|
* نرگس خرقاني با آغاز پاييز معمولاً كف فروش فيلم تا حد زيادي پايين مي آيد. اولين دليلي كه براي اين موضوع وجود دارد، آغاز فصل مدارس است و كم

شدن تعداد بخشي از مخاطبان سينما كه محصلان هستند. به جز اين موضوع، پاييز زماني است براي اكران فيلمهاي جديتر و تا حدي هم جشنواره پسندتر. به طور مثال در آمريكا هم با آغاز فصل پاييز اكران فيلمهاي اسكاري آغاز مي شود و در تابستان بيشتر فيلمهاي جوان پسند، كمدي و كودكانه. بيشتر فيلمهايي كه با هدف جذب مخاطبان جدي تر سينما ساخته شده اند، معمولاً در پاييز اكران مي شوند. در ايران هم تا حدي همين روند وجود دارد و با آغاز پاييز، پرده سينما از اكران فيلمهاي كمدي خالي شده و بيشتر فيلمهايي هم كه در اين مدت اكران مي شوند، فيلمهايي با حال و هواي جدي هستند. * يك شوك سينمايي در پاييز امسال شاهد يك اتفاق در سينماي ايران بوديم و به نظر مي رسد كه سال 1385 سال متفاوتي براي سينماي ايران است. ابتدا در بهار و تابستان اكران فيلم «آتش بس» و فروش بيش از يك ميليارد توماني اين فيلم بود كه به سينماي ايران شوك وارد كرد و بعد از آن، فروش بيش از 600 ميليون توماني فيلم «ميم مثل مادر» ساخته رسول ملاقلي پور كه انتظار فروشي اينچنين براي اين فيلم تصور نمي شد. سالها بود كه يك ملودرام اشك آور در سينماي ايران تا اين اندازه فروش نكرده بود و در چند سال اخير، بيشتر فيلمهايي با حال و هواي كمدي به فروشهاي فوق العاده اي مي رسيدند. فروش بالاي فيلمي نظير «ميم مثل مادر» مي تواند نشانه آن باشد كه تماشاگر ايراني، غير از اينكه علاقه مند است در سالن تاريك سينما بخندد، دوست دارد كه گهگاهي هم همپاي بازيگران فيلم، اشك بريزد و از اين طريق تا حد زيادي سبك شود! البته مخاطب ايراني خيلي هم برايش مهم نيست كه يك فيلم اشتباههاي زيادي داشته باشد و حتي يكي از ضعيفترين آثار كارگردانش به شمار آيد، و همين قدر كه بتواند تماشاگر را به هر طريق شده همراه خود كند، براي او كافي است. شايد خود ملاقلي پور هم تصور نمي كرد فيلمش با اين همه ايراد فيلمنامه و كارگرداني و ساير مسايل، تا اين حد فروش داشته باشد! البته مسايل و حواشي كه پيرامون اين فيلم وجود داشت نيز در نوع خود جالب توجه بود. به طور مثال خبرهايي منتشر شده بود مبني بر اينكه چند تن از تماشاگران اين فيلم هنگام تماشاي آن از فرط گريه از حال رفته اند و يا در برخي شهرستانها نيز بر روي شيشه سينما نوشته شده، «افرادي كه بسيار حساسند و يا ناراحتي قلبي دارند، به تماشاي اين فيلم ننشينند»! اين موارد اگر هم واقعاً صحت داشته باشد، طبق معمول، تبليغات خوبي براي يك فيلم به شمار مي رود و باعث مي شود كه تماشاگران، كنجكاوي زيادي براي تماشاي اين فيلم پيدا كنند و همين امر دليل خوبي براي بالا رفتن فروش اين فيلم است. با فروش بالاي «ميم مثل مادر» و پس از آن آغاز جشنواره فيلم فجر در بهمن ماه، به نظر مي رسد كه فيلم ديگري نتواند از حيث فروش با اين فيلم برابري كند، بنابراين بايد از همين الان اين فيلم را بعد از «آتش بس» پرفروش ترين فيلم سال 85 بدانيم، مگر اينكه اتفاقي غير عادي در سينماي ايران بيفتد كه اين هم با توجه به فيلمهايي در نوبت اكران بعيد به نظر مي رسد. * فيلم خوبي كه خوب نفروخت ديگر فيلمي كه در فصل پاييز به نمايش درآمد، فيلم «تقاطع» ساخته ابوالحسن داوودي بود. كارگرداني كه بيشتر به يك كارگردان طنز پرداز معروف است، اما در اوج اكران و فروش فيلمهاي كمدي، او يك فيلم جدي ساخت. شايد بتوان «تقاطع» را بهترين كار اين كارگردان به شمار آورد، اما هميشه خوب بودن يك فيلم نشان دهنده فروش خوب آن فيلم نيست و «تقاطع» هم با وجود روايتي متفاوت طوري ساخته شده بود كه براي مخاطب عام هم قابل درك باشد، ولي همين تمهيدات باعث شد تا اين فيلم فروشي متوسط داشته باشد. فيلم «تقاطع» در تهران فروشي در حدود 200 ميليون تومان داشت و در شهرستانها هم نتوانست فروش بالايي داشته باشد كه با توجه با هزينه هاي بالاي اين فيلم و حضور جمع زيادي از بازيگران مطرح سينماي ايران، اتفاق چندان خوبي براي سازندگان اين فيلم نبود. البته جشن خانه سينما بر خلاف مخاطبان سينما، با اين فيلم بي مهر نبود و اين فيلم توانست جوايز زيادي را از جشن خانه سينما به خود اختصاص دهد. * فيلم متفاوت پر دردسر ديگر فيلم متفاوتي كه طي اين مدت اكران شد، فيلم «چه كسي امير را كشت؟» بود. فيلمي كه از نامش هم پيداست كه فضايي متفاوت دارد. اين فيلم كه دومين تجربه مهدي كرم پور به شمار مي رفت، تلفيقي از تجربه گرايي و نماهايي شيك بود و به رغم حضور جمعي از معروفترين بازيگران سينما، فروش پاييني داشت. در بسياري از موارد بخصوص در سينماهاي جنوب تهران، بسياري از تماشاگران، از ميانه هاي فيلم به سراغ مدير سينما رفته و خواهان پس گرفتن پولشان شده بودند. در برخي موارد هم كار به خشونت كشيده شده و شيشه هاي سينما توسط تماشاگران شكسته شده بود. همين امر هم باعث شد تا اين فيلم به سرعت از اكران بسياري از سينماها برداشته شود. وقوع چنين اتفاقاتي باعث شد تا بر سر در ساير سينماهايي كه اين فيلم را اكران مي كردند نوشته شود: «با فيلمي متفاوت رو به رو هستيد» تا كسي خواهان برگشت پول بليتش نشود! پس از اين تمهيدات، تا حدي از مشكلات اكران اين فيلم كاسته شد. فروش فيلم «چه كسي امير را كشت ؟» در تهران حتي به 200 ميليون تومان هم نرسيد و نشان داد كه تماشاگران ايراني خيلي از تجربه هاي جديد خوششان نمي آيد. * و اما بقيه فيلمها... ديگر فيلمي كه در پاييز اكران شد، فيلم «قتل آن لاين» بود كه فضايي پليسي داشت. اين فيلم اولين تجربه مسعود آب پرور بود كه پيش از اين تجربه، چند كليپ و چند فيلم و سريال تلويزيوني را داشت. آب پرور با توجه به سابقه كليپ سازي اش، در بسياري موارد سعي كرده بود در ساخت «قتل آن لاين» از همان تمهيدات براي ايجاد فضاي تعليق استفاده كند كه به نظر تجربه خيلي موفقي نبود و با فروش در حد 200 ميليون تومان خود، فروشي متوسط داشت. ديگر فيلمي كه طي اين مدت اكران شد، فيلم «وقتي همه خواب بودند» نخستين تجربه فريدون حسن پور در عرصه كارگرداني بود. فيلمي ساده و بي آلايش كه البته خالي از اشكال هم نبود و با توجه به فضاي اين فيلم، اكران محدودي گرفت و در ابتدا تنها در 3 سالن سينما اكران شد. اما در همين سه سالن هم بسيار خوب فروخت و توانست سالنهاي بيشتري را براي اكران به خود اختصاص دهد، اما با توجه به اكران بسيار محدود اين فيلم، «وقتي همه خواب بودند» فروش قابل ملاحظه اي داشت و توانست بيش از 80 ميليون تومان فروش داشته باشد. نكته جالب توجه در خصوص اين فيلم تبليغاتي بود كه براي اين فيلم مورد استفاده قرار گرفت، زيرا از سوي تهيه كننده فيلم، اعلام شده بود كه به قيد قرعه 5 نفر از مادران و 5 نفر از مادربزرگاني كه اين فيلم را تماشا كنند به سفر حج فرستاده خواهند شد! اين تمهيد بسيار عجيبي براي تماشاي يك فيلم به شمار مي رود و البته در سينماي ايران بي سابقه است. قبل از اين بيشتر، محصولات كارخانه اي از چنين تبليغاتي استفاده مي كردند و به نظر مي رسد فيلمسازان براي جذب مخاطب از هر حربه اي استفاده خواهند كرد. فيلم «ابراهيم خليل ا...» ديگر فيلمي بود كه طي اين مدت اكران شد و از محصولات تلويزيوني بود. اين فيلم بر خلاف تجربه موفق «مريم مقدس» كه فروش بسيار بالايي داشت، نتوانست فروش خوبي داشته باشد و فروش آن حتي نتوانست به مرز 80 ميليون تومان هم برسد. گويا بهترين راه براي نمايش اين فيلم نيز همين است كه چندي بعد به عنوان يك سريال تلويزيوني پخش شود! ديگر فيلمي كه طي اين مدت اكران شد؛ فيلم «بي وفا» ساخته اصغر نعيمي بود. كارگرداني كه قبل از اين در عرصه مطبوعات سينمايي فعاليت داشت و اين فيلم اولين تجربه سينمايي او به شمار مي رفت و با توجه به حال و هواي فيلم و حضور بازيگراني نظير الناز شاكردوست و حميد گودرزي، گويا اين كارگردان با بهره گيري از عوامل جذاب براي مخاطب عام، در پي پيدا كردن جايگاهي تثبيت شده در سينماي ايران است. از نكات جالب توجه اين فيلم، مي توان به حضور فرهاد توحيدي به عنوان فيلمنامه نويس اشاره كرد و همچنين به بازي الناز شاكردوست كه در همين مدت كوتاه حضورش در سينماي ايران، به يكي از پركارترين بازيگران بدل شده و حضور او در سه فيلم اكران پاييز نيز نشان دهنده همين امر است. ديگر فيلمي كه اولين روزهاي اكران خود را سپري مي كند، فيلم سينمايي «تله» آخرين ساخته سيروس الوند است. با توجه به اينكه اين فيلم بتازگي اكران شده، نظر دادن در خصوص فروش اين فيلم كمي سخت است، اما حضور بازيگراني چون محمد رضا گلزار، مهناز افشار و امين حيايي در كنار يكديگر نشان مي دهد كه سيروس الوند با اين انتخابها در پي دستيابي به فروش بالاي فيلمش است، چون اين فرمول سه ضلعي قبل از اين در فيلم «كما» بخوبي امتحان خود را پس داده بود، هر چند كه حال و هواي فيلم الوند طبق معمول ديگر كارهايش جدي است و «تله» بر خلاف «كما» كميك نيست. در ابتدا قرار بود «تله» در جشنواره فجر اكران شود، اما ظاهراً سازندگان فيلم ترجيح دادند، بدون شركت در جشنواره اين فيلم را روانه پرده سينماها كنند. * فيلمي كه هيچ گاه اكران نشد! ديگر فيلمي كه قرار بود طي اين مدت اكران شود و اكران نشد، فيلم «ستاره ها/ ستاره مي شود» فريدون جيراني بود. اين در حالي بود كه «ستاره ها/ ستاره مي شود» روز 23 آبان ماه در سينماي فلسطين و با حضور عوامل فيلم افتتاحيه خود را برگزار كرد و انتظار مي رفت كه چهارشنبه همان هفته اين فيلم اكران شود، اما اين اتفاق نيفتاد. پس از آن فيلم «ستاره ها / ستاره است» (جلد دوم ستاره ها) در دانشگاه صنعتي شريف افتتاحيه اي همراه با عوامل فيلمش داشت. در خصوص اكران شدن اين فيلم، بسياري سوژه پر سرو صداي اين فيلم را علت اصلي عدم اكرانش مي دانند. سوژه اي كه بسياري از اهالي سينما هم به نحوه پرداخت و نگاه فيلمساز به اين مقوله اعتراض داشتند و آن را نوعي خود زني سينمايي مي دانستند! در كل، فيلمهاي پاييز امسال در مقايسه با سال گذشته فروش بهتري داشتند و اين روندي بود كه در تابستان امسال هم شاهدش بوديم و به نظر مي رسد كه سينماي ايران روزهاي گرمي را در گيشه تجربه مي كند و نمي توان همه اين فروش بالاي فيلمها را به بالا رفتن قيمت بليتها نسبت داد، چون آمار حضور تماشاگر هم نشان مي دهد كه سينماي ايران از حيث تعداد تماشاگران هم افزايش چشمگيري داشته است كه اين مسأله مي تواند براي سينماي ايران كه همواره با بحران فروش و كمبود تماشاگر مواجه بوده، خوشحال كننده است و نويد دهنده روزهاي بهتر. |