وحي و الهام الهي به افق فهم و ادراك آدمي نازل مي گردد، نمي توان آن را در چارچوب اصطلاح رايج ايدئولوژي گنجاند. دين در اين تعريف، گر چه هدايت انسان را به سوي سعادت ازلي و ابدي و راهبري او را براي تكوين مدينه فاضله و جامعه الهي بر عهده مي گيرد و درنتيجه ناظر به رفتار فردي و اجتماعي انسان نيز مي باشد، لكن تفاوتي بنيادين با ايدئولوژي دارد. دين، آنچه را از ايدئولوژي انتظار مي رود و يا ايدئولوژي مدعي آن است، با شور و حرارتي فراتر انجام مي دهد و لكن حاصل آگاهي حسي و يا معرفت مفهومي - عقلي بشر نيست.
قرآن كريم، دين را حاصل معرفتي مي داند كه بشر، هرچند با توان علمي خود به حقانيت آن پي مي برد و لكن از نزد خود و بدون وحي و الهام الهي، هرگز نمي تواند به آن دست يابد. در آيات قرآن، انبياء چيزي را به انسان مي آموزند كه بدون ارسال رسل و انزال كتب، هرگز نمي تواند آن را فرا گيرد: «و يعلمكم مالم تكونوا تعلمون؛ انبياء به شما آنچه را كه از نزد خود نمي توانيد فرا گيريد، تعليم مي دهند.»
سنت نيز اگر به معناي ذهنيت رسوب يافته اي باشد كه در اثر ممارست و تكرار، به صورت عادت در آمده است، در قالب يك ايدئولوژي محافظه كارانه تفسير مي شود. لكن اگر به معناي راهي باشد كه از متن شهود ديني برخاسته و به سوي آن راه مي برد، در محدوده تعريف مصطلح ايدئولوژي نمي تواند قرار گيرد.
* نسبت ايدئولوژي با ايده هاي دكارتي و مثل افلاطوني
البته براي «ايده»، معناي ديگري است كه درآن معنا مي تواند با سنت و دين، قرابت داشته باشد. ايده در معناي رايج و مصطلح آن، چيزي جز تصورات و انديشه هاي ذهني بشر نيست. اين معنا از قرن هفدهم به بعد، مقبوليت يافته است.
دو جريان فلسفي راسيوناليستي و امپرياليستي، كه با دكارت و بيكن آغاز مي شوند «ايده ها» را به معناي مفاهيم ذهني بشري در نظر مي گيرند. تفاوت اين دو جريان، در اين است كه حسگرايان، ايده ها را بر خواسته از حواس انساني مي دانند و عقل گرايان، براي آنها هويتي ذهني قايل هستند، و از تقليل و ارجاع آنها به داده هاي حسي، سرباز مي زنند. دكارت، ايده ها رامفاهيمي مي دانست كه عقل بي واسطه، شهود مي كند. شهود عقلي نزد دكارت، چيزي جز دريافت واضح و بدون واسطه مفاهيم ذهني نيست.
نظامهاي فلسفي كه پس از دكارت تا كانت، دوام يافت، حاصل فعاليتهاي ذهني است كه بر مدار همان ايده ها و مفاهيم ذهني شكل مي گيرد. كانت با انقلاب كپرنيكي خود، اعتبارسازه هاي مزبور را مورد ترديد قرار داد و ايدئولوژي در قرن نوزدهم و بيستم، معناي اصطلاحي خود را وامدار همان معناي رايجي مي داند كه از دكارت به بعد، براي «ايده»، پيدا مي شود. ايدئولوژي در معناي اصطلاحي خود، مجموعه مفاهيم و مقررات سازمان يافته اي است كه معطوف به عمل و كنش سياسي مي باشد.
معناي ديگري كه «ايده» دارا بود، آن است كه نزد افلاطون و سقراط سابقه داشت. «ايده» نزد افلاطون، امري مفهومي نيست، بلكه واقعيتي كلي و ثابت است و حقيقت آن از طريق تزكيه - سلوك و شهود - حاصل مي شود. شهود نزد افلاطون و ارسطو، يك بداهت مفهومي نيست، بلكه اتصالي وجودي است كه موجب گسترش واقعيت سالك مي شود.
«ايده ها» يا «مثل»؛ ارباب انواع و مدبرات امورطبيعي هستند، و همه آنها در تحت احاطه و شمول «مثال خير مطلق» مي باشند.
مثل، علاوه بر آن كه از طريق اشياي طبيعي - كه در حكم سايه هاي آنها هستند - پيام عام خودرا به ساكنان طبيعت مي رسانند، از طريق ارتباط خاصي كه با اهل سلوك پيدا مي كنند، پيامهاي ويژه تري را جهت تدبير و تنظيم عمل فردي واجتماعي آنان ابلاغ مي نمايند. سقراط براساس همين باور بود كه پيام الهه معبد دلفي را كه ازطريق كاهن آن معبد به مردم ابلاغ شده بود،محترم مي شمرد و در نهايت نيز جان خود را براي اجراي آن پيام تقديم نمود.
ايدئولوژي اگر نظر به معناي افلاطوني وسقراطي «ايده» و «مثال» داشته باشد، با دين وسنت، قرابت پيدا مي كند. لكن، معناي اصطلاحي ايدئولوژي در قرن نوزدهم توسط كساني وضع يا به كار برده شد كه با معناي افلاطوني «ايده»، بيگانه اند و آن را چيزي جز پندار و خيال نمي دانند. نزد آنها، مثل افلاطوني از سنخ ايده هاي دكارتي هستند كه به غلط، واقعيتهاي عيني شمرده مي شوند. چه اينكه در نظر آنها دين و سنت نيز چيزي جز ذهنيت تبديل يافته و واژگون شده انسان نيست وبه همين دليل، آنها فلسفه افلاطون و اديان و سنن الهي را چيزي فراتر از يك ايدئولوژي بشري نمي بينند.
با وجود اصراري كه ايدئولوگهاي معاصر در دو سده اخير بر هويت ايدئولوژيك مثلا افلاطوني و يا سنن ديني دارند، امتياز دين وسنت و همچنين امتياز ايده ها و مثل افلاطوني با ايدئولوژيهاي انساني محفوظ است، زيرا هيچ يك از اين امور، خصيصه نخست ايدئولوژي را ندارند؛ يعني براساس تعريفي كه دين از خود ارائه مي دهد و يا براساس تعريفي كه افلاطون از مثل مي دهد، هيچ يك از آنها هويتي ذهني و يا صرفا مفهومي نداشته و بلكه حقايقي عيني و محيطي هستند كه از طريق شهود، دريافت مي شوند.

  


حج؛ ميعاد در سرزمين موعود

 

*جواد محدثي
... سفري مي بايد و هجرتي...، و گشودن بند«عادت » از پاي  «روز مر گي » و چشيدن آب، از چشمه حيات و پرواز به آنجا كه دلها به عشقش مي تپد، و رفتن از صراطي حساس و لغزنده... اما نيك فرجام. غالباً زاير، مسافر است و زيارت و سفر، توأم. پس در«حج »،



زيارت است و سفر، آري سفر به سوي نبض ايمان و مهد قرآن و مهبط وحي... سير و سفر در اسلام، بسيار پسنديده است و مفيد، ولي بايد در جهت خوب و با انگيزه و هدفي سالم باشد. امام صادق (ع) فرموده است:
مسافرت بايد براي يكي از اين سه امر باشد:
1- تهيه توشه آخرت 2- تأمين معاش زندگي 3- لذت مباح و تفريح سالم و غير حرام.(1)
رسول خدا (ص) هم فرموده است: «مسافرت كنيد تا صحت  بدن يابيد. حج نماييد تا بي نياز گرديد.»(2)
زيارت خانه خدا، هم «سفر» است، هم «حج» است. هم براي مسلمان منافع مادي و اجتماعي دارد، هم آگاهي بخش و وحدت آفرين است، هم دشمن شكن و دوست نواز است. سازندگي اش  بسيار است و نقش تربيتي و اجتماعي و سياسي آن، بس عظيم و كارساز. نخستين گام حج، با سفر آغاز مي شود و سر فصل زيارتها، حج  خانه خداست.
در عين حال، بايد هشيار بود كه اين سفر الهي و زيارت پربركت كه بر هر مسلمان توانمند و مستطيع، فرض و واجب است، از محتوا تهي و از اثر خالي نگردد.
در هر صورت، دريغ است كه اين سفر، به هدفهايي دنيايي و محاسبات سود پرستانه اختصاص يابد و از محتوا و بعد عارفانه و عاشقانه تهي شود، زيرا مكه، ضيافتگاه ملكوتي و معنوي خدا و حاجي، مهمان پروردگار و پذيراي خداوند، با رحمت و مغفرت است.
و حيف كه اين ميهماني، كه زمينه ساز اكرام خدا و پذيرايي با غفران الهي است، در حد سفري تفريحي و گردشي پوچ، و رفت و آمدي تاجرانه درآيد... كه صاحبخانه كريم و بزرگ است و ميهمان را هدفي والا و نيتي در خور عظمت  «رب البيت » شايسته است.
«مكه »، تربت  برگزيده
مكه، سرزمين برگزيده خداوند است و مورد نظر و توجه پروردگار. سرزمين عرفان و معنويت و توحيد است. خاستگاه اسلام است، تربت منتخب آفريدگار است و زيارت اين ديار، قدم نهادن و رفتن و ديدن و فيض بردن از جاهايي است كه مورد عنايت  خاص خداست.
امام صادق(ع) فرموده است: «محبوبترين زمين نزد خدا، مكه است. نزد خداوند هيچ خاكي محبوبتر از خاكش و هيچ سنگي گرامي تر از سنگش و هيچ درختي محبوبتر از درخت مكه و هيچ كوهي محبوبتر از كوههايش و هيچ آبي محبوبتر از آب مكه نيست ».(3)
ارزش و قداست اين خاك به خاطر انتساب به پروردگار است و برگزيدگي اين تربت، به خاطر معنويات و خاطرات مقدس اين مهد وحي و كانون رسالت و توحيد است.
نگاه كردن به كعبه هم، عبادت است
وقتي كعبه يادآور آن همه خلوص و عظمت و ايثار ابراهيم است و نماد توحيد و خداپرستي، نگاه به آن هم عبادت به شمار مي آيد، زيرا اين نگاه هم سازنده و تربيت كننده است، تا نگاه كننده چه كسي باشد و در وراي نگاه، چه احساس و درك و برداشتي نهفته است!...
در حريم حرم دوست
در زيارت حج، زاير، ميهمان خداست
اين زيارت، پاسخگويي و لبيك به دعوتنامه عامي است كه چند هزار سال پيش حضرت ابراهيم(ع)، به فرمان خداوند از همه كساني كه مي توانند و استطاعت  شركت در اين كنگره عظيم الهي- مردمي را دارند، دعوت نموده است.
خداوند در قرآن فرموده است: «براي ابراهيم، جايگاه بيت را فراهم نموديم و دستور داديم براي من شريك قرار مده و خانه مرا براي طواف كنندگان و بپا ايستادگان و راكعان و ساجدان پاك گردان و مردم را به حج ندا داده و دعوت كن كه سواره و پياده از هر فراز و نشيبي و سواره بر هر مركب ضعيفي، به اينجا بيايند».(4)
زيارت حج، يك سفر سازندگي است. سفر خودسازي و تهذيب نفس و ارتقاي درجه معرفت و شناخت و عشق به حق و گرديدن به گرد مركزيت توحيد است.
در اين سرزمين بعثت و حريم قدسي خدا كه قبله مسلمانان و مطاف يكتاپرستان است، بي اجازه نمي توان وارد شد و بي  دعوت نمي توان رفت. اجازه، همان دعوت عام الهي است و آمادگي براي ورود، همان «لبيك » است. بدون احرام، از ميقات نمي توان وارد اين سرزمين شد. در هر وقت از سال كه باشد، هر كه و از هر كجا كه باشد، براي ورود به اين سرزمين مطهر و حريم حرم دوست، بايد«محرم » شد و لبيك گفت و قدم صدق بر آن نهاد، زيرا سر در كوي دوست  سپردن و در مطاف حق گرديدن است.
خدا، زاير را دعوت كرده و اجازه ورود و حضور در ميقات و مطاف و حرم داده است، چه مقام والا و توفيق بزرگي!
به تعبير امام خميني(ره):
«... سفر حج، سفر كسب نيست. سفر تحصيل دنيا نيست. سفر الي ا... است....»(5)
سفري اين چنين عظيم و زيارتي، اين گونه عارفانه و عاشقانه است كه باعث مي شود امام حسن مجتبي(ع) 25 بار پياده به  «حج » برود(6) و امام حسين(ع) هم گاهي در اين سفر، با داشتن مركب و وسيله سواري، پياده راه پيمايد و مركب، پشت  سرش حركت كند(7). اين، شوق ديدار را مي رساند. در ميان جمعي كه به ديدار خانه خدا مي روند، بعضي هم به صاحبخانه مي انديشند... «او خانه همي جويد و من صاحب خانه » و رابط در اين ميان، «دل » است و وادي سفر، عشق و عرفان.
زيارت حج و ادب باطني
وقتي حج، حضور در ميقات رب است؛ وقتي شركت در ضيافت ا... است، وقتي لبيك گفتن به نداي ابراهيم(ع) و دعوت خداوند است، پس حاجي بايد به تناسب  «مقام »، خود را مهياي اين «بار عام » سازد.
در مورد ادب باطني حج، امام صادق(ع) فرموده است:
دل را در هنگام و هنگامه حج  براي خدا مجرد ساختن و از هر حجابي و شاغلي آزاد ساختن، همه امور را به خدا سپردن و در تمام حركات و سكنات، بر او توكل داشتن...(8)
اگر حاجي زاير، اين گونه با قلبي سرشار از خدا و تهي از غير، رو به خداي آورد، طبيعي است كه هر قدم ميهمان خدا عبارت و درجه و رتبه به شمار مي آيد و در مقابل هر گام، حسنه اي بر او افزوده شده و سيئه اي از او محو مي شود.
در اين صورت است كه حاجي، ميهمان خدا خواهد بود.
جامه عشق
با پوشيدن جامه احرام، جامه هاي گناه را بايد با غسل احرام شستشو كرد و توبه نمود و با احرام بستن، با خدا تجديد پيمان نمود و با گفتن  «لبيك »، از صميم جان به نداي دعوت خدا و ابراهيم پاسخ گفت و با ورود به حرم، خود را در حريم حرمت الهي ديد و با سعي و طواف، خود را خدايي ساخت و بين خوف و رجاء بود. بايد با رمي جمرات، شيطانهاي نهان و آشكار، دروني و بيروني را طرد كرد و با قرباني گوسفند، نفس سركش را قرباني كرد و كشت و... به ميقات دوست رفت و در مناي معرفت مقيم شد و در پرتو هدايت  خدا قرار گرفت و بهتر از پيش شد... در اين زمينه، به گفتگوي عميق و زيبا و بديع امام زين العابدين(ع) با شبلي كه از حج آمده بود و به ديدار امام(ع) رفت، مراجعه و دقت كنيد.
اين است كه حج، همرنگ شدن با خالصان و پاكان و هماهنگ شدن با فرشتگان و كروبيان است.
در زمان موعود، به سرزمين ميعاد رفتن است.
كعبه و قبله را از نزديك ديدن است و جهت و وجهه عمل را مشاهده كردن است. زيارت كعبه اي است كه به فرمان خدا همه روزه و در كارهاي عبادي، روي بدان سو مي كنيم و چهره، به طرف  «مسجدالحرام » مي گيريم كه قبله اي است پسنديده و رضايت بخش....
پي نوشتها:
1- مكارم الاخلاق، ص 240.
2- محاسن برقي، ص 345.
3- محجة البيضاء، ج 2، ص 152.
4- سوره حج، آيه 27.
5- كتاب حج (مجموعه مقالات) ، (انتشارات وزارت ارشاد اسلامي) ، ص 33.
6- بحار الانوار، ج 99، ص 103.
7- همان، ج 99، ص 105.
8- همان، ج 99، ص 124.

  


با حضور وزيران علوم و ارتباطات و فناوري اطلاعات ؛
نقش دانشگاهها در آموزش و تحقيقات فناوري اطلاعات بررسي مي شود

 

اولين نشست سراسري «نقش دانشگاهها و مراكز پژوهشي در آموزش و تحقيقات فناوري اطلاعات» با هدف بحث و بررسي پيرامون چگونگي آموزش و پژوهش فناوريهاي اطلاعات برگزار مي شود.
به گزارش مهر، در اين نشست كه روز سه شنبه 19 دي ماه سال جاري در مجتمع تحقيقاتي عصر انقلاب برگزار مي شود، وزيران و معاونان وزارتخانه هاي علوم و ارتباطات و فناوري اطلاعات سخنراني خواهند كرد.همچنين كارگروههايي در خصوص محورهاي نشست تشكيل و جمع بندي كار آنها در مراسم اختتاميه نشست ارايه خواهد شد.

  


اتاق فكر سلامت برگزار مي كند ؛نشست علمي - تخصصي «مديريت پژوهش در سلامت»

 

اتاق فكر سلامت جهاد دانشگاهي علوم پزشكي شهيد بهشتي با همكاري معاونت سلامت وزارت بهداشت،  درمان و آموزش پزشكي، نشست علمي - تخصصي «مديريت پژوهش در سلامت» را برگزار مي كند.
به گزارش ايسنا، اين نشست علمي در روز يكشنبه  17 دي ماه از ساعت  30/8 در محل معاونت سلامت وزارت بهداشت،  درمان و آموزش پزشكي برگزار مي شود.
سخنران اين نشست دكتر حسين ملك افضلي، معاون تحقيقات و فناوري وزير بهداشت،  درمان و آموزش پزشكي است.

  


به مناسبت هفته پژوهش ؛جشنواره پژوهش در دانشگاه آزاد مشهد برگزار مي شود

 

مدير كل پژوهشي دانشگاه آزاد اسلامي مشهد گفت: به مناسبت گرامي داشت هفته پژوهش، جشنواره ساليانه پژوهش دانشگاه آزاد اسلامي منطقه 9 برگزار مي شود.
دكتر محمد مؤمن هروي با بيان اين مطلب، اظهار داشت: معرفي پژوهشگران برتر در دو بخش دانشجويي و اعضاي هيأت علمي، معرفي كتاب سال منطقه 9 دانشگاه آزاد، معرفي دفتر برتر ارتباط با صنعت و معرفي پايان نامه هاي برتر كارشناسي ارشد و دكتري از مهمترين برنامه هاي اين جشنواره است. گفتني است اين جشنواره، 28 دي ماه در مجتمع علوم انساني دانشگاه آزاد مشهد برگزار خواهد شد.

  


با حضور دكتر مهدي محقق برگزار مي شود ؛همايش بزرگداشت «ايزوتسو»

 

همايش بزرگداشت چهاردهمين سالگرد درگذشت فيلسوف، زبانشناس، اسلام شناس و قرآن پژوه برجسته ژاپن،«توشيهيكو ايزوتسو» امروز برگزار مي شود.
به گزارش مهر، همايش بزرگداشت چهاردهمين سالگرد در گذشت فيلسوف، زبانشناس، اسلام شناس و قرآن پژوه برجسته ژاپن، پروفسور توشيهيكو ايزوتسو به همت گروه فلسفه دانشكده علوم انساني دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال و با همكاري كميته فرهنگي انجمن دوستي ايران و ژاپن و با همراهي بخش فرهنگي سفارت ژاپن در ايران، امروز (اول ژانويه 2007) برگزار مي شود.
در اين همايش دكتر مهدي محقق رئيس انجمن آثار و مفاخر فرهنگي، دكتر مهران ضيغمي رئيس، دكتر محمد علي شيخ مدير گروه فلسفه دانشكده علوم انساني و خانم دكتر يگانه شايگان سخنراني مي كنند.
مكان برگزاري اين نشست، دانشكده علوم انساني دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شمال است.

  


قفسه باز

 

اسناد حضور دولتهاي بيگانه در شرق ايران




ناشر: سازمان كتابخانه ها، موزه ها و مركز اسناد آستان قدس رضوي
به كوشش: الهه محبوب فريماني
چاپ اول: 1382
كشور ايران به واسطه موقعيت جغرافيايي و ژئوپلتيكي خود كه در جنوب غربي آسيا، بين سه قاره آسيا، اروپا و آفريقا واقع شده، به منزله پلي بين شرق و غرب است. اين موقعيت جغرافيايي در وضعيت سياسي و نوسانهاي مرزي كشور، همواره مؤثر و هر نوع رابطه نظامي، سياسي و اقتصادي بين اين سه قاره بر بافت اجتماعي و فرهنگي آن تأثيرگذار بوده است. اين مسأله، موجب توجه كشورهاي قدرتمند به ايران گرديد.
كتاب فوق، مجموعه اي از اسناد است كه حضور دولتهاي بيگانه را در شرق ايران و بويژه منطقه قاينات و سيستان در دوره قاجار نشان مي دهد. بيشتر اين اسناد مربوط به جنگ جهاني اول است و كشمكشهاي بين سه دولت آلمان، انگليس، روسيه و ناتواني دولت ايران در رفع آن، از نكات مهم اسناد مزبور است.گفتني است، اين كتاب مشتمل بر 654 سند، واژه نامه، نمايه، گزيده اسناد و تصاوير مي باشد.

تفسير كاشف




ناشر: مؤسسه بوستان كتاب قم
نويسنده: علامه محمدجواد مغنيه
ترجمه: موسي دانش
ج دوم
چاپ اول: 1385
كتاب حاضر در دو بخش جداگانه، به تفسير سوره هاي آل عمران و نساء مي پردازد. برخي از عناوين بخش اول عبارتند از: محكم و متشابه، تورات و انجيل، دوستي مؤمن با كافر، فاطمه و مريم، عروج عيسي، رخداد مباهله، فرق پيامبر و معلم، امت محمد، مؤمنان اهل كتاب و...
در تفسير سوره نساء فصولي مانند اموال يتيمان، بهره مردان از ارث، نيكي به پدر و مادر، شفاعت و سلام، يهود و اعجاز قرآن، كيفر بدكاران، تفاوت دين و دينداران، عدم آمرزش مشركان، اثر پيمان شكني، تفاوت مرد و زن، فقها و وجوب هجرت و... مطرح شده است.

فرهنگ نامه ادب




محمدي ري شهري با همكاري عبدالهادي مسعودي ترجمه حميدرضا شيخي
قم: دارالحديث، چاپ، 1384
فرهنگ نامه ادب، قطره اي از درياي بيكران علوم و معارف ناب اسلامي و مدخلي از دانش نامه ميزان الحكمه است كه به صورت مستقل، منتشر مي شود. در اين دانش نامه، واژه ها و اصطلاحاتي كه در قرآن و احاديث، كاربرد فرهنگي گسترده اي دارند، به ترتيب الفبايي، با نظمي نوين و با ذكر نمونه كاربردها (شواهد)، معناشناسي و تحليل و تبيين مي گردند. در لابه لاي اين دانش نامه، برخي مدخل ها، از كاربرد فرهنگي ويژه و بسامد استفاده بالايي برخوردارند؛ بدين معنا كه عموم مسلمانان و يا گروههاي خاصي از آنان، به صورت شبانه روزي و گسترده، به آنها سروكار دارند. از اين رو، به منظور تصحيح و تقويت فرهنگ عمومي جوامع اسلامي، ضروري است معارف مربوط به اين گونه واژه ها و اصطلاحات، به صورت كتاب همراه، و كتاب راهنما، در اختيار همگان قرار گيرد. با اين نگاه، مدخلهايي از اين دست، به صورت كتابهايي مستقل و در اندازه هايي كه حمل و مطالعه آن آسان باشد، در اختيار علاقه مندان قرار مي گيرند.
فرهنگ نامه ادب، نخستين كتاب از مجموعه فرهنگ نامه هايي است كه با هدف تصحيح و تقويت فرهنگ ارزشهاي رفتاري، ارائه مي گردد. در اين فرهنگ نامه، مسايل مهمي مانند تعريف ادب، انواع و مراتب ادب، نقش ادب در زندگي، خاستگاههاي ادب، آموزگاران ادب، روش ادب آموزي و آفات ادب آموزي از منظر قرآن و احاديث اسلامي، تبيين گشته است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com