تبليغات X
 


صفحه اصلی
سیاسی
بین الملل
اجتماعی
اقتصادی
فرهنگی
ورزشی
حوادث
ديدگاه
گزارش
شهرستانها
ستونها
اخبار ویژه
صفحه آخر
سر مقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2007-01-21
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 1بهمن ماه 1385

[ ورزشی ]
 * تمام آنچه در مورد انتقال بكام به گالاكسي نمي دانيد؛نمايشي جديد كنار تپه هاي هاليوود!
 * رختكن استقلال پس از شكست مقابل مقاومت؛آقاي انصاريان! شوخي و خنده موقوف
 * ايران قهرمان جام تختي
 * بررسي عملكرد تيمها در نيم فصل اول (5)؛پايتخت نشينان درجه د
 * حمله روبينيو به سرمربي رئال ؛كاپلو افكار نژادپرستانه دارد
 * مشكلات بارسا يكي يكي حل مي شود ؛نيوكمپ هنوز جهنم است!
 * ديگر به امارات برنمي گردم؛برهاني: از همه گرانتر بودم!
 * يادداشت ؛ توطئه خاموش
 * اعلام برنامه هفته شانزدهم ليگ برتر
 * امروز منچستريونايتد- آرسنال ؛ونگر و كابوس لارسن
 * ريز و درشت از فوتبال ايران

تمام آنچه در مورد انتقال بكام به گالاكسي نمي دانيد؛نمايشي جديد كنار تپه هاي هاليوود!

 

* وحيد ضرابي نسب
ايتاليا- رم- قصر تاريخي براچانو- 18 نوامبر- احتمالاً كمي بعد از غروب آفتاب: تام كروز و همسرش از مهمانها تشكر مي كنند كه با



حضورشان مراسم ازدواج آنها را گرمي و صفا! بخشيده اند و تام همان طور كه با جان تراولتا و راسل كراو خوش و بش مي كند، چشمش به او مي افتد. شايد يك جورهايي معروفترين مهمان مراسمشان هم باشد. براي همين كتي هولمز بي خيال صحبت كردن با لوپز احساساتي مي شود و با همسرش به استقبال ديويد بكام و ويكتوريا آدامز مي روند. پس از چند تعارف رسمي، تام كروز سرش را جلوتر مي آورد و طوري كه تقريباً هيچ كس نشنود به بكام مي گويد:
- هي رفيق! چي شد؟ تصميمتو گرفتي؟ همه چي آماده اس؟ هم واسه فوتبال خودت و هم واسه بازيگري خانمت....
***
نمي دانم چرا هميشه مي خواستم ديويد بكام و تام كروز را كنار هم قرار دهم. براي من بكام همان كروز بوده. اما در دنياي فوتبال، اگر توأمان اهل سينما و فوتبال باشيد متوجه شباهتهاي عجيب اين دو نفر مي شويد. هر دو پرطرفدار و محبوب، با رفتارهاي عجيب و غريب، حاشيه هاي فراوان و جنجالهاي تمام نشدني، پولساز با زندگي شخصي پر رمز و راز و البته هر دو هم خوب! به اين روزهاي بكام نگاه نكنيد كه انصافاً او در مقطعي از منچستر يونايتد يكي از بهترينهاي اروپا بود، همان طور كه كروز در برخي فيلمهايش چشمها را خيره مي كند.




با اين همه تصور نمي كردم يك روز اين دو نفر به هم بپيوندند كه البته چنين شد و تام دست ديويد را گرفت و به هاليوود برد. مطمئنم شما هم ابتدايش با خبر شنيدن اين انتقال افسانه اي شوكه شديد. گرچه قبلترها خبر پيوستن بكام به ليگ MLS و همين تيم گالاكسي اين ور و آن ور شنيده مي شد، اما در اين شرايط و با اين مبلغ نه! آرسنال و چلسي هم درخواستهايي داده بودند. پس از اين كه اينترميلان جدي ترين مشتري ستاره سابق ساكسونها عنوان شد، اين دو تيم ليگ برتر از حضور بكام در لندن استقبال كردند، اما فعلاً اصلي ترين گزينه موراتي پولدار بود. تقريباً داشتيم تصور مي كرديم كه بكام در پيراهن سياه و آبي اينتر چه ريختي مي شود و كلاً از ليگ آمريكا يادمان رفته بود كه رئاليها اعلام كردند قرارداد جديدي با او تنظيم كرده و خواسته اند او تا پايان 2009 در برنابئو بماند.
اما خب هيچ كدام از اين دو اتفاق نيفتاد تا آقاي بكام روانه ينگه دنيا شود. در اين چند روز درباره اين انتقال و حواشي اش حرفهاي زيادي گفته شده، اما بنا داريم به صورت تفضيلي تر و البته با اطلاعاتي جديدتر تمام دلايلي كه اين اتفاق را رقم زد بيان كنيم.
* هي پسر، مگه چسبيدي به نيمكت!
شايد علني ترين دليلي كه بشود براي خداحافظي بكام با مادريد آورد، اختلاف نظر شديدش با كاپلو باشد. او اين فصل بيشتر از شش هفت بار فرصت بازي نيافت و اين براي ستاره اي كه مدل موهايش در بيشتر آرايشگاههاي اروپا جزو پرطرفدارترينهاست و پيراهنهايش حسابي فروش مي رود، يعني كابوس.
تيتر يك رسانه باشي و به همراه زن و سه بچه ات خوراك عكس مجله ها را تأمين كني! درآمدت فقط از تبليغات چهار شركت عظيم توليدي دنيا 25 ميليون دلار باشد! و در موتورهاي جستجوگر اينترنت اسم تو جزو اولينها قرار گيرد، اما چسبيده باشي به نيمكت! آن هم بعد از آن اتفاقات تلخ جام جهاني. گرفته شدن بازوبند كاپيتاني و از همه بدتر كنار گذاشته شدن كامل از تيم ملي، در حالي كه هنوز 31 ساله اي!
قبول كنيد سال 2006 براي ديويد انگليسي بدترين سال ورزشي اش بود و هر چند او نزولي تدريجي را پس از جدايي از اولدترافورد طي مي كرد. همان قضيه معروف لنگ كفش آقاي فرگوسن را مي گوييم. البته ساده انگاري است كه دليل ترك منچستر را فقط همان ضربه بدانيم كه اختلاف ويكتوريا آدامز با فرگوسن و ناسازگاريهاي ديويد بكام در تمرينها داشت فضاي تيم را از هم مي پاشاند. به هر حال پس از سفر به جايي كه قرار بود كلكسيون ستارگان كهكشاني اروپا باشد پايين آمدن او از پله ها هم شروع شد. گر چه در ابتداي كار تركيب جادويي زيدان و فيگو و رونالدو (نه اين رونالدوي چاق تنبل!) باعث شد بكام در نقش يك گوش كلاسيك و سانتر گل ساز حسابي جا بيفتد، اما با رفتن فيگو، افول رونالدو و آمدن جوانترها به برنابئو، اين نقش كم رنگ تر و كم رنگ تر مي شد. حالا مي رسيم به كاپلو... هم او كه اصولاً با دو دسته بازيكن مشكل دارد. انگليسيها و برزيليها! در چينش دون فابيو كه چيزي به اسم هافبك تهاجمي وجود نداشت و بكام يا بايد در وسط خط هافبك بازي مي كرد (كه عمراً اين كاره نيست!) يا در همان پست تخصصي اش. اما آن جا يكي مثل خوزه ريه س تازه آمده از آرسنال بود كه خيلي فرزتر و سريع تر عمل مي كرد. كلاً بكام در يكي دو سال اخير نه سرعت سابقش را داشت (و دارد) و نه آ ن سانترهاي ديدني و نه ضربه آزادهاي به ياد ماندني.
براي كاپلو هم اصلاً شهرت و بزرگي نام و سابقه يعني هيچ. براي همين بكام در طول نيم فصل كاملاً يك نيمكت نشين محض بود و براي خالي نبودن عريضه در نيمه دوم چند بازي لاليگا و يا در تركيب اصلي جام حذفي چند بار به ميدان رفت. حالا اسپانسرها شاكي شده بودند. مانكن گران قيمت انگليسي داشت از موتورولا و پپسي و فولكس و ژيلت ميليونها پوند پول مي گرفت، اما كسي نمي توانست او را در مستطيل سبز ببيند. او بايد بازي مي كرد تا همچنان عكس و خبرش در رقابتهاي رسانه اي حفظ مي شد. پس تنها يك راه مي ماند، ترك مادريد...
* قراردادش چند تا صفر داره؟!
فكر مي كنيد تمام دليل آمدن به آمريكا همين باشد؟ به نظر شما او كه مي توانست در ميلان يا اينتر و حتي ليگ برتر ادامه دهد، چرا سر از ليگ ناشناس MLS درآورد؟ حتماً مي دانيد كه در آمريكا فوتبال اصلاً ورزش محبوبي نيست و جالب كه تا سال 94 (قبل از برگزاري جام جهاني) فوتبال بين صد ورزش اول آمريكا جايي نداشت! الان هم همين وضعيت پابرجاست و عمراً اگر يك ينگه دنيايي حاضر باشد به جاي تماشاي ضربات سنگين بوكس روي رينگ يا برخوردهاي ناجور راگبي يا ستارگان خوش سيماي تنيس يا چرخش توپ در هوا توي استاديومهاي بيسبال يا از همه مهمتر ديدن عضله و قد و خالكوبي و يك دو جين سياه هيكل، دو ساعت فوتبال تماشا كند! پس چرا بكام MLS را انتخاب كرد؟ به اين رقم توجه كنيد: 250 ميليون دلار كه البته رقم واقعي 275 ميليون است. حالا مي فهميد پول يكي از اصلي ترين اهداف اين نقل و انتقال بوده؟ قرارداد تيم لس آنجلس گالاكسي با ديويد بكام 5 ساله و 250 ميليون دلار است كه البته با توجه به درصدي از منافع باشگاه، درآمد ناشي از تبليغات روي پيراهن و فروش آن مي كند به عبارتي سالي 55 ميليون دلار و در مجموع 275 تا! فكر مي كنيد تا چند سال و حتي دهه ديگر اين رقم بشكند. آن هم در شرايطي كه باشگاهها رو به خريد ستاره هاي جوان و ارزان آورده اند و درست وقتي گمان مي شد كه قرارداد زيدان با رئال تا سالها نجومي ترين باقي بماند، بكام با بيش از چهار برابر مبلغ او آمد توي صحنه.
* زوج بازيكن- بازيگر و تام كروز!
اما فكر مي كنيد تمام دلايل همينها بوده، نه؟ بكام مي خواهد در فوتبال آمريكا سرمايه گذاري كند. همين! احتمال مي رود در اين كشور تا سالهاي آينده فوتبال محبوبيت بيشتري كسب كند، تيمهاي ليگ افزايش يابند، بازيكنان بيشتري به اين رشته وارد كنند، استاديومهاي مجهزتر، بليتهاي گران تر، ترانسفرهاي بزرگتر و تبليغات پردرآمدتر... پس چرا يكي مثل بكام كه هم وضع مالي اش خوب است و هم شهرتش را دارد، از اين سفره پرپول نصيبي نبرد.
اما بكام و گالاكسي چه طور همديگر را پيدا كردند؟ مي دانيد كه بازيكنان مشهور فوتبال در سراسر جهان مدارس فوتبالي به نام خود دارند و شريك تجاري ورزشي بكام در مدرسه فوتبالش در آمريكا شركت AEG است، شركتي كه سهام باشگاه گالاكسي را نيز در دست دارد. بنابراين داريد به بكام حق مي دهيد كه به همه چيز پشت پا زد و به كشوري رفت كه ليگ حرفه اي اش فقط 11 سال قدمت دارد (5 سال از ما بيشتر!) البته يك دليل گنده ديگر مانده!
برگرديم به بحث جناب تام كروز. مي دانيد كه او اخيراً يك كمپاني تقريباً بزرگ فيلمسازي (يونايتد آرتيست) خريده و مي خواهد با شركتهاي بزرگي مثل سوني و پارامونت و فاكس و كلمبيا و... رقابت كند، اما براي اين كار، مواد اوليه مي خواهد. از طرفي همسر آقاي بكام در اروپا بسيار محبوب است. سابقه همكاري او با يكي از گروههاي مشهور موسيقي انگليسي. كارنامه موفق مدلينگ او و همين ازدواج پر سر و صداش با بكام، ويكتوريا آدامز را به چهره اي بين المللي تبديل كرده است.
او چندي پيش اظهار تمايل كرده بود كه فعاليت هنري اش را به عنوان بازيگر در هاليوود دنبال كند و خب اين خبري خوب براي دوست خانوادگيشان كروز بود. از آن جا كه اصولاً بكام مرد زن ذليلي است (براي اثبات اين حرف چندين اتفاق را مي توانيم نام ببريم از همان اختلاف با فرگوسن و روي كين تا قضيه منشي اسپانيايي و...) خيلي تعجبي ندارد كه دست اهل و عيال را بگيرد و برود ينگه دنيا.
فكر مي كنيد باشگاه گالاكسي كجاست؟ بله، كاليفرنيا و اين يعني ديويد و ويكتوريا در هاليوود هستند! بله، حالا صبحها آقا و خانم بكام كه روي بروكلين، رومئو و كروز را مي بوسند (بله، اسم بچه سوم آنها كروز است. حالا باز بگوييد اين بكام و تام كروز با هم رابطه اي ندارند!) يكي مي رود سمت شمال براي شركت در تمرينهاي فوتبال و ديگري روانه هاليوود مي شود تا فيلمش را بازي كند! «آقا و خانم بكام در تپه هاي هاليوود، در سانست بلوار و در سواحل ماليبو دنبال قصرشان مي گردند تا آخرين كهكشاني به هم بخندند. او جايي رفته كه بتواند تماشايي بازي كند و مورد مضحكه قرار نگيرد. خيليها انتظار تماشاي خفت و خواري بكام در فوتبال اروپا را داشتند، اما او نشان داد كه مي داند چه مي خواهد و از آن مهمتر چه مي كند. كسي كه با بيرون شدن از اولدترافورد، از سانتياگو برنابئو سر در مي آورد و كسي كه مي داند هاليوودي است و سر از سانست بلوار درمي آورد، مي داند به كدام سو مي رود» (قسمتي از مقاله نويسنده مشهور گاردين- ريچارد ويليامز)
* و اين هم درباره باشگاه جديد!
اما اين لس آنجلس گالاكسي چه جور باشگاهي است؟ اسم تيم يعني گالاكسي به معناي كهكشان است (واي! باز بكام به يك كهكشان ديگر رفته!) و اشاره به لس آنجلس دارد كه ستارگان هاليوود در آن زندگي مي كنند. رنگ پيراهن آنها تركيبي از طلايي و سبز و مشكي است و تاكنون در سالهاي 2001 و 2005 قهرمان MLS ليگ آمريكا شده اند. ليگ آمريكا از سال 96 به صورت حرفه اي راه اندازي شد كه در دو كنفرانس شرق و غرب (مثل بسكتبال) برگزار مي شود. 6 تيم در منطقه شرق و 6 تا در غرب. قهرمان هر منطقه با هم يك بازي رفت و برگشت انجام مي دهند و برنده قهرمان ليگ مي شود.
امسال حال و روز گالاكسي لس آنجلس اصلاً خوب نبود. آنها با اختلافي 14 امتيازي تيم پنجم جدول كنفرانس غرب هستند و اين بدترين نتيجه آنهاست. هر چند احتمالاً حضور بكام شرايط را براي فصل بعد تغيير مي دهد. استاديوم اختصاصي هوم ديپات سنتر در سابوربان گارسون با 27 هزار گنجايش است و به طور متوسط 22 تا 24 هزار تماشاچي دارند. هر چند فرداي روزي كه خبر پيوستن بكام منتشر شد، ظرف چند ساعت 10 هزار بليت پيش فروش شد آن هم براي فصل جديد كه از 8 آوريل آغاز مي شود. مربي گالاكسي فرانك يالوپ است و مدير باشگاه الكسي لالاس. بله همان بازيكن معروف تيم ملي فوتبال آمريكا و از معروفترين بازيكناني كه تاكنون در اين باشگاه توپ زده اند مي توان به خورخه كامپوس دروازه بان نامي مكزيك و لوئيز هرناندز اشاره كرد. البته در ليگ آمريكا سوپر استارهايي چون پله، يوهان كرويف، بكن باوئر، و در درجه اي پايين تر يوري يورگائف، كارلوس والدراما، هريستو استويچكوف، لوتار ماتيوس، يورگن كلينزمن و والترزنگا را نام برد.
البته اين روزها شنيده مي شود نامهاي بزرگي چون ادگار داويدز، رونالدو و حتي زيدان را شايد در ليگ آمريكا ببينيم.

  


رختكن استقلال پس از شكست مقابل مقاومت؛آقاي انصاريان! شوخي و خنده موقوف

 

* صنم بياناتي
اينجا رختكن استقلال است. باخته اند، اما ظاهراً چندان اهميتي ندارد. شايد هم اين اتفاق ديگر عادي شده است. شرايط كاملاً



معمولي است، انگار نه انگار كه اين بازيكنان همين چند دقيقه پيش توسط شيرازيها با يك شكست 2 بر صفر كه صد البته حاصل نمايش وحشتناك ضعيف استقلال بود به سمت رختكن بدرقه شدند.
هر كس مشغول كار خودش است تا اينكه صمد مرفاوي وارد رختكن مي شود. حضور مرفاوي در رختكن سروصداها را فراري مي دهد و براي يك لحظه، سكوت اتفاق شاخص رختكن آبي پوشان پايتخت مي شود.
با توجه به آنچه بين دو نيمه گذشت و شدت عصبانيت مرفاوي از مهدي رحمتي براي گلي كه در نيمه اول بر تور دروازه او دوخته شد، انتظار همه اين بود كه آقا صمد يك معركه ديدني را به واسطه عملكرد رحمتي به معرض نمايش بگذارد، اما ظاهراً مرفاوي هم دل و دماغ گير دادن به شخص خاصي را ندارد،حتي مهدي رحمتي كه به زعم سرمربي يكي از مقصران اصلي اين شكست است. صحبتهاي آقا صمد سراسر نيش و كنايه است. به در مي گويد تا ديوار بشنود. خوب مي داند اظهاراتش از داخل رختكن به بيرون درز مي كند و به گوش آنهايي كه بايد مي رسد.
«باز هم باختيم. باختن ما يك اتفاق طبيعي است. تيمي كه پدر و مادر نداشته باشد همين مي شود. مقابل هرحريفي شكست مي خورد حتي اگر تيم مقابلش ليگ يكي باشد.»
عمده صحبتهاي سرمربي حول و حوش مسايل مديريتي باشگاه چرخ مي خورد: «فقط همين را ياد گرفته اند كه پشت هر شكست بيايند و بگويند از صمد مرفاوي حمايت مي كنيم. چه حمايتي؟ همه ديدند كه ما مقابل مرصاد بازيكنان اصلي را نداشتيم و با ذخيره ها بازي كرديم همانهايي كه همه از تواناييهايشان خبر دادند. چه توقعي بايد از آنها داشته باشم. اگر توانايي بالايي داشتند كه سه سال روي نيمكت نبودند.»
آقاي سرمربي همه گله و دلخوري اش را در همين دست حرفها خلاصه مي كند تا استقلال حدود 40 دقيقه  به خاطر گوش دادن به درد دل مرفاوي درون رختكن حبس شود. اما حالا موقع مؤاخذه شدن توسط خبرنگاران است. سخت ترين كاري كه مرفاوي بايد انجام دهد. بازيكنان را تنها مي گذارد و به كنفرانس خبري مي رود تا مثل اغلب اوقات در قامت يك متهم در مقام دفاع از خود برآيد. آقا صمد در را كه پشت سر خود مي بندد، همه چيز به همان حالت اوليه برمي گردد. البته كمي غر زدنهاي بازيكنان هم چاشني گپ و گفت معمول در رختكن مي شود تا سرانجام اينجا يك ربطي به رختكن استقلال پيدا كند. بيشتر از همه خيال ياغي سالهاي اخير راحت شده. او حرفهايش را مي زند تا استقلاليهاي قديمي و متعصب نگاههاي چپ چپ خود را براي اين بازيكن نسبتاً تازه وارد حواله كنند.
«اصلاً خوب شد نبرديم وگرنه مي خورديم به پرسپوليس. بعد بردن آنها كه اتفاقاً قوي هم هستند كار مشكلي بود. مي شه مثل آن سالي كه استقلال هركاري كرد نتوانست سپاهان را شكست دهد.»
اين مدل حرف زدن البته به مذاق قديميهاي استقلال خوش نمي آيد هر چند غائله با همان نگاههاي عميق و خشمناك ختم به خير مي شود تا اين بار سعيد لطفي به دفاع از خودش و مثل خودش بپردازد و غيرمستقيم سرمربي را زير سؤال ببرد. «همينه ديگه، وقتي بازيكنان ذخيره را باور ندارند و توانايي آنها را قبول نمي كنند همين مي شود. ما بايد بنشينيم روي نيمكت و اين هم از آخرش».
تمام شد. حالا هم جمع  و جور شده اند و به سمت اتوبوس مي روند. ميثم بائو برخلاف خيلي ديگر از هم تيمي هايش واقعاً ناراحت است. چهره اش گواه همه دلخوري اش از بازي نكردن و البته نتيجه اي است كه استقلال را زمينگير كرده. دعواي پيش از بازي بين بائو و اميرآبادي، شماره 17 را محكوم كرد كه در اين مصاف روي نيمكت بنشيند. گله بائو هم اتفاقاً به همين مسأله برمي گردد. زير لب غر مي زند كه اگر او دعوا كرده اميرآبادي هم يك طرف ديگر ماجرا بوده، آن وقت چرا بايد اميرآبادي تا اين حد ضعيف، 90 دقيقه بازي كند، ولي او از بيرون زمين فقط حرص بخورد و كاري از دستش برنيايد.
نوازي هم البته كم ناراحت نيست. به هر حال پنالتي را خراب كرده و معلوم نيست دوباره رنگ تركيب استقلال را ببيند يا نه. منصوريان دلداري اش مي دهد، اما بي فايده  است. چهره گرفته و عبوس كاپيتان آبيها در اين ديدار به هيچ عنوان باز نمي شود.
خلاصه اينكه همه سوار اتوبوس به فرودگاه مي روند تا راهي تهران شوند. كسي حرفي نمي زند اما اين به معناي سكوت محض در اتوبوس حامل نفرات استقلال نيست. همهمه اي كه از صندليهاي انتهايي اتوبوس بلند مي شود براي خيليها قابل قبول نيست. جايي كه علي انصاريان، مهدي اميرآبادي، سعيد لطفي و مهدي رحمتي نشسته اند، بساط شوخي و خنده به راه افتاده است اساسي.
انصاريان مي گويد: «بايد از بين اميرآبادي و لطفي يكي را به عنوان بدترين بازيكن زمين انتخاب كنيم» او مي گويد و دوستانش مي خندند، بازار خنده داغ است كه عليرضا منصوريان با يك واكنش چكشي و البته به قصد پايان دادن به اين هياهوي عذاب آور وارد ماجرا مي شود. «آقاي انصاريان! اگر داري دنبال بدترين بازيكنان زمين مي گردي بازي خودت را هم مرور كن آن وقت تو هم مي روي جزو گزينه ها».
منصوريان اما قصد شوخي ندارد، با لحن تند و عصباني كه حالا سكوت محض را براتوبوس حاكم كرده، ادامه مي دهد: «ديگر خجالت بكشيد. مثلاً باختيم اين همه بگو و بخند چه معنايي دارد؟ ببين آقاي انصاريان اگر وقتي در پرسپوليس مي باختيد بساط شوخي و خنده راه مي انداختي ، يادت باشه اينجا استقلال است و جاي اين مدل رفتارها نيست».
انصاريان جوابي نمي دهد و منصوريان هم كوتاه مي آيد تا يك اتفاق ديگر برنامه روز جمعه استقلال را كامل نكند.
حالا ديگر همه ساكت مي شوند. صدا از كسي در نمي آيد. جمع حداقل وانمود مي كنند كه ناراحتند و به اين ترتيب پرونده استقلال در جام حذفي بسته شد.
راستي اين همان استقلالي است كه وقتي قهرماني جام حذفي را مقابل سپاهان از دست داد صداي هق هق گريه بازيكنانش در تونل منتهي به رختكن آبيها به وضوح شنيده مي شد...

  


ايران قهرمان جام تختي

 

در بيست و هفتمين دوره مسابقات كشتي آزاد جام تختي كه در آن سه كشور ايران، آمريكا و تركمنستان حضور داشتند، ايران به مقام قهرماني و آمريكا و تركمنستان در رده هاي بعدي قرار گرفتند.




در روز پاياني رقابتها، در وزن 60 كيلوگرم محمد اصلاني با پيروزي بر سعيد احمدي قهرمان شد. مدالهاي برنز مشترك اين وزن به مصطفي آقاجاني وزاك رابرسون از آمريكا رسيد. در وزن 74 كيلوگرم نيز هادي حبيبي با پيروزي چهاربر صفر مقابل ايمان محمديان صاحب مدال طلا شد و مهدي بهابسته، به همراه مجيد محمدي سوم شدند.
در وزن 84 كيلوگرم، مهدي منصوري با برتري دو بر صفر مقابل حامد تاتاري قهرمان شد و مجيد خدايي به همراه لي فولهارت از آمريكا سوم شدند.
همچنين در وزن 120 كيلوگرم، عليرضا رضايي در مصاف با حميد سيفي سه برصفر پيروز شد و بر سكوي قهرماني ايستاد؛ در اين وزن تورج كفايي و ساجد جلالي به مدال برنز رسيدند.

يزداني خرم: هدف پكن است
محمد يزداني خرم پس از پايان رقابتهاي جام تختي در بندرعباس در جمع خبرنگاران حاضر شد و با آنها گفتگو كرد.
سرپرست فدراسيون كشتي در ابتداي اين نشست گفت: امسال زماني كه تقويم فيلا را بررسي كرديم، ديديم كه تا پايان سال پر است، يا بايد جام تختي را برگزار نمي كرديم يا در همين تاريخ فعلي برگزار مي كرديم و اصرار همكاران اين بود كه در اين زمان برگزار شود؛ با توجه به اينكه مرشدي، مديركل تربيت بدني هرمزگان در نظر داشت رقابتهاي يادواره خليج فارس را برگزار كند، جام تختي را نيز با اين نام در بندرعباس برگزار كرديم.
وي افزود: كشورهاي سطح پايين را از رقابتها حذف كرديم و تنها تيم آماده اي كه اعلام آمادگي كرد، آمريكا بود. داغستان نيز در آخرين لحظه با مشكل پرواز مواجه شد و جا ماند. ما دوست داشتيم مسابقات را به صورت تيم به تيم برگزار كنيم تا براي هر كشتي گير 100 فرانك پرداخت نكنيم؛ ولي از آن جا كه دفترچه داوران بايد مهر مسابقات بين المللي بخورد، براي جلوگيري از هزينه سفر 40 داور، تركمنستان را هم شركت داديم تا مسابقات بين المللي شود.
يزداني خرم ادامه داد: هدف ما اين است كه چهار تيم درجه يك در مسابقاتمان داشته باشيم و اعتبار آن را بررسي كنيم تا در جامهاي يكديگر شركت كنيم. هم آمريكاييها و هم ما علاقه مند به رشته  كشتي هستيم كه به اين دليل آنها به جام تختي آمدند. آمريكاييها براي المپيك پكن پايه ريزي مي كنند و ما نيز همين كار را انجام مي دهيم.
وي افزود: مسؤولان تيم آمريكا هميشه اعلام كرده اند كه به جاي خوبي سفر كرده اند و ملت ايران و آمريكا مشكلي ندارند. ضمن اين كه هر دو طرف تابع قوانين دولت خود هستند. قرار شد از تيم آمريكا انگشت نگاري نكنيم و زماني كه ما به اين كشور مي رويم آنها نيز از ما انگشت نگاري نكنند.

مدير اجرايي فدراسيون كشتي آمريكا: جبران مهمان نوازي ايرانيها سخت است
«ريچ بندر» مدير اجرايي فدراسيون كشتي آمريكا در نشست خبري پس از پايان رقابتهاي جام تختي گفت: آمدن به ايران تجربه خوبي بود، با ميهمان نوازي كه از تيم آمريكا شد، خيلي سخت است كه اين ميهمان  نوازي را جبران كنيم، اما اميدوارم اين كار صورت گيرد. 18 سال است كه در فدراسيون كشتي آمريكا هستم و بهترين تجربه هاي سفرم دو بار بوده است؛ يك بار در سال 1998 كه براي مسابقات جهاني به تهران آمدم و يك بار هم در بندرعباس.
ريچ بندر در پاسخ به اين سؤال كه برخورد تماشاگران ايراني با آنها از سال 1998 تا 2007 چه تغييري داشته است، گفت: خيلي سخت است كه بخواهم تفاوت آن را بگويم، اما تماشاگران ايراني بالاترين فهم را در كشتي دارند و كشتي گيران ما مي دانستند كه اگر خوب مبارزه كنند، مورد تشويق و توجه قرار مي گيرند و هيچ كشوري چنين تماشاگراني ندارد.
وي در پاسخ به اين سؤال كه اگر سال آينده از آمريكا براي حضور در جام تختي دعوت شود، آيا بازهم به ايران مي آيد، گفت: علاقه داريم باز هم به ايران بياييم؛ اگر اتفاق خاصي نيفتد اين كار را مي كنيم. در اين رابطه كميته ملي المپيك نيز حمايتهاي لازم را از فدراسيون كشتي آمريكا انجام مي دهد.
وي در رابطه با عملكرد كشتي گيران آمريكا در جام تختي نيز گفت: آمده بوديم تا در هفت وزن مدال بگيريم، اما زماني رسيد كه هم خود كشتي گيران در برخي وزنها نااميد شدند و هم خود ما.
بندر در پايان اين نشست خبري از محمد رضا يزداني خرم سؤال كرد كه كي به آمريكا مي آييد كه يزداني خرم با شوخي پاسخ داد: بياييم، تنها نمي آييم و اين خبرنگاران هم هستند، اما بازديد شما را پس مي دهيم.

سوت طلايي فيلا براي دو داور
در جريان رقابتهاي كشتي آزاد جام تختي در بندرعباس، از يوسف سائقي و جليل سيف ا...پور، دو داور بازنشسته كشتي تقدير و سوت طلايي فيلا به آنها اهدا شد.
همچنين در جريان روز پاياني رقابتها از مربيان و پيشكسوتان استان هرمزگان، داوران شركت كننده، نمايندگان خبرنگاران و پيشكسوتان كشتي تجليل به عمل آمد.

  


بررسي عملكرد تيمها در نيم فصل اول (5)؛پايتخت نشينان درجه د

 

و* حميدرضا عرب
تا به حال 4 قسمت از سلسله مطالب بررسي عملكرد تيمها در نيم فصل اول را با هم مرور كرده ايم و امروز قصد داريم در قسمت پنجم به تيمهاي تهراني بپردازيم.




پيكان: غافلگير كننده
پيكان فصل را چندان خوب شروع نكرد. اين تيم كه فصل گذشته در ليگ يك به سر مي برد، با تغييراتي پا به مسابقات ليگ برتر گذاشت، اما نتايج ابتداي فصل تفكرات را به اين سمت منحرف كرد كه شاگردان دارابينيان در پايان فصل راهي جز ليگ يك نداشته باشند، اما نظم تيمي و حسابگري مديران كارخانه ايران خودرو و نگاهي عمقي به مسايل ورزشي باعث شد تا اين بار پيكان تهران مجبور نباشد براي بقا در ليگ برتر مترصد فرصتهاي باد آورده باشد و اين بار خودش راهش را پيدا كند.
برنامه ريزي مديران كارخانه ايران خودرو كه اين بار در يك حوزه فوتبالي سرمايه گذاري مي كرد منجر به مقام پنجمي پيكان در جدول رده بندي شد تا اين تيم حتي يكي از مدعيان بالانشيني در جدول رده بندي باشد.
بهترين نتيجه پيكان در نيم فصل نخست به پيروزي 2 4 مقابل مس كرمان برمي گردد.
پيكان با يك تساوي در طول نيم فصل اول، كمترين تقسيم امتيازات را به خود اختصاص داد تا در ديگر بازيهايش يا برده باشد و يا در مقابل حريف شكست را پذيرا! علي باقري كه يكي از بازيكنان كليدي اين تيم محسوب مي شود، با 14 بازي بيشترين تعداد بازي را به خود اختصاص داده و طهماسبي، معمار و مهدي نوري در رتبه بعدي قرار دارند.
البته، پيكان از خط حمله چندان متعادلي برخوردار نيست و اگر دارابينيان تفكري براي حل مسأله پيش رو نداشته باشد، ممكن است در نيم فصل دوم كه مسابقات به جاهاي باريك كشيده مي شود، با مشكل رو به رو شود. پيكان در بدترين شكست نيم فصل 1-3 از برق شيراز شكست خورد، اما پيروزي بزرگ اين تيم مقابل استقلال در ورزشگاه آزادي نتيجه اي بود كه تمام شكستهاي تيم دارابينيان را به بوته فراموشي سپرد.

* پاس گيج و سردرگم!
پاس روزهاي بسيار بدي را پشت سر مي گذارد. تيمي كه با سرمايه هاي بسيار آغازگر مسابقات ليگ برتر شد، هرگز نتوانست نتايج خوب سالهاي گذشته را تكرار كند. غياثي كه مي پنداشت با آوردن مجيد جلالي مي تواند مشكلات اين تيم را مرتفع كند، هرگز نتوانست به خواسته خود دست يابد و در نهايت نتايج ضعيف اين تيم باعث شد تا در هفته هاي پاياني نيم فصل اول شاهرخي جانشين مجيد جلالي شود. آمدن همايون شاهرخي نيز سر و صداهاي بسياري پيرامون باشگاه پاس ايجاد كرد، اما مديريت اين باشگاه با اصرار به رأي خود از همايون شاهرخي حمايت كرد تا مرد قديمي و پا به سن گذشته فوتبال ما - كه در اين سن و سال تحرك گذشته را ندارد، كار را به همراه حسين فركي در دست بگيرد تا شايد پاس بتواند نتايج ضعيف نيم فصل نخست را جبران كند. با اين حال عملكرد همايون شاهرخي هم با چند تساوي و البته شكست صداي مسؤولان پاس را درآورد.
حالا پاس كه در آخرين بازي نيم فصل نخست هم مقابل استقلال شكست را پذيرفت، در وضعيت خطرناك تري قرار گرفته است. به طوري كه با ماندن در رتبه دوازدهمي جدول رده بندي - كه مي تواند ضعيف ترين نتيجه تاريخ باشگاه پاس هم لقب بگيرد - واكنش غياثي را برانگيخت تا سر وصداهاي مديريت باشگاه پاس بار ديگر شايعه تغييرات اساسي در كادر فني اين تيم را قوت ببخشد.
اين تيم كه از مشكل گلزني به شدت رنج مي برد و درون دروازه هم احساس آرامش نمي كند. در نيم فصل دوم در پي اقدامهاي گسترده اي برخواهد آمد تا از رتبه هاي پايين خلاص بشود و حداقل بتواند در بين تيمهاي ميانه جدول قرار بگيرد. جواد شيرزاد با چهارده بازي و رحمتي و نصرتي هر كدام با سيزده بازي مي توانند در نيم فصل دوم مسير اين تيم را تغيير بدهند، البته، مشكل گلزني پاس اساسي است و شايد بر حسب اتفاق و احتمالاً بازگشت آرش برهاني مرتفع بشود.

* صباباتري، دور از انتظار
نمي توان از اقدامهاي فرهاد كاظمي قبل از آغاز فصل در صباباتري گذشت. سرمربي صباباتري كه با آمدن به اين تيم از لحاظ اقتصادي صاحب سود بسياري شد. فارغ از همه نگرانيها و بدون كوچكترين بحران حادي هر آنچه خواست كرد و نسبت به اقدامهاي ضروري خود سرعت بخشيد. كاظمي كه او را يكي از كج سليقه ترين مربيان نيم فصل اول مي ناميم، با كنار گذاشتن بازيكنان بزرگي همچون علي دايي و روبرت ماركوس و جذب بازيكنان موردنظر كه در فضاي بيروني باشگاه با آنها تمام مي شد! قدرت تهاجمي صباباتري را تقليل بخشيد و به واسطه حس اعتمادي كه نزد مديريت اين باشگاه ايجاد كرده بود، هفته هاي متوالي به كارش ادامه داد. با اين حال نتايج ضعيف صباباتري مسؤولان اين تيم را بر آن داشت كه در اين موقعيت خطرناك كاري بكنند و ترفندي بينديشند. كه در نهايت باز هم تصميم گرفته شد محمدحسين ضيايي بار ديگر در لباس مربيگري اين تيم روي نيمكت بنشيند تا صباباتري در ادامه راه بتواند شكستهاي خود را جبران كند. ضيايي هم با اقدامهاي روحي- رواني خود را در اولين گام ملوان بندرانزلي را شكست داد، اما در ادامه او هم نتوانست از چاله كنده شده توسط فرهاد كاظمي بيرون بيايد. چرا كه مشكل خط حمله صباباتري هر لحظه حادتر شد و هر چند كه اين تيم تهراني روند بهتري را طي كرد، اما تساويهاي عذاب آور رتبه آنها را تا پله سيزدهم پايين آورد.
صباباتري در نيم فصل اول تنها مي تواند به پيروزيهاي پرگلش مقابل مس كرمان (1-4) و ملوان بندر انزلي دل خوش باشد و از بابت باقي نتايج افسوس بخورد! با اين همه صباباتري كه از دو مهره كارسازش كاشي و اسدي در چهارده بازي متوالي سود برد و سهراب بختياري زاده و يحيي گل محمدي را از جمله مهره هاي كارسازش مي بيند، در نيم فصل دوم به دنبال احيا شدن خواهد بود و نمي توان به آساني از انگيزه هاي جاري شاگردان ضيايي گذشت. يكي از اقدامهاي خوب صباباتري در تعطيلات نيم فصل جذب آقاي گل ازبكستان بود كه پايان بحران خط حمله آنها را تسريع خواهد بخشيد.

* راه آهن در سراشيبي
راه آهن كه پله هاي سقوط را به سرعت طي مي كرد با جذب اكبر ميثاقيان به يك پيروزي درخشان مقابل پرسپوليس دست يافت تا هم مربي جديد از حيث شكست دادن دوباره پرسپوليس در يك فصل صاحب ركوردي تاريخي بشود و هم اينكه راه آهن- ضعيف ترين تيم ليگ برتر به لحاظ امتيازي - اولين برد را در هفته يكي مانده به آخر كسب كند.
راه آهن كه فصل را با عباس رضوي آغاز كرد، از پنج بازي اول خود تنها يك امتياز به دست آورد تا مشكلات دروني اين تيم نمايان شود. مسؤولان تيم فوتبال راه آهن كه از وضعيت موجود ناراضي بودند باز هم به عباس رضوي فرصت دادند تا اين مربي محجوب بتواند اوضاع راه آهن را سر و سامان بدهد، اما صبر مديران راه آهن هم در نهايت به پايان رسيد تا اكبر ميثاقيان در نهايت سكان هدايت اين تيم را در دست بگيرد. راه آهن نقاط تاريك بسياري در نتايج خود دارد. باختهاي پي در پي و نتايج دور از ذهن! راه آهنيهاي قديمي به شدت از اين وضعيت نگران هستند و نتايج اين فصل را مايه سرافكندگي خود مي دانند. آنها معتقدند، راه آهن كه در جريان بازيكن سازي فوتبال كشور همواره در صدر قرار داشته است به لحاظ نتيجه گيري نيز بايد اوضاع بهتري داشته باشد، از اين رو با آوردن اكبر ميثاقيان و ايمان به ترفندهاي مربي اسبق ابومسلم درصدد سر و سامان دادن به اوضاع امتيازي اين تيم برآمده اند و بايد ديد كه اكبر ميثاقيان آيا مي تواند پس از قبول اين ريسك بزرگ راه آهن را از قعر جدول جدا كند؟
كار بسيار سختي است! راه آهن از جمله تيمهايي است كه كمتر دست به تركيب خود مي زند. علي يحيي نژاد در همه بازيهاي اين تيم حضور داشته و ركورددار است و بعد از آن تقوي، تارتار و احمد جمشيديان قرار دارند كه اين بازيكنان در صورت رشد فكري و با جدا شدن از دغدغه هاي فكري، مي توانند نقش غير قابل انكاري در پيشرفت احتمالي راه آهن ايفا كنند.

  


حمله روبينيو به سرمربي رئال ؛كاپلو افكار نژادپرستانه دارد

 

روبينيو ستاره رنگين پوست رئال مادريد در مصاحبه با وب سايت ماركا گفت: به نظر من، فابيو كاپلو افكار نژادپرستانه دارد و با برخي رفتارهاي غلط، دشمنان زيادي براي خود دست و پا كرده است.روبينيو افزود: كاپلو يك مربي بزرگ است و من به عنوان يك بازيكن فوتبال قصد ندارم افتخار شاگردي او را از دست بدهم. وقتي كاپلو، يا هر مربي ديگري ازمن مي  خواهد كه روي نيمكت بنشينم بابت آموزشي كه در سانتوس برزيل ديده  ام، قبول مي  كنم چرا كه خود را سرباز چنين فرمانده  اي مي  دانم، اما كاپلو خارج از جهان فوتبال حرفه  اي نيز دوست دارد ما را روي نيمكت زندگي ببيند و اين اصلاً درست نيست.

  


مشكلات بارسا يكي يكي حل مي شود ؛نيوكمپ هنوز جهنم است!

 

* سرويس ورزش
رقابتهاي ليگ باشگاههاي اسپانيا در اين فصل از جذابيت بيشتري نسبت به قبل برخوردار است، زيرا رقابت  براي كسب عنوان قهرماني بين سه تيم سويا، بارسلونا و رئال مادريد بسيار نزديك بوده و نمي توان مثل چند فصل پيش، قهرمان را از همان اواسط رقابتها براحتي حدس زده و جام قهرماني را براي آن كنار گذاشت.




اما نكته اي كه در اين فصل رقابتهاي لاليگا جلب نظر مي كند، افت و خيزهاي فراوان بارسلونا قهرمان قاطع دو فصل قبل ليگ بوده كه با اقتدار و اختلاف امتياز فاحش به جام قهرماني رسيد و حتي در جام باشگاههاي اروپا نيز برسكوي نخست ايستاد تا نتايج رؤيايي را به دست آورد.
اما شرايط تيم محبوب كاتالان در اين روزها چندان مطلوب نبوده و شاگردان رايكارد هلندي در برابر حريفان متوسط و حتي ضعيف هم با مشكلات فراواني روبه رو مي شوند.
زماني كه در هفته هاي نخستين فصل «ساموئل اتوئو» و «ليونل مسي» مهاجمان خطرناك و تأثيرگذار بارسلونا دچار آسيب ديدگي شديد شده و رونالدينيو را در خط حمله تنها گذاشتند، پيش بيني مي شد كه تيم بزرگ كاتالان در ادامه فصل دچار مشكلات زيادي شود.
اين مسأله خيلي زود علني شد و آبي و اناري پوشان اسپانيا براي صعود از مرحله گروهي جام قهرمانان مجبور شدند تا هفته آخر صبر كرده و با پيروزي خانگي برابر وردربرمن صعود كنند. اما اين روزها وضعيت بارسلونا بسيار نگران كننده است، مردان رايكارد پس از اينكه در جام باشگاههاي جهان جام را به اينتر ناسيونال برزيل واگذار كردند، در نيوكمپ برابر اتلتيكومادريد به تساوي يك - يك رسيده و به تعطيلات رفتند.
در بازگشت هم وضعيت بهتر نشد و قهرمان اروپا در شهرآورد كاتالان برابر اسپانيول به شكست تحقيركننده سه بر يك رسيد تا همگان پي ببرند امسال غول اروپا شكست ناپذير نيست. اما آخرين بازي بارسلونا در پيكارهاي جام حذفي بود و در حالي كه «آلاوز» را دو بر صفر شكست داده بود، انتظار مي رفت در نيوكمپ به پيروزي پرگل و راحت دست يابد، اما اين مسأله اتفاق نيفتاد و بارسا در خانه و به زحمت تيم دوازدهم دسته دوم ليگ اسپانيا را به لطف سه گل «خاوير ساويولا» كه در اين روزها تك ستاره آسمان كاتالان است با حساب سه بر دو شكست داد.
دريافت دو گل از «آلاوز» آن هم در خانه براي تماشاگران متعصب اين تيم قابل قبول نيست، زيرا بارسا در نيم فصل دوم لاليگا براي دفاع از عنوان قهرماني دو فصل قبل خود كار سختي در پيش داشته و در ليگ قهرمانان هم بايد با ليورپول سختكوش بازي كند. در حالي كه همه نگران خط آتش و مهاجمان مصدوم بارسلونا هستند، اما اين مسأله به خود رايكارد هم ثابت شده كه اين تيم در تمامي خطوط دچار مشكل است و با تركيب رؤيايي فصل قبل فاصله زيادي دارد.
در خط دفاع ماركز در بدترين شرايط بسر برده و بسيار پراشتباه بازي مي كند و تورام، زامبروتا، بلتي و اوله گر هم در وضعيت چندان خوبي نيستند.
در ميانه ميدان، بارسا از نداشتن هافبك دفاعي مقتدر رنج مي برد، اين در حالي است كه «ژاوي» افت شديدي كرده و «دكو» تنها مرد آماده بارسا هم برابر اسپانيول آسيب ديد و در خط حمله نيز ساويولا با گلزنيهاي پشت سر هم تاحدودي مشكلات را برطرف كرده و با كمكهاي رونالدينيو سعي بر باقي نگه داشتن بارسا در جمع مدعيان دارد.
تيم محبوب و بزرگ اسپانيا در هفته نوزدهم لاليگا در خانه ميزبان خيمناستيك خواهد بود و با پيروزي قاطع و پرگل مي تواند دوباره خود را به روزهاي خوب نزديك كرده و در جمع مدعيان باقي بماند.
هر چند رئال مادريد رقيب ديرينه بارسا هم در اين فصل چندان مقتدر ظاهر نشده و اين اميدواري هواداران پرتعداد تيم كاتالاني را براي كسب سومين قهرماني پياپي در لاليگا زياد مي كند، اما خود رايكارد و لاپورتا هم مي دانند براي تكرار موفقيت در اروپا با اين وضعيت كار بسيار سختي در پيش خواهند داشت و بايد در انتظار بهبودي و بازگشت سريع اتوئو و مسي بوده تا دوباره از مدعيان اصلي قهرماني باشند.
به هر حال، بارسا براي فصل آينده بايد در تابستان تلاش فراواني در نقل و انتقالات داشته باشد و با جذب بازيكنان جوان و تأثيرگذار و داشتن نيمكتي قدرتمند، خود را براي حضور در لاليگا و جام قهرمانان آماده كند.

  


ديگر به امارات برنمي گردم؛برهاني: از همه گرانتر بودم!

 

چندي پيش روزنامه هاي اماراتي از اخراج آرش برهاني از تيم النصر خبر دادند، ولي خودش اين موضوع را تكذيب مي كند.
- روزنامه هاي اماراتي نوشته اند كه باشگاه النصر تو را اخراج كرده.
*خير، اين موضوع صحت ندارد، ديگر دوست نداشتم در النصر بازي كنم و اين موضوع را با مسؤولان باشگاه در ميان گذاشتم تا به ايران برگردم.
- يعني به خواسته خودت از النصر جدا شدي؟
*خير، آنها هم از عملكرد من ناراضي بودند و جدايي ام از اين تيم با توافق دو باشگاه پاس و النصر و همچنين خود من امكان پذير خواهد بود.
- مثل اينكه پاسيها قصد دارند شرايط ماندنت را فراهم كنند.
*در اين خصوص، با سردار غياثي صحبت كردم و او اعتقاد داشت كه بايد مشكلاتم با النصر حل شود، به همين دليل مدير برنامه هايم در امارات است تا با النصريها مذاكره كند.
- يعني اين امكان وجود دارد كه به امارات برگردي؟
*دوست ندارم به النصر برگردم چون فشار زيادي روي من ايجاد شده بود. مذاكرات ادامه پيدا خواهد كرد تا شرايط جدايي ام فراهم شود.
- قبول داري كه در النصر عملكرد ضعيفي داشتي؟
*ببينيد، من در بين بازيكنان ايراني بيشترين پول را گرفتم و النصريها به خاطر مبلغ قرارداد توقع زيادي از من داشتند. آنها مي خواستند به من كمك كنند، ولي نشد و فشار زيادي روي من ايجاد شده بود.
- اگر به اول فصل برگردي، دوباره النصر را انتخاب مي كني؟
*با آگاهي از اين اتفاقات چنين انتخابي نمي كردم. البته بازي كردن در ليگ امارات سخت نيست، ولي از لحاظ روحي دچار مشكل شدم و اين موضوع براي خيلي از فوتباليستها پيش مي آيد.
- چقدر خودت را مقصر مي داني؟
*من و باشگاه النصر به يك اندازه مقصريم، ولي اميدوارم همه چيز بخوبي به پايان برسد.
- اگر به ليگ برتر بازگردي در پاس بازي مي كني؟
*تا پايان فصل با اين تيم قرارداد دارم و باشگاه پاس در اين خصوص تصميم گيري خواهدكرد.

  


يادداشت ؛ توطئه خاموش

 

* وحيد ضرابي نسب
حالا ديگر استقلال از جام حذفي كنار رفته، آن هم خيلي زود، آن هم توسط يك تيم گمنام، آن هم...
به هر حال هر باختي تفسير و تأويلي دارد و بايد منتظر عواقب بعد آن هم بود. اما با ديدن بازي آبي ها و جمع كردن حواشي استقلال، به يك فرضيه پررنگ مي رسيم و آن هم چيزي نيست جز «توطئه خاموش بازيكنان عليه سرمربي!»...
اتفاقهاي چند وقت اخير در اردوي آبي پوشان را به ياد بياوريد. فضايي پر از ترديد، دودلي، عدم اطمينان و سرگشتگي... هيچ كس در استقلال نمي داند جايگاهش كجاست و تا كي مي تواند روي آن حساب كند. باشگاهي كه نه مديرعاملش جاي محكمي ايستاده و نه هيأت مديره مطمئنند تا آخر سال باقي مي مانند. باشگاهي كه كادر فني هر روز با ترس از بركناري، از خواب بيدار مي شوند و بازيكنان زير فشار جو نامعلوم و پرتنش و اينكه اين بار نوبت كدامشان است، مورد غضب قرار گيرند، به جان هم مي افتند و... خب، در اين شرايط توقع نتيجه گرفتن از استقلال خيلي معقول نيست و توهم توطئه همه جا حس مي شود. اما اين بار مثل اينكه تعدادي از بازيكنان كه خيلي از اتفاقات را زير سر صمد مرفاوي مي ديدند، تمام عقده هاي چند ماهه خود را در بازي با مقاومت بسيج فارس خالي كردند.
بله، ما هم معتقديم استقلال در آن بازي با بدشانسي هم مواجه بود، اما نمايش ضعيف برخي بازيكنان [نامشان را ببريم!] كه آمده بودند نتيجه نگيرند يك معني مي داد: «بازيكنان استقلال ديگر صمد را نمي خواهند...» تا قبل از اين بارها هواداران از عملكرد مرفاوي انتقاد كرده بودند، اما او به پشتوانه حمايت بازيكنان و هيأت مديره سركارش مانده بود. حال به نظر شما در روزهايي كه بازيكنان نه بصورت رو در رو كه در كودتايي خاموش زمينه هاي بركناري او را فراهم مي كنند، صمد مرفاوي چقدر براي ماندن شانس دارد؟
با خودتان حساب كنيد تا به حال سرمربي آبيها چند بار تا مرز كنار گذاشته شدن رفته و با چاشني شانس روي نيمكت مانده است. بعد از دربي، بعد از شكست مقابل پيكان و سايپا و... ولي اين بار قضيه خيلي جدي تر است. اعتراضهاي نيمكت نشينان استقلال و تشكيل يك اپوزيسيون داخي بين آبي ها را دست كم نگيريد. گمان مي كنيد چرا مرفاوي در دقيقه 80 بازي از تعويضش پشيمان شد و منصوريان را فرستاد توي زمين؟ بله، براي اينكه مي دانست اگر او ببازد (كه مي بازد!) عليرضا منصوريان هم به همان طيف مخالف خواهد پيوست.
البته اين درست كه فعلاً قلعه نويي از مرفاوي حمايت مي كند و قريب تازه وارد هم از قلعه نويي! اما هيأت مديره تا كي درباره نگه داشتن سرمربي جوان توافقشان را حفظ مي كنند؟ پس در كنار توطئه بازيكنان عليه مرفاوي مي توانيد سياست جديد هيأت مديره را نيز اضافه كنيد كه وارد آوردن يك شوك به پيكره تيم است. در شرايط فعلي استقلال كه هيچ كس از آن راضي نيست و سرو صداي همه را درآورده است، هيچ چيزي نمي تواند به اندازه تعويض كادر فني ثمربخش باشد و مديران آبي اين را بخوبي مي دانند. حالا ديگر تركيب هيأت مديره سياسي تر هم شده و حتماً سياسيون خوب مي دانند چطور از چنين بحرانهايي خارج شوند. حتي همين روزهاست كه تنها طناب نجات آقاصمد هم پاره شود و قلعه نويي نيز دست از حمايت از شاگردش بردارد تا مرفاوي تنهاي تنها شود.
البته خيلي از اتفاقات امروز نتيجه تدبيرهاي اشتباه آقايان آبي است. اگر از انتخاب نا به هنگام مرفاوي بگذريم، نوع ادبيات صمدخان و رفتارهاي كم تدبيرانه اش، ايجاد دو دستگي بين بازيكنان و تبديل فضا به خودي و غيرخودي، دخالتهاي مستقيم سرمربي تيم ملي در امور استقلال و ناهماهنگي مديرعامل وهيأت مديره و البته سازمان تربيت بدني و خيلي چيزهاي ديگر، كه خريدهاي احساسي اول فصل و بدبازي كردن را هم بايد به آن اضافه كرد، باعث شده با اينكه استقلاليها دوم جدولند، اما حتي هواداران هم اميد چنداني به اين تيم نداشته باشند.
به هر حال، بعد از هواداران، اين بازيكنان بودند كه مخالفت خود را با صمد مرفاوي نشان دادند و حالا بايد ديد هيأت مديره كي به اين جمع اضافه مي شود و پرونده مربي جوان و كم تجربه استقلال به بايگاني مي پيوندد؟

  


اعلام برنامه هفته شانزدهم ليگ برتر

 

نيم فصل دوم مسابقات فوتبال ليگ برتر باشگاههاي كشور از روز پنجشنبه جاري با برگزاري ديدار پرسپوليس - ابومسلم آغاز خواهد شد.
ساير ديدارها نيز روز جمعه ششم بهمن ماه برگزار مي شود.
برنامه ديدارهاي هفته آغازين، نيم فصل دوم ليگ برتر به شرح زير است:
پنجشنبه - 5/11/85 
* پرسپوليس - ابومسلم خراسان، ساعت 15، ورزشگاه آزادي تهران
جمعه - 6/11/85 
* فجر سپاسي - سايپا، ساعت 30/13، حافظيه شيراز
* مس كرمان - پاس تهران، ساعت 30/14، سليمي  كيا كرمان
* راه  آهن - برق شيراز، ساعت 30/14، اكباتان تهران
* ملوان انزلي - فولاد سپاهان، ساعت 30/14، تختي انزلي
* فولاد خوزستان - پيكان تهران، ساعت 30/14، تختي اهواز
* صبا باتري - استقلال اهواز ساعت 30/14، درخشان رباط كريم
* ذوب آهن اصفهان - استقلال تهران، ساعت 30/15، فولادشهر اصفهان

  


امروز منچستريونايتد- آرسنال ؛ونگر و كابوس لارسن

 

امروز آرسنال در بزرگترين ديدار اين هفته ليگ برتر انگلستان ميزبان منچستر يونايتد است.
يونايتد با پيروزي برابر حريف لندني، هم گامي ديگر به قهرماني نزديك مي شود و هم انتقام شكست نيم فصل نخست در اولدترافورد را مي گيرد.
آرسن ونگر سرمربي آرسنال، هنريك لارسن، مهاجم تازه وارد يونايتد را مهره خطرناكي مي داند. او به شوخي گفت كه لارسن همچنان كابوس شبهاي اوست !مي دانيد چرا؟ كافي است ديدار پاياني ليگ قهرمانان اروپاي فصل گذشته را مرور كنيد و ببينيد هنريك لارسن چگونه با پيراهن بارسلونا شب ونگر را خراب كرد.
ماشين گلزني سوئد دقيقه 61جانشين فان بومل شد و سرنوشت ديدار پاياني ليگ قهرمانان را رقم زد. امروز او مدافعان آرسنال را اين بار با پيراهن منچستر يونايتد در ورزشگاه امارات محك مي زند.
هنگامي كه از سرمربي فرانسوي آرسنال پرسيده شد كه آيا نام لارسن خاطرات بد را به ياد او مي آورد؟ پاسخ داد: خاطرات بد نه، كابوس!البته لارسن را دوست دارم. بيشتر از همه هوش و روحيه  تيمي اش را دوست دارم.
لارسن در نخستين ديدارش در منچستر گل زيبايي به آستون  ويلا زد كه بسياري از جمله ونگر را شگفت زده كرد. او نمي داند چرا منچستر با اين بازيكن قرارداد كوتاه مدت بسته است.
چند سال گذشته نبردهاي آرسنال و منچستريونايتد با جنجال و درگيري لفظي ونگر و فرگوسن همراه بوده است. البته چهره شدن چلسي، از رقابت و شايد دشمني اين دو كاسته است.
سرمربي آرسنال گفت: اين حقيقت كه چلسي چهره شد كمي از توجه به آرسنال و منچستر را كم كرد. پيش از دو سال پيش بازيهاي آرسنال - منچستريونايتد به گونه اي بود كه نمي توانستي در آن شكست را بپذيري، اما حالا اگر شكست بخوري چلسي هم هست، ليورپول هم به اين جمع اضافه شده است.
آرسن ونگر به كنايه درباره  صدرنشيني منچستريونايتد گفت:  آنها برابر تيمهاي كوچك ثابت قدم هستند، ما به فولام، منچسترسيتي و شفيلديونايتد باختيم در حالي كه آنها نتيجه گرفتند. اما، اگر به تيمهاي بزرگ نگاه كنيد و نتيجه مان را مقايسه كنيد، پشت سرشان نيستيم.
البته ونگر همچنان ستايشگر سرالكس فرگوسن است و هرگز او را با مورينيو، سرمربي جوان چلسي مقايسه نمي كند: ثابت قدم بودن در اين حرفه مشكل ترين كار است. هر كسي مي تواند دو سال نتيجه بگيرد، من و فرگوسن هنوز بهترين هستيم!

  


ريز و درشت از فوتبال ايران

 

دنيزلي: از حذف استقلال ناراحت شدم!
سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس از شكست دو بر صفر استقلال برابر مقاومت بسيج فارس ابراز ناراحتي كرد و گفت: اگر استقلال پيروز مي شد، دوباره دربي خوبي را برگزار مي كرديم.
مصطفي دنيزلي اظهار داشت: اگر استقلال صعود مي كرد و در مرحله بعد مي توانست با ما بازي كند، خوشحال مي شدم، ولي اكنون ناراحتم.
دنيزلي همچنين با ابراز رضايت از اردوي امارات تصريح كرد: اردوي خوبي بود. بعد از يك هفته بدنسازي، محك خوبي بود تا بتوانيم براي نيم فصل دوم، تيم مشخصي را راهي مسابقات كنيم. بازي با العين نيز نظرات فني ما را برآورده كرد و بسيار به موقع و مطلوب بود.

ساير شاكيان امروز تسويه مي كنند ؛
محمدي چك قبول نكرد!
5 تن از بازيكنان سابق پرسپوليس امروز براي دريافت چك حامي مالي به باشگاه مي روند.در روزهاي اخير بسياري از طلبكاران با حضور در دفتر باشگاه به ازاي دريافت مطالبات خود چكي به تاريخ سال آينده دريافت كردند.قرار است بهروز رهبري فرد، علي انصاريان، علي عليزاده، داوود فنايي و حسن خان محمدي نيز براي دريافت چك راهي باشگاه شوند.اين در حالي است كه محمدي دروازه بان سابق تيم فوتبال پرسپوليس به دليل تاريخ سررسيد چك باشگاه، از پذيرفتن آن خودداري كرده و خواهان دريافت پول نقد شد.

 29بازيكن به اردوي تيم ملي اميد دعوت شدند
فدراسيون فوتبال از 29 بازيكن براي شركت در اردوي تيم ملي اميد دعوت كرد.
حسين ماهيني، سعيد چاه جويي، علي حمودي، رضا طاهري، ميلاد ميداودي، عليرضا حقيقي، احسان خرسندي، محمد پروين، مهرداد اولادي، حنيف عمران زاده، ميلاد ميرترابي، سيد مهدي اسلامي، محمد اسماعيل نظري، سوشا مكاني، حامد شيري، امير روانخواه، فرهاد آل خميس، عادل كلاه كج، مهدي چمن آرا، مهرداد پولادي، حميد كاظمي، ميلاد نوري، محسن فروزان، ظريف كار، اسماعيل كريمي، حسين ساعدي، مهدي محمدپور، شهرام گودرزي و حجت چهارمحالي دعوت شدگان به اردو هستند.
اين اردو از 6 الي 8 بهمن در كمپ تيمهاي ملي جهت آماده سازي تيم براي حضور در بازيهاي مقدماتي المپيك 2008 تشكيل خواهد شد.

قلعه نويي: لژيونرها براي بازي با بلاروس مي آيند
سرمربي تيم ملي فوتبال ايران گفت: بازيكنان ايراني شاغل در باشگاههاي خارجي براي ديدار با تيم بلاروس به اردوي تيم ملي دعوت خواهند شد.امير قلعه نويي افزود: براي جلوگيري از تعطيلي رقابتهاي فوتبال باشگاههاي برتر ايران، تنها از يك يا دو بازيكن باشگاهها در اين ديدار استفاده خواهيم كرد.سرمربي تيم ملي فوتبال ايران در خصوص بازي اين تيم مقابل بلاروس اظهار داشت: اين بازي محك خوبي براي شناخت نفرات جديد تيم ملي خواهد بود.ديدار دوستانه تيمهاي ملي فوتبال ايران و بلاروس روز هجدهم بهمن ماه امسال در ورزشگاه آزادي تهران برگزار مي شود.

انصاري فرد: حذف استقلال به ما ضرر زد
مديرعامل باشگاه پرسپولس گفت: حذف استقلال از جام حذفي به ضررمان شد زيرا مي توانستيم براي دربي اسپانسر جذب كنيم.
انصاري فرد درباره حذف استقلال از جام حذفي و شكست مقابل مقاومت بسيج فارس بيان كرد: پيش بيني مي كردم استقلال برابر اين تيم مشكل پيدا كند. مقاومت بسيج فارس تيم خوبي است و هميشه وقتي در مورد دربي احتمالي مي پرسند، مي گفتم اول بايد ديد استقلال مي تواند حريفش را شكست دهد يا خير.
مديرعامل پرسپوليس اضافه كرد: براي تيمي كه مي خواهد قهرمان شود، فرقي نمي كند كدام تيم مقابل ما قرار گيرد؛ اما اگر استقلال حذف نمي شد، به لحاظ مالي به نفع ما مي شد و مي توانستيم از جذب اسپانسر، در آمدزايي كنيم و اگر صعود مي كردند، باز هم آنها را مي برديم.

زنگا: سپاهان را نمي شناسم
سرمربي ايتاليايي تيم فوتبال العين امارات متحده عربي از وضعيت سپاهان براي رويارويي در ليگ قهرمانان آسيا اظهار بي اطلاعي كرد.
والتر زنگا اظهار داشت: از اين تيم شناختي ندارم و قرار است فيلم بازيهايش را براي ما ارسال كنند تا به بررسي آن بپردازيم.
وي درمورد پرسپوليس عنوان كرد: از اين تيم هم اطلاعاتي در اختيار ندارم، زيرا تمام شناختم از فوتبال ايران به تيم ملي محدود مي شود.

دو بازيكن سوري و يك پرتغالي زير ذره بين دنيزلي
امروز در تمرين تيم فوتبال پرسپولس سه بازيكن خارجي حضور خواهند يافت.
با شروع تمرين تيم، سه بازيكن خارجي ديگر، كنار دو بازيكن تونسي حضور مي يابند. بازيكنان تازه وارد اهل سوريه و پرتغال هستند.
دو بازيكن سوري و يك بازيكن پرتغالي قرار است در آزمايش فني شركت كنند.

قلعه نويي در تمرين استقلال
سرمربي تيم ملي فوتبال و همچنين رئيس سازمان فوتبال باشگاه استقلال عصر ديروز در اولين تمرين اين تيم پس از شكست مقابل مقاومت شيراز حاضر شد.
با توجه به شرايط حساس باشگاه استقلال و همچنين موقعيت ويژه صمد مرفاوي، قلعه نويي روز شنبه در تمرين آبي پوشان حضور پيدا كرد.
اين در حالي است كه اميدوار رضايي طي يك نامه از قلعه نويي خواسته است دلايل شكست و كنار رفتن از جام حذفي را مورد تحليل و بررسي قرار دهد.

مذاكره خطيبي با سرخها
مسؤولان تيم فوتبال پرسپوليس تهران به منظور حضور پر قدرت در نيم فصل دوم ليگ برتر در صدد جذب يك مهاجم گلزن هستند. در اين رابطه به درخواست مصطفي دنيزلي، مسؤولان اين تيم باب مذاكره را با رسول خطيبي مهاجم الشارجه امارات گشودند.
بر اين اساس، خطيبي پنجشنبه شب گذشته با حضور در اردوي پرسپوليس در امارات با دنيزلي و انصاري فرد به گفتگو پرداخت.
قرار است با موافقت طرفين خطيبي قرارداد خود با تيم الشارجه امارات را فسخ كند.

پرسپوليس 24 بهمن مقابل مقاومت بسيج فارس
فدراسيون فوتبال به سبب برگزاري ديدار دوستانه تيم ملي فوتبال كشورمان برابر بلاروس تصميم به تغيير زمان برگزاري مرحله يك هشتم نهايي جام حذفي گرفت.
سه شنبه - 24/11/85
پاس تهران - استقلال اهواز ساعت 30/13ورزشگاه دستگردي تهران
مقاومت بسيج فارس - پرسپوليس تهران ساعت 30/13(براي تعيين تيم ميزبان روز سه شنبه مورخ 3/11/85 قرعه كشي به عمل خواهد آمد.)

تورنمنت چهارجانبه با حضور پرسپوليس و العين
محمد حسن انصاري فرد در مذاكره اي با مديرعامل باشگاه العين، موافقت او را براي برگزاري تورنمنتي چهارجانبه در تهران جلب كرد.
قرار برگزاري اين تورنمنت در سال آينده گذاشته شده است. حضور تيمهاي پرسپوليس و العين قطعي است و قرار شد با دو تيم ديگر هم مذاكره شود تا تورنمنتي با كيفيت فني بالا برگزار شود.

اكبرپور به تيم هما پيوست
عليرضا اكبرپور پس از توافق با مسؤولان هما، تا پايان نيم فصل ليگ دسته اول در اين تيم تهراني توپ خواهد زد.
وي چندي پيش با حضور در تبريز قراردادي داخلي با تيم شهرداري منعقد كرده بود، اما پس از عذرخواهي از مسؤولان اين تيم، راهي تهران شد.

بازگشت نيكبخت از ايتاليا!
كادر فني پرسوليس خبر داد از امروز عليرضا نيكبخت واحدي كه براي ماه عسل به ايتاليا سفر كرده و الونگ الونگ كه در اين چند روز كسي از او خبر نداشت، در تمرين اين تيم شركت خواهند كرد.
تيم پرسپوليس در امارات به سر مي برد و در ديدار دوستانه برابر العين به تساوي يك بريك دست يافت. در اين سفر بادامكي تيمش را همراهي نكرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 Info@qudsdaily.com