|
گروه حوادث: مرد معتادي كه پسر دايي اش را به انگيزه سرقت به قتل رسانده بود، از سوي دادگاه كيفري استان تهران به قصاص نفس محكوم شد.

اين رأي در حالي صادر گرديد كه عامل جنايت پيش از صدور حكم از هيأت قضايي، خواستار قصاص خود شده بود. به گزارش خبرنگار ما، ساعت يك و نيم بامداد سيزدهم مهرماه سال گذشته حادثه خونيني در «داودآباد قرچك» رخ داد كه در جريان آن جواني به نام روح ا... بر اثر اصابت ضربات چاقو توسط يك جوان آشنا به قتل رسيد و شخص ديگري به هويت «اسماعيل» نيز بشدت از ناحيه گردن، سينه و پشت مصدوم شد. با قتل اين جوان و اظهارات مصدوم حادثه، عليرضا عامل جنايت كه پس از ارتكاب جرم به كرج متواري شده بود، شناسايي و بازداشت شد. با انتقال نامبرده به پليس آگاهي مركز، متهم تحت بازجويي پليسي و قضايي قرار گرفت، با بازسازي صحنه جنايت پذيرفت كه به انگيزه سرقت پسر دايي اش را به قتل رسانده و موجب مصدوميت پسرعموي خود شده است. بدين ترتيب با گناهكار شناخته شدن عليرضا، از سوي دادسراي جنايي، پرونده متهم براي صدور كيفر به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد. صبح ديروز جلسه رسيدگي به پرونده عامل جنايت «داودآباد» از توابع «قرچك» به رياست قاضي عزيزمحمدي و چهار مستشار شعبه 71 برگزار شد. در ابتداي اين جلسه، «حيدري» نماينده دادستان با قرائت كيفرخواست به درخواست اولياي دم از هيأت قضايي تقاضاي اشد مجازات (قصاص نفس) متهم را كرد. در ادامه اين جلسه، «اسماعيل» مصدوم حادثه در جايگاه حاضر شد و در تشريح ماجرا گفت: آن شب من و دو نفر از دوستانمان مهمان عليرضا بوديم كه حدود ساعت 12 شب صداي زنگ خانه به صدا درآمد. «عليرضا» رفت تا در را باز كند كه من به او گفتم اين وقت شب، كسي جز روح ا... نيست و ما هم مي دانيم كه او فقط به انگيزه سرقت قصد دارد پيش ما بيايد. بنابراين، بهتر است او را به خانه راه ندهي. وي افزود: به دنبال اظهاراتم، عليرضا قانع شد و از نيمه راه برگشت، اما اين پايان ماجرا نبود؛ چون وي لحظاتي بعد وقتي متهم حاضر در دادگاه به صورت مستمر زنگ خانه را به صدا درآورد و باعث ايجاد مزاحمت براي همسايه ها شد، با بيان اينكه حتي اگر مرتكب سرقت شد با هم پول مي گذاريم و جبران سرقتش را مي كنيم، در را به رويش باز كرد. وي در خصوص چگونگي مرگ عليرضا گفت: ساعت از يك و نيم بامداد گذشته بود كه من در ناحيه گردنم احساس گرما كردم. بنابراين، وقتي از خواب بيدار شدم، ناگهان متهم را ديدم كه «عليرضا» را به ديوار چسبانده و ضربه مهلكي بر قلب او وارد كرد. در حال زدن ضربه دوم به قلبش بود كه با صداي بلند فرياد زدم، چه كار مي كني؟ در اين لحظه متهم با گفتن اين جمله كه «تو هنوز زنده اي» به طرفم آمد و با چاقو چند ضربه به سينه، پشت و دستم زد. وي ادامه داد: به هر ترتيبي كه بود، چاقو را از دستش گرفتم. مي خواستم به او حمله كنم كه بلافاصله فرار كرد و روز بعد وقتي به هوش آمدم، خودم را روي تخت بيمارستان ديدم و در همانجا بود كه فهميدم عليرضا با هشت ضربه چاقو به قتل رسيده است. به دنبال اين اظهارات، متهم در برابر هيأت قضايي ايستاد و به دفاع از خود پرداخت و گفت: قبول دارم كه پسر دايي ام را به قتل رساندم.وي درخصوص انگيزه اش افزود: نمي دانم براي چه چيزي پسردايي ام را به قتل رساندم، اما مطمئنم به انگيزه سرقت پول و جواهرات مرتكب جرم نشدم؛ چون شب حادثه 30هزار تومان پول همراه داشتم و براي رفتن به مسافرت نيز رسيور ماهواره ام را فروخته بودم. متهم با تأكيد بر اينكه شب حادثه به علت مصرف چند عدد قرص اصلاً درحالت عادي نبوده است، ادعا كرد، يادش نمي آيد چند ضربه به مقتول زده است. وي در پاسخ به سؤال قاضي دادگاه مبني بر اينكه، «اسماعيل» مصدوم حادثه پس از قتل عليرضا چه چيزي به تو گفت؟ اظهار داشت: او به من گفت حالا كه وي را كشتي، مرا نكش. گفتني است، متهم در اين لحظه وقتي مورد سؤال ديگري قرار گرفت مبني بر اينكه چگونه جمله اي را كه مصدوم حادثه به تو گفته، بخوبي به ياد داري، اما درخصوص تشريح ماجرا، انگيزه قتل و چگونگي ارتكاب جرم اظهار بي اطلاعي مي كني، فقط سكوت كرد.وي در ادامه به عنوان آخرين دفاع گفت: نمي دانم براي چه پسردايي ام را كه به من پناه داده بود، به قتل رساندم، اما به خاطر عذاب وجداني كه دارم، از هيأت قضايي مي خواهم مرا به قصاص نفس محكوم كند و اين رأي را نيز با كمال ميل مي پذيرم. گفتني است، 5 قاضي شعبه 71دادگاه كيفري استان پس از پايان جلسه رسيدگي به اتفاق آرا متهم را به قصاص نفس محكوم كردند. |