|
* بتول عزيزي فرهنگ عاشورا، فرهنگ حركت دوباره شيعه در بستر تاريخ و شكل گيري و تقويت مبناي يك مكتب است كه سنگ بناي اوليه آن بر بلنداي دستان رسول ا...(ص) شكل گرفت و امامان پس از ايشان هر يك با نگاهي به اوضاع و جريانهاي سياسي عصر خويش به حفظ آن و نيز مرمت بناي نوپاي اسلام همت گماشتند.

واقعه عاشورا كه به حق بايد آن را فراتر از يك جريان سياسي صرف دانست، يكي از حلقه هاي اصلي زنجيره فرهنگ تشيع است كه گسست در بزرگداشت آن، عاقبتي جز گسستن حلقه هاي اين زنجيره در پي نخواهد داشت. عزاداري و سوگواريهايي كه هر ساله در ايام ماه محرم و صفر به پاسداشت رشادت حسين(ع) و يارانش برپا مي شود، علاوه بر حفظ ياد و خاطره واقعه عاشورا در ذهن تاريخي شيعه، آن را به عنوان يك عنصر فعال در فرهنگ تشيع، بلكه فرهنگ اسلام به جهانيان عرضه مي دارد، تا آنجا كه پيروان ساير اديان نيز به ياد حماسه هاي حسيني در اين مراسم شكوهمند اسلامي شركت مي جويند. با اين تفاسير و با توجه به تغييرهايي كه در عصر حاضر به لحاظ ارتباطي ايجاد شده، مي توان از فرصت به وجود آمده در ارايه فرهنگ ناب عاشورا به تشنگان حقيقت و عدالت بهره جست. دكتر سيد يحيي يثربي، عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد بهشتي در گفت و گو با خبرنگار قدس به بررسي ابعاد مختلف اين موضوع پرداخته است...
* آقاي دكتر! به عنوان نخستين پرسش بفرماييد، ريشه شكل گيري انحرافها در اديان الهي چيست؟

** امامت جانشين نبوت است، مادامي كه نبوت ختم نشده، انحرافها و تحريفها توسط يك بعثت جديد اصلاح مي شود. بشر ابتدا پيام را از پيامبر مي گرفته، ولي بعد از مدتي براساس هوي و هوس و اغراض و امراض، تحريفي در دين الهي توسط بشر ايجاد مي شده و جامعه را به انحراف مي كشيده است، لذا پيغمبر ديگري مي آمد و اين انحراف و تحريفها را اصلاح مي كرد تا اين كه نبوت به نبي اكرم(ص) ختم شد. ما بر اين اعتقاديم كه هنوز هم ضرورت اين وظيفه از بين نرفته، يعني نه بشر به جايي رسيده كه دست از تحريف و انحراف بردارد و نه خداوند از خير اصلاح گذشته است. اگر بعثتها لطف بودند، ادامه يافتن رفع و دفع انحرافها و تحريفها نيز لطف است، لذا خداوند از اين لطف نيز دريغ نمي كند. حال بايد ديد آن لطفي كه توسط بعثتها انجام مي پذيرفت، آيا با امامت دنبال مي شود؟ هدف اصلي دين و بعثت انبيا سه چيز است: 1- غفلت زدايي از ذهن انسان و حركت دادن او به سمت خداوند 2- تنظيم دنيا در جهت آخرت. به گونه اي كه زندگي دنيوي از مردم گرفته نشود و همان زندگي را طوري تنظيم كنند كه به سعادت اخروي منجر شود. 3- پاسداري از اعتبار و اصالت انسان و رها ساختن او از قيد و بند سلطه ها و قدرتهاي شيطاني. اين سه هدف انبياست. اما بشر به طور طبيعي همه اينها را دوباره تجديد مي كند، يعني يك پيغمبر مي آيد، بشر دوباره غفلت مي كند، زندگي اش را با هدف دنيا تقويت مي كند نه آخرت، انسانها دوباره اعتبار يكديگر را از بين مي برند و اين سير ادامه دارد تا ختم نبوت. در اين جا، مسأله امامت مطرح مي گردد. عقيده به امامت، عقيده به پشتوانه آسماني براي پاسداري از سه هدف مذكور انبياي ماست. * اين رويكرد انحرافي در ميان پيروان حضرت ختمي مرتبت(ص) چه وضعيتي داشت؟ ** اولين تجربه تحريف و انحراف را از زمان پيامبراكرم(ص) شاهد هستيم. سالهاي آخر عمر پيامبر(ص) بعد از فتح مكه، ايشان نگران ايمانهاي دروغيني بودند كه فقط مي خواستند ايمانشان را ابزار و وسيله اي براي رسيدن به قدرت نمايند. اينها در آن زمان پنهان بود، آتش زير خاكستر بود. ناگهان در زمان يزيد اين جريان از حالت خفا درآمده و علني شد. در آن هنگام وجود حضرت امام حسين(ع) پاسخي آسماني به اين انحراف عملي بود. اگر مسأله قيام را اين طور ببينيم، يك جريان مكرر است؛ يعني هميشه تحريف و انحراف و هميشه مبارزه با تحريف و انحراف وجود داشته است. لذا، هر جريان عاشورا هشداري است براي ما كه كار هنوز تمام نشده است. هميشه تحريف و انحراف هست، هميشه غفلت و بي اعتبار كردن انسانها هست، هميشه دنياپرستي وجود دارد، پس ما بايد دست به كار شويم. امام حسين(ع) نيز همين كار را كرد، دست به كار شد؛ همراه زن و فرزند و خانواده اش و با جريانهاي انحرافي به مبارزه برخاست و گفت اين حركت با مرگ من تمام نمي شود. شيعيان من بايد در اين مسير گام نهند. بنابراين، جريان عاشورا يعني اگر من و شما مسلمان و شيعه هستيم، هر لحظه گوش به زنگ تحريفها و انحرافها در جامعه و در سطح جهاني باشيم. پيام امام حسين(ع) اين است كه ايشان، نمي گويد گريه كن، مي گويد برخيز و مبارزه كن. ولي متأسفانه برخي امروز مي گويند همه كارها را بكن، خداوند به خاطر امام حسين(ع) گناهانت را مي بخشد. امام حسين(ع) به خاطر مبارزه با گناه كشته شد، نه پناه براي گنهكاران! حركت امام(ع) به ما نشان مي دهد كه در جامعه با گناه و انحراف و تحريف بايد مبارزه كرد. نبايد در جامعه به گناهكار ميدان بدهيم. اگر نگاه ما به جريان قيام امام حسين(ع) اين گونه باشد، آن گاه جمله معروف «هر زميني كربلاست و هر روزي عاشورا» برايمان متجلي مي گردد. * با توجه به فرمايش حضرت عالي در خصوص شيوه برخورد امام حسين(ع) با انحرافهاي جامعه و نيز نظر به اهميت سوگواريهاي حسيني در تبيين فلسفه قيام امام حسين(ع)، بفرماييد آيا عزاداريهاي كنوني در جامعه ما از پشتوانه اي كه بتوان آن را در رديف سوگواريهاي تأثيرگذار دانست، برخوردارند؟ ** متأسفانه عزاداريهاي ما در عصر حاضر از فلسفه اصلي خود دور شده و تنها آداب و رسومي صرف تبديل شده و به همان اكتفا مي گردد. ديوارها را سياه كنيم، لباس سياه بپوشيم، روضه خواني و مداحي كنيم و بعد از روز عاشورا و سينه زدن و گريستن هر كسي پي كار خودش برود. * آيا نسبت تجدد و نوگرايي در عزاداريها به عنوان يك چالش محسوب مي گردد؟ ** دو سه قرن است كه تجدد در جهان راه باز كرده و ميليونها آثار و بركات داشته است. به جاي تجدد، وضع كنوني جهان جديد را بنگريد كه عصر جهاني شدن است. تجدد بايد جدي گرفته شود. يكي از نتايج تجدد، جهاني شدن است. نه تجدد را تحقير كنيم و نه آن را ناديده بگيريم. متأسفانه در جامعه ما هر دوي اين، صورت مي گيرد. تجدد نسبت به شرايط گذشته، نوري است در ظلمت. به طور مثال، پزشكي جديد را با پزشكي گذشته مقايسه كنيد. حمل و نقل را مقايسه كنيد. اما انحراف و تحريف ربطي به تجدد ندارد. در جامعه گذشته نيز كه بحثي از تجدد نبود، فرعونها و نمرودها بودند. تجدد امكانات زيبايي در اختيار بشر قرار داده است. لذا ما بايد از اين امكانات در جهت علو اسلام بهره بگيريم. يكي از امكاناتي كه دانش جديد و تجدد فراهم آورده، گره زدن دنيا به هم است. اكنون دنيا به صورت يك دهكده درآمده است و حسين(ع) در يك دهكده جهاني مطرح مي شود. در گذشته، اگر يك نفر در قرن 5 هجري به اين فكر مي افتاد كه پيام امام حسين(ع) را به جهانيان برساند، چه مي توانست انجام دهد؟ غير از اين كه چند قاصد بفرستد و نامه بنويسد. در آن شرايط، چه مي توانست بنويسد؟ براي چند نفر مي توانست نامه بنويسد؟ خوشبختانه اكنون در دنيايي هستيم كه اكثر مردم باسوادند. حال بايد ببينيم در اين شرايط توانسته ايم به عنوان يك شيعه واقعي وظيفه خود را انجام دهيم. * در اين شرايط، چه مي توان كرد؟ ** با اين همه مراكزي كه ما داريم، بايد نظريه پردازي كنيم. بايد عزاداريها را مديريت نماييم. اسلام حرفهايي دارد كه مي تواند دنيا را تكان بدهد، درباره اصالت انسان، معنويت، گمشده هاي دنياي غرب و ... . به نظر بنده ما بايد در موضوع عزاداري در داخل و خارج تجديدنظر كنيم. در بين خودمان از آن جهت تجديدنظر كنيم كه ديگر عزاداريها در بين خودمان نيست، خيال نكنيم ديگران نمي بينند. مسائل داخلي، آشكار و هويداست. لذا پيشنهاد من اين است كه مراجع بزرگوار، درباره عاشورا و عزاداري نظرشان را صريح اعلام كنند، دستورالعمل بنويسند. انديشمندان ما در شيوه كار، نظريه پردازي كنند. حداقل به عنوان يك برنامه كوتاه مدت براي عزاداريها مديريت بگذاريم. هيأتهاي ما بايد شوراي اصلي و فرعي داشته باشند، ساماندهي شوند. هر كسي نبايد در عزاداري ما راه پيدا كند. در عصر حاضر، از هر حرفمان ممكن است با نگاه شيطاني حاكم در جهان، سوء برداشت شود. لذا بايد از اين مرحله به آرامي بگذريم تا نوبت به مرحله دراز مدت برسد. حداقل با اين مديريت مي توانيم محتوا را حساب شده نماييم. عده اي هستند كه به خاطر جذب مشتري، هر مطلبي و هر محتوايي را عنوان مي كنند. اين مسأله فعل و انفعال، دوراني دارد. وقتي در جامعه حرفهاي بي پايه مشتري پيدا كرد، وجود مشتري ادامه اين حرفها را تقويت مي كند. اين حرفها با شدت و حدت بيشتري عنوان مي شود، دوباره مشتري پيدا مي كند و ...، پيام من به دلسوزان جامعه و ارادتمندان اباعبدا... الحسين(ع) اين است كه: عزاداري عاشوراها را مديريت كنند. در عصر جهاني شدن، مديريت عاشورا از ضروري ترين كارهاست. * آيا مي توان فرهنگ و نظام جامع عزاداري ارائه نمود تا كمتر در اين مسأله دچار بحران شويم؟ ** بله. فرهنگ عزاداري بايد براساس اسلام و تشيع و نيازهاي بشر امروز بيان شود. اكنون در سطح جهان و دوره جهاني شدن، عاشورا بايد به گونه اي مطرح شود كه جهاني گردد. جهاني شدن يعني انتخاب همه. عاشورا وقتي جهاني مي شود كه ديگران انتخاب كنند، يعني ما بتوانيم آن را خوب ارائه كنيم. در عصر جهاني شدن بايد زبان عاشورا را عوض كنيم و محتوا را غني تر سازيم. راه يافتن فرهنگ ديگران در عزاداري ما يك آسيب است. با فرهنگهاي مختلف مرتبط شديم، آرام آرام برخي ايده ها و فرهنگها به صورت عوام پسندانه ترويج گرديد و دامنگير عزاداري ما شد كه بسياري از آنها هيچ معنايي ندارد. به طور مثال، آيا برافراشتن علمي كه كمر 20 جوان زير آن خم مي شود، افتخار است؟ آيا اجازه مطرح شدن هر محتوايي در عزاداري به جهت بازار گرمي برخي افراد فرصت طلب شايسته است؟ اساتيد بزرگوار، مراجع عظام، علماي اعلام تقريباً همه گلايه هايشان را نسبت به اين مسائل بيان نموده اند و همه شنيده ايم؛ لذا در اين عرصه اقدام جدي لازم است. * ميزان تأثيرگذاري عزاداري در مقايسه با گذشته چگونه است؟ ** زماني شيعه در يك اقليتي بوده و فقط اين كار از دستش برمي آمده كه سياه بپوشند و عزاداري كنند، اما اكنون شرايط تغيير كرده است. در آن زمان عاشورا نقش خود را داشته، حداقل اين كه مكتب را زنده نگه داشته و احساسات مردم را راضي كرده است. افرادي كه نمي توانند نكته هاي عميق قيام را درك كنند، به همين مسائل دل خوش كرده و راضي شده اند. البته، از معنويت آن نيز بهره مند شده اند؛ اما شرايطي كه ما اكنون داريم، متفاوت با گذشته است. اكنون بايد عاشورا را مديريت كرد، زيرا شرايط بسيار حساس است. * نقش مردم در اين زمينه چيست؟ ** مردم اغلب تابع نظر مراجع هستند و همين موضوع، مسؤوليت علما را سنگين تر مي كند و مي طلبد هر چه زودتر به مسأله مديريت عزاداري بيشتر بينديشند و اقدام عملي نشان دهند. مردم به مجالس عزاداري مي روند و لذت معنوي خود را مي برند، ولي مسؤوليت بر آگاهان امر است كه در اين زمينه روشنگري نمايند. |