|
ساكن زيرزمين ساختمان بودند. در از داخل با قفل بزرگي بسته شده بود. پسربچه نحيف دو ساله تقاضا مي كرد و گريه مي كرد «در رو باز كنيد». ملتمسانه تقاضا مي كرد «در رو باز كنيد»...

«مهسا» كه بزرگتر بود، مات و مبهوت به سوي در نگاه مي كرد و آرام آرام عقب مي رفت و ناگهان گويي تذكر، سفارش و شايد هم تهديدي را به خاطر آورده باشد، به سوي داداش «علي» رفت و با تمام توان، او را كه بشدت گريه مي كرد، به سوي اتاق خواب برد و در را بست. به گزارش ايسنا، 15 آذرماه با 110 تماسي گرفته شد و موضوع كودك آزاري به اطلاع پليس رسيد. مأموران كلانتري 138 «جنت آباد» در محل حاضر شدند، اما چون دستور قضايي نداشتند، از باز كردن در منزل معذور بودند. نمي شد كاري انجام داد و تنها بايد استشهاد محلي جمع آوري مي شد تا قاضي رأي صادر مي كرد. زن صاحبخانه فقط از لاي در نگاه مي كرد؛ معلوم بود، دلش بشدت مي سوزد. بسختي حاضر به همكاري براي تهيه تحقيقات پليسي شد. او مي گفت: چهار ماه است، اين كودكان به همراه پدر و نامادريشان در آنجا ساكن هستند و او بارها شاهد صحنه هاي ناخوشايندي از وضعيت بچه ها بوده است... «به خدا من فضول نيستم خانم»، «صدايشان مي آيد، وقتي تنبيه بدني مي شوند» يا «وقتي دو طفل معصوم را توي دستشويي و حمام مي خواباند و با صداي بلند و با خشونت به آنها فحش مي دهد». ... «مهسا فقط چهار سالش است، اما خودم ديدم كه در ساعتي از شب براي خريد منزل بيرون فرستاده شده و يا آنكه مجبور است پله ها را دستمال بكشد». به گفته زن صاحبخانه، ماجرا آن قدرها هم حاد نبود تا اينكه همين اواخر، همسايه ها متوجه گريه هاي مداوم دو كودك از خانه شدند. پيگيريهاي همسايه ها حاكي از آن بود كه كودكان از ساعت 7 صبح تا 5 بعد از ظهر تنها هستند. نامادري در اين مدت سر كار بود و پدر دو كودك نيز از ساعت 9 تا 7 شب بيرون از خانه بسر مي برد و در تمام اين مدت، در منزل قفل و دو كودك دو و چهار ساله، ساعتها بدون آب و غذا بودند... خبري از شادي كودكانه نيست هنوز صحبتهاي زن صاحبخانه تمام نشده بود كه يكي ديگر از همسايه ها براي همكاري و در اختيار گذاشتن اطلاعات به پليس اعلام آمادگي كرد. ...حادثه دو روز پيش بود. صداي تكراري گريه بچه ها را شنيده بود. از پنجره نگاه كرد: «مهسا» را ديد كه دست و پايش به صندلي بسته شده است. طاقت نياورد، صاحبخانه را خبردار كرد و با كمك كليد يدك وارد خانه شدند. در اين لحظه هر دو همسايه تأييد كردند كه «مهسا» از ساعت 8 صبح تا 2 بعد از ظهر به صندلي بسته شده و دست و پايش بشدت متورم و كبود شده بود، البته چند تكه نان خشك جلوي دست كودك بود. با ديدن اين اوضاع، همسايه ها به پدر و مادر هشدار داده بودند: اگر رفتارشان با اين وضع ادامه پيدا كند، حتماً پليس را در جريان قرار خواهند داد. همين تذكر موجب شد آنها پس از مراجعه به منزل، اقدام به كتك زدن دو كودك بي دفاع كنند. بدين ترتيب با طي مراحل قانوني و اعلام نظريه كارشناسي درخصوص اين پرونده، با رأي داديار شعبه دو دادسراي ناحيه 5 تهران با حضور مأموران كلانتري 138، در منزل در حالي باز شد كه نامادري با فحاشي و بهانه اينكه شوهرش در منزل نيست، با پليس همكاري نكرد. بدين ترتيب اسناد و مدارك به همراه گزارش پزشكي قانوني كه هر دو كودك را مورد معاينه قرار داده بود، به دادسراي ناحيه 5 ارايه شد و كودكان به دستور داديار دادياري براي پذيرش به يكي از مراكز شبانه روزي نگهداري كودكان بدسرپرست تا مشخص شدن تكليف نهايي انتقال داده شدند. 21 آذرماه با تشكيل جلسه در شعبه 9 دادياري دادسراي ناحيه 5، با توجه به مدارك و اسناد موجود مبني بر كودك آزاري، عليه پدر و نامادري كودكان اعلام جرم شد و اين در حالي بود كه آنها در دفاع از خود به قاضي مدعي شدند: «به دليل وضعيت بد مالي، امكان سپردن بچه ها به مهد كودك را نداريم و از سوي ديگر نيز نمي توانيم ساعتهاي كاريمان را كاهش دهيم». در اين حال به دليل عدم سابقه كيفري و اولياي دم بودن پدر، از مجازات والدين اين كودكان صرفنظر شد، زيرا بنا به تشخيص قضايي، مجازات آنها تبعات سوء داشته و از اين رو با اخذ تعهد كتبي مقرر شد، به دليل سنگين بودن شهريه مهد كودك، با استفاده از تخفيف لازم، اين دو كودك در يكي از مهدهاي كودك ثبت نام شوند و در ساعت نبود والدين در منزل، اوقاتشان را زير نظر يك سرپرست سپري كنند. |