|
* محمد هرمزي اشاره:بورس اوراق بهادار با توجه به نقش واسطه اي كه ميان سرمايه گذاران و متقاضيان سرمايه (توليدكنندگان) ايفا مي كند، از

جايگاه ويژه اي در بازارهاي مالي جهان برخوردار است؛ اين بازار از يك سو نقدينگي مورد نياز مراكز صنعتي - توليدي را تأمين مي كند و از سويي، فرصتي را براي مردم ايجاد مي كنند تا سرمايه هاي خود را در بخش توليد سرمايه گذاري كنند و از مزاياي مشاركت در توليد منتفع شوند، اما واقعيت بازار سرمايه كشورمان (بخصوص بورس) نسبت به بازارهاي مالي كشورهاي توسعه يافته حكايت ديگري دارد، بطوري كه طبق اظهارات مسؤولان، بورس ايران در جذب و تجهيز پس اندازهاي مردم موفق نبوده تا جايي كه تنها 4 درصد جمعيت كشور (700 هزار نفر) در بورس فعال هستند، در حالي كه اين نسبت در كشورهاي ديگر به 66 درصد مي رسد؛ اين وضعيت بيانگر اين واقعيت است كه نقدينگي سرگردان نه تنها در بورس سرمايه گذاري نمي شود، بلكه عموماً در بازارهاي سفته بازي و (دلالي) نظير ارز، طلا، مسكن، زمين و... كه داراي بازدهي فوق العاده زيادي است، سوق داده مي شود، از همين روست كه هر از گاهي با بحرانهاي دوره اي در اين بازارها مواجه هستيم. بنابراين براي واكاوي و تبيين معضلات پيش روي بورس گفتگويي را با دكتر يدا... دادگر استاد دانشگاه تربيت مدرس انجام داديم كه در پي مي آيد. * جناب دكتر، براي شروع بفرماييد كه بورس اوراق بهادار در تجهيز منابع مالي به سمت توليد چقدر نقش دارد؟ ** بر خلاف فعاليتهاي دلالي و بورس بازي، بورس بيانگر يك فعاليت مولد است كه گاهي متأسفانه در تعابير غيرتخصصي اين مسايل خلط مي شود، بنابراين فعاليت در بورس يك فعاليت مولد اقتصادي و با فعاليت سفته بازي (دلالي) متفاوت است، از همين رو يك شاخص اساسي براي وضعيت سلامت اقتصاد يك كشور محسوب مي شود، به عبارت ديگر در بيشتر تئوريهاي اقتصادي، بورس به عنوان ليدينگ فاكتور (عامل پيش برنده) و راهبردي به شمار مي آيد؛ پس اگر در هر اقتصادي بورس آن از جايگاه قابل قبولي برخوردار باشد، ضامن سلامت و پويايي آن محسوب مي شود؛ اين نكته اي است كه در وهله اول بايد مورد توجه قرار گيرد؛ اما در خصوص كارآمدي و يا ناكارآمدي بورس چند عامل تأثيرگذار است، نخست آنكه فعاليتهايي كه در وراي اوراق بهادار بورس انجام مي گيرد حائز اهميت است، يعني وقتي بورس فعال است بيانگر اين مطلب مي باشد كه يكسري فعاليتهاي توليدي در وراي آن انجام مي شود، بنابراين يكي از انگيزه هاي اساسي كه مردم را به سمت بورس حركت مي دهد تا سهام خريداري كنند در واقع اطمينان نسبي آنان از مولد و كارآمدي آن سيستم توليدي است. از سوي ديگر اگر شركتهايي كه در بورس پذيرفته و مشاركت مي كنند، فعاليتهاي آنان كارآمد و رو به رشد باشد قطعاً روي ارزش بازاري اوراقي كه منتشر كرده اند تأثيرگذار است وانگيزه خريدار را براي خريد اوراق بالا مي برد، بنابراين يك عامل اساسي، اينكه خريدار اطمينان حاصل كند كه اوراق خريداري شده يك درآمد انتظاري يا سوء انتظاري برايش به دنبال دارد. نكته دوم فعال بودن بازارهاي بعد از خريد اوليه اوراق بهادار است كه اصطلاحاً به بازارهاي دست دوم يا ثانويه مشهورند - بورس يكي از اين بازارهاست - در اين بازارهاي دست دوم صاحبان اوراق مي توانند هر وقت كه تمايل داشته باشند اوراق خود را خريد و فروش كنند، از همين روست كه در كشورهاي توسعه يافته معمولاً صاحبان مشاغل داراي انواع مختلفي از اوراق بهادارند كه هر وقت مي خواهند به راحتي سهام خود را عرضه و در مقابل مبلغ اطمينان بخشي را دريافت مي كنند، پس بازار ثانويه نه تنها زمينه خريد و فروش اوراق بهادار را فراهم مي كند، بلكه كارايي بورس را نيز بالا مي برد پس اين بازار بايد فعال باشد. * در موقعيت كنوني عوامل بازدارنده سرمايه گذاري مردم در بورس چيست؟ ** قبل از هر چيز بايد بگويم كه بورس در كشور ما خيلي جوان است، يعني در اين زمينه سابقه و تجربه زيادي همانند كشورهاي ديگر نداريم به هر حال تا سال 74 بورس به دلايل مختلفي راكد بود، اما از سال 75 بورس فعاليت خود را به طور نيم بند آغاز كرد ولي همچنان در اين عرصه پيشتاز نبوده ايم و هنوز هم به آن مرحله نرسيده ايم، البته تا اواخر سال 83 بورس با رونق و روند صعودي مواجه شد، ولي متأسفانه بعد از آن دوباره با ركود روبرو شد.بورس تحت تأثير فضاي عمومي و فضاي غيراقتصادي است، يعني بورس به شدت متأثر از اوضاع و عناصر فرااقتصادي است، آرامش يا تنش ها، وضعيت اجتماعي و قضايي و... كه لزوماً اقتصادي نيستند به شدت بر بورس تأثيرگذار است، در مواردي ممكن است اظهارات يك مقام ارشد روي قيمت سهام اثرگذار باشد.گاهي ديدگاههاي بدون ملاحظه برخي مقامات نيز بر اين روند تأثيرگذار بوده اما در كشورهاي پيشرفته مشاوران اقتصادي و اقتصاددانان، معمولاً اظهارات مديران ارشد را قبل از سخنراني بررسي مي كنند كه در واقع كار عقلايي است تا پيامدهاي اقتصادي در پي نداشته باشد. * طي سال گذشته ساختار بورس با تغيير قوانين آن با تحولات اساسي مواجه شد، در واقع اين تغييرات چقدر مي تواند به رونق بورس كمك كند؟ ** اينكه قانون بازار سرمايه تا حدودي تغيير كرد، در واقع حركتي رو به جلو بود، منتهي اين حركت كافي نيست. در واقع عناصر كليدي تري تأثيرگذار است، عناصري كه با ابعاد اجتماعي و سياسي و بين المللي مستقيماً روي بورس اثر مي گذارد. * در حال حاضر بازارهاي رقيب و قدرتمندي نظير مسكن، ارز، طلا و... در برابر بورس وجود دارد، اين بازارها چقدر در ركود بورس تأثيرگذار بوده است؟ مردم به هر نحوي دنبال سودهاي تقريباً زياد هستند، بازدهي بازارهاي غيررسمي و بازدهي سرمايه هاي مالي در فعاليتهاي غيررسمي در ايران بخاطر وضعيت رانتي موجود بسيار بالاست، به طوري كه متأسفانه كارهاي غيرمولد برخلاف يك چهارچوب استاندارد رقيب فعاليت بورس شده است، در حالي كه در يك بازار عقلايي، بورس بايد با فعاليتهاي مولد مقايسه شود، يعني با انواع سرمايه گذاريهاي فيزيكي و مولد ديگري كه در كنار بورس وجود دارد بايد مقايسه شود، اما چون سرمايه گذاري مولد رقيب بورس چندان قابل توجه نيست جامعه به سمت سرمايه گذاري هاي دلالي هجوم آورده است، به عنوان مثال فعاليت سفته بازي زمين و مسكن آسيب جدي اقتصاد كشور محسوب مي شود؛ بنابراين رقابت ناسالمي بين فعاليتهاي سفته بازي (دلالي) در بازارهاي رانت با فعاليت هاي مولد بورس ايران پديد آمد. متأسفانه پولهاي سرگردان در بازارهاي غيررسمي حتي در فعاليتهاي سفته بازي معمولي (به غير از مسكن و زمين) به شكل شبه مضاربه استفاده مي شود كه حتي اين بازارها نيز سود بالايي را به دنبال دارد. اين وضعيت سبب مي شود كه بازار مولد در برابر اين بازارها قدرت نفس كشيدن نداشته باشد و شاهد رقابت غيرهمساني باشد، اين رقابت بسيار مخرب است در بازار غيررسمي و رانتي مي توان بالاي 40 درصد سودآوري به دست آورد، در مقابل بازار بورس كه زير 12 درصد سود را به دنبال دارد. متأسفانه كارگزاران ما اعم از خانواده ها و بنگاههاي اقتصادي و حتي تعاوني ها عملاً به سمت بازارهاي غيرمولد كشيده شده اند، اين موارد در يك كلام معلول يك اقتصاد پرتلاطم است، در حالي كه نبايد سهم فعاليتهاي غيرمولد آنقدر در كشور بالا باشد. سهم فعاليتهاي غيرمولد نظير بازار طلا، ارز و... اگر چه چندان زياد نيست، ولي باز منفعت و سودي كه از اين بازارها به دست مي آيد از بازده بورس بيشتر است. با اين وضعيت، طبيعي است كه بنگاهها و خانوارها به جاي سرمايه گذاري در بورس به دنبال سودهاي نيمه بادآورده اي در ديگر بازارها هستند. * چه الزاماتي براي ايجاد رونق بورس بايد مورد توجه مسؤولان قرار گيرد؟ ضعف عوامل فرهنگي در تشويق مردم به سمت سرمايه گذاري دربورس چقدر دخيل بوده است؟ فرهنگ سازي براي ورود مردم به بورس امري اجتناب ناپذير است، اما به نظر مي رسد كه مجاري فرهنگي و رسانه اي ما متأسفانه هنوز نتوانسته اند مردم را توجيه كنند كه جايگاه بورس شناخته شود. مردم بايد با كار مولد آشنا شوند و تمايزي با كارهاي غيرمولد قايل شوند، اينكه چه كاري به اقتصاد ملي لطمه مي زند و چه فعاليتهايي موجب رونق بخش توليد مي شود، اگر مردم آگاهي كافي داشته باشند، اين به رونق بورس نيز كمك مي كند؛ امروز انسانهاي شريف زيادي سرمايه هاي خود را در مسير غيرمولد بكار نمي گيرند و همچنان تقاضا دارند كه در مسير مولد و سالم سرمايه گذاري شود، بنابراين ممكن است كه سود كم را با كار سالم ترجيح دهند، از اين جهت شايسته است كه فرهنگ سازي لازم صورت گيرد. |